بهاءالدین زهیر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بَهاءُالدّینْ زُهَیْر، ابوالفضل ‌زهیر بن ‌محمد مهبلی (۵۸۱-۶۵۶ق/۱۱۸۵-۱۲۵۸م)، از شاعران معروف دورۀ ایوبی می‌باشد.


معرفی

[ویرایش]

وی در نخله در نزدیکی مکه دیده به جهان گشود و در سرزمین قَوص (در مصر علیا) رشد یافت
[۳] ذهبی، محمد، ج۲۳، ص۳۵۵، سیر اعلام النبلاء، به کوشش بشار عواد معروف و محیی هلال سرحان، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
[۴] ابن‌شاکر کتبی، محمد، ج۲۰، ص۱۷۹، عیون‌ التواریخ، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
و همان‌جا قرآن ، حدیث ، فقه و ادبیات را فراگرفت و زندگی ادبی و علمی خود را شروع کرد.

نخستین مدح

[ویرایش]

بهاءالدین نخستین باردر ۶۰۷ق/۱۲۱۰م حاکم قوص، امیرمجدالدین لمطی را مدح کرد.
[۵] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۱۷۵، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
ظاهراً در همین هنگام به ملک عادل پیوست و در قلعه دمشق در ۶۱۲ق به مدح او پرداخت. او همچنین ملک کامل را پس از پیروزی در معرکه دمیاط (۶۱۸ق/۱۲۲۱م) ستود.
[۶] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۱۲۱‌، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.


محبوبیت در دستگاه ملک صالح

[ویرایش]

در ۶۲۱ق یا اندکی پس از آن، از قوص به قاهره رفت و در آن‌جا به خاندان ایوبی پیوست
[۷] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۱۲۵، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
و با ملک‌صالح ایوبی پیوندی استوار برقرارکرد و در ۶۲۹ق/ ۱۲۳۲م به همراه ملک صالح راهی دمشق شد. به دنبال مرگ ملک کامل در ۶۳۵ق و نزاع خاندان ایوبی بر سر پادشاهی، ملک ناصر حاکم شهر کَرَک بر برادرزادۀ خود ملک صالح، در نابلس چیره شد و او را در قلعه کرک بازداشت کرد. بهاءالدین زهیر از سرِ وفاداری نسبت به مخدوم خویش در نابلس ماند و در این مدت همراهی هیچ حاکمی را در هیچ درگاهی و قصری نپذیرفت، تا این‌که ملک صالح از زندان آزاد شد و سرزمین مصر را به تصرف درآورد و شاعر نیز به همراه او، راهی آن دیار شد؛ این حادثه را در اواخر ذیقعدۀ ۶۳۷ دانسته‌اند.
[۹] فروخ، ج۳، ص۵۸۷، که ۶۳۹ق آورده است، عمر، تاریخ‌الادب العربی، بیروت، ۱۹۸۱م.

بدین‌سان، شاعر در مصر از جایگاهی والا برخوردار گردید و مقرب‌ترین و محبوب‌ترین شخص در دستگاه ملک صالح شد، چنان‌که در میان کُتاب الدُّرج (منشیانی که مسئولیت کتابت «ولایات»، و مکاتبات پادشاهی و مانند آن را برعهده داشتند) انگشت‌نما بود.
[۱۱] ابن‌شاکر کتبی، محمد، ج۲۰، ص۱۷۹، عیون‌التواریخ، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.


ملاقات با ابن خلکان

[ویرایش]

ابن‌خلکان که در قاهره بهاءالدین زهیر را ملاقات کرده، سجایای اخلاقی او را بسیار ستوده‌است. در این دیدار، بهاءالدین زهیر بسیاری از اشعار خود را که در مناسبت‌های مختلف سروده بود، برای ابن‌خلکان بازخواند و ابن‌خلکان که اجازۀ روایت دیوان بهاءالدین را نیز داشته است، حدود ۵۰ بیت از اشعار او را نقل کرد. وی شعر زهیر را لطیف و سهل و ممتنع دانسته است.

دیدار با ادیب معروف

[ویرایش]

درمدت اقامت ملک صالح در شام بهاءالدین زهیر چندین بار به عنوان پیک وی راهی شهرهای مختلف شده است که از این میان، می‌توان به رفتن او به موصل و دیدار با ادیب معروف ابوالعباس‌ ابن‌حلاوی موصلی و سفارت به دربار ملک‌ناصرصلاح‌الدین یوسف حاکم شهر حلب در ۶۴۵ق/۱۲۴۷م اشاره کرد.

آزردگی ملک صالح از زهیر

[ویرایش]

ملک صالح اندکی پیش از مرگ، به علتی که هنوز چندان آشکار نیست، از شاعر آزرده شد و او را از خود دور کرد. آنچه از منابع در علت این امر استنباط می‌شود، این است که ملک صالح، مردی مبتلا به وسواس شدید، خشمگین، کینه‌توز و بی‌گذشت بود و به سبب سوءتفاهمی که در امر نامه‌نگاری پیش آمده بود، بهاءالدین زهیر را از خود دور کرد.
[۱۶] ابن‌شاکر کتبی، محمد، ج۲، ص۱۸۰، عیون‌التواریخ، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.


عاقبت زهیر

[ویرایش]

بهاءالدین زهیر بعد از مرگ ملک صالح، به خدمت ملک‌ناصرصلاح‌الدین یوسف درآمد و در مدح او اشعار نیکو سرود که در جای جای دیوان پراکنده است؛ اما نومیدانه از او برید و راهی مصر شد و در آن‌جا بقیه عمر خود را در عزلت با فروش کتابها و دارایی خود در نهایت سختی و تنگدستی سپری کرد. وی سرانجام، بر اثر بیماری سختی که سراسر قاهره را فراگرفته بود، درگذشت و در گورستان قرافه صغری به خاک سپرده شد.

آثار

[ویرایش]

دیوان شعر بهاءالدین به تصریح خود او حاوی اشعاری است که در ایام جوانی به نظم درآورده، و خود به ترتیب الفبایی منظم ساخته است.
[۱۹] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۱۱، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.

دیوان بهاءالدین بارها در مصر و دیگر جایها به چاپ رسیده است که از آن جمله است: چاپ کیمبریج (۱۸۷۶م) به کوشش ادوارد هنری پامر، همراه با ترجمه منظوم انگلیسی (۲ج)؛ پاریس (۱۸۸۳)؛ نیز بارها در کشورهای عربی. بیشتر اشعار این دیوان، درغزل، و بقیه در مدح و رثا و هجا و وصف است.

← ویژگی‌های اشعار


شعر او آکنده از ظرافت و عاطفه‌ای نیرومند است؛ معانی را به آسانی و روانی تمام بیان می‌کند و گاه نیز از مثلهای رایج میان مردم بهره می‌گیرد،
[۲۰] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۳۴۷، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
چندان که شعرش به نثر موزون می‌ماند. وزنهای سبکِ آهنگین و الفاظ آشنای به دور از «غرابت»، شعرش را مقبول عموم مردم ساخته است. تکرار مضمون در شعرش به کرات دیده شده، اما او هر بار الفاظ را تغییر داده است. گاه در برخی از اشعار، از شیوۀ گفت‌وگو که از زمان عمر بن ابی ربیعه در ادب عربی رواج یافته، استفاده شده است.
[۲۱] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۲۱، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
[۲۲] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۳۹۷، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
[۲۳] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۴۰۱، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.

بهاءالدین هر بار که به آرایه‌های لفظی روی آورده، ناچار از احساسات شاعرانه روگردان شده است. عمدۀ صنایعی که در شعر او می‌توان یافت عبارتند از جناس، توریه، تهکم، به ویژه اکتفا و ائتلاف (هماهنگی) الفاظ با معانی. در مدایح بهاءالدین تقریباً هیچ معنای تازه‌ای نمی‌توان یافت، زیرا سراسر دستاوردهای او در این باب، تقلید از پیشینیان و بازگو کردن مضامین کلیشه‌ای آنان است: همان زیاده‌گویی‌های اغراق‌آمیز خالی از ذوق اینجا نیز در قالبی سهل‌تر تکرار می‌شود و سخت مورد پسند امیران قرار می‌گیرد.

← مراثی


از میان مراثی بهاءالدین، قطعه‌ای که در سوگ فرزندش سروده،
[۲۴] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۲۴۶-۲۴۸، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
پر از مضامین سوزناک و اندوهی صادقانه است.

← هجا


هجای بهاءالدین زهیر اندک است و این اندک نیز اختصاص به هجو کسانی دارد که تحمل آن‌ها بر او سخت بوده است. لطیف‌ترین شعر هجایی او دربارۀ اسبی سروده است که از سوار شدن بر آن بیزار بود.
[۲۵] بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۳۹۵، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.


← وصف در دیوان زهیر


وصف در دیوان او فراوان است. بارها شراب و مجالس آن، کهنگی و درخشش آن در جام، ساقی زیباروی و نیز یاران میخواره را ستوده، و در بیش‌تر این اشعار، شیوۀ گذشتگان را پیش گرفته است. بهاءالدین زهیر شیفتۀ طبیعت بود، اما وصف باغ‌ها و بستان‌ها، درختان ، میوه‌ها، سرسبزی طبیعت، شبنم و غیره در شعر او، همه در قالب شعر نوخاستگان عرب جای می‌گیرد.

← نکته


به طورکلی می‌توان گفت که بهاءالدین، هرگاه مضامین نزدیک به زندگی روزمره و محیط اجتماعی خود را در اوزان سبک و به دور از تصنع بیان کرده، موفق بوده است؛ اما آن‌جا که در قصاید بزرگ و سنگین به رقابت با شاعران بزرگ گذشته برخاسته، شهرش تصنعی و تقریباً تهی از ذوق و احساس هنری است.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌خلکان، وفیات.
(۲) ابن‌شاکر کتبی، محمد، عیون‌التواریخ، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
(۳) بهاءالدین زهیر، دیوان، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
(۴) ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش بشار عواد معروف و محیی هلال سرحان، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
(۵) فروخ، عمر، تاریخ‌الادب العربی، بیروت، ۱۹۸۱م.
(۶) یونینی، موسی، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۴م.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن‌خلکان، وفیات، ج۲، ص۳۳۷- ۳۳۸.    
۲. یونینی، موسی، ج۱، ص۱۸۴، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۴م.    
۳. ذهبی، محمد، ج۲۳، ص۳۵۵، سیر اعلام النبلاء، به کوشش بشار عواد معروف و محیی هلال سرحان، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
۴. ابن‌شاکر کتبی، محمد، ج۲۰، ص۱۷۹، عیون‌ التواریخ، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۵. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۱۷۵، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۶. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۱۲۱‌، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۷. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۱۲۵، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۸. ابن‌خلکان، وفیات، ج۲، ص۳۳۲.    
۹. فروخ، ج۳، ص۵۸۷، که ۶۳۹ق آورده است، عمر، تاریخ‌الادب العربی، بیروت، ۱۹۸۱م.
۱۰. یونینی، موسی، ج۱، ص۱۸۴، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۴م.    
۱۱. ابن‌شاکر کتبی، محمد، ج۲۰، ص۱۷۹، عیون‌التواریخ، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۱۲. ابن‌خلکان، وفیات، ج۲، ص۳۳۲-۳۳۶.    
۱۳. ابن‌خلکان، وفیات، ج۲، ص۳۳۷.    
۱۴. یونینی، موسی، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۵، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۴م.    
۱۵. یونینی، موسی، ج۱، ص۱۸۵، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۴م.    
۱۶. ابن‌شاکر کتبی، محمد، ج۲، ص۱۸۰، عیون‌التواریخ، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۱۷. یونینی، موسی، ج۱، ص۱۸۷، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۴م.    
۱۸. ابن‌خلکان، وفیات، ج۲، ص۳۳۸.    
۱۹. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۱۱، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۲۰. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۳۴۷، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۲۱. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۲۱، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۲۲. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۳۹۷، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۲۳. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۴۰۱، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۲۴. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۲۴۶-۲۴۸، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.
۲۵. بهاءالدین زهیر، دیوان، ج۱، ص۳۹۵، بیروت، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰م.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بهاءالدین زهیر»، ج۱۳، شماره۵۲۰۶.    


رده‌های این صفحه : تراجم | شاعران عرب




جعبه ابزار