احترام (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



احترام مصدر باب افتعال از ماده «حرم»به معنای حرمت داشتن چیزی است. و بدین معناست که هتک آن ناروا است و در شخص، زمان، مکان، کاربرد دارد. در این مقاله آیاتی معرفی می‌شوند که در آن‌ها از واژه‌های «حرام»، «یعظم»، «اکرام»، «تکریم»و مشتقات آن‌ها، «سلام»، « وقار»، «خفض جناح»، «سجود»، «عزروه»، «تحیت» و نیز از سیاق برخی آیات استفاده شده است.

فهرست مندرجات

۱ - احترام احکام
۲ - احترام اصحاب کهف
۳ - احترام انسان‌
       ۳.۱ - غرور بر اثر تکریم
       ۳.۲ - تکریم خداوند
       ۳.۳ - امتحان با تکریم
       ۳.۴ - هتک احترام انسان
۴ - احترام به اولواالالباب
۵ - احترام به اهل خانه
۶ - احترام حاجیان
       ۶.۱ - احترام در جاهلیت
۷ - احترام خدا
۸ - احترام شعائر
       ۸.۱ - احترام شعائر حج
              ۸.۱.۱ - زمینه احترام شعائر حج
              ۸.۱.۲ - آثار احترام شعائر حج
       ۸.۲ - احترام شعائر الهی
              ۸.۲.۱ - زمینه احترام شعائر الهی
۹ - احترام صندوقچه بنی‌اسرائیل
۱۰ - احترام طواف‌کنندگان
۱۱ - احترام عالمان
۱۲ - احترام قانون
۱۳ - احترام قربانی
۱۴ - احترام لوح محفوظ
۱۵ - احترام ماه‌های حرام
       ۱۵.۱ - احترام ماه‌های حرام در جاهلیت
       ۱۵.۲ - نکته تفسیری
۱۶ - احترام متقین
       ۱۶.۱ - احترام متقین نزد خداوند
       ۱۶.۲ - احترام هنگام مرگ
       ۱۶.۳ - احترام در بهشت
۱۷ - احترام معتکفان‌
۱۸ - احترام معلّم‌
۱۹ - احترام ملائکه‌
۲۰ - احترام مناسک حج‌
۲۱ - احترام مهمان
       ۲۱.۱ - احترام حضرت یوسف به مهمان
۲۲ - احترام نمازگزاران‌
       ۲۲.۱ - احترام در بهشت
۲۳ - احترام والدین‌
       ۲۳.۱ - مصادیق احترام به والدین
       ۲۳.۲ - احترام حضرت یوسف به والدینش
۲۴ - احترام هدایت یافتگان‌
۲۵ - احترام همسران حضرت محمّد
۲۶ - احترام یتیم‌
۲۷ - فاقدان احترام‌
۲۸ - عناوین مرتبط
۲۹ - پانویس
۳۰ - منبع

احترام احکام

[ویرایش]

لزوم رعايت حرمت احکام و هتك نكردن آن‌ها:
«... و لاتتخذوا آیات الله هزوا...؛... آيات خدا را به استهزا نگيريد! ....»
مقصود از «آیات الله» به گفته برخی از مفسران احکام الهی است.

احترام اصحاب کهف

[ویرایش]

کوشش کاشفانِ غار اصحاب کهف ، برای احداث بنای یادبود بر روی آن، به منظور بزرگداشت آنان :
«وکذلک اعثرنا علیهم لیعلموا ان وعد الله حق وان الساعة لا ریب فیهآ اذ یتنـزعون بینهم امرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیـنا ربهم اعلم بهم قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا؛و اينچنين مردم را متوجه حال آنها كرديم تا بدانند وعده (رستاخيز) خداوند حق است و در پايان جهان و قيام قيامت شكي نيست، در آن هنگام كه ميان خود در اين باره نزاع مي‌كردند: گروهي مي‌گفتند بنائي بر آن بسازيد (تا براي هميشه از نظر پنهان شوند و از آنها سخن نگوئيد كه) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است (ولي آنها كه از رازشان آگاهي يافتند و آنرا دليلي بر رستاخيز ديدند) گفتند ما مسجدي در كنار (مدفن) آنها مي‌سازيم (تا خاطره آنها فراموش نشود).»

احترام انسان‌

[ویرایش]

انسان، موجودى محترم:
۱. «... من قتل نفسا بغير نفس أو فساد فى الأرض فكأنّما قتل النّاس جميعا ومن أحياها فكأنّمآ أحيا النّاس جميعا ...؛... هر كس انساني را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روي زمین بكشد چنان است كه گوئي همه انسانها را كشته و هر كس انساني را از مرگ رهائي بخشد چنان است كه گوئي همه مردم را زنده كرده است....» از اين كه قتل يك نفر، قتل همه انسان‌ها تلقّى شده است، حرمت آدمى استفاده مى‌شود.
۲. «قل تعالوا أتل ما حرّم ربّكم عليكم ألّاتشركوا به شيا وبالولدين إحسنا ولاتقتلوا أولدكم مّن إملق نّحن نرزقكم وإيّاهم ولاتقربوا الفوحش ماظهر منها وما بطن ولاتقتلوا النّفس الّتى حرّم اللّه إلّابالحقّ ذلكم وصَّيكم به لعلَّكم تعقلون؛بگو بيائيد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزي را شريك خدا قرار ندهيد، و به پدر و مادر نيكي كنيد، و فرزندانتان را از (ترس) فقر نكشيد، ما شما و آنها را روزي مي‌دهيم، و نزديك كارهاي زشت و قبيح نرويد چه آشكار باشد چه پنهان، و نفسي را كه خداوند محترم شمرده به قتل نرسانيد، مگر به حق (و از روي استحقاق) اين چيزي است كه خداوند شما را به آن سفارش ‌ كرده، تا درك كنيد.»

← غرور بر اثر تکریم


غرور برخى انسان‌ها، بر اثر تكريم و نعمت خداوند:
«فأمّا الإنسن إذا ما ابتله ربّه فأكرمه ونعّمه فيقول ربّى أكرمن؛اما انسان هنگامي كه خداوند او را براي آزمايش اكرام مي‌كند و نعمت مي‌بخشد (مغرور مي‌شود و) مي‌گويد: پروردگارم مرا گرامي داشته!»

← تکریم خداوند


انسان‌ها، مورد تكريم خداوند:
«ولقد كرّمنا بنى ءادم وحملنهم فى البرّ والبحر ... و فضّلنهم على‌ كثير مّمّن خلقنا تفضيلا؛ما بني آدم را گرامي داشتيم و آنها را در خشکی و دریا (بر مركبهاي راهوار) حمل كرديم ... و بر بسياري از خلق خود برتري بخشيديم.»
خداوند، انسان را به بهترین صورت آفریده و خود را با آفریدن او أحسن الخالقین خوانده است سجده ملائکه‌ای که خود، موجودات محترمی هستند، برای انسان اعطای مقام خلافت الهی به وی، پیمان گرفتن خداوند از وی و مسخّر ساختن آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است برای انسان نیز حرمت و کرامت انسان را نشان می‌دهد.

← امتحان با تکریم


امتحان برخى انسان‌ها از سوى خداوند، با تكريم و اعطاى نعمت به آنان:
«فأمّا الإنسن إذا ما ابتله ربّه فأكرمه ونعّمه فيقول ربّى أكرمن؛اما انسان هنگامي كه خداوند او را براي آزمايش اكرام مي‌كند و نعمت مي‌بخشد (مغرور مي‌شود و) مي‌گويد: پروردگارم مرا گرامي داشته!»

← هتک احترام انسان


انسان از بُعد فردی موجودی است که به‌طور ذاتی و فطری دوست‌دار کرامت، شخصیّت، آبرو و نیازمند احترام است. درخواست عزیز مصر از یوسف برای صرف نظر از اقدام ناشایست همسرش، و درخواست لوط از قوم خود که متعرّض میهمانان وی نشده، او را شرمنده نکنند، نمونه‌هایی از تمایل انسان به حفظ حرمت خویش است. اعطای کرامت از سوی خداوند به انسان‌ها، اختیار و اراده را از آنان سلب نمی‌کند؛ بدین سبب ممکن است انسان به خواسته خود، از دستورهای الهی سر بپیچد و با کفر ورزیدن، کوشش در راه گمراه کردن مردم، سعی در جلوگیری از تحقّق آیین الهی ، تحریف دستورهای دینی و تکذیب آیات روشن الهی باعث رسوایی و خواری خود شده، زمینه بی‌احترامی خویش را فراهم سازد؛ چنان‌که می‌تواند با اعمال ناشایست اخلاقی، احترام خویش را از بین برده، حیثیّت و آبروی خود را در دنیا و آخرت هتک کند.

احترام به اولواالالباب

[ویرایش]

احترام ملائکه به اولواالالباب در بهشت:
«... انما یتذکر اولوا الالبـب جنت عدن یدخلونها... والملـئکة یدخلون علیهم من کل باب سلـم علیکم...؛... تنها صاحبان انديشه متذكر مي‌شوند! (همان) باغهاي جاويدان بهشتي كه وارد آن مي‌شوند؛... و فرشتگان از هر دري بر آنان وارد مي گردند (و به آنها مي‌گويند) سلام بر شما ....»

احترام به اهل خانه

[ویرایش]

لزوم احترام به اهل خانه هنگام ورود بر آنان:
«یـایها الذین ءامنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا وتسلموا علی اهلها...؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد در خانه‌ هائي غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد....»

احترام حاجیان

[ویرایش]

مؤمنان ، موظف به رعایت حرمت زائران خانه خدا:
«یـایها الذین ءامنوا لاتحلوا شعـئر الله و لا الشهر الحرام و لا الهدی ولاالقلـئد و لا ءامین البیت الحرام...؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد شعاير الهي (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاي بينشان، و نشاندار، و نه آنها كه به قصد خانه خدا مي‌آيند....»

← احترام در جاهلیت


احترام حاجیان ، در دوران جاهلیت :
«اجعلتم سقایة الحآج وعمارة المسجد الحرام کمن ءامن بالله والیوم الاخر...؛آيا سيراب كردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را همانند (عمل) كسي قرار داديد كه ايمان به خدا و روز قیامت آورده ....»

احترام خدا

[ویرایش]

حفظ بزرگی و احترام خدا برای انسان‌ها:
۱. «ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم کذلک زینا لکل امة عملهم ثم الی ربهم مرجعهم فینبئهم بما کانوا یعملون؛ و آنهايى را كه جز خدا مى‌خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى (و) به نادانی، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم. آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ايشان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه خواهد ساخت.»
۲. «لتؤمنوا بالله ورسوله وتعزروه وتوقروه وتسبحوه بکرة واصیلا؛ تا به خدا و فرستاده‌اش ایمان آوريد و او را يارى كنيد و ارجش نهيد، و (خدا) را بامدادان و شامگاهان به پاكى بستاييد.»
۳. «ویبقی وجه ربـک ذو الجلـل والاکرام• فبـای ءالاء ربکـما تکذبان؛ و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟» مقصود از «و الاکرام» این است که خدا اهل و لایق بزرگداشت است.
۴. «تبـرک اسم ربک ذی الجلـل والاکرام؛ خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت.»
۵. «ما لکم لا ترجون لله وقارا؛ شما را چه شده است كه از شکوه خدا بيم نداريد؟»
۶. «اقرا وربک الاکرم؛ بخوان، و پروردگار تو كريمترين (كريمان‌) است.»

احترام شعائر

[ویرایش]
مؤمنان موظف به تکریم شعائر هستند.

← احترام شعائر حج


لزوم رعايت حرمت و تعظیم شعائر حجّ، از سوى مؤمنان:
«يأيّها الّذين ءامنوا لاتحلّوا شعئر اللّه ولاالشّهر الحرام ولاالهدى ولاالقلئد ولا ءامّين البيت الحرام ...؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد شعاير الهي (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاي بينشان، و نشاندار، و نه آنها كه به قصد خانه خدا مي‌آيند....»
مفسّران، مقصود از حرمات را انجام واجبات و ترک محرّمات شرایع و احکام ، مناسک و دیگر تکالیف و حدود الهی، و نیز بیت‌الحرام، بلدالحرام، شهرالحرام، مسجدالحرام ، مشعر و‌... و منظور از تعظیم آن را فراگیری احکام و التزام اعتقادی و عملی به مقتضای آن دانسته‌اند.

←← زمینه احترام شعائر حج


تعظيم شعائر حج، نشانه تقوا:
«ذلك و من يعظّم شعئر اللّه فإنّها من تقوى القلوب؛(اينگونه است مناسك حج) و هر كس شعائر الهي را بزرگ دارد اين كار نشانه تقواي دلهاست.»

←← آثار احترام شعائر حج


خیر و سعادت، در رعايت حرمت شعائر حجّ:
«ذلك و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير لّه عند ربّه ...؛مناسك حج چنين است، و هر كس برنامه‌ هاي الهي را بزرگ دارد نزد پروردگارش براي او بهتر است....»

← احترام شعائر الهی


مؤمنان، موظّف به رعايت حرمت شعائر الهى:
«يأيّها الّذين ءامنوا لاتحلّوا شعئر اللّه ولاالشّهر الحرام ولاالهدى ولاالقلئد ...؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد شعاير الهي (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاي بينشان، و نشاندار....»
برخی شعائر و تعظیم آن را شبیه حرمات و تعظیم آن تفسیر کرده ، و فقط در بیان مصادیق آن به نمونه‌های دیگری چون صفا ، مروه ، عرفه ، رکن، جِمار و‌... اشاره کرده‌اند.

←← زمینه احترام شعائر الهی


بزرگداشت شعائر الهى، نشانه تقوا و پاكى دل:
«ذلك و من يعظّم شعئر اللّه فإنّها من تقوى القلوب؛ و هر كس شعائر الهي را بزرگ دارد اين كار نشانه تقواي دلهاست.»

احترام صندوقچه بنی‌اسرائیل

[ویرایش]

صندوق ودايع (تابوت) آل موسی و هارون عليهماالسلام، داراى احترام خاص:
«وقال لهم نبيّهم إنّ ءاية ملكه أن يأتيكم التّابوت فيه سكينة مّن رّبّكم وبقيّة مّمّا ترك ءال موسى وءال هـرون تحمله الملـئكة‌...‌؛و پيامبرشان به آنها گفت: نشانه حكومت او، اين است كه (صندوق عهد) به سوي شما خواهد آمد. (همان صندوقي كه) در آن، آرامشي از پروردگار شما، و يادگارهاي خاندان موسي و هارون قرار دارد، در حالي كه فرشتگان، آن را حمل مي‌كنند....»

احترام طواف‌کنندگان

[ویرایش]

طواف‌ كنندگان خانه خدا، برخوردار از احترام خدا:
۱. «واذ جعلنا البیت مثابة للناس وامنا واتخذوا من مقام ابرهیم مصلی وعهدنا الی ابرهیم واسمـعیل ان طهرا بیتی للطائفین والعـکفین و الرکع السجود؛(و بخاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم (و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم نماز گاهي براي خود انتخاب كنيد، و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاك و پاكيزه كنيد.» این برداشت را حدیثی از امام صادق علیه‌السلام تایید می‌کند.
۲. «واذ بوانا لابرهیم مکان البیت ان لا تشرک بی شیـا و طهر بیتی للطائفین...؛به خاطر بياور زماني را كه محل خانه كعبه را براي ابراهيم آماده ساختيم (تا اقدام به بناي خانه كند و به او گفتيم) چيزي را شريك من قرار مده، و خانه‌ ام را براي طواف كنندگان (از آلودگي بتها و از هر گونه آلودگي) پاك گردان....»

احترام عالمان

[ویرایش]

لزوم احترام به دانشمندان:
«یـایها الذین ءامنوا اذا قیل لکم تفسحوا فی المجــلس فافسحوا یفسح الله لکم واذا قیل انشزوا فانشزوا یرفع الله الذین ءامنوا منکم والذین اوتوا العلم درجـت والله بما تعملون خبیر؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد هنگامي كه به شما گفته شود مجلس ‌ را وسعت بخشيد (و به تازه واردها جا دهيد) وسعت بخشيد، خداوند (بهشت را) براي شما وسعت مي‌بخشد، و هنگامي كه گفته شود برخيزيد برخيزيد، اگر چنين كنيد خداوند آنها را كه ايمان آورده‌ اند و كساني را كه از علم بهره دارند درجات عظيمي مي‌بخشد.»

احترام قانون

[ویرایش]

لزوم احترام به قوانین عمومی، حتی در جوامع غیر دینی:
«فبدا باوعیتهم قبل وعآء اخیه ثم استخرجها من وعآء اخیه کذلک کدنا لیوسف ما کان لیاخذ اخاه فی دین الملک الا ان یشـآء الله...؛در اين هنگام (يوسف) قبل از بار برادرش به كاوش بارهاي آنها پرداخت، و سپس آنرا از بار برادرش ‌ بيرون آورد، اينگونه راه چاره به يوسف ياد داديم او هرگز نمي‌توانست برادرش را مطابق آئين ملك (مصر) بگيرد مگر آنكه خدا بخواهد....»

احترام قربانى

[ویرایش]

مؤمنان موظف به رعایت حرمت قربانی حج:
«یـایها الذین ءامنوا لاتحلوا شعـئر الله ولاالشهر الحرام ولاالهدی ولاالقلـئد..؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد شعاير الهي (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاي بينشان، و نشاندار....»

احترام لوح محفوظ

[ویرایش]

عظمت و حرمت لوح محفوظ، نزد خداوند:
«فی صحف مکرمة مرفوعة مطهرة؛در الواح پرارزشي ثبت است. الواحي والاقدر و پاكيزه.» بنابراين‌كه مقصود از «صحف مكرّمه»، لوح محفوظ باشد نكته فوق قابل استفاده است.

احترام ماه‌های حرام

[ویرایش]

ماه‌هايى مخصوص در طول سال، برخوردار از حرمت و احترام:
۱. «الشَّهر الحرام بالشَّهر الحرام ...؛ماه حرام، در برابر ماه حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل كنيد)....» ماه‌هاى حرام عبارتند از: ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب كه جنگ در آن‌ها ممنوع است.
۲. «يسلونك عن الشّهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدٌّ عن سبيل اللّه وكفر به ...؛از تو، درباره جنگ كردن در ماه حرام، سؤ ال مي‌كنند، بگو: جنگ در آن، (گناهي) بزرگ است، ولي جلوگيري از راه خدا (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او... نزد خداوند مهمتر از آن است....»
۳. «يأيّها الّذين ءامنوا لاتحلّوا شعئر اللّه‌ ولاالشّهر الحرام ...؛اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد شعاير الهي (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را....»
۴. «جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيما لّلنّاس والشّهر الحرام والهدى والقلئد ذلك ...؛خداوند، كعبه، بيت الحرام، را وسيله‌ اي براي سامان بخشيدن به كار مردم قرار داده و همچنين ماه حرام و قربانيهاي بينشان و قربانيهاي نشاندار....»
۵. «فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين ...؛هنگامي كه ماههاي حرام پايان گرفت مشركان را هر كجا بيابيد به قتل برسانيد ....» مقصود از «اشهر حرم» بنا بر يك احتمال همان ماههاى حرام معروف مى‌باشد.
۶. «إنّ عدّة الشّهور عند اللّه اثنا عشر شهرا فى كتب اللّه يوم خلق السّموت والأرض منهآ أربعة حرم ذلك الدّين القيّم فلاتظلموا فيهنّ أنفسكم ...• إنّما النّسى‌ء زيادة فى الكفر يضلّ به الّذين كفروا يحلّونه عاما ويحرّمونه عاما لّيواطوا عدّة ما حرّم اللّه فيحلّوا ما حرّم اللّه ...؛تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب (آفرينش) الهي از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده دوازده ماه است كه از آن چهار ماه، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مي‌باشد) اين آئين ثابت و پابرجا (ي الهي) است، بنابر اين در اين ماهها به خود ستم مكنيد (و از هر گونه خونريزي بپرهيزيد) ... نسي ء (جابجا كردن و تاخير ماههاي حرام) افزايشي در كفر (مشركان) است كه بواسطه آن كافران گمراه مي‌شوند، يك سال آنرا حلال و سال ديگر آنرا تحريم مي‌كنند تا مطابق تعداد ماههائي كه خداوند تحريم كرده بشود (و عدد چهار به پندارشان تكميل گردد) و از اين راه آنچه را كه خدا حرام كرده حلال بشمرند....»

← احترام ماه‌های حرام در جاهلیت


حرمت و احترام ماه‌هاى حرام در جاهلیّت:
۱. «يسلونك عن الشّهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير وصدٌّ عن سبيل اللّه وكفر به والمسجد الحرام ...؛از تو، درباره جنگ كردن در ماه حرام، سؤ ال مي‌كنند، بگو: جنگ در آن، (گناهي) بزرگ است، ولي جلوگيري از راه خدا (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او... نزد خداوند مهمتر از آن است....»
۲. «إنّ عدّة الشّهور عند اللّه اثنا عشر شهرا فى كتب اللّه يوم خلق السّموت والأرض منهآ أربعة حرم ذلك الدّين القيّم فلاتظلموا فيهنّ أنفسكم ...• إنّما النّسى‌ء زيادة فى الكفر يضلّ به الّذين كفروا يحلّونه عاما ويحرّمونه عاما لّيواطوا عدّة ما حرّم اللّه فيحلّوا ما حرّم اللّه ...؛تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب (آفرينش) الهي از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده دوازده ماه است كه از آن چهار ماه، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مي‌باشد) اين آئين ثابت و پابرجا (ي الهي) است، بنابر اين در اين ماهها به خود ستم مكنيد (و از هر گونه خونريزي بپرهيزيد) ... نسي ء (جابجا كردن و تاخير ماههاي حرام) افزايشي در كفر (مشركان) است كه بواسطه آن كافران گمراه مي‌شوند، يك سال آنرا حلال و سال ديگر آنرا تحريم مي‌كنند تا مطابق تعداد ماههائي كه خداوند تحريم كرده بشود (و عدد چهار به پندارشان تكميل گردد) و از اين راه آنچه را كه خدا حرام كرده حلال بشمرند....»

← نکته تفسیری


قرآن در بین ماه‌های سال از چهار ماه با عنوان ماه‌های حرام یاد می‌کند مشهور، این ماه‌ها را شامل محرّم ، رجب ، ذی‌قعده، و ذی‌حجّه می‌داند. گزینش این ماه‌ها از بین ماه‌های سال و وضع قوانین خاصّی برای آن، اهمّیّت و عظمت آن‌ها را می‌رساند.
برخی، احترام به ماه‌های حرام را از آموزه‌های دین حقّ ابراهیم و اسماعیل (علیهماالسلام) که مورد پذیرش اعراب نیز بوده، دانسته‌اند. برخی، حکمت اختصاص برخی از زمان‌ها و مکان‌ها به احترام بیش‌تر را ازآن‌رو می‌دانند که مقدّمه‌ای برای ترک زشتی‌ها و زمینه‌ای برای دوری و فاصله گرفتن از آن در همه زمان‌ها است که افراد چون آغاز دوباره ارتکاب قبیح را نوعی از بین رفتن زحمات پیشین خود می‌بینند، می‌کوشند در آینده نیز مرتکب آن نشوند.
[۸۳] فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج‌۱۶، ص‌۵۲.
پای‌بندی به حفظ حرمت محرّمات در مکان‌ها و زمان‌ها تا وقتی است که طرف مقابل نیز به آن پای‌بند باشد؛ در غیر این صورت، هتک حرمت محرّمات نیز مشمول قصاص خواهد بود: «والحُرُمتُ قِصاصٌ.» به‌طور مثال اگر در ماه حرام، گروهی جنگی را بر گروه دیگر تحمیل کردند، گروه مقابل نیز می‌توانند با آن‌ها به مبارزه برخیزند.
ماه مبارک رمضان نیز که قرآن در آن نازل، و روزه گرفتن در آن واجب شده و شب‌های قدر در آن قرار گرفته، در اسلام از زمان‌های مقدّس و محترم به‌شمار می‌رود.

احترام متقین

[ویرایش]
متقین مورد تکریم و احترام خداوند و ملائکه هستند.

← احترام متقین نزد خداوند


گرامى داشت تقواپیشگان از سوى خداوند:
«... ان اکرمکم عند الله اتقکم...؛... گراميترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست....»

← احترام هنگام مرگ


پاس‌داشت پارسايان از سوى فرشتگان، هنگام مرگ:
«... کذلک یجزی الله المتقین الذین تتوفهم الملـئکة طیبین یقولون سلـم علیکم ادخلوا...؛... خدا اين گونه پرهيزگاران را پاداش مى‌ دهد همان كسانى كه فرشتگان جانشان را در حالى كه پاكند مى‌ ستانند (و به آنان) مى‌ گويند درود بر شما باد به بهشت درآييد ....»

← احترام در بهشت


گرامى‌داشت پرهيزكاران از سوى فرشتگان، در بهشت:
۱. «ان المتقین فی جنت وعیون ادخلوها بسلـم ءامنین؛پرهيزگاران در باغها(ي سر سبز بهشت) و در كنار چشمه‌ هاي آن هستند. (فرشتگان الهي به آنها مي‌گويند) داخل اين باغها شويد با سلامت و امنيت.»
۲. «وسیق الذین اتقوا ربهم الی الجنة زمرا حتی اذا جاءوها وفتحت ابوبها وقال لهم خزنتها سلـم علیکم طبتم فادخلوها خــلدین؛و كساني كه تقواي الهي پيشه كردند گروه گروه به سوي بهشت برده مي‌شوند، هنگامي كه به آن مي‌رسند درهاي بهشت گشوده مي‌شود، و نگهبانان به آنها مي‌گويند: سلام بر شما! گوارا باد اين نعمتها برايتان! داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد.»
۳. «وازلفت الجنة للمتقین غیر بعید ادخلوها بسلـم ذلک یوم الخلود؛(در آن روز) بهشت به پرهيزگاران نزديك مي‌شود، و فاصله‌ اي از آنها ندارد! (به آنها مي‌گويند) به سلامت وارد بهشت شويد، امروز روز جاوداني است.»

احترام معتكفان‌

[ویرایش]

معتکفان كنار کعبه، برخوردار از احترام خدا:
«وإذ جعلنا البيت مثابة لّلنّاس وأمنا ... وعهدنا إلى‌ إبرهيم وإسمعيل أن طهّرا بيتى للطّائِفين و العاكفين ...؛(و بخاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم... و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاك و پاكيزه كنيد.»

احترام معلّم‌

[ویرایش]

احترام موسی علیه‌السلام به خضر علیه‌السلام، هنگام فراگیری از او:
«وإذ قال موسى‌ لفته لاأبرح حتّى‌ أبلغ مجمع البحرين أو أمضى حقبا• فوجدا عبدا مّن عبادنآ ءاتينه رحمة مّن عندنا وعلّمنه من لّدنّا علما• قال له موسى‌ هل أتّبعك على‌ أن تعلّمن ممّا علّمت رشدا• قال ستجدنى إن شآء اللّه صابرا ولا أعصى لك أمرا؛بخاطر بياور هنگامي كه موسي به دوست خود گفت: من دست از طلب برنمي‌دارم تا به محل تلاقي دو دريا برسم هر چند مدت طولاني به راه خود ادامه دهم. تا بنده‌ اى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود به او رحمتى عطا كرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بوديمموسى به او گفت آيا تو را به شرط اينكه از بينشى كه آموخته شده‌ اى به من ياد دهى پيروى كنم. گفت ان شاء الله مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچ كارى تو را نافرمانى نخواهم كرد»
اين كه موسى علیه‌السلام براى رفتن به دنبال خضر از او، اجازه گرفت، (هل اتبعك) از بزرگ‌داشت او حاكى است.

احترام ملائكه‌

[ویرایش]

ملائکه، بندگانى گرامى در پيشگاه خداوند:
۱. «وقالوا اتّخذ الرّحمن ولدا سبحنه بل عباد مّكرمون؛آنها گفتند خداوند رحمان فرزندي براي خود برگزيده! منزه است (از اين عيب و نقص) اينها (فرشتگان) بندگان شايسته او هستند.»
۲. «هل أتك حديث ضيف إبرهيم المكرمين؛آيا خبر مهمانهاي بزرگوار ابراهيم به تو رسيده است ؟»
۳. «بأيدى سفرة• كرام بررة؛ به دست سفيراني است، والامقام و فرمانبردار و نيكوكار.»
۴. «وإنّ عليكم لحفظين‌• كراما كتبين؛ و بدون شك نگاهباناني بر شما گمارده شده. والامقام و نويسنده (اعمال نيك و بد شما).»

احترام مناسك حج‌

[ویرایش]

حج و مناسک آن داراى احترام و منزلتى والا در نزد خداوند:
«ذلك و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير لّه عند ربّه وأحلّت لكم الأنعم إلّاما يتلى‌ عليكم فاجتنبوا الرّجس من الأوثن واجتنبوا قول الزّور؛مناسك حج چنين است، و هر كس برنامه‌ هاي الهي را بزرگ دارد نزد پروردگارش براي او بهتر است، و چهار پايان براي شما حلال شده مگر آنچه دستور منعش بر شما خوانده مي‌شود، از پليديها يعني از بتها اجتناب كنيد و از سخن باطل و بياساس بپرهيزيد.»
اكثر مفسّران «حرمات» در آيه فوق را به مناسك حج تفسير كرده‌اند.

احترام مهمان

[ویرایش]

لزوم حفظ حرمت مهمان و پرهيز از بى‌حرمتى به او:
۱. «وجآءه قومه يهرعون إليه ومن قبل كانوا يعملون السّيّات قال يقوم هؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم فاتّقوا اللّه ولاتخزون فى ضيفى أليس منكم رجل رّشيد؛و قومش به سرعت به سراغ او آمدند - و قبلا كارهاي بد انجام مي‌دادند - گفت اي قوم من! اينها دختران منند، براي شما پاكيزهترند (با آنها ازدواج كنيد و از اعمال شنيع صرفنظر نمائيد) از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانهايم رسوا مسازيد، آيا در ميان شما يك مرد رشيد وجود ندارد؟!»
كاربرد كلمه «ضيف» از سوى لوط براى دست برداشتن قومش از تعرّض به مهمانان، گوياى اين حقيقت است كه مهمان نزد او، داراى احترام است.
۲. «قال إنّ هؤلاء ضيفى فلاتفضحون‌• واتّقوا اللّه ولاتخزون؛(لوط) گفت اينها ميهمانان منند، آبروي مرا نريزيد! و از خدا بپرهيزيد و مرا شرمنده نسازيد!»
۳. «هل أتك حديث ضيف إبرهيم المكرمين‌• إذ دخلوا عليه فقالوا سلما قال سلم قوم مّنكرون‌• فراغ إلى‌ أهله فجاء بعجل سمين؛آيا خبر مهمانهاي بزرگوار ابراهيم به تو رسيده است ؟ در آن زمان كه بر او وارد شدند و گفتند: سلام بر تو! او گفت سلام بر شما كه جمعيتي ناشناخته‌ ايد! و به دنبال آن پنهاني به سوي خانواده خود رفت و گوساله فربه (و برياني را براي آنها) آورد.»
مفسّران، احترام به‌ مهمان را رعایت این امور در حقّ او دانسته‌اند:حُسن برخورد و گرم گرفتن با او، نشاندن مهمان در بالاترین و بهترین جای مجلس، هم‌نشین‌شدن با مهمان، سخت نگرفتن و راحت‌گذاشتن او، پذیرایی خوب و بدون فاصله و بدون واسطه از مهمان.
[۱۱۴] فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۲۱۰.


← احترام حضرت یوسف به مهمان


احترام يوسف به پدرش يعقوب علیه‌السلام در جايگاه مهمان، هنگام ورود به مصر:
«ورفع أبويه على العرش ... وجآء بكم مّن البدو ...؛و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند... و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد ....»

احترام نمازگزاران‌

[ویرایش]

احترام نمازگزاران پيرامون کعبه، نزد خدا:
۱. «... وعهدنا إلى‌ إبرهيم وإسمعيل أن طهّرا بيتى للطّائِفين والعكفين والرّكّع السّجود؛... و ما به ابراهیم و اسماعیل امر كرديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاك و پاكيزه كنيد.»
۲. «وإذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت أن لّاتشرك بى شيا وطهّر بيتى للطّائِفين والقائِمين والرّكّع السّجود؛به خاطر بياور زماني را كه محل خانه كعبه را براي ابراهيم آماده ساختيم (تا اقدام به بناي خانه كند و به او گفتيم) چيزي را شريك من قرار مده، و خانه‌ ام را براي طواف كنندگان و قيام كنندگان و ركوع كنندگان و سجودكنندگان (از آلودگي بتها و از هر گونه آلودگي) پاك گردان.»

← احترام در بهشت


تكريم نمازگزاران، در بهشت:
«إلّا المصلّين‌• أولئك فى جنَّت مّكرمون؛ مگر نمازگزاران. اين افراد در باغهاي بهشتي گراميند.»

احترام والدين‌

[ویرایش]

بزرگ‌داشت پدر و مادر، امرى پسنديده
[۱۲۳] برای توضیحات بیشتر به مقاله احسان (قرآن)، احسان به والدین‌ رجوع شود.
:
«فلمّا دخلوا على‌ يوسف ءاوى‌ إليه أبويه ...• ورفع أبويه على العرش ...؛ هنگامي كه بر يوسف وارد شدند او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت... و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند ....»
نكته فوق از عمل حضرت يوسف علیه‌السلام و تأييد خداوند، قابل استفاده است.

← مصادیق احترام به والدین


لزوم حفظ حرمت والدين و پرهيز از اهانت و آزار آنان:
«وقضى‌ ربّك ألّاتعبدوا إلّاإيَّاه وبالولدين إحسنا إمّا يبلغنّ عندك الكبر أحدهمآ أو كلاهما فلاتقل لّهمآ أفّ ولاتنهرهما وقل لّهما قولًا كريمًا• واخفض لهما جناح الذّلّ من الرّحمة ...؛ پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد، هر گاه يكي از آنها - يا هر دو آنها - نزد تو، به سن پيري برسند كمترين اهانتي به آنها روا مدار، و بر آنها فرياد مزن، و گفتار لطيف و سنجيده بزرگوارانه به آنها بگو. بالهاي تواضع خويش را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر....»

← احترام حضرت یوسف به والدینش


احترام يوسف علیه‌السلام به والدين خود، هنگام ورود آنان به مصر:
«فلمّا دخلوا على‌ يوسف ءاوى‌ إليه أبويه وقال ادخلوا مصر إن شآء اللّه ءامنين‌• ورفع أبويه على العرش ... وجآء بكم مّن البدو ...؛ هنگامي كه بر يوسف وارد شدند او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت همگي داخل مصر شويد كه انشاء الله در امن و امان خواهيد بود. و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند... و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد ....»

احترام هدايت يافتگان‌

[ویرایش]

هدایت يافتگان، مورد تكريم خداوند:
«... والسّلم على‌ من اتّبع الهدى‌؛... و سلام و درود بر آن كس ‌ باد كه از هدايت پيروي مي‌كند.»

احترام همسران حضرت محمّد

[ویرایش]

همسران محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله، داراى حرمتى ويژه:
۱. «النّبىّ أولى‌ بالمؤمنين من أنفسهم وأزوجه أمّهتهم ...؛پيامبر نسبت به مؤمنان از خود آنها اولي است، و همسران او مادران آنها (مؤمنان) محسوب مي‌شوند....»
۲. «... و ما كان لكم أن تؤذوا رسول اللّه ولا أن تنكحوا أزوجه من بعده أبدا إنّ ذلكم كان عند اللّه عظيما؛ ... و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسري خود در آوريد كه اين كار نزد خدا عظيم است!»
تشبيه همسران پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به مادر براى بيان حرمت ازدواج مؤمنان با آنان، از برداشت فوق حكايت مى‌كند.

احترام يتيم‌

[ویرایش]

لزوم احترام به یتیمان:
«وأمّا إذا ما ابتله فقدر عليه رزقه فيقول ربّى أهنن‌• كلّابل لّاتكرمون اليتيم؛ و اما هنگامي كه براي امتحان روزي را بر او تنگ بگيرد ماءيوس ‌ مي‌شود و مي‌گويد پروردگارم مرا خوار كرده! چنان نيست كه شما خيال مي‌كنيد، بلكه شما يتيمان را گرامي نمي‌داريد.»
برخی مفسّران احترام به آنان را برخوردی مناسب با حال آنان دانسته‌اند؛ یعنی کفالت و سرپرستی یتیمان، حفظ اموال آنان، صدقه دادن به مسکینان و مواسات با ایشان و تفقّد احوال آنان.

فاقدان احترام‌

[ویرایش]

خوارشدگان نزد خدا، فاقد احترام:
«... ومن يهن اللّه فما له من مّكرم ...؛... و هر كسي را خدا خوار كند كسي او را گرامي نخواهد داشت....»

عناوین مرتبط

[ویرایش]

احترام انبیاء (قرآن)، احترام بهشتیان (قرآن)، احترام قرآن (قرآن)، احترام مؤمنان (قرآن)، اماکن محترم (قرآن).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۳، ص۲۲۲.    
۲. بقره/سوره۲، آیه۲۳۱.    
۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۰۸.    
۴. کهف/سوره۱۸، آیه۲۱.    
۵. مائده/سوره۵، آیه۳۲.    
۶. انعام/سوره۶، آیه۱۵۱.    
۷. فجر/سوره۸۹، آیه۱۵.    
۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۰.    
۹. تین/سوره۹۵، آیه۹۵.    
۱۰. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۴.    
۱۱. انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۶.    
۱۲. ص/سوره۳۸، آیه۷۲.    
۱۳. بقره/سوره۲، آیه۳۰.    
۱۴. اعراف/سوره۷، آیه۱۷۲.    
۱۵. لقمان/سوره۳۱، آیه۲۰.    
۱۶. فجر/سوره۸۹، آیه۱۵.    
۱۷. یوسف/سوره۱۲، آیه۲۹.    
۱۸. حجر/سوره۱۵، آیات۶۸‌-۶۹.    
۱۹. توبه/سوره۹، آیه۲.    
۲۰. حج/سوره۲۲، آیه۸‌۹.    
۲۱. بقره/سوره۲، آیه۱۱۴.    
۲۲. مائده/سوره۵، آیه۴۱.    
۲۳. زمر/سوره۳۹، آیات۲۵‌-۲۶.    
۲۴. نور/سوره۲۴، آیه۴.    
۲۵. نور/سوره۲۴، آیه۲۳.    
۲۶. نساء/سوره۴، آیه۱۴۸.    
۲۷. رعد/سوره۱۳، آیه۱۹.    
۲۸. رعد/سوره۱۳، آیه۲۳.    
۲۹. رعد/سوره۱۳، آیه۲۴.    
۳۰. نور/سوره۲۴، آیه۲۷.    
۳۱. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۳۲. توبه/سوره۹، آیه۱۹.    
۳۳. انعام/سوره۶، آیه۱۰۸.    
۳۴. فتح/سوره۴۸، آیه۹.    
۳۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۴۲.    
۳۶. رحمن/سوره۵۵، آیه۲۷.    
۳۷. رحمن/سوره۵۵، آیه۲۸.    
۳۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۳۳۷.    
۳۹. رحمن/سوره۵۵، آیه۷۸.    
۴۰. نوح/سوره۷۱، آیه۱۳.    
۴۱. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۲۰، ص۴۶.    
۴۲. علق/سوره۹۶، آیه۳.    
۴۳. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۴۴. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج ۹، ص ۴۶۲.    
۴۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، فی تفسیر القرآن ج۷، ص۱۳۱.    
۴۶. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۲۸۰.    
۴۷. حج/سوره۲۲، آیه۳۲.    
۴۸. حج/سوره۲۲، آیه۳۰.    
۴۹. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۵۰. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج‌۹، ص‌۴۷۳.    
۵۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۷، ص‌۱۳۳.    
۵۲. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۲۸۰.    
۵۳. حج/سوره۲۲، آیه۳۲.    
۵۴. بقره/سوره۲، آیه۲۴۸.    
۵۵. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.    
۵۶. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۱، ص۵۹.    
۵۷. حج/سوره۲۲، آیه۲۶.    
۵۸. مجادله/سوره۵۸، آیه۱۱.    
۵۹. یوسف/سوره۱۲، آیه۷۶.    
۶۰. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۶۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۹۹.    
۶۲. عبس/سوره۸۰، آیه۱۳.    
۶۳. عبس/سوره۸۰، آیه۱۴.    
۶۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۱۳۴.    
۶۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۲۶۷.    
۶۶. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۶۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۵، ص۹۰.    
۶۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۳۲.    
۶۹. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۷۰. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۷۱. مائده/سوره۵، آیه۹۷.    
۷۲. توبه/سوره۹، آیه۵.    
۷۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۵.    
۷۴. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۷۵. توبه/سوره۹، آیه۳۷.    
۷۶. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۷۷. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۷۸. توبه/سوره۹، آیه۳۷.    
۷۹. توبه/سوره۹، آیه۳۶.    
۸۰. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج۵، ص۲۸۲.    
۸۱. قاسمی، محمد جمال الدین بن محمد سعید، محاسن التأویل، ج‌۵‌، ص‌۴۰۸.    
۸۲. آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی‌، ج‌۵، ص‌۲۸۳.    
۸۳. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج‌۱۶، ص‌۵۲.
۸۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۲، ص‌۵۱۴.    
۸۵. سید قطب، فی ظلال القرآن، ج‌۱، ص‌۱۹۱.    
۸۶. بقره/سوره۲، آیه۱۹۴.    
۸۷. بقره/سوره۲، آیه۱۸۵.    
۸۸. قدر/سوره۹۷، آیه۱.    
۸۹. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۳.    
۹۰. نحل/سوره۱۶، آیه۳۱.    
۹۱. نحل/سوره۱۶، آیه۳۲.    
۹۲. حجر/سوره۱۵، آیه۴۵.    
۹۳. حجر/سوره۱۵، آیه۴۶.    
۹۴. زمر/سوره۳۹، آیه۷۳.    
۹۵. ق/سوره۵۰، آیه۳۱.    
۹۶. ق/سوره۵۰، آیه۳۴.    
۹۷. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.    
۹۸. کهف/سوره۱۸، آیه۶۰.    
۹۹. کهف/سوره۱۸، آیه۶۵.    
۱۰۰. کهف/سوره۱۸، آیه۶۶.    
۱۰۱. کهف/سوره۱۸، آیه۶۹.    
۱۰۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۶.    
۱۰۳. ذاریات/سوره۵۱، آیه۲۴.    
۱۰۴. عبس/سوره۸۰، آیه۱۵.    
۱۰۵. عبس/سوره۸۰، آیه۱۶.    
۱۰۶. انفطار/سوره۸۲، آیه۱۰.    
۱۰۷. انفطار/سوره۸۲، آیه۱۱.    
۱۰۸. حج/سوره۲۲، آیه۳۰.    
۱۰۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۳۰.    
۱۱۰. هود/سوره۱۱، آیه۷۸.    
۱۱۱. حجر/سوره۱۵، آیه۶۸.    
۱۱۲. حجر/سوره۱۵، آیه۶۹.    
۱۱۳. ذاریات/سوره۵۱، آیات۲۴- ۲۶.    
۱۱۴. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۲۱۰.
۱۱۵. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۳۸۷.    
۱۱۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۵، ص‌۲۷۲.    
۱۱۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۹، ص‌۲۳۷.    
۱۱۸. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۰.    
۱۱۹. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.    
۱۲۰. حج/سوره۲۲، آیه۲۶.    
۱۲۱. معارج/سوره۷۰، آیه۲۲.    
۱۲۲. معارج/سوره۷۰، آیه۳۵.    
۱۲۳. برای توضیحات بیشتر به مقاله احسان (قرآن)، احسان به والدین‌ رجوع شود.
۱۲۴. یوسف/سوره۱۲، آیه۹۹.    
۱۲۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۰.    
۱۲۶. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۳.    
۱۲۷. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۴.    
۱۲۸. یوسف/سوره۱۲، آیه۹۹.    
۱۲۹. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۰.    
۱۳۰. طه/سوره۲۰، آیه۴۷.    
۱۳۱. احزاب/سوره۳۳، آیه۶.    
۱۳۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۳.    
۱۳۳. فجر/سوره۸۹، آیه۱۶.    
۱۳۴. فجر/سوره۸۹، آیه۱۷.    
۱۳۵. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع فی الاحکام القرآن، ج‌۲، ص‌۱۴.    
۱۳۶. حج/سوره۲۲، آیه۱۸.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۲، ص۳۳۳، برگرفته از مقاله «احترام».    
دائرةالمعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «احترام».    


رده‌های این صفحه : احترام | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار