ابن‌دأب ابوالولید عیسی‌ بن‌ یزید لیثی‌ مدنی‌

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اِبْن‌ِ دَأب‌، ابوالولید عیسی‌ بن‌ یزید لَیْثی‌ِ مدنی‌ (د ۱۷۱ق‌/۷۸۷م‌)، راوی‌ ، محدث‌ ، آگاه‌ به‌ ایام‌ عرب‌ و ندیم‌ دو خلیفه عباسی‌ است.


زندگی

[ویرایش]

سمعانی‌ سلسله‌ نسب‌ کامل‌ او را که‌ به‌ بکر بن‌ دأب‌ می‌رسد.
[۱] سمعانی، عبدالکریم‌، الانساب‌، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ بن‌ یحیی‌ معلمی‌ یمانی‌، ج۵، ص۲۶۷، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۶م‌.
ذکر کرده‌ است‌. از روزگار کودکی‌ و جوانی‌ او آگاهی‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌. وی‌ از اعراب‌ حجاز بود. ابن‌ دأب‌ همزمان‌ با آغاز خلافت‌ هارون‌الرشید - ظاهراً در میان‌سالی‌ - درگذشت‌.
[۲] یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۵۲.
فرزندان‌ وی‌ در بصره‌ اقامت‌ گزیدند و ظاهراً تا یک‌ سده‌ بعد همزمان‌ با ابن‌ قتیبه‌ هنوز شهرتی‌ داشتند.
[۳] ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، ج۱، ص۵۳۷، قاهره‌، ۱۹۶۹م‌.
[۴] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۰۳.


مذهب

[ویرایش]

برخی‌ ابن‌ دأب‌ را شیعی‌ مذهب‌ دانسته‌ و گفته‌اند اخباری‌ در حقانیت‌ بنی‌هاشم‌ وضع‌ (جعل‌) کرده‌ است.
[۵] یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۶۲.
به‌ هر حال‌، اگر درباره جعل‌ اخبار توسط او دلیلی‌ نداریم‌، در عوض‌ به‌ چند قرینه‌ می‌توان‌ تشیع‌ او را تأیید کرد. مثلاً از وی‌ روایتی‌ طولانی‌ درباره فضایل‌ علی‌ بن‌ ابی‌ طالب‌ (ع‌) نقل‌ شده‌ است.
[۶] مجلسی‌، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۹۷-۱۱۶، قم‌، ۱۳۹۲ق‌.
و قمی‌
[۷] قمی‌، عباس‌، الکنی‌ و الالقاب‌، ج۱، ص۲۸۲، تهران‌، ۱۳۹۷ق‌.
این‌ حدیث‌ و نیز شیوه بیان‌ آن‌ را دلیلی‌ بر تشیع‌ وی‌ دانسته‌ است‌.

اساتید

[ویرایش]

ظاهراً پیش‌ از ۱۴۰ق‌/۷۵۷م‌ در مدینه‌ از صالح‌ بن‌ کیسان‌ (د ۱۴۰ق‌) و احتمالاً در همان‌ سالها، از هشام‌ بن‌ عُروة حدیث‌ شنیده‌ است‌.
[۸] خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۴۸، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
[۹] ابن‌ خلکان‌، وفیات‌، ج۶، ص۸۰-۸۱.
سپس‌ به‌ بغداد رفت‌ و در آن‌جا اقامت‌ گزید.
[۱۰] خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۴۸، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
روایاتی‌ که‌ از او نقل‌ شده‌، نشان‌ می‌دهد که‌ از عمر بن‌ ابی‌ حفص‌
[۱۱] بخاری، اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ ابوالوفاءِ افغانی‌، ج۲، ص۴۰۲، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۸ق‌.
داوود بن‌ حصین‌
[۱۲] بلاذری، احمد، انساب‌ الاشراف‌، ج۲، ص۵، بغداد، ۱۹۳۶م‌.
ابومعبد اسلمی‌
[۱۳] طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۴، ص۲۱۳، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
و شاید یزید بن‌ رومان‌ و ابن‌ ابی‌ ذئب‌
[۱۴] ابن حماد، ج۳، ص۳۹۱.
و دیگران‌ حدیث‌ شنیده‌ است‌. به‌ گفته ابن‌ حماد
[۱۵] ابن حماد، ج۳، ص۳۹۱.
احادیث‌ ابن‌ ابی‌ ذئب‌ و یزید بن‌ رومان‌ تنها به‌ روایت‌ ابن‌ دأب‌ حفظ شده‌ است‌. ابن‌ حجر صفوان‌ بن‌ سلیم‌ را نیز از مشایخ‌ حدیث‌ او معرفی‌ کرده‌ است.
[۱۶] ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، ج۹، ص۱۵۳، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۲۶ق‌.

