ابوقتاده حارث بن ربعی انصاری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوقتاده حارث بن ربعی بن بلدمه انصاری خزرجی (د ۵۴ق/۶۷۴م)، از طایفه بنی‌سلمه (یکی از طایفه‌های خزرج) و بزرگان انصار از صحابه مشهور و مورد اعتماد پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و از اصحاب امام علی (علیه‌السلام) و والی مکه از سوی امام علی (علیه‌السّلام) بوده است.


نسب‌شناسی

[ویرایش]

نسبش را چنین آورده‌اند: الحارث بن ربعی بن بلدمة بن خنّاس بن عبید بن غنم بن کعب بن سلمة بن سعد الانصاری الخزرجی السّلمیّ. نسب پدرش را به صورت ربعی بن بلدمه (یا تلذمه) بن خناس بن سنان بن عبید بن عدی بن غنم بن کعب بن سلمه نیز آورده‌اند.
[۲] ابن حبان، محمد، تاریخ الصحابه ،ص ۶۹ ، به کوشش بوران ضناوی، بیروت، ۱۹۸۸م
مادرش کبشه دختر مطهر بن حرام بن سواد بن غنم بود. پسرانش عبداللّه و عبدالرحمن نام داشتند.

معرفی ابوقتاده

[ویرایش]

درباره نام او اختلاف است. نام او را نعمان و برخی عمرو ضبط کرده‌اند؛ امّا حارث از دیگر اسامی‌ وی مشهورتر است.
حارث بن ربعی بن بلدمه انصاری، معروف به ابوقتاده، از بنی سلمة بن سعد خزرجی و در شمار بزرگان انصار بود. و از صحابه پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) است.

← سوارکار پیامبر


ابوقتاده یکی از سواران رشید لشکر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بوده که به فارسُ رسول‌الله (سوارکار) رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) شهرت یافته بود.
روایت شده که رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در غزوه غابه که ابوقتاده مسعده را به انتقام خون محرز بن نضله به قتل آورد، او را از بهترین سواران خود خواند.
[۱۹] ابن سعد‌، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۱، لیدن، ۱۹۰۴-۱۹۱۸م.

از اخبار مربوط به او در جنگ‌ها بر می‌آید که وی سوارکاری شجاع و مطیع پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) بوده است.

شرکت در غزوات

[ویرایش]

او در همه غزوه‌ها تلاش‌مندانه شرکت داشت و افزون بر حضور در برخی سریه‌ها، فرماندهی شماری از آن‌ها را عهده‌دار شد.در جنگ‌ها غالباً از سواران لشکر بوده.
[۲۵] واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۸۴-۳۸۵، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.

حضور او در جنگ بدر مورد اختلاف است. به رغم تصریح خود وی به حضورش در جنگ بدر در سخنانش خطاب به معاویه، برخی نام او را در شمار بدریون نیاورده‌اند.واقدی حضور او را در جنگ بدر تایید می‌کند. ابن‌اثیر و طبرانی نیز او را از بدریون می‌دانند. به روایت طبرانی در شب قبل از آغاز جنگ بدر، ابوقتاده نگهبان پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بوده است. در گزارشی، فرزندان او نیز از مسئولیتش در پاسداری از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) در بدر خبر داده‌اند.
[۳۴] هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، ج۹، ص۳۲۲.
شعبی بر بدری بودن او تاکید دارد.
امّا در این‌که وی در جنگ احد و غزوات بعد از آن شرکت داشته، اتفاق نظر وجود دارد.
[۴۰] ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، ج۴، ص۱۵۸، قاهره، ۱۳۲۸ق.

او از دلیران سپاه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) بود؛ و پیامبر از وی به عنوان یکی از بهترین رزم‌آوران سپاهش یاد کرد.

← همدردی با پیامبر


ابوقتاده پس از نبرد احد به سال سوم ق. آن‌گاه که اندوه شدید رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) را در پی مثله شدن عمویش حمزه دید، تصمیم به انتقام از قریش گرفت. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) سه بار او را به آرامش، دعوت کرد؛ اما وی نمی‌توانست غم و اندوه پیامبر را فراموش کند. به هر روی، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) او را از انتقام گرفتن بر حذر داشت و وی را فردی راستگو و قریش را قومی بد برای پیامبرشان نامید.

← مامور از بین بردن ابورافع


در سال چهارم هجری پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ابوقتاده و چهار تن دیگر (به نام‌های عبدالله بن عتیک، عبدالله بن انیس، اسود بن خزاعی و مسعود بن سنان) را برای کشتن ابورافع سلام بن ابی‌الحقیق (از یهودیانی که پیوسته علیه مسلمانان فعالیّت می‌کرد) به سوی قلعه خیبر فرستاد. زیرا ابورافع نه تنها همواره یهودیان، بلکه قبیله غطفان و اعراب مجاور را نیز با تعیین پاداش‌های بزرگ برای جنگ با آن حضرت تحریک می‌کرد، ابوقتاده در این ماموریّت موفق به کشتن ابورافع شد.

← شجاعت ابوقتاده


در غزوه بنی مصطلق (مریسع) به سال پنجم ق. آن‌گونه که از خود ابوقتاده نقل شده، او پرچم‌دار مشرکان را کشت و بدین‌سان مسلمانان پیروز شدند.
در غزوه غابه (غزوه ذی‌قرد) (ربیع‌الاول سال ششم هجری) ‌ که ابوقتاده، مسعده را به انتقام خون محرز بن نضله کشت، خود نیز زخمی شد. رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را «بهترین سواران» خود خواند و به «فارسُ رسول‌الله» شهرت یافت.رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) دعایش کرد و آب دهان مبارکش را بر زخم‌های او کشید.

← حمله بر بنی‌غطفان


در شعبان سال هشتم هجری، ابوقتادة بن ربعی انصاری با پانزده تن به دستور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) طی سریّه‌ای به سرزمین محارب نجد‌ به نام خَضِرة بر بنی‌غطفان حمله بردند و دویست شتر و دو هزار گوسفند و عده زیادی اسیر گرفتند. خمس غنایم را کنار نهادند و بقیه را میان مردمی‌ که در آن سریّه حاضر بودند، قسمت کردند.

← جریان سریه ابوقتاده


ابوقتاده از پنج نفری بود که سلام بن ابی حقیق یهودی، از بانیان جنگ احزاب، را به دستور رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) در خیبر کشتند.
در رمضان سال هشتم هجری نیز پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قبل از فتح مکه، ابوقتادة را با هشت تن به وادی اضم (ناحیه‌ای در سه منزلی مدینه، میان ذو خشب و ذو المروه) گسیل داشت. تا مشرکان گمان کنند، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قصد حمله بر آن ناحیه را دارد. عامر بن اضبط اشجعی در حین عبور از کنار آنان به روش مسلمانان سلام داد و مسلمانان از حمله به او خودداری کردند؛ ولی محلّم بن جثّامه، یکی از حاضران در سریّه بر او حمله برد و او را کشت و شتر و کالاهایش را با مشکی شیر تصرف کرد. چون به حضور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رسیدند، این آیه در مورد او نازل شد:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید چون در راه خدا سفر می‌کنید بی‌اندیشه شتاب مورزید و کسی را که به شما سلام می‌دهد مگویید مؤمن نیستی، مال این جهانی را می‌جویید و حال آن‌که نزد خدا غنایم زیادی است». از این ماجرا به سریه ابی قتاده یاد شده است.افراد این سریّه چون به ذو خشب رسیدند به آنان خبر رسید که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آهنگ مکه کرده است. پس آنان از راه بیبن خود را به سقیا (موضعی است نزدیک مدینه) رسانده در آن جا به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پیوستند.

← سریه سال نهم هجری


در ربیع الآخر سال نهم هجری یکصد و پنجاه تن از انصار از جمله ابوقتاده، همراه علی‌ (علیه‌السّلام) در سریه‌ای به سوی قبیله طیّئ (خاندان عدی بن حاتم) برای نابودی بت فلس شرکت کرد. در این سریه علی (علیه‌السّلام) ابو قتاده را بر اسیران گماشت.

ابوقتاده در دوران خلفا

[ویرایش]

حضور اولیّه‌ی ابوقتاده همراه خالد بن ولید در جنگ‌های ردّه، نمایانگر روابط نیکوی او با خلیفه اوّل است. امّا پس از عملکرد ناروای خالد با مالک بن نویره (رئیس قبیله بنی یربوع) و کشتن او که مسلمان بود و به زنی گرفتن همسرش، روابط او و ابوبکر به سردی گرایید. زیرا ابو قتاده پس از ماجرای مالک خشمگین از کار خالد، عملکرد او را به ابوبکر گزارش داد و نزد ابوبکر شهادت داد که مالک بن نویره و قبیله‌اش اذان می‌گفته و نماز می‌خوانده‌اند، امّا ابوبکر او را به دلیل رها کردن خالد سرزنش کرد و دستور داد نزد خالد بازگردد. ابوقتاده خشمگینانه سوگند یاد کرد که دیگر هیچگاه با خالد در زیر یک پرچم قرار نگیرد.و این موضع‌گیری وی در کتب کلامی امامیه چون الشافی سید مرتضی مورد توجه قرار گرفته است.
گویا او از این زمان تا به خلافت رسیدن علی (علیه‌السّلام) گوشه‌ عزلت اختیار کرده و جزء آن دسته از اصحاب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بوده که از عملکرد خلفای سه گانه ناراضی بوده است. زیرا علی‌رغم حضور فعّال وی در تمامی‌ غزوه‌های روزگار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، منابع حضور وی را در فتوحات دوره‌ سه خلیفه نخست، به سکوت برگزار می‌کنند و جز در مواردی نادر چون شرکت او در فتح ایران به روزگار عمر نامی‌ از او برده نشده است.

قاتل یزدگرد سوم

[ویرایش]

روایت شده که ابوقتاده در فتح ایران به روزگار عمر نقش مهمی داشته است.
وی در فتوحات شرکت داشت و بر پایه گزارشی، از سوی عمر مامور کشتن یزدگرد سوم ساسانی شد و کمربند او را به غنیمت گرفت و عمر آن را به خود وی بخشید.البته بر پایه سخن مشهور، قتل یزدگرد سوم به دست آسیابانی به سال ۳۰ یا ۳۱ق. در مرغاب مرو رخ داد.

ابوقتاده در روزگار امیرالمؤمنین

[ویرایش]

ابوقتاده، از اصحاب امام علی (علیه‌السلام) نیز بود.
امّا در دوره کوتاه خلافت علی (علیه‌السّلام) در جنگ‌ها و حوادث زمان حضرت نقشی چشمگیر داشته است.
عبدالرحمان بن عمره از پدرش نقل می‌کند که ابو قتاده (در جنگ نهروان) به علی (علیه‌السّلام) گفت: «ای امیرمؤمنان! پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) این شمشیر را به من آویخت که دیری است در نیام مانده، وقت آن رسیده که بر ضد این قوم ستمگر که با امّت، نیرنگ کرده‌اند برهنه شود، اگر می‌خواهی مرا همراه ببر.» این روایت دلیل دیگری بر ادعای فوق است.
در جریان جمل هنگام ورود علی (علیه‌السّلام) به بصره با هزار سوار تحت فرمانش حضرت را همراهی می‌کرد
[۹۴] مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، مروج‌الذهب، ج‌۲، ص۳۵۹ – ۳۶۰، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
و با سرودن شعر حماسه‌ای، ایمان عمیق و وفاداری والایش به علی (علیه‌السلام) را نشان داد و در صفین همراه بسیاری از اصحاب مشهور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حضور داشته است. در جنگ با خوارج نیز ابوقتاده فرمانده پیادگان سپاه علی (علیه‌السّلام) بود.
[۹۹] خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۰، قاهره، ۱۳۴۹ق.


← والی مکه


با آغاز خلافت امیرمؤمنان علی (علیه‌السّلام) و پس از عزل عامل عثمان در مکه، خالد بن سعید مخزومی، ابوقتاده از سوی امام به حکمرانی مکه منصوب شد. اما پس از مدتی امام به جای او قثم بن عباس را نصب کرد.
[۱۰۴] فاکهی، محمد بن اسحاق، المنتقی‌فی اخبارام القری، ج۱، ص۱۶۳، به کوشش ووستنفلد، لیدن، ۱۸۵۹م.
در منابع به عزل ابوقتاده اشاره نشده است.

روایات منقول از ابوقتاده

[ویرایش]

احادیث بسیاری از او در کتب حدیث چون صحاح سته
[۱۰۶] صحاح سته، ترمزی، ج۹، ص۲۴۰-۲۷۲
و مسند احمد بن حنبل نقل شده است. ابوقتاده از جمله راویان حدیث: «تقتله الفئة الباغیة» مبنی بر کشته شدن عمار است. علاوه بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از معاذ و عمر بن خطاب نیز روایت کرده است.
انس بن مالک، سعید بن مسیب، عطاء بن یسار، علی بن ریاح، عبدالله بن ریاح و عده‌ای دیگر، از جمله پسرانش ثابت و عبدالله از او روایت کرده‌اند.

← روایتی از عایشه


هنگامی که علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) از جنگ با نهروانیان فارغ شد، ابوقتاده انصاری با شصت یا هفتاد نفر از انصار برگشتند. نخست به دیدار عایشه رفت.
ابوقتاده می‌گوید: وارد خانه عایشه شدم. پرسید: چه خبر؟
به وی گفتم: هنگامی که حکمیت خواهان از لشکر امیرمؤمنان جدا شدند، با آنان روبه‌رو شدیم و آنان را کشتیم... .
عایشه گفت: آن‌چه که بین من و علی اتفاق افتاد، مانع از آن نمی‌شود که حق را بگویم. از پیامبر خدا شنیدم که می‌فرمود: «امت من، دو گروه می‌شوند و بین آن دو، گروهی [از دین] جدا می‌شوند که سرهایشان را می‌تراشند، سبیل‌هایشان را می‌چینند، دامن‌هایشان تا نیمه ساقشان است، قرآن می‌خوانند؛ اما قرآن از گلویشان تجاوز نمی‌کند، محبوب‌ترین مرد امت در نزد من و خدای متعال، آنان را می‌کشد»
گفتم: ‌ای مادر مؤمنان! با این‌که موضوع را می‌دانی، چرا آن کارها از تو سر زد؟
گفت: ‌ای ابوقتاده! تقدیر الهی بود و سرنوشت، اسبابی دارد.

فوت ابوقتاده

[ویرایش]

ابوقتادة ساکن کوفه بوده و به هنگامی‌ که علی (علیه‌السّلام) در آن شهر بوده درگذشته است و علی (علیه‌السّلام) بر پیکرش نماز گزارده است. ولی واقدی منکر این موضوع است و می‌گوید نوه ابوقتاده، یحیی بن عبدالله بن ابی قتاده مرا خبر داد که ابوقتاده در هفتاد سالگی به سال پنجاه و چهار در مدینه درگذشته است.بسیاری مرگ او را پس از سال ۵۰ق. دانسته‌اندو ابن حجر در این زمینه ادعای اجماع کرده است. برخی نیز گفته‌اند او در سال ۵۴ ق از دنیا رفت. «ابوقتادة بن ربعی احد بنی‌سلمة، توفی بالمدینة اربع وخمسین وهو ابن سبعین».
برخی دیگر ۴۰ق نوشته‌اند و نیز گفته‌اند که وی در کوفه وفات یافت و حضرت علی (علیه‌السلام) بر او نماز گزارد، اما قول به وفات او در مدینه مشهورتر است.

منابع

[ویرایش]

(۱) ابن داود الدینوری (م. ۲۸۲ق.)، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم، قم، الرضی، ۱۴۱۲ق.
(۲) ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ق.)، الاستیعاب، به کوشش البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق.
(۳) ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م. ۶۳۰ق.)، اسدالغابه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
(۴) ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق.)، الاصابه، به کوشش علی محمد و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
(۵) المقریزی (م. ۸۴۵ق.)، امتاع الاسماع، به کوشش محمد عبدالحمید، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق.
(۶) البلاذری (م. ۲۷۹ق.)، انساب الاشراف، به کوشش زکار و زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
(۷) احمد بن یعقوب (م. ۲۹۲ق.)، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق.
(۸) خلیفة بن خیاط (م. ۲۴۰ق.)، تاریخ خلیفه، به کوشش سهیل زکار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
(۹) الطبری (م. ۳۱۰ق.)، تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک)، به کوشش محمد ابوالفضل، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
(۱۰) ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق.)، تهذیب التهذیب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۴ق.
(۱۱) محمد بن یوسف الصالحی (م. ۹۴۲ق.)، سبل الهدی، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ق.
(۱۲) الذهبی (م. ۷۴۸ق.)، سیر اعلام النبلاء، به کوشش گروهی از محققان، بیروت، الرساله، ۱۴۱۳ق.
(۱۳) ابن هشام (م. ۸-۲۱۳ق.)، السیرة النبویه:، به کوشش محمد محیی الدین، مصر، مکتبة محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳ق.
(۱۴) ابن سعد (م. ۲۳۰ق.)، الطبقات الکبری، به کوشش محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق.
(۱۵) ابن سید الناس (م. ۷۳۴ق.)، عیون الاثر، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۴ق.
(۱۶) البلاذری (م. ۲۷۹ق.)، فتوح البلدان، بیروت، دار الهلال، ۱۹۸۸م.
(۱۷) الهیثمی (م. ۸۰۷ق.)، مجمع الزوائد، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۲ق.
(۱۸) الواقدی (م. ۲۰۷ق.)، المغازی، به کوشش مارسدن جونس، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۹ق.
(۱۹) ابن جوزی (م. ۵۹۷ق.)، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر و دیگران، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.
(۲۰) علی بن محمد ابن اثیر، اسدالغابه، قاهره، ۱۲۸۰ق.
(۲۱) علی بن محمد ابن اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۲۲) محمد ابن حبان، تاریخ الصحابه، به کوشش بوران ضناوی، بیروت، ۱۹۸۸م.
(۲۳) احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
(۲۴) احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۸ق.
(۲۵) محمد ابن سعد‌، الطبقات الکبیر، لیدن، ۱۹۰۴-۱۹۱۸م.
(۲۶) ابن کثیر، البدایه و النهایة.
(۲۷) عبدالملک ابن هشام، السیره النبویة، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۱۳۷۵ق/۱۹۵۵م.
(۲۸) احمدبن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.
(۲۹) حمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، به کوشش محمد باقرمحمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
(۳۰) حمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۶م.
(۳۱) محمدبن عبدالله حاکم نیشابوری، المستدرک، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۴ق.
(۳۲) احمدبن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق.
(۳۳) خلیفه بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۶م.
(۳۴) احمد بن داوود دینوری، الاخبارالطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر و جمال‌الدین شیال، قاهره، ۱۹۶۰م.
(۳۵) محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۳۶) علی بن حسین سید مرتضی، الشافی، به کوشش عبدالزهرا خطیب، تهران، ۱۴۰۷ق.
(۳۷) محمدبن اسحاق فاکهی، المنتقی‌فی اخبارام القری، به کوشش ووستنفلد، لیدن، ۱۸۵۹م.
(۳۸) مسعودی، مروج الذهب، ‌بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۶م.
(۳۹) محمدبن عمر واقدی، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
(۴۰) علی بن ابی‌بکر هیثمی، مجمع الزوائد، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
(۴۱) احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.
(۴۲) صحاح سته، ترمزی.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن الاثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج۵، ص۲۵۰.    
۲. ابن حبان، محمد، تاریخ الصحابه ،ص ۶۹ ، به کوشش بوران ضناوی، بیروت، ۱۹۸۸م
۳. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۵/۱۹۹۵، ج‌۷، ص۲۷۲.    
۴. ابن الاثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج۵، ص۲۵۰.    
۵. ابن حزم اندلسی، علی بن احمد، ‌جمهرة انساب العرب، ‌ بیروت‌، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۸، ص۳۶۰.    
۶. ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۱، ص۳۹۱.    
۷. ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۵، ص۲۵۰.    
۸. ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۳، ص۷۱۹.    
۹. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الابواب (رجال طوسی)، ص۸۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۲۷ق.    
۱۰. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۴ ص۳۴۱، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.    
۱۱. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۹۴.    
۱۲. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۱، ص۲۸۹.    
۱۳. ابن اثیر، علی بن محمد الجزری، اسد الغابه، ج۱، ص۳۹۱.    
۱۴. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۳۱.    
۱۵. ابن اثیر، علی بن محمد الجزری، اسد الغابه، ج۱، ص۳۹۱.    
۱۶. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، ج۷، ص۲۷۲.    
۱۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۷۶۲، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.    
۱۸. ابن سعد‌، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۸۱.    
۱۹. ابن سعد‌، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۶۱، لیدن، ۱۹۰۴-۱۹۱۸م.
۲۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۶۰۰.    
۲۱. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۳۱.    
۲۲. ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۵۰.    
۲۳. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۰۰-۱۰۱.    
۲۴. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۷۷۷-۷۷۸، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.    
۲۵. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۸۴-۳۸۵، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
۲۶. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۴۰۴-۴۰۵، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.    
۲۷. ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۵۳.    
۲۸. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۳۱.    
۲۹. ابن اثیر، علی بن محمد الجزری، اسد الغابه، ج۵، ص۲۵۰.    
۳۰. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، ج۷، ص۲۷۲.    
۳۱. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ط الثالثة، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج۱، ص۳۸۷‌.    
۳۲. ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۵، ص۲۵۰.    
۳۳. هیثمی، علی بن ابی‌بکر، مجمع الزوائد، ج۹، ص۳۱۹، بیروت، بی جا، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.    
۳۴. هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، ج۹، ص۳۲۲.
۳۵. صالحی، محمد بن یوسف، سبل الهدی، ج۱۱، ص۳۹۷.    
۳۶. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۳۲.    
۳۷. ابن اثیر، علی بن محمد الجزری، اسد الغابه، ج۵، ص۲۵۰.    
۳۸. ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۵، ص۲۵۰.    
۳۹. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۷۴.    
۴۰. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، ج۴، ص۱۵۸، قاهره، ۱۳۲۸ق.
۴۱. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۵۴۶، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ق.    
۴۲. خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۷۱، بیروت، دارالغرب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.    
۴۳. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۴ ص۳۴۱، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.    
۴۴. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۸۹، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۴۵. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۲۹۰-۲۹۱.    
۴۶. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ط الثالثة، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج۱، ص۳۹۱.    
۴۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ط الثالثة، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج۱، ص۳۹۱-۳۹۳.    
۴۸. عبدالملک ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۵۱۴.    
۴۹. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۴۰۷.    
۵۰. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ط الثالثة، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۲، ص۵۳۷ – ۵۳۸.    
۵۱. ابن عبد البر، ابو عمر یوسف، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ج‌۲، ص۵۸۴.    
۵۲. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ط الثالثة، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۲، ص۷۶۲.    
۵۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج‌۲، ص۶۰۰.    
۵۴. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۵/۱۹۹۵، ج‌۷، ص۲۷۳.    
۵۵. ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۵، ص۲۵۰.    
۵۶. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۵/۱۹۹۵، ج‌۷، ص۲۷۳.    
۵۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۵۴۴-۵۴۵.    
۵۸. مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، القاهرة، دار الصاوی، بی تا (افست قم مؤسسة نشر المنابع الثقافة الاسلامیة)، ص۲۳۱.    
۵۹. حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، ط الثانیة، ۱۹۹۵، ج‌۲، ص۳۷۷.    
۶۰. ابن سعد، محمد بن سعد،، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ج‌۲، ص۱۰۰ – ۱۰۱.    
۶۱. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۳۹۱-۳۹۴.    
۶۲. ابن هشام، عبد الملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۱۴.    
۶۳. مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، القاهرة، دار الصاوی، بی تا (افست قم مؤسسة نشر المنابع الثقافة الاسلامیة)، ص۲۳۱.    
۶۴. مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، القاهرة، دار الصاوی، بی تا (افست قم مؤسسة نشر المنابع الثقافة الاسلامیة)، ص۲۲۹.    
۶۵. نساء/سوره۴، آیه۹۴.    
۶۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، چاپ بیروت، ۱۳۷۹ ق، ج۳، ص۱۶۴.    
۶۷. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳۳.    
۶۸. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۱۲.    
۶۹. مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۳۴۷.    
۷۰. حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، ط الثانیة، ۱۹۹۵، ج‌۳، ص۲۲۸.    
۷۱. ابن سعد، محمد بن سعد،، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ج‌۲، ص۱۰۱.    
۷۲. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۰۱.    
۷۳. ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، ج۲، ص۲۰۷.    
۷۴. مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۳۴۷.    
۷۵. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ج‌۲، ص۱۲۴.    
۷۶. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ‌ ابن‌خلدون، المحقق:خلیل شحادة، الناشر:دار الفکر، بیروت، الطبعة:الثانیة، ۱۴۰۸ ه - ۱۹۸۸ م، ج‌۲، ص۵۰۰.    
۷۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج‌۳، ص۲۷۸.    
۷۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج‌۳، ص۲۸۰.    
۷۹. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ج۱، ص۱۰۳.    
۸۰. یعقوبی، احمد بن یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۱-۱۳۲.    
۸۱. سیدمرتضی، علی بن حسین، الشافی، ج۴، ص۱۶۵، به کوشش عبدالزهرا خطیب، تهران، ۱۴۰۷ق.    
۸۲. ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م، ج۲، ص۴۵۲.    
۸۳. ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۵۲.    
۸۴. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۳۰۸.    
۸۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۹۴.    
۸۶. ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، ج۵، ص۱۳.    
۸۷. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الابواب (رجال طوسی)، ص۸۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۲۷ق.    
۸۸. خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۷۱، بیروت، دارالغرب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.    
۸۹. هیثمی، علی بن ابی‌بکر، مجمع الزوائد، بیروت، بی جا، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م، ج۹، ص۳۱۹.    
۹۰. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، ج۷، ص۲۷۴.    
۹۱. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۴ ص۳۴۱ ۳۴۲، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.    
۹۲. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۳۲.    
۹۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج‌۴، ص۴۵۱.    
۹۴. مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، مروج‌الذهب، ج‌۲، ص۳۵۹ – ۳۶۰، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹.
۹۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج۵، ص۸۵، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.    
۹۶. ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، ط الثانیة، ۱۴۱۳/۱۹۹۳، ج‌۳، ص۵۴۵.    
۹۷. دِینَوری، ابو حنیفة، الاخبارالطوال، تحقیق:عبد المنعم عامر، مراجعة:الدکتور جمال الدین الشیال، الناشر:دار احیاء الکتب العربی - عیسی البابی الحلبی وشرکاه/ القاهرة، ص۲۱۰.    
۹۸. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷۱، به کوشش محمد باقرمحمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.    
۹۹. خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۰، قاهره، ۱۳۴۹ق.
۱۰۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج۵، ص۸۵، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.    
۱۰۱. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الابواب (رجال طوسی)، ص۸۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۲۷ق.    
۱۰۲. خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه، ج۱، ص۱۵۲.    
۱۰۳. ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۵۲.    
۱۰۴. فاکهی، محمد بن اسحاق، المنتقی‌فی اخبارام القری، ج۱، ص۱۶۳، به کوشش ووستنفلد، لیدن، ۱۸۵۹م.
۱۰۵. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۰۴، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۱۰۶. صحاح سته، ترمزی، ج۹، ص۲۴۰-۲۷۲
۱۰۷. احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۷، ص۳۲۰، قاهره، بی نا، ۱۳۱۳ق.    
۱۰۸. ابن کثیر دمشقی، ابو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶، ج‌۳، ص۲۱۷.    
۱۰۹. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۹۱.    
۱۱۰. ماوردی، علی بن محمد، اعلام النبوة (ماوردی)، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۱۴۰۹ ق‌، ص۲۳۹.    
۱۱۱. ابن عبد البر، ابو عمر یوسف، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ج‌۳، ص۱۴۰۶.    
۱۱۲. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج۴، ص۳۴۱.    
۱۱۳. ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۴۴۹، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.    
۱۱۴. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، ج۱۲، ص۲۰۴، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۸ق.    
۱۱۵. خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۷۲، بیروت، دارالغرب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.    
۱۱۶. ابن عبد البر، ابو عمر یوسف، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲/۱۹۹۲، ج‌۱، ص۲۸۹.    
۱۱۷. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، ج۱۲، ص۱۸۴.    
۱۱۸. ابن جوزی، ابو الفرج عبد الرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک و تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۲، ج‌۵، ص۲۶۸.    
۱۱۹. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، ج‌۶، ص۹۴.    
۱۲۰. ابن اثیر، عزالدین، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج‌۵، ص۲۵۰.    
۱۲۱. خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۱۶۹.    
۱۲۲. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، ج۱۲، ص۲۰۵.    
۱۲۳. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۵۴۷، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ق.    
۱۲۴. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۵۰۰.    
۱۲۵. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک، ج۳، ص۵۴۶.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ابوقتاده»، ج۶، ص۲۵۰۱.    
حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله «ابوقتاده انصاری».    
پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «ابوقتاده انصاری»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۳/۱۷.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «نعمان بن ربعی انصاری خزرجی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۴/۵.    





جعبه ابزار