بتشبع

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بَتْشَبَع (بَتْشَبَوع)، همسر داود از انبیای بنی‌اسرائیل و مادر سلیمان بود.


مشخصات بَتْشَبَع

[ویرایش]

نام او در عهد عتیق به صورت بَثِ شِبَعِ دختر اَلِیعام
[۱] ۱۱:۳، کتاب مقدس، عهد عتیق.
و بَثْشُوع دختر عَمّیئیل
[۲] ۳:۵، کتاب مقدس، عهد عتیق.
آمده است و شارحان تلمود پدرش را با الیعام پسر اَخیتوفَل جیلونی، یکی از ۳۷ تن نزدیکان داود،
[۳] ۲۳:۳۴، کتاب مقدس، عهد عتیق.
یکی دانسته‌اند. اغلب تفاسیر و تواریخ اسلامی‌اورا، بدون ذکرنام، در ابتدا همسر اوریا ذکرکرده‌اند.

جریان ازدواج داود با بتشبع در عهد عتیق

[ویرایش]

در عهد عتیق، چگونگی آشنایی بتشبع و داود بتفصیل آمده است. داود بر سبیل اتفاق بتشبع را، که همسر اوریا از جنگاوران داود بود، دید و فرمان داد تا او را به کاخش ببرند. سپس از فرمانده اوریا خواست تا او را به جنگی سخت و بی‌بازگشت روانه کند. اوریا در جریان محاصره شهر رَبَّه کشته شد و داود، بتشبع را به همسری گرفت.
[۴] باب ۱۱ ـ ۱۲، کتاب مقدس، عهد عتیق.
در عهد عتیق از سرزنش ناثانِ نبی نسبت به داود به سبب این عمل سخن رفته است. این روایت را یهودیان و مسیحیان امروز نیز تأیید می‌کنند.
[۵] زندگی ابدی، ۱۹۸۷، ج۱، ص۲۲۰.


تفسیر مفسران عهد عتیق

[ویرایش]

برخی از مفسران عهد عتیق، داود را از ارتکاب به گناه (زنا) بری می‌دانند و بر این عقیده‌اند که تنها پیش از زمان موعود ازدواج کرد؛ زیرا مرسوم آن روزگار بود سربازانی که به جنگ می‌رفتند، طلاقنامه‌هایی به زنان خود می‌دادند که پس از مرگشان معتبر می‌شد.

ازدواج داود با بتشبع در روایات اهل سنت

[ویرایش]

این حکایت در بسیاری از روایات اهل سنت نیز آمده است. البته در این روایات به هیچ رو صحبت از زنا نیست بلکه داود، با انگیزه ازدواج با بتشبع، دستور داد همسرش را به جبهه جنگ بفرستند؛ و چون او کشته شد، با بتشبع ازدواج کرد. این روایت را به واسطه انس بن مالک (متوفی ۹۳) به پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نسبت داده‌اند و از ابن عباس (متوفی ۶۸)، سدی (متوفی ۱۲۷)، حسن بصری (متوفی ۱۱۰)، وَهْب بن مُنَبَّه (متوفی ۱۱۶) و دیگران نیز روایت کرده‌اند.

نکوهش داود در قرآن از دیدگاه اهل سنت

[ویرایش]

گروهی از مفسران اهل سنت، آیات ۲۱ تا ۲۵ از سوره ص را ناظر به نکوهش داود به سبب این عمل دانسته‌اند. بنابر مضمون این آیات، هنگامی‌که داود به نماز ایستاده بود، دو نفر از دیوار بالا رفتند و بر او در محراب وارد شدند و درباره اختلافی که با یکدیگر داشتند، داوری عادلانه خواستند. یکی از آن دو گفت که ما دو برادریم و برادر من ۹۹ میش دارد و من یک میش، و از من می‌خواهد که آن را هم به او واگذارم. داود این خواسته برادر را ستم دانست و سپس دریافت که به آزمایش الهی مبتلا شده است. پس، از پروردگارش آمرزش خواست، خدا نیز خطای او را بخشید. به نظر این مفسران، آن دو تن، فرشتگانی بودند که دعوایی ساختگی مطرح کرده بودند تا داود را به خطایی که در حق اوریا کرده بود، و با داشتنِ همسران متعدد همسر دیگری گرفته بود، متوجه کنند.
[۷] محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱۰، جزء ۲۳، ص۸۹ ـ ۹۷، بیروت ۱۴۰۰.
[۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱، ص۴۵۹ـ ۴۶۴، بیروت ۱۴۰۷.
[۹] عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدّرالمنثور فی التفسیربالمأثور، ج۷، ص۱۵۵ ـ ۱۶۸، بیروت.
[۱۰] احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۵۲، بیروت.


ردّ این دیدگاه توسط گروهی دیگر

[ویرایش]

اما بسیاری دیگر از مفسران و متکلمان اهل سنت، این حکایت را دروغ و ساخته و پرداخته حَشویّه می‌دانند و آیات یاد شده را به گونه‌ای دیگر تبیین می‌کنند.
[۱۲] احمد بن علی جَصّاص، کتاب احکام القرآن، ج۳، ص۳۷۹، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۳] ابن حزم، الفصل فی الملل والاهواء والنحل، ج۴، ص۳۹، چاپ محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیرة، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۱۴] مسعود بن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۵۶، قم ۱۳۷۰ ش.
[۱۵] عبدالرحمن بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، ج۱، ص۳۶۳، بیروت.
[۱۶] محمدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحرالمحیط، ج۷، ص۳۹۱، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۷] علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۲۷۳، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ۱۳۲۵/۱۹۰۵، چاپ افست قم ۱۳۷۰ ش.
[۱۸] عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، ج۲، ص۳۰۸، چاپ افست تهران ۱۳۶۳ ش.
[۱۹] سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۷، جزء ۲۳، ص۹۷، بیروت ۱۳۸۶/۱۹۶۷.
ابن حزم آن را ساخته یهود می‌داند و معتقد است که این آیات درباره تنازع دو انسان (نه دو فرشته) بر سر گوسفندان است، و استغفار حضرت داود علیه السّلام را در این آیه، راجع به این موضوع نمی‌داند.
[۲۰] ابن حزم، الفصل فی الملل والاهواء والنحل، ج۴، ص۳۹ ـ ۴۰، چاپ محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیرة، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.

فخررازی بر این نظر بوده است که حتی حشویّه نیز، که هرگونه روایتی را می‌پذیرند، حاضر به قبول چنین نسبتی به خودشان نیستند. بنابراین، چگونه ممکن است چنین نسبتی به داود پیامبر داده شده باشد، در حالی که خداوند او را در آیات قبل و بعد به بیست صفت پسندیده ستوده است. او در تفسیر این آیات می‌گوید گروهی که قصد کشتن داود را داشتند، برای رسوا نشدن خود این داستان را ساختند و داود خواست آنان را مجازات کند، اما منصرف شد و از این قصدش توبه کرد.
[۲۱] محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۲۶، ص۱۸۹ ـ ۱۹۳، قاهره، چاپ افست تهران.
عضدالدین ایجی
[۲۲] عبدالرحمن بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، ج۱، ص۳۶۳، بیروت.
و جرجانی
[۲۳] علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۲۷۳، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ۱۳۲۵/۱۹۰۵، چاپ افست قم ۱۳۷۰ ش.
نیز با او هم‌عقیده‌اند و جرجانی اضافه می‌کند که شاید استغفار داود برای آمرزش گناه متعرضان بوده باشد.

یک نکته

[ویرایش]

البته آن گروه از علمای اهل سنت که این آیات را راجع به همان روایت داود و همسر اوریا می‌دانند، چون معتقدند که خطای داود از نوع گناه صغیره بوده است و در ارتکاب گناهان صغیره برای پیامبران اشکالی نیست، آیات مذکور را به چندگونه تفسیرکرده‌اند که این اقوال در کتابها دسته بندی شده است.
[۲۴] محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۵، ص۱۸۱، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
[۲۵] علی بن حسین علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ج۱، ص۹۳، تبریز ۱۲۹۰.
[۲۷] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۷۳۵، چاپ‌هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۲۸] فتح الله بن شکرالله کاشانی، منهج الصادقین، ج۸، ص۴۳، چاپ علی اکبر غفاری، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۸۵).


کلام معصومین در این مورد

[ویرایش]


← حضرت علی


در تفاسیر سنّی و شیعی، از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نقل شده است که هر کس این ماجرا را به گونه‌ای نقل کند که قصه پردازان می‌گویند، او را ۱۶۰ ضربه تازیانه خواهد زد؛ هشتاد ضربه برای قَذْف و هشتاد ضربه برای این‌که این قذف در حق یکی از پیامبران صورت گرفته است.
[۲۹] محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۵۵۵، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.
[۳۰] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۷۳۶، چاپ‌هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۳۱] محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۵، ص۱۸۱، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
[۳۲] عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، ج۲، ص۳۰۸، چاپ افست تهران ۱۳۶۳ ش.


← امام صادق


از امام صادق علیه السّلام نیز علاوه براین مضمون، روایات دیگری رسیده است.
[۳۴] عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین، ج۴، ص۴۴۷، چاپ سید‌هاشم رسولی محلاتی، چاپ افست قم ۱۳۸۳ ـ ۱۳۸۵.
از جمله، قمی ‌روایتی از آن حضرت، مطابق با روایات اهل سنت، نقل می‌کند،
[۳۵] علی بن ابراهیم قمی‌، تفسیرالقمی‌، ج۲، ص۲۳۲، چاپ موسوی جزایری، قم ۱۴۰۴.
لاکن علمای شیعه آن را بر تقیه حمل کرده‌اند.
[۳۷] نعمت الله بن عبدالله جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء والمرسلین، ج۱، ص۳۴۴، قم ۱۳۷۲ ش.


← امام رضا


امام رضا علیه السّلام نیز این حکایت را تکذیب کرده و ماجرای ازدواج داود و بتشبع را به این صورت یاد کرده است که در آن روزگار مرسوم بود سربازانی که در جبهه جنگ کشته می‌شدند، همسرانشان حق ازدواج نداشتند، و چون خداوند ازدواج داود را با همسر اوریا پس از اتمام عدّه مباح کرد، این ازدواج بر مردم گران آمد.
[۳۸] ابن بابویه، امالی الصدوق، ج۱، ص۸۳، چاپ حسین اعلمی‌، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.


عقیده مفسرین

[ویرایش]

به عقیده بسیاری از مفسران و متکلمان شیعه، این حکایت با تفصیلی که نقل شده، مخالف عصمت پیامبران است و مردود شمرده می‌شود.
[۳۹] علی بن حسین علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ج۱، ص۹۰ ـ ۹۱، تبریز ۱۲۹۰.
[۴۱] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۷۳۶، چاپ‌هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۴۲] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان، ج۹، ص۳۵۹، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷.
[۴۳] مقداد بن عبداللّه فاضل مقداد، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه، ج۱، ص۱۹۱، چاپ محمد علی قاضی، تبریز، ۱۳۹۶.
[۴۴] فتح الله بن شکرالله کاشانی، منهج الصادقین، ج۸، ص۴۷، چاپ علی اکبر غفاری، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۸۵).
همچنین آنان معتقدند که آیات یاد شده به این نکته اشاره دارد که داود عمل مستحبی را ترک کرده بوده است؛ زیرا از آداب قضاوت این است که قبل از دفاعِ طرف مقابل، حکم نشود.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن.
(۲) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۹۹ـ۱۴۰۲/۱۹۷۹ـ۱۹۸۲.
(۳) ابن بابویه، امالی الصدوق، چاپ حسین اعلمی‌، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
(۴) ابن حزم، الفصل فی الملل والاهواء والنحل، چاپ محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیرة، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۵) حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷.
(۶) محمدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحرالمحیط، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۷) عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، چاپ افست تهران ۱۳۶۳ ش.
(۸) مسعود بن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، قم ۱۳۷۰ ش.
(۹) علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ۱۳۲۵/۱۹۰۵، چاپ افست قم ۱۳۷۰ ش.
(۱۰) نعمت الله بن عبدالله جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء والمرسلین، قم ۱۳۷۲ ش.
(۱۱) احمد بن علی جَصّاص، کتاب احکام القرآن، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۱۲) عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین، چاپ سید‌هاشم رسولی محلاتی، چاپ افست قم ۱۳۸۳ ـ ۱۳۸۵.
(۱۳) زندگی ابدی، ۱۹۸۷.
(۱۴) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدّرالمنثور فی التفسیربالمأثور، بیروت.
(۱۵) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، چاپ‌هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۱۶) محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، بیروت ۱۴۰۷.
(۱۷) محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت ۱۴۰۰.
(۱۸) محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.
(۱۹) عبدالرحمن بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، بیروت.
(۲۰) علی بن حسین علم الهدی، تنزیه الانبیاء، تبریز ۱۲۹۰.
(۲۱) مقداد بن عبداللّه فاضل مقداد، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه، چاپ محمد علی قاضی، تبریز، ۱۳۹۶.
(۲۲) محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، قاهره، چاپ افست تهران.
(۲۳) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
(۲۴) سید قطب، فی ظلال القرآن، بیروت ۱۳۸۶/۱۹۶۷.
(۲۵) علی بن ابراهیم قمی‌، تفسیرالقمی‌، چاپ موسوی جزایری، قم ۱۴۰۴.
(۲۶) فتح الله بن شکرالله کاشانی، منهج الصادقین، چاپ علی اکبر غفاری، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۸۵).
(۲۷) محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۸) احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت.
(۲۹) کتاب مقدس، عهد عتیق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ۱۱:۳، کتاب مقدس، عهد عتیق.
۲. ۳:۵، کتاب مقدس، عهد عتیق.
۳. ۲۳:۳۴، کتاب مقدس، عهد عتیق.
۴. باب ۱۱ ـ ۱۲، کتاب مقدس، عهد عتیق.
۵. زندگی ابدی، ۱۹۸۷، ج۱، ص۲۲۰.
۶. ص/سوره۳۸، آیه۲۱-۲۵.    
۷. محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۱۰، جزء ۲۳، ص۸۹ ـ ۹۷، بیروت ۱۴۰۰.
۸. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱، ص۴۵۹ـ ۴۶۴، بیروت ۱۴۰۷.
۹. عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدّرالمنثور فی التفسیربالمأثور، ج۷، ص۱۵۵ ـ ۱۶۸، بیروت.
۱۰. احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۵۲، بیروت.
۱۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۲۴، بیروت ۱۳۹۹۱۴۰۲/۱۹۷۹۱۹۸۲.    
۱۲. احمد بن علی جَصّاص، کتاب احکام القرآن، ج۳، ص۳۷۹، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۳. ابن حزم، الفصل فی الملل والاهواء والنحل، ج۴، ص۳۹، چاپ محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیرة، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۴. مسعود بن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۵۶، قم ۱۳۷۰ ش.
۱۵. عبدالرحمن بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، ج۱، ص۳۶۳، بیروت.
۱۶. محمدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحرالمحیط، ج۷، ص۳۹۱، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۷. علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۲۷۳، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ۱۳۲۵/۱۹۰۵، چاپ افست قم ۱۳۷۰ ش.
۱۸. عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، ج۲، ص۳۰۸، چاپ افست تهران ۱۳۶۳ ش.
۱۹. سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۷، جزء ۲۳، ص۹۷، بیروت ۱۳۸۶/۱۹۶۷.
۲۰. ابن حزم، الفصل فی الملل والاهواء والنحل، ج۴، ص۳۹ ـ ۴۰، چاپ محمد ابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیرة، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۱. محمد بن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، ج۲۶، ص۱۸۹ ـ ۱۹۳، قاهره، چاپ افست تهران.
۲۲. عبدالرحمن بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، ج۱، ص۳۶۳، بیروت.
۲۳. علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۲۷۳، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ۱۳۲۵/۱۹۰۵، چاپ افست قم ۱۳۷۰ ش.
۲۴. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۵، ص۱۸۱، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
۲۵. علی بن حسین علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ج۱، ص۹۳، تبریز ۱۲۹۰.
۲۶. محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۵۵۳ ۵۵۴، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.    
۲۷. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۷۳۵، چاپ‌هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۲۸. فتح الله بن شکرالله کاشانی، منهج الصادقین، ج۸، ص۴۳، چاپ علی اکبر غفاری، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۸۵).
۲۹. محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۵۵۵، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.
۳۰. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۷۳۶، چاپ‌هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۳۱. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۵، ص۱۸۱، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
۳۲. عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، ج۲، ص۳۰۸، چاپ افست تهران ۱۳۶۳ ش.
۳۳. محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۲۵ ۲۶، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۴. عبد علی بن جمعه حویزی، کتاب تفسیر نورالثقلین، ج۴، ص۴۴۷، چاپ سید‌هاشم رسولی محلاتی، چاپ افست قم ۱۳۸۳ ـ ۱۳۸۵.
۳۵. علی بن ابراهیم قمی‌، تفسیرالقمی‌، ج۲، ص۲۳۲، چاپ موسوی جزایری، قم ۱۴۰۴.
۳۶. محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۲۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۳۷. نعمت الله بن عبدالله جزایری، النورالمبین فی قصص الانبیاء والمرسلین، ج۱، ص۳۴۴، قم ۱۳۷۲ ش.
۳۸. ابن بابویه، امالی الصدوق، ج۱، ص۸۳، چاپ حسین اعلمی‌، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۳۹. علی بن حسین علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ج۱، ص۹۰ ـ ۹۱، تبریز ۱۲۹۰.
۴۰. محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۵۵۴، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.    
۴۱. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۷۳۶، چاپ‌هاشم رسولی محلاتی و فضل اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۴۲. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان، ج۹، ص۳۵۹، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷.
۴۳. مقداد بن عبداللّه فاضل مقداد، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه، ج۱، ص۱۹۱، چاپ محمد علی قاضی، تبریز، ۱۳۹۶.
۴۴. فتح الله بن شکرالله کاشانی، منهج الصادقین، ج۸، ص۴۷، چاپ علی اکبر غفاری، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۸۵).
۴۵. محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، ج۸، ص۵۵۳، چاپ احمد حبیب قصیرعاملی، بیروت.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بتشبع»، شماره۴۷۸.    






جعبه ابزار