آل طباطبای مصر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آل طباطبا یا طباطباییان، خاندان شیعه امامی و زیدی از نوادگان ابراهیم طباطبا که در طول سیزده قرن(قرن ۲-۱۴ق) در ایران، عراق، یمن، هند، مصر و شام می‌زیستند و شماری از شاخه‌های آن در جهان اسلام پراکنده‌اند. برخی از سادات این سلسله در مناطق مختلفی حکومت‌های محلی تشکیل دادند و شماری از امامان زیدیه از این خاندان برخاسته‌اند.


طباطبایی‌های مصر

[ویرایش]

چند تن از فرزندان و نوادگان قاسم رسّی و برخی از برادران وی یعنی حسن بن ابراهیم و احمد بن ابراهیم و فرزندان عبداللـه بن ابراهیم به مصر رفتند و در آن‌جا ماندگار شدند. اینان خاندان بزرگی در مصر پدید آوردند که چندین سده عالمان و فقیهان و گاه انقلابیون نام‌آوری از آن برخاستند.

نقیب السادات

[ویرایش]

همواره یکی از افراد متنفذ طباطبایی، عنوان نقیب السادات داشت.
از احوال همۀ این عالمان اطلاع کافی در دست نیست و از این‌رو شرح زندگی و نقش علمی و اجتماعی آنان دشوار می‌نماید.

احمد بن عبدالله

[ویرایش]

برخی از عالمان طباطبایی مصر به شرح زیرند:
احمد بن عبدالله بن ابراهیم طباطبا، عالم و انقلابی.
به گفتۀ ابن اثیر (که او را احمد بن محمد بن عبداللـه بن ابراهیم دانسته) وی در ۲۵۵ ق/۸۶۹ م ــ و به گفتۀ ابن عنبه در ۲۷۰ ق/۸۸۳ م ــ در دیار بین برقه و اسکندریۀ مصر با داعیۀ خلافت قیام کرد و پس از آن به صعید رفت و در آن‌جا پیروانش افزون شدند و کار او بالا گرفت.
احمد بن طولون (۲۲۰-۲۷۰ ق/۸۳۵-۸۸۳ م) سپاهیانی برای سرکوب او گسیل داشت.
جنگ میان دو سپاه درگرفت که احمد در آن کشته شد و پیروانش پراکنده شدند.

محمد بن اسماعیل

[ویرایش]

محمد بن اسماعیل بن قاسم رسّی معروف به شعرانی، عالم، محدث و نقیب سادات طباطبایی مصر در سدۀ ۳ ق/۹ م.
پس از او فرزندش اسماعیل و پس از آن فرزند دیگرش احمد مقام نقابت را عهده‌دار بودند.

احمد بن محمد

[ویرایش]

احمد بن محمد بن اسماعیل (۲۸۱-۳۴۵ ق/۸۹۴-۹۵۶ م)، عالم، ادیب، شاعر و نقیب سادات طباطبایی مصر.
از زندگی او چیزی دانسته نیست، اما معلوم است که در مصر درگذشته و در همان‌جا به خاک سپرده شده است.
اشعاری از او در یتیمه الدهر ثعالبی و جاهای دیگر آمده است.
ابن نظیف سال وفات او را ۳۴۶ ق/۹۵۷ م آورده است.
[۷] ابن نظیف، محمد بن علی، تاریخ المنصوری، ج۱، ص۱۳۷، به کوشش پطرس گریازنیویچ، مسکو، ۱۹۶۳ م.


دیگر علما

[ویرایش]

۱. ابوالبرکات هادی بن حسین بن محمد علوی رسّی، عالم و محدث.
۲. ابوعبداللـه حسن بن ابراهیم رسی.
۳. ابوابراهیم اسماعیل بن ابراهیم، از نوادگان حسن بن ابراهیم طباطباست که در ۳۳۷ ق/۹۴۸ م در مصر درگذشت.
۴. ابوالحسن بن ابی محمد حسن بن علی ملقب به جمل، از نسل حسن بن ابراهیم طباطباست که در مصر زیست و در همان‌جا درگذشت.
۵. محمد بن احمد بن علی بن حسن بن ابراهیم طباطبا مشهور به محمد صوفی مصری، عالم و اهل تصوف.
۶. محمد شجاع بن احمد بن حسن بن طباطبا معروف به المستجد، بنیادگذار مستجدیۀ مصر است.
۷. محمد بن احمد بن حسن بن طباطبا معروف به محمد الرئیس.
۸. ابوالحسن علی بن محمد صوفی، از نسل احمد بن حسن و بنیادگذار سلسلۀ کرکی در مصر.
۹. علی بن محمد بن موسی معروف به ابن بنت فرعه، از نوادگان قاسم رسی است.
۱۰. ابومحمد عبداللـه بن احمد بن علی بن حسن بن ابراهیم طباطبا (۲۸۶-۳۴۸ ق/۸۹۹-۹۵۹ م)، از عالمان و ثروتمندان بنام طباطباییان مصر است.
در حجاز زاده شد و سپس به مصر رفت و در همان‌جا زیست و درگذشت.
به سخاوت و گشاده‌دستی شهره بود.
[۱۸] ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.

۱۱. ابوالحسن علی بن حسن بن ابراهیم طباطبا.
۱۲. محمد بن احمد بن علی.
[۱۹] ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.

محمد بن طاهر بن علی بن احمد، از بزرگان خاندان طباطبا و از محدثان بنام است.
[۲۰] ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.

۱۳. حسن بن عبداللـه بن محمد بن قاسم.
[۲۱] ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۳) ابن اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، ۱۳۸۵ ق/۱۹۶۵ م.
(۸) ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.
(۱۰) ابن عنبه، احمد بن علی، عمده الطالب، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.
(۱۲) ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، قاهره، ۱۳۵۱ ق/۱۹۳۲ م، ۲۷۰.
(۱۳) ابن ماکولا، علی بن هبه اللـه، الاکمال، به کوشش عبدالرحمن بن یحیی، حیدرآباد، ۱۳۸۴ ق/۱۹۶۵ م.
(۱۵) ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، بیروت، ۱۳۹۸ ق/۱۹۷۸ م.
(۱۶) ابن نظیف، محمد بن علی، تاریخ المنصوری، به کوشش پطرس گریازنیویچ، مسکو، ۱۹۶۳ م.
(۳۹) صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش دیدرینگ و محمد یوسف نجم، بیروت، ۱۳۹۰-۱۳۹۱ ق/۱۹۷۰-۱۹۷۱ م.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۲، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۲. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۶، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۳. ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۷، ص۲۱۷، بیروت، ۱۳۸۵ ق/۱۹۶۵ م.    
۴. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ص۱۷۲، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۵. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۵، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۶. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۱، ص۱۲۹-۱۳۰، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ ق/۱۹۷۸ م.    
۷. ابن نظیف، محمد بن علی، تاریخ المنصوری، ج۱، ص۱۳۷، به کوشش پطرس گریازنیویچ، مسکو، ۱۹۶۳ م.
۸. ابن ماکولا، علی بن هبة الله، الاکمال، ج۴، ص۲۰۵، به کوشش عبدالرحمن بن یحیی، حاشیه، حیدرآباد، ۱۳۸۴ ق/۱۹۶۵ م.    
۹. ابن ماکولا، علی بن هبة الله، الاکمال، ج۴، ص۲۰۵، به کوشش عبدالرحمن بن یحیی، حاشیه، حیدرآباد، ۱۳۸۴ ق/۱۹۶۵ م.    
۱۰. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۳، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۱۱. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۳، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۱۲. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۳، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۱۳. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۳، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۱۴. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۳، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۱۵. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ج۱، ص۱۷۳، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۱۶. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ص۱۸۱، نجف، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۱ م.    
۱۷. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۸۱، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ ق/۱۹۷۸ م.    
۱۸. ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.
۱۹. ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.
۲۰. ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.
۲۱. ابن دواداری، عبداللـه بن ایبک، کنزالدرر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۶، به کوشش صلاح‌الدین المنجّد، قاهره، ۱۳۸۰ ق/۱۹۶۷ م.


منبع

[ویرایش]

مرکز دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «آل طباطبا»، شماره۴۳۲.    






جعبه ابزار