افزون‌ بر این‌، خاندان‌ِ وی و از جمله‌ پدرش‌ یزید و عمویش‌ حذیفة بن‌ دأب‌ و برادرش‌ یحیی‌ از اخبار عرب‌ آگاهی‌ تمام‌ داشته‌اند.
[۱۷] جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، ج۱، ص۲۵۸، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
[۱۸] ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، ج۱، ص۵۳۸، قاهره‌، ۱۹۶۹م‌.
[۱۹] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۰۳.
بنابر این‌، احتمال‌ می‌رود که‌ وی‌ نخست‌ نزد پدر آموزش‌ دیده‌ باشد، اما خود وی به‌ زودی‌ به‌ دانش‌ فراوان‌ و خوش‌ سخنی‌ شهرت‌ یافت‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ خاندان‌ ابن‌ دأب‌ به‌ او شناخته‌ شد.
[۲۰] جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، ج۱، ص۲۵۸، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.


شاگردان

[ویرایش]

گروهی‌ از دانشمندان‌ نیز از وی‌ روایت‌ ادب‌ کرده‌اند که‌ از مشهورترین‌ آنان‌، ابن‌ سلام‌ جمحی‌ است‌
[۲۱] ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، ج۱، ص۱۸، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
[۲۲] ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، ج۱، ص۴۵، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
[۲۳] ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، ج۱، ص۶۶، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
[۲۴] ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، ج۱، ص۷۵، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
[۲۵] خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۴۸، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
و دیگری‌ قَحُذمی. ‌
[۲۶] ابوحیان‌ توحیدی، علی، البصائر و الذخایر، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ کیلانی‌، ج۲، ص۳۴۷، دمشق‌، مکتبة اطلس‌.


فعالیت

[ویرایش]

جاحظ
[۲۷] جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، ج۱، ص۵۹، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
او را از خطیبان‌ و شاعران‌ دانسته‌ و کلام‌ او را ستوده‌ است‌ و از آن‌جا که‌ ابوحیان
[۲۸] ابوحیان‌ توحیدی، علی، البصائر و الذخایر، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ کیلانی‌، ج۲، ص۴۰۳، دمشق‌، مکتبة اطلس‌.
او را معلم‌ خوانده‌، شاید چندی‌ در مدینه‌ و پیش‌ از سفر به‌ بغداد به‌ تدریس‌ هم‌ اشتغال‌ ورزیده‌ باشد.

در دارالخلافه

[ویرایش]

نخستین‌ بار که‌ در منابع‌ از حضور ابن‌ دأب‌ در دارالخلافه‌ سخن‌ رفته‌ است‌، سال‌ ۱۶۹ق‌/۷۸۵م‌ است‌. در این‌ هنگام‌ مهدی‌ عباسی‌ از عامل‌ مدینه‌ خواست‌ گروهی‌ را که‌ به‌ قَدَری‌ بودن‌ متهم‌ بودند، نزد او فرستد. وی‌ ۴ تن‌ از جمله‌ ابن‌ دأب‌ و عبدالله‌ بن‌ ابی‌ عبیده‌، نواده عمّارِ یاسر را به‌ دارالخلافه‌ فرستاد. اما ایشان‌، در اثر اعتراض‌ِ نواده عمار آزاد شدند.
[۲۹] طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۱۷۸، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
ولی‌ ظاهراً این‌ تنها سفر وی‌ به‌ بغداد نبوده‌ است‌. چه‌، می‌دانیم‌ که‌ وی‌ یک‌ بار با بشّار (مق ۱۶۷ق‌/۷۸۳م‌)، ملاقات‌ کرده‌ است‌ و احتمالاً این‌ دیدار در بغداد بوده‌ است‌.
[۳۰] مرزبانی‌، محمد، الموشح‌، به‌ کوشش‌ محب‌الدین‌ خطیب‌، ج۱، ص۱۰۵، قاهره‌، ۱۳۸۵ق‌.


← مهدی عباسی


چگونگی‌ پیوستن‌ ابن‌ دأب‌ به‌ دربار خلیفه‌ مهدی‌ بر ما روشن‌ نیست‌. در هر حال‌ این‌ امر، با توجه‌ به‌ اتهام‌ قدری‌ بودن‌ و نیز تشیع‌ وی‌ شگفت‌آور می‌نماید. گزارشهایی‌ که‌ درباره حضور وی‌ در دربار بر جای‌ مانده‌ است‌، نیز بیش‌تر به‌ روزگار خلافت‌ هادی‌ مربوط می‌گردد.
[۳۱] طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۲۲۰، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
تنها سخنی‌ که‌ درباره حضور وی در دربار مهدی‌ بر جای‌ مانده‌ آنست‌ که‌ به‌ گفته مرزبانی‌
[۳۲] مرزبانی‌، محمد، نورالقبس‌، به‌ کوشش‌ رودلف‌ زلهایم‌، ج۱، ص۳۱۰، ویسبادن‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
مهدی‌ کنیزی‌ به‌ وی‌ بخشیده‌ است‌.

← هادی عباسی


وی‌ به‌ سبب‌ شیرینی‌ گفتار و سخندانی‌ و آداب‌دانی‌ و نیز حاضرجوابی‌ و چیره‌دستی‌ دریافتن‌ اشعار و شواهد مناسب‌ حال‌ و با وجود کبر و غرور بسیار
[۳۳] یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۵۴-۱۵۵.
نزد هادی‌ دارای‌ پایگاهی‌ ویژه‌ گشت‌. به‌ گونه‌ای‌ که‌ خلیفه‌ در کنار او هیچ‌ گاه‌ احساس‌ دلتنگی‌ نمی‌کرد.
[۳۴] طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۲۲۰، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
وی‌ تنها کسی‌ بود که‌ می‌توانست‌ در کنار خلیفه‌ بر پشتی‌ تکیه‌ زند
[۳۵] طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۲۲۰، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
[۳۶] مسعودی، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ باربیه‌ دومنار، ج۶، ص۲۶۳-۲۶۴، پاریس‌، ۱۸۷۱م‌.
[۳۷] ابوحیان‌ توحیدی، علی، البصائر و الذخایر، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ کیلانی‌، ج۳، ص۳۲۳، دمشق‌، مکتبة اطلس‌.
و نیز هنگام‌ خشم‌ خلیفه‌ که‌ دیگران‌ را یارای‌ سخن‌ گفتن‌ نبود، وی‌ می‌توانست‌ خلیفه‌ را آرام‌ سازد، چنانکه‌ یک‌ بار با ذکر حدیثی‌ بجا خشم‌ او را فرو نشاند و وی‌ را شادمان‌ ساخت‌ و ۵۰ هزار درهم‌ و ۵۰ دست‌ لباس‌ پاداش‌ گرفت‌
[۳۸] یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۶۲-۱۶۴.
از پاداش‌ دیگر وی‌ به‌ مبلغ‌ ۳۰ هزار دینار نیز یاد شده‌ است. ‌
[۳۹] طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۲۲۰، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
همچنین‌ گزارشی‌ از یکی‌ از سفرهای‌ وی‌ با امیران‌ عباسی‌ به‌ شام‌ در دست‌ است‌
[۴۰] حصری‌ قیروانی، ابراهیم‌، زهرالا¸داب‌، به‌ کوشش‌ زکی‌ مبارک‌، ج۴، ص۹۴۰، قاهره‌، ۱۹۵۴م‌.
پیداست‌ که‌ ندیمی‌ این‌ چنین‌ مقرب‌ درگاه‌، می‌توانست‌ نفوذ بسیاری بر خلیفه‌ داشته‌ باشد.
مسعودی
[۴۱] مسعودی، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ باربیه‌ دومنار، ج۶، ص۲۷۰-۲۷۶، پاریس‌، ۱۸۷۱م‌.
گفت‌ و گوی‌ بسیار بلندی‌ را که‌ نیمه‌ شبان‌ درباره بنی‌امیه‌ و مقتولان‌ بنی‌عباس‌ و نیز مصر ، نیل‌ ، نوبه‌ ، بصره‌ و کوفه‌ میان‌ خلیفه‌ و ابن‌ دأب‌ گذشته‌، نقل‌ می‌کند و سپس‌، از بیم‌ اطناب‌ و درگذشتن‌ از حد کتاب‌، از ذکر حکایات‌ دیگری‌ که‌ درباره هادی‌ و ابن‌ دأب‌ می‌شناخته‌، چشم‌ می‌پوشد.
[۴۲] مسعودی، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ باربیه‌ دومنار، ج۶، ص۲۷۷، پاریس‌، ۱۸۷۱م‌.
آنچه‌ مسعودی‌ نقل‌ کرده‌ بی‌گمان‌ یکی‌ از زیباترین‌ صحنه‌هایی‌ است‌ که‌ اهمیت‌ و نقش‌ ندیم‌ مخصوص‌ خلیفه عباسی‌ را باز می‌نماید: ابن‌ دأب‌ می‌بایست‌ در همه احوال‌ آماده حضور یافتن‌ باشد، اوست‌ که‌ در همه ساعات‌ شب‌ و روز باید مونس‌ تنهایی‌های خلیفه‌ گردد و خشمها، غصه‌ها، دل‌نگرانیها و حتی‌ عشقهای‌ او را آرام‌ بخشد. وی‌ باید در تاریخ‌، جغرافیا، اخبار عرب‌ و عجم‌ و نیز در شعر و موسیقی‌ و به‌ خصوص‌ در تاریخچه سلسله عباسی‌ ، دانشی‌ فراگیر و قاطع‌ داشته‌ باشد، زیرا «ندانستن‌» بر ندیم‌ خاص‌ حرام‌ است‌. در این‌ باب‌، ابن‌ دأب‌ به‌ راستی‌ مردی‌ شایسته‌ بود. در قصه‌گویی‌ و افسانه‌پردازی‌ و روایت‌ اخبار و احادیث‌ ، چنان‌ زبردست‌ و خوش‌سخن‌ و مجلس‌آرا بود که‌ نویسنده سخت‌گیری‌ چون‌ جاحظ را نیز به‌ اعجاب‌ واداشته‌ است‌.
[۴۳] جاحظ، عمرو، التاج‌، به‌ کوشش‌ احمد زکی‌ پاشا، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷، قاهره‌، ۱۳۲۲ق‌/ ۱۹۱۴م‌.
آنچه‌ فضایل‌ او را در مقام‌ ندیمی‌ کمال‌ می‌بخشید، همانا موسیقی‌دانی‌ و خوش‌آوازی‌ بود. او خود به‌ این‌ هنر می‌بالید و آن‌ را نخستین‌ هنر خویش‌ به‌ شمار می‌آورد.
[۴۴] ابن‌ شاکر کتبی‌، محمد، عیون‌ التواریخ‌، ج۶، ص۲۴۹، نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌ (شم ۲۹۲۲).
[۴۵] ابن‌ عبدربه، احمد، العقد الفرید، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، ج۶، ص۳، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
به‌ گفته ابن‌ شاکر
[۴۶] ابن‌ شاکر کتبی‌، محمد، عیون‌ التواریخ‌، ج۶، ص۲۴۹، نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌ (شم ۲۹۲۲).
ابراهیم‌ رقیق‌ ترانه‌هایی‌ از او را در کتاب‌ اغانی‌ ثبت‌ کرده‌ است‌.

