احتجاج با ثمود (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



احتجاج صالح علیه‌السّلام در برابر قوم خود، به آفرینش انسان از سوی خدا، جهت اثبات توحید عبادی بود.


احتجاج صالح

[ویرایش]

والی ثمود اخاهم صــلحـا قال یـقوم اعبدوا الله ما لکم من الـه غیره هو انشاکم من الارض...(و بسوی قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید، که پروردگارم (به بندگان خود) نزدیک، و اجابت‌کننده (خواسته‌های آنها) است!»)قالوا یـصــلح قد کنت فینا مرجوا قبل هـذا اتنهـنا ان نعبد ما یعبد ءاباؤنا واننا لفی شک مما تدعونا الیه مریب.(گفتند: «ای صالح! تو پیش از این، مایه امید ما بودی! آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، نهی می‌کنی؟! در حالی که ما، در مورد آنچه به سوی آن دعوتمان می‌کنی، در شک و تردید هستیم!»)

اثبات نبوت صالح

[ویرایش]

احتجاج صالح علیه‌السّلام در برابر قومش، به دلیل روشن (ناقه) برای اثبات نبوت خویش بود.
والی ثمود اخاهم صــلحـا قال یـقوم اعبدوا الله ما لکم من الـه غیره قد جاءتکم بینة من ربکم هـذه ناقة الله لکم ءایة...(و به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! (تنها) خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛ او را به حال خود واگذارید که در زمین خدا (از علفهای بیابان) بخورد! و آن را آزار نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت!)
والی ثمود اخاهم صــلحـا قال یـقوم اعبدوا الله...قال یـقوم ارءیتم ان کنت علی بینة من ربی وءاتـنی منه رحمة...(گفت: «ای قوم! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رحمتی از جانب خود به من داده باشد (، می‌توانم از ابلاغ رسالت او سرپیچی کنم)؟! اگر من نافرمانی او کنم، چه کسی می‌تواند مرا در برابر وی یاری دهد؟! پس، (سخنان) شما، جز اطمینان به زیانکار بودنتان، چیزی بر من نمی‌افزاید!)ویـقوم هـذه ناقة الله لکم ءایة فذروها تاکل فی ارض الله ولا تمسوها بسوء فیاخذکم عذاب قریب.(ای قوم من! این «ناقه» خداوند است، که برای شما نشانه‌ای است؛ بگذارید در زمین خدا به چرا مشغول شود؛ هیچ گونه آزاری به آن نرسانید، که بزودی عذاب خدا شما را خواهد گرفت!»)

← تفسیر آیه فوق


در اين آیه شريفه كلمه" ناقة" به كلمه جلاله" اللَّه" اضافه شده و اين اضافه، اضافه ملكى و به معناى آن نيست كه خدا ماده شتر دارد بلكه اضافه تشريفى است، نظير اضافه در" بيت اللَّه" و" كتاب اللَّه"، و اين ناقه آيتى بوده معجزه براى نبوت صالح (ع) كه خداى تعالى به وسيله اين آيت، نبوت آن جناب را تاييد كرده و اين معجزه را به درخواست قوم ثمود از شکم صخره كوه بيرون آورد، صالح بعد از اظهار اين معجزه به قوم ثمود فرمود:" اين ناقه بايد آزادانه در زمين خدا بچرد"، و آنها را تحذیر كرد و زنهار داد از اينكه آن حیوان را به نحوى اذيت كنند، مثلا آن را بزنند و يا زخمى كنند و يا بكشند، و به ايشان خبر داد كه اگر چنين كنند عذابى نزديك و بى مهلت آنان را خواهد گرفت،- معناى آيه مورد بحث همين بود كه گفتيم-.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. هود/سوره۱۱، آیه۶۱.    
۲. هود/سوره۱۱، آیه۶۲.    
۳. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۰، ص۴۶۴.    
۴. اعراف/سوره۷، آیه۷۳.    
۵. هود/سوره۱۱، آیه۶۱.    
۶. هود/سوره۱۱، آیه۶۳.    
۷. هود/سوره۱۱، آیه۶۴.    
۸. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۰، ص۴۶۶.    


منبع

[ویرایش]
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «احتجاج با ثمود».    



رده‌های این صفحه : احتجاج | قوم ثمود | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار