اعتکافذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



توقف در مسجد به قصد عبادت را اعتکاف گویند. این عبادت در فقه دارای بابی مستقل به نام اعتکاف است.

فهرست مندرجات
۱ - اعتکاف در لغت
۲ - اعتکاف در اصطلاح
۳ - واژه اعتکاف در قرآن
۴ - پیشینه اعتکاف
       ۴.۱ - تجدید بنای کعبه توسط ابراهیم (‌ع)
       ۴.۲ - عبادت حضرت مریم در مسجدالاقصی
       ۴.۳ - اعتکاف بت پرستان
۵ - اعتکاف در اسلام
       ۵.۱ - آیات دال بر اعتکاف
       ۵.۲ - روایات اعتکاف
۶ - زمان اعتکاف
۷ - حکم تکلیفی اعتکاف
۸ - شرایط و احکام اعتکاف
       ۸.۱ - روزه
              ۸.۱.۱ - مستندات روزه در اعتکاف
       ۸.۲ - سه روز ماندن در مسجد
       ۸.۳ - اعتکاف در مسجد و عدم خروج از آن
              ۸.۳.۱ - مستندات اعتکاف در مسجد
              ۸.۳.۲ - مقصود از مسجد
       ۸.۴ - اجتناب از مباشرت با زنان
              ۸.۴.۱ - مستندات این شرط
       ۸.۵ - دیگر شرائط اعتکاف
۹ - احکام اعتکاف
       ۹.۱ - روزه اعتکاف
              ۹.۱.۱ - عدم شرطیت قصد اعتکاف در روزه
              ۹.۱.۲ - بطلان اعتکاف بدون روزه ولو با عذر
       ۹.۲ - شروع و پایان اعتکاف
       ۹.۳ - ناتمام گذاشتن اعتکاف
       ۹.۴ - خروج از مسجد به هنگام ضرورت
۱۰ - محرّمات اعتکاف
۱۱ - اسباب بطلان اعتکاف
       ۱۱.۱ - مبطل اعتکاف بودن مبطلات روزه
       ۱۱.۲ - آمیزش در شب
       ۱۱.۳ - ارتکاب دیگر محرمات
۱۲ - آثار بطلان اعتکاف
       ۱۲.۱ - اعتکاف معین و غیرمعین و مستحب
       ۱۲.۲ - بطلان اعتکاف به وسیله آمیزش
       ۱۲.۳ - بطلان اعتکاف به سبب دیگر محرمات
       ۱۲.۴ - بطلان اعتکاف به سبب بطلان روزه
۱۳ - پانویس
۱۴ - منبع

اعتکاف در لغت[ویرایش]

اعتکاف، مصدر باب افتعال از ریشه «ع- ک- ف» به معنای محبوس کردن و روی آوردن به چیزی است. [۱] [۲] [۳]
راغب گوید: اعتکاف به معنای روی آوردن و ملازمت با چیزی، همراه با تعظیم آن است. [۴]

اعتکاف در اصطلاح[ویرایش]

به توقّف سه روز یا بیشتر در مسجد به قصد قربت و با شرایط مخصوص، اعتکاف، و به شخص به جا آورندۀ اعتکاف، معتکف گویند. [۵] [۶]

واژه اعتکاف در قرآن[ویرایش]

واژه اعتکاف در قرآن نیامده؛ ولی مشتقات ماده «عکف» از ثلاثی مجرد به‌صورت اسم فاعل ۷ بار و در شکل اسم مفعول و مضارع هر کدام یک بار آمده است.

پیشینه اعتکاف[ویرایش]

از برخی آیات قرآن بر می‌آید که این عبادت در ادیان توحیدی پیشین نیز مطرح بوده و پیامبران الهی و موحدان گاه برای راز و نیاز با خداوند، مدتی از زندگی و جامعه دوری می‌گزیدند و به مسجد الحرام یا معابد دیگر پناه می‌بردند و مدتی خود را برای عبادت با خدا و راز و نیاز با او محبوس می‌کردند. [۷]

← تجدید بنای کعبه توسط ابراهیم (‌ع)
از جمله آیه ۱۲۵ بقره است که خداوند در آن به ابراهیم و فرزندش اسماعیل، فرمان می‌دهد تا مسجدالحرام را برای طواف کنندگان و معتکفان پاکیزه گردانند: «وعَهِدنا الی‌ ابرهیمَ واسمعیلَ ان طَهّرا بَیتِیَ لِلطّافینَ والعکِفینَ». [۸] [۹]
از این آیه، افزون بر اینکه استفاده می‌شود سنت اعتکاف در شریعت حضرت ابراهیم علیه السلام بوده، اهمیت فوق‌العاده این عبادت در شریعت آن حضرت و دیگر ادیان توحیدی که نشئت گرفته از شریعت ابراهیم علیه‌السلام است نیز فهمیده می‌شود، زیرا خداوند از سویی دو پیامبر خود را مأمور کرده است تا مقدمات این عبادت را فراهم سازند واز سوی دیگر، خانه خود را که بهترین مکان در روی زمین است، جایگاه این عبادت قرار داده است.

← عبادت حضرت مریم در مسجدالاقصی
شاید بتوان اقامت و عبادت مریم علیها السلام در مسجدالاقصی را نیز از مصادیق اعتکاف برشمرد، زیرا مادر آن حضرت نذر کرد که مریم را وقف عبادت خدا کند. [۱۰]
«اذ قالَتِ امرَاتُ عِمرنَ رَبّ انّی نَذَرتُ لَکَ ما فی بَطنی مُحَرَّرًا...» [۱۱]و پس از بلوغ، سرپرست او (زکریا)علیه‌السلام برای وی جایگاهی در مسجدالاقصی آماده کرد، تا به عبادت بپردازد.
سپس مریم در مسجد اقامت گزید و به عبادت پرداخت [۱۲] [۱۳]که از نزد خدا با طعام‌های بهشتی پذیرایی می‌شد: «کُلَّما دَخَلَ عَلَیها زَکَرِیا المِحرابَ وَجَدَ عِندَها رِزقًا قالَ یمَریَمُ انّی‌ لَکِ هذا قالَت هُوَ مِن عِندِ اللَّهِ». [۱۴]

← اعتکاف بت پرستان
از برخی آیات استفاده می‌شود که توقف نزد بتها و عبادت آنها، در آیین‌های بت پرستی نیز رواج داشته است. در آیه ۵۲ انبیاء [۱۵]حضرت ابراهیم، آزر و قومش را به سبب عبادت بتها و ملازمت با آنها نکوهش کرده است:«اذ قالَ لِابیهِ وقَومِهِ ما هذِهِ التَّماثیلُ الَّتی انتُم لَها عکِفون». در معنای «عاکفون» گفته‌اند که بت پرستان در بتکده‌ها ملازم بتها بودند و آنها را عبادت می‌کردند. [۱۶] [۱۷] [۱۸]
آیه ۱۳۸ اعراف [۱۹]گزارش کرده که بنی‌اسرائیل پس از عبور از دریا با بت پرستانی مواجه شدند که سر بر آستان بتان خود داشتند: «وجوَزنا بِبَنی اسرءیلَ البَحرَ فَاتَوا عَلی‌ قَومٍ یَعکُفونَ عَلی‌ اصنامٍ لَهُم...»؛ همچنین در آیه ۹۱ طه داستان بنی‌اسرائیل آمده است که پس از رفتن موسی علیه السلام به کوه طور، در اطراف گوساله سامری وقوف کرده و به پرستش پرداختند: «قالوا لَن نَبرَحَ عَلَیهِ عکِفینَ حَتّی‌ یَرجِعَ الَینا موسی‌» [۲۰].

اعتکاف در اسلام[ویرایش]

در اسلام نیز همچون شرایع پیشین، سنت اعتکاف وجود داشته و مسلمانان به این عبادت ترغیب و تشویق شده‌اند.

← آیات دال بر اعتکاف
از آیه ۱۸۷ بقره [۲۱]که در آن به برخی احکام اعتکاف اشاره شده است: «ولا تُبشِروهُنَّ وانتُم عکِفونَ فِی المَسجِدِ» نیز آیه ۱۲۵ بقره [۲۲]مشروعیت این عمل در اسلام استفاده می‌شود. [۲۳]

← روایات اعتکاف
همچنین از روایاتی که به جا آوردن این عمل را به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مستند می‌کند و مزد و پاداش فراوانی برای آن برشمرده است نیز جواز، بلکه استحباب آن در اسلام استفاده می‌شود؛ از جمله در روایتی آمده که پیامبر پس از ورود به مدینه، ابتدا در دهه نخست ماه رمضان و سپس در دهه دوم و در سال دیگر در دهه سوم، در مسجد اعتکاف کردند و از آن پس پیوسته در سومین دهه ماه رمضان، معتکف می‌شدند. [۲۴]

زمان اعتکاف[ویرایش]

اعتکاف به نظر فقهای اسلامی در همه ایام سال به جز روزهایی‌ که در آن روزه حرام شده جایز است.
با فضیلت‌ترین زمان برای اعتکاف، ماه مبارک رمضان به ویژه دهۀ آخر آن است. [۲۵] [۲۶]

حکم تکلیفی اعتکاف[ویرایش]

اعتکاف در اصل شرع، مستحب است، امّا به وسیلۀ نذر، عهد، قسم و شرط ضمن عقد لازم مانند اجاره و مانند آن، واجب می‌شود. [۲۷]

شرایط و احکام اعتکاف[ویرایش]

افزون بر شرایط عامه تکلیف و نیت [۲۸] [۲۹]برای معتکف، اعتکاف شرایط و احکام دیگری نیز دارد، از جمله:

← روزه
فقهای امامیه، با استناد به روایات، روزه (اعم از واجب و مستحب) را از شرایط اعتکاف می‌دانند. [۳۰] [۳۱]

←← مستندات روزه در اعتکاف
برخی اعتکاف پیامبر در ماه رمضان را دلیل دیگری بر این امر دانسته‌اند. [۳۲]
به نظر بعضی ظاهر آیه ۱۸۷ بقره [۳۳]نیز اشعار به این امر دارد، زیرا مخاطبان نهی از آمیزش، در این آیه روزه داران هستند: «ثُمَّ اتِمّوا الصّیامَ الَی الَّیلِ ولا تُبشِروهُنَّ وانتُم عکِفونَ فِی المَسجِد».
بنابراین آیه، اعتکاف تنها برای روزه ‌داران جایز است و جواز آن برای غیر روزه‌داران نیازمند دلیل است. [۳۴]
البته گروهی از فقهای اهل سنت اعتکاف را بدون روزه نیز جایز می‌دانند. [۳۵] [۳۶]

← سه روز ماندن در مسجد
حداقل اعتکاف به نظر امامیه سه روز [۳۷]و به نظر برخی از علمای اهل سنت یک شبانه روز است. برخی دیگر با استناد به اطلاق آیه ۱۸۷ بقره [۳۸]مدت زمانی کوتاه را که وقوف بر آن صدق کند، کافی دانسته‌اند. [۳۹] [۴۰] [۴۱]

← اعتکاف در مسجد و عدم خروج از آن
شرط دیگر، انجام دادن این عبادت در مسجد است. همه علمای اسلامی به جز حنفیان که اعتکاف زن را در خانه‌اش جایز دانسته‌اند [۴۲]بر این شرط اتفاق نظر دارند. [۴۳] [۴۴]

←← مستندات اعتکاف در مسجد
مستند امامیه دراین شرط روایات است؛ اما گروهی از عالمان اهل سنت آن را از جمله «... وانتُم عکِفونَ فِی المَسجِد» (بقره/۱۸۷) [۴۵]استفاده کرده‌اند. [۴۶]
در ردّ این استناد گفته شده که آیه فقط بر حرمت مباشرت با زنان در حال اعتکاف در مسجد، دلالت دارد؛ نه بر شرطیت مسجد در اعتکاف. [۴۷]

←← مقصود از مسجد
در اینکه مقصود از مسجد چه مسجدی است، بین علمای اسلامی اختلاف است؛ از ظاهر جمله «... و انتُم عکِفونَ فِی المَسجِد...» [۴۸]جواز اعتکاف در هر مسجدی استفاده می‌شود، [۴۹]زیرا «المساجد» عام و شامل همه مساجد است؛ ولی امامیه با استناد به روایات، عموم آیه را به مساجد چهارگانه، یعنی مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه و مسجد بصره [۵۰]
[۵۱]و مسجد جامع هر شهر [۵۲] [۵۳]تخصیص زده‌اند.
نظر گروهی از اهل سنت نیز همین است؛ [۵۴]ولی عده‌ای از فقهای فریقین، بر مساجد فوق، مساجدی دیگر افزوده‌اند. [۵۵] [۵۶] [۵۷]
شایان ذکر است که حضور در مسجد و خارج نشدن از آن در مدت اعتکاف، جز برای کارهای ضروری و رفع حاجت، لازم است. [۵۸]

← اجتناب از مباشرت با زنان
اجتناب از مباشرت با زنان شرط دیگر اعتکاف می‌باشد. [۵۹]

←← مستندات این شرط
قرآن مباشرت با زنان را بر معتکف ممنوع کرده است: «ولا تُبشِروهُنَّ وانتُم عکِفونَ فِی‌المَسجِد». [۶۰]
افزون بر آیه فوق، روایات مستفیض نیز بر این امر دلالت دارد. [۶۱] [۶۲]
به نظر علمای امامیه آیه و روایات پیش‌گفته شمول داشته و هرگونه لمس، تقبیل و تماس شهوت ‌آمیز را نیز در بر می‌گیرد، [۶۳] [۶۴]
هرچند برخی از امامیه و جمعی از اهل سنت، انصراف آیه را به آمیزش دانسته و سرایت آن به مقدمات مذکور را بعید می‌دانند، [۶۵]بلکه رد کرده‌اند؛ [۶۶] [۶۷]همچنین از اینکه در آیه مورد بحث، قرآن مباشرت با زنان در شبهای ماه رمضان را برای روزه‌داران روا شمرده: «فالنَ بشِروهُنَّ» و سپس معتکفان را ازاین عمل منع کرده است: «و لا تُبشِروهُنَّ وانتُم عکِفونَ فِی‌المَسجِد» [۶۸]به دست می‌آید که آمیزش در شبهای اعتکاف نیز بر معتکف حرام است. [۶۹] [۷۰]
فقهای فریقین نیز بر همین رأی هستند. [۷۱] [۷۲]

← دیگر شرائط اعتکاف
عقل، اسلام، قصد قربت، اذن مولا برای مملوک و اذن شوهر برای زن و اذن پدر و مادر برای فرزند در صورت اذیّت شدن پدر و مادر، از دیگر شرایط صحت اعتکاف است.
همچنین بر شرط بودن ایمان در صحّت همۀ عبادت‌ها از جمله اعتکاف، ادّعای اجماع شده است. [۷۳] [۷۴]

احکام اعتکاف[ویرایش]

اعتکاف دارای احکام گوناگونی است که به آنها اشاره می‌شود.

← روزه اعتکاف
روزه از شرائط اصلی اعتکاف است که اعتکاف بدون آن صحیح نمی‌باشد.

←← عدم شرطیت قصد اعتکاف در روزه
در روزۀ اعتکاف، قصد اعتکاف شرط نیست، بلکه روزۀ ماه رمضان یا روزه نذری و مانند آن نیز کفایت می‌کند. [۷۵]

←← بطلان اعتکاف بدون روزه ولو با عذر
در صورت صحیح نبودن روزه- به جهت زمان مانند اعیاد قربان و فطر و یا به جهت شخص مانند حائض، نفساء، بیمار و مسافر- اعتکاف نیز صحیح نیست. [۷۶]

← شروع و پایان اعتکاف
شب‌های دوم و سوم از سه روز اعتکاف، جزء مدّت اعتکاف است و به قول مشهور، شب اول جزء آن نیست. از این رو، مدّت اعتکاف از طلوع فجر روز اول تا غروب روز سوم است. [۷۷] [۷۸]

← ناتمام گذاشتن اعتکاف
ناتمام گذاشتن اعتکاف واجب، در صورتی که وقتش معیّن باشد، جایز نیست، امّا در این که ناتمام گذاشتن چنین اعتکافی، در صورتی که وقتش معیّن نباشد، و نیز ناتمام گذاشتن اعتکاف مستحب، به طور مطلق جایز است یا به طور مطلق جایز نیست و یا‌ در دو روز اول جایز است و پس از آن جایز نیست، اختلاف است؛ هر چند قول اخیر، مشهور است. [۷۹] [۸۰]

← خروج از مسجد به هنگام ضرورت
خروج از مسجد به هنگام ضرورت- مانند تخلّی، غسل جنابت و استحاضه و دیگر غسل‌های واجب- و نیز انجام اموری مانند برطرف کردن حاجت مؤمنان، تشییع جنازه و عیادت بیمار جایز است. [۸۱]
در صورت خروج از مسجد، نماز خواندن جز در مکّه، و نیز زیر سایه نشستن جایز نیست. [۸۲]

محرّمات اعتکاف[ویرایش]

آمیزش با همسر، و به قول مشهور، لمس کردن و بوسیدن او با شهوت، بوییدن عطر، گل و گیاهان خوش‌بو به قول مشهور، مجادله با دیگران در امور دنیوی و دینی به قصد فضل‌فروشی و غلبه، و خرید و فروش، در شب و روز، بر معتکف حرام است. [۸۳]

اسباب بطلان اعتکاف[ویرایش]

اسباب مختلفی باعث بطلان اعتکاف می‌شود که به آنها اشاره می‌شود.

← مبطل اعتکاف بودن مبطلات روزه
آنچه روزه را باطل می‌کند، اعتکاف را نیز باطل می‌کند. [۸۴]

← آمیزش در شب
همچنین آمیزش در شب، موجب بطلان اعتکاف است. [۸۵]

← ارتکاب دیگر محرمات
در بطلان آن به سبب ارتکاب دیگر محرّمات یاد شده، اختلاف است. [۸۶] [۸۷]

آثار بطلان اعتکاف[ویرایش]

بطلان اعتکاف آثاری از قبیل قضا و در برخی موارد کفاره که به آنها اشاره می‌شود.

← اعتکاف معین و غیرمعین و مستحب
اگر اعتکاف باطل شده، واجب معیّن باشد، قضای آن، و اگر غیر معیّن باشد، اعاده آن واجب است.
همچنین اگر اعتکاف مستحب باشد و پس از گذشت دو روز باطل شود، بنابر قول به وجوب اعتکاف مستحبی بعد از گذشت دو روز، قضای آن واجب است. [۸۸]

← بطلان اعتکاف به وسیله آمیزش
باطل کردن اعتکاف واجب به وسیلۀ آمیزش، حتی در شب، موجب ثبوت کفّاره است و آن، به قول مشهور، کفّارۀ روزۀ ماه رمضان یعنی آزاد کردن برده یا دو ماه روزه گرفتن و یا اطعام شصت فقیر است.

← بطلان اعتکاف به سبب دیگر محرمات
در ثبوت کفّاره به سبب ارتکاب دیگر محرّمات یاد شده، اختلاف است.

← بطلان اعتکاف به سبب بطلان روزه
اگر اعتکاف در روزۀ ماه رمضان یا قضای روزۀ ماه رمضان پس از زوال به سبب جماع کردن باطل شود، دو کفّاره ثابت می‌گردد؛ یکی برای باطل کردن اعتکاف و دیگری برای باطل کردن روزه. [۸۹]

پانویس[ویرایش]
 
۱. مجمع البحرین، ج۲، ص۲۲۹.    
۲. تاج العروس، ج۱۲، ص۳۹۶-۳۹۷.
۳. لسان‌العرب، ج۹، ص۳۴۰-۳۴۱،« عکف».    
۴. مفردات، ص۵۷۹، «عکف».    
۵. جواهرالکلام، ج۱۷، ص۱۵۹.    
۶. العروة الوثقی، ج۲، ص۷۵.    
۷. راهنما ج۱، ص۳۹۹.
۸. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵    
۹. التفسیر الکبیر ج۲، ص۲۷۶.
۱۰. جامع البیان مج۳، ج۳، ص۳۱۹-۳۲۰.
۱۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳۵    
۱۲. مجمع البیان، ج۲، ص۷۴۰.    
۱۳. روض الجنان، ج۴، ص۲۹۷-۲۹۸.
۱۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳۷.    
۱۵. انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۲.    
۱۶. الکشاف، ج۳، ص۱۲۱.
۱۷. التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۱۸۱.
۱۸. مجمع البیان، ج۷، ص۸۳    
۱۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۸.    
۲۰. طه/سوره۲۶، آیه۹۱.    
۲۱. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۲۲. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.    
۲۳. جواهرالکلام ج۱۷، ص۱۶۰.    
۲۴. جامع احادیث الشیعه ج۱۱، ص۷۶۳.
۲۵. العروة الوثقی ج۲، ص۲۴۶.    
۲۶. مستمسک العروه، ج۸، ص۵۳۶-۵۳۸.    
۲۷. العروة الوثقی ج۲، ص۲۴۶.    
۲۸. جواهرالکلام، ج۱۷، ص۱۶۱.    
۲۹. الفقه الاسلامی، ج۳، ص۱۷۶۱-۱۷۶۲.
۳۰. الخلاف، ج۲، ص۲۲۷.    
۳۱. جواهرالکلام، ج۱۷، ص۱۶۴.    
۳۲. جواهرالکلام، ج۱۷، ص۱۶۴.    
۳۳. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۳۴. مسالک الافهام، ج۱، ص۳۵۴.    
۳۵. الخلاف، ج۲، ص۲۲۸.    
۳۶. الفقه الاسلامی، ج۳، ص۱۷۶۲.
۳۷. جواهر الکلام، ج۱۷، ص۱۶۶.    
۳۸. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۳۹. احکام القرآن، ج۱، ص۳۳۶.    
۴۰. تفسیر قرطبی، ج۲، ص۲۲۲.    
۴۱. الفقه الاسلامی، ج۳، ص۱۷۵۲.
۴۲. الفقه الاسلامی، ج۳، ص۱۷۶۲.
۴۳. الفقه الاسلامی، ج۳، ص۱۷۶۲.
۴۴. جواهر الکلام، ج۱۷، ص۱۷۰    
۴۵. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۴۶. تفسیر قرطبی، ج۲، ص۲۲۲.    
۴۷. مسالک الافهام، ج۱، ص۳۵۰.
۴۸. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۴۹. مسالک الافهام، ج۱، ص۳۵۱.    
۵۰. الخلاف، ج۲، ص۲۲۷.    
۵۱. جواهر الکلام ج۱۷، ص۱۶۱-۱۷۳.
۵۲. کنزالعرفان، ج۱، ص۲۱۶.
۵۳. جواهرالکلام، ج۱۷، ص۱۷۱.    
۵۴. تفسیر قرطبی، ج۲، ص۲۲۲.    
۵۵. کنزالعرفان، ج ۱، ص ۲۱۶.
۵۶. مسالک الافهام، ج۱، ص۳۵۱.    
۵۷. الفقه الاسلامی ج۳، ص۱۷۵۲-۱۷۵۶.
۵۸. جواهرالکلام، ج۱۷، ص۱۷۶-۱۷۷.    
۵۹. شرایع ‌الاسلام، ج۱، ص۲۱۹.
۶۰. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۶۱. جامع احادیث الشیعه، ج۱۱، ص۷۸۰.
۶۲. وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۵۴۵.    
۶۳. کنزالعرفان، ج۱، ص۲۱۶.
۶۴. جواهرالکلام، ج۱۷، ص۱۹۹-۲۰۰.    
۶۵. مسالک الافهام، ج۱، ص۳۵۰.
۶۶. احکام‌القرآن، ج۱، ص۳۳۹.    
۶۷. الفرقان، ج۲، ص۷۲.
۶۸. بقره/سوره۲، آیه۱۸۷.    
۶۹. المیزان، ج۲، ص۴۹.    
۷۰. راهنما، ج۱، ص۶۱۰.
۷۱. جواهرالکلام، ج۱۷، ص۲۰۴-۲۰۵.    
۷۲. الفقه‌الاسلامی، ج۳، ص۱۷۷۷
۷۳. جواهر الکلام، ج۱۵، ص۶۳.    
۷۴. مستمسک العروة، ج۸، ص۵۳۹.    
۷۵. مستند الشیعة، ج۱۰، ص۵۴۵.    
۷۶. مستند الشیعة، ج۱۰، ص۵۴۶.    
۷۷. مستند الشیعة، ج۱۰، ص۵۴۷-۵۴۹.    
۷۸. جواهر الکلام ج۱۷، ص۱۶۶-۱۶۸.    
۷۹. مستند الشیعة ج۱۰، ص۵۶۱-۵۶۳.    
۸۰. مستمسک العروة ج۸، ص۵۶۰    
۸۱. جواهر الکلام، ج۱۷، ص۱۸۰-۱۸۲.    
۸۲. مستند الشیعة ج۱۰، ص۵۶۰.    
۸۳. جواهر الکلام، ج۱۷، ص۱۹۹-۲۰۴.    
۸۴. جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۰۷.    
۸۵. مستند الشیعة، ج۱۰، ص۵۷۱.    
۸۶. مستند الشیعة، ج۱۰، ص۵۶۸.    
۸۷. العروة الوثقی، ج۲، ص۲۶۰.    
۸۸. العروة الوثقی، ج۲، ص۲۶۰.    
۸۹. العروة الوثقی، ج۲، ص۲۶۱.    


منبع[ویرایش]
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۱، ص۵۹۸-۶۰۰.    


رده‌های این صفحه : فقه | اعتکاف




جعبه‌ابزار