اطراد (علم بدیع)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از اصطلاحات بکار رفته در ادبیات فارسی، اطراد بوده که در لغت به معنی «روان شدن، جاری شدن، در پی یکدیگر آمدن» و معنای اصطلاح آن هم نزدیک به معنای لغوی می‌باشد.


تعریف بدیع

[ویرایش]

بدیع آن است که شاعر نام ممدوح (یا غیر ممدوح) و نام پدرانِ او را به ترتیب زمان ولادت آنان، صعودی یا نزولی، برشمارد، مانند:
‌امــــید هســــت کـــه روی مــلال درنکشــــند •••• از آن سبب که گلستان نه جای دلتنگی است
عــلی‌الخــــصوص کــــه دیبـــــاچۀ هـــمایونش •••• بـه نــــام ســــعدِ ابوبکــــرِ سعدِبْنِ زنگی است (سعدی)
در مصراع چهارم، نَسَب ممدوح تا چهار پشت ذکر شده است.

شرط صحت اطراد

[ویرایش]

شرط اطّراد آن است که سخن از تکلف و حشو برکنار باشد. زیرا در این حال اطّراد بر توانایی گوینده دلالت دارد و از صنایع بدیع به شمار می‌رود.

وجه تسمیه

[ویرایش]

وجه تسمیۀ اطّراد آن است که در این صنعت پیوند و روانی شمارش نام‌ها به پیوستگی و جریانِ آب جاری می‌مانَد.
این صنعت غالباً در محلّ تخلّص به مدح به کار می‌رود. برخی اطّراد را مخصوص به شعر و استعمال آن را در زبان فارسی از عربی خوش‌تر دانسته و طولانی شدن آن را ناپسند داشته‌اند و برخی ارزش بدیعی این صنعت را بسته به وجود زیبایی‌های جانبی دانسته‌اند.
[۱] سعادت، اسماعیل، دانش‌نامه زبان و ادب فارسی، تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴، ج۱، ص۴۵۱.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. سعادت، اسماعیل، دانش‌نامه زبان و ادب فارسی، تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴، ج۱، ص۴۵۱.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «اطراد»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۰۷/۰۹.    






جعبه ابزار