آوارگی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آوارگی، به معنای دور بودن از سرزمین و وطن ، و بی خانمانی و سرگردانی است.
[۱] لغت نامه دهخدا.
[۲] فرهنگ فارسی معین.
مفهوم این واژه با هجرت که کوچ کردن برای هدفی والا است و نیز تبعید که در اصطلاح حقوقی نوعی کیفر شمرده می‌شود، تفاوت دارد. در این مقاله آیاتی معرفی می‌شوند که در آن‌ها از واژه‌های « اخراج »، « استفزاز »، « جلاء »، «طرح» و... استفاده شده است.


واژه‌های مرتبط با آوارگی

[ویرایش]

مفهوم هجرت در راه خدا که کوچ کردن با هدفی والا و به گفته راغب، خروج از دارالکفر به‌دارالایمان است و در آیات متعدّدی از آن ستایش شده، یا موضوع تبعید و نفی بلد که در فقه به صورت کیفر برخی جرایم تعیین شده
[۸] الجصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، ج۲، ص۵۹۷ تا ۶۰۱‌.
یا واژه تیه که به معنای تحیر و سرگردانی است و برای سرزمینی که بنی‌اسرائیل به مدّت چهل سال در آن‌جا آواره بودند، علَم شده، از هر یک در مقاله‌ای جداگانه بحث می‌شود؛ ولی در ارتباط مستقیم با موضوع بوده و در بسیاری موارد آوارگی را به همراه دارد.
به جز عناوین یاد شده (هجرت، تبعید و تیه) مفهوم آوارگی در قرآن ، بیش‌تر از واژه اخراج و مشتقّات آن استفاده شده که به معنای بیرون راندن، آواره ساختن، یا موجب جلای وطن شدن است؛
[۱۱] معین، فرهنگ فارسی، ج‌۱، ص‌۱۷۱.
چنان‌که واژه «تشرید» در آیه ۵۷ أنفال نیز به معنای طرد کردن و کیفر نمودن و واژه «استفزاز» در آیه ۷۶ و ۱۰۳ اسراء نیز به معنای «بر‌کندن» آمده و «جلا» هم (به گفته ماوردی) به معنای آواره‌سازی گروهی است.

آوارگی در راه خدا

[ویرایش]
پاداش آوارگی در راه خدا عبارت است از:

← بخشش گناهان و بهشت


آواره شدن در راه خدا، سبب بخشش گناهان و ورود به بهشت:
«... فالذین هاجروا و اخرجوا من دیرهم و اوذوا فی سبیلی و قتلوا و قتلوا لاکفرن عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جنت تجری من تحتها الانهر ثوابا من عند الله...؛... آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‌ هاي خود بيرون رانده شدند، و در راه من آزار ديدند، و جنگ كردند و كشته شدند سوگند ياد مي‌كنم، كه گناهان آنها را مي‌بخشم، و آنها را در بهشتهائي كه از زير درختان آن نهرها جاري است، وارد مي‌كنم، اين پاداشي است از طرف خداوند....»

← از راستگان


آوارگی به جهت طلب فضل الهی و خشنودی او و نصرت خدا و رسول ، سبب قرار گرفتن در زمره راستگویان :
«.... الذین اخرجوا من دیرهم و امولهم یبتغون فضلا من الله و رضونا اولئک هم الصادقون؛... کسانی كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند، آنها فضل الهي و رضاي او را مي‌طلبند، و خدا و رسولش را ياري مي‌كنند، و آنها راستگويانند.»

حقوق آوارگان

[ویرایش]
حقوق آوارگان عبارت است از:

← اقدام نظامی


آواره شدگان به ناحق ، مجاز به اقدام نظامی به نفع خود:
۱. «... ابعث لنا ملکا نقتل فی سبیل الله قال هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الا تقتلوا قالوا و ما لنا الا نقتل فی سبیل الله و قد اخرجنا من دیرنا و ابنائنا...؛آيا مشاهده نكردي جمعي از بني اسرائيل را بعد از موسي، كه به پيامبر خود گفتند: زمامدار (و فرماندهي) براي ما انتخاب كن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. پيامبر آنها گفت: شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچي كنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد! گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالي كه از خانه‌ ها و فرزندانمان رانده شده‌ ايم، (و شهرهاي ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شدهاند)؟! ....»
۲. «الا تقتلون قوما نکثوا ایمنهم و هموا باخراج الرسول و هم بدءوکم اول مرة...؛آيا با گروهي كه پيمانهاي خود را شكستند و تصميم به اخراج پيامبر گرفتند پيكار نمي‌كنيد؟ در حالي كه آنها نخستين بار (پيكار با شما را) آغاز كردند....»
۳. «اذن للذین یقتلون بانهم ظلموا... • الذین اخرجوا من دیرهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صومع و بیع...؛به آنها كه جنگ بر آنان تحميل شده اجازه جهاد داده شده است... همانها كه به ناحق از خانه و لانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اينكه مي‌گفتند پروردگار ما الله است، و اگر خداوند بعضي از آنها را بوسيله بعضي ديگر دفع نكند دیر ها و صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي كه نام خدا در آن بسيار برده مي‌شود ويران مي‌گردد ....»

←← شرح و تفسیر


دست‌زدن به عملیات نظامی برای رهایی از آوارگی، بهترین راهی است که برای مقابله باآواره‌سازی تشریع شده؛ ولی می‌تواند از حقوق مسلّم آوارگان نیز تلقی‌گردد.
قرآن به ستم‌دیدگان آواره از وطن که به ناحق و فقط به دلیل یکتاپرستی، از سرزمین خود رانده شده‌اند، اجازه جهاد ، و‌به نصرت الهی نویدشان می‌دهد: «أُذِنَ لِلّذین یقـتَلونَ بأنّهم ظُلِموا وَ إنّ اللّهَ عَلی نَصرِهم لَقدیرٌ _ الّذین أُخرِجوا مِن دیـرِهم بِغیرِ حَقّ إلاّ أَن‌یقولوا ربُّنا اللّهُ و لَولا دفعُ اللّهِ النّاسَ بَعضَهم بِبَعض لهُدِّمت صَومعُ و بِیعٌ و صَلوتٌ و مسجِدُ...». هنگامی که گروهی از بنی‌اسرائیل برای جهاد در راه خدا، از پیامبرشان می‌خواهند تا فرماندهی برای آنان برگزیند، آوارگی و رانده شدن از وطن و دوری از فرزندان خویش را دلیل ضرورت این مبارزه می‌دانند: «قالَ هل عَسَیتُم إن کتِبَ عَلیکم القِتالُ ألاّ تُقـتلِوا قالوا و مَا لَنا ألاّ نُقـتِلَ فی سبیلِ اللّهِ و قدأُخرِجنا مِن دیـرِنا و أبنائِنا...». در آیات بعدی فلسفه این دستور حکیمانه، ریشه‌کن کردن فساد و تبه‌کاری در زمین شناسانده شده است: «و‌لَولا دفعُ‌اللّهِ النّاسَ بَعضَهم بِبَعض لَفَسدتِ الأرضُ و لکنَّ اللّهَ ذو فضل علی العـلَمینَ». در آیه‌ای دیگر که مسلمانان را به دلیل سستی در جهاد نکوهش می‌کند، دشمنان را افرادی پیمان شکن و آغازگر جنگ شناسانده که قصد داشتند پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را از شهر بیرون برانند: «أَلا تُقـتِلونَ قَوماً نَّکثوا أَیمـنَهم و هَمّوا بِإخراجِ الرَّسولِ و هُم بَدءُوکم أوَّلَ مرَّة أتَخشونَهم فَاللّهُ أَحقُّ أن تَخشَوه إن کنتم مُؤمِنین». زمخشری این آیه را به تصمیم مشرکان در دارالندوه مربوط می‌داند که پیمان شکنی، جنگ افروزی و آواره‌سازی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را سه دلیل اساسی برای ضرورت مقابله با آنان معرّفی کرده است.

← استفاده از فیء


آواره شدگان از وطن ، مستحق استفاده از اموال فیء:
«ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول و لذی القربی... • للفقراء المهجرین الذین اخرجوا من دیرهم و امولهم...؛آنچه را خداوند از اهل اين آباديها به رسولش بازگرداند از آن خدا، و رسول، و خويشاوندان او و يتيمان، و مستمندان، و در راه ماندگان است... اين اموال براي مهاجراني است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند....»
نکته یاد شده بنابراین احتمال که «للفقرا... الذین اخرجوا»، بدل از «ذی القربی» باشد، قابل استفاده است.
قرآن ، مهاجران نیازمندی راکه برای خشنودی خدا از سرزمین خود آواره و از دارایی‌هایشان محروم شده‌اند، صادقان واقعی شمرده، آنان را سزاوار بهره‌مندی از «فییء» می‌داند، تا اموال، فقط میان ثروتمندان دست به دست نگردد. گفتنی است که برخی مفسّران، مقصود از ذی‌القربی را همان فقیران مهاجر، دانسته‌اند.

رابطه با آواره‌کنندگان

[ویرایش]
آثار رابطه دوستانه با آواره‌کنندگان عبارت است از:

← قرار گرفتن در زمره ستمگران


رابطه دوستانه مسلمانان با آواره کنندگان خود، سبب قرار گرفتن در زمره ستمگران :
«انما ینهـیکم الله عن الذین قـتلوکم فی الدین واخرجوکم من دیـرکم وظـهروا علی اخراجکم ان تولوهم ومن یتولهم فاولـئک هم الظـلمون؛تنها شما را از دوستي كساني نهي مي‌كند كه در امر دين با شما پيكار كردند، و شما را از خانه‌ هايتان بيرون راندند، يا به بيرون راندن شما كمك كردند از اينكه با آنها دوستي كنيد، و هر كس آنها را دوست دارد ظالم و ستمگر است.»

← سبب گمراهی از حق


برقراری رابطه دوستانه با آواره کنندگان مسلمانان، سبب گمراهی از راه حق :
«یـایها الذین ءامنوا لاتتخذوا عدوی وعدوکم اولیاء تلقون الیهم بالمودة وقد کفروا بما جاءکم من الحق یخرجون الرسول وایاکم ان تؤمنوا بالله ربکم ان کنتم خرجتم جهـدا فی سبیلی وابتغاء مرضاتی تسرون الیهم بالمودة وانا اعلم بما اخفیتم وما اعلنتم ومن یفعله منکم فقد ضل سواء السبیل؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد دشمن من و دشمن خويش را دوست خود قرار ندهيد، شما نسبت به آنها اظهار محبت مي‌كنيد، در حالي كه به آنچه از حق براي شما آمده كافر شده‌ اند، و رسول خدا و شما را به خاطر ايمان به خداوندي كه پروردگار همه شما است از شهر و ديارتان بيرون مي‌رانند، اگر شما براي جهاد در راه من و جلب خشنوديم هجرت كرده‌ ايد پيوند دوستي با آنها برقرار نسازيد، شما مخفيانه با آنها رابطه دوستي برقرار مي‌كنيد در حالي كه من آنچه را پنهان يا آشكار مي‌كنيد از همه بهتر مي‌دانم، و هر كس از شما چنين كاري كند از راه راست گمراه شده.»

سختی آوارگی

[ویرایش]

سختی تحمل دوری از خانه و کاشانه، سبب تمرد اکثریت مردم از فرمان الهی:
«ولو انا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم او اخرجوا من دیـرکم ما فعلوه الا قلیل منهم...؛(ما تكليف مشكلي بر دوش آنها ننهاديم) اگر (همانند بعضي از امم پيشين) به آنها دستور مي‌داديم يكديگر را به قتل برسانند و يا: «از وطن و خانه خود بيرون رويد»، تنها عده كمي از آنها عمل مي‌كردند! ....»

عناوین مرتبط

[ویرایش]

آوارگی آل لوط (قرآن)، آوارگی انبیاء (قرآن)، آوارگی بنی‌اسرائیل (قرآن)، آوارگی بنی‌نضیر (قرآن)، آوارگی زن (قرآن)، آوارگی ساکنان مکه (قرآن)، آوارگی قوم لوط (قرآن)، آوارگی کافران (قرآن)، آوارگی محمد (قرآن)، آوارگی مسلمانان (قرآن)، آوارگی ملکه سبأ (قرآن)، آوارگی موسی (قرآن)، آوارگی یوسف (قرآن)، آوارگی یهود (قرآن)، احکام آوارگی (قرآن)، ترس از آوارگی (قرآن)، تهدید به آوارگی (قرآن)، تهمت آواره کردن (قرآن)، کیفر آواره‌سازی (قرآن).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. لغت نامه دهخدا.
۲. فرهنگ فارسی معین.
۳. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات الفاظ القرآن، ج۱، ص‌۵۳۷، «هجر».    
۴. بقره/سوره۲، آیه۲۱۸.    
۵. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹۵.    
۶. انفال/سوره۸، آیه۷۲‌‌۷۵.    
۷. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۵۰۶‌.    
۸. الجصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، ج۲، ص۵۹۷ تا ۶۰۱‌.
۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج‌۱، ص‌۳۰۶.    
۱۰. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج‌۱، ص‌۱۶۵.    
۱۱. معین، فرهنگ فارسی، ج‌۱، ص‌۱۷۱.
۱۲. انفال/سوره۸، آیه۵۷.    
۱۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۶.    
۱۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۰۳.    
۱۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۵.    
۱۶. حشر/سوره۵۹، آیه۸.    
۱۷. بقره/سوره۲، آیه۲۴۶.    
۱۸. توبه/سوره۹، آیه۱۳.    
۱۹. حج/سوره۲۲، آیه۳۹.    
۲۰. حج/سوره۲۲، آیه۴۰.    
۲۱. حج/سوره۲۲، آیه۳۹.    
۲۲. حج/سوره۲۲، آیه۴۰.    
۲۳. بقره/سوره۲، آیه۲۴۶.    
۲۴. بقره/سوره۲، آیه۲۵۱.    
۲۵. توبه/سوره۹، آیه۱۳.    
۲۶. زمخشری، محمود بن عمر، الکشّاف، ج‌۲، ص‌۲۵۲.    
۲۷. حشر/سوره۵۹، آیه۷.    
۲۸. حشر/سوره۵۹، آیه۸.    
۲۹. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج‌۱۸، ص‌۱۹.    
۳۰. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۹.    
۳۱. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱.    
۳۲. نساء/سوره۴، آیه۶۶.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۴۰۶، برگرفته از مقاله «آوارگی»    
دائرةالمعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «آوارگی».    


رده‌های این صفحه : آوارگی | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار