احمد کسروی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کسروی، مورخ، پژوهشگر و هواخواه اصلاحات اجتماعی و مذهبی بود. ‌
[۱] اتحاد، هوشنگ، پژوهشگران معاصر، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۱، ج۴، ص۸۵.
سال ۱۳۰۹ تا ۱۳۲۴ دورۀ اوج بینش انتقادی کسروی است. ‌
[۲] اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، تهران، امیر کبیر، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، چاپ اول، ص۶.
به‌ طوری که بازتاب آن را در آثارش می‌توان دید. ‌او به بهانۀ دفاع از ملیت و قومیت ایرانی حملات وسیعی را علیه اسلام آغاز کرد. ‌سطحی نگری او و هم‌قطارانش در آن ایام از خلال کتب و نشریات وقت قابل وارسی بود. او افکار انتقادی ـ اصلاحی و مذهبی ـ اجتماعی تند خود را با عباراتی تندتر و خشن‌تر اظهار نمود. ‌از این رو با عکس‌العمل تند مخالفان مواجه گشت. ‌کسروی به معلول‌ها توجه کرد و از علل آن‌ها غافل ماند و یا علل و عوامل اساسی را نشناخت. ‌
[۳] فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، تهران، انتشارات مطبوعاتی فرخی، بی تا، ص۱۷.



آثار کسروی

[ویرایش]

کسروی علاوه بر روزنامه‌ها و مهنامه‌ها، کتاب‌ها و رساله‌های بسیاری در زمینه‌های مختلف تالیف کرد که تعداد آن‌ها بیش از هفتاد جلد به صورت رساله‌های کوچک است. ‌نوشته‌های او با سبک ویژه‌ایی نوشته شده‌اند که مبتکر آن خود کسروی است. ‌سبکی که در آن کمتر کلمه‌ها و واژه‌های غیر فارسی بکار رفته است و در موارد ضرورت که کلمه‌ایی نمی‌یافت، از لغات پهلوی و فارسی کهن استفاده می‌نمود و جالب‌تر اینکه در مواردی هم خودش دست به ابداع زده و واژه‌هایی را نیز ابداع می‌کرد. ‌
[۴] ] فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، تهران، انتشارات مطبوعاتی فرخی، بی تا، ص۲۶۴.

کسروی در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کرد و تالیفات او جنبۀ مذهبی، انتقادی، اجتماعی، تاریخی و ادبی. ‌. ‌. ‌داشت. ‌مهم‌ترین آثار او در زمینۀ تاریخ است. ‌که در این خصوص امام خمینی می‌فرمایند: «کسروی یک آدمی بود، تاریخ نویس، اطلاعات تاریخی‌اش هم خوب بود. ‌قلمش هم خوب بود. ‌اما غرور پیدا کرد. ‌. ‌. ‌» . ‌
[۵] موسوی خمینی، روح الله، تفسیر سورۀ حمد، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، ۱۳۷۸، چاپ پنجم، ص۱۹۲.


← تقسیم بندی تألیفات


نوشته‌ها و تالیفات کسروی را می‌توان از لحاظ مفهوم و محتوی بر سه دسته طبقه‌بندی کرد: ۱- کتاب‌های تاریخی ۲- کتاب‌های تحقیقی در زبانشناسی ۳- کتاب‌های انتقادی در زمینه‌های اجتماعی، ادبی و مذهبی. ‌که مهم‌ترین کتاب‌های او در تاریخ عبارتند از: شهریاران گمنام، تاریخ پانصد سالۀ خوزستان (که ایشان در سفر پانزده ماهه‌ایی که به این سرزمین داشتند، این کتاب را نگاشته‌اند و دلیل آن را نشان دادن گذشتۀ این سرزمین بیان کردند. ‌
[۶] کسروی، احمد، تاریخ پانصد سالۀ خوزستان، خواجو، ۱۳۶۲، چاپ اول، ص۸.
‌ پیدایش آمریکا، ترجمۀ کتاب پلوتارک، و تاریخچۀ شیر و خورشید،
[۷] فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۲۶۴.
شیخ صفی و تبارش
[۸] کسروی، احمد، شیخ صفی و تبارش، تهران، انتشارات فردوس، ۱۳۷۹، چاپ اول.
(که این کتاب پژوهشی بدیع بود. ‌تا این زمان هیچ یک از تاریخ‌نگاران ایرانی در اصول پذیرفته شدۀ تاریخی تردیدی نکرده بودند. ‌کسروی تاریخ خاندان شیخ صفی‌الدین اردبیلی را تحریف شده دانست و خواست ثابت کند که شیخ صفی سید نبود. ‌شیعه و ترک زبان نیز نبود. ‌
[۹] یزدانی، سهراب، کسروی و تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، نشر نی، ۱۳۷۶، چاپ اول، ص۳۶.
تاریخ مشروطه ایران
[۱۰] کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۳، چاپ دهم.
و تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان؛
[۱۱] کسروی، احمد، تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان، تهران، بی نا، ۱۳۱۷.
که تدوین کتاب تاریخ مشروطه ایران مربوط به سال ۱۳۲۱ و از نوشته‌های برجستۀ کسروی است. ‌
[۱۲] بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران، سروش، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۲، ص۷۸۹.
کسروی جلد اول این کتاب را تاریخ مشروطۀ ایران گذاشت و پس از چاپ و نشر آن جلد دوم را به نام تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان انتشار داد. ‌این اثر گران‌قدر و مستند که دارای ارزش تحقیقی فراوان است، سهم قهرمانان این جنبش را که از میان تودۀ مردم برخاسته بودند، معین می‌کند و نماهایی از جنبش مشروطه را که با وجود اهمیت اساسی در سایه مانده بود، آشکار می‌سازد. ‌قضاوت‌های تاریخی نویسنده منصفانه دقیق و مستند است. ‌
[۱۳] ذکاء، یحیی، کاروند کسروی، تهران، انتشارات فرانکلین، ۱۳۵۲، چاپ اول، ص۹.
باید انصاف داد که این کتاب و ادامۀ آن به نام تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان از مهم‌ترین منابع در زمینۀ تاریخ است. ‌اما انگیزه‌های کسروی در نوشتن این کتاب، یکی بررسی دلایل ناکامی این جنبش، دیگر شناساندن قهرمانان، پیشگیری از نوشته شدن تاریخ میهن به دست بیگانگان، جلوگیری از فراموشی، و در نهایت ماندن این اثر برای آیندگان است که خود در مقدمۀ کتابش به آن‌ها اشاره می‌کند. ‌
[۱۴] کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۳، چاپ دهم، ص۳ – ۵.

اما نوشته‌های او در مباحث زبان‌شناختی عبارت است از؛ «زبان پاک، زبان فارسی، زبان آذری، نام‌های شهرها و دیه‌های ایران.»
[۱۵] فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۲۶۵.


←← کتاب‌های انتقادی


دستۀ سوم؛ (یعنی کتاب‌های انتقادی) از آثار کسروی را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد؛ یکی این که روی انتقاد او به خرافات، مذاهب و ادیان است. ‌مثل کتاب صوفی‌گری
[۱۶] کسروی، احمد، صوفیگری، بنگاه مطبوعاتی فرخی، ۱۳۴۲، چاپ ششم.
و بهائی‌گری. ‌
[۱۷] کسروی، احمد، بهائیگری، بی جا، بی نا، بی تا.
در بعضی دیگر روی سخن و انتقاد او به ادبیات و شعر و شاعری است؛ مانند کتاب حافظ چه می‌گوید؟
[۱۸] کسروی، احمد، حافظ چه می‌گوید؟، گرد آورنده میر مهدی طهوری، تهران، بی نا، ۱۳۳۵.

بجز این سه دسته از کتاب‌هایی که مطرح شد. ‌کسروی کتاب‌های دیگری نیز دارد که در آن‌ها اساس عقاید و افکار مکتب خود را بیان کرده است که معروف‌ترین آن‌ها عبارتند از؛ ورجاوند بنیاد،
[۱۹] کسروی، احمد، ورجاوند بنیاد، تهران، انتشارات فرخی، ۱۳۴۸، چاپ پنجم.
راه رستگاری،
[۲۰] کسروی، احمد، راه رستگاری، تهران، پایدار، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، چاپ چهارم.
آئین،
[۲۱] کسروی، احمد، آئین، نشر جار، چاپ رشیدیه، ۲۵۳۶ شاهنشاهی.
که البته این کتاب نخستین کتابی بود که وی در آن افکار خود را مطرح ساخت. ‌
برخی از آثاری که کسروی در جوانی تالیف کرده نشانی از استعداد تحقیقی اوست و در همان ایام هم شهرت یافت. ‌

کسروی و رضا شاه

[ویرایش]

به جرات می‌توان گفت نوشته‌ها، عقاید و کارهای کسروی دقیقا در راستای اهداف رضاشاه قرار داشت و به قولی در همین دوران بود که او زیر چتر حمایت مستقیم دولت به نشر آثار خود دست زد و طرفداران زیادی نیز یافت. ‌کسروی معتقد بود، سلسلۀ پهلوی ادامه دهنده و زنده کنندۀ همان افتخار و شکوه شاهان هخامنشی و ساسانی است و رضاشاه همان کسی است که به زودی همۀ متصرفات آن دوران را از دست غاصبان پس می‌گیرد. ‌
[۲۲] بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران، سروش، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۲، ص۷۹۲.
اما بعد از شهریور ۱۳۲۰ در نگرش خود تجدید نظر کرد. ‌او نتیجۀ عبرت انگیز قدرت ظاهری حکومت رضاشاه را بروز شکست شهریور ۱۳۲۰ دانست. ‌
[۲۳] طبری، احسان، آورندگان‌اندیشۀ خطا، تهران، کیهان، ۱۳۷۸، چاپ اول، ص۴۶.
در نتیجه پس از سقوط استبداد رضاشاهی او را مورد ملامت قرار داد و در این باره در کتاب فرهنگ چیست؟ خود نوشت: «شما دیدید که رضاشاه همگی مردم را به سر خود بلکه در زیر دست خود داشت. ‌همه چیز کشور در اختیار او می‌بود. ‌. ‌. ‌پس آن رسوایی‌های افسوس انگیز شهریور ۱۳۲۰ چرا پیش آمد؟. ‌. ‌. ‌»
[۲۴] کسروی، احمد، فرهنگ چیست؟، بی جا، پایدار، ۱۳۴۴، ص۲۲.


کسروی و اروپا

[ویرایش]

کسروی نخستین کسی بود که به طور جدی و در سطحی گسترده در این مبارزه گام نهاد و علیه تسلیم بلاشرط شدن به غرب قیام کرد. ‌کتاب آیین کسروی که آن را بسال ۱۳۱۱ منتشر کرد. ‌
[۲۵] ذکاء، یحیی، کاروند کسروی، تهران، انتشارات فرانکلین، ۱۳۵۲، چاپ اول، ص۹.
ادعا نامه‌ایی پرشور علیه غرب و شیفتگان آن در شرق است. ‌او در این کتاب می‌نویسد: «خواهند گفت چه باید کرد؟ می‌گوییم باید چشم از اروپا باز دوخت و به زندگانی کهن شرق بازگشت. ‌دولت‌ها ناچارند که نگران اروپا بوده از نیت اروپا درباره شرق آگاه باشند. ‌تا بتوانند مملکت‌های خود را نگهداری کنند و از افزارهای جنگ که تازه اختراع می‌یابد و هر چیزی که در زمینه مملکتداری سودمند است، از اروپا برگیرند. ‌. ‌. ‌؛ ولی مردم باید چشم از اروپا بردارند. ‌اینکه امروز همگی از زن و مرد از کهتر و مهتر دیده بر اروپا باز کرده‌اند و از رخت پوشیدن گرفته تا خوراک خوردن در سراسر عادات و اخلاق پیروی از اروپا می‌کنند. ‌. ‌. ‌باید چشم از اروپا بدوزند. ‌»
[۲۶] کسروی، احمد، آئین، نشر جار، چاپ رشیدیه، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، ص۴۷.

کسروی معتقد است، مشکلاتی که در اروپا وجود دارد به دو علت است، یکی بی‌دینی؛ یعنی اینکه اروپا مدعی است، قانون می‌تواند جای دین را پر کند. ‌
[۲۷] کسروی، احمد، آئین، نشر جار، چاپ رشیدیه، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، ص۱۴ – ۱۶.
و دلیل دیگر ماشین است که توانسته بین مردم فاصله ایجاد کرده و باعث تشکیل دسته‌بندی‌ها، حزب سازی‌ها در اروپا شود. ‌
[۲۸] کسروی، احمد، آئین، نشر جار، چاپ رشیدیه، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، ص۲۲.

ایشان معتقد است ایرانیان پنج رشته را از اروپاییان فراگرفتند که عبارت است از؛ ۱. ‌حکومت مشروطه و زندگانی از روی قانون. ‌۲. ‌دانش‌های نوین از جغرافیا و تاریخ تا فیزیک و شیمی و ریاضیات. ‌۳. ‌به کار‌انداختن ماشین‌های بافندگی و ریسندگی و کشاورزی. ‌۴. ‌شور اروپایی‌گری و لاف تمدن و هیاهوی پیشرفت و حزب سازی و رمان نویسی و غیره. ‌۵. ‌فلسفه مادی و بدآموزی‌های ما دیگری. ‌که ایشان سه رشتۀ نخست را نیک و سودمند و دو رشتۀ آخر را بد و زیانمند، دانستند. ‌
[۲۹] کسروی، احمد، ما چه می‌خواهیم؟، تهران، رشیدیه، ۱۳۵۸، چاپ سوم، ص۳۴.


اقتصاد در‌اندیشۀ کسروی

[ویرایش]

کارهای کسروی نه خیال‌پردازانه بود و نه نارسا، حتی در زمینۀ اقتصاد. ‌ایشان در این زمینه هدف‌هایی (یا قانون‌هایی) را مطرح کرد که عبارتند از؛ ۱. ‌کار و پیشه بهر راه افتادن زندگیست بهر پول توزی نیست. ‌۲. ‌پول وسیله است نه هدف. ‌۳. ‌ماشین خدمت‌گذار آدمیست نه آدمی بندۀ ماشین. ‌۴. ‌هدف زندگی خرسندیست. ‌۵. ‌خرسندی هر کس جز در خرسندی همگان نیست و اقتصاد باید این خواست را دنبال کند. ‌
[۳۰] یزدانی، حسین، در پیرامون اقتصاد، بی جا، بی نا، بی تا، ص۴۷.
در نتیجه کار و پیشه، داد و ستد و بازرگانی پایۀ زندگی توده است. ‌
[۳۱] کسروی، احمد، در راه سیاست، انتشارات پایدار، ۱۳۲۴، چاپ اول، ص۶۰.

کسروی بیکاری را از گناهان می‌دانست،
[۳۲] کسروی، احمد، مشروطه بهترین شکل حکومت، بی جا، بی نا، بی تا، ص۵۹.
زیرا بر این عقیده بود که کار باعث برآورده شدن نیاز توده است نه شخص. ‌او در کتاب خود با عنوان در راه سیاست نوشت: «کار و پیشه و بازرگانی برای راه افتادن زندگانی توده است. ‌گروهی که در یک جا می‌زیند، باید هر یکی به پیشه‌ایی بپردازند تا نیازمندی‌های زندگی بر طرف گردد؛ ولی در‌اندیشۀ مردم کار و پیشه جز برای پول درآوردن نیست. ‌. ‌. ‌و هیچ‌گاه در بند اینکه سودی از کار او بزندگانی توده‌ایی برسد نیست. ‌. ‌. ‌» . ‌
[۳۳] کسروی، احمد، در راه سیاست، انتشارات پایدار، ۱۳۲۴، چاپ اول، ص۶۰ – ۶۱.

کسروی سرچشمۀ زندگی را آب و هوا و آفتاب یا به عبارت دیگر طبیعت می‌دانست و بدین ترتیب از عوامل تولید به نحوی که در علم اقتصاد مورد بحث است؛ یعنی زمین، کار و سرمایه، تنها از طبیعت به صراحت نام می‌برد. ‌
[۳۴] اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، ص۲۵.
«آنچه آدمیان برای زیستن نیازمندند پاردهایش (ماده‌هایش) در گیتی گذارده شده که باید بکوشند و آن‌چه نیاز دارند و می‌خواهند، بتوزند.»
[۳۵] کسروی، احمد، کار و پیشه و پول، تهران، باهماد آزادگان، ۱۳۳۶، چاپ دوم، ص۳.


گرایش‌های اعتقادی کسروی

[ویرایش]

از دیدگاه کسروی تحکیم همبستگی ملی و اجتناب از پراکندگی ایجاب می‌کند که مردم از نظر باور و اعتقاد راهی روشن و واحد داشته باشند. ‌تشتت عقاید و تعدد کیش‌ها موجب پراکندگی مردم و تزلزل مبانی ملت است. ‌بنابراین ملتی که بخواهد به وحدت و یکپارچگی خود دوام بخشد، باید یک دین واحد و خردمندانه داشته باشد. ‌
[۳۶] اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، ص۱۱۱.
اما در جواب این سوال که چگونه می‌توان یک دین واحد و خردمندانه داشت می‌گوید: «بیاید ده تن و بیست تن فراهم نشسته خرد را پیشوا سازیم و معنی درست دین را دریابیم و کشاکش و پراکنده سخنی را کنار نهاده همگی یک دل و یک زبان باشیم و آنگاه دیگران را به سوی دین خوانیم.»
[۳۷] کسروی، احمد، راه رستگاری، تهران، پایدار، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، چاپ چهارم، ص۶۷.

کسروی در تعریف دین حرف‌های ضد و نقیض زیادی می‌زند. ‌اگر بخواهیم در پیرامون همۀ نوشته‌های او به گفتگو بپردازیم و هر یک از کتاب‌های او را در این خصوص مورد بررسی و بحث قرار دهیم به نتیجۀ مثبتی نخواهیم رسید. ‌یکی می‌گفت من سه کتاب شیعی‌گری، ورجاوند بنیاد و در پیرامون اسلام را کنار هم قرار داده و به مطالعه آن‌ها پرداختم. ‌بلکه بتوانم دربارۀ دین به یک تعریف واحدی برسم؛ اما روز خود را تباه کرده و از نوشته‌های او چیزی دستگیرم نشد. ‌
[۳۸] سراج انصاری، مهدی، نبرد با بی‌دینی، تبریز، بنی‌هاشمی، بی تا، چاپ دوم، ص۹۱.


پاک دینی

[ویرایش]

به عقیدۀ کسروی یک دینی که همۀ جهانیان بپذیرند، پاک‌دینی است. ‌
[۳۹] آل احمد، جلال، در خدمت و خیانت روشنفکران، تهران، فردوس، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص۴۲.
و این همان دین خردمندانه ‌ایست که قبلا پیش زمینه‌های آن را در ذهن مردم ایجاد کرده بود. ‌در نتیجه او فرقه‌ایی به نام کسروی‌گرایی یا همان پاکدینی را تشکیل می‌دهد. ‌
[۴۰] فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۳۰۲.
با آنکه او دینی بنیاد نهاد و کتاب دینی به نام ورجاوند بنیاد (اصول مقدسه) نوشت و پاکدینان را در حزبی به نام باهماد آزادگان که هدف نهایی‌اش دست زدن به شورش و ایجاد سر رشته‌داری توده (حکومت مردم) و مذهبش پاکدینی است. ‌گرد آورد و خود به کررات مدعی برانگیختگی (بعثت) و پیمانداری با خدا شد. ‌با این حال در بحث با مخالفان خود منکر پیغمبری و دین‌آوری شد
[۴۱] طبری، احسان، آورندگان‌اندیشۀ خطا، تهران، کیهان، ۱۳۷۸، چاپ اول، ص۳۱.
و گفت: «آقای هژیر من در کجا و در کدام نوشتۀ خود دعوی پیغمبری کرده‌ام؟ پیغمبری در‌اندیشۀ مردم آنست که فرشته از آسمان به نزد کسی بیاید. ‌. ‌. ‌من در کجا گفته‌ام، فرشته به نزد من می‌آید؟. ‌. ‌. ‌تمام این دروغ را از کجا آورده‌اید. ‌؟ . ‌. ‌. ‌آری ما گروهی هستیم؛ اما مذهب بنیاد نمی‌گذاریم.»
[۴۲] کسروی، احمد، دادگاه، بی جا، بی نا، ۱۳۵۷، چاپ چهارم، ص۳۰.
عده‌ای از طرفداران او پاک‌دینی را مذهب و دین نمی‌شمارند. ‌و معتقدند که کسروی یک مصلح دینی ـ اجتماعی بود که می‌خواست در رفع مشکلات اجتماعی راه حل‌های تازه ارائه دهد. ‌از این رو قصد دین‌آوری و مذهب سازی را از او نفی کرده‌اند. ‌
[۴۳] فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۲۵۹.

او پاکدینی را مطرح کرد، چون معتقد بود اسلام دیگر به پاکی گذشته نیست و به قول خودش «کدام اسلام؟ آن اسلام که بوده و اکنون نیست، زیرا بیش از دویست سال بپاکی خود نماند. ‌»
[۴۴] کسروی، احمد، ما چه می‌خواهیم؟، تهران، رشیدیه، ۱۳۵۸، چاپ سوم، ص۱۸.


کتاب‌سوزی

[ویرایش]

کسروی برای از بین بردن آلودگی‌ها، انحرافات از دین توصیه می‌کرد که کتاب‌های خطرناک را گرد آورند. ‌و در یک روز معین (روز اول دی) آن‌ها را بسوزانند. ‌او در کتاب ما چه می‌خواهیم؟ بیان می‌کند که؛ «یکی از کوشش‌هایی که برای کندن ریشۀ بدآموزی‌ها و گمراهی‌ها باید کرد، از میان بردن هزارها کتاب است. ‌. ‌. ‌که از هزار سال پیش هر زمان سیل گمراهی دیگری برخاسته و از شرقیان گذشته؛ ولی چرکاب همۀ آن‌ها در کتاب‌ها ته‌نشین گردیده. ‌. ‌. ‌، امروزه بزرگترین نیکوکاری و بهترین پرستش بخدا آنست که بکوشیم و این کیش‌های پراکنده و بیهوده را از میان برداریم و مردمان را همه به‌ یک‌راه آوریم. ‌. ‌. ‌امروز یکی از کارهای نیک آتش زدن هزارها کتاب زیان‌آور است.»
[۴۵] کسروی، احمد، ما چه می‌خواهیم؟، تهران، رشیدیه، ۱۳۵۸، چاپ سوم، ص۷۷ – ۱۴۶.

اما این اقدامات او تا اینجا ختم نشد و به حدی رسید که مفاتیح‌الجنان را نیز جزء یکی از همین کتاب‌های گمراه کننده خواند و آتش زد. ‌امام خمینی در این خصوص می‌فرمایند: «یک‌دفعه آدم می‌بیند که کسروی آمد و کتابسوزی! مفاتیح‌الجنان هم جزو کتاب‌هایی بود که سوزاند، کتاب‌های عرفان را هم سوزاند. ‌البته کسروی نویسندۀ زبردستی بود؛ ولی این آخری دیوانه شده بود. ‌. ‌. ‌ایشان نمی‌دانست کتاب مفاتیح‌الجنان چی تویش است! »
[۴۶] موسوی خمینی، روح الله، صحیفۀ نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱، ج۱۵، ص۲۴۰.

به جرات می‌توان گفت پدر نقش به‌سزایی در شکل‌گیری‌ اندیشه‌های فرزند خود دارد. ‌شاید این دگرگونی‌های فکری و اعتقادی کسروی بازتاب رفتارهای پدر، محیط متحجر آن زمان و بی‌سوادی ملاها باشد که خود بارها و بارها در کتاب‌های خود از این موارد و رنجش‌هایی که از آن‌ها دیده را مطرح می‌کند. ‌به عنوان مثال در کتابش از ملاها می‌نویسد: «چه آزارهایی که از ملایان نمی‌دیدم. ‌. ‌. ‌حاجی میر ابوالحسن انگجی. ‌. ‌. ‌چون دلبستگی مرا به مشروطه شدید دیده بود. ‌تکفیرم می‌کرد. ‌آن ملای هکماواری. ‌. ‌. ‌که داماد حاجی میر محسن آقا و دشمن ویژه من می‌بود. ‌پیاپی مردم دژ خوی هکماوار و قراملک را بمن می‌آغالانید (شورانید).»
[۴۷] کسروی، احمد، زندگانی من، تهران، نشر جار، ۲۵۳۵ شاهنشاهی، ص۴۹.
ایشان در قضیۀ مشروطه بارها و بارها تحت فشار همین ملایان قرار گرفت تا جایی که به قول خودش این فشارها عاملی شد تا زنجیرهای ملایی را برای همیشه از گردن بردارد. ‌
[۴۸] اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، ص۹.

پدرش نیز در شکل‌گیری افکار انحرافی او بی‌تاثیر نبود. ‌هر چند سنت‌های روحانی خانواده را گرامی می‌داشت. ‌اما با آداب و رسوم رایج مذهبی مخالف بود. ‌و روضه خوانی و زیارت رفتن را نکوهش می‌کرد. ‌
[۴۹] اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، ص۷.
تا جایی که کسروی در این خصوص نوشت: «پدرم به کربلا و مشهد نرفتی یک بار به مشهد برای یک کار بازرگانی و یک بار به کربلا به آهنگ دیدن برادرش و باز آوردن او رفته بود و بس. ‌. ‌. ‌و نیز پدرم روضه نخوانانیدی من دوازده سال از زمان او را دریافتم که شش سالش را نیک بیاد می‌دارم در آن شش سال روضه خوانی به خانه ما پا نگذاشت. ‌در این‌جا گفتی بهتر است آن پول را به نیازمندان داد. ‌»
[۵۰] کسروی، احمد، زندگانی من، تهران، نشر جار، ۲۵۳۵ شاهنشاهی، ص۱۲ – ۱۳.


ترور کسروی

[ویرایش]

شهید نواب صفوی به دستور آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی جهت مبارزه با کجروی‌های کسروی به ایران آمد. ‌
[۵۱] حائری، علی، روز شمار شمسی، تهران، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۲، ص۳۴۹.
سید مجتبی نواب صفوی روحانی صریح، جوان و با نفوذ بود. ‌او با تشکیل جمعیت فدائیان اسلام به مبارزه با بدخواهان و بد‌اندیشان پرداخت. ‌از میان گروه‌های تروری که حذف فیزیکی دشمنان را برای رسیدن به اهداف خود برگزیدند، فدائیان اسلام بیشتر از بقیه بر تعالیم اسلامی پافشاری داشتند. ‌
[۵۲] بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران، سروش، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۲، ص۷۸۸.
هر چند خود نواب موفق به ترور او نشد، زیرا گلوله در تفنگ او گیر کرد و تنها توانست او را زخمی کند. ‌
[۵۳] حائری، علی، روز شمار شمسی، تهران، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۲، ص۴۰۸.
اما برادران امامی از اعضای فدائیان اسلام در اسفند ماه سال ۱۳۲۴ش این کار را انجام دادند. ‌
[۵۴] بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران، سروش، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۲، ص۷۸۸.
و کسروی و حدادپور (مشاورش) را در مقابل دادگستری به قتل رسانیدند. ‌
[۵۵] فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۲۶۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. اتحاد، هوشنگ، پژوهشگران معاصر، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۱، ج۴، ص۸۵.
۲. اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، تهران، امیر کبیر، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، چاپ اول، ص۶.
۳. فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، تهران، انتشارات مطبوعاتی فرخی، بی تا، ص۱۷.
۴. ] فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، تهران، انتشارات مطبوعاتی فرخی، بی تا، ص۲۶۴.
۵. موسوی خمینی، روح الله، تفسیر سورۀ حمد، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، ۱۳۷۸، چاپ پنجم، ص۱۹۲.
۶. کسروی، احمد، تاریخ پانصد سالۀ خوزستان، خواجو، ۱۳۶۲، چاپ اول، ص۸.
۷. فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۲۶۴.
۸. کسروی، احمد، شیخ صفی و تبارش، تهران، انتشارات فردوس، ۱۳۷۹، چاپ اول.
۹. یزدانی، سهراب، کسروی و تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، نشر نی، ۱۳۷۶، چاپ اول، ص۳۶.
۱۰. کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۳، چاپ دهم.
۱۱. کسروی، احمد، تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان، تهران، بی نا، ۱۳۱۷.
۱۲. بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران، سروش، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۲، ص۷۸۹.
۱۳. ذکاء، یحیی، کاروند کسروی، تهران، انتشارات فرانکلین، ۱۳۵۲، چاپ اول، ص۹.
۱۴. کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۳، چاپ دهم، ص۳ – ۵.
۱۵. فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۲۶۵.
۱۶. کسروی، احمد، صوفیگری، بنگاه مطبوعاتی فرخی، ۱۳۴۲، چاپ ششم.
۱۷. کسروی، احمد، بهائیگری، بی جا، بی نا، بی تا.
۱۸. کسروی، احمد، حافظ چه می‌گوید؟، گرد آورنده میر مهدی طهوری، تهران، بی نا، ۱۳۳۵.
۱۹. کسروی، احمد، ورجاوند بنیاد، تهران، انتشارات فرخی، ۱۳۴۸، چاپ پنجم.
۲۰. کسروی، احمد، راه رستگاری، تهران، پایدار، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، چاپ چهارم.
۲۱. کسروی، احمد، آئین، نشر جار، چاپ رشیدیه، ۲۵۳۶ شاهنشاهی.
۲۲. بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران، سروش، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۲، ص۷۹۲.
۲۳. طبری، احسان، آورندگان‌اندیشۀ خطا، تهران، کیهان، ۱۳۷۸، چاپ اول، ص۴۶.
۲۴. کسروی، احمد، فرهنگ چیست؟، بی جا، پایدار، ۱۳۴۴، ص۲۲.
۲۵. ذکاء، یحیی، کاروند کسروی، تهران، انتشارات فرانکلین، ۱۳۵۲، چاپ اول، ص۹.
۲۶. کسروی، احمد، آئین، نشر جار، چاپ رشیدیه، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، ص۴۷.
۲۷. کسروی، احمد، آئین، نشر جار، چاپ رشیدیه، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، ص۱۴ – ۱۶.
۲۸. کسروی، احمد، آئین، نشر جار، چاپ رشیدیه، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، ص۲۲.
۲۹. کسروی، احمد، ما چه می‌خواهیم؟، تهران، رشیدیه، ۱۳۵۸، چاپ سوم، ص۳۴.
۳۰. یزدانی، حسین، در پیرامون اقتصاد، بی جا، بی نا، بی تا، ص۴۷.
۳۱. کسروی، احمد، در راه سیاست، انتشارات پایدار، ۱۳۲۴، چاپ اول، ص۶۰.
۳۲. کسروی، احمد، مشروطه بهترین شکل حکومت، بی جا، بی نا، بی تا، ص۵۹.
۳۳. کسروی، احمد، در راه سیاست، انتشارات پایدار، ۱۳۲۴، چاپ اول، ص۶۰ – ۶۱.
۳۴. اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، ص۲۵.
۳۵. کسروی، احمد، کار و پیشه و پول، تهران، باهماد آزادگان، ۱۳۳۶، چاپ دوم، ص۳.
۳۶. اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، ص۱۱۱.
۳۷. کسروی، احمد، راه رستگاری، تهران، پایدار، ۲۵۳۶ شاهنشاهی، چاپ چهارم، ص۶۷.
۳۸. سراج انصاری، مهدی، نبرد با بی‌دینی، تبریز، بنی‌هاشمی، بی تا، چاپ دوم، ص۹۱.
۳۹. آل احمد، جلال، در خدمت و خیانت روشنفکران، تهران، فردوس، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص۴۲.
۴۰. فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۳۰۲.
۴۱. طبری، احسان، آورندگان‌اندیشۀ خطا، تهران، کیهان، ۱۳۷۸، چاپ اول، ص۳۱.
۴۲. کسروی، احمد، دادگاه، بی جا، بی نا، ۱۳۵۷، چاپ چهارم، ص۳۰.
۴۳. فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۲۵۹.
۴۴. کسروی، احمد، ما چه می‌خواهیم؟، تهران، رشیدیه، ۱۳۵۸، چاپ سوم، ص۱۸.
۴۵. کسروی، احمد، ما چه می‌خواهیم؟، تهران، رشیدیه، ۱۳۵۸، چاپ سوم، ص۷۷ – ۱۴۶.
۴۶. موسوی خمینی، روح الله، صحیفۀ نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱، ج۱۵، ص۲۴۰.
۴۷. کسروی، احمد، زندگانی من، تهران، نشر جار، ۲۵۳۵ شاهنشاهی، ص۴۹.
۴۸. اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، ص۹.
۴۹. اصیل، حجت‌الله، سیری در‌اندیشۀ سیاسی کسروی، ص۷.
۵۰. کسروی، احمد، زندگانی من، تهران، نشر جار، ۲۵۳۵ شاهنشاهی، ص۱۲ – ۱۳.
۵۱. حائری، علی، روز شمار شمسی، تهران، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۲، ص۳۴۹.
۵۲. بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران، سروش، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۲، ص۷۸۸.
۵۳. حائری، علی، روز شمار شمسی، تهران، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۲، ص۴۰۸.
۵۴. بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، تهران، سروش، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۲، ص۷۸۸.
۵۵. فضایی، یوسف، بابیگری بهایی‌گری و کسروی‌گرایی، ص۲۶۵.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «احمد کسروی»، تاریخ بازیابی۹۵/۵/۱۳.    






جعبه ابزار