آرزو (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آرزو، خواست قلبی برای وقوع امری در گذشته یا آینده است که تحققش سخت یا ناشدنی است. آرزو با امید، طمع و حسرت تفاوت دارد؛ امید، در امور ممکن، و طمع در چیزهای قریب الوقوع به کار می‌رود و حسرت، افسوس بر گذشته است، به گونه‌ای که قابل جبران نیست. در این مقاله آیاتی معرفی می‌شوند که در آن‌ها از واژه‌های «امانی»، «امل»، «تمنی»، «لو»، «لیت»، «ودوا لو» و... استفاده شده است.

فهرست مندرجات

۱ - آثار آرزو
       ۱.۱ - تحریف دین
       ۱.۲ - تغییر ناروا در طبیعت
       ۱.۳ - جدایی از صف مؤمنان
       ۱.۴ - غفلت
       ۱.۵ - فریب
       ۱.۶ - قبول ولایت شیطان
       ۱.۷ - محرومیت از رحمت خدا
       ۱.۸ - منع از ایمان
       ۱.۹ - موعظه ناپذیری
۲ - آرزو در برزخ
۳ - آرزوی پسندیده‌
۴ - آرزوی خاک بودن‌
۵ - بهترین آرزو
۶ - پشیمانی از آرزو
۷ - آرزوی ناپسند
       ۷.۱ - آرزوی عمر طولانی
              ۷.۱.۱ - آرزوی مشرکان
              ۷.۱.۲ - آرزوی یهود
       ۷.۲ - آرزوی اختصاصی بودن بهشت
       ۷.۳ - آرزوی ارتداد
              ۷.۳.۱ - آرزوی اهل‌کتاب
              ۷.۳.۲ - آرزوی کافران
       ۷.۴ - آرزوی همراهی مؤمنان
       ۷.۵ - آرزوی گمراه شدن مسلمانان
       ۷.۶ - القاکننده آرزوی ناپسند
       ۷.۷ - زمینه فراهم آمدن آرزوی ناروا
       ۷.۸ - آرزوی کسب نعم خدادی
       ۷.۹ - آرزوی ورود به بهشت
       ۷.۱۰ - آرزوی داشتن اموال قارون
       ۷.۱۱ - آرزوی سازش
       ۷.۱۲ - آرزوی تارکان جهاد
       ۷.۱۳ - کیفر آرزوی ناپسند
              ۷.۱۳.۱ - عذاب جهنم
              ۷.۱۳.۲ - فرجام شوم
              ۷.۱۳.۳ - علت عذاب منافقان
۸ - زمینه‌های آرزو
       ۸.۱ - آخرت‌طلبی‌
       ۸.۲ - پیروزی‌
              ۸.۲.۱ - آرزوی متخلّفان از جهاد
              ۸.۲.۲ - آرزوی کافران
       ۸.۳ - تجسّم عمل‌
              ۸.۳.۱ - آرزوی فاصله با نامه اعمال
              ۸.۳.۲ - آرزوی خاک بودن
       ۸.۴ - تحصیل غنیمت‌
       ۸.۵ - ترس از آبروریزی‌
       ۸.۶ - حبّ خدا
       ۸.۷ - دنیاطلبی‌
       ۸.۸ - رسوایی‌
       ۸.۹ - سختی‌
              ۸.۹.۱ - آرزوی پیروی از پیامبر
              ۸.۹.۲ - آرزوی عدم دوستی با گمراهان
       ۸.۱۰ - ظاهربینی‌
       ۸.۱۱ - عذاب‌
              ۸.۱۱.۱ - آرزوی پیروی از خدا
              ۸.۱۱.۲ - آرزوی بازگشت به دنیا
              ۸.۱۱.۳ - آرزوی رهایی
              ۸.۱۱.۴ - آرزوی فدیه جهت رهایی
              ۸.۱۱.۵ - آرزوی تهیه توشه آخرتی
       ۸.۱۲ - علم به نتیجه عمل‌
              ۸.۱۲.۱ - آرزوی مرگ
              ۸.۱۲.۲ - آرزوی زنده نشدن
              ۸.۱۲.۳ - آرزوی آگاه نشدن
       ۸.۱۳ - کشف حقایق‌
              ۸.۱۳.۱ - آرزوی گمراهان
              ۸.۱۳.۲ - آرزوی فراموش‌کنندگان قرآن
       ۸.۱۴ - مشاهده جایگاه برزخی‌
۹ - عناوین مرتبط
۱۰ - پانویس
۱۱ - منبع

آثار آرزو

[ویرایش]
آثار آرزو با توجه به آیات قرآن عبارتند از:

← تحریف دین


تغییر دین خدا بر اثر آرزوهای القا شده از سوی شیطان :است.
«... و لامنینهم و لامرنهم فلیبتکن ءاذان الانعم و لامرنهم فلیغیرن خلق الله...؛و آنها را گمراه ميكنم و به آرزوها سرگرم مي‌سازم و به آنها دستور مي‌دهم كه (اعمال خرافي انجام دهند و) گوش چهارپايان را بشكافند و آفرينش (پاك) خدائي را تغيير دهند....»
امام باقر علیه‌السلام «خلق الله» را دین معنا کرده است.

← تغییر ناروا در طبیعت


تغییر در خلقت طبیعی موجودات با انگیزه‌های خرافی، از آثار آرزوهای شیطانی:
«... و لامنینهم و لامرنهم فلیبتکن ءاذان الانعم و لامرنهم فلیغیرن خلق الله و من یتخذ الشیطان ولیا... فقد خسر خسرانا مبینا؛و آنها را گمراه ميكنم و به آرزوها سرگرم مي‌سازم و به آنها دستور مي‌دهم كه (اعمال خرافي انجام دهند و) گوش چهارپايان را بشكافند و آفرينش (پاك) خدائي را تغيير دهند، (فطرت توحيد را به شرك بيالايند) و آنها كه شيطان را به جاي خدا ولي خود برگزينند زيان آشكاري كرده‌ اند. »
از تقدیم جمله «لامنینهم» (در آن‌ها آرزو القا می‌کنم)، بر «لامرنهم» (به آن‌ها دستور می‌دهم)، می‌توان استفاده کرد که چنین القایی باعث اطاعت از اوامر شیطان می‌شود. «فا» در «فلیبتکن» و «فلیغیرن» نیز معنای یاد شده را تایید می‌کند.

← جدایی از صف مؤمنان


جدا شدن منافقان از صف مؤمنان در قیامت، پیامد مغرور شدن آنان به آرزوهایشان:
«یوم یقول المنفقون و المنفقات للذین امنوا انظرونا نقتبس من نورکم... فضرب بینهم بسور له باب باطنه فیه الرحمة... ؛ ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلی و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانی..؛روزي كه مردان و زنان منافق به مؤ منان مي‌گويند: نظري به ما بيفكنيد تا از نور شما شعله‌ اي برگيريم... در اين هنگام ديواري ميان آنها زده مي‌شود كه دري دارد، درونش رحمت است ... آنها را صدا مي‌زنند كه مگر ما با شما نبوديم؟! مي‌گويند: آري، ولي شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار (مرگ پيامبر را) كشيديد، و (در همه چيز) شك و ترديد داشتيد، و آرزوهاي دور و دراز شما را فريب داد ....»

← غفلت


آرزو و آمال کافران، سبب غفلت آنان از حقایق:
«ذرهم یاکلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون؛بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنانرا غافل سازد، ولي به زودي خواهند فهميد.»

← فریب


آرزوهای منافقان، عامل فریب آنان در دنیا:
«ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلی و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانی...؛آنها را صدا مي‌زنند كه مگر ما با شما نبوديم؟! مي‌گويند: آري، ولي شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار (مرگ پيامبر را) كشيديد، و (در همه چيز) شك و ترديد داشتيد، و آرزوهاي دور و دراز شما را فريب داد....»

← قبول ولایت شیطان


آرزوی القا شده از جانب شیطان، زمینه ساز پذیرش ولایت وی:
«... و لامنینهم و لامرنهم فلیبتکن ءاذان الانعم و لامرنهم فلیغیرن خلق الله و من یتخذ الشیطان ولیا فقد خسر خسرانا مبینا؛... و به آرزوها سرگرم مي‌سازم و به آنها دستور مي‌دهم كه (اعمال خرافي انجام دهند و) گوش چهارپايان را بشكافند و آفرينش (پاك) خدائي را تغيير دهند، (فطرت توحيد را به شرك بيالايند) و آنها كه شيطان را به جاي خدا ولي خود برگزينند زيان آشكاري كرده‌ اند. »

← محرومیت از رحمت خدا


محروم شدن منافقان از رحمت الهی در قیامت، به دلیل مغرور شدن به آرزوهایشان در دنیا:
«یوم یقول المنفقون و المنفقات للذین امنوا انظرونا نقتبس من نورکم... فضرب بینهم بسور له باب باطنه فیه الرحمة... ؛ ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلی و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانی...؛روزي كه مردان و زنان منافق به مؤ منان مي‌گويند: نظري به ما بيفكنيد تا از نور شما شعله‌ اي برگيريم... در اين هنگام ديواري ميان آنها زده مي‌شود كه دري دارد، درونش رحمت است ... آنها را صدا مي‌زنند كه مگر ما با شما نبوديم؟! مي‌گويند: آري، ولي شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار (مرگ پيامبر را) كشيديد، و (در همه چيز) شك و ترديد داشتيد، و آرزوهاي دور و دراز شما را فريب داد....»

← منع از ایمان


آرزوهای کافران، مانع ایمان آوردن آنان:
«ربما یود الذین کفروا لو کانوا مسلمین ذرهم یاکلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون؛كافران (هنگامي كه آثار شوم اعمال را ببينند) چه بسا آرزو مي‌كنند مسلمان بودند! بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنانرا غافل سازد، ولي به زودي خواهند فهميد.»
به قرینه «ربما یود الذین کفروا لو کانوا مسلمین» متعلق فعل «یلههم» می‌تواند ایمان و اسلام باشد.

← موعظه ناپذیری


آرزوهای دنیایی، مانع اثربخشی موعظه و احتجاج:
«ذرهم یاکلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون؛بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنانرا غافل سازد، ولي به زودي خواهند فهميد.»
برداشت فوق بر اساس استفاده از کلمه «و ذرهم» می‌باشد که نشانگر عدم تاثیرپذیری کفار از موعظه و احتجاج‌های پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است.

آرزو در برزخ

[ویرایش]

حبیب نجار در عالم برزخ، آرزومند آگاهی یافتن قومش از مقام وی:
«و جاء من اقصا المدینة رجل یسعی قال یقوم اتبعوا المرسلین قیل ادخل الجنة قال یلیت قومی یعلمون بما غفر لی ربی و جعلنی من المکرمین؛مردي (با ايمان) از نقطه دور دست شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: اي قوم من! از فرستادگان خدا پيروي كنيد؛ (سرانجام او را شهید كردند و) به او گفته شد وارد بهشت شو گفت ايكاش قوم من مي‌دانستند. (كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامي داشتگان قرار داده است.)»
مقصود از «رجل» در آیه، حبیب نجار، و مقصود از «الجنة» به قرینه این که بی درنگ پس از قتلش به او خطاب شده، بهشت برزخی است.

آرزوى پسنديده‌

[ویرایش]

باقیات‌صالحات، بهترين آرمان و آرزو:
«... و البقيت الصلحت خير عند ربّك ثوابا و خير أملا؛... و باقيات صالحات (ارزشهاي پايدار و شايسته) ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميد بخش تر است.»

آرزوى خاک بودن‌

[ویرایش]

كافران، در قيامت، آرزومند خاک بودن:
«إنّا أنذرنكم عذابا قريبا يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه و يقول الكافر يليتنى كنت تربا؛و ما شما را از عذاب نزديكي بيم مي‌دهيم، اين عذاب در روزي خواهد بود كه انسان آنچه را از قبل با دستهاي خود فرستاده مي‌بيند، و كافر مي‌گويد: اي كاش خاك بودم!»

بهترين آرزو

[ویرایش]

باقيات‌الصالحات، بهترين ثواب و آرزو در پيشگاه خداوند:
«المال والبنون زينة الحيوة الدّنيا والبقيت الصَّلحت خير عند ربّك ثوابا وخير أملا؛مال و فرزندان، زينت حيات دنيا هستند، و باقيات صالحات (ارزشهاي پايدار و شايسته) ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميد بخش تر است.»

پشيمانى از آرزو

[ویرایش]

پشيمان شدن قوم قارون از آرزوى داشتن ثروت قارون، پس از مشاهده فرو رفتن او در زمین:
«... قال الّذين يريدون الحيوة الدّنيا يليت لنا مثل ما اوتى قرون ...• و قال الّذين اوتوا العلم ويلكم ثواب اللَّه خير ...• فخسفنا به و بداره الأرض ...• و اصبح الّذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون و يكانّ اللَّه يبسط الرّزق لمن يشاء ...؛
... آنها كه طالب حيات دنيا بودند گفتند: اي كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! ... كساني كه علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند واي بر شما! ثواب الهي بهتر است... سپس ما، او و خانه‌ اش را در زمين فرو برديم... آنها كه ديروز آرزو مي‌كردند بجاي او باشند (هنگامي كه اين صحنه را ديدند) گفتند: واي بر ما گوئي خدا روزي را بر هر كس از بندگانش بخواهد گسترش مي‌دهد، يا تنگ مي‌گيرد....»

آرزوی ناپسند

[ویرایش]
آرزوهای ناپسند با توجه به تعالیم قرآن عبارتند از:

← آرزوی عمر طولانی

آرزوی داشتن عمری طولانی، آرزویی ناپسند است.

←← آرزوی مشرکان


آرزوى عمر طولانى هزار ساله از جانب مشرکان:
«و لتجدنّهم أحرص الناس على‌ حيوة و من الّذين أشركوا يودّ أحدهم لو يعمّر ألف سنة ....؛آنها را حريصترين مردم حتي حريصتر از مشركان بر زندگي (اين دنيا و اندوختن ثروت) خواهي يافت (تا آنجا) كه هر يك از آنها دوست دارد هزار سال عمر كند ....»
احتمال دارد «من الّذين أشركوا»، خبر براى مبتداى محذوف باشد؛ يعنى از مشركان، كسانى هستند كه آرزوى عمر هزار ساله دارند.

←← آرزوی یهود


یهود به گزاف، در آرزوى عمر هزار ساله:
«ولتجدنّهم أحرص النّاس على‌ حيوة ومن الّذين أشركوا يودّ أحدهم لو يعمّر ألف سنة ...؛آنها را حريصترين مردم حتي حريصتر از مشركان بر زندگي (اين دنيا و اندوختن ثروت) خواهي يافت (تا آنجا) كه هر يك از آنها دوست دارد هزار سال عمر كند....»
برداشت پيش بر اين اساس است كه «و من الّذين أشركوا» عطف بر «النّاس» باشد.

← آرزوی اختصاصی بودن بهشت


آرزوى اختصاص داشتن بهشت به اهل‌کتاب، آرزويى گزاف:
«و قالوا لن يدخل الجنّة إلّامن كان هودا أو نصرى‌ تلك أمانيّهم ...؛آنها گفتند هيچكس جز يهود يا نصاري هرگز داخل بهشت نخواهد شد، اين آرزوي آنها است....»
«أمانى» جمع «أمنية»، و به معناى صورتى است كه در نفس بر اثر آرزو پيدا مى‌شود.

← آرزوی ارتداد

آرزوی بازگشت مسلمانان به کفر از آرزوهای ناپسند است.

←← آرزوی اهل‌کتاب


آرزوى اهل‌كتاب براى بازگشت مسلمانان از ایمان، برخاسته از حسادت و بدون ريشه دينى:
«ودّ كثير من أهل الكتب لو يردّونكم من بعد إيمنكم كفّارا حسدا من عند أنفسهم من بعد ما تبيّن لهم الحقّ ...؛بسياري از اهل كتاب از روي حسد كه در وجود آنها ريشه دوانده دوست مي‌داشتند شما را بعد از اسلام و ايمان به حال كفر باز گردانند، با اينكه حق براي آنها كاملا روشن شده است....»

←← آرزوی کافران


کافران، آرزومند بازگشت مسلمانان از اسلام به كفر:
«إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء و ودّوا لو تكفرون؛اگر آنها بر شما مسلط شوند دشمنتان خواهند بود، و دست و زبان خود را به بدي بر شما مي‌گشايند و دوست دارند شما به كفر باز گرديد.»

← آرزوی همراهی مؤمنان


آرزوى ناپسند منافقان به همراهى و همسانى مؤمنان با آنان در کفر:
«فما لكم فى المنفقين ...• ودّوا لوتكفرون كما كفروا فتكونون سواء ...؛ چرا درباره منافقين دو دسته شده‌ ايد! ... آنان دوست دارند كه شما هم مانند آنها كافر شويد و مساوي يكديگر گرديد....»

← آرزوی گمراه شدن مسلمانان


اهل‌كتاب، در آرزوى گمراه شدن مسلمانان:
«ودّت طائفة من أهل الكتب لو يضلّونكم و ما يضلّون إلّاأنفسهم ...؛جمعي از اهل كتاب (از يهود)، دوست داشتند (و آرزو مي‌كردند) شما را گمراه كنند، (اما آنها بايد بدانند كه نميتوانند شما را گمراه سازند،) آنها گمراه نمي‌كنند مگر خودشان را....»

← القاکننده آرزوی ناپسند


شیطان، القا كننده آرزوى ناروا، پس از گمراه كردن انسان‌ها:
«و لأضلّنّهم و لأمنّينّهم ...• يعدهم و يمنّيهم و ما يعدهم الشيطن إلّاغرورا؛ و آنها را گمراه ميكنم و به آرزوها سرگرم مي‌سازم ... شيطان به آنها وعدهها(ي دروغين) ميدهد و به آرزوها سرگرم ميسازد و جز فريب و نيرنگ به آنها وعده نمي‌دهد.»

← زمينه فراهم آمدن آرزوى ناروا


وعده‌هاى پوچ شيطان، زمينه فراهم آمدن آرزوى ناروا:
«يعدهم و يمنّيهم و ما يعدهم الشيطن إلّاغرورا؛شيطان به آنها وعدهها(ي دروغين) ميدهد و به آرزوها سرگرم ميسازد و جز فريب و نيرنگ به آنها وعده نمي‌دهد.»

← آرزوی کسب نعم خدادی


چشمداشت به نعمت‌هاى خدادادى ديگران و آرزوى دستيابى به آن، امرى ناپسند:
«و لاتتمنّوا ما فضّل اللَّه به بعضكم على بعض ...؛برتريهايي را كه خداوند نسبت به بعضي از شما بر بعضي ديگر قرار داده آرزو نكنيد ....»

← آرزوی ورود به بهشت


آرزوى ورود به بهشت و رهايى از جهنّم به‌صرف انتساب به ادیان الهى آرزويى ناروا:
«و الّذين ءامنوا و عملوا الصلحت سندخلهم جنَّت تجرى من تحتها الأنهر ...• ليس بأمانيّكم و لا أمانىّ أهل الكتب من يعمل سوءا يجز به ...؛ و كساني كه ايمان آورده‌ اند و عمل صالح انجام داده‌ اند بزودي آنها را در باغهائي از بهشت وارد مي‌كنيم كه نهرها از زير درختان آن جاري است... (فضيلت و برتري) به آرزوهاي شما و آرزوهاي اهل كتاب نيست، هر كس كه عمل بد كند كيفر داده ميشود....»

← آرزوی داشتن اموال قارون


دنیاطلبان، آرزومند داشتن اموال و امكاناتى به اندازه قارون:
«... قال الّذين يريدون الحيوة الدّنيا يليت لنا مثل ما اوتى قرون ...؛... گفتند: اي كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم!....»

← آرزوی سازش


تكذيب‌كنندگان، در آرزوى سازش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با آنان:
«فلاتطع المكذّبين‌• ودّوا لو تدهن فيدهنون؛ حال كه چنين است از تكذيب كنندگان اطاعت مكن.آنها دوست دارند نرمش نشان دهي تا آنها نرمش نشان دهند (نرمشي تواءم با انحراف از مسير حق).»

← آرزوی تارکان جهاد


آرزوى نارواى متخلّفان از صحنه جنگ، براى بهره‌مند بودن از غنایم:
«و إنّ منكم لمن ليبطّئنّ فإن أصبتكم مصيبة ...• و لئن أصبكم فضل من اللَّه ليقولنّ كأن لم تكن بينكم و بينه مودّة يليتنى كنت معهم فأفوز فوزا عظيما؛ در ميان شما افرادي (منافق) هستند كه هم خودشان سستند و هم ديگران را سست مي‌نمايند. اگر مصيبتي به شما برسد ... و اگر غنيمتي به شما برسد، درست مثل اينكه هرگز ميان شما و آنها مودت و دوستي نبوده، مي‌گويند: اي كاش ما هم با آنها بوديم و به رستگاري و پيروزي بزرگي نائل ميشديم!»
چون خداوند، كسانى را كه در جهاد سستى مى‌كنند، اگر در آن به قتل نرسيدند، شادمان مى‌شوند و در صورتى كه به مجاهدان ديگر غنيمتى برسد، آرزوى حضور در جهاد را بروز مى‌دهند، سرزنش مى‌كند، آشكار مى‌شود كه چنين خواسته‌اى بى‌جا است.

← كيفر آرزوى ناپسند

افراد دارای آرزوی ناپسند دچار کیفر خواهند شد.

←← عذاب جهنم


آرزوى شيطانى، درپى‌دارنده عذاب جهنّم:
«و لأضلّنّهم و لأمنّينّهم ...• يعدهم و يمنّيهم و ما يعدهم الشيطن إلّاغرورا• أولئك مأويهم جهنّم و لايجدون عنها محيصا؛و آنها را گمراه ميكنم و به آرزوها سرگرم مي‌سازم...شيطان به آنها وعدهها(ي دروغين) ميدهد و به آرزوها سرگرم ميسازد و جز فريب و نيرنگ به آنها وعده نمي‌دهد. آنها (پيروان شيطان) جايگاهشان جهنم است و هيچ راه فراري ندارند.»

←← فرجام شوم


آرزوى ناپسند، به دنبال دارنده فرجامى ناخوشايند:
«ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل فسوف يعلمون؛بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنانرا غافل سازد، ولي به زودي خواهند فهميد.»
عبارت «فسوف يعلمون» تهدید است و از آن استفاده مى‌شود كه آرزوى ناروا، فرجام خوشى ندارد.

←← علت عذاب منافقان


فريفته شدن به آرزوها، از جمله عوامل گرفتار شدن منافقان به عذاب:
«يوم يقول المنافقون و المنافقات للذين امنوا انظرونا ... وظاهره من قبله العذاب‌• ينادونهم ألم نكن معكم قالوا بلى‌ و لكنّكم فتنتم أنفسكم و تربّصتم و ارتبتم و غرّتكم الأمانىّ حتّى‌ جاء أمر اللَّه ...؛ روزي كه مردان و زنان منافق به مؤ منان مي‌گويند: نظري به ما بيفكنيد ... برونش عذاب!آنها را صدا مي‌زنند كه مگر ما با شما نبوديم؟! مي‌گويند: آري، ولي شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار (مرگ پيامبر را) كشيديد، و (در همه چيز) شك و ترديد داشتيد، و آرزوهاي دور و دراز شما را فريب داد تا فرمان خدا فرارسيد....»

زمینه‌های آرزو

[ویرایش]
زمينه‌هاى آرزو که در آیات قرآن ذکر شده‌اند عبارتند از:

← آخرت‌طلبى‌


صداقت در ادّعاى اختصاص داشتن آخرت (بهشت) به خود، مستلزم نهراسيدن از آرزوى مرگ:
«قل إن كانت لكم الدار الأخرة عند اللَّه خالصة من دون الناس فتمنّوا الموت إن كنتم صدقين؛بگو اگر (آنچنانكه مدعي هستيد) سراي ديگر در نزد خدا مخصوص شما است نه ساير مردم پس آرزوي مرگ كنيد اگر راست مي‌گوئيد.»

← پيروزى‌

یکی از موارد زمینه‌ساز آرزو، پیروزی مؤمنان است.

←← آرزوى متخلّفان از جهاد


پیروزی مؤمنان در جهاد، زمينه‌ساز آرزوى متخلّفان از جهاد به همراهى با آنان:
«و إنّ منكم لمن ليبطّئنّ فإن أصبتكم مصيبة ...• و لئن أصبكم فضل من اللَّه ليقولنّ كأن لم تكن بينكم و بينه مودّة يليتنى كنت معهم فأفوز فوزا عظيما؛در ميان شما افرادي (منافق) هستند كه هم خودشان سستند و هم ديگران را سست مي‌نمايند. اگر مصيبتي به شما برسد ... و اگر غنيمتي به شما برسد، درست مثل اينكه هرگز ميان شما و آنها مودت و دوستي نبوده، مي‌گويند: اي كاش ما هم با آنها بوديم و به رستگاري و پيروزي بزرگي نائل ميشديم!»
به قرينه اين‌كه آيات درباره جنگ است، مقصود از «فضل من اللَّه» در آيه، احتمال دارد پيروزى باشد.

←← آرزوی کافران


کافران، در آرزوى ارتداد مسلمانان در صورت پيروزى‌شان بر مسلمانان:
«إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء و ودّوا لو تكفرون؛اگر آنها بر شما مسلط شوند دشمنتان خواهند بود، و دست و زبان خود را به بدي بر شما مي‌گشايند و دوست دارند شما به كفر باز گرديد.»

← تجسّم عمل‌

تجسم اعمال در قیامت از زمینه‌های آرزو است.

←← آرزوی فاصله با نامه اعمال


تجسّم اعمال گناه‌كاران در قیامت، باعث آرزومندى آنان براى داشتن فاصله‌اى طولانى بين آنان و اعمالشان:
«يوم تجد كلّ نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء تودّ لو أنّ بينها و بينه أمدا بعيدا ...؛روزي كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر ميبيند، و آرزو مي‌كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زماني زيادي باشد....»

←← آرزوی خاک بودن


تجسّم اعمال كافران در قيامت، برانگيزاننده آنان به آرزوى خاک بودن:
«... يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه و يقول الكافر يليتنى كنت تربا؛... اين عذاب در روزي خواهد بود كه انسان آنچه را از قبل با دستهاي خود فرستاده مي‌بيند، و كافر مي‌گويد: «اي كاش خاك بودم!»»

← تحصيل غنيمت‌


دستيابى مؤمنان به غنایم جنگى، زمينه‌ساز آرزوى متخلّفان براى همراهى با آنان:
«و إنّ منكم لمن ليبطّئنّ فإن أصبتكم مصيبة ...• و لئن أصبكم فضل من اللَّه ليقولنّ كأن لم تكن بينكم و بينه مودّة يليتنى كنت معهم فأفوز فوزا عظيما؛در ميان شما افرادي (منافق) هستند كه هم خودشان سستند و هم ديگران را سست مي‌نمايند. اگر مصيبتي به شما برسد ... و اگر غنيمتي به شما برسد، درست مثل اينكه هرگز ميان شما و آنها مودت و دوستي نبوده، مي‌گويند: اي كاش ما هم با آنها بوديم و به رستگاري و پيروزي بزرگي نائل ميشديم!»
به قرينه اين‌كه آيات درباره جنگ است، مقصود از «فضل من اللَّه» در آيه، احتمال دارد غنايم جنگى باشد.

← ترس از آبروريزى‌


ترس از آبروریزی، علّت آرزوى مرگ از سوى مریم سلام‌الله‌علیها هنگام زایمان:
«قالت إنّى اعوذ بالرّحمن منك إن كنت تقيّا• فأجاءها المخاض إلى‌ جذع النخلة قالت يليتنى متّ قبل هذا ...؛او (سخت ترسيد و) گفت من به خداي رحمن از تو پناه مي‌برم اگر پرهيزگار هستي.درد وضع حمل او را به كنار تنه درخت خرمائي كشاند، (آنقدر ناراحت شد كه) گفت اي كاش پيش از اين مرده بودم....»
برداشت فوق بر اساس سياق آيات و روايتى از امام صادق علیه‌السلام است كه فرمود: مريم سلام‌الله‌علیها در ميان قوم خود مرد زیرکی را نمى‌شناخت كه او را از بدى تبرئه كند.

← حبّ خدا


صداقت در ادّعاى دوستی با خدا، عامل استقبال از مرگ و آرزوى آن:
«قل يأيّها الّذين هادوا إن زعمتم أنّكم أولياء للَّه‌من دون الناس فتمنّوا الموت إن كنتم صدقين؛ بگو اي يهوديان! اگر گمان مي‌كنيد كه شما دوستان خدا غير از مردم هستيد آرزوي مرگ كنيد اگر راست مي‌گوئيد! (تا به لقاي محبوبتان برسيد).»
منظور از «أولیاءالله» در جمله «إن زعمتم أنّكم أولياء للَّه» به قرينه آيه «و قالت اليهود ... نحن أبناءاللَّه و أحبّائه ...» ، دوستى است.

← دنياطلبى‌


دنیاطلبی، زمينه ثروت‌خواهی و تجمّل‌پرستى همانند قارون:
«... قال الّذين يريدون الحيوة الدّنيا يليت لنا مثل ما اوتى قرون انه لذو حظ عظيم؛... آنها كه طالب حيات دنيا بودند گفتند: اي كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستي كه او بهره عظيمي دارد!»

← رسوايى‌


گواهی شاهدان و ظهور اعمال در قيامت، سبب آرزوى مرگ و يك‌سان شدن با خاك از سوى كافران:
«فكيف إذا جِئنا مِن كلِّ أُمّة بِشهيد و جِئنابِك عَلى‌ هولاء شهيدا• يومئذ يودّ الّذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى‌ بهم الأرض ...؛حال آنها چگونه است، آن روزي كه از هر امتي،و گواهي (بر اعمالشان) مي‌آوريم، و تو را نيز بر آنان گواه خواهيم آورد؟ در آن روز، آنها كه كافر شدند و با پيامبر (ص) بمخالفت برخاستند، آرزو مي‌كنند كه اي كاش (خاك بودند، و) خاك آنها نيز با زمينهاي اطراف يكسان مي‌شد (و بكلي محو و فراموش مي‌شدند)....»

← سختى‌

از زمینه‌های آرزو، سختى‌هاى قيامت است.

←← آرزوی پیروی از پیامبر


سختى‌هاى قيامت، زمينه‌ساز آرزوى پيروى از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در دنیا از سوى ستمگران:
«الملك يومئذ الحقّ للرّحمن و كان يوما على‌ الكافرين عسيرا• و يوم يعضّ الظالم على‌ يديه يقول يليتنى اتّخذت مع الرّسول سبيلا؛حكومت در آن روز از آن خداوند رحمان است و آنروز روز سختي براي كافران خواهد بود.و به خاطر بياور روزي را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مي‌گزد و مي‌گويد: اي كاش با رسول خدا راهي برگزيده بودم.»

←← آرزوی عدم دوستی با گمراهان


سختى قيامت، باعث آرزومندى ستمگران به دوست نگرفتن گمراهان در دنيا:
«الملك يومئذ الحقّ للرّحمن و كان يوما على‌ الكافرين عسيرا• و يوم يعضّ الظالم على‌ يديه يقول يليتنى اتّخذت مع الرّسول سبيلا• يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانا خليلا• لقد أضلّنى عن الذكر بعد إذ جاءنى ...؛حكومت در آن روز از آن خداوند رحمان است و آنروز روز سختي براي كافران خواهد بود.و به خاطر بياور روزي را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مي‌گزد و مي‌گويد: اي كاش با رسول خدا راهي برگزيده بودم.اي واي بر من! كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم!او مرا از ياد حق گمراه ساخت، بعد از آنكه آگاهي به سراغ من آمده بود....»

← ظاهربينى‌


ظاهربینی دنياطلبان، زمينه‌ساز آرزوىِ داشتن تجمّلاتى همانند قارون:
«فخرج على‌ قومه فى زينته قال الّذين يريدون الحيوة الدّنيا يليت لنا مثل ما اوتى قرون انه لذو حظ عظيم؛(قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها كه طالب حيات دنيا بودند گفتند: اي كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستي كه او بهره عظيمي دارد!»

← عذاب‌

مشاهده و گرفتاری در عذاب از عوامل زمینه‌ساز آرزو است.

←← آرزوی پیروی از خدا


گرفتار شدن كافران به آتش جهنّم، باعث آرزوى آنان به پيروى از خدا و رسول در دنيا:
«يومَ تُقلّبُ وجوههم فى‌النّار يقولون يليتنا اطعنا اللَّه و اطعنا الرّسولا؛در آن روز كه صورتهاي آنها در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد (از كار خود پشيمان مي‌شوند و) مي‌گويند اي كاش خدا و پيامبر را اطاعت كرده بوديم. »

←← آرزوی بازگشت به دنیا


مشاهده عذاب قيامت، زمينه‌ساز آرزوى بازگشت به دنيا:
۱. «إذ تبرّأالّذين اتّبعوا من‌الّذين اتّبعوا ورأوا العذاب ...• و قال الّذين اتّبعُوا لو أنّ لنا كرّة فنتبرّأ منهم كما تبرّءوا منّا كذلِك يُريهِمُ اللَّه أعملهم حسرت عليهم و ماهُم بخرجين منَ النّار؛در آن هنگام رهبران (و معبودهاي انساني و شيطاني) از پيروان خود بيزاري مي‌جويند و كيفر خدا را مشاهده مي‌كنند... و (در اين موقع) پيروان مي‌گويند كاش بار ديگر ما به دنيا برميگشتيم تا از اين پيشوايان گمراه بيزاري جوئيم آنچنان كه آنها (امروز از ما بيزاري جستند (آري) اين چنين خداوند اعمال آنها را بصورت حسرتزائي به آنها نشان مي‌دهد و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد.»
۲. «و لو ترى إذ وقفوا على النار فقالوا يليتنا نردّ و لانكذّب بات ربّنا و نكون من المؤمنين؛اگر (حال آنها را) ببيني هنگامي كه در برابر آتش ايستاده‌ اند كه مي‌گويند اي كاش (بار ديگر به دنيا) باز مي‌گشتيم و آيات پروردگارمان را تكذيب نمي‌كرديم و از مؤ منان مي‌شديم.»
۳. «و برّزت الجحيم للغاوين‌• فلو أنّ لنا كرّة فنكون من المؤمنين؛و دوزخ براي گمراهان آشكار مي‌گردد. اگر بار ديگر (به دنيا) بازگرديم از مؤ منان خواهيم بود.»
۴. «أو تقول حين ترى العذاب‌لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين؛يا هنگامي كه عذاب را مي‌بيند بگويد: آيا مي‌شود بار ديگر (به دنيا) بازگردم تا از نيكوكاران باشم؟!»
۵. «... و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى‌ مردّ من سبيل؛... و ظالمان را (روز قيامت) مي‌بيني كه وقتي عذاب الهي را مشاهده مي‌كنند، مي‌گويند: آيا راهي به سوي بازگشت (و جبران) وجود دارد؟!»

←← آرزوی رهایی


گرفتارى كافران به عذاب قيامت، زمينه آرزومندى آنان به رهایی از آن:
«قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل إلى‌ خروج من سبيل؛آنها مي‌گويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندي و دو بار زنده كردي، اكنون به گناهان خود معترفيم، آيا راهي براي خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟! »

←← آرزوی فدیه جهت رهایی


گرفتارى گناه‌كاران به عذاب در قيامت، زمينه‌ساز آرزومندى آنان به فدیه دادن جهت رهايى از آن:
... يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه‌• و صحبته و أخيه‌• و فصيلته الّتى تئويه‌• و مَن فى الارض جميعا ثّم ينجيه؛آنان را به آنها نشان مي‌دهند (ولي هر كس گرفتار كار خويشتن است) چنان است كه گنهكار دوست مي‌دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا كند.و همسر و برادرش را.و قبيله‌ اش كه هميشه از او حمايت مي‌كردند.و تمام مردم روي زمين را تا مايه نجاتش شود.»

←← آرزوی تهیه توشه آخرتی


مشاهده جهنّم، زمينه‌ساز آرزومندى انسان به فراهم ساختن توشه‌اى در دنيا براى حیات آخرتى خود:
«و جى‌ء يومئذ بجهنّم يومئذ يتذكّر الإنسن و أنّى‌ له الذكرى‌• يقول يليتنى قدّمت لحياتى؛و در آن روز جهنم را حاضر كنند (آري) در آن روز انسان متذكر مي‌شود، اما چه فايده كه اين تذكر براي او سودي ندارد. مي گويد: ايكاش براي اين زندگي چيزي فرستاده بودم.»

← علم به نتيجه عمل‌

از زمینه‌های آرزو، آگاهی اعمال در قیامت است.

←← آرزوی مرگ


آگاهى اصحاب شمال از اعمال زشت خود در قيامت، سبب آرزوى مرگ از سوى آنان:
«و أمّا من أوتى كتبه بشماله فيقول ...• يليتها كانت القاضية؛اما كسي كه نامه اعمال او به دست چپش داده شده مي‌گويد:... اي كاش مرگم فرا مي‌رسيد!»
«يا ليتها كانت القاضية»، طبق احتمالى آرزوى مرگ در قيامت است.

←← آرزوی زنده نشدن


آگاهی يافتن اصحاب شمال از كردارهاى زشت خود، باعث آرزوى زنده نشدن پس از مرگ:
«و أمّا من أوتى كتبه بشماله فيقول ...• يليتها كانت القاضية؛اما كسي كه نامه اعمال او به دست چپش داده شده مي‌گويد: ... اي كاش مرگم فرا مي‌رسيد!»
«ها» در «ليتها» بنابر قولى به مرگ نخستين در دنيا اشاره دارد؛ يعنى اى كاش پس از مردن، ديگر زنده شدنى در كار نبود.

←← آرزوی آگاه نشدن


آگاهى يافتن اصحاب شمال از نتيجه اعمال خود، سبب آرزومندى آنان به آگاه نشدن از حساب اعمال خود:
«و أمّا من أوتى كتبه بشماله فيقول يليتنى لم أوت كتبيه‌• و لم أدر ما حسابيه؛اما كسي كه نامه اعمال او به دست چپش داده شده مي‌گويد: اي كاش هرگز نامه اعمالم به من داده نمي‌شد. و نمي‌دانستم حساب من چيست ؟»

← كشف حقايق‌

کشف حقیقت از موارد زمینه‌سار آرزو است.

←← آرزوی گمراهان


حاضر شدن گمراهان نزد خدا و كشف حقایق در قيامت، سبب آرزومندى آنان به داشتن فاصله‌اى طولانى با شیطان:
«و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنا فهو له قرين‌• حتّى‌ إذا جاءنا قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين ...؛هر كس از ياد خدا رويگردان شود شيطاني را به سراغ او مي‌فرستيم و همواره قرين او باشد.تا زماني كه نزد ما حاضر شود مي‌گويد: ايكاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود....»

←← آرزوی فراموش‌كنندگان قرآن


فراموش‌كنندگان قرآن پس از كشف حقيقت آن در قيامت، آرزومند شفاعت يا بازگشت به دنيا:
«... يوم يأتى تأويله يقول الّذين نسوه من قبل قد جاءت رسل ربّنا بالحقّ فهل لنا من شفعاء فيشفعوا لنا أو نردّ فنعمل ...؛ ... آنروز كه اين امر انجام گيرد (كار از كار گذشته و بيداري سودي نخواهد داشت و) آنها كه آنرا قبلا فراموش كرده بودند مي‌گويند فرستادگان پروردگار ما به حق آمدند، آيا (امروز) شفيعاني براي ما وجود دارند كه براي ما شفاعت كنند؟ يا (امكان دارد) باز گرديم و اعمالي غير از آنچه انجام داديم انجام دهيم؟!....»
ضمير مفعولى در «نسوه» مى‌تواند به كتاب در آيه پيش برگردد كه مقصود از آن، قرآن كريم است.

← مشاهده جايگاه برزخى‌


مشاهده مقام برزخى از سوى حبیب نجّار، باعث آرزومندى وى براى آگاهى قومش از جايگاه و گرامى‌داشت او:
«و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى‌ قال يقوم اتّبعوا المرسلين‌• قيل ادخل الجنّة قال يليت قومى يعلمون‌• بما غفر لى ربى و جعلنى من المكرمين؛مردي (با ايمان) از نقطه دور دست شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: اي قوم من! از فرستادگان خدا پيروي كنيد. (سرانجام او را شهيد كردند و) به او گفته شد وارد بهشت شو گفت ايكاش قوم من مي‌دانستند. كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامي داشتگان قرار داده است.»
مقصود از «رجل» در آيه، حبيب نجّار است و مقصود از «الجنّة» به قرينه اين‌كه بى‌درنگ پس از قتلش به او خطاب شده، بهشت برزخى است.

عناوین مرتبط

[ویرایش]

آرزوکنندگان در قیامت (قرآن)، آرزوهای آدم (قرآن)، آرزوهای اصحاب شمال (قرآن)، آرزوهای انبیا (قرآن)، آرزوهای انسان (قرآن)، آرزوهای اهل‌کتاب (قرآن)، آرزوهای جهنمیان (قرآن)، آرزوهای حبیب نجار (قرآن)، آرزوهای دنیاطلبان (قرآن)، آرزوهای کافران (قرآن)، آرزوهای گناه‌کاران (قرآن)، آرزوهای لوط (قرآن)، آرزوهای متخلفان از جهاد (قرآن)، آرزوهای مجاهدان (قرآن)، آرزوهای مریم (قرآن)، آرزوهای مسلمانان (قرآن)، آرزوهای مسیحیان (قرآن)، آرزوهای مشرکان (قرآن)، آرزوهای مکذبان (قرآن)، آرزوهای منافقان (قرآن)، آرزوهای یهود (قرآن)، آرزوی بازگشت به دنیا (قرآن)، آرزوی احسان (قرآن)، آرزوی ارتداد (قرآن)، آرزوی اسلام (قرآن)، آرزوی ایمان (قرآن)، آرزوی بازگشت به دنیا (قرآن)، آرزوی خاک بودن (قرآن)، آرزوی شفاعت (قرآن)، آرزوی شهادت (قرآن)، آرزوی شیطانی (قرآن)، آرزوی عمر طولانی (قرآن)، آرزوی فراموش‌کنندگان قرآن (قرآن)، آرزوی گمراهی (قرآن)، آرزوی مرگ (قرآن)، شیطان و آرزوها (قرآن).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱، ص۱۴۸.    
۲. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۲، ص۲۱۵.    
۳. نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.    
۴. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج۱، ۲۷۶.    
۵. حسینی بحرانی، هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۷۵.    
۶. نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.    
۷. حدید/سوره۵۷، آیه۱۳.    
۸. حدید/سوره۵۷، آیه۱۴.    
۹. حجر/سوره۱۵، آیه۳.    
۱۰. حدید/سوره۵۷، آیه۱۴.    
۱۱. نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.    
۱۲. حدید/سوره۵۷، آیه۱۳.    
۱۳. حدید/سوره۵۷، آیه۱۴.    
۱۴. حجر/سوره۱۵، آیه۲.    
۱۵. حجر/سوره۱۵، آیه۳.    
۱۶. حجر/سوره۱۵، آیه۳.    
۱۷. یس/سوره۳۶، آیه۲۰.    
۱۸. یس/سوره۳۶، آیه۲۶.    
۱۹. یس/سوره۳۶، آیه۲۷.    
۲۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۲۶۴.    
۲۱. کهف/سوره۱۸، آیه۴۶.    
۲۲. نباء/سوره۷۸، آیه۴۰.    
۲۳. کهف/سوره۱۸، آیه۴۶.    
۲۴. قصص/سوره۲۸، آیات۷۹- ۸۲.    
۲۵. بقره/سوره۲، آیه۹۶.    
۲۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۲۲.    
۲۷. بقره/سوره۲، آیه۹۶.    
۲۸. بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.    
۲۹. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۷۶.    
۳۰. بقره/سوره۲، آیه۱۰۹.    
۳۱. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۲.    
۳۲. نساء/سوره۴، آیه۸۸.    
۳۳. نساء/سوره۴، آیه۸۹.    
۳۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۹.    
۳۵. نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.    
۳۶. نساء/سوره۴، آیه۱۲۰.    
۳۷. نساء/سوره۴، آیه۱۲۰.    
۳۸. نساء/سوره۴، آیه۳۲.    
۳۹. نساء/سوره۴، آیه۱۲۲.    
۴۰. نساء/سوره۴، آیه۱۲۳.    
۴۱. قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.    
۴۲. قلم/سوره۶۸، آیه۸.    
۴۳. قلم/سوره۶۸، آیه۹.    
۴۴. نساء/سوره۴، آیه۷۲.    
۴۵. نساء/سوره۴، آیه۷۳.    
۴۶. نساء/سوره۴، آیات۱۱۹-۱۲۱.    
۴۷. حجر/سوره۱۵، آیه۳.    
۴۸. حدید/سوره۵۷، آیه۱۳.    
۴۹. حدید/سوره۵۷، آیه۱۴.    
۵۰. بقره/سوره۲، آیه۹۴.    
۵۱. نساء/سوره۴، آیه۷۲.    
۵۲. نساء/سوره۴، آیه۷۳.    
۵۳. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۲.    
۵۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳۰.    
۵۵. نبأ/سوره۷۸، آیه۴۰.    
۵۶. نساء/سوره۴، آیه۷۲.    
۵۷. نساء/سوره۴، آیه۷۳.    
۵۸. مریم/سوره۱۹، آیه۱۸.    
۵۹. مریم/سوره۱۹، آیه۲۳.    
۶۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۸۹۰.    
۶۱. جمعه/سوره۶۲، آیه۶.    
۶۲. مائده/سوره۵، آیه۱۸.    
۶۳. قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.    
۶۴. نساء/سوره۴، آیه۴۱.    
۶۵. نساء/سوره۴، آیه۴۲.    
۶۶. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۶.    
۶۷. فرقان/سوره۲۵، آیه۲۷.    
۶۸. فرقان/سوره۲۵، آیات۲۶-۲۹.    
۶۹. قصص/سوره۲۸، آیه۷۹.    
۷۰. احزاب/سوره۳۳، آیه۶۶.    
۷۱. بقره/سوره۲، آیه۱۶۶.    
۷۲. بقره/سوره۲، آیه۱۶۷.    
۷۳. انعام/سوره۶، آیه۲۷.    
۷۴. شعراء/سوره۲۶، آیه۹۱.    
۷۵. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۰۲.    
۷۶. زمر/سوره۳۹، آیه۵۸.    
۷۷. شوری/سوره۴۲، آیه۴۴.    
۷۸. غافر/سوره۴۰، آیه۱۱.    
۷۹. معارج/سوره۷۰، آیات۱۱-۱۴.    
۸۰. فجر/سوره۸۹، آیه۲۳.    
۸۱. فجر/سوره۸۹، آیه۲۴.    
۸۲. حاقه/سوره۶۹، آیه۲۵.    
۸۳. حاقه/سوره۶۹، آیه۲۷.    
۸۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۵۲۲.    
۸۵. حاقه/سوره۶۹، آیه۲۵.    
۸۶. حاقه/سوره۶۹، آیه۲۷.    
۸۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۵۲۲.    
۸۸. حاقه/سوره۶۹، آیه۲۵.    
۸۹. حاقه/سوره۶۹، آیه۲۶.    
۹۰. زخرف/سوره۴۳، آیه۳۶.    
۹۱. زخرف/سوره۴۳، آیه۳۸.    
۹۲. اعراف/سوره۷، آیه۵۳.    
۹۳. یس/سوره۳۶، آیه۲۰.    
۹۴. یس/سوره۳۶، آیه۲۶.    
۹۵. یس/سوره۳۶، آیه۲۷.    
۹۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۶۵۵.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ج۱، ص۲۴۱، برگرفته از مقاله «آرزو»    


رده‌های این صفحه : آرزو | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار