بلوغ در فقه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بلوغ، مبحثی در فقه می‌باشد.و در مورد علائم و نشانه‌های آن اقوالی بین فقهای امامیه و اهل سنت مطرح شده است.


معنا

[ویرایش]

در لغت به معانی وصول به چیزی، رسیدن به مراد، رسیدن یا نزدیک شدن به پایان مقصد ( مکان ، زمان یا امری دیگر)، کامل شدن و پختن میوه و رسیدن کودک به سنّ رشد به کار رفته است.
[۱] حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «بلغ»، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت (بی تا).
[۲] ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل «بلغ»، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قم ۱۴۰۴.
[۳] محمدبن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ذیل «بلغ»، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۴] ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بلغ»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۵] فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «بلغ»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
[۶] احمدبن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ذیل «بلغ»، بیروت (بی تا).
در اصطلاح عام، بلوغ آغاز مرحله ای طبیعی در زندگی کودک است که در آن، با پیدایی و شکوفایی غریزه جنسی و پدید آمدن برخی دگرگونی‌های جسمی و روانی و رشد عقلی و ادراکی، به مرتبه مردان و زنان نایل می‌شود.
[۷] حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «بلغ»، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت (بی تا).
[۸] ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل «بلغ»، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قم ۱۴۰۴.
[۹] محمدبن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ذیل «بلغ»، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۱۰] ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بلغ»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۱۱] فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «بلغ»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
[۱۲] احمدبن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ذیل «بلغ»، بیروت (بی تا).
[۱۳] مهدی مهریزی، ج۱، ص۸۴ـ۸۵و ص۱۲۹-۱۳۰،بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.


اهمیت

[ویرایش]

اهمیت بلوغ در فقه و حقوق اسلامی به آن است که نقطه آغاز شمول تکالیف و بسیاری از حقوق و احکام شرعی نسبت به هر فرد مسلمان شمرده می‌شود، و ازاین‌رو سن بلوغ را سن تکلیف نیز می‌نامند. از آن‌جا که در منابع فقهی تعریفی خاص از بلوغ ارائه نشده،
[۱۴] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۴۰، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۵] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۹۷، قم ۱۳۷۶ ش.
شاید بتوان گفت که مراد از بلوغ در اصطلاح فقها همان بلوغ طبیعی است
[۱۶] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۳۶؛.
[۱۷] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۲۵۷، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۸] یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، ج۱، ص۱۶، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
با اینهمه، چون از میان امارات و نشانه‌های بلوغ طبیعی تنها برخی از آن‌ها در فقه پذیرفته و سن بلوغ نیز در فقه اسلامی معین شده است، بلوغ و بالغ در فقه اسلامی به اصطلاحی خاص تبدیل شده که با مفهوم لغوی و عرفی آن انطباق کامل ندارد
[۱۹] عبدالفتاح بن علی مراغی، العناوین (عناوین الاصول)، قم ۱۴۱۸.
هر چند امارات و نشانه‌های بلوغ شرعی همان نشانه‌های بلوغ طبیعی است
[۲۰] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۳۷).


دیدگاه قرآن

[ویرایش]

در قرآن درباره بلوغ سه تعبیر به کار رفته است: بلوغ نکاح ، بلوغ حُلُم و بلوغ اَشُدّ. بیشتر مفسران، مراد از بلوغ نکاح را رسیدن کودک به سنی می‌دانند که در آن توانایی ازدواج پیدا می‌شود، اما برخی مراد از آن را احتلام دانسته اند.
[۲۹] محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل نساء: ۶، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
[۳۰] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل نساء: ۶، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۳۱] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ذیل نساء: ۶، بیروت (بی تا).
همچنین مفهوم «بلوغ حُلم»، به اتفاق مفسران، رسیدن به اوان بلوغ جنسی است.
[۳۲] محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
[۳۳] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۳۴] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، بیروت (بی تا).
در این میان، توضیح راغب
[۳۵] حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «حلم»، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت (بی تا).
مبنی بر این‌که زمان بلوغ از آنرو بلوغ حُلم نامیده شده که انسان بالغ شایستگی و توانایی حِلم، به معنای نگاهداری نفس از خشم، را دارد در خور ذکر است. بیشتر مفسران مراد از بلوغ اَشُدّ را رسیدن به سنی دانسته‌اند که در آن قوای جسمی و عقلی به رشد و شکوفایی می‌رسد، ولی در این باره سنین مختلفی (از ۱۸ تا ۶۲ سال) ذکر کرده اند
[۳۶] محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
[۳۷] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۳۸] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، بیروت (بی تا).
[۳۹] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷ـ۱۴، قم ۱۴۱۸.
در احادیث، هرسه تعبیر به احتلام معنا شده است.
[۴۱] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۴۲] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۰۹، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۴۳] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۱۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۴۴] حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۰ـ ۳۵۵، قم ۱۳۹۹.
همچنین در احادیث ، علایم بلوغ از جمله سن بلوغ و نیز آثار و احکام بلوغ و حقوق و تکالیف شخص بالغ بتفصیل مطرح شده است.

علائم

[ویرایش]

در فقه پنج علامت اصلی برای بلوغ ذکر شده که از این میان فقها سه علامت را میان دختر و پسر مشترک دانسته اند:احتلام، انبات و سن.

← احتلام


با توجه به تعابیر آیات و احادیث
[۴۷] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۴۸] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲ـ۴۶، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
تمامی فقها احتلام (یا اِنزال) را، چه در خواب چه در بیداری، نشانه (اَماره) بلوغ شمرده اند
[۵۱] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۴۰؛
[۵۲] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۵، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۵۳] یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، ج۱، ص۱۶، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۵۴] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۲ـ۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۵۵] ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۵۶] عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
هرچند درباره برخی جزئیات و شرایط آن گاه اختلاف نظر دارند، برای مثال در فقه امامی و شافعی این علامت باید در سنی حاصل شود که عادتاً ممکن باشد
[۵۷] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۴۲؛.
[۵۸] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۵۹] عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۰، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
همچنین معدودی از فقهای عامه و شیعه درباره نشانه بودنِ احتلام برای بلوغ دختر تردید کرده اند
[۶۰] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۴۳؛.
[۶۱] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۱۷، قم ۱۴۱۸.
در هرحال، احتلام تنها نشانه بلوغ است که در قرآن به وضوح ذکر شده است.
[۶۲] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۱۵، قم ۱۴۱۸.


← انبات


نشانه دیگر بلوغ، اِنبات یعنی بر آمدن موی خشن بر شرمگاه (موی زهار) است که فقهای شیعه و اهل سنت ، جز حنفیان ، به استناد احادیث متعدد بدان قایل اند
[۶۳] ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۶۴] عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
[۶۵] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۶۶] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۳۷ـ ۲۳۸؛.
[۶۸] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۶، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۶۹] زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۲، ص۱۴۴، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
برخی فقها، از جمله شافعی ، در یکی از دو نظر خود، این نشانه را خاصّ مشرکان دانسته اند، ولی این نظر در فقه شیعه و نیز نزد بیش‌تر فقهای عامه پذیرفته نشده است
[۷۰] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۳۷؛
[۷۱] ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۷۲] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۳۸ـ۲۴۰؛.
[۷۴] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۷، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۷۵] یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، ج۱، ص۱۶، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.


← سن خاص


نشانه دیگر بلوغ در فقه، رسیدن کودک به سن معینی است که به استناد احادیث معلوم شده است. به موجب این احادیث، هر گاه تا رسیدن کودک به سن مزبور هیچ‌یک از دیگر امارات شرعی بلوغ تحقّق نیافته باشد، سن یاد شده زمان بلوغ کودک محسوب خواهد شد.
[۷۶] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۳، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۷۷] حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۰، قم ۱۳۹۹.
[۷۸] حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۳، قم ۱۳۹۹.
[۷۹] حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۵، قم ۱۳۹۹.
[۸۰] مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۷۸، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.


←← در فقه اهل سنت


در مذهب شافعی و حنبلی سن بلوغ در دختر و پسر اتمام پانزده سال و در مذهب مالکی اتمام هفده یا هجده سالگی است، هر چند از مالک و فقهایی دیگر نقل شده که اصولاً سن را نشانه بلوغ نمی‌دانسته اند.
[۸۲] ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
ابوحنیفه سن بلوغ را در دختران هفده و در پسران هفده یا هجده می‌داند، ولی سایر حنفیان سن بلوغ را در دختر و پسر اتمام پانزده سال می‌دانند.
[۸۳] ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۴ـ۵۱۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۸۴] عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۰، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
[۸۵] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۳ـ۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
برخی منابع اهل سنت برای دوره بلوغ فاصله سنیِ خاصّی مطرح کرده اند، بدین ترتیب که سنین یاد شده را انتهای دوره بلوغ، و دوازده سالگی را در پسران و نه سالگی را در دختران ابتدای آن دانسته و کودک را در این فاصله سنّی «مُراهق» نامیده اند.
[۸۶] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۸۷] مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۷۹، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.


←← در فقه امامیه


براساس نظر مشهور فقهای امامی ، سن بلوغ پسر پانزده سال تمام قمری است
[۸۸] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۲، ص۸۵، قم ۱۴۰۸.
[۸۹] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲ـ۴۶، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۹۰] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۱۰ـ۴۱۱، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۹۱] حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۰ـ ۳۵۱، قم ۱۳۹۹.
[۹۳] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۴۳؛،
[۹۴] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۸، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۹۶] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۲۱ـ۲۳، قم ۱۴۱۸.
[۹۷] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۳۲۶ به بعد، قم ۱۳۷۶ ش.
اما برخی سن بلوغ را آغاز پانزده سالگی و برخی دیگر آغاز چهارده سالگی دانسته اند
[۹۸] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۵۰، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۱۰۰] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۵۲).
ریشه این اختلاف نظر، وجود احادیث مختلف است، و فقها به روش‌هایی بین مضامین این روایات جمع کرده اند.
[۱۰۱] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۳۳ـ۳۶، قم ۱۴۱۸.
بعلاوه، در معدودی از روایات و آرای فقهی، ده سالگی و هشت سالگی ذکر شده است که فقها آن را بر صلاحیت کودک نسبت به برخی اعمال حقوقی، مانند وصیت ، حمل کرده اند، نه بر بلوغ
[۱۰۲] جعفربن حسن محقق حلّی، ج۲، ص۱۵۵،۱۶۷، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم ۱۴۰۸.
[۱۰۳] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۹، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۱۰۴] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۵۱ـ۲۵۷؛.
[۱۰۵] یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، ج۱، ص۱۷، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۰۶] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۳۲، قم ۱۴۱۸.
[۱۰۷] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۲۳۲ـ۲۵۴، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۰۸] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۳۵۸ـ۳۶۴، قم ۱۳۷۶ ش.
بنابر فتوای مشهور فقهای امامی، سن بلوغ دختر پایان نه سالگی است
[۱۰۹] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲ـ۴۶، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۱۱۰] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۱۰ـ۴۱۱، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۱۱۱] حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۰ـ۳۵۵، قم ۱۳۹۹.
[۱۱۲] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۲، ص۸۵، قم ۱۴۰۸.
[۱۱۳] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۵۸؛
[۱۱۴] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۸، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۱۱۶] ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۹۷، نجف ۱۳۹۷.
[۱۱۷] مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب الصّوم، ج۱، ص۲۱۲، قم ۱۴۱۳.
و احادیث بسیاری در این باره نقل شده است.
[۱۱۸] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۴۳ـ۵۶، قم ۱۴۱۸.
فتوای به ده سالگی نیز در میان معدودی از فقها مطرح بوده است
[۱۲۰] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۹، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۱۲۱] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۵۸)،
همچنانکه در احادیث و معدودی از منابع فقهی متقدّم سنین دیگری جز نه سالگی برای بلوغ دختر ذکر شده است
[۱۲۲] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۶۴ـ۷۱، قم ۱۴۱۸.
[۱۲۳] مهدی مهریزی، ج۱، ص۱۶۵ـ۱۷۳،۳۴۲-۳۵۳، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۲۴] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۵۸ـ۲۵۹؛.
[۱۲۵] مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب الصّوم، ج۱، ص۲۱۲، قم ۱۴۱۳.
[۱۲۶] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۹، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
از سوی دیگر، با توجه به آن‌که مطالعات تجربیِ علمی احتمال تحقّق بلوغ طبیعی و عقلی دختر در نه سالگی و توانایی وی بر انجام عبادات و معاملات را ضعیف می‌دانند،
[۱۲۷] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۰۰، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۲۸] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۱۴ـ ۱۱۸، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۲۹] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۷۴ـ ۱۷۵، قم ۱۳۷۶ ش.
برخی فقها و معدودی از نویسندگان معاصر نسبت به بلوغ دختر در نه سالگی مناقشه کرده اند. فیض کاشانی
[۱۳۰] محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۱.
و برخی دیگر،
[۱۳۱] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷۹ـ۸۰، قم ۱۴۱۸.
به منظور رفع تعارض روایات، گفته‌اند که سن بلوغ دختر در ابواب مختلف فقهی متفاوت است، مثلاً سن وجوب روزه برای او سیزده سال است. کسانی دیگر‌ به‌طور کلی سیزده سالگی را سن بلوغ دختر می‌دانند.
[۱۳۲] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۵۳ـ۱۵۶، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۳۳] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۳۵۸، قم ۱۳۷۶ ش.
گروهی ـ بدین استناد که اساساً نشانه‌های مطرح شده در فقه باید غالبی باشد، و نیز با استدلال به تعابیر برخی احادیث (مثلاً: وَ ذ'لِکَ اَنَّها تَحیضُ لِتِسْع سِنین) ـ اصولاً سن را معیار بلوغ دختر ندانسته و تنها اَمارات طبیعی از جمله قاعدگی را ملاک آن شمرده‌اند که در برخی جاها معمولاً در نه سالگی روی می‌دهد.
[۱۳۴] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۹۱، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۳۵] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۵۶، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۳۶] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۲۵۹، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۳۷] محمد ابراهیم جنّاتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، ج۱، ص۴۱، کیهان اندیشه، ش ۶۱ (مرداد و شهریور ۱۳۷۴).
در برابر، برخی فقها
[۱۳۸] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۶۰)
معتقدند که با وجود اختلاف نظر نسبت به سن بلوغ، همه فقها در این‌که سن بلوغ در ابواب مختلفِ عبادات و معاملات یگانه است و در فقه چندین سن بلوغ برای دختر مقرّر نشده است، اتفاق نظر دارند.
[۱۳۹] مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۳۹۶، قم ۱۳۷۶ ش.


←← رفع تغارضات


برخی محققّان ضمن قبول این نکته که بلوغ در اصل امری طبیعی و غریزی است، گفته‌اند که چون راه اثبات امارات طبیعی بلوغ منضبط و قانونمند نیست، برای احراز بلوغ کودک واهلیت وی از نگاه شرعی ناچار باید به معیار مشخص و قابل اثبات سن توجه کرد. از آن گذشته، ناتوانی احتمالی دختر در نه سالگی نسبت به انجام دادن برخی عبادات یا معاملات، با وجود قواعد فقهی مانند لاحرج و لاضرر و همچنین نیاز به احراز رشد برای انجام معاملات، قابل حل است.
[۱۴۰] محمدعلی گرامی، ج۱، ص۳،ص۷، «پژوهش در بلوغ دختران»، کیهان اندیشه، ش ۶۶ (خرداد و تیر ۱۳۷۵).
[۱۴۱] مهدی مهریزی، ج۱، ص۳۸۸،۴۱۴، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.
همچنین گفته‌اند که مراد از تعبیر مذکور در حدیث یادشده، آمادگیِ دختر در این سن برای قاعدگی است نه قاعدگیِ بالفعل
[۱۴۲] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷۲ـ۷۳، قم ۱۴۱۸.
و بالاخره، با توجه به احادیث متواتر و شهرت فتوایی و ضعیف بودن روایات معارض، نمی توان فتوای بلوغ دختر در نه سالگی را نادیده گرفت.
[۱۴۳] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۶۶ـ۷۱، قم ۱۴۱۸.
[۱۴۴] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷۳ـ ۷۸، قم ۱۴۱۸.
[۱۴۵] جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۸۰ ـ۸۱، قم ۱۴۱۸.


← عادت ماهانه(شرط اختصاصی)


از نشانه‌های اختصاصی بلوغ دختران، که در فقه اسلامی پذیرفته شده، نخستین عادت ماهانه ( حیض ) و بارداری (حمل) است. به نظر مشهور فقهای امامی و نیز برخی مذاهب عامه از جمله حنبلی ، قاعدگی و بارداری در واقع نشان می‌دهند که بلوغ پیشتر تحقّق یافته است (سبق بلوغ). ظاهراً به همین سبب، برخی فقها حمل را در شمار امارات بلوغ نیاورده اند
[۱۴۶] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۲، ص۸۵، قم ۱۴۰۸.
[۱۴۷] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۶۱ـ۲۶۳؛.
[۱۵۰] ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۹۷، نجف ۱۳۹۷.
[۱۵۱] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۳ـ۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۵۲] ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۵۳] عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.


علائم دیگر

[ویرایش]

مالکیان علاوه بر امارات یاد شده، نشانه‌های دیگری چون بم شدن صدا را نیز برای بلوغ ذکر کرده اند.
[۱۵۴] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۵۵] عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
برخی از این نشانه‌ها و نیز علاماتی دیگر، از جمله رسیدن قد کودک به حدّی معین، در احادیث شیعه به عنوان امارات بلوغ آمده، ولی فقها بر پایه آن فتوا نداده اند
[۱۵۶] مهدی مهریزی، ج۱، ص۱۵۰،۱۷۸-۱۸۰، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۵۷] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۵۷ـ ۲۵۸).


راههای اثبات حقوقی تحقق بلوغ

[ویرایش]

راه‌های اثباتِ حقوقی تحقق بلوغ نیز از مباحث فقهی است. به نظر مشهور فقهای شیعه تنها در احتلام می‌توان به گفته کودک، بدون نیاز به بینه و سوگند ، اعتماد کرد و به عقیده مالکیان ادعای کودک را درباره تحقق بلوغ، هر گاه گفته او قابل تردید نباشد، به طور کلی می‌توان پذیرفت.
[۱۵۸] زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۲، ص۱۴۵، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۵۹] مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب الصّوم، ج۱، ص۲۱۶، قم ۱۴۱۳.
[۱۶۰] عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.


تکالیف بعد از بلوغ

[ویرایش]

با تحقّق بلوغ، کودک به پایه ای از رشد جسمی و عقلانی می‌رسد که می‌تواند‌ به‌طور مستقل و کامل مشمول تکالیف، مسئولیت‌ها و حقوق بشود و مخاطبِ احکام و مقرّرات تکلیفی قرار گیرد. در واقع، حصول به این درجه از رشد و توانایی، مناط و سبب اصلی وجود تکالیف برای فرد بالغ است،
[۱۶۱] مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۷۷، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.
[۱۶۲] مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۸۰، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.
[۱۶۳] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۱۲۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
زیرا رشد عقلانی است که پیوند مستقیم با تکلیف و مسئولیت دارد. بر این اساس، همچنانکه در احادیث آمده، فرد بالغ از یک سو مکلف به رعایت برنامه‌های اعتقادی و عملی دین و مشمول تمام مقرّرات شرعی مانند احکام حقوقی ، کیفری، مالی و اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می‌گردد؛ و از سوی دیگر اهلیت و شایستگی انجام معاملات، قراردادها و پذیرش مسئولیت‌های مختلف را می‌یابد و بالاخره با توجه به این رشد عقلانی و داشتن مسئولیت، در روز قیامت مورد پرسش و مؤاخذه قرار می‌گیرد.
[۱۶۴] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۱۶۵] حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۱ـ۳۵۲، قم ۱۳۹۹.
[۱۶۶] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۱۲۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۶۷] مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۷۸، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.


شرط صحت عبادات

[ویرایش]

بر اساس نظر مشهور فقهای امامی و نیز برخی مذاهب عامه ، در بیش‌تر عبادات ، بلوغ شرط صحّت نیست. بنابراین، به استناد احادیث متعدّد درباره ترغیب کودکان به عباداتی مانند نماز ، روزه و حج ، عبادات کودکِ ممیّز، شرعی و موجب استحقاق ثواب برای او یا ولیّ او خواهد بود و برخی دیگر عبادات کودک را تمرینی می‌دانند نه شرعی
[۱۶۸] مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب المکاسب، ج۱، ص۱۱۴ـ۱۱۵، چاپ افست قم ۱۴۱۶.
[۱۷۰] عبدالفتاح بن علی مراغی، العناوین (عناوین الاصول)، ج۲، ص۶۶۴ـ۶۷۲، قم ۱۴۱۸.
[۱۷۱] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۶، ص ۱۲۲؛.
[۱۷۲] یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۱۳، ص۵۳، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
[۱۷۳] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۱، ص۵۶۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۷۴] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۲، ص۶۱۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۷۵] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۳، ص۲۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۷۶] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۳، ص۲۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۷۷] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۱۲۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۷۸] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة،ج ۱۰، ص ۲۳۳ـ۲۳۷، ج۴، ص۱۸ـ۲۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.


شرط انجام معاملات

[ویرایش]

برای اجازه یافتن فرد تازه بالغ به انجام معاملات ، به استناد آیه ۶ نساء و احادیث، باید علاوه بر بلوغ، توانایی کامل وی نسبت به انجام معاملات (رشد) احراز شود
[۱۷۹] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۱۲۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۸۰] عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۳، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
[۱۸۱] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۶۷؛.
[۱۸۲] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۰۹ـ۴۱۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۱۸۳] محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۹، ص۳۷۰ـ۳۷۱، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
[۱۸۵] ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۹۷، نجف ۱۳۹۷.
[۱۸۶] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل نساء: ۶، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
البته این نکته درخور اشاره است که برای انجام برخی عقود و ایقاعات بلوغ شرط نشده و در برخی عقود، از جمله در بیع و اجاره بنابر مذهب حنفی و مالکی ، بلوغ شرط نفوذ معامله است نه شرط صحّت.
[۱۹۰] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۳۸۴ـ ۳۹۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۹۱] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۷۳۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۹۲] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۷۳۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.


شرط شمول احکام حقوقی و سیاسی

[ویرایش]

علاوه بر عبادات و معاملات، شمول بسیاری از حقوق و احکام حقوقی، اجتماعی، سیاسی و جزایی نیز مشروط به بلوغ است، از جمله برای قاضی ، مدّعی، شهود دعوا (جز در برخی موارد)، اقرار کننده درباره جرایم مشمول حد، امام جماعت و در منصب حکومت بودن بلوغ ضروری شمرده شده است
[۱۹۳] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۵۹، قم ۱۴۰۸.
[۱۹۴] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۹۱، قم ۱۴۰۸.
[۱۹۵] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۹۷، قم ۱۴۰۸.
[۱۹۶] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۱۴، قم ۱۴۰۸.
[۱۹۷] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۳۸، قم ۱۴۰۸.
[۱۹۸] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۴۶، قم ۱۴۰۸.
[۱۹۹] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۴۸، قم ۱۴۰۸.
[۲۰۰] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۵۱ـ ۱۵۲، قم ۱۴۰۸.
[۲۰۱] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۶۳، قم ۱۴۰۸.
[۲۰۲] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۲۰۱، قم ۱۴۰۸.
[۲۰۳] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۲۰۳، قم ۱۴۰۸.
[۲۰۴] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۱۴، ص ۳۰۸ـ۳۱۰.
[۲۰۵] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۸۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۰۶] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۴۸۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۰۷] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۵۶۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۰۸] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۶۹۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۰۹] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۷۴۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۱۰] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۷۷۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۱۱] زحیلی، ج ۷، ج۶، ص۷۷۹، ص ۷۴، وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
برای حضانت و ولایت نسبت به صغار و محجورین نیز شرط بلوغ لازم است
[۲۱۲] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۷۲۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۱۳] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۷۴۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۱۴] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۷۵۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۱۵] زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۵، ص۴۵۸ـ۴۶۳، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۲۱۶] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۱۰، ص ۴۴۲).
بعلاوه، بلوغ شرط اجرای انواع حدود و قصاص است، ولی عدم بلوغ مانع اجرای تعزیر نیست.
[۲۱۷] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۲۳ـ۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۱۸] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۱۸۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۱۹] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۲۶۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۲۰] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۳۷، قم ۱۴۰۸.
[۲۲۱] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۵۹، قم ۱۴۰۸.
[۲۲۲] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۷۰، قم ۱۴۰۸.
[۲۲۳] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۸۰، قم ۱۴۰۸.
[۲۲۴] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۲۰۰، قم ۱۴۰۸.
اما، بنابر نظر مشهور فقهای امامی و اهل سنت، بسیاری از احکام وضعی به اشخاص بالغ اختصاص ندارد و بنابراین برای شمول احکامی مانند مقرّرات باب ارث ، دیات، ضَمان اتلاف، ضَمان غصب، خیانت ، شفعه و ولایت بر قصاص حصول بلوغ ضروری نیست.
[۲۲۵] عبدالفتاح بن علی مراغی، العناوین (عناوین الاصول)، ج۲، ص۶۶۰، قم ۱۴۱۸.
[۲۲۶] مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب المکاسب، ج۱، ص۱۱۴، چاپ افست قم ۱۴۱۶.
این بدان معناست که کودک از ابتدای تولد اهلیت تمتّع از حقوق یا اشتغال ذمّه به این تعهدات را دارد، هر چند که اهلیت استیفای آن حقوق و وظیفه ایفای تعهدات تا زمان بلوغ بر عهده ولی است. بر این اساس، هرگاه به علتی حقوق کودک در زمان حَجر (ممنوعیت تصرف در مال) استیفا نشود، یا مسئولیت‌های وی انجام نیابد، وی می‌تواند پس از بلوغ حق خود را کسب یا دین خویش را ادا کند.
[۲۲۷] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۱۰، ص ۴۶۷ـ۴۶۸؛
[۲۲۸] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۱۳، ص ۱۶۶ـ۱۶۷
[۲۲۹] محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۱۵، ص ۱۸۱؛.
[۲۳۰] جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام،ج ۴، ص ۲۱۴ـ۲۱۵، ج۳، ص۲۰۱، قم ۱۴۰۸.
[۲۳۱] محمد کاظم بن عبدالعظیم طباطبایی یزدی، ج۲، ص۸۶۶،مسئلة ۶،العروة الوثقی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
[۲۳۳] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۳۷۸ـ۳۷۹، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۲۳۴] وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۳۵۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن.
(۲) ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قم ۱۴۰۴.
(۳) ابن قدامه، المغنی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۴) ابن منظور، لسان العرب، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۵) مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب الصّوم، قم ۱۴۱۳.
(۶) مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب المکاسب، چاپ افست قم ۱۴۱۶.
(۷) یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
(۸) حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، قم ۱۳۹۹.
(۹) عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۱۰) محمد ابراهیم جنّاتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، کیهان اندیشه، ش ۶۱ (مرداد و شهریور ۱۳۷۴).
(۱۱) محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
(۱۲) روح الله خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تحریرالوسیلة، قم ۱۳۶۳ ش.
(۱۳) ابوالقاسم خوئی، مصباح الفقاهة، قم ۱۳۷۱ ش.
(۱۴) ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، نجف ۱۳۹۷.
(۱۵) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت (بی تا).
(۱۶) وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۱۷) مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.
(۱۸) محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت (بی تا).
(۱۹) جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، قم ۱۴۱۸.
(۲۰) زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۱) محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
(۲۲) محمد کاظم بن عبدالعظیم طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۲۳) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۲۴) فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۲۵) محمدبن حسن طوسی، کتاب الخلاف، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۱۱.
(۲۶) محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج ۲، چاپ محمد تقی کشفی، تهران ۱۳۸۷.
(۲۷) یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۲۸) محمدبن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۲۹) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۱.
(۳۰) احمدبن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، بیروت (بی تا).
(۳۱) محمدعلی گرامی، «پژوهش در بلوغ دختران»، کیهان اندیشه، ش ۶۶ (خرداد و تیر ۱۳۷۵).
(۳۲) محمد باقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳۳) جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم ۱۴۰۸.
(۳۴) عبدالفتاح بن علی مراغی، العناوین (عناوین الاصول)، قم ۱۴۱۸.
(۳۵) احمدبن محمد مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ج ۹، چاپ مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی، و حسین یزدی، قم ۱۴۱۴.
(۳۶) مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.
(۳۷) محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «بلغ»، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت (بی تا).
۲. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل «بلغ»، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قم ۱۴۰۴.
۳. محمدبن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ذیل «بلغ»، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۴. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بلغ»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵. فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «بلغ»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۶. احمدبن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ذیل «بلغ»، بیروت (بی تا).
۷. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «بلغ»، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت (بی تا).
۸. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل «بلغ»، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قم ۱۴۰۴.
۹. محمدبن یعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ذیل «بلغ»، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۱۰. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بلغ»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۱۱. فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «بلغ»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۲. احمدبن محمد فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ذیل «بلغ»، بیروت (بی تا).
۱۳. مهدی مهریزی، ج۱، ص۸۴ـ۸۵و ص۱۲۹-۱۳۰،بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۴. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۴۰، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۵. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۹۷، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۶. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۳۶؛.
۱۷. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۲۵۷، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۸. یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، ج۱، ص۱۶، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۹. عبدالفتاح بن علی مراغی، العناوین (عناوین الاصول)، قم ۱۴۱۸.
۲۰. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۳۷).
۲۱. نساء/سوره۴، آیه۶.    
۲۲. نور/سوره۲۴، آیه۵۸.    
۲۳. نور/سوره۲۴، آیه۵۹.    
۲۴. یوسف /سوره۱۲، آیه۲۲.    
۲۵. انعام /سوره۶، آیه۱۵۲.    
۲۶. قصص /سوره۲۸، آیه۱۴.    
۲۷. احقاف /سوره۴۶، آیه۱۵.    
۲۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۴.    
۲۹. محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل نساء: ۶، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
۳۰. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل نساء: ۶، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۳۱. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ذیل نساء: ۶، بیروت (بی تا).
۳۲. محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
۳۳. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۳۴. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، بیروت (بی تا).
۳۵. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «حلم»، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت (بی تا).
۳۶. محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
۳۷. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۳۸. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ذیل نور: ۵۸ ـ۵۹، بیروت (بی تا).
۳۹. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷ـ۱۴، قم ۱۴۱۸.
۴۰. محمد باقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۱۶۱ ۱۶۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۴۱. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۴۲. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۰۹، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۴۳. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۱۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۴۴. حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۰ـ ۳۵۵، قم ۱۳۹۹.
۴۵. نور/سوره۲۴، آیه۵۸.    
۴۶. نور/سوره۲۴، آیه۵۹.    
۴۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۴۸. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲ـ۴۶، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۴۹. محمد باقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۱۶۱ ۱۶۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.    
۵۰. محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۲، ص۲۸۲، ج ۲، چاپ محمد تقی کشفی، تهران ۱۳۸۷.    
۵۱. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۴۰؛
۵۲. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۵، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۵۳. یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، ج۱، ص۱۶، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۵۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۲ـ۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۵۵. ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۵۶. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۵۷. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۴۲؛.
۵۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۵۹. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۰، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۶۰. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۴۳؛.
۶۱. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۱۷، قم ۱۴۱۸.
۶۲. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۱۵، قم ۱۴۱۸.
۶۳. ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۶۴. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۶۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۶۶. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۳۷ـ ۲۳۸؛.
۶۷. محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۲، ص۲۸۲ ۲۸۳، ج ۲، چاپ محمد تقی کشفی، تهران ۱۳۸۷.    
۶۸. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۶، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۶۹. زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۲، ص۱۴۴، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۷۰. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۳۷؛
۷۱. ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۳، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۷۲. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۳۸ـ۲۴۰؛.
۷۳. محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۲، ص۲۸۳، ج ۲، چاپ محمد تقی کشفی، تهران ۱۳۸۷.    
۷۴. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۷، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۷۵. یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، ج۱، ص۱۶، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۷۶. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۳، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۷۷. حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۰، قم ۱۳۹۹.
۷۸. حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۳، قم ۱۳۹۹.
۷۹. حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۵، قم ۱۳۹۹.
۸۰. مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۷۸، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.
۸۱. محمدبن حسن طوسی، کتاب الخلاف، ج۳، ص۲۸۳، قم ۱۴۰۷۱۴۱۱.    
۸۲. ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۴، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۸۳. ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۴ـ۵۱۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۸۴. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۰، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۸۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۳ـ۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۸۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۸۷. مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۷۹، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.
۸۸. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۲، ص۸۵، قم ۱۴۰۸.
۸۹. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲ـ۴۶، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۹۰. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۱۰ـ۴۱۱، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۹۱. حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۰ـ ۳۵۱، قم ۱۳۹۹.
۹۲. روح الله خمینی، ج۲، ص۱۲،مسئلة ۳، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تحریرالوسیلة، قم ۱۳۶۳ ش.    
۹۳. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۴۳؛،
۹۴. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۸، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۹۵. محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۲، ص۲۸۳، ج ۲، چاپ محمد تقی کشفی، تهران ۱۳۸۷.    
۹۶. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۲۱ـ۲۳، قم ۱۴۱۸.
۹۷. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۳۲۶ به بعد، قم ۱۳۷۶ ش.
۹۸. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۵۰، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۹۹. احمدبن محمد مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ج۹، ص۱۹۰۱۹۱، ج ۹، چاپ مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی، و حسین یزدی، قم ۱۴۱۴.    
۱۰۰. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۵۲).
۱۰۱. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۳۳ـ۳۶، قم ۱۴۱۸.
۱۰۲. جعفربن حسن محقق حلّی، ج۲، ص۱۵۵،۱۶۷، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم ۱۴۰۸.
۱۰۳. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۹، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۱۰۴. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۵۱ـ۲۵۷؛.
۱۰۵. یوسف فقیه، الاحوال الشخصیة فی فقه اهل البیت (ع)، ج۱، ص۱۷، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۰۶. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۳۲، قم ۱۴۱۸.
۱۰۷. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۲۳۲ـ۲۵۴، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۰۸. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۳۵۸ـ۳۶۴، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۰۹. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲ـ۴۶، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۱۱۰. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۱۰ـ۴۱۱، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۱۱۱. حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۰ـ۳۵۵، قم ۱۳۹۹.
۱۱۲. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۲، ص۸۵، قم ۱۴۰۸.
۱۱۳. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۵۸؛
۱۱۴. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۸، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۱۱۵. روح الله خمینی، ج۲، ص۱۲،مسئله ۳، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تحریرالوسیله، قم ۱۳۶۳ ش.    
۱۱۶. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۹۷، نجف ۱۳۹۷.
۱۱۷. مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب الصّوم، ج۱، ص۲۱۲، قم ۱۴۱۳.
۱۱۸. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۴۳ـ۵۶، قم ۱۴۱۸.
۱۱۹. محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۱، ص۲۶۶، ج ۲، چاپ محمد تقی کشفی، تهران ۱۳۸۷.    
۱۲۰. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۹، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۱۲۱. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۵۸)،
۱۲۲. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۶۴ـ۷۱، قم ۱۴۱۸.
۱۲۳. مهدی مهریزی، ج۱، ص۱۶۵ـ۱۷۳،۳۴۲-۳۵۳، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۲۴. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۹، ص ۲۵۸ـ۲۵۹؛.
۱۲۵. مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب الصّوم، ج۱، ص۲۱۲، قم ۱۴۱۳.
۱۲۶. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۰، ص۳۴۹، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۱۲۷. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۰۰، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۲۸. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۱۴ـ ۱۱۸، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۲۹. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۷۴ـ ۱۷۵، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۳۰. محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۱.
۱۳۱. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷۹ـ۸۰، قم ۱۴۱۸.
۱۳۲. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۵۳ـ۱۵۶، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۳۳. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۳۵۸، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۳۴. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۹۱، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۳۵. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۱۵۶، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۳۶. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۲۵۹، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۳۷. محمد ابراهیم جنّاتی، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی»، ج۱، ص۴۱، کیهان اندیشه، ش ۶۱ (مرداد و شهریور ۱۳۷۴).
۱۳۸. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۶۰)
۱۳۹. مهدی مهریزی، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، ج۱، ص۳۹۶، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۴۰. محمدعلی گرامی، ج۱، ص۳،ص۷، «پژوهش در بلوغ دختران»، کیهان اندیشه، ش ۶۶ (خرداد و تیر ۱۳۷۵).
۱۴۱. مهدی مهریزی، ج۱، ص۳۸۸،۴۱۴، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۴۲. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷۲ـ۷۳، قم ۱۴۱۸.
۱۴۳. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۶۶ـ۷۱، قم ۱۴۱۸.
۱۴۴. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۷۳ـ ۷۸، قم ۱۴۱۸.
۱۴۵. جعفر سبحانی، البلوغ والتلیه رسالة فی تأثیرالزمان و المکان الی استنباط الاحکام، ج۱، ص۸۰ ـ۸۱، قم ۱۴۱۸.
۱۴۶. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۲، ص۸۵، قم ۱۴۰۸.
۱۴۷. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۶۱ـ۲۶۳؛.
۱۴۸. محمدبن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۲، ص۲۸۳، ج ۲، چاپ محمد تقی کشفی، تهران ۱۳۸۷.    
۱۴۹. روح الله خمینی، ج۲، ص۱۲، مسئلة ۳، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تحریرالوسیلة، قم ۱۳۶۳ ش.    
۱۵۰. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۹۷، نجف ۱۳۹۷.
۱۵۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۳ـ۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۵۲. ابن قدامه، المغنی، ج۴، ص۵۱۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۵۳. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۵۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۵، ص۴۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۵۵. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۵۶. مهدی مهریزی، ج۱، ص۱۵۰،۱۷۸-۱۸۰، بلوغ دختران: مجموعه مقالات، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۵۷. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۵۷ـ ۲۵۸).
۱۵۸. زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۲، ص۱۴۵، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۵۹. مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب الصّوم، ج۱، ص۲۱۶، قم ۱۴۱۳.
۱۶۰. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۱، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۶۱. مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۷۷، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.
۱۶۲. مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۸۰، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.
۱۶۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۱۲۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۶۴. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۴۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۱۶۵. حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۱، ص۳۵۱ـ۳۵۲، قم ۱۳۹۹.
۱۶۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۱۲۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۶۷. مصطفی احمد زرقاء، المدخل الفقهی العام، ج۱، ص۷۷۸، دمشق ۱۳۸۷/۱۹۶۸.
۱۶۸. مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب المکاسب، ج۱، ص۱۱۴ـ۱۱۵، چاپ افست قم ۱۴۱۶.
۱۶۹. ابوالقاسم خوئی، مصباح الفقاهة، ج۳، ص۲۴۱۲۴۴، قم ۱۳۷۱ ش.    
۱۷۰. عبدالفتاح بن علی مراغی، العناوین (عناوین الاصول)، ج۲، ص۶۶۴ـ۶۷۲، قم ۱۴۱۸.
۱۷۱. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۶، ص ۱۲۲؛.
۱۷۲. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۱۳، ص۵۳، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ ش.
۱۷۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۱، ص۵۶۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۷۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۲، ص۶۱۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۷۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۳، ص۲۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۷۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۳، ص۲۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۷۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۱۲۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۷۸. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة،ج ۱۰، ص ۲۳۳ـ۲۳۷، ج۴، ص۱۸ـ۲۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۱۷۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۱۲۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۸۰. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۲، ص۳۵۳، استانبول ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۸۱. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۹، ص ۲۶۷؛.
۱۸۲. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۸، ص۴۰۹ـ۴۱۲، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۱۸۳. محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱۹، ص۳۷۰ـ۳۷۱، قم ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
۱۸۴. روح الله خمینی، ج۲، ص۱۲، مسئلة ۴، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، تحریرالوسیلة، قم ۱۳۶۳ ش.    
۱۸۵. ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۱۹۷، نجف ۱۳۹۷.
۱۸۶. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل نساء: ۶، چاپ هاشم رسول محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۸۷. ابوالقاسم خوئی، مصباح الفقاهة، ج۳، ص۲۳۵۲۴۱، قم ۱۳۷۱ ش.    
۱۸۸. ابوالقاسم خوئی، مصباح الفقاهة، ج۳، ص۲۶۳۲۶۶، قم ۱۳۷۱ ش.    
۱۸۹. ابوالقاسم خوئی، مصباح الفقاهة، ج۳، ص۲۷۱۲۷۵، قم ۱۳۷۱ ش.    
۱۹۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۳۸۴ـ ۳۹۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۹۱. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۷۳۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۹۲. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۷۳۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۹۳. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۵۹، قم ۱۴۰۸.
۱۹۴. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۹۱، قم ۱۴۰۸.
۱۹۵. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۹۷، قم ۱۴۰۸.
۱۹۶. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۱۴، قم ۱۴۰۸.
۱۹۷. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۳۸، قم ۱۴۰۸.
۱۹۸. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۴۶، قم ۱۴۰۸.
۱۹۹. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۴۸، قم ۱۴۰۸.
۲۰۰. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۵۱ـ ۱۵۲، قم ۱۴۰۸.
۲۰۱. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۶۳، قم ۱۴۰۸.
۲۰۲. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۲۰۱، قم ۱۴۰۸.
۲۰۳. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۲۰۳، قم ۱۴۰۸.
۲۰۴. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۱۴، ص ۳۰۸ـ۳۱۰.
۲۰۵. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۸۸، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۰۶. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۴۸۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۰۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۵۶۲، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۰۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۶۹۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۰۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۷۴۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۱۰. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۷۷۳، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۱۱. زحیلی، ج ۷، ج۶، ص۷۷۹، ص ۷۴، وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۱۲. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۷۲۶، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۱۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۷۴۷، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۱۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۷۵۱، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۱۵. زین الدین بن علی شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۵، ص۴۵۸ـ۴۶۳، چاپ محمد کلانتر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۱۶. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۱۰، ص ۴۴۲).
۲۱۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۲۳ـ۲۴، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۱۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۱۸۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۱۹. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۶، ص۲۶۵، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۲۰. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۳۷، قم ۱۴۰۸.
۲۲۱. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۵۹، قم ۱۴۰۸.
۲۲۲. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۷۰، قم ۱۴۰۸.
۲۲۳. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۱۸۰، قم ۱۴۰۸.
۲۲۴. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص۲۰۰، قم ۱۴۰۸.
۲۲۵. عبدالفتاح بن علی مراغی، العناوین (عناوین الاصول)، ج۲، ص۶۶۰، قم ۱۴۱۸.
۲۲۶. مرتضی بن محمد امین انصاری، کتاب المکاسب، ج۱، ص۱۱۴، چاپ افست قم ۱۴۱۶.
۲۲۷. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۱۰، ص ۴۶۷ـ۴۶۸؛
۲۲۸. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ج ۱۳، ص ۱۶۶ـ۱۶۷
۲۲۹. محمد حسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲ ج ۱۵، ص ۱۸۱؛.
۲۳۰. جعفربن حسن محقق حلّی، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام،ج ۴، ص ۲۱۴ـ۲۱۵، ج۳، ص۲۰۱، قم ۱۴۰۸.
۲۳۱. محمد کاظم بن عبدالعظیم طباطبایی یزدی، ج۲، ص۸۶۶،مسئلة ۶،العروة الوثقی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۲۳۲. ابوالقاسم خوئی، مصباح الفقاهة، ج۳، ص۲۶۲، قم ۱۳۷۱ ش.    
۲۳۳. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۴، ص۳۷۸ـ۳۷۹، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۳۴. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۳۵۰، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بلوغ»، شماره۱۷۶۱.    






جعبه‌ابزار