تشکیک روایات

[ویرایش]

برخی‌ از هم‌ روزگاران‌ و مترجمان‌ احوال‌ او در درستی‌ روایات‌ او تردید کرده‌ و اقوال‌ او را مخدوش‌ دانسته‌اند، چنانکه‌ بخاری
[۴۷] بخاری، اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ ابوالوفاءِ افغانی‌، ج۲، ص۴۰۲، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۸ق‌.
ضمن‌ اشاره‌ به‌ حدیثی‌ طولانی‌ درباره پیامبر (ص‌) به‌ روایت‌ ابن‌ دأب‌ او را «مُنکَر الحدیث‌» خوانده‌ است‌.
[۴۸] ابن حماد، ج۳، ص۳۹۱.
[۴۹] خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۴۹، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
و ابن‌ حماد
[۵۰] ابن حماد، ج۳، ص۳۹۱.
گفته‌ است‌ احادیث‌ ناپذیرفتنی‌ او بیش‌ از احادیث‌ پذیرفتنی‌ اوست‌. ابن‌ مناذر در دو بیت‌ هجایی‌ که‌ در حق‌ وی‌ سروده‌، پیشنهاد کرده‌ که‌ از او روایت‌ نکنند.
[۵۱] ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، عیون‌ الاخبار، ج۲، ص۱۳۹، بیروت‌، ۱۳۴۳ق‌/۱۹۲۵م‌.
[۵۲] ابوالفرج‌ اصفهانی‌، الاغانی‌، ج۱۷، ص۲۴، بولاق‌، ۱۲۸۵ق‌.
[۵۳] خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۵۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
اصمعی‌ نیز وی را به‌ دستکاری‌ و جعل‌ اشعار متهم‌ ساخته‌ و گفته‌ است‌ وی‌ در مدینه‌ از خویش‌ شعر و افسانه‌ می‌سازد و به‌ سبب‌ سخنان‌ نادرستی‌ که‌ به‌ عرب‌ نسبت‌ داده‌، روایات‌ وی بی‌ارزش‌ است‌.
[۵۴] ابوطیب‌ لغوی، عبدالواحد، مراتب‌ النحویین‌، به‌ کوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۱، ص۹۹، قاهره‌، ۱۹۵۵م‌.
[۵۵] یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۶۴.
در درستی‌ تمامی‌ این‌ گفته‌ها باید اندکی‌ تردید کرد، چه‌ ممکن‌ است‌ ارجمندی‌ مقام‌ ابن‌ دأب‌ در دربار عباسیان‌ حسادت‌ گروهی‌ را برانگیخته‌ باشد. این‌ احتمال‌ درباره اصمعی‌ و استادش‌ خلف‌ احمر و نیز مصعب‌ بن‌ عبدالله‌ زبیری‌ فزون‌تر است‌. چه‌ آنان‌ نظرات‌ تندی‌ درباره او اظهار کرده‌اند.
[۵۶] یاقوت‌، ادبا، ج۵، ص۱۶۱-۱۶۲.
[۵۷] یاقوت‌، ادبا، ج۵، ص۱۶۴- ۱۶۵.
[۵۸] بستانی‌ ف‌، ج۳، ص۵۱.
حتی‌ خلف‌ احمر در جریان‌ بحث‌ لغوی‌ به‌ کنایه‌ گفته‌ است‌ که‌ گویا ابن‌ دأب‌ طمع‌ به‌ خلافت‌ بسته‌ است‌ که‌ چنین‌ خطاهایی‌ را در شعر برای‌ خود جایز می‌شمارد.
[۵۹] ابوطیب‌ لغوی، عبدالواحد، مراتب‌ النحویین‌، به‌ کوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۱، ص۱۰۰، قاهره‌، ۱۹۵۵م‌.
[۶۰] ابوالفرج‌ اصفهانی‌، الاغانی‌، ج۵، ص۱۸۵، بولاق‌، ۱۲۸۵ق‌.
[۶۱] یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۶۵.
طرفه‌ آنکه‌ خودِ خلف‌ احمر نیز به‌ جعل‌ شعر متهم‌ بوده‌ است. ‌
[۶۲] ابوطیب‌ لغوی، عبدالواحد، مراتب‌ النحویین‌، به‌ کوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۱، ص۴۷، قاهره‌، ۱۹۵۵م‌.


آثار

[ویرایش]

جاحظ
[۶۳] جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، ج۱، ص۲۵۸، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
ابن‌ دأب‌ را صاحب‌ خطب‌ و رسایل‌ نیکو دانسته‌ و ابن‌ ندیم‌
[۶۴] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۳۶۵.
او را از جمله گردآورندگان‌ اخبار عشاق‌ جاهلیت‌ و صدر اسلام‌ دانسته‌ است‌. احتمالاً وی‌ برای‌ گردآوری‌ همین‌ اخبار به‌ گفته خود از همه‌ تیره‌های‌ بنی‌ عامر درباره مجنون‌ پرس‌ و جو کرد، اما کسی‌ را نیافت‌ که‌ مجنون‌ را بشناسد.
[۶۵] مرزبانی‌، محمد، نورالقبس‌، به‌ کوشش‌ رودلف‌ زلهایم‌، ج۱، ص۳۱۱، ویسبادن‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
در هر حال‌، امروز کتابی‌ شامل‌ روایات‌ او در دست‌ نیست‌.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۲۶ق‌.
(۲) ابن‌ حمّاد.
(۳) عقیلی‌، محمد، کتاب‌ الضعفاء الکبیر، به‌ کوشش‌ عبدالمعطی‌ امین‌ قلعجی‌، بیروت‌، ۱۹۸۴م‌.
(۴) ابن‌ خلکان‌، وفیات‌.
(۵) ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
(۶) ابن‌ شاکر کتبی‌، محمد، عیون‌ التواریخ‌، نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌ (شم ۲۹۲۲).
(۷) ابن‌ عبدربه، احمد، العقد الفرید، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
(۸) ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، عیون‌ الاخبار، بیروت‌، ۱۳۴۳ق‌/۱۹۲۵م‌.
(۹) ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌، ۱۹۶۹م‌.
(۱۰) ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌.
(۱۱) ابوحیان‌ توحیدی، علی، البصائر و الذخایر، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ کیلانی‌، دمشق‌، مکتبة اطلس‌.
(۱۲) ابوطیب‌ لغوی، عبدالواحد، مراتب‌ النحویین‌، به‌ کوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۹۵۵م‌.
(۱۳) ابوالفرج‌ اصفهانی‌، الاغانی‌، بولاق‌، ۱۲۸۵ق‌.
(۱۴) بخاری، اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ ابوالوفاءِ افغانی‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۸ق‌.
(۱۵) بستانی‌ ف‌.
(۱۶) بلاذری، احمد، انساب‌ الاشراف‌، بغداد، ۱۹۳۶م‌.
(۱۷) جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
(۱۸) جاحظ، عمرو، التاج‌، به‌ کوشش‌ احمد زکی‌ پاشا، قاهره‌، ۱۳۲۲ق‌/ ۱۹۱۴م‌.
(۱۹) حصری‌ قیروانی، ابراهیم‌، زهرالا¸داب‌، به‌ کوشش‌ زکی‌ مبارک‌، قاهره‌، ۱۹۵۴م‌.
(۲۰) خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
(۲۱) سمعانی، عبدالکریم‌، الانساب‌، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ بن‌ یحیی‌ معلمی‌ یمانی‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۶م‌.
(۲۲) طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
(۲۳) قمی‌، عباس‌، الکنی‌ و الالقاب‌، تهران‌، ۱۳۹۷ق‌.
(۲۴) مجلسی‌، محمد باقر، بحار الانوار، قم‌، ۱۳۹۲ق‌.
(۲۵) مرزبانی‌، محمد، الموشح‌، به‌ کوشش‌ محب‌الدین‌ خطیب‌، قاهره‌، ۱۳۸۵ق‌.
(۲۶) مرزبانی‌، محمد، نورالقبس‌، به‌ کوشش‌ رودلف‌ زلهایم‌، ویسبادن‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
(۲۷) مسعودی، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ باربیه‌ دومنار، پاریس‌، ۱۸۷۱م‌.
(۲۸) یاقوت‌، ادبا.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. سمعانی، عبدالکریم‌، الانساب‌، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ بن‌ یحیی‌ معلمی‌ یمانی‌، ج۵، ص۲۶۷، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۶م‌.
۲. یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۵۲.
۳. ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، ج۱، ص۵۳۷، قاهره‌، ۱۹۶۹م‌.
۴. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۰۳.
۵. یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۶۲.
۶. مجلسی‌، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۹۷-۱۱۶، قم‌، ۱۳۹۲ق‌.
۷. قمی‌، عباس‌، الکنی‌ و الالقاب‌، ج۱، ص۲۸۲، تهران‌، ۱۳۹۷ق‌.
۸. خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۴۸، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۹. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌، ج۶، ص۸۰-۸۱.
۱۰. خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۴۸، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۱۱. بخاری، اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ ابوالوفاءِ افغانی‌، ج۲، ص۴۰۲، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۸ق‌.
۱۲. بلاذری، احمد، انساب‌ الاشراف‌، ج۲، ص۵، بغداد، ۱۹۳۶م‌.
۱۳. طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۴، ص۲۱۳، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
۱۴. ابن حماد، ج۳، ص۳۹۱.
۱۵. ابن حماد، ج۳، ص۳۹۱.
۱۶. ابن‌ حجر عسقلانی‌، احمد، تهذیب‌ التهذیب‌، ج۹، ص۱۵۳، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۲۶ق‌.
۱۷. جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، ج۱، ص۲۵۸، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
۱۸. ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، المعارف‌، به‌ کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، ج۱، ص۵۳۸، قاهره‌، ۱۹۶۹م‌.
۱۹. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۱۰۳.
۲۰. جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، ج۱، ص۲۵۸، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
۲۱. ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، ج۱، ص۱۸، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
۲۲. ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، ج۱، ص۴۵، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
۲۳. ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، ج۱، ص۶۶، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
۲۴. ابن‌ سلام‌ جمحی‌، محمد، طبقات الشعراء، ج۱، ص۷۵، بیروت‌، ۱۹۱۶م‌.
۲۵. خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۴۸، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۲۶. ابوحیان‌ توحیدی، علی، البصائر و الذخایر، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ کیلانی‌، ج۲، ص۳۴۷، دمشق‌، مکتبة اطلس‌.
۲۷. جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، ج۱، ص۵۹، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
۲۸. ابوحیان‌ توحیدی، علی، البصائر و الذخایر، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ کیلانی‌، ج۲، ص۴۰۳، دمشق‌، مکتبة اطلس‌.
۲۹. طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۱۷۸، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
۳۰. مرزبانی‌، محمد، الموشح‌، به‌ کوشش‌ محب‌الدین‌ خطیب‌، ج۱، ص۱۰۵، قاهره‌، ۱۳۸۵ق‌.
۳۱. طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۲۲۰، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
۳۲. مرزبانی‌، محمد، نورالقبس‌، به‌ کوشش‌ رودلف‌ زلهایم‌، ج۱، ص۳۱۰، ویسبادن‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
