بیان در علم بلاغتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بیان، از علوم مهم بلاغی می‌باشد.در لغت به معنای هویدا و آشکار شدن، و مترادف با فصاحت (روشن گفتاری) و لَسَن (زبان آوری) است [۱] [۲]

فهرست مندرجات
۱ - معنا
۲ - پیشینه
۳ - رابطه بیان و بلاغت
۴ - در فرهنگ اسلامی
۵ - بیان در قرآن از دیدگاه بزرگان
       ۵.۱ - شریف رضی
       ۵.۲ - فخرالدین رازی
       ۵.۳ - یحیی بن زیاد فراء
       ۵.۴ - ابو عبیده
       ۵.۵ - ابن قتیبه
       ۵.۶ - زمخشری
       ۵.۷ - ابن ابی الاصبع
۶ - فعالیت‌های بزرگان
       ۶.۱ - فن الشعر ارسطو
       ۶.۲ - فارابی و ابن رشد
       ۶.۳ - قدامة بن جعفر
       ۶.۴ - قاضی عبدالعزیز جرجانی
       ۶.۵ - حسن بن بشر آمِدی
       ۶.۶ - جاحظ
       ۶.۷ - عبدالله بن معتزّ عباسی
       ۶.۸ - ابوالعبّاس مبرد
       ۶.۹ - ابن درید ازدی
       ۶.۱۰ - ابوهلال حسن بن عبدالله عسکری
       ۶.۱۱ - ابن رشیق قیروانی
       ۶.۱۲ - خفاجی
       ۶.۱۳ - عبد القادر جرجانی
       ۶.۱۴ - ابن اثیر
       ۶.۱۵ - ابن ابی الحدید
       ۶.۱۶ - سکاکی
       ۶.۱۷ - خطیب
۷ - نقش مشرق اسلامی
۸ - فعالیت‌های دانشمندان ایرانی
       ۸.۱ - سده پنجم
       ۸.۲ - سده ششم
       ۸.۳ - سده هشتم
       ۸.۴ - سده نهم
       ۸.۵ - سده دهم
       ۸.۶ - سده یازدهم
       ۸.۷ - دوره معاصر
۹ - تألیفات در راستای تحول علم بیان
۱۰ - فهرست منابع
۱۱ - پانویس
۱۲ - منبع

معنا[ویرایش]

در اصطلاح علوم بلاغی، علمی است که به یاری آن می‌توان یک معنا را به شیوه‌های گوناگون، با وضوح و خفای متفاوت، ادا کرد. [۳] [۴] به عبارت دیگر، هر کلامی علاوه بر دلالت بر معنای مطابقیِ خود ممکن است بر معنایی التزامی دلالت کند و لازمه انتقال از معنای مطابقی به معنای التزامی وجود نسبت (لزوم ذهنی) بین آن دو است (برای مثال، دلالت هر یک از دو لفظ حاتِم و کثیرالرّماد ـ پرخاکستر ـ بر «شخص بخشنده»، به طریق تشبیه و کنایه). به اعتقاد عالمان بلاغت ، کلامِ عاری از معنای التزامی (یعنی تشبیه ، مجاز ، کنایه و استعاره ) اعتبار بلاغی ندارد. از سوی دیگر، ایجاد نسبت بین این دو معنا از حیث روش‌ها متفاوت است و کاربرد هر روش به «مقتضای حال» (شرایط مخاطب و موقعیت خطاب) بستگی دارد. این نسبت از نظر وضوح و خفا نیز دارای مراتب است؛ گاه کلام چنان بلیغ است که مخاطب بی هیچ درنگی به معنای التزامی می‌رسد، و در برابر، گاه دچار تعقید معنوی می‌شود. علم بیان متکفل معرفی روش‌های مذکور و ارائه معیارهای احتراز از تعقید معنوی است.

پیشینه[ویرایش]

گفتنی است که برخی از مباحث اساسی علم بیان، از آثار یونانیان، بویژه از آثار ارسطو، گرفته شده است و متکلمان معتزله از آن‌ها سود می‌برده اند [۵] [۶] و بلاغت عربی و فارسی مدیون این مباحث بوده است [۷] [۸] تا بدانجا که سلطه طرز اندیشه و استدلال ارسطو را در شیوه دید و ملاحظات علمای بلاغت اسلامی نمی‌توان انکار کرد. [۹] گفتنی است که در برخی از کتاب‌های نقد ادبی و نقد شعر، بسیاری از مطالب علم بیان‌ به‌طور پراکنده مطرح شده است، مانند عیارالشعر ابن طباطبا علوی (متوفی ۳۲۲) که از شیوه شاعرانِ عرب در به کار بردن تشبیه، [۱۰] اقسام تشبیه [۱۱] و تشبیهات بعید [۱۲] بحث کرده است.

رابطه بیان و بلاغت[ویرایش]

پیش از ابویعقوب یوسف سکّاکی (متوفی ۶۲۶) مباحث علم بلاغت ، یکجا و بدون تقسیم فرعی مطرح می‌شد و بسیاری از مؤلّفان آن را بیان نیز می‌نامیدند. [۱۳] [۱۴] ابن اثیر (متوفی ۶۳۷) بیان را عنوان عام فصاحت و بلاغت و آن را برای نظم ونثر به منزله اصول فقه برای استنباط احکام شرعی دانسته است [۱۵] حُصْری قَیْروانی ، نویسنده معروف مغرب اسلامی (متوفی ۴۱۳ یا ۴۵۳؛ ج ۱، ص ۹۹ـ۱۰۰) نیز بیان و بلاغت را در یک معنا به کار برده است. اما سکّاکی نخستین کسی بود که علم بلاغت را به دو بخش معانی و بیان تقسیم، و با توجه به بحث دلالت لازم بر ملزوم و بالعکس (لزوم ذهنی) مباحث مجاز، کنایه، تشبیه و استعاره را به عنوان ارکان علم بیان معرّفی کرد. [۱۶]

در فرهنگ اسلامی[ویرایش]

در فرهنگ اسلامی ، بیان یکی از علوم قرآنی معرفی شده است، زیرا مسلمانان برای اثبات اعجاز قرآن به تدوینِ علوم بلاغی پرداختند و بخشی از مباحث مهم علم بیان را در کتاب‌هایی درباره اعجاز قرآن مطرح کردند، از جمله علی بن عیسی رمانی (متوفی ۳۸۶) که در بحث از بلاغت قرآن ، به مبحث تشبیه پرداخته و تشبیه حسی را حقیقت و تشبیه عقلی را بلاغت نام گذارده است [۱۷] و درباره بلاغتِ استعاره و حُسن آن مطالبی بیان داشته است. [۱۸] حمد بن محمد خطابی (متوفی ۳۸۸) نیز ضمن ردّ قول به «صَرفه» در بحث اعجاز قرآن، اعجاز قرآن کریم را منحصر در «بلاغت» دانسته [۱۹] و برای اثبات مدّعای خود، وجوه بلاغی و بیانی قرآن کریم را شرح داده است. [۲۰] ابوبکر محمد بن طیب باقلانی (متوفی ۴۰۳)، متکلّم اشعری، نیز در کتاب اعجازالقرآن با استشهاد به آیات قرآن و سروده‌های شاعران، مطالب فراوانی درباره تشبیه، [۲۱] [۲۲] استعاره [۲۳] [۲۴] و کنایه و تعریض [۲۵] مطرح کرده است.

بیان در قرآن از دیدگاه بزرگان[ویرایش]


← شریف رضی
شریف رضی (متوفی ۴۰۶) نخستین کسی است که درباره مجازها و استعاره‌های قرآن کریم، اثری مستقل به نام تلخیص البیان فی مجازات القرآن تألیف کرده و در آن با دیدی کاملاً ادیبانه، بحث استعاره و مجاز را با توجه به معنای بیانی آن‌ها، به ترتیب سوره‌ها ، مطرح ساخته و در این باره به سروده‌های شاعران نیز توجهی تامّ داشته است [۲۶] [۲۷] [۲۸] وی در کتاب دیگر خود، المجازات النبویّة، وجوه بیانیِ ۳۶۱ حدیث نبوی را، با استشهاد به اشعار عرب ، توضیح داده است.

← فخرالدین رازی
فخرالدین رازی (متوفی ۶۰۶) در نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز، اعجاز قرآن را در فصاحت (بلاغت) آن دانسته [۲۹] و به نقد وبررسی آرای بلاغی و بیانی عبدالقاهر جرجانی (متوفی ۴۷۱) پرداخته است. [۳۰]
علاوه بر بحث اعجاز قرآن ـ که به تدوین مباحث بیان کمکی شایان کرده ـ کتاب‌های دیگری نیز در حوزه علوم قرآنی براساس مطالب بلاغی و بیانی تألیف شده است.

← یحیی بن زیاد فراء
یحیی بن زیاد فراء (متوفی ۲۰۷) در کتاب معانی القرآن، ضمن تفسیر ادبی آیات، مباحث بیانی، همچون مجاز و تشبیه، را مطرح کرده است [۳۱]

← ابو عبیده
ابوعبیده مَعْمَر بن مثنّی (متوفی ۲۱۰)، مؤلف مجازالقرآن، نیز در تفسیر آیات از مطالب بلاغی و بیانی سود جسته است. [۳۲] [۳۳] مجاز نزد او در معنای عامّ خود به کار رفته و مراد وی روش‌های قرآن کریم در بیان تعبیرات است، ازینرو با کلماتی مانند تفسیر ، معنا و تأویل در یک ردیف آمده است. [۳۴]

← ابن قتیبه
ابن قتیبه (متوفی ۲۷۶) در تأویل مشکل القرآن، بتفصیل درباره مجاز، [۳۵] استعاره، [۳۶] کنایه و تعریض [۳۷] با استشهاد به احادیث و اشعار سخن گفته است.

← زمخشری
زمخشری (متوفی ۵۳۸) نخستین مفسّری است که معانی و بیان را مختص به قرآن دانسته [۳۸] و دیدگاه‌های بیانی خود را در ذیل آیات مطرح کرده است، از جمله بحث درباره تشبیه، [۳۹] تفاوت تعریض و کنایه [۴۰] و مَجاز بودن کنایه [۴۱] که به پیروی از آرای عبدالقاهر جرجانی به آن‌ها پرداخته است. [۴۲] [۴۳]

← ابن ابی الاصبع
ابن ابی الاصبع (متوفی ۶۵۴) نیز در تحریرالتحبیر، بسیاری از مباحث بیانی را با استشهاد فراوان به آیات قرآن و احادیث نبوی و اشعار مطرح ساخته و هریک از مباحث استعاره، کنایه، تشبیه و مجاز را در بابی جداگانه بررسی کرده است و در کتاب بدیع القرآن ـ مقصود او از « بدیع »، تمام مسائل بلاغی است [۴۴] علاوه بر مطالبِ تحریر التحبیر، به مباحثی چون رمز و ایما نیز پرداخته است [۴۵]

فعالیت‌های بزرگان[ویرایش]


← فن الشعر ارسطو
به نوشته ابن ندیم ، [۴۶] فن الشعر ارسطو را ابوبِشر مَتّی از سُریانی به عربی برگردانده (این ترجمه همراه ترجمه عبدالرحمان بدوی، از اصل یونانی، به چاپ رسیده است) و کِنْدی (متوفی ۲۵۸) نیز آن را تلخیص کرده است. در این کتاب، ارسطو مجاز و تمثیل را با چند مثال مطرح می‌کند [۴۷] و چگونگی استفاده از مجازها و حدود استفاده از تعبیرات مجازی را بیان می‌دارد. [۴۸]

← فارابی و ابن رشد
فارابی [۴۹] و ابن رشد [۵۰] [۵۱] نیز در شرح فن الشعر، مباحث تشبیه و شرط حُسن و اقسام آن و استعاره و کنایه را مطرح کرده اند. ابن رشد در تلخیص کتاب الجدل ارسطو نیز بحث تمثیل را مطرح کرده و به کاربرد مشترک آن در برهان و صناعات شعری اشاره کرده است. [۵۲]

← قدامة بن جعفر
قدامه بن جعفر (متوفی ۳۳۷)، مؤلف نقدالشعر، نیز تحت تأثیر اندیشه‌های ارسطو دیدگاه‌های خود را مطرح کرده [۵۳] و از تشبیه و صور و اقسام آن، [۵۴] اِرداف یا کنایه [۵۵] و تمثیل [۵۶] سخن به میان آورده است. وی بر آن بود که مقیاس‌های بلاغی یونانیان، بویژه ارسطو، را با بلاغت عربی تطبیق دهد. از این نظر، کتاب وی مقدمه کار محققانی چون ابوهلال عسکری (متوفی ۳۹۵) قرار گرفت. [۵۷] کتاب دیگری که ابتدا به قدامة بن جعفر منسوب بود و به نام نقدالنثر به چاپ رسید، در واقع تألیفِ ابن وهْب کاتب، و نام اصلی آن البرهان فی وجوه البیان است. [۵۸] [۵۹] مؤلف این کتاب هم سخت متأثر از اندیشه‌های ارسطو بوده [۶۰] و مباحثی چون تقسیم تشبیه به ظاهری و معنوی [۶۱] و نیز رمز را، با استشهاد به آیات قرآن و سخنان بزرگان دین [۶۲] و استعاره و مجاز بودن آن، [۶۳] مطرح کرده است.

← قاضی عبدالعزیز جرجانی
قاضی عبدالعزیز جرجانی (متوفی ۳۶۶) از جمله کسانی است که مسائل بیانی را در نقد ادبی وارد کرده اند. او از مسائلی چون استعاره نیکو و ناپسند [۶۴] تشبیه و آرای مختلف درباره آن سخن گفته [۶۵] و به بررسی و نقد استعاره‌های شاعران [۶۶] پرداخته است.

← حسن بن بشر آمِدی
دیگر نقّاد معروف، حسن بن بشر آمِدی (متوفی ۳۷۰) است که در الموازنة بین ابی تمّام... و البُحتُری، درباره استعاره در قرآن و اشعار عرب بحث کرده است. [۶۷]

← جاحظ
یکی از نخستین مؤلفانِ علوم بلاغت اسلامی ، جاحظ است که در البیان والتَبیین بسیاری از مباحث بلاغت را مطرح کرده و از استعاره و کنایه و تعریض [۶۸] سخن به میان آورده است. او در کتاب الحیوان بحث مجاز را مطرح ساخته و از آن به عنوان «طریق المَثَل» در برابر «طریق الحقیقه» نام برده است [۶۹] [۷۰]

← عبدالله بن معتزّ عباسی
عبدالله بن معتز عباسی (متوفی ۲۹۶) نخستین کتاب مدوّن بلاغی را با نام بدیع در ۲۷۴ تألیف کرد [۷۱] و در آن، مباحث بیانی را نیز با عنوان «بدیع» مطرح ساخت و به بحث درباره استعاره ـ با استشهاد از آیات ، احادیث ، سخنان صحابه و سروده‌های شاعران جاهلی و اسلامی ـ پرداخت [۷۲] او بابی نیز در تعریض و کنایه دارد [۷۳] و درباره حُسن تشبیه، بتفصیل، سخن رانده است. [۷۴]

← ابوالعبّاس مبرد
ابