آراء محموده

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آراءِ مَحْموده، در لغت به معنی اندیشه‌ها و باورهای پسندیده و در اصطلاح اهل منطق به معنی عقاید مشهوری است که از لحاظ مصالح جامعه یا برحسب سیرتی مخصوص، پسندیده و مقبول باشد.


توضیح اجمالی

[ویرایش]

عقاید مشهوری که از لحاظ مصلحت عموم یا بحسب سیرتی مخصوص پسندیده و نیکو باشد (- مشهورات)، «...و این صنف را ذایعات نیز خوانند. و آنچه از آن جمله بحسب مصلحت عموم یا بحسب سیرتی پسندیده بود آن را آراء محموده خوانند» «و از آن جمله آراء محموده است. و آن قضایائی است که اگر بگذارند انسان را با عقل مجرّد او، [و] و هم او، و حسّ او، و او را تادیب نکنند به قبول آن، و اعتراف به آن، و ظنّ‌ قویّ او بسبب استقراء او را مایل نگرداند به حکمی، و استدعا نکرده باشد به آن آنچه در طبیعت انسان است از رحمت و خجل و انفت و حمیّت و غیر آن، انسان بر آن حکم نکند از جهت مطاوعت عقل یا وهم یا حس او. مثل حکم به آنکه اخذ مال غیر قبیح است، و کذب قبیح است، و کشف عورت قبیح است. و اینها گاه باشد که صادق باشند، و گاه باشد که کاذب باشند. و گاه باشد که عامّ باشند و رای جمهور بر آن، چنانکه العدل جمیل، و گاه باشد که خاصّ باشند و رای اهل ملتی یا صناعتی بر آن، دون غیرهم».
[۳] شیرازی، قطب‌الدین محمود بن مسعود، درّة التاج، ۱۷۵.


معنای اصطلاحی

[ویرایش]

خواجه نصیر در معنی این اصطلاح گوید: «آنچه از آن جمله به حسب مصلحت عموم و یا به حسب سیرتی پسندیده بُوَد، آن را آراء محموده خوانند».

آراء محموده جزئی از مشهورات

[ویرایش]

در کتاب‌های منطقی، آراء محموده از «مشهورات» محسوب شده است.

← مقصود از مشهورات


مقصود از مشهورات ـ که در جدل و خطابه به کار می‌رود ـ قضایایی است که موجب اعتقاد به آن‌ها «شهادت همگان است، یا شهادت بیش‌تر مردم، یا شهادت همۀ دانشمندان، یا اکثر ایشان و یا افاضل ایشان، در آنچه مخالف رأی جمهور نباشد». مشهورات را به حقیقی و غیرحقیقی تقسیم کرده‌اند. مشهوراتِ حقیقی خود بر ۲ قسم است: مطلق و محدود.

← مشهورات حقیقی مطلق


مشهورات حقیقی مطلق، آراء و عقایدی است که مورد قبول همگان است. این قبیل قضایا «به حسب مصالح مصالح جمهور یا به سبب عادات فاضله و اخلاق جمیله که در نفوس راسخ باشد و یا به سبب قوّتی از قوّت‌های نفس، مانند رقّت یا حمیّت یا حیا و غیر آن، مقبول بُوَد و بر جمله به نزدیک عقلِ عملی صحیح باشد».
قید «عقلی عملی» رسانندۀ این نکته است که از لحاظ عقل نظری، برخی از این قضایا صادقند و بعضی کاذب. بنابراین، قضایای یاد شده ذاتاً مورد تصدیق عقل نظری نیست.

← مشهوراتِ حقیقی محدود


مشهوراتِ حقیقی محدود، مشهوراتی است که از نظر جماعتی یا دانشمندان رشتۀ خاصی مقبول باشد و مورد استناد قرار گیرد «که مشهور فقیه جز از مشهور متکلمان بود و مشهور طبیبان جز از مشهور منجّمان بود، بلکه مشهور هندوان جز از مشهور ترکان و رومیان بود».
[۸] ساوی، عمر بن سهلان، تبصره، ج۱، ص۱۰۹، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، دانشگاه تهران، ۱۳۳۷ش.


← مقسم آرای محموده


از این ۲ قسم مشهورات، قسمی که آن را آراء محموده می‌نامند، مشهورات حقیقی مطلق است که اعتراف عموم یا عادات و سنن یا عواطف و تأثرات نفسانی و یا استقراء مایۀ شهرت و علت اعتقاد به آن‌ها شده است، مانند این‌که دادگری نیک است و دروغگویی زشت. آراء محموده قضایایی است که اگر انسان را از جهت عقل نظری و حس و وهم به خود واگذارند و او را به قبول آن قضایا تأدیب و تربیت نکرده باشند و استقراء و اخلاق فاضله نیز آدمی را به سوی آن‌ها نکشیده باشد، بسا که انسان پس از دقت و تأمل، آن قضایا را باور نکند و نپذیرد.
[۹] قطب‌الدین شیرازی، محمود بن مسعود، دره‌التاج، ج۲، ص۱۵۷، به کوشش محمد مشکوه، تهران، ۱۳۲۰ش.
[۱۰] نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، ج۱، ص۲۲۰، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.


مترادف بودن آراء محموده با ذایعات

[ویرایش]

معمولاً در کتاب‌های منطقی، آراءِ محموده را مترادف با «ذایعات» به کار برده‌اند، در صورتی که این ۲ اصطلاح با یکدیگر تفاوت دارند.
مقصود از ذایعات، مشهوراتی است که صدق آن‌ها موقوف به افزودن قیدی باشد در حالیکه اشتهار آن‌ها بدون آن قید تحقق یافته باشد، مانند اینکه «آزار دیگری برای سود خود ناپسند است» که این حکم به نحو اطلاق صادق یا مقبول نیست، زیرا عقل کشتن حیوانات را برای انتفاع خود نمی‌نکوهد، «باشد که حکمی به قیدی خاص صادق بود و بی‌آن قید مشهور و مثال مشهور کاذب قبح ایذای غیر است به سبب منفعت خود. چه ذبح حیوان که نوعی از آن است به حسب عقل قبیح نیست و این صنف را ذایعات نیز خوانند» به گفتۀ ابوعلی سینا، «ذایعات» در نظر اول «محموده» است، یعنی عقاید و آرایی است که وقتی بغتتاً بر اذهان عامیان ناهشیار یا عامیان هشیار غافل عرضه شود، بدان گردن می‌نهند، ولی پس از دقت و تأمل درمی‌یابند که محموده نیست، مانند این حکم که «یاری برادر واجب است، خواه ستمگر باشد خواه ستمدیده» این قبیل قضایا، مشهورات غیر حقیقی است، و‌ همان است که «مشهورات بظاهر» نامیده شده است
[۱۳] ساوی، عمر بن سهلان، تبصره، ص۱۱۰، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، دانشگاه تهران، ۱۳۳۷ش.
[۱۴] شهابی، محمود، رهبر خرد، تهران، خیام، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۱۲۵.
[۱۵] شهابی، محمود، رهبر خرد، تهران، خیام، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۲۶۸.
[۱۶] تَهانَوی، محمد بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۷۰۷، به کوشش آلویس اشپرنگر، کلکته، انجمن آسیایی بنگال، ۱۸۶۲م.
[۱۷] تَهانَوی، محمد بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۷۴۸-۷۴۹، به کوشش آلویس اشپرنگر، کلکته، انجمن آسیایی بنگال، ۱۸۶۲م.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۲) ابوعلی سینا، حسین‌ بن عبداللّه، النجاه، مصر، مطبعه‌السعاده، ۱۳۵۷ق.
(۳) ابوعلی سینا، دانشنامۀ علایی (بخش مطلق)، به کوشش محمدمعین و محمد مشکوه، تهران، دهخدا، ۱۳۵۳ش.
(۴) تَهانَوی، محمد بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، به کوشش آلویس اشپرنگر، کلکته، انجمن آسیایی بنگال، ۱۸۶۲م.
(۵) ساوی، عمر بن سهلان، تبصره، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، دانشگاه تهران، ۱۳۳۷ش.
(۶) شهابی، محمود، رهبر خرد، تهران، خیام، ۱۳۶۱ش.
(۷) قطب‌الدین شیرازی، محمود بن مسعود، دره‌التاج، به کوشش محمد مشکوه، تهران، ۱۳۲۰ش.
(۸) نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
(۹) نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، شرح الاشارات و التّنبیهات، تهران، ۱۳۷۷ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، ص ۳۴۷، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.    
۲. نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، ص ۳۴۷، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.    
۳. شیرازی، قطب‌الدین محمود بن مسعود، درّة التاج، ۱۷۵.
۴. نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، ص ۳۴۷، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.    
۵. ابوعلی سینا، حسین‌ بن عبداللّه، النجاه، ص۱۱۸، مصر، مطبعه‌السعاده، ۱۳۵۷ق.    
۶. نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، ص۳۴۶-۳۴۷، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.    
۷. نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، ج۱، ص۳۴۶-۳۴۷، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.    
۸. ساوی، عمر بن سهلان، تبصره، ج۱، ص۱۰۹، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، دانشگاه تهران، ۱۳۳۷ش.
۹. قطب‌الدین شیرازی، محمود بن مسعود، دره‌التاج، ج۲، ص۱۵۷، به کوشش محمد مشکوه، تهران، ۱۳۲۰ش.
۱۰. نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، ج۱، ص۲۲۰، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
۱۱. نصیرالدین طوسی، محمد بن حسن، اساس الاقتباس، ص ۳۴۷، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.    
۱۲. ابوعلی سینا، حسین‌ بن عبداللّه، النجاه، ص ۱۱۹، مصر، مطبعه‌السعاده، ۱۳۵۷ق.    
۱۳. ساوی، عمر بن سهلان، تبصره، ص۱۱۰، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، دانشگاه تهران، ۱۳۳۷ش.
۱۴. شهابی، محمود، رهبر خرد، تهران، خیام، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۱۲۵.
۱۵. شهابی، محمود، رهبر خرد، تهران، خیام، ۱۳۶۱ش، ج۱، ص۲۶۸.
۱۶. تَهانَوی، محمد بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۷۰۷، به کوشش آلویس اشپرنگر، کلکته، انجمن آسیایی بنگال، ۱۸۶۲م.
۱۷. تَهانَوی، محمد بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۷۴۸-۷۴۹، به کوشش آلویس اشپرنگر، کلکته، انجمن آسیایی بنگال، ۱۸۶۲م.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «آراء محموده»، ج۱، ص۱۵۷.    
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۲.


رده‌های این صفحه : اصطلاحات منطقی | منطق




جعبه ابزار