اسم مفعول

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اسم مشتق از فعل مضارع مجهول را اسم مفعول گویند.


تعریف

[ویرایش]

اسم مفعول، از مصادیق مشتق اصولی و اسمی است که از فعل مضارع مجهول، یعنی از «یُفعَل»، مشتق گردیده و بر کسی یا چیزی که فعل بر آن واقع شده، دلالت می‌کند.

نزاع اصولیان

[ویرایش]

نزاع اصولیون در مبحث مشتق مبنی بر این که آیا مشتق در خصوص «ما تلبس بالمبدأ» حقیقت است یا اعم از آن و «ما انقضی عنه المبدأ»، در اسم مفعول هم جاری است.

اشکال اصولیان

[ویرایش]

برخی از اصولی‌ها با داخل بودن اسم مفعول در بحث مشتق مخالف بوده و می‌گویند: مفعول یعنی «من وقع علیه الفعل» و در چنین معنایی نمی‌توان انقضا تصور کرد، زیرا معنای انقضا این است که در زمانی فعلی بر مفعول واقع نمی‌شود، و چنین چیزی در اسم مفعول ممتنع است، هر چند سال‌ها از آن بگذرد.

← جواب از اشکال


به این اشکال دو جواب نقضی و حلّی داده شده که به ترتیب عبارت است از:
۱. عین همین اشکال در اسم فاعل هم هست، و هر چه در آن جا گفته شود، در این جا نیز گفته می‌شود؛
۲. وقتی وقوع ضرب را مثل صدور آن، فعلی در مقابل شأنی فرض کنیم، منقضی شدن در مورد آن نیز متصور است.
[۶] دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۲، ص۲۱۸۴.
[۷] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۲، ص ۵۷۷-۵۷۶.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. جرجانی، محمد بن علی، التعریفات، ص۱۱.    
۲. اصفهانی، محمد حسین، الفصول الغرویة فی الاصول الفقهیة، ص۵۸.    
۳. آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۵۶.    
۴. خویی، ابوالقاسم، محاضرات فی اصول الفقه، ج۱، ص۲۴۰.    
۵. مجاهد، محمد بن علی، مفاتیح الاصول، ص۱۹.    
۶. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۲، ص۲۱۸۴.
۷. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۲، ص ۵۷۷-۵۷۶.


منبع

[ویرایش]
فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۱۹۲، برگرفته از مقاله «اسم مفعول».    


رده‌های این صفحه : اسما | مشتق(اصول)




جعبه ابزار