۳۳. یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۵۴-۱۵۵.
۳۴. طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۲۲۰، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
۳۵. طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۲۲۰، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
۳۶. مسعودی، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ باربیه‌ دومنار، ج۶، ص۲۶۳-۲۶۴، پاریس‌، ۱۸۷۱م‌.
۳۷. ابوحیان‌ توحیدی، علی، البصائر و الذخایر، به‌ کوشش‌ ابراهیم‌ کیلانی‌، ج۳، ص۳۲۳، دمشق‌، مکتبة اطلس‌.
۳۸. یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۶۲-۱۶۴.
۳۹. طبری، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۸، ص۲۲۰، قاهره‌، ۱۹۶۰- ۱۹۶۸م‌.
۴۰. حصری‌ قیروانی، ابراهیم‌، زهرالا¸داب‌، به‌ کوشش‌ زکی‌ مبارک‌، ج۴، ص۹۴۰، قاهره‌، ۱۹۵۴م‌.
۴۱. مسعودی، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ باربیه‌ دومنار، ج۶، ص۲۷۰-۲۷۶، پاریس‌، ۱۸۷۱م‌.
۴۲. مسعودی، علی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ باربیه‌ دومنار، ج۶، ص۲۷۷، پاریس‌، ۱۸۷۱م‌.
۴۳. جاحظ، عمرو، التاج‌، به‌ کوشش‌ احمد زکی‌ پاشا، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷، قاهره‌، ۱۳۲۲ق‌/ ۱۹۱۴م‌.
۴۴. ابن‌ شاکر کتبی‌، محمد، عیون‌ التواریخ‌، ج۶، ص۲۴۹، نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌ (شم ۲۹۲۲).
۴۵. ابن‌ عبدربه، احمد، العقد الفرید، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، ج۶، ص۳، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
۴۶. ابن‌ شاکر کتبی‌، محمد، عیون‌ التواریخ‌، ج۶، ص۲۴۹، نسخه خطی‌ کتابخانه احمد ثالث‌ (شم ۲۹۲۲).
۴۷. بخاری، اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، به‌ کوشش‌ ابوالوفاءِ افغانی‌، ج۲، ص۴۰۲، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۷۸ق‌.
۴۸. ابن حماد، ج۳، ص۳۹۱.
۴۹. خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۴۹، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۵۰. ابن حماد، ج۳، ص۳۹۱.
۵۱. ابن‌ قتیبه‌، عبدالله‌، عیون‌ الاخبار، ج۲، ص۱۳۹، بیروت‌، ۱۳۴۳ق‌/۱۹۲۵م‌.
۵۲. ابوالفرج‌ اصفهانی‌، الاغانی‌، ج۱۷، ص۲۴، بولاق‌، ۱۲۸۵ق‌.
۵۳. خطیب‌ بغدادی، احمد، تاریخ‌ بغداد، ج۱۱، ص۱۵۲، قاهره‌، ۱۳۴۹ق‌.
۵۴. ابوطیب‌ لغوی، عبدالواحد، مراتب‌ النحویین‌، به‌ کوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۱، ص۹۹، قاهره‌، ۱۹۵۵م‌.
۵۵. یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۶۴.
۵۶. یاقوت‌، ادبا، ج۵، ص۱۶۱-۱۶۲.
۵۷. یاقوت‌، ادبا، ج۵، ص۱۶۴- ۱۶۵.
۵۸. بستانی‌ ف‌، ج۳، ص۵۱.
۵۹. ابوطیب‌ لغوی، عبدالواحد، مراتب‌ النحویین‌، به‌ کوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۱، ص۱۰۰، قاهره‌، ۱۹۵۵م‌.
۶۰. ابوالفرج‌ اصفهانی‌، الاغانی‌، ج۵، ص۱۸۵، بولاق‌، ۱۲۸۵ق‌.
۶۱. یاقوت‌، ادبا، ج۱۵، ص۱۶۵.
۶۲. ابوطیب‌ لغوی، عبدالواحد، مراتب‌ النحویین‌، به‌ کوشش‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج۱، ص۴۷، قاهره‌، ۱۹۵۵م‌.
۶۳. جاحظ، عمرو، البیان‌ و التبیین‌، به‌ کوشش‌ حسن‌ سندوبی‌، ج۱، ص۲۵۸، قاهره‌، ۱۳۵۱ق‌/۱۹۳۲م‌.
۶۴. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۳۶۵.
۶۵. مرزبانی‌، محمد، نورالقبس‌، به‌ کوشش‌ رودلف‌ زلهایم‌، ج۱، ص۳۱۱، ویسبادن‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ابن دأب»، ج۳، ص۱۱۸۳.    


رده‌های این صفحه : حدیث شناسی | رجال | محدثین شیعه




جعبه ابزار