بهجةالروح

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بَهْجَةُالرّوح، رساله‌ای در علم موسیقی به زبان فارسی منسوب به عبدالمؤمن فرزند صفی‌الدین گرگانی است.


مشخصات مؤلف

[ویرایش]

مؤلف خود را عبدالمؤمن‌ بن‌ صفی‌الدین‌ بن‌ عزالدین‌ بن‌ محیی‌الدین‌ بن‌ نعمت‌ بن‌ قابوس‌ بن وشمگیر می‌نامد.
[۱] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۱۸، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
یعنی خلف پنجم شمس‌المعالی قابوس‌ بن وشمگیر (د ۴۰۳ق/۱۰۱۲م) امیر گرگان از سلسلۀ آل‌زیار (۳۱۶-۴۳۴ق/۹۲۸-۱۰۴۳م). بدین ترتیب، زمان حیات وی بایستی تقریباً در اواسط قرن ۶ق/۱۲م بوده است، ولی شیوۀ نگارشش از آن دوره نیست و شواهدی هم در داخل متن وجود دارد که ما را در صحت گفتۀ او مردد می‌دارد.
[۲] ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۰-۱۲، عبدالمؤمن).
[۳] مرکزی، خطی، ج۳، ص۸۴۰.
[۴] Browne، E G، ج۱، ص۲۰۴، A Descriptive Catalogue of the Oriental Mss Belonging to the Late E G Browne، ed R A Nicholson، Cambridge، ۱۹۳۲.


تاریخ نگارش

[ویرایش]

مؤلف در مقدمۀ رساله می‌گوید که این اثر را برای سلطان محمود غزنوی (د ۴۲۱ق/۱۰۳۰م) و به دلیل رغبت وی به این «فن شریف» مدون ساخته است
[۵] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۱۹، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
و در عین حال از سلطان ملکشاه سلجوقی (سل‌ ۴۶۵-۴۸۵ق/۱۰۷۳-۱۰۹۲م) نیز نام می‌برد.
[۶] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۳۹، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
همچنین در این رساله سخنانی از خاقانی (د ۵۹۵ق/۱۱۹۹م)، فریدالدین عطار (۵۴۰-۶۱۸ق/۱۱۴۵-۱۲۲۱م)، سعدی (د ۶۹۱یا۶۹۴ق/۱۲۹۲یا۱۲۹۵م) و آثاری از عبدالقادر مراغی (د ۸۳۸ق/۱۴۳۵م) نقل شده است.
[۷] ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۱، عبدالمؤمن).

رابینو این احتمال را مطرح می‌کند که شاید غزنوی اشتباه کاتب به جای غوری باشد که در این صورت حاکمی که مؤلف نام وی را ذکر کرده است، باید سلطان محمود غوری (د ۶۰۷ق/۱۲۱۰م) حاکم فیروزکوه در غور بوده باشد.
[۸] ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۱، عبدالمؤمن).
البته اگر اشتباه کتابت نباشد، او را نیز به نحوی می‌توان غزنوی محسوب کرد، زیرا وی سال‌ها حکمرانی غزنه را برعهده داشته است. (زاخاو، ۱۰۵۶) شاید به گونه‌ای نمادین، این تناقضات را بتوان چنین تعبیر کرد که نویسنده آگاهانه و با طنزی قابل توجه خود را در اعصار گوناگون گسترده، و حیات ۴۰۰ ساله‌ای را برای خود قائل شده است.
[۹] فوزیه مجد، «اِی گانالولا»، ج۱، ص۶، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۰، س۳، شم‌ ۱۱.
اما در هرحال، با توجه به زمان زندگی اشخاص نامبرده شده در متن رساله مسلماً تاریخ‌نگارش این اثر باید پس از قرن ۹ق/۱۵م بوده باشد. تاریخ نگارش کهن‌ترین نسخی که تاکنون از این رساله به دست آمده است نیز درحدود اواسط قرن ۱۱ق/۱۷م است.
[۱۰] محمدتقی مسعودیه، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی، ج۱، ص۵-۱۰، تهران، ۱۳۷۶ش.

فارمر در مقدمه‌ای که براین رساله نگاشته است، تاریخ نگارش آن را به ظن غالب در آغاز قرن ۱۱ق/۱۷م می‌داند.
[۱۱] ه‌ ‌چ فارمر، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۷، عبدالمؤمن).
همچنین به اعتقاد محمدقزوینی رساله متعلق به زمان نسبتاً جدیدی است، ولی نه بعدتر از اوایل قرن ۱۱ق، و مؤلف هویت خود را زیر نام ساختگی عبدالمؤمن بن صفی‌الدین پنهان کرده است.
[۱۲] ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۲، عبدالمؤمن).
[۱۳] منزوی، خطی، ج۵، ص۳۸۸۸-۳۸۸۹.
[۱۴] شورا، خطی، ج۱۰، ص۱۳۸۱.
این نکته چندان روشن نیست که چرا مؤلف هویت خود را پنهان ساخته است و سعی در گمراه کردن خوانندگان دارد، اگرچه این طریقۀ گمراه ساختن در ادبیات باخترزمین معمول بوده، و در خاور زمین نیز بی‌سابقه نبوده است.
[۱۵] ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۲، عبدالمؤمن).

با توجه به محتوای فنی متن رساله و مفاهیم و اصطلاحات موسیقایی به کار رفته در آن، چنین به نظر می‌رسد که زمان نگارش آن در دوران صفوی بوده باشد، زیرا رسالات موسیقایی دوران صفوی معمولاً گمنام‌اند، در بیش‌تر موارد مؤلف رساله مشخص نیست و در بعضی موارد هم که نام مؤلف ذکر شده، تعیین هویت او کار بسیار دشواری است.
[۱۶] امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رساله در بیان چهار دستگاه اعظم»، ج۱، ص۸۳، همان، ۱۳۸۰ش، س۳، شم‌ ۱۲.

بدین ترتیب، می‌توان احتمال داد که رسالۀ بهجةالروح در اوایل دوران صفوی، و شاید در دوران شاه طهماسب (۹۳۰-۹۸۴ق/۱۵۲۴-۱۵۷۶م) نگاشته شده است و مؤلف به دلیل اوضاع و احوال خاص آن دوران و مشکلاتی که برای موسیقی‌دانان از نظر مذهبی و اجتماعی وجود داشته، و آنان را ناچار به مهاجرت یا ادامۀ فعالیت به صورت پنهانی می‌کرده،
[۱۷] حسین میثمی، «مهاجرت موسیقی‌دانان دوران صفوی به هند»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، ص۷۱، تهران، ۱۳۸۱ش، س۴، شم‌ ۱۶.
خواسته است هویت خود را پوشیده دارد و حتی با ایجاد ابهامات در تاریخ‌های درون متن این تصور را پدید آورد که رساله مربوط به ادوار پیشین بوده است.
همچنین احتمال دارد که صورت درست نام نویسنده محمدمؤمن، پسر خواجه عبدالله مروارید باشد که معلم سام میرزا، برادر شاه طهماسب، و دوران فعالیتش مقارن با توبۀ شاه طهماسب در ۹۳۹ق بوده است.
[۱۸] حسین میثمی، بررسی و تحلیل موسیقی دوران صفویه، ص۶۱، رسالۀ کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸ش.


محتوای رساله

[ویرایش]

رسالۀ موسیقی بهجةالروح مشتمل بر یک مقدمه، ۱۰باب و یک خاتمه است. ظاهراً مؤلفِ آن شیعی مذهب بوده، زیرا در مقدمه از حضرت‌ امیر المؤمنین و ائمه (علیهم‌السلام) یاد کرده است.
[۱۹] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۱۸، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
وی می‌نویسد: رساله برگرفته از زبان تازی و یونانی و درآمده به لفظ مسلسل فارسی است.
[۲۰] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۱۹، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.


← باب اول


در باب اول رساله با عنوان «فی مبدأ هذا العلم من قول حکماء الفلاسفة اجمالاً و تفصیلاً» حکایتی در بیان مبدأ موسیقی نقل شده است مبنی بر این‌که خداوند حضرت آدم (علیه‌السلام) را آفریده و جسم او به مدت ۴۰روز بین یمن و طائف افتاده بود تا جبرئیل به امر و ندای پروردگار از طریق موسیقی «به آواز حزین و به مقام راست» روح را به کالبد آدم روانه کرد.
[۲۱] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۱-۲۳، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
حکایاتی با مضمون مشابه در بخش‌های شمالی خراسان و ترکمن، و توسط عارفان و موسیقی‌دانان هندی، در اساطیر اهل حق و در دیگر رسالات موسیقایی جهان اسلام نیز روایت شده است.
[۲۲] هومان اسعدی، «جنبه‌های نمادین مقام در موسیقی جهان اسلام»، ج۱، ص۲۷-۳۰، خیال: فصلنامۀ فرهنگستان هنر، تهران، ۱۳۸۱ش، شم‌ ۱.
[۲۳] فوزیه مجد، «اِی گانالولا»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۰، س۳، شم‌ ۱۱.

مؤلف بهجةالروح در ذکر اهمیت موسیقی، ضمن یاد کرد از آن با عناوینی همچون «علم روح» و «غذای روحانی»،
[۲۴] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۳، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
به این نکته اشاره می‌کند که پادشاهان قدیم ۴ طایفه، یعنی حکما، شعرا، اهل قرآن و ندما را بی‌علم موسیقی در مجلس خود راه نمی‌داده‌اند و فراگیری این علم را بر ایشان واجب می‌دانسته‌اند.
[۲۵] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۴، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.


← باب دوم


در باب دوم رساله، با عنوان «در اقاویل بعضی از حکما در این علم و چگونگی آن و آداب اکتساب»، حکایت برگرفتن موسیقی از آواز و نالۀ جانسوز ققنوس توسط افلاطون از فصوص روحانی شیخ‌ نجم‌الدین و منطق‌الطیر شیخ فریدالدین عطار نیشابوری نقل شده است.
[۲۶] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۵-۲۸، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.


← باب سوم


مؤلف در باب سوم به بحث «در نسبت این علم به وجود انسان» پرداخته، و با نقل قول‌هایی از ابن‌سینا
[۲۷] ابن‌سینا، قانون درطب، ج۱، ص۲۸۷-۳۱۱، ترجمۀ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، ۱۳۷۰ش.
به جنبه‌هایی از خواص درمانی موسیقی اشاره کرده است.
[۲۸] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۹-۳۰، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.


← باب چهارم


باب چهارم رساله به بحث «در نسبت این علوم به کواکب سبعه به حسب کره و سیرآن» و ارتباط موسیقی با نجوم اختصاص دارد. مؤلف در قالب دوایری ۶ آوازه را با کواکب سیاره، ۱۲مقام را با بروج ۱۲گانه، ۲۴ شعبه را با منازل قمر و ۴۸گوشه را با کواکب اسطرلابی مربوط دانسته است.
[۲۹] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۳۳-۳۵، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
یکی از نکات شایان توجه در این باب استفاده از اصطلاح «گوشه» است. اگرچه وی توضیحاتی دربارۀ مفهوم آن ارائه نمی‌کند.

← باب پنجم


در باب پنجم مؤلف به بررسی مقولۀ ریتم و وزن در موسیقی و بحث «در بحور اصول و حرکات هر یک» پرداخته است. در این رساله، همچون دیگر رسالات دوران صفوی، از اصطلاح «بحور اصول» به عنوان جایگزینی برای «ایقاع» و نیز از «ضرب» به جای «نقره» استفاده شده است. همچنین در این رساله برای تبیین ساختار بحور اصول اصطلاحات «بم» و «زیر»، ظاهراً برای ضرب‌های قوی و ضعیف به کار رفته است. مؤلف اسامی بحور اصول، ساختار آن‌ها و ارتباط آن‌ها با کواکب سبعۀ سیاره را نیز مورد بحث قرار داده است. در این رساله نظام «تهجی الادوار» برای فراگیری موسیقی و بحور اصول تشریح شده است که تا حدودی قابل قیاس با نظام «تردلن» ها در رسالۀ موسیقی نجم‌الدین کوکبی بخارایی،
[۳۰] هومان اسعدی، «مفهوم و انواع ایقاع در دوران تیموری»، ج۱، ص۱۳۴، همان، ۱۳۸۲ش، س۶، شم‌ ۲۱.
[۳۱] نجم‌الدین کوکبی بخارایی، «رساله»، ج۱، ص۵۴، سه رسالۀ موسیقی قدیم ایران، به کوشش منصوره ثابت‌زاده، تهران، ۱۳۸۲ش.
و تداعی‌گرِ نوعی نغمه‌نگاری یا نقره‌نگاریِ نام‌آوایانه است.

← باب ششم


باب ششم مشتمل بر دو فصل است: «در بیان علم الادوار الموسیقی بالنظم» و «در بحور اصول بالنظم». در این فصول اشعاری از رسالۀ موسیقی کوکبی
[۳۲] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۶۴-۶۶، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
نقل شده است؛ لذا با توجه به دوران زندگی کوکبی (زنده در۹۲۸ق/۱۵۲۲م) می‌توان دریافت که زمان نگارش رسالۀ موسیقی بهجةالروح حداقل در اواسط قرن ۱۰ق، بوده است.

← باب هفتم


باب هفتم بحثی «در ترکیب پرده به حسب سیر ستارۀ عطارد و قمر و زهره» است. مطالب این باب یادآور بحث‌های قطب‌الدین شیرازی در مبحث نهم رسالۀ درةالتاج «در خلط پرده‌ها با یکدیگر» است.
[۳۳] Wright، O، ج۱، ص۲۹۰، The Modal System of Arab and Persian Music، A D ۱۲۵۰-۱۳۰۰، Oxford، ۱۹۷۸.
در این بخش چگونگی نام‌گذاری و ترکیب ساختاری مقامات یا پرده‌ها مورد بحث قرار گرفته، و ساختارهایی چندمُدی (مقامی)، و چرخه‌ای برای هر یک ذکر شده است. بحث‌هایی از این قبیل در تبیین ساختار چرخه‌ای مقامات یا پرده‌ها در برخی دیگر از رسالات دوران صفوی و ادوار پس از آن نیز ذکر شده است.
[۳۴] هومان اسعدی، «از مقام تا دستگاه»، ج۱، ص۶۷-۶۸، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۱ش، س۳، شم‌ ۱۱.
که در واقع ریشه‌های نظام دستگاهی کنونی در موسیقی کلاسیک ایران را
[۳۵] هومان اسعدی، «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران: دستگاه به عنوان مجموعه‌ای چندمُدی»، ج۱، ص۴۶، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۲ش، س۵، شم‌ ۲۲.
در این مباحث می‌توان باز جست. مؤلف همچنین از اصطلاحاتی مانند «سیر»، «محطّ»، «گذر» و «شدّ» استفاده می‌کند.

← باب هشتم


باب هشتم با بحثی «در آن‌که در مجالس جهت هرکس چه باید خواند»، به بررسی ارتباط مقامات، پرده‌ها و آهنگ‌ها با حالات و طبایع و قشرهای مختلف مردم پرداخته است.

← باب نهم


در باب نهم، «در بیان آن‌که هر مقامی چند بانگ است از قول استادان»، اصطلاح «بانگ» در مفهومی مشابه با این اصطلاح در رسالۀ موسیقی نیشابوری،
[۳۶] امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رسالۀ موسیقی محمدبن محمودبن محمد نیشابوری»، ج۱، ص۳۴-۳۵، معارف، تهران، ۱۳۷۴ش، دورۀ ۱۲، شم‌ ۱ و ۲.
و ظاهراً در معنای محدودۀ صوتی مشخصی به کار رفته است. در برخی دیگر از رسالات موسیقایی دوران صفوی نیز اصطلاح «بانگ» در مفهومی مشابه به کار رفته است.
[۳۷] امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رسالۀ موسیقی محمدبن محمودبن محمد نیشابوری»، ج۱، ص۳۴، معارف، تهران، ۱۳۷۴ش، دورۀ ۱۲، شم‌ ۱ و ۲.
[۳۸] محمدتقی مسعودیه، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی، ج۱، ص۳۷-۳۸، تهران، ۱۳۷۶ش.
[۳۹] هومان اسعدی، «نگاهی اجمالی به پیشینۀ تاریخی موسیقی در ماوراءالنهر»، ج۱، ص۷۶، همان، ۱۳۷۸ش، س۲، شم‌ ۵.
در رسالۀ بهجةالروح اصطلاح «صیحه» نیز در ارتباط با مفهوم «بانگ» به کار رفته که ظاهراً حاکی از بخشی از بانگ، و احتمالاً کوچک‌تر از آن است.

← باب دهم


باب دهم بحثی «در سلوک صاحب این فن شریف» است و مطالبی مشابه با باب سی و ششم قابوس‌نامه در باب آداب و آیین خنیاگری
[۴۰] عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر، قابوس‌نامه، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۶، تهران، ۱۲۸۵ق.
در آن ارائه شده است. بحث دربارۀ آلات ناقص و غیرناقص نیز تا حدودی یادآور تقسیم‌بندی سازهای موسیقی در بخش سازشناسی رسالۀ کنزالتحف به سازات کامله و ناقصه
[۴۱] کنزالتحف، سه رسالۀ فارسی در موسیقی، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۹، به کوشش تقی بینش، تهران، ۱۳۷۱ش.
است. مؤلف بهجة‌الروح عود، نای، کمانچه، صرنای (سُرنای) و بله‌بان (بلبان/بالابان)
[۴۲] عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۶۵، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
را در شمار آلات غیرناقص ذکر کرده، و اصطلاح «مستقیم کردن» را در معنای کوک کردن به کار برده است. همچنین در این باب با استفاده از نظام «تهجی موسیقی» به گونه‌ای ظاهراً نام‌آوایانه تصانیفی روایت شده است. مؤلف در نقل تصانیف، علاوه بر ذکر مقام و اصول، به فرم‌هایی همچون «عمل» و «کار» نیز اشاره کرده است.
[۴۳] امیرحسین پورجوادی، «کار عمل و سیر تحول آن از دورۀ تیموری تا امروز»، ج۱، ص۱۱-۳۱، همان، ۱۳۸۲ش، س۵، شم‌ ۱۹.
او همچنین می‌افزاید که «دیگر ابیات چند از تصانیف مشکله حسب الاشارۀ فرزند اعز ارجمند ضیاءالدین محمد یوسف در سلک تحریر می‌آید...». این نکته نیز شایان توجه است که رسالۀ بسیار مهمی مشهور به کلیات موسیقی کتابت شده در ۱۲۷۱ق، منسوب به شخصی به نام ضیاءالدین یوسف است.
[۴۴] محمدتقی مسعودیه، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی، ج۱، ص۲۳۹، تهران، ۱۳۷۶ش.
زمان تألیف رسالۀ یاد شده دقیقاً روشن نیست، اما چنین به نظر می‌رسد که این رساله دارای مطالبی برگرفته از چندین منبع مختلف از دوران صفوی تا قاجار باشد.

← خاتمه


خاتمۀ رسالۀ بهجةالروح با عنوان «در بیان آن‌که هر آهنگی را از چه برداشته‌اند» به جنبه‌های نمادین موسیقی پرداخته است، مطالبی همچون در بیان آن‌که هر مقامی از پیغمبری پیدا شده، برگرفتن آهنگ‌ها از صدای حیوانات، طیور و وحوش؛ در بیان آن‌که نزد هر فرقه، در هر وقت و در هر فصل چه آهنگی باید خواند و نواخت؛ در بیان آن‌که هر کس از حکما کدام یک از آلات طرب را ساخته‌اند.
به طور کلی جنبه‌های اسطوره‌ای و نمادین موسیقی در رسالات عمدتاً در قالب ۳ سنت اصلی مورد بحث قرار گرفته است:
۱. در سنت سامی و یهودی کهن مقامات و پیدایش آن‌ها به پیامبران منسوب می‌شود.
۲. در سنت هند و ایرانی مقامات به منطقةالبروج نسبت داده می‌شوند و نیز دربارۀ ارتباط موسیقی با زمان بحث می‌شود.
۳. در سنت یونانی ارتباط مقامات با قشرهای جامعه، اقوام ملل، مناطق و اقالیم جغرافیایی ذکر می‌شود.
[۴۵] هومان اسعدی، «شش مقام به عنوان یک سیستم موسیقایی»، ج۱، ص۱۲، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۷۸ش، س۲، شم‌ ۶.
در رسالۀ بهجةالروح تأثیرات هر ۳ سنت مشهود است.
همچنین در خاتمۀ رساله به بیان آن‌که هر مقام چند شعبه است، پرداخته شده، و مؤلف اصل مقامات را ۷دانسته، و افزوده است: این ۷مقام تا زمان یزدجرد شهریار بود و سعدالدین محیی‌آبادی که در فن موسیقی مهارت داشت، مقامات را به ۱۲ رسانید. وی تکوین شعبات را نیز به شمس‌الدین و کمال‌الدین کازرونی و میرفخرالدین و اسحاق موصلی و سیدحسین اخلاطی نسبت می‌دهد. در رسالۀ موسیقی نیشابوری نیز روایاتی مشابه ذکر شده است: انتساب ۷ پرده به باربد به موافقت ۷ کوکب، افزودن پرده‌های دیگر تا ۱۲پرده توسط سعیدی، شاگرد باربد در زمان شاه شروه، و تکوین شعبات (۶ شعبه در سنت کهن خراسان و ماوراءالنهر در قیاس با ۲۴شعبۀ مکتب منتظمیه،
[۴۶] هومان اسعدی، «نگاهی اجمالی به پیشینۀ تاریخی موسیقی در ماوراءالنهر»، ج۱، ص۶۹، همان، ۱۳۷۸ش، س۲، شم‌ ۵.
) توسط شمس‌الدین محمد یحیی وکمال‌الزمان حسن نایی.
[۴۷] امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رسالۀ موسیقی محمدبن محمودبن محمد نیشابوری»، ج۱، ص۶۳، معارف، تهران، ۱۳۷۴ش، دورۀ ۱۲، شم‌ ۱ و ۲.


شدود در موسیقی

[ویرایش]

در رسالۀ بهجةالروح همچنین به «۴ شدّ در موسیقی» نیز اشاره شده است که این مفهوم در دیگر رسالات صفوی نیز به کار رفته است.
[۴۸] امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رساله در بیان چهار دستگاه اعظم»، ج۱، ص۹۱، همان، ۱۳۸۰ش، س۳، شم‌ ۱۲.
اصطلاح «شدود» (جمع شد) در کتاب الادوار صفی‌الدین ارموی
[۴۹] صفی‌الدین ارموی، الادوار، ج۱، ص۴۷، چ تصویری، فرانکفورت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
برای ارجاع به ۱۲دور مشهور و آنچه پس از وی «مقام» نامیده می‌شود،
[۵۰] محمود قطب‌الدین شیرازی، درةالتاج، به کوشش حسن مشکان طبسی، تهران، ۱۳۲۴ش.
[۵۱] Wright، O، ج۱، ص۲۹۰، The Modal System of Arab and Persian Music، A D ۱۲۵۰-۱۳۰۰، Oxford، ۱۹۷۸.
به کار رفته است؛ اما در رسالات موسیقایی دوران صفوی اصطلاح «شد» دارای مفهومی متفاوت، و زمینه‌ساز انتقال از نظام مقامی به دستگاهی است، بدین ترتیب که ظاهراً از دوران صفوی به بعد اجرای موسیقی مبتنی بر ارائۀ چند مقام با ترتیب معین، غالباً در قالب شدود ۴گانه، مورد توجه قرار می‌گیرد
[۵۲] حسین میثمی، بررسی و تحلیل موسیقی دوران صفویه، ج۱، ص۱۱۸، رسالۀ کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸ش.
که می‌توان آن را زمینه‌ساز شکل‌گیری مفهوم دستگاه به عنوان مجموعه‌ای چندمدی (مقامی) یا چرخه‌ای از مقامات دانست.
[۵۳] هومان اسعدی، «از مقام تا دستگاه»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، ص۶۸، تهران، ۱۳۸۱ش، س۳، شم‌ ۱۱.
[۵۴] هومان اسعدی، «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران: دستگاه به عنوان مجموعه‌ای چندمُدی»، ص۴۶، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۲ش، س۵، شم‌ ۲۲.


خصایص کلی رسالات موسیقایی

[ویرایش]

در مجموع می‌توان گفت که رسالات موسیقایی دوران صفوی دارای خصایص کلی مشترک‌اند: معمولاً گمنام‌اند، در بیش‌تر موارد مؤلف آن‌ها مشخص نیست و در بعضی موارد هم که نام مؤلف ذکر شده، تعیین هویت او کار بسیار دشوار است؛ اشعار تعلیمی دربارۀ مقامات و شعبات و غیره در آن‌ها به وفور دیده می‌شود؛ نظام ۱۲مقامی و ۲۴شعبه‌ای، و معمولاً ۱۷بحر اصول در آن‌ها معرفی می‌شود؛ منشأ مقامات عموماً به آواز پیامبران، بروج ۱۲گانۀ فلکی و صدای پرندگان و حیوانات نسبت داده می‌شود؛ در بخشی از رساله‌ها معمولاً دستور عملی بیان می‌شود که در مجالس بزم و طرب برای هر فرقه و طایفه چه نوع موسیقی‌ای باید نواخته و خوانده شود؛ در انتهای برخی از آن‌ها دایرۀ موسیقی کشیده شده که در آن مقامات، شعبات، آوازات، گوشه‌ها و ارتباط آن‌ها با یکدیگر نشان داده شده است، اما به ندرت محتوای دایرۀ موسیقی مطابق با محتویات رساله است.
[۵۵] امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رساله در بیان چهار دستگاه اعظم»، ج۱، ص۸۳، همان، ۱۳۸۰ش، س۳، شم‌ ۱۲.

با توجه به مسائل گاه‌شمارانۀ پیش گفته و نیز طرح کلی ساختار شناختی رسالات دوران صفوی، رسالۀ موسیقی بهجةالروح را ـ در عین مغشوش بودن بخش‌هایی از آن ـ می‌توان در شمار یکی از مهم‌ترین و جامع‌ترین رسالات موسیقایی عصر صفوی محسوب کرد.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌سینا، قانون درطب، ترجمۀ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، ۱۳۷۰ش.
(۲) هومان اسعدی، «از مقام تا دستگاه»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۱ش، س۳، شم‌ ۱۱.
(۳) هومان اسعدی، «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران: دستگاه به عنوان مجموعه‌ای چندمُدی»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۲ش، س۵، شم‌ ۲۲.
(۴) هومان اسعدی، «جنبه‌های نمادین مقام در موسیقی جهان اسلام»، خیال: فصلنامۀ فرهنگستان هنر، تهران، ۱۳۸۱ش، شم‌ ۱.
(۵) هومان اسعدی، «شش مقام به عنوان یک سیستم موسیقایی»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۷۸ش، س۲، شم‌ ۶.
(۶) هومان اسعدی، «مفهوم و انواع ایقاع در دوران تیموری»، همان، ۱۳۸۲ش، س۶، شم‌ ۲۱.
(۷) هومان اسعدی، «نگاهی اجمالی به پیشینۀ تاریخی موسیقی در ماوراءالنهر»، همان، ۱۳۷۸ش، س۲، شم‌ ۵.
(۸) امیرحسین پورجوادی، «کار عمل و سیر تحول آن از دورۀ تیموری تا امروز»، همان، ۱۳۸۲ش، س۵، شم‌ ۱۹.
(۹) امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رساله در بیان چهار دستگاه اعظم»، همان، ۱۳۸۰ش، س۳، شم‌ ۱۲.
(۱۰) امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رسالۀ موسیقی محمدبن محمودبن محمد نیشابوری»، معارف، تهران، ۱۳۷۴ش، دورۀ ۱۲، شم‌ ۱ و ۲.
(۱۱) ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، عبدالمؤمن).
(۱۲) شورا، خطی.
(۱۳) صفی‌الدین ارموی، الادوار، چ تصویری، فرانکفورت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
(۱۴) عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
(۱۵) عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر، قابوس‌نامه، تهران، ۱۲۸۵ق.
(۱۶) ه‌ ‌چ فارمر، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، عبدالمؤمن).
(۱۷) محمود قطب‌الدین شیرازی، درةالتاج، به کوشش حسن مشکان طبسی، تهران، ۱۳۲۴ش.
(۱۸) کنزالتحف، سه رسالۀ فارسی در موسیقی، به کوشش تقی بینش، تهران، ۱۳۷۱ش.
(۱۹) نجم‌الدین کوکبی بخارایی، «رساله»، سه رسالۀ موسیقی قدیم ایران، به کوشش منصوره ثابت‌زاده، تهران، ۱۳۸۲ش.
(۲۰) فوزیه مجد، «اِی گانالولا»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۰، س۳، شم‌ ۱۱.
(۲۱) مرکزی، خطی.
(۲۲) محمدتقی مسعودیه، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی، تهران، ۱۳۷۶ش.
(۲۳) منزوی، خطی.
(۲۴) حسین میثمی، بررسی و تحلیل موسیقی دوران صفویه، رسالۀ کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸ش.
(۲۵) حسین میثمی، «مهاجرت موسیقی‌دانان دوران صفوی به هند»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۱ش، س۴، شم‌ ۱۶.
(۲۶) Browne، E G، A Descriptive Catalogue of the Oriental Mss Belonging to the Late E G Browne، ed R A Nicholson، Cambridge، ۱۹۳۲.
(۲۷) Massoudieh، M T، Manuscrits persans concernant la musique، München، ۱۹۹۶.
(۲۸) Sachau، E and H Ethé، Catalogue of the Persian، Turkish، Hindûstânî and Pushtu Manuscripts in the Bodleian Library، Oxford، ۱۸۸۹.
(۲۹) Wright، O، The Modal System of Arab and Persian Music، A D ۱۲۵۰-۱۳۰۰، Oxford، ۱۹۷۸.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۱۸، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۲. ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۰-۱۲، عبدالمؤمن).
۳. مرکزی، خطی، ج۳، ص۸۴۰.
۴. Browne، E G، ج۱، ص۲۰۴، A Descriptive Catalogue of the Oriental Mss Belonging to the Late E G Browne، ed R A Nicholson، Cambridge، ۱۹۳۲.
۵. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۱۹، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۶. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۳۹، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۷. ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۱، عبدالمؤمن).
۸. ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۱، عبدالمؤمن).
۹. فوزیه مجد، «اِی گانالولا»، ج۱، ص۶، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۰، س۳، شم‌ ۱۱.
۱۰. محمدتقی مسعودیه، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی، ج۱، ص۵-۱۰، تهران، ۱۳۷۶ش.
۱۱. ه‌ ‌چ فارمر، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۷، عبدالمؤمن).
۱۲. ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۲، عبدالمؤمن).
۱۳. منزوی، خطی، ج۵، ص۳۸۸۸-۳۸۸۹.
۱۴. شورا، خطی، ج۱۰، ص۱۳۸۱.
۱۵. ه‌ ل رابینو، مقدمه بر بهجةالروح (نک‌: هم‌، ج۱، ص۱۲، عبدالمؤمن).
۱۶. امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رساله در بیان چهار دستگاه اعظم»، ج۱، ص۸۳، همان، ۱۳۸۰ش، س۳، شم‌ ۱۲.
۱۷. حسین میثمی، «مهاجرت موسیقی‌دانان دوران صفوی به هند»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، ص۷۱، تهران، ۱۳۸۱ش، س۴، شم‌ ۱۶.
۱۸. حسین میثمی، بررسی و تحلیل موسیقی دوران صفویه، ص۶۱، رسالۀ کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸ش.
۱۹. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۱۸، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۲۰. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۱۹، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۲۱. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۱-۲۳، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۲۲. هومان اسعدی، «جنبه‌های نمادین مقام در موسیقی جهان اسلام»، ج۱، ص۲۷-۳۰، خیال: فصلنامۀ فرهنگستان هنر، تهران، ۱۳۸۱ش، شم‌ ۱.
۲۳. فوزیه مجد، «اِی گانالولا»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۰، س۳، شم‌ ۱۱.
۲۴. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۳، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۲۵. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۴، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۲۶. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۵-۲۸، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۲۷. ابن‌سینا، قانون درطب، ج۱، ص۲۸۷-۳۱۱، ترجمۀ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، ۱۳۷۰ش.
۲۸. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۲۹-۳۰، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۲۹. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۳۳-۳۵، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۳۰. هومان اسعدی، «مفهوم و انواع ایقاع در دوران تیموری»، ج۱، ص۱۳۴، همان، ۱۳۸۲ش، س۶، شم‌ ۲۱.
۳۱. نجم‌الدین کوکبی بخارایی، «رساله»، ج۱، ص۵۴، سه رسالۀ موسیقی قدیم ایران، به کوشش منصوره ثابت‌زاده، تهران، ۱۳۸۲ش.
۳۲. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۶۴-۶۶، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۳۳. Wright، O، ج۱، ص۲۹۰، The Modal System of Arab and Persian Music، A D ۱۲۵۰-۱۳۰۰، Oxford، ۱۹۷۸.
۳۴. هومان اسعدی، «از مقام تا دستگاه»، ج۱، ص۶۷-۶۸، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۱ش، س۳، شم‌ ۱۱.
۳۵. هومان اسعدی، «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران: دستگاه به عنوان مجموعه‌ای چندمُدی»، ج۱، ص۴۶، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۲ش، س۵، شم‌ ۲۲.
۳۶. امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رسالۀ موسیقی محمدبن محمودبن محمد نیشابوری»، ج۱، ص۳۴-۳۵، معارف، تهران، ۱۳۷۴ش، دورۀ ۱۲، شم‌ ۱ و ۲.
۳۷. امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رسالۀ موسیقی محمدبن محمودبن محمد نیشابوری»، ج۱، ص۳۴، معارف، تهران، ۱۳۷۴ش، دورۀ ۱۲، شم‌ ۱ و ۲.
۳۸. محمدتقی مسعودیه، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی، ج۱، ص۳۷-۳۸، تهران، ۱۳۷۶ش.
۳۹. هومان اسعدی، «نگاهی اجمالی به پیشینۀ تاریخی موسیقی در ماوراءالنهر»، ج۱، ص۷۶، همان، ۱۳۷۸ش، س۲، شم‌ ۵.
۴۰. عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر، قابوس‌نامه، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۶، تهران، ۱۲۸۵ق.
۴۱. کنزالتحف، سه رسالۀ فارسی در موسیقی، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۹، به کوشش تقی بینش، تهران، ۱۳۷۱ش.
۴۲. عبدالمؤمن بن صفی‌الدین، بهجةالروح، ج۱، ص۶۵، به کوشش ه‌ ل رابینو، تهران، ۱۳۴۶ش.
۴۳. امیرحسین پورجوادی، «کار عمل و سیر تحول آن از دورۀ تیموری تا امروز»، ج۱، ص۱۱-۳۱، همان، ۱۳۸۲ش، س۵، شم‌ ۱۹.
۴۴. محمدتقی مسعودیه، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی، ج۱، ص۲۳۹، تهران، ۱۳۷۶ش.
۴۵. هومان اسعدی، «شش مقام به عنوان یک سیستم موسیقایی»، ج۱، ص۱۲، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۷۸ش، س۲، شم‌ ۶.
۴۶. هومان اسعدی، «نگاهی اجمالی به پیشینۀ تاریخی موسیقی در ماوراءالنهر»، ج۱، ص۶۹، همان، ۱۳۷۸ش، س۲، شم‌ ۵.
۴۷. امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رسالۀ موسیقی محمدبن محمودبن محمد نیشابوری»، ج۱، ص۶۳، معارف، تهران، ۱۳۷۴ش، دورۀ ۱۲، شم‌ ۱ و ۲.
۴۸. امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رساله در بیان چهار دستگاه اعظم»، ج۱، ص۹۱، همان، ۱۳۸۰ش، س۳، شم‌ ۱۲.
۴۹. صفی‌الدین ارموی، الادوار، ج۱، ص۴۷، چ تصویری، فرانکفورت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
۵۰. محمود قطب‌الدین شیرازی، درةالتاج، به کوشش حسن مشکان طبسی، تهران، ۱۳۲۴ش.
۵۱. Wright، O، ج۱، ص۲۹۰، The Modal System of Arab and Persian Music، A D ۱۲۵۰-۱۳۰۰، Oxford، ۱۹۷۸.
۵۲. حسین میثمی، بررسی و تحلیل موسیقی دوران صفویه، ج۱، ص۱۱۸، رسالۀ کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸ش.
۵۳. هومان اسعدی، «از مقام تا دستگاه»، فصلنامۀ موسیقی ماهور، ص۶۸، تهران، ۱۳۸۱ش، س۳، شم‌ ۱۱.
۵۴. هومان اسعدی، «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران: دستگاه به عنوان مجموعه‌ای چندمُدی»، ص۴۶، فصلنامۀ موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۲ش، س۵، شم‌ ۲۲.
۵۵. امیرحسین پورجوادی، مقدمه بر «رساله در بیان چهار دستگاه اعظم»، ج۱، ص۸۳، همان، ۱۳۸۰ش، س۳، شم‌ ۱۲.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بهجة الروح»، شماره۵۲۴۷.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه بزرگ اسلامی




جعبه ابزار