ابوشجاع ظهیرالدین محمد بن حسین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوشجاع ظهیرالدین وزیر شیعی دولت عباسیان، مقیم مدینه ، مدفون در قبرستان بقیع است.


زندگینامه

[ویرایش]

ابوشجاع محمد بن حسین، ملقب به ظهیر الدین، به سال ۴۳۷ق. در منطقه اهواز زاده شد. اصل او از رودراور، از توابع همدان بود. فقه را نزد شیخ ابو اسحاق شیرازی فراگرفت. او را ادیب و شاعر، عادل ، نیکو سیرت و بسیار خیر و نیکوکار خوانده‌اند. تصانیفی به او نسبت داده‌اند که از آن جمله می‌توان به کتاب ذیل تجارب الامم ابن مسکویه اشاره کرد.
[۶] تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۳۶۲.


ملقب به ظهیر الدین

[ویرایش]

پس از عزل عمید الدوله ابومنصور بن جهیر در سال ۴۷۶ق. به وزارت خلیفه مقتدی بالله عباسی رسید و از سوی خلیفه به ظهیر الدین ملقب شد.
[۹] طبقات الشافعیة الکبری، تاج الدین السبکی، ج۴، ص۱۳۷.
آقا بزرگ تهرانی او را هفتمین ایرانی شیعه امامی می‌داند که به وزارت دولت عباسی راه یافت.

ویژگی‌های اخلاقی

[ویرایش]

در بیان ویژگی‌های اخلاقی او گفته‌اند: در امور دین بسیار سختگیر و در امور دنیا سهل گیر بود.
[۱۴] الکنی و الالقاب، شیخ عباس القمی، ج۱۷، ص۱.
در دوران وزارت خود، ضمن احترام به مردم و فروتنی در برابر علما، پیوسته در مجالست با فقها از فتوای آنان بهره می‌برد
[۱۵] تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۲۶۳.
و به کارهای خیر همچون وقف برای امور عام المنفعه، ساختن مساجد، و دستگیری و اطعام فقیران و ایتام می‌پرداخت و حتی همه اموال خود را که حدود ۰۰۰/۶۰۰ دینار بود، در دوران وزارتش صدقه داد. وی خطی زیبا داشت و درآمد حاصل از راه خطاطی و فروش تابلوهای خط خود را در راه خدا انفاق می‌کرد. ابوشجاع خط نیکو و دینار را محبوب‌ترین چیزهایی می‌دانست که در راه خدا انفاق می‌کرد.
[۱۶] تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۲۶۳.
[۱۷] البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۱۲، ص۱۵۰.
[۱۸] دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۷.
او از معدود وزیران عباسی بود که در دوران تصدی وزارت خود حج گزارد.
[۱۹] تجارب السلف، هندو شاه صاحبی نخجوانی، ص۲۸۷.

دوره وزارت او از بهترین دوره‌های وزارت ارزیابی شده است. آورده‌اند که در میان وزرا کسی مانند وی امور دینی و شرعی را رعایت نکرده است.
[۲۱] تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۲۶۳.
او پس از نماز ظهر تا هنگام نماز عصر در مصلای خود می‌نشست و به مشکلات و شکایات مردم رسیدگی می‌کرد. حاجبانش در میان مردم ندا می‌دادند که هر کس حاجتی دارد پیش آید و به عرض وزیر برساند.
[۲۳] دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۸.


← برکناری از وزارت


از دیگر مناقب او دانایی و مدیریتش در مهار فتنه بغداد بود. چشم پوشی و احتراز ظهیر الدین از برخورد خشونت آمیز در جریان درگیری میان شیعیان و اهل سنت محلات کرخ بغداد، باعث شد تا مورد اعتراض خلیفه قرار گیرد و وظیفه یافت تا با تخریب خانه‌های برخی از بزرگان شهر شورش را مهار کند.
[۲۴] الفخری، ابوبکر کرجی، ص۲۸۷.
[۲۵] تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۲۶۴، «پاورقی».
وی در سال ۴۸۴ق. پس از هشت سال وزارت، به درخواست ملکشاه سلجوقی و نظام الملک و با موافقت خلیفه مقتدی بامر الله، از وزارت برکنار شد. برخی سختگیری او را در رویارویی با اهل ذمه سبب برکناری وی دانسته‌اند، در حالی که به احتمال، رقابت‌های مذهبی شیعه و سنی زمینه پیشنهاد ملکشاه و وزیر سنی او برای عزل ابوشجاع بوده است.
[۲۶] دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۸.


←← حصر خانگی


ابوشجاع پس از برکناری با پای پیاده به سوی مسجد جامع رفت و جماعتی بسیار همراه دانشمندان او را همراهی کردند و به وی لطف ورزیدند. این حرکت خلیفه را بر آن داشت تا به حصر خانگی او فرمان دهد. وی مسجدی در دهلیز خانه خود بنا کرد و در آن جا به عبادت پرداخت تا هنگامی که به دستور نظام الملک از بغداد اخراج شد. او پس از اخراج به زادگاه اصلی خود رودراور رفت
[۲۷] دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۸.
و پس از درگذشت نظام الملک، خلیفه و سلطان ملکشاه، در سال ۴۸۷ق. عازم سفر حج شد و سپس تا پایان عمر در مدینه اقامت گزید. هنگام حضورش در مدینه به خدمت مسجد و حرم رسول خدا (صلی الله علیه و اله) مشغول گشت. او همان جا بیمار شد و چون مرگش نزدیک گشت، در مسجدالنبی (صلی الله علیه و اله) با چشم گریان ضمن خواندن آیه ۶۴ سوره نساء از پیامبر شفاعت خواست و سرانجام به سال ۴۸۸ق. در مدینه درگذشت. او را در قبرستان بقیع کنار قبر ابراهیم، پسر پیامبر (صلی الله علیه و اله) به خاک سپردند.
[۳۱] البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۱۲، ص۱۵۰.
[۳۳] دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۸.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) الاعلام، الزرکلی (م. ۱۳۹۶ق.)، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۹۷م.
(۲) البدایة و النهایه، ابن کثیر (م. ۷۷۴ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
(۳) تاریخ الاسلام، الذهبی (م. ۷۴۸ق.)، به کوشش عمر عبدالسلام، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۳ق.
(۴) دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، بیروت، المکتبة العصریه، ۱۴۲۸ق.
(۵) الذریعة الی تصانیف الشیعه، آقا بزرگ تهرانی (م. ۱۳۸۹ق.)، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۳ق.
(۶) سیر اعلام النبلاء، الذهبی (م. ۷۴۸ق.)، به کوشش شعیب الارنؤوط، بیروت، الرساله، ۱۴۰۶ق.
(۷) طبقات الشافعیة الکبری، تاج الدین السبکی (م. ۷۷۱ق.)، به کوشش الحلو و الطناجی، بیروت، دار الکتب العربی.
(۸) الکامل فی التاریخ، ابن اثیر الجزری (م. ۶۳۰ق.)، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
(۹) الکنی و الالقاب، شیخ عباس القمی (م. ۱۳۵۹ق.)، تهران، مکتبة الصدر، ۱۳۶۸ق.
(۱۰) وفیات الاعیان، ابن خلکان (م. ۶۸۱ق.)، به کوشش احسان عباس، بیروت، دار صادر.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. الکامل، ابن اثیر الجزری، ج۱۰، ص۲۵۰.    
۲. وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۵، ص۱۳۵.    
۳. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۱۸، ص۶۱۶.    
۴. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۱۹، ص۲۷-۲۸.    
۵. الکامل، ابن اثیر الجزری، ج۱۰، ص۲۵۰.    
۶. تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۳۶۲.
۷. الاعلام، الزرکلی، ج۶، ص۱۰۱.    
۸. تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۲، ص۱۷.    
۹. طبقات الشافعیة الکبری، تاج الدین السبکی، ج۴، ص۱۳۷.
۱۰. الاعلام، الزرکلی، ج۶، ص۱۰۱.    
۱۱. الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، ج۲۴، ص۴۱۰.    
۱۲. وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۵، ص۱۳۵.    
۱۳. الکنی و الالقاب، شیخ عباس القمی، ج۱، ص۹۶.    
۱۴. الکنی و الالقاب، شیخ عباس القمی، ج۱۷، ص۱.
۱۵. تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۲۶۳.
۱۶. تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۲۶۳.
۱۷. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۱۲، ص۱۵۰.
۱۸. دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۷.
۱۹. تجارب السلف، هندو شاه صاحبی نخجوانی، ص۲۸۷.
۲۰. وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۵، ص۱۳۵.    
۲۱. تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۲۶۳.
۲۲. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۱۹، ص۲۸.    
۲۳. دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۸.
۲۴. الفخری، ابوبکر کرجی، ص۲۸۷.
۲۵. تاریخ الاسلام، الذهبی، ج۳۳، ص۲۶۴، «پاورقی».
۲۶. دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۸.
۲۷. دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۸.
۲۸. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۱۹، ص۳۰.    
۲۹. الکامل، ابن اثیر الجزری، ج۱۰، ص۲۵۰.    
۳۰. وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۵، ص۱۳۵.    
۳۱. البدایة و النهایه، ابن کثیر، ج۱۲، ص۱۵۰.
۳۲. سیر اعلام النبلاء، الذهبی، ج۱۹، ص۳۰.    
۳۳. دولة السلاجقه، علی محمد الصلابی، ص۲۱۸.


منبع

[ویرایش]

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله «ابوشجاع ظهیرالدین».    



جعبه ابزار