احکام فعلی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



احکام فعلی به مرحله ابلاغ احکام به مکلّفان، یا مرحله تحقق خارجی موضوعات احکام اطلاق می‌شود.


تعریف

[ویرایش]

احکام فعلی، مقابل احکام انشایی است و به احکامی گفته می‌شود که از سوی شارع جعل و برای مکلفان بیان شده و به مرحله اجرا نیز رسیده است.

توضیح

[ویرایش]

اگر مولا بخواهد حکم انشایی را به مرحله اجرا بگذارد، برای مثال، بخواهد در خارج، نماز جمعه بر پا و شرب خمر ترک شود، مکلفان را به انجام آن (نماز جمعه) بعث و از انجام آن (شرب خمر) منع می‌کند؛ یعنی با جعل قانون ، مکلف را به سوی انجام مأمورٌبه حرکت می‌دهد، یا او را از به جا آوردن منهیٌ عنه باز می‌دارد؛ این مرحله را که حکم انشایی برای اجرا به مکلف ابلاغ می‌شود مرحله فعلیت حکم می‌نامند. این مرحله به تنهایی اثر ندارد، بلکه در صورتی که شرایط فعلیت تکلیف ، مثل علم مکلف به تکلیف و قدرت بر انجام آن، تحقق پیدا کند، تکلیف بر او منجز می‌شود.

نکته

[ویرایش]

اگر فعلیت احکام را مشروط به علم و علم را مشروط به فعلیت احکام بدانیم، دور لازم می‌آید، که به این اشکال جواب داده شده است.

مراتب حکم

[ویرایش]

مرحوم « آخوند » معتقد است حکم دارای مراتب چهارگانه است:
۱. مرتبه اقتضا؛
۲. مرتبه انشا؛
۳. مرتبه فعلیت؛
۴. مرحله تنجز.
اما بیش‌تر پژوهشگران بعد از ایشان معتقدند حکم دارای دو مرتبه است:
۱. مرتبه انشا؛
۲. مرتبه فعلیت.

تعریف حکم انشایی

[ویرایش]

از نظر مرحوم «آخوند» حکم انشایی، حکمی است که در آن بعث و زجر هر چند اعتباری وجود ندارد؛ اما در حکم فعلی، بعث و زجر اعتباری وجود دارد.
به نظر « امام خمینی (رحمه الله)» چون روش عقلا در مقام تقنین بر رعایت دو مرحله است؛ یکی، اصل جعل قانون به صورت کلی و طبق اراده استعمالی، و دیگری بیان مخصص‌ها، مقیدها و تبیین مراد جدی قانون گذار، در نتیجه، حکم انشایی همان حکمی است که در مرحله اول، به صورت قانون کلی مطرح شده و طبق اراده استعمالی است؛ اما حکم فعلی به معنای بیان مراد جدی مولا از طریق مخصص‌ها و مقیدها می‌باشد؛ بنابراین، حکمی که اراده استعمالی به صورت وضع و جعل قانون به آن تعلق دارد، حکم انشایی است و حکمی که متعلق به اراده جدی است و به مرحله اجرا و عمل رسیده، حکم فعلی نام دارد.
برخی دیگر معتقدند حکم انشایی به حکمی می‌گویند که به شکل قضیه حقیقیه جعل شده باشد و موضوع آن افراد محققة الوجود و مقدرة الوجود را شامل شود، و تا زمانی که افراد موضوع حکم، وجود فرضی و تقدیری دارند، این حکم، انشایی است، اما زمانی که موضوع آن در خارج محقق شود، حکم، فعلی می‌شود.
[۲] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۱۰، ص ۱۱۷-۱۰۴.
[۳] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۶، ص ۱۹۸-۱۹۷.
[۶] سجادی، جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۱۱۹.


عناوین مرتبط

[ویرایش]

خطاب فعلی.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مشکینی، علی، اصطلاحات الاصول، ص۱۲۳.    
۲. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۱۰، ص ۱۱۷-۱۰۴.
۳. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۶، ص ۱۹۸-۱۹۷.
۴. آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۲۷۸.    
۵. آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۲۷۹.    
۶. سجادی، جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۱۱۹.


منبع

[ویرایش]
فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۱۱۲، برگرفته از مقاله «احکام فعلی».    


رده‌های این صفحه : احکام شرعی




جعبه ابزار