آثار باستانی ثمود (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بقایایی از خانه‌های ثمودیان تا عصر پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و امکان مشاهده آنها برای مردم وجود داشت.


بقایای قوم ثمود

[ویرایش]

ولقد ارسلنا الی ثمود اخاهم صــلحـا...(ما به سوی «ثمود»، برادرشان «صالح» را فرستادیم که: خدای یگانه را بپرستید! امّا آنان به دو گروه تقسیم شدند که به مخاصمه پرداختند.)فتلک بیوتهم خاویة...(این خانه‌های آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالی مانده؛ و در این نشانه روشنی است برای کسانی که آگاهند!)(با توجه به اینکه کلمه «تلک» برای اشاره به مشارالیه محسوس و مشهود وضع شده است، به کارگیری آن نشان می‌دهد که آثار شهر ثمودیان تا زمان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم باقی مانده و قابل مشاهده بوده است.)
وکم اهلکنا من قریة بطرت معیشتها فتلک مسـکنهم لم تسکن من بعدهم الا قلیلا وکنا نحن الورثین.(و چه بسیار از شهرها و آبادیهایی را که بر اثر فراوانی نعمت، مست و مغرور شده بودند هلاک کردیم! این خانه‌های آنهاست (که ویران شده)، و بعد از آنان جز اندکی کسی در آنها سکونت نکرد؛ و ما وارث آنان بودیم!) یعنی مساکن آنان که خراب و ویران شد، اینک خرابه‌های آن، جلو چشم شما است، و هنوز به حالت ویرانی اش مانده، و تعمیر نشده، و بعد از هلاکت صاحبانش مسکونی نشد، مگر اندکی از آنها. با این معنا که برای جمله کردیم روشن می‌شود که مناسب تر آن است که استثنای" الا قلیلا" را استثنای از مسکن‌ها بگیریم، نه از جمله" من بعدهم"، چون اگر چنین کنیم معنای آیه این می‌شود که: مساکن آنان بعد از ایشان مسکون نشد، مگر زمانی اندک، چون کسی در آنجاها منزل نکرد، مگر کاروانیانی که در بعضی از سفرها یک روز یا نیم روز در آنجاها منزل کردند. («تلک» اشاره به دیار قوم ثمود و... دارد که مردم جزیرة العرب با آنها آشنا بوده‌اند. )
وعادا وثمودا وقد تبین لکم من مسـکنهم...(ما طایفه «عاد» و «ثمود» را نیز (هلاک کردیم)، و مساکن (ویران شده) آنان برای شما آشکار است؛ شیطان اعمالشان را برای آنان آراسته بود، از این رو آنان را از راه (خدا) بازداشت در حالی که بینا بودند.)

عبرت تاریخ

[ویرایش]

خانه‌های خراب شده ثمود، مایه عبرت برای بینندگان آن است.
ولقد ارسلنا الی ثمود اخاهم صــلحـا...کلمه" اختصام" به معنای تخاصم و نزاع طرفینی است و اگر دو فریق را با صفت جمع" یختصمون" توصیف کرد، با اینکه جا داشت بفرماید: " فریقان یختصمان" بدین جهت است که مراد از" فریقان"، تنها دو فریق معینی نیست، بلکه مراد از آن، مجموع امت است و کلمه" اذا" فجائیه و به معنای ناگهان است. و معنای آیه این است که: ما به سوی قوم ثمود برادر و فامیلشان صالح را فرستادیم و امید آن می‌رفت که بر ایمان به خدا اجتماع نموده و متفق گردند و لیکن بر خلاف انتظار و بطور ناگهانی به دو فریق از هم جدا شدند، فریقی ایمان آورد، و فریقی دیگر کفر ورزید، درباره حق با هم به نزاع و کشمکش پرداختند و هر فریقی می‌گفت حق با من است.
فتلک بیوتهم خاویة... ان فی ذلک لایة لقوم یعلمون.کلمه" خاویه" به معنای خالی است از ماده" خوی" به معنای خالی بودن، و بقیه الفاظ آیه روشن است. " و انجینا الذین آمنوا و کانوا یتقون" در این آیه مؤمنین را بشارت به نجات می‌دهد و اگر در ردیف آن فرمود" و کانوا یتقون" برای این است که تقوا مانند سپر است برای ایمان و نمی‌گذارد ایمان لطمه بخورد، هم چنان که فرموده: " و العاقبة للمتقین" و نیز فرموده: " و العاقبة للتقوی ". (مقصود از «لایة لقوم یعلمون»، عبرت و پند گرفتن از خانه‌های خراب شده ثمود برای بینندگان آن است. )

پانویس

[ویرایش]
 
۱. نمل/سوره۲۷، آیه۴۵.    
۲. نمل/سوره۲۷، آیه۵۲.    
۳. قصص/سوره۲۸، آیه۵۸.    
۴. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۶، ص۸۷.    
۵. مجمع البیان، طبرسی، ج۷، ص۴۵۰.    
۶. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۸.    
۷. نمل/سوره۲۷، آیه۴۵.    
۸. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۵، ص۵۳۱.    
۹. نمل/سوره۲۷، آیه۵۲.    
۱۰. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۸.    
۱۱. طه/سوره۲۰، آیه۱۳۲.    
۱۲. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۵، ص۵۳۶.    
۱۳. مجمع البیان، طبرسی، ج۷، ص۳۹۲.    


منبع

[ویرایش]
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «آثار باستانی ثمود».    








جعبه ابزار