ابن السبیل

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اِبْن‌ِ سَبیل‌، واژه‌ای‌ قرآنی‌ به‌ معنی‌ مسافرِ در راه‌ مانده‌، یکی‌ از مستحقان‌ هشت‌گانه زکات‌، یا شش‌گانه خمس‌ و فی‌ء.
ابن سبیل‌ در فقه یکی از مواردی است که زکات به آن تعلق می‌گیرد.


تعریف

[ویرایش]

به مسافر در راه مانده و نیازمند، ابن السّبیل گفته مى‌ شود؛ هر چند در شهر خود داراى مال و سرمایه باشد. ابن السّبیل به این معنا در قرآن و روایات نیز به كار رفته و در باب‌هاى زکات و خمس و فیء از آن بحث شده است.

کاربرد قرآنی

[ویرایش]

این‌ واژه‌ در قرآن‌ مجید در سوره‌های‌ بقره‌، نساء، اسراء و روم‌ برای‌ یکی‌ از مستحقان‌ انفاق‌ به‌ طور عام‌؛ در سوره توبه‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از مستحقان‌ زکات‌ (صدقات‌)؛ در سوره انفال‌ برای‌ یکی‌ از مستحقان‌ خمس‌ و در سوره حشر به‌ عنوان‌ یکی‌ از مستحقان‌ فی‌ء به‌ کار رفته‌ است‌.

معانی لغوی

[ویرایش]

برخی‌ از کاربردهای‌ قدیم‌ واژه «ابن‌ سبیل‌» نشان‌ می‌دهد که‌ این‌ ترکیب‌ در لغت‌، مفهومی‌ نزدیک‌ به‌ مسافر داشته‌ است‌.
به‌ عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ حدیث‌ نبوی‌ «... ابن‌ السبیل‌ اول‌ شارب‌...»،
[۱۲] ابوعبید، قاسم‌، ج۳، ص۶۹، غریب‌ الحدیث‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۶م‌.
[۱۳] احمد بن‌ حنبل‌، المسند، ج۲، ص۴۹۴، مصر، ۱۳۱۳ق‌.
خطبه حضرت‌ علی (ع‌) «... انتم‌ بنو سبیل‌ علی‌ سفر...»
[۱۴] علی بن ابی طالب علیه‌السلام، نهج‌البلاغة.
و شعر راعی‌ نمیری‌ (د ۱۲۰ق‌) «علی‌ اکوارهن‌ بنوسبیل‌...»
[۱۵] راعی‌ نمیری‌، الدیوان‌، ج۱، ص‌ ۱۴۵، به‌ کوشش‌ راینهارت‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۰م‌.
را ذکر کرد.
در روایاتی‌ از امام‌ باقر (ع‌) و جمعی‌ از مفسران‌ متقدم‌ چون‌ ابن‌ عباس‌، مجاهد و قتاده‌ نیز ابن‌ سبیل‌ را مسافر معنی‌ کرده‌اند.
[۱۶] طبری‌، تفسیر، ج۲، ص۵۷.
[۱۷] طبری‌، تفسیر، ج۱۰، ص۱۱۵.
[۱۸] سیوطی‌، الدرالمنثور، ج۴، ص۲۲۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.

البته‌ در برخی‌ دیگر از روایات‌ِ ابن‌ عباس‌ و قتاده‌ ابن‌ سبیل‌ به‌ میهمان‌ و در پاره‌ای‌ دیگر، هم‌ به‌ مسافر و هم‌ به‌ میهمان‌ تفسیر شده‌ است‌.
[۱۹] طبری‌، تفسیر، ج۲، ص۵۷.
[۲۰] طبری‌، تفسیر، ج۱۰، ص۷.
[۲۱] طبری‌، تفسیر، ج۱۰، ص۱۱۵.
[۲۴] سیوطی‌، الدرالمنثور، ج۱، ص۴۱۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
[۲۵] سیوطی‌، الدرالمنثور، ج۴، ص۲۲۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
[۲۶] سیوطی‌، الدرالمنثور، ج۶، ص۴۹۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.

تعبیرات‌ معادل‌ یا نزدیک‌ به‌ «المسافر المنقطع‌ به‌» که‌ بعدها در تعاریف‌ فقهی‌ِ «ابن‌ سبیل‌» متداول‌ گردید، در روایات‌ و آثار فقهی‌ قرن‌ ۲ق‌/۸م‌ از امامان‌ باقر و صادق (ع‌)، و نیز ابویوسف‌ و ابن‌ مبارک‌ دیده‌ می‌شود.
[۲۷] ابن‌ اشعث‌، محمد، ج۱، ص۵۴، «الاشعثیات‌»، همراه‌ قرب‌ الاسناد حمیری‌، تهران‌، مکتبة نینوی‌ الحدیثة.
[۲۸] قاضی‌ نعمان‌ مغربی‌، دعائم‌ الاسلام‌، ج۱، ص۲۶۱، به‌ کوشش‌ آصف‌ فیضی‌، قاهره‌، ۱۳۸۳ق‌/۱۹۶۳م‌.
[۲۹] ابویوسف‌، یعقوب‌، ج۱، ص۸۱، الخراج‌، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌/۱۹۷۹م‌.
[۳۰] ابن‌ مبارک‌، عبدالله‌، ج۱، ص۱۱۸، غریب‌ القرآن‌، به‌ کوشش‌ محمد سلیم‌ الحاج‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/ ۱۹۸۵م‌.


تعریف اصطلاح فقهی

[ویرایش]

اگر چه‌ مذاهب‌ مختلف‌ در تعریف‌ اصطلاح‌ فقهی‌ ابن‌ سبیل‌ اختلافاتی‌ دارند، ولی‌ قدر مشترک‌ بین‌ کلیه تعاریف‌ این‌ است‌ که‌ ابن‌ سبیل‌ مسافری‌ است‌ که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مقصد استطاعت‌ مالی‌ ندارد.

در فقه‌ امامیه‌

[ویرایش]


← معنای سبیل


اقامت سى روزه همراه با تردید و نیز قصد اقامت ده روزه در یک محل و مانند آن كه نماز را تمام و روزه را واجب مى‌كند، مانع از صدق ابن السّبیل نیست، امّا كسى كه از وطن خود قصد سفر داشته و هزینه آن را نداشته باشد، بنا بر رأى مشهور ابن السّبیل نیست.
بنا به‌ تعریف‌ طوسی‌ ابن‌ سبیل‌ِ مستحق‌ دریافت‌ زکات‌، مسافری‌ است‌ دور از موطن‌ که‌ توان‌ِ مالی‌ ندارد، اگر چه‌ در موطن‌ خویش‌ بی‌نیاز باشد.
بعضی‌ میهمان‌ محتاج‌ را نیز از مصادیق‌ ابن‌ سبیل‌ دانسته‌اند، برخی‌ دیگر کسی‌ را که‌ عزم‌ سفر دارد (منشی‌ء السفر)، ولی‌ فاقد وسایل‌ تدارک‌ آن‌ است‌، نیز ابن‌ سبیل‌ شناخته‌اند.

← سادات و غیرسادات


ابن السّبیل یكى از هشت صنف مستحق زكات و شش صنف مستحق خمس است. از این رو، اگر از سادات باشد، از خمس و اگر از غیر سادات باشد، از زكات به اندازه كفایت به او داده مى‌شود.
ابن‌ سبیل‌ِ مستحق‌ دریافت‌ خمس‌ و فی‌ء علاوه‌ بر شرایط مذکور، بنا بر نظر مشهور امامیه‌ الزاماً می‌بایست‌ هاشمی‌ باشد، ولی‌ برخی‌، فرزندان‌ مطّلب‌ را نیز مستحق‌ شمرده‌اند.
[۴۱] طوسی‌، محمد، ج۱، ص۲۰۶، النهایة، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ دانش‌پژوه‌، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.
[۴۲] محقق‌ حلی‌، جعفر، ج۱، ص۱۸۲، شرائع‌ الاسلام‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/ ۱۹۶۹م‌.


← سفر حلال


در سفر معصیت نبودن و بنابر رأى مشهور عدم امكان تأمین هزینه سفر از راه دیگرى مانند قرض كردن و فروختن اموال، دو شرط پرداخت زکات به ابن السّبیل است. این دو، بنا بر رأى مشهور، در پرداخت خمس به ابن السّبیل نیز شرط است.
[۴۴] العروة الوثقى ج۲،ص۴۰۳

اکثر فقها این‌ قید را که‌ سفر ابن‌ سبیل‌ باید در طاعت‌ باشد، به‌ معنی‌ سفر مباح‌ دانسته‌اند، ولی‌ ابن‌ جنید آن‌ را به‌ معنی‌ سفر واجب‌ یا مستحب‌ گرفته‌ است‌.

← آخرین راه


هم‌چنین‌ بعضی‌ از فقیهان‌ امامیه‌ این‌ شرط را که‌ مسافر نتواند با فروش‌ و معاوضه اموال‌ خود، یا استقراض‌، وسایل‌ ادامه سفر را فراهم‌ آورد، مورد تصریح‌ قرار داده‌اند.

← اضافه آمدن مبلغ


غالب‌ فقها برآنند که‌ هرگاه‌ از مبلغ‌ دریافتی‌، هر چند بر اثر قناعت‌ و سخت‌گیری‌ بر خویشتن‌ چیزی‌ باقی‌ بماند، گیرنده‌ باید آن‌ را برگرداند.

در فقه‌ اهل‌ سنت‌

[ویرایش]


← فقه‌ حنفی‌


بنا به‌ تعریف‌ قدوری‌ ابن‌ سبیل‌ مسافری‌ است‌ که‌ در وطن‌ خود غنی‌ است‌، ولی‌ در جایی‌ قرار گرفته‌ که‌ تمکن‌ مالی‌ ندارد.
[۵۳] قدوری‌، احمد، ج۱، ص۱۵۴، «الکتاب‌»، همراه‌ اللباب‌ غنیمی‌.

نظیر این‌ کلیت‌ در تعریف‌ِ دیگر حنفیان‌ نیز دیده‌ می‌شود.
[۵۴] کاسانی‌، علاءالدین‌، ج۲، ص۴۶، بدائع‌ الصنائع‌، مصر، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
[۵۵] میرغینانی‌، برهان‌الدین‌، ج۲، ص۲۰۵، «الهدایة»، همراه‌ فتح‌ القدیر ابن‌ همام‌.

ابوحنیفه‌ خود، منشی‌ء سفر را از مصادیق‌ ابن‌ سبیل‌ نمی‌داند
[۵۶] ماوردی‌، علی‌، ج۱، ص۱۴۰، الاحکام‌ السلطانیة، مصر، ۱۳۹۳ق‌/۱۹۷۳م‌.
[۵۷] ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
ولی‌ در برخی‌ منابع‌ حنفی‌ تعریف‌ ابن‌ سبیل‌ به‌ حدی‌ تعمیم‌ داده‌ شده‌ است‌ که‌ گاهی‌ حتی‌ مقیم‌ محتاج‌ را نیز در بر می‌گیرد.
[۵۸] ابن‌ همام‌، کمال‌الدین‌، ج۲، ص۲۰۵، فتح‌ القدیر، مصر، ۱۳۱۹ق‌.

درباره اشتراط مباح‌ بودن‌ سفر در غالب‌ منابع‌ حنفی‌ سکوت‌ شده‌ است‌.
[۵۹] غنیمی‌، عبدالغنی‌، ج۱، ص۱۵۴، اللباب‌، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، مصر، ۱۳۸۳ق‌/۱۹۶۳م‌.

برخی‌ از فقیهان‌ حنفی‌ استقراض‌ را - در صورتی‌ که‌ ممکن‌ باشد - بر دریافت‌ زکات‌ ترجیح‌ داده‌اند.
[۶۰] ابن‌ همام‌، کمال‌الدین‌، ج۲، ص۲۰۵، فتح‌ القدیر، مصر، ۱۳۱۹ق‌.


← فقه‌ مالکی‌


مطابق‌ تعریف‌ خلیل‌
[۶۱] خلیل‌ بن‌ اسحاق‌، «المختصر»، ج۱، ص۱۳۹-۱۴۰، همراه‌ جواهر الاکلیل‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
ابن‌ سبیل‌ غریبی‌ است‌ که‌ در سفر غیر معصیت‌ محتاج‌ شده‌ و امکان‌ استقراض‌ ندارد، اگر چه‌ در موطن‌ خود غنی‌ باشد.
ابن رشد
[۶۲] ابن‌ رشد، محمد، ج۱، ص۲۶۸، بدایة المجتهد، مصر، ۱۳۵۷ق‌/ ۱۹۲۸م‌.
در تعریفی‌ نزدیک‌ به‌ آن‌ از عبارت‌ «سفر طاعت‌» استفاده‌ کرده‌ است‌.
مالک‌ منشی‌ء سفر را مصداق‌ ابن‌ سبیل‌ نمی‌داند
[۶۳] ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
و برخی‌ از فقهای‌ مالکی‌ بین‌ این‌که‌ نفس‌ سفر معصیت‌ باشد و این‌که‌ مسافر در سفر به‌ معصیت‌ بپردازد، تفصیل‌ قائل‌ شده‌ و تنها مورد اول‌ را محروم‌ از زکات‌ شمرده‌اند.
[۶۴] عدوی‌، علی‌، ج۲، ص۲۱۹، حاشیة علی‌ شرح‌ مختصر خلیل‌.

بر اساس‌ برخی‌ منابع‌ مالکی‌ ابن‌ سبیلی‌ که‌ در موطن‌ خود غنی‌ است‌، در صورت‌ امکان‌ِ استقراض‌ نمی‌تواند زکات‌ دریافت‌ کند،
[۶۵] قرطبی‌، محمد، ج۸، ص۱۸۷، الجامع‌ الاحکام‌ القرآن‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.
[۶۶] خرشی‌، محمد، ج۲، ص۲۱۹، شرح‌ علی‌ مختصر سیدی‌ خلیل‌، مصر، ۱۳۱۸ق‌.
[۶۷] در دیر، احمد، ج۱، ص۴۰، اقرب‌ المسالک‌، بیروت‌، دارالفکر.
ولی‌ دیگر منابع‌ او را الزام‌ به‌ استقراض‌ نکرده‌اند.
[۶۸] قرطبی‌، محمد، ج۸، ص۱۸۷، الجامع‌ الاحکام‌ القرآن‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.


← فقه‌ شافعی‌


در تعریف‌ نووی‌
[۶۹] نووی‌، محیی‌الدین‌، ج۱، ص‌ ۳۵۶، «منهاج‌ الطالبین‌»، همراه‌ السراج‌ الوهاج‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
ابن سبیل‌ مسافر یا منشی‌ء سفری‌ است‌ که‌ (برای‌ ادامه‌ یا آغاز سفرش‌) محتاج‌ باشد، و شرط آن‌ عدم‌ معصیت‌ است‌.
شافعی‌ خود، منشی‌ء سفر را از موارد ابن‌ سبیل‌ دانسته‌ است‌.
[۷۰] ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.

برخی‌ از شافعیان‌ نیز بین‌ سفری‌ که‌ نفس‌ آن‌ معصیت‌ باشد و سفری‌ که‌ در آن‌ معصیت‌ صورت‌ گیرد، تفصیل‌ قائل‌ شده‌اند.
[۷۱] ابن‌ حجر هیتمی‌، احمد، ج۷، ص۱۶۰، تحفة المحتاج‌، مصر، ۱۳۱۵ق‌.

برخی‌ منابع‌ شافعی‌ به‌ صراحت‌ سفر غیرضروری‌ حتی‌ برای‌ گردش‌ را مانع‌ استحقاق‌ ندانسته‌اند،
[۷۲] ملیباری‌، زین‌الدین‌، ج۲، ص۱۹۴، «فتح‌ المعین‌»، در هامش‌ اعانة الطالبین‌، مصر، ۱۳۵۶ق‌.
[۷۳] شربینی‌، محمد، ج۳، ص۱۱۲، مغنی‌ المحتاج‌، مصر، ۱۳۵۲ق‌.
ولی‌ نظر مخالف‌ نیز وجود دارد.
[۷۴] محلی‌، جلال‌الدین‌، ج۳، ص۱۹۸، «شرح‌ منهاج‌ الطالبین‌»، در هامش‌ حاشیة علی‌ شرح‌ قلیوبی‌.

بعضی‌ از فقیهان‌ شافعی‌ استقراض‌ را - حتی‌ اگر ممکن‌ باشد - لازم‌ ندانسته‌اند.
[۷۵] قلیوبی‌، شهاب‌الدین‌، ج۳، ص۱۹۸، حاشیة علی‌ شرح‌ منهاج‌ الطالبین‌، مصر، کتابخانه‌ عیسی‌ البابی‌ الحلبی‌ و شرکاء.


← فقه‌ حنبلی‌


بر اساس‌ تعریف‌ خرقی‌، ابن‌ سبیل‌ مسافری‌ است‌ که‌ در موطن‌ خویش‌ بی‌نیاز است‌، ولی‌ در سفر نیازمند شده‌ است‌.
[۷۶] خرقی‌، عمر، ج۷، ص۳۲۸، «المختصر»، همراه‌ المغنی‌ ابن قدامه.

در مورد الحاق‌ منشی‌ء سفر به‌ ابن‌ سبیل‌ از احمد بن‌ حنبل‌ دو قول‌ نقل‌ شده‌،
[۷۷] ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
ولی‌ مشهور نزد حنبلیان‌ عدم‌ الحاق‌ است‌.
[۷۸] ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
[۷۹] ابویعلی‌، محمد، ج۱، ص۱۳۳، الاحکام‌ السلطانیة، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.
[۸۰] ابن‌ قدامه‌، عبدالله‌، ج۷، ص۳۲۸، المغنی‌، بیروت‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.
[۸۱] مرداوی‌، علی‌، ج۳، ص۲۳۸، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ محمدحامد فقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.

در مورد مباح‌ بودن‌ سفر در عبارت‌ حجاوی‌ تصریح‌ شده‌ که‌ مسافر در سفر طاعت‌ یا مباح‌ استحقاق‌ زکات‌ دارد،
[۸۲] حجاوی‌، شرف‌الدین‌، ج۲، ص۲۸۴، «الاقناع‌»، همراه‌ کشاف‌ القناع‌ بهوتی‌، به‌ کوشش‌ هلال‌ مصیلحی‌ مصطفی‌ هلال‌، ریاض‌، مکتبة النصر الحدیثة.
ولی‌ کلاً در این‌ باره‌ تفصیلات‌ و نظرات‌ مختلفی‌ وجود دارد.
[۸۳] مرداوی‌، علی‌، ج۳، ص۲۳۷، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ محمدحامد فقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.
[۸۴] ابن‌ مفلح‌، ابراهیم‌، ج۲، ص۴۲۶، المبدع‌، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌.

در صورت‌ امکان‌ استقراض‌ برای‌ ابن‌ سبیل‌، تنها برخی‌ از حنبلیان‌ او را از دریافت‌ زکات‌ محروم‌ دانسته‌اند.
[۸۵] مرداوی‌، علی‌، ج۳، ص۲۳۸، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ محمدحامد فقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.


در فقه دیگر مذاهب

[ویرایش]

در فقه‌ دیگر مذاهب‌ اسلامی‌ نیز کمابیش‌ اختلافات‌ مذکور دیده‌ می‌شود: به‌ عنوان‌ نمونه‌ مرتضی‌ از امامان‌ زیدیه‌ ابن‌ سبیل‌ را نیازمندی‌ دانسته‌ که‌ از موطن‌ خود به‌ اندازه لازم‌ برای‌ قصر نماز دور باشد، اگر چه‌ در موطن‌ بی‌نیاز باشد.
او در صورت‌ امکان‌ استقراض‌، ابن‌ سبیل‌ را مستحق‌ زکات‌ نمی‌داند.
[۸۶] مرتضی‌، احمد، ج۱، ص۵۱۶-۵۱۷، شرح‌الازهار، صنعا، ۱۳۴۱ق‌.

از ظاهریان‌، ابن‌ حزم‌ در عبارتی‌ کوتاه‌ ابن‌ سبیل‌ را کسی‌ می‌داند که‌ در سفر غیر معصیت‌ نیازمند شده‌ باشد.
[۸۷] ابن‌ حزم‌، علی‌، ج۴، ص۲۷۵، المحلی‌ بالا¸ثار، به‌ کوشش‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌.

شماخی‌ از اباضیه‌ نیز ابن‌ سبیل‌ را کسی‌ شمرده‌ که‌ از اهل‌ خود دور افتاده‌ (و محتاج‌ شده‌) است‌، هر چند در دیار خود غنی‌ باشد.
[۸۸] شماخی‌، عامر، ج۳، ص۱۱۵، الایضاح‌، عمان‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.

ابن‌ سبیل‌ِ مستحق‌ِ خمس‌ از نظر مذاهب‌ اربعه‌ الزامی‌ نیست‌ که‌ هاشمی‌ باشد.
[۸۹] ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۲، ص۴۳۱-۴۳۲، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
[۹۰] ماوردی‌، علی‌، ج۱، ص۱۴۴، الاحکام‌ السلطانیة، مصر، ۱۳۹۳ق‌/۱۹۷۳م‌.
[۹۱] ابن‌ رشد، محمد، ج۱، ص۳۹۰-۳۹۱، بدایة المجتهد، مصر، ۱۳۵۷ق‌/ ۱۹۲۸م‌.
[۹۲] محلی‌، جلال‌الدین‌، ج۳، ص۱۸۸-۱۸۹، «شرح‌ منهاج‌ الطالبین‌»، در هامش‌ حاشیة علی‌ شرح‌ قلیوبی‌.
[۹۳] ابویعلی‌، محمد، ج۱، ص۱۲۸، الاحکام‌ السلطانیة، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.

در فقه‌ زیدیه‌ قول‌ به‌ وجوب‌ تقدم‌ هاشمی‌ بر غیر دیده‌ می‌شود، ولی‌ اگر هاشمی‌ یافته‌ نشود، پرداخت‌ آن‌ به‌ غیر هاشمی‌ نیز مانعی‌ ندارد.
[۹۴] مرتضی‌، احمد، ج۱، ص۵۶۹، شرح‌الازهار، صنعا، ۱۳۴۱ق‌.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌ اشعث‌، محمد، «الاشعثیات‌»، همراه‌ قرب‌ الاسناد حمیری‌، تهران‌، مکتبة نینوی‌ الحدیثة.
(۲) ابن‌ حجر هیتمی‌، احمد، تحفة المحتاج‌، مصر، ۱۳۱۵ق‌.
(۳) ابن‌ حزم‌، علی‌، المحلی‌ بالا¸ثار، به‌ کوشش‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌.
(۴) ابن‌ رشد، محمد، بدایة المجتهد، مصر، ۱۳۵۷ق‌/ ۱۹۲۸م‌.
(۵) ابن‌ قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، بیروت‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.
(۶) ابن‌ مبارک‌، عبدالله‌، غریب‌ القرآن‌، به‌ کوشش‌ محمد سلیم‌ الحاج‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/ ۱۹۸۵م‌.
(۷) ابن‌ مفلح‌، ابراهیم‌، المبدع‌، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌.
(۸) ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
(۹) ابن‌ همام‌، کمال‌الدین‌، فتح‌ القدیر، مصر، ۱۳۱۹ق‌.
(۱۰) ابوعبید، قاسم‌، غریب‌ الحدیث‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۶م‌.
(۱۱) ابویعلی‌، محمد، الاحکام‌ السلطانیة، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.
(۱۲) ابویوسف‌، یعقوب‌، الخراج‌، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌/۱۹۷۹م‌.
(۱۳) احمد بن‌ حنبل‌، المسند، مصر، ۱۳۱۳ق‌.
(۱۴) تنویر المقباس‌ من‌ تفسیر ابن‌ عباس‌، بیروت‌، دارالفکر.
(۱۵) حجاوی‌، شرف‌الدین‌، «الاقناع‌»، همراه‌ کشاف‌ القناع‌ بهوتی‌، به‌ کوشش‌ هلال‌ مصیلحی‌ مصطفی‌ هلال‌، ریاض‌، مکتبة النصر الحدیثة.
(۱۶) خرشی‌، محمد، شرح‌ علی‌ مختصر سیدی‌ خلیل‌، مصر، ۱۳۱۸ق‌.
(۱۷) خرقی‌، عمر، «المختصر»، همراه‌ المغنی‌ ابن قدامه.
(۱۸) خلیل‌ بن‌ اسحاق‌، «المختصر»، همراه‌ جواهر الاکلیل‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
(۱۹) در دیر، احمد، اقرب‌ المسالک‌، بیروت‌، دارالفکر.
(۲۰) راعی‌ نمیری‌، الدیوان‌، به‌ کوشش‌ راینهارت‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۰م‌.
(۲۱) سیوطی‌، الدرالمنثور، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۲۲) شربینی‌، محمد، مغنی‌ المحتاج‌، مصر، ۱۳۵۲ق‌.
(۲۳) شماخی‌، عامر، الایضاح‌، عمان‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.
(۲۴) شهید ثانی‌، زین‌الدین‌، الروضة البهیة، مصر، ۱۳۷۸ق‌.
(۲۵) صاحب‌ جواهر، محمد، جواهر الکلام‌، تهران‌، دارالکتب‌ الاسلامیة.
(۲۶) طبری‌، تفسیر.
(۲۷) طوسی‌، محمد، التبیان‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/۱۹۶۹م‌.
(۲۸) طوسی‌، محمد، المبسوط، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌، ۱۳۸۷ق‌.
(۲۹) طوسی‌، محمد، النهایة، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ دانش‌پژوه‌، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.
(۳۰) عدوی‌، علی‌، حاشیة علی‌ شرح‌ مختصر خلیل‌.
(۳۱) علامه حلی‌، حسین‌، «القواعد»، همراه‌ ایضاح‌ فخرالمحققین‌، قم‌، ۱۳۸۷ق‌.
(۳۲) علامه حلی‌، حسین‌، مختلف‌ الشیعة، ایران‌، ۱۳۲۳ق‌.
(۳۳) غنیمی‌، عبدالغنی‌، اللباب‌، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، مصر، ۱۳۸۳ق‌/۱۹۶۳م‌.
(۳۴) قاضی‌ نعمان‌ مغربی‌، دعائم‌ الاسلام‌، به‌ کوشش‌ آصف‌ فیضی‌، قاهره‌، ۱۳۸۳ق‌/۱۹۶۳م‌.
(۳۵) قدوری‌، احمد، «الکتاب‌»، همراه‌ اللباب‌ غنیمی‌.
(۳۶) قرطبی‌، محمد، الجامع‌ الاحکام‌ القرآن‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.
(۳۷) قلیوبی‌، شهاب‌الدین‌، حاشیة علی‌ شرح‌ منهاج‌ الطالبین‌، مصر، کتابخانه‌ عیسی‌ البابی‌ الحلبی‌ و شرکاء.
(۳۸) کاسانی‌، علاءالدین‌، بدائع‌ الصنائع‌، مصر، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
(۳۹) ماوردی‌، علی‌، الاحکام‌ السلطانیة، مصر، ۱۳۹۳ق‌/۱۹۷۳م‌.
(۴۰) محقق‌ حلی‌، جعفر، شرائع‌ الاسلام‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/ ۱۹۶۹م‌.
(۴۱) محلی‌، جلال‌الدین‌، «شرح‌ منهاج‌ الطالبین‌»، در هامش‌ حاشیة علی‌ شرح‌ قلیوبی‌.
(۴۲) مرتضی‌، احمد، شرح‌الازهار، صنعا، ۱۳۴۱ق‌.
(۴۳) مرداوی‌، علی‌، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ محمدحامد فقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.
(۴۴) میرغینانی‌، برهان‌الدین‌، «الهدایة»، همراه‌ فتح‌ القدیر ابن‌ همام‌.
(۴۵) ملیباری‌، زین‌الدین‌، «فتح‌ المعین‌»، در هامش‌ اعانة الطالبین‌، مصر، ۱۳۵۶ق‌.
(۴۶) نووی‌، محیی‌الدین‌، «منهاج‌ الطالبین‌»، همراه‌ السراج‌ الوهاج‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
(۴۷) علی بن ابی طالب علیه‌السلام، نهج‌البلاغة.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. توبه/سوره۹،آیه۶۰    
۲. انفال/سوره۸،آیه۴۱    
۳. وسائل الشیعة ج۹،ص۲۱۲- ۲۱۳    
۴. بقره/سوره۲، آیه۱۷۷.    
۵. بقره/سوره۲، آیه۲۱۵.    
۶. نساء/سوره۴، آیه۳۶.    
۷. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۶.    
۸. روم/سوره۳۰، آیه۳۸.    
۹. توبه/سوره۹، آیه۶۰.    
۱۰. انفال/سوره۸، آیه۴۱.    
۱۱. حشر/سوره۵۹، آیه۷.    
۱۲. ابوعبید، قاسم‌، ج۳، ص۶۹، غریب‌ الحدیث‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۸۵ق‌/۱۹۶۶م‌.
۱۳. احمد بن‌ حنبل‌، المسند، ج۲، ص۴۹۴، مصر، ۱۳۱۳ق‌.
۱۴. علی بن ابی طالب علیه‌السلام، نهج‌البلاغة.
۱۵. راعی‌ نمیری‌، الدیوان‌، ج۱، ص‌ ۱۴۵، به‌ کوشش‌ راینهارت‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۰م‌.
۱۶. طبری‌، تفسیر، ج۲، ص۵۷.
۱۷. طبری‌، تفسیر، ج۱۰، ص۱۱۵.
۱۸. سیوطی‌، الدرالمنثور، ج۴، ص۲۲۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۱۹. طبری‌، تفسیر، ج۲، ص۵۷.
۲۰. طبری‌، تفسیر، ج۱۰، ص۷.
۲۱. طبری‌، تفسیر، ج۱۰، ص۱۱۵.
۲۲. طوسی‌، محمد، ج۲، ص۹۶، التبیان‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/۱۹۶۹م‌.    
۲۳. تنویر المقباس‌ من‌ تفسیر ابن‌ عباس‌، ج۱، ص۲۴، جم، بیروت‌، دارالفکر.    
۲۴. سیوطی‌، الدرالمنثور، ج۱، ص۴۱۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۲۵. سیوطی‌، الدرالمنثور، ج۴، ص۲۲۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۲۶. سیوطی‌، الدرالمنثور، ج۶، ص۴۹۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۲۷. ابن‌ اشعث‌، محمد، ج۱، ص۵۴، «الاشعثیات‌»، همراه‌ قرب‌ الاسناد حمیری‌، تهران‌، مکتبة نینوی‌ الحدیثة.
۲۸. قاضی‌ نعمان‌ مغربی‌، دعائم‌ الاسلام‌، ج۱، ص۲۶۱، به‌ کوشش‌ آصف‌ فیضی‌، قاهره‌، ۱۳۸۳ق‌/۱۹۶۳م‌.
۲۹. ابویوسف‌، یعقوب‌، ج۱، ص۸۱، الخراج‌، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌/۱۹۷۹م‌.
۳۰. ابن‌ مبارک‌، عبدالله‌، ج۱، ص۱۱۸، غریب‌ القرآن‌، به‌ کوشش‌ محمد سلیم‌ الحاج‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/ ۱۹۸۵م‌.
۳۱. جواهر الکلام ج۱۵، ۳۷۲-۳۷۳    
۳۲. طوسی‌، محمد، النهایة، ج۱، ص۱۸۴، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ دانش‌پژوه‌، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.    
۳۳. محقق‌ حلی‌، جعفر، ج۱، ص۱۲۳، شرائع‌ الاسلام‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/ ۱۹۶۹م‌.    
۳۴. علامه حلی‌، حسین‌، ج۱، ص۱۹۷، «القواعد»، همراه‌ ایضاح‌ فخرالمحققین‌، قم‌، ۱۳۸۷ق‌.    
۳۵. علامه حلی‌، حسین‌، ج۳، ص۲۰۵، مختلف‌ الشیعة، ایران‌، ۱۳۲۳ق‌.    
۳۶. شهید ثانی‌، زین‌الدین‌، ج۲، ص۵۰، الروضة البهیة، مصر، ۱۳۷۸ق‌.    
۳۷. جواهر الکلام ج۱۵،ص۳۷۲-۳۷۳    
۳۸. جواهر الکلام ج۱۶،ص۸۸    
۳۹. جواهر الکلام ج۱۵،ص۳۷۶    
۴۰. طوسی‌، محمد، ج۹، ص۵۶۴، التبیان‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/۱۹۶۹م‌.    
۴۱. طوسی‌، محمد، ج۱، ص۲۰۶، النهایة، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ دانش‌پژوه‌، تهران‌، ۱۳۴۲ش‌.
۴۲. محقق‌ حلی‌، جعفر، ج۱، ص۱۸۲، شرائع‌ الاسلام‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/ ۱۹۶۹م‌.
۴۳. جواهر الکلام ج۱۵،ص۳۷۳-۳۷۶    
۴۴. العروة الوثقى ج۲،ص۴۰۳
۴۵. طوسی‌، محمد، ج۱، ص۲۵۲، المبسوط، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌، ۱۳۸۷ق‌.    
۴۶. محقق‌ حلی‌، جعفر، ج۱، ص۱۲۳، شرائع‌ الاسلام‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/ ۱۹۶۹م‌.    
۴۷. شهید ثانی‌، زین‌الدین‌، ج۲، ص۵۰، الروضة البهیة، مصر، ۱۳۷۸ق‌.    
۴۸. علامه حلی‌، حسین‌، ج۳، ص۲۰۵، مختلف‌ الشیعة، ایران‌، ۱۳۲۳ق‌.    
۴۹. شهید ثانی‌، زین‌الدین‌، ج۲، ص۴۹، الروضة البهیة، مصر، ۱۳۷۸ق‌.    
۵۰. صاحب‌ جواهر، محمد، ج۱۵، ص۳۷۳، جواهر الکلام‌، تهران‌، دارالکتب‌ الاسلامیة.    
۵۱. محقق‌ حلی‌، جعفر، ج۱، ص۱۲۳، شرائع‌ الاسلام‌، نجف‌، ۱۳۸۹ق‌/ ۱۹۶۹م‌.    
۵۲. صاحب‌ جواهر، محمد، ج۱۵، ص۳۷۶-۳۷۷، جواهر الکلام‌، تهران‌، دارالکتب‌ الاسلامیة.    
۵۳. قدوری‌، احمد، ج۱، ص۱۵۴، «الکتاب‌»، همراه‌ اللباب‌ غنیمی‌.
۵۴. کاسانی‌، علاءالدین‌، ج۲، ص۴۶، بدائع‌ الصنائع‌، مصر، ۱۴۰۶ق‌/۱۹۸۶م‌.
۵۵. میرغینانی‌، برهان‌الدین‌، ج۲، ص۲۰۵، «الهدایة»، همراه‌ فتح‌ القدیر ابن‌ همام‌.
۵۶. ماوردی‌، علی‌، ج۱، ص۱۴۰، الاحکام‌ السلطانیة، مصر، ۱۳۹۳ق‌/۱۹۷۳م‌.
۵۷. ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
۵۸. ابن‌ همام‌، کمال‌الدین‌، ج۲، ص۲۰۵، فتح‌ القدیر، مصر، ۱۳۱۹ق‌.
۵۹. غنیمی‌، عبدالغنی‌، ج۱، ص۱۵۴، اللباب‌، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، مصر، ۱۳۸۳ق‌/۱۹۶۳م‌.
۶۰. ابن‌ همام‌، کمال‌الدین‌، ج۲، ص۲۰۵، فتح‌ القدیر، مصر، ۱۳۱۹ق‌.
۶۱. خلیل‌ بن‌ اسحاق‌، «المختصر»، ج۱، ص۱۳۹-۱۴۰، همراه‌ جواهر الاکلیل‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
۶۲. ابن‌ رشد، محمد، ج۱، ص۲۶۸، بدایة المجتهد، مصر، ۱۳۵۷ق‌/ ۱۹۲۸م‌.
۶۳. ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
۶۴. عدوی‌، علی‌، ج۲، ص۲۱۹، حاشیة علی‌ شرح‌ مختصر خلیل‌.
۶۵. قرطبی‌، محمد، ج۸، ص۱۸۷، الجامع‌ الاحکام‌ القرآن‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.
۶۶. خرشی‌، محمد، ج۲، ص۲۱۹، شرح‌ علی‌ مختصر سیدی‌ خلیل‌، مصر، ۱۳۱۸ق‌.
۶۷. در دیر، احمد، ج۱، ص۴۰، اقرب‌ المسالک‌، بیروت‌، دارالفکر.
۶۸. قرطبی‌، محمد، ج۸، ص۱۸۷، الجامع‌ الاحکام‌ القرآن‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.
۶۹. نووی‌، محیی‌الدین‌، ج۱، ص‌ ۳۵۶، «منهاج‌ الطالبین‌»، همراه‌ السراج‌ الوهاج‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
۷۰. ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
۷۱. ابن‌ حجر هیتمی‌، احمد، ج۷، ص۱۶۰، تحفة المحتاج‌، مصر، ۱۳۱۵ق‌.
۷۲. ملیباری‌، زین‌الدین‌، ج۲، ص۱۹۴، «فتح‌ المعین‌»، در هامش‌ اعانة الطالبین‌، مصر، ۱۳۵۶ق‌.
۷۳. شربینی‌، محمد، ج۳، ص۱۱۲، مغنی‌ المحتاج‌، مصر، ۱۳۵۲ق‌.
۷۴. محلی‌، جلال‌الدین‌، ج۳، ص۱۹۸، «شرح‌ منهاج‌ الطالبین‌»، در هامش‌ حاشیة علی‌ شرح‌ قلیوبی‌.
۷۵. قلیوبی‌، شهاب‌الدین‌، ج۳، ص۱۹۸، حاشیة علی‌ شرح‌ منهاج‌ الطالبین‌، مصر، کتابخانه‌ عیسی‌ البابی‌ الحلبی‌ و شرکاء.
۷۶. خرقی‌، عمر، ج۷، ص۳۲۸، «المختصر»، همراه‌ المغنی‌ ابن قدامه.
۷۷. ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
۷۸. ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۱، ص۱۵۳، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
۷۹. ابویعلی‌، محمد، ج۱، ص۱۳۳، الاحکام‌ السلطانیة، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.
۸۰. ابن‌ قدامه‌، عبدالله‌، ج۷، ص۳۲۸، المغنی‌، بیروت‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.
۸۱. مرداوی‌، علی‌، ج۳، ص۲۳۸، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ محمدحامد فقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.
۸۲. حجاوی‌، شرف‌الدین‌، ج۲، ص۲۸۴، «الاقناع‌»، همراه‌ کشاف‌ القناع‌ بهوتی‌، به‌ کوشش‌ هلال‌ مصیلحی‌ مصطفی‌ هلال‌، ریاض‌، مکتبة النصر الحدیثة.
۸۳. مرداوی‌، علی‌، ج۳، ص۲۳۷، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ محمدحامد فقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.
۸۴. ابن‌ مفلح‌، ابراهیم‌، ج۲، ص۴۲۶، المبدع‌، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌.
۸۵. مرداوی‌، علی‌، ج۳، ص۲۳۸، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ محمدحامد فقی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌/ ۱۹۸۶م‌.
۸۶. مرتضی‌، احمد، ج۱، ص۵۱۶-۵۱۷، شرح‌الازهار، صنعا، ۱۳۴۱ق‌.
۸۷. ابن‌ حزم‌، علی‌، ج۴، ص۲۷۵، المحلی‌ بالا¸ثار، به‌ کوشش‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌.
۸۸. شماخی‌، عامر، ج۳، ص۱۱۵، الایضاح‌، عمان‌، ۱۴۰۴ق‌/۱۹۸۴م‌.
۸۹. ابن‌ هبیره‌، یحیی‌، ج۲، ص۴۳۱-۴۳۲، الافصاح‌، حلب‌، ۱۳۶۶ق‌/۱۹۴۷م‌.
۹۰. ماوردی‌، علی‌، ج۱، ص۱۴۴، الاحکام‌ السلطانیة، مصر، ۱۳۹۳ق‌/۱۹۷۳م‌.
۹۱. ابن‌ رشد، محمد، ج۱، ص۳۹۰-۳۹۱، بدایة المجتهد، مصر، ۱۳۵۷ق‌/ ۱۹۲۸م‌.
۹۲. محلی‌، جلال‌الدین‌، ج۳، ص۱۸۸-۱۸۹، «شرح‌ منهاج‌ الطالبین‌»، در هامش‌ حاشیة علی‌ شرح‌ قلیوبی‌.
۹۳. ابویعلی‌، محمد، ج۱، ص۱۲۸، الاحکام‌ السلطانیة، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، مصر، ۱۳۸۶ق‌/ ۱۹۶۶م‌.
۹۴. مرتضی‌، احمد، ج۱، ص۵۶۹، شرح‌الازهار، صنعا، ۱۳۴۱ق‌.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ابن سبیل»، شماره۱۲۹۱.    
جمعی از پژهشگران زیر نظر آیت‌الله هاشمی شاهرودی فرهنگ فقه اهل بیت ج۱،صفحه۲۲۱


رده‌های این صفحه : زکات | فقه




جعبه ابزار