آشتی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آشتی، رنجشی را فراموش کردن، پس از قهر از نو دوستی کردن، و صلح کردن پس از جنگ است.
[۱] لغت نامه دهخدا.
[۲] فرهنگ فارسی معین.
در این مقاله، به آشتی در محدوده منازعات شخصی، خانوادگی و اجتماعی پرداخته و آشتی پس از جنگ (صلح) در مقاله‌ای جداگانه بررسی می‌شود. در این مقاله آیاتی معرفی می‌شوند که در آن‌ها از واژه‌های « اصلاح »،« تالیف »،« توفیق »،« سلم » و « صلح » استفاده شده است.

فهرست مندرجات

۱ - واژگان قرآنی معادل آشتی
       ۱.۱ - اصلاح
       ۱.۲ - تألیف
       ۱.۳ - سِلْم
       ۱.۴ - صلح
       ۱.۵ - توفیق
       ۱.۶ - شَفع
۲ - آثار آشتی
       ۲.۱ - برداشته شدن گناه‌
       ۲.۲ - رحمت
              ۲.۲.۱ - آشتی بین وارثان
              ۲.۲.۲ - آشتی با همسر
              ۲.۲.۳ - آشتی میان براردران دینی
۳ - آشتی در کتاب‌های آسمانی‌
۴ - آشتی مذموم
۵ - اهمیت آشتی
       ۵.۱ - آشتی در خانواده
       ۵.۲ - آشتی بین مؤمنان
       ۵.۳ - آشتی در جامعه
       ۵.۴ - گفتن سخن خلاف واقع
       ۵.۵ - آشتی بین زوجین
۶ - پاداش آشتی
       ۶.۱ - پاداش آشتی با همسر
       ۶.۲ - پاداش‌ اخلاص در آشتی
       ۶.۳ - پاداش عفو و آشتی
۷ - روش‌های آشتی
       ۷.۱ - استفاده از عواطف
       ۷.۲ - اغماض
       ۷.۳ - بی اعتنایی
       ۷.۴ - تعیین داور
       ۷.۵ - تغییر در وصیّت
       ۷.۶ - تنبیه
       ۷.۷ - جنگ با مؤمنان
       ۷.۸ - دروغ
       ۷.۹ - سوگند
       ۷.۱۰ - موعظه
       ۷.۱۱ - نجوا
۸ - زمینه‌های آشتی
       ۸.۱ - برخورد نیک
       ۸.۲ - تقوا
       ۸.۳ - عده
       ۸.۴ - قصد اصلاح
       ۸.۵ - خیر خواهی
       ۸.۶ - گذشت
              ۸.۶.۱ - گذشت زوجین از حقوقشان
              ۸.۶.۲ - گذشت از خطای دیگران
       ۸.۷ - میانجی گری
۹ - سوگند بر ترک آشتی
۱۰ - مسؤولیت در آشتی
       ۱۰.۱ - مسؤولیت متخاصمان
              ۱۰.۱.۱ - قصد اصلاح
              ۱۰.۱.۲ - عفو و گذشت
              ۱۰.۱.۳ - نیکی در برابر بدی
       ۱۰.۲ - مسؤولیت مؤمنان و حکومت
              ۱۰.۲.۱ - پیشگیری
              ۱۰.۲.۲ - میانجیگری
              ۱۰.۲.۳ - انتخاب داور
۱۱ - انتخاب داور در آشتی
       ۱۱.۱ - تعیین‌کننده داور
       ۱۱.۲ - ویژگی های داور
              ۱۱.۲.۱ - خویشاوند بودن
              ۱۱.۲.۲ - رعایت تقوای الهی
              ۱۱.۲.۳ - عدالت جویی
              ۱۱.۲.۴ - خیرخواهی و رازداری
              ۱۱.۲.۵ - انگیزه الهی
۱۲ - منافقان و آشتی
۱۳ - موانع آشتی
       ۱۳.۱ - بخل
       ۱۳.۲ - پیروی از شیطان
       ۱۳.۳ - تجاوز
       ۱۳.۴ - دنیا طلبی
       ۱۳.۵ - نشوز و برتری جویی
۱۴ - نجوا برای آشتی
۱۵ - نعمت آشتی
۱۶ - عناوین مرتبط
۱۷ - پانویس
۱۸ - منبع

واژگان قرآنی معادل آشتی

[ویرایش]

به موضوع آشتی در آیات فراوانی پرداخته شده و برگرفته از واژگان قرآنی ذیل است:

← اصلاح


اصلاح ، مصدر ثلاثی مزید از ریشه صَلُحَ است. لغویانی چون راغب اصفهانی ، ابن فارس ، جوهری ، و فیومی ، صلاح را در برابر فساد و اصلاح را در برابرِ اِفساد دانسته اند .
روشن ‌ترین آیه ای که با استفاده از واژه اصلاح به این مبحث پرداخته، نخستین آیه سوره انفال است:
«...فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَصلِحُوا ذاتَ بَینِکُم...؛...و ميان برادراني را كه با هم ستيزه دارند آشتي دهيد....»
« اصلاح ذات البین » با استفاده از همین آیه، اصطلاح شده است.
آیات دیگری که واژه اصلاح به معنای آشتی درآن‌ها به کار رفته، عبارت است از :
سوره بقره آیات ۱۸۲ و ۲۲۴ ؛ سوره نساء آیات ۳۵ و ۱۱۴ و ۱۲۸ و ۱۲۹ ؛ سوره انفال آیه ۱ ؛ سوره شوری آیه ۴۰ ؛ سوره حجرات آیات ۹ و ۱۰ .

← تألیف


« تألیف » به معنای جمع کردن، نزدیک کردن دو چیز یا دو شخص به یک دیگر است. این واژه در آیات ۱۰۳ سوره آل عمران و ۶۳ سوره انفال به این معنا آمده است.

← سِلْم


«سِلْم» به معنای صلح، سازش و ترک مخاصمه است.

← صلح


« صلح » اسم مصدر به معنای سازش و از میان بردن دشمنی بین مردم است و دو بار در آیه ۱۲۸ سوره نساء آمده است.

← توفیق


« توفیق » به معنای هم فکر کردن، سازش و آشتی دادن بین دو نفر است. این واژه در آیات ۳۵ و ۶۲ سوره نساء آمده است.

← شَفع


« شَفع » به معنای انضمام چیزی به چیز دیگر است و در آیه ۸۵ سوره نساء به معنای شفاعت برای کار خیر آمده است.

آثار آشتی

[ویرایش]
آشتی کردن و نداشتن کدورت و کینه در دل آثاری را به همراه دارد.

← برداشته شدن گناه‌


برداشته شدن گناه از وصی در صورت تغییر در وصیت‌های ناحق میت، به قصد آشتی بین وارثان:
«فمن خاف من موص جنفا او اثما فاصلح بینهم فلا اثم علیه ان الله غفور رحیم؛كسي كه از انحراف وصيت كننده (و تمايل يك جانبه او به بعض ورثه) يا از گناه او به اينكه وصيت به كار خلافي كند) بترسد، و ميان آنها را اصلاح دهد گناهي بر او نيست (و مشمول قانون تبديل وصيت نمي‌باشد) خداوند آمرزنده و مهربان است.»

← رحمت

یکی از آثار آشتی برخورداری از رحمت الهی است.

←← آشتی بین وارثان


تغییر در وصیت‌های ناحق میت به قصد آشتی بین وارثان، سبب برخورداری از رحمت خداوند:
«فمن خاف من موص جنفا او اثما فاصلح بینهم فلا اثم علیه ان الله غفور رحیم؛كسي كه از انحراف وصيت كننده (و تمايل يك جانبه او به بعض ورثه) يا از گناه او به اينكه وصيت به كار خلافي كند) بترسد، و ميان آنها را اصلاح دهد گناهي بر او نيست (و مشمول قانون تبديل وصيت نمي‌باشد) خداوند آمرزنده و مهربان است.»

←← آشتی با همسر


آشتی با همسر و رعایت تقوا در محیط خانواده سبب برخورداری از رحمت خداوند:
«وان امراة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهمآ ان یصلحا بینهما صلحا... • ... وان تصلحوا وتتقوا فان الله کان غفورا رحیما؛و اگر زني از طغيان و سركشي يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعي ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد از پارهاي از حقوق به خاطر صلح صرفنظر كنند)... و اگر راه اصلاح و پرهيزگاري پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است.»

←← آشتی میان براردران دینی


آشتی میان برادران دینی، باعث برخورداری از رحمت الهی:
«انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم واتقوا الله لعلکم ترحمون؛مؤ منان برادر يكديگرند، بنابراين ميان دو برادر خود صلح برقرار سازيد، و تقواي الهي پيشه كنيد تا مشمول رحمت او شويد.»

آشتى در كتاب‌هاى آسمانى‌

[ویرایش]

کتاب‌های آسمانی، ارائه دهنده راه حلّ درست در منازعات انسان‌ها:
«كان النّاس أمّة وحدة فبعث اللّه النّبيّين ... وأنزل معهم الكتب بالحقّ ليحكم بين النّاس فيما اختلفوا فيه ...؛مردم (در آغاز) يك دسته بودند، (و تضادي در ميان آنها وجود نداشت. بتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايي در ميان آنها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت،... با آنها نازل نمود، تا در ميان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوري كند....»
بنابراين كه «فيما اختلفوا» منازعات شخصى را هم شامل شود.

آشتی مذموم

[ویرایش]

آشتی با دشمنان مورد نهی خداوند :
«فلاتهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون؛هرگز سست نشويد و دشمنان را به صلح (ذلت بار) دعوت نكنيد در حالي كه شما برتريد و خداوند با شماست و چيزي از ثواب اعمالتان را هرگز كم نمي‌كند.»

اهمیت آشتی

[ویرایش]
با توجه به اینکه در اسلام تأکید به آشتی شده است لذا دارای اهمیت می باشد.

← آشتی در خانواده


ارزشمندی آشتی در خانواده و روابط زناشویی:
«وان امراة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهمآ ان یصلحا بینهما صلحا والصلح خیر...؛و اگر زني از طغيان و سركشي يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعي ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد از پارهاي از حقوق به خاطر صلح صرفنظر كنند) و صلح بهتر است....»

← آشتی بین مؤمنان


آشتی بین مؤمنان ، امری مهم و ارزشمند:
۱. «... واصلحوا ذات بینکم...؛... و ميان برادراني را كه با هم ستيزه دارند آشتي دهيد....»
۲. «انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم...؛مؤمنان برادر يكديگرند، بنابراين ميان دو برادر خود صلح برقرار سازيد....»

← آشتی در جامعه


ایجاد جو تفاهم و آشتی در جامعه ، از وظایف مؤمنان:
۱. «یـایها الذین ءامنوا ادخلوا فی السلم کافة...؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد! همگي در صلح و آشتي در آييد!....»برداشت فوق بر این اساس است که «سلم» به معنای صلح و آشتی باشد.
۳. «... فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم... ان کنتم مؤمنین؛... پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و ميان برادراني را كه با هم ستيزه دارند آشتي دهيد... اگر ايمان داريد. »
۴. «انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم...؛مؤ منان برادر يكديگرند، بنابراين ميان دو برادر خود صلح برقرار سازيد....»

← گفتن سخن خلاف واقع


روا بودن آشتی میان مردم، حتی با گفتن سخنان خلاف واقع :
«لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلـح بین الناس....؛در بسياري از سخنان در گوشي (و جلسات محرمانه) آنها خير و سودي نيست مگر كسي كه (به‌ اين وسيله) امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصطلاح در ميان مردم كند....»
امام صادق علیه‌السّلام درباره «اصلاح بین الناس» فرمود: بدگویی را از کسی درباره دیگری می‌شنوی و هنگام ملاقات با او می‌گویی: از فلانی درباره تو خوبی و... شنیدم.

← آشتی بین زوجین


تاکید و ترغیب خداوند به توافق و آشتی بین زن و شوهر:
«و لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النسآء... وان تصلحوا وتتقوا...؛و هرگز نميتوانيد (از نظر محبت قلبي) در ميان زنان، عدالت كنيد،... و اگر راه اصلاح و پرهيزگاري پيش گيريد....»

پاداش آشتی

[ویرایش]
با توجه به اینکه در مقابل هر کار خیری مزد و پاداشی هست برای آشتی کردن و آشتی دادن دیگران هم پاداشی وجود دارد.

← پاداش آشتی با همسر


آشتی با همسر ، سبب برخورداری از آمرزش الهی:
«وان امراة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهمآ ان یصلحا بینهما صلحا... • ... وان تصلحوا وتتقوا فان الله کان غفورا رحیما؛و اگر زني از طغيان و سركشي يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعي ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد از پارهاي از حقوق به خاطر صلح صرفنظر كنند)... و اگر راه اصلاح و پرهيزگاري پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است.»

← پاداش‌ اخلاص در آشتی


اخلاص در اصلاح و آشتی، باعث بهره مندی از پاداش‌های آخرتی:
«لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر... او اصلـح بین الناس ومن یفعل ذلک ابتغآء مرضات الله فسوف نؤتیه اجرا عظیما؛در بسياري از سخنان در گوشي (و جلسات محرمانه) آنها خير و سودي نيست مگر كسي كه (به‌ اين وسيله) امر به كمك ... اصطلاح در ميان مردم كند، و هر كس براي خشنودي پروردگار چنين كند پاداش بزرگي به او خواهيم داد.»

← پاداش عفو و آشتی


عفو و اغماض از بدی دیگران و آشتی با آنان، سبب برخورداری از پاداش الهی:
«وجزؤا سیئة سیئة مثلها فمن عفا و اصلح فاجره علی الله...؛و كيفر بدي مجازاتي همانند آن است، و هر كس عفو و اصلاح كند اجر و پاداش او با خدا است....»
ذکر «اصلاح» پس از عفو، نشان می‌دهد که برای دستیابی به پاداش الهی، افزون بر عفو باید در راه رفع اختلافات نیز گام برداشت و طرح صمیمیت و آشتی افکند.

روش‌های آشتی

[ویرایش]
آشتی میان مؤمنان چنان اهمیّتّی دارد که برای تحقّق آن، بعضی از امور حرام ، مباح دانسته شده است؛ برخی از احکام ثانویه آشتی دادن که در آیات قرآن ذکر شده است عبارتند از:

← استفاده از عواطف


تحریک عاطفه برادری از روش‌های اصلاح بین مؤمنان:
«انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم...؛مؤ منان برادر يكديگرند، بنابراين ميان دو برادر خود صلح برقرار سازيد....»

← اغماض


اغماض و گذشت از حقوق شخصی:
«و ان امراة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهمآ ان یصلحا بینهما صلحا و الصلح خیر...؛و اگر زني از طغيان و سركشي يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعي ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد از پارهاي از حقوق به خاطر صلح صرفنظر كنند) و صلح بهتر است....»

← بی اعتنایی


بی اعتنایی شوهر به همسر ، و ترک همخوابی با وی، راهی برای تسلیم شدن همسر و آشتی کردن :
«الرجال قومون علی النسآء... والتی تخافون نشوزهن... واهجروهن فی المضاجع... فان اطعنکم فلاتبغوا علیهن سبیلا...؛مردان، سرپرست و خدمتگزار زنانند... و (اما) آن دسته از زنان را كه از طغيان و مخالفتشان بيم داريد... در بستر از آنها دوري نماييد! ... و اگر از شما پيروي كردند به آنها تعدي نكنيد ....»

← تعیین داور


تعیین داور برای رفع اختلاف خانوادگی از سوی حاکم، روشی برای آشتی بین زن و شوهر:
«وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله وحکما من اهلهآ ان یریدا اصلـحا یوفق الله بینهمآ...؛و اگر از جدايي و شكاف ميان آنها بيم داشته باشيد، داوري از خانواده شوهر، و داوري از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگي كنند) اگر اين دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند خداوند كمك به توافق آنها مي‌كند....»
امامان معصوم علیهم‌السّلام درباره تعیین مخاطب آیه فرموده‌اند: حاکمی است که منازعات به سوی او برده می‌شود.

← تغییر در وصیّت


قرآن تبدیل و تغییر وصیّت را گناه شمرده است امّا در صورت بیم از جفای وصیّت کننده به وارث می‌توان به اصلاح وصیّت اقدام کرد:
«فَمَن خافَ مِن موص جَنَفاً أَو إِثماً فَأَصلَحَ بَینَهُم فَلا إِثمَ عَلَیهِ إِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیمٌ؛كسي كه از انحراف وصيت كننده (و تمايل يك جانبه او به بعض ورثه) يا از گناه او به اينكه وصيت به كار خلافي كند) بترسد، و ميان آنها را اصلاح دهد گناهي بر او نيست (و مشمول قانون تبديل وصيت نمي‌باشد) خداوند آمرزنده و مهربان است.»
به نظر بیش‌تر مفسّران، مقصود از «فَلا إثمَ عَلَیه» گناه کار نبودن مصلح در تغییر وصیت است؛ البتّه این احتمال هم وجود دارد که آیه به اصلاح وصیّت از سوی خود موصی و در زمان حیات او مربوط باشد.

← تنبیه


تنبیه زن ناشزه، روشی برای واداشتن وی به تسلیم و آشتی با شوهر :
«الرجال قومون علی النسآء... والتی تخافون نشوزهن... واضربوهن فان اطعنکم فلاتبغوا علیهن سبیلا...؛مردان، سرپرست و خدمتگزار زنانند... و (اما) آن دسته از زنان را كه از طغيان و مخالفتشان بيم داريد... آنها را ترک كنيد! و اگر از شما پيروي كردند به آنها تعدي نكنيد ....»
این اقدام‌ها در صورتی جایز است که نشوز زن به مرحله شدیدی رسیده باشد و به قصد اصلاح و استمرار زندگی زناشویی صورت گیرد، نه به قصد انتقام و تشفّی دل.
[۵۴] الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، ص ۵۱.

تنبیه بدنی باید ملایم و ضعیف باشد؛ به طوری که موجب شکستگی، مجروح شدن یا کبودی بدن نشود.

← جنگ با مؤمنان


جواز جنگ با مؤمنان ظالم:
«وَ إِن طائِفَتانِ مِنَ المُؤمِنِینَ اقتَتَلُوا فَأَصلِحُوا بَیَنهُما فَإِن بَغَت إِحدهُما عَلَی الأُخری فَقتِلوا الَّتِی تَبْغِی حَتّی تَفِیءَ إلَی أَمرِ اللّهِ؛هر گاه دو گروه از مؤ منان با هم به نزاع و جنگ پردازند در ميان آنها صلح برقرار سازيد و اگر يكي از آنها بر ديگري تجاوز كند با طايفه ظالم پيكار كنيد تا به فرمان خدا بازگردد، هر گاه بازگشت (و زمينه صلح فراهم شد) در ميان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازيد، و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشه گان را دوست دارد.»
قرآن ، جلوگیری از ظلم و برقراری سازش میان دو گروه از مؤمنان را هرچند به جنگ با ظالم بینجامد، لازم شمرده است:
برخی بغی را به تعدّی و تجاوز تفسیر کرده و گفته اند: مقصود آیه، نزاع و کشمکش‌هایی است که میان دو گروه از مؤمنان رخ می‌دهد.
بعضی از شأن نزول‌هایی که برای این آیه نقل شده نیز این معنا را تأیید می‌کند. البتّه استفاده از قدرت در راه اصلاح میان مؤمنان در صورتی جایز است که اختلاف از طریق مسالمت آمیز حل نشود.

← دروغ


دروغ در مواردی که منفعت اصلاح بیش از منفعت راست‌گویی است:
«لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلـح بین الناس ومن یفعل ذلک ابتغآء مرضات الله فسوف نؤتیه اجرا عظیما؛در بسياري از سخنان در گوشي (و جلسات محرمانه) آنها خير و سودي نيست مگر كسي كه (به‌ اين وسيله) امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصطلاح در ميان مردم كند، و هر كس براي خشنودي پروردگار چنين كند پاداش بزرگي به او خواهيم داد.»
برخی مفسّران در تفسیر آیه ۱۱۴ سوره نساء با استفاده از روایات گفته اند: ایجاد خوش بینی و الفت میان مردم، حتّی با سخن دروغ نیز کاری پسندیده است
[۶۱] تفسیر راهنما، ج ۴، ص ۴۶.
[۶۲] الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، ص ۳۳۴.
و این در صورتی است که منفعت اصلاح، بیش از منفعت راست گویی، و مفسده دروغ، کم تر از مفسده قهر و دوری دو مؤمن باشد.
[۶۳] الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، ص ۳۳۴.

امام صادق علیه‌السلام در روایتی سخن‌ها را سه قسم می‌داند: راست، دروغ و اصلاح بین الناس، و آن این است که از کسی سخنی را درباره شخصی می‌شنوی که اگر او آن را بشنود، ناراحت می‌شود و رابطه آن‌ها به فساد می‌گراید؛ ولی اشکالی ندارد که تو به جای گفتن حقیقت به وی بگویی که فلانی درباره ات سخنان نیک می‌گفت و از تو ستایش می‌کرد.

← سوگند


عدم تحقّق سوگند : سوگندهایی که برخاسته از اراده و قصد قلبی باشد، تعهّدآور است امّا اگر کسی بر ترک اصلاح میان مردم سوگند خورده باشد، وفا به آن لازم نیست:
«وَ لاَتَجعَلُوا اللّهَ عُرضَةً لاِیمنِکُم أَن تَبَرُّوا و تَتَّقوُا وَ تُصلِحوا بَینَ النَّاس؛خدا را در معرض سوگندهاي خود قرار ندهيد! و براي اينكه نيكي كنيد، و تقوا پيشه سازيد، و در ميان مردم اصلاح كنيد (سوگند ياد ننماييد)! و خداوند شنوا و داناست.»
در شأن نزول این آیه چنین آمده است:
عبدالله بن رواحه سوگند یاد کرده بود که به خانه دامادش نرود و با او سخن نگوید و میان او و دخترش اصلاح نکند که این آیه نازل شد و سوگند او را بی اعتبار دانست.

← موعظه


پند و اندرز ، راهی جهت برخورد با نشوز زن و آشتی وی با شوهرش:
«الرجال قومون علی النسآء... والتی تخافون نشوزهن فعظوهن... فان اطعنکم فلاتبغوا علیهن سبیلا...؛مردان، سرپرست و خدمتگزار زنانند... و (اما) آن دسته از زنان را كه از طغيان و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! ... و اگر از شما پيروي كردند به آنها تعدي نكنيد....»

← نجوا


نجوا و گفتگوی پنهانی یکی از روشهای اصلاح بین یکدیگر:
«لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلـح بین الناس ومن یفعل ذلک ابتغآء مرضات الله فسوف نؤتیه اجرا عظیما؛در بسياري از سخنان در گوشي (و جلسات محرمانه) آنها خير و سودي نيست مگر كسي كه (به‌ اين وسيله) امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصطلاح در ميان مردم كند، و هر كس براي خشنودي پروردگار چنين كند پاداش بزرگي به او خواهيم داد. »
راز جواز نجوا برای اصلاح این است که گاهی لازم است با هر کدام از دو طرفِ دعوا که در یک مجلس حاضرند، جداگانه نجوا شود تا نقشه اصلاحی بهتر به اجرا در آید.

زمینه‌های آشتی

[ویرایش]
زمینه‌های آشتی که در قرآن ذکر شده است عبارتند از:

← برخورد نیک


برخورد نیک در برابر رفتارهای ناشایست، زمینه ساز آشتی و تبدیل دشمنی‌ها به دوستی:
«ولاتستوی الحسنة ولاالسیئة ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک وبینه عدوة کانه ولی حمیم؛هرگز نيكي و بدي يكسان نيست، بدي را با نيكي دفع كن، تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمي شوند!»

← تقوا


تقوا ، زمینه ساز آشتی بین مردم:
«یسـلونک عن الانفال قل الانفال لله والرسول فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم واطیعوا الله ورسوله ان کنتم مؤمنین؛از تو درباره انفال (غنائم و هر گونه مال بدون مالك مشخص) سؤ ال مي‌كنند بگو: انفال مخصوص خدا و پيامبر است، پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و ميان برادراني را كه با هم ستيزه دارند آشتي دهيد و اطاعت خدا و پيامبرش را كنيد اگر ايمان داريد.»

← عده


عده ، فرصتی مناسب برای آشتی زن و شوهر:
«والمطـلقـت یتربصن بانفسهن ثلـثة قروء ولایحل لهن ان یکتمن ما خلق الله فی ارحامهن ان کن یؤمن بالله والیوم الاخر وبعولتهن احق بردهن فی ذلک ان ارادوا اصلـحا...؛زنان مطلقه، بايد به مدت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند! ( عده نگهدارند) و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند براي آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند. و همسرانشان، براي باز گرداندن آنها (و از سر گرفتن زندگي زناشويي) در اين مدت، (از ديگران) سزاوارترند، در صورتي كه (به راستي) خواهان اصلاح باشند....»

← قصد اصلاح


قصد اصلاح از سوی زن و شوهر، راهی جهت آشتی آنان:
۱.«وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله وحکما من اهلهآ ان یریدا اصلـحا یوفق الله بینهمآ...؛و اگر از جدايي و شكاف ميان آنها بيم داشته باشيد، داوري از خانواده شوهر، و داوري از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگي كنند) اگر اين دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند خداوند كمك به توافق آنها مي‌كند....»
۲. «والمطـلقـت یتربصن بانفسهن ثلـثة قروء ولایحل لهن ان یکتمن ما خلق الله فی ارحامهن ان کن یؤمن بالله والیوم الاخر وبعولتهن احق بردهن فی ذلک ان ارادوا اصلـحا...؛زنان مطلقه، بايد به مدت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند! ( عده نگهدارند) و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند براي آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند. و همسرانشان، براي باز گرداندن آنها (و از سر گرفتن زندگي زناشويي) در اين مدت، (از ديگران) سزاوارترند، در صورتي كه (به راستي) خواهان اصلاح باشند....»

← خیر خواهی


خیرخواهی داوران تحکیم در آشتی زن و شوهر، سبب سازگاری آنان :
«وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله وحکما من اهلهآ ان یریدا اصلـحا یوفق الله بینهمآ...؛و اگر از جدايي و شكاف ميان آنها بيم داشته باشيد، داوري از خانواده شوهر، و داوري از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگي كنند) اگر اين دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند خداوند كمك به توافق آنها مي‌كند....»

← گذشت

یکی از زمینه‌های آشتی، عفو و گذشت است.

←← گذشت زوجین از حقوقشان


گذشت هر یک از زن و شوهر از حقوق خود، زمینه ساز مصالحه و آشتی بین آنان:
«وان امراة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهمآ ان یصلحا بینهما صلحا والصلح خیر واحضرت الانفس الشح وان تحسنوا وتتقوا فان الله کان بما تعملون خبیرا؛و اگر زني از طغيان و سركشي يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعي ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد از پارهاي از حقوق به خاطر صلح صرفنظر كنند) و صلح بهتر است، اگر چه مردم (طبق غريزه حب ذات در اينگونه موارد) بخل ميورزند، و اگر نيكي كنيد و پرهيزگاري پيشه سازيد (و بخاطر صلح، گذشت نمائيد) خداوند به آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است (و پاداش شايسته به شما خواهد داد).»
جمله «واحضرت الا نفس الشح»، از آن حکایت دارد که مصالحه عنوان شده در آیه، منوط به گذشت شخصی هر یک از زن و شوهر از برخی از حقوق خود، و ترک بخل و حرص است.

←← گذشت از خطای دیگران


عفو و اغماض از خطای دیگران، زمینه ساز آشتی و رفع کدورت‌های بین یکدیگر:
«وجزؤا سیئة سیئة مثلها فمن عفا و اصلح فاجره علی الله...؛و كيفر بدي مجازاتي همانند آن است، و هر كس عفو و اصلاح كند اجر و پاداش او با خدا است....»
برداشت فوق بر این اساس است که «اصلاح» به معنای اصلاح بین فرد عفو کننده و ستمگر باشد که عفو به صورت مقدمه آن صورت بگیرد.

← میانجی گری


میانجی گری داوران بین زن و شوهر زمینه حل اختلاف‌ها و آشتی بین آنان:
«وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله وحکما من اهلهآ ان یریدا اصلـحا یوفق الله بینهمآ ان الله کان علیما خبیرا؛و اگر از جدايي و شكاف ميان آنها بيم داشته باشيد، داوري از خانواده شوهر، و داوري از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگي كنند) اگر اين دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند خداوند كمك به توافق آنها مي‌كند، زيرا خداوند دانا و آگاه است (و از نيات همه با خبر است.)»

سوگند بر ترک آشتی

[ویرایش]

نکوهش خداوند از دستاویز قرار دادن سوگند به وی در ترک آشتی بین مردم :
«ولاتجعلوا الله عرضة لایمـنکم ان تبروا وتتقوا وتصلحوا بین الناس...؛خدا را در معرض سوگندهاي خود قرار ندهيد! و براي اينكه نيكي كنيد، و تقوا پيشه سازيد، و در ميان مردم اصلاح كنيد....»

مسؤولیت در آشتی

[ویرایش]
بر اساس آیات قرآن حکومت، خویشاوندان و مومنان در برقراری آشتی مسؤولیت دارند.

← مسؤولیت متخاصمان

وظایف متخاصمان در آشتی عبارت است از:
=

← قصد اصلاح

=
در مرحله نخست، متخاصمان خود باید قصد اصلاح داشته باشند تا خداوند نفرت را به دوستی تبدیل سازد:
«...إِن یُریِدا إِصلَحاً یُوَفِّقِ اللّهُ بَینَهُما...؛...اگر اين دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند خداوند كمك به توافق آنها مي‌كند....»
اگر متخاصمان چنین نیّتی نداشته باشند، کوشش دیگران نیز فایده ای نخواهد داشت؛ گرچه تمام همّت و سعی خویش را به کار بندند.
[۸۳] الکاشف، ج ۲، ص ۳۱۹.


←← عفو و گذشت


متخاصمان برای سرعت بخشیدن به آشتی، مناسب است از برخی حقوق خویش بگذرند. به نظر بیش‌تر مفسّران در ذیل آیه ۱۲۸ سوره نساء برای بازگشت آرامش به خانواده و استمرار زناشویی ، راه‌هایی مانند بخشیدن قسمتی از مال به زن یا چشم پوشی از مهریّه یا حقّ هم خوابگی و نفقه و پوشش برای زنان وجود دارد.
در آیه ای دیگر آمده است: کیفر بدی، مانند آن بدی است؛ پس هرکه درگذرد و اصلاح کند، پاداش او بر عهده خدا است:
«و جَزَاؤُ سَیِّئَة سَیِّئةٌ مِثلُها فَمن عَفا وأَصلَحَ فَأَجرُهُ عَلَی اللّه؛و كيفر بدي مجازاتي همانند آن است، و هر كس عفو و اصلاح كند اجر و پاداش او با خدا است خداوند ظالمان را دوست ندارد.» قرطبی در ذیل این آیه از ابن عبّاس روایت می‌کند: کسی که ازحقّ قصاص بگذرد و بین خود و دشمنش اصلاح کند، پاداش او بر خدا است.

←← نیکی در برابر بدی


بالاتر از عفو ، پاسخ بدی با نیکی است. قرآن می‌فرماید:
«و لاَ تَستَوِی الحَسَنَةُ وَلاَالسَّیِّئةُ ادفَع بِالَّتِی هِیَ أَحسَنُ فَإِذا الَّذِی بَینَکَ و بَینَهُ عَدوَةٌ کأَنَّهُ وَلیٌّ حَمِیم؛هرگز نيكي و بدي يكسان نيست، بدي را با نيكي دفع كن، تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمي شوند!»
از آن‌جا که رسیدن به این مقام، به خودسازی نیاز دارد، در آیه بعد می‌گوید: به این ( خصلت ) نمی رسند، مگر کسانی که صبر و بهره بزرگی از ایمان دارند :
«و ما یُلَقَّها إِلاّ الَّذینَ صَبَروا و ما یُلقَّها إِلاَّ ذوحَظّ عَظیم».

← مسؤولیت مؤمنان و حکومت

وظایف مؤمنان و حکومت در برقراری آشتی بین متخاصمان عبارتند از:

←← پیشگیری


پیش گیری از بروز اختلاف:
«فَمَن خافَ مِن مُوص جَنَفاً أَو إِثماً فَأَصلَحَ بَینَهُم فَلاَ إِثمَ عَلَیهِ إنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحیِمْ؛کسی که از انحراف (و تمایل بی جای) وصیّت کننده ای (درباره ورثه اش ) یا گناه او (در وصیّت به کار خلاف) بیم داشته باشد و میانشان را سازش دهد، بر او گناهی نیست؛ چرا که خدا آمرزنده مهربان است.»
به نظر بیش‌تر مفسّران، سیاق آیه بر پیش گیری از اختلاف وارثان دلالت می‌کند که بر وصی یا حاضران در مجلس وصیّت یا هر که وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دارد، لازم است موصی را به رعایت عدالت و عمل به وظیفه سفارش کنند و مانع تحقّق چنین وصیّتی شوند.
برخی نیز معتقدند: این وظیفه حکومت اسلامی است که با اصلاح وصیّت براساس حقّ و عدالت، زمینه بروز اختلاف را از بین ببرد.

←← میانجیگری


میانجی گری در رفع اختلاف:
«... و أَصلِحوا ذاتَ بَینِکُم...؛... و ميان برادراني را كه با هم ستيزه دارند آشتي دهيد....»
و در این راه جایز است از برخی امور حرامی که مباح شمرده شده نیز استفاده کنند. (مانند امور مطرح شده در اهمّیّت آشتی) لکن در قلمرو اختیارات مؤمنان و حکومت گفته اند: در اصلاحِ از طریق گفت و گو اجازه حاکم شرع لازم نیست؛ امّا در مرحله شدّت عمل، اجازه حکومت اسلامی یا حاکم شرع ضرورت دارد، مگر در مواردی که دسترس نباشد که در این جا نوبت به مؤمنان عادل و آگاه می‌رسد.
به نظر طبری در مواردی که یکی از گروه های درگیر، حاضر به صلح نباشد، بر امام مسلمانان واجب است با آن‌ها بجنگد تا به پذیرش صلح و آشتی رضایت دهند.
[۹۹] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۶، ص ۱۶۵.


←← انتخاب داور


وجوب انتخاب داور در مواقع شدت اختلاف و بی‌اثری اقدام‌های پیش‌گیرانه
[۱۰۰] الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، ص ۵۹.
:
«وَ إِن خِفتُم شِقاقَ بَینِهِما فَابعَثُوا حَکَماً مِن أَهلِهِ و حَکَماً مِن أَهلِها...؛و اگر از جدايي و شكاف ميان آنها بيم داشته باشيد، داوري از خانواده شوهر، و داوري از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگي كنند)....»

انتخاب داور در آشتی

[ویرایش]

انتخاب داور در هنگام اختلاف:
«وَ إِن خِفتُم شِقاقَ بَینِهِما فَابعَثُوا حَکَماً مِن أَهلِهِ و حَکَماً مِن أَهلِها...؛و اگر از جدايي و شكاف ميان آنها بيم داشته باشيد، داوري از خانواده شوهر، و داوري از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگي كنند)....»
البتّه این آیه به اختلاف های خانوادگی مرتبط است؛ ولی انتخاب داور به این مورد اختصاص ندارد و برای حلّ همه اختلاف های جامعه می‌توان داور تعیین کرد.
از امام باقر علیه‌السلام در پاسخ به اعتراض گروهی از خوارج به پذیرش حکمیّت از سوی علی علیه‌السلام روایت شده که خداوند ، خود تعیین داور را تشریع کرده است؛ آن جا که می‌فرماید:
«... فَابعَثوا حَکَماً مِن أَهلِهِ و حَکَماً مِن أَهلِها....... داوري از خانواده شوهر، و داوري از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگي كنند)....»
شقاق به معنای نصف شدن شیء و دراین جا کنایه از شدّت کدورت است. گویا استمرار اختلاف بین زوجین موجب دونیمه شدن الفت و تبدیل آن به کینه شده است.
[۱۰۵] مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۱۶۳.


← تعیین‌کننده داور


در این‌که انتخاب داور در اختلاف های خانوادگی برعهده کیست، رأی مفسّران مختلف است:
۱. زوجین: به نظر برخی، خود زوجین یا اهل آن‌ها داور را برمی گزینند.
۲. مؤمنان: عدّه ای نیز وظیفه مؤمنان می‌دانند؛
۳. حکومت: بیش‌تر مفسّران بر این عقیده‌اند که تعیین داور، وظیفه حکومت اسلامی است و همین نظر از امامان نیز روایت شده است.
برخی مسأله انتخاب داور را به موارد توافق و سازش دادن زن و شوهر اختصاص داده و گفته اند: داوران باید درباره طلاق ، با زوجین مشورت کنند و در صورت رضایت زوجین، چنین حقّی خواهند داشت. این نظر از امامان (علیهم‌السلام) نیز روایت شده است.
رأی دیگر این است که داوران برگزیده از جانب مردم یا حکومت اختیارات تام دارند. روایات متعدّدی از امام علی علیه‌السلام نیز همین نظر را تأیید می‌کند.
[۱۱۲] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۵، ص ۱۰۱.


← ویژگی های داور

با توجّه به این‌که داور نقش اصلاح گری را انجام می‌دهد... شایسته است افزون بر شرایط عامّه تکلیف یعنی بلوغ ، عقل ، حرّیت و اسلام ، ویژگی های ذیل را نیز داشته باشد:

←← خویشاوند بودن


قرآن در اختلاف های خانوادگی سفارش می‌کند که داوران از میان خانواده زن و مرد برگزیده شوند. آنان امتیازهایی دارند که دیگران فاقد آن هستند.
خانواده کانون احساسات است و خویشاوند بهتر می‌تواند بر احساسات تأثیر بگذارد. از طرفی، اسرار خانواده پوشیده می‌ماند. دل سوزی خویشاوند، بیش تر از بیگانه است؛
افزون بر این، زوجین اسرار خود را در حضور خویشاوند بهتر از بیگانه آشکار می‌کنند.
به نظر برخی، خویشاوند بودن در داور شرط نیست و ذکر «اهل» در آیه برای افضلیّت است.
[۱۱۶] الکاشف، ج۲، ص ۳۱۸.


←← رعایت تقوای الهی


«إِنَّما المُؤمِنونَ إخوَةٌ فَأَصلِحوا بَینَ أَخوَیکُم وَ اتَّقُوا اللَّه؛مؤمنان برادر یک دیگرند؛ پس دو برادر خود را آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید.»
از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز روایت شده که فرمود: آشتی بین مسلمانان روا است؛ مادامی که حلالی را حرام و حرامی را حلال نکند.

←← عدالت جویی


معنای حکمیّت ، نگاه عادلانه است و داور نیز مانند قاضی باید به دو طرف درگیری‌ به‌طور مساوی بنگرد تا بتواند بین آن‌ها آشتی برقرار کند.
[۱۲۰] الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ ۶، ص ۵۴.

قرآن می‌گوید: «فأَصلِحوا بَینَهُما بِالعَدل؛میان آن ها (دو گروه متخاصم) به عدالت صلح برقرار سازید»
و اصلاح بالعدل، فقط به زمین گذاشتن سلاح و فرونشاندن اختلاف نیست؛ بلکه با اجرای عدالت و تأمین حقوق متخاصمان حاصل می‌شود؛ بدین معنا که اگر از متخاصمان، حقّی پایمال شده یا خونی ریخته شده است که منشأ درگیری بوده، باید جبران شود وگرنه اصلاح «بالعدل» نخواهد بود.

←← خیرخواهی و رازداری


داوران تَحکیم باید اراده اصلاح داشته باشند؛
[۱۲۳] تفسیر راهنما، ج ۳، ص ۳۷۳.
زیرا اگر نیّت آن‌ها خیر باشد و دل سوزانه وارد میدان شوند، خداوند نیز میانجی گری آن‌ها را مبارک و بین متخاصمان، الفت برقرار می‌کند.
رمز تأکید قرآن بر گزینش داور از میان خویشاوندان، این است که آن‌ها دل سوزتر و بر حفظ اسرار خانواده جدّی ترند.
[۱۲۵] الکاشف، ج ۴، ص ۳۱۸.

برخی گفته اند: حکمین باید بر حفظ آبروی خانواده حریص و درباره کودکان خردسال دل سوز باشند.
[۱۲۶] الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ ۶، ص ۵۴.


←← انگیزه الهی


مصلح اگر برای طلب خشنودی خدا این کار را انجام دهد، از پاداش عظیم الهی بهره مند خواهد شد.
از این آیه به دست می‌آید که نیّت مصلح در اصلاح میان مردم باید کسب رضای الهی باشد، نه اغراض مادّی و دنیایی؛ در نتیجه، متخاصمان نیز هنگامی که صدق نیّت او را ببینند، سخن او را می پذیرند و اصلاح برقرار خواهد شد.

منافقان و آشتی

[ویرایش]

دروغگویی منافقان در ادعای اصلاح و آشتی:
... ثم جآءوک یحلفون بالله ان اردنآ الا احسـنا وتوفیقا. • اولـئک الذین یعلم الله ما فی قلوبهم فاعرض عنهم...

موانع آشتی

[ویرایش]
موانع آشتی با توجه به آیات قرآن عبارتند از:

← بخل


بخل و عدم گذشت، مانع اصلاح و آشتی زن و شوهر:
«وان امراة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهمآ ان یصلحا بینهما صلحا والصلح خیر واحضرت الانفس الشح...؛و اگر زني از طغيان و سركشي يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعي ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد از پارهاي از حقوق به خاطر صلح صرفنظر كنند) و صلح بهتر است، اگر چه مردم (طبق غريزه حب ذات در اينگونه موارد) بخل ميورزند....»
در این آیه، به سرچشمه بسیاری از نزاع‌ها بدین بیان اشاره شده است:
طبیعت آدمی بر اثر غریزه حبّ ذات درمعرض بخل قرار دارد و هرکس می‌کوشد تمام حقوق را دریافت کند؛ بنابراین اگر زوجین به این حقیقت توجه داشته باشند و گذشت پیشه کنند، نه تنها ریشه اختلاف های خانوادگی می‌خشکد که بسیاری از کشمکش های اجتماعی نیز از بین می‌رود.
آزمندی، مانع عمده آشتی است و در ظاهر، عنوان کردن بخل پس از صلحی که مستلزم گذشت از حقوق است، چنین معنا می‌دهد که نپذیرفتن صلح بر اثر بخل است.
[۱۳۵] تفسیر راهنما، ج ۴، ص ۸۰.


← پیروی از شیطان


پیروی از گام‌های شیطان، مانع آشتی مؤمنان
[۱۳۶] تفسیر راهنما، ج ۲، ص ۴۶.
:
«یـایها الذین ءامنوا ادخلوا فی السلم کافة ولاتتبعوا خطوت الشیطـن انه لکم عدو مبین؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد! همگي در صلح و آشتي در آييد! و از گامهاي شيطان، پيروي نكنيد، كه او دشمن آشكار شماست!»
این آیه، پیروی از شیطان را در برابر سازش بیان کرده، انسان را بر سر دو راهی قرارمی دهد: یا داخل شدن در صلح و آشتی و یا پیروی از گام های شیطان که عین اختلاف و فساد است.
[۱۳۸] الکاشف، ج ۱، ص ۳۱۱.


← تجاوز


تجاوزگری یکی از موانع آشتی مؤمنان:
«و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدیـهما علی الاخری...؛هر گاه دو گروه از مؤ منان با هم به نزاع و جنگ پردازند در ميان آنها صلح برقرار سازيد و اگر يكي از آنها بر ديگري تجاوز كند ....»

← دنیا طلبی


دنیاطلبی از موانع آشتی:
«یَسئَلونَکَ عَنِ الأَنفالُ قلِ الأَنفالُ لِلّهِ وَالرَّسولِ فَاتَّقوا اللّهَ وأَصلِحوا ذاتَ بَینِکُم....؛از تو درباره انفال (غنائم و هر گونه مال بدون مالك مشخص) سؤ ال مي‌كنند بگو: انفال مخصوص خدا و پيامبر است، پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و ميان برادراني را كه با هم ستيزه دارند آشتي دهيد ....»
در شأن نزول آیه آمده: مسلمانان بر سر تقسیم غنایم جنگ بدر اختلاف کردند و هریک از آنان سهم بیش تری را می‌طلبید. (قرائتِ «یَسأَلُونَکَ الأَنفال یعنی از تو انفال می‌طلبند»، مطلب را روشن تر می‌سازد.) خداوند با قرار دادن اموالِ به جای مانده در اختیار پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله صلی الله علیه وآله وسلم، اختلاف مسلمانان را از بین برد.
[۱۴۳] تفسیر راهنما، ج ۶، ص ۴۰۹.


← نشوز و برتری جویی


نشوز و برتری جویی از موانع آشتی:
«الرجال قومون علی النسآء... والتی تخافون نشوزهن فعظوهن... فان اطعنکم فلاتبغوا علیهن سبیلا...؛مردان، سرپرست و خدمتگزار زنانند،...و (اما) آن دسته از زنان را كه از طغيان و مخالفتشان بيم داريد،... و اگر از شما پيروي كردند به آنها تعدي نكنيد ....»
اصل اوّلی در محیط خانواده؛ دوستی، صلح و آشتی است؛ ولی گاهی برتری جویی زن یا شوهر و عدم رعایت حقوق یک دیگر، موجب از بین رفتن دوستی، بروز اختلاف و کینه توزی می‌شود؛ در این صورت، قرآن به زوجین و دیگران سفارش می‌کند که آرامش را با ملاطفت و حسن تدبیر، به خانواده بازگردانند.
[۱۴۶] رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج ۵، ص ۷۲-۷۷.


نجوا برای آشتی

[ویرایش]

روا بودن نجوا به قصد اصلاح و آشتی بین مردم:
«لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر... او اصلـح بین الناس...؛در بسياري از سخنان در گوشي (و جلسات محرمانه) آنها خير و سودي نيست مگر كسي كه (به‌ اين وسيله) امر به ... اصطلاح در ميان مردم كند....»

نعمت آشتی

[ویرایش]

آشتی و الفت دل‌های مؤمنان پس از عداوت و جدایی از نعمت‌های الهی:
۱. «... واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخونا...؛... و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاي شما، الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شديد!....»
۲. «و الف بین قلوبهم لو انفقت ما فی الارض جمیعا ما الفت بین قلوبهم و لکن الله الف بینهم...؛و در ميان دلهاي آنها الفت ايجاد نمود، اگر تمام آنچه روي زمين است صرف مي‌كردي كه در ميدان دلهاي آنها الفت بيفكني نميتوانستي ولي خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد....»

عناوین مرتبط

[ویرایش]

آشتی بین مؤمنان (قرآن)، آشتی در خانواده (قرآن)، انبیاء و آشتی (قرآن)، حکم آشتی (قرآن).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. لغت نامه دهخدا.
۲. فرهنگ فارسی معین.
۳. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات الفاظ القرآن، ص ۴۸۹، «صلح».    
۴. معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، ج ۳، ص ۳۰۳، «صلح».    
۵. جوهری، اسماعیل بنحماد، الصحاح، ج۱، ص ۳۸۳، «صلح».    
۶. فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص ۱۸۰، «صلح».    
۷. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۶۵، «صلح».    
۸. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۹. بقره/سوره۲، آیه۱۸۲.    
۱۰. بقره/سوره۲، آیه۲۲۴.    
۱۱. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۱۲. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۱۳. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۱۴. نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
۱۵. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۱۶. شوری/سوره۴۲، آیه۴۰.    
۱۷. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۸. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۱۹. لسان العرب، ابن منظور، ج ۹، ص ۱۰، «ألف».    
۲۰. بقره/سوره۲، آیه۲۰۸.    
۲۱. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۳، ص ۱۵۸، «وفق».    
۲۲. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۷، ص۱۵۰، «شفع».    
۲۳. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۸۲، «شفع».    
۲۴. بقره/سوره۲، آیه۱۸۲.    
۲۵. بقره/سوره۲، آیه۱۸۲.    
۲۶. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۲۷. نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
۲۸. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۲۹. بقره/سوره۲، آیه۲۱۳.    
۳۰. محمد/سوره۴۷، آیه۳۵.    
۳۱. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۳۲. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۳۳. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۳۴. بقره/سوره۲، آیه۲۰۸.    
۳۵. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۳۶. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۳۷. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۳۸. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، نورالثقلین، ج۳، ص۷۵.    
۳۹. نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
۴۰. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۴۱. نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
۴۲. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۴۳. شوری/سوره۴۲، آیه۴۰.    
۴۴. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۴۵. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۴۶. نساء/سوره۴، آیه۳۴.    
۴۷. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۴۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۸۱.    
۴۹. بقره/سوره۲، آیه۱۸۱.    
۵۰. بقره/سوره۲، آیه۱۸۲.    
۵۱. زمخشری، محمود بن عمر، الکشّاف، ج ۱، ص ۲۲۴.    
۵۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۴۹۶.    
۵۳. نساء/سوره۴، آیه۳۴.    
۵۴. الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، ص ۵۱.
۵۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۴۱۵.    
۵۶. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۵۷. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۸۶.    
۵۸. سیوری، مقداد بن عبدالله، کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۸۷.    
۵۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۱۹۹.    
۶۰. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۶۱. تفسیر راهنما، ج ۴، ص ۴۶.
۶۲. الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، ص ۳۳۴.
۶۳. الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، ص ۳۳۴.
۶۴. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص ۵۵۰.    
۶۵. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص ۳۴۱.    
۶۶. بقره/سوره۲، آیه۲۲۵.    
۶۷. بقره/سوره۲، آیه۲۲۴.    
۶۸. واحدی، علی بن احمد، اسباب النزول، ص ۷۹.    
۶۹. نساء/سوره۴، آیه۳۴.    
۷۰. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۷۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۲۷.    
۷۲. فصلت/سوره۴۱، آیه۳۴.    
۷۳. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۷۴. بقره/سوره۲، آیه۲۲۸.    
۷۵. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۷۶. بقره/سوره۲، آیه۲۲۸.    
۷۷. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۷۸. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۷۹. شوری/سوره۴۲، آیه۴۰.    
۸۰. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۸۱. بقره/سوره۲، آیه۲۲۴.    
۸۲. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۸۳. الکاشف، ج ۲، ص ۳۱۹.
۸۴. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۸۵. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۹، ص ۲۶۷-۲۶۸.    
۸۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۱۸۴.    
۸۷. شوری/سوره۴۲، آیه۴۰.    
۸۸. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۶، ص ۴۰.    
۸۹. فصلت/سوره۴۱، آیه۳۴.    
۹۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۲۸۳.    
۹۱. فصلت/سوره۴۱، آیه۳۵.    
۹۲. بقره/سوره۲، آیه۱۸۲.    
۹۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۴۸۵.    
۹۴. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۲۳۷.    
۹۵. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۳، ص ۳۹۹.    
۹۶. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲، ص ۱۶۸ - ۱۷۰.    
۹۷. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۹۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۱۷۰.    
۹۹. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۲۶، ص ۱۶۵.
۱۰۰. الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ و ۶، ص ۵۹.
۱۰۱. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۱۰۲. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۱۰۳. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۱۰۴. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۳۲۴.    
۱۰۵. مواهب الرحمن فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۱۶۳.
۱۰۶. زحیلی، وهبه، تفسیر المنیر، ج ۵، ص ۵۸.    
۱۰۷. فخررازی، محمد بن عمر، فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص ۷۴.    
۱۰۸. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ۵، ص ۱۷۵.    
۱۰۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۷۰.    
۱۱۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۷۰.    
۱۱۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۷۰.    
۱۱۲. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۵، ص ۱۰۱.
۱۱۳. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۱۱۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۴۱۸.    
۱۱۵. زمخشری، محمود بن عمر، الکشّاف، ج ۱، ص ۵۰۸.    
۱۱۶. الکاشف، ج۲، ص ۳۱۸.
۱۱۷. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.    
۱۱۸. صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۲.    
۱۱۹. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۸، ص ۳۳۰.    
۱۲۰. الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ ۶، ص ۵۴.
۱۲۱. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۲۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۸، ص ۳۱۵.    
۱۲۳. تفسیر راهنما، ج ۳، ص ۳۷۳.
۱۲۴. زمخشری، محمود بن عمر، الکشّاف، ج ۱، ص ۵۰۸.    
۱۲۵. الکاشف، ج ۴، ص ۳۱۸.
۱۲۶. الفرقان فی تفسیر القرآن، ج ۵ ۶، ص ۵۴.
۱۲۷. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۱۲۸. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۲۱۸.    
۱۲۹. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص ۲۱۸.    
۱۳۰. نساء/سوره۴، آیه۶۲.    
۱۳۱. نساء/سوره۴، آیه۶۳.    
۱۳۲. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۱۳۳. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات الفاظ القرآن، ص ۴۴۶، «شح».    
۱۳۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۵۱.    
۱۳۵. تفسیر راهنما، ج ۴، ص ۸۰.
۱۳۶. تفسیر راهنما، ج ۲، ص ۴۶.
۱۳۷. بقره/سوره۲، آیه۲۰۸.    
۱۳۸. الکاشف، ج ۱، ص ۳۱۱.
۱۳۹. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۴۰. انفال/سوره۸، آیه۱.    
۱۴۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۷۹۷.    
۱۴۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۷۹۵.    
۱۴۳. تفسیر راهنما، ج ۶، ص ۴۰۹.
۱۴۴. نساء/سوره۴، آیه۳۴.    
۱۴۵. نساء/سوره۴، آیه۳۵.    
۱۴۶. رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج ۵، ص ۷۲-۷۷.
۱۴۷. نساء/سوره۴، آیه۱۱۴.    
۱۴۸. آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۳.    
۱۴۹. انفال/سوره۸، آیه۶۳.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۳۶۴، برگرفته از مقاله «آشتی».    
دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «آشتی».    


رده‌های این صفحه : قهر و آشتی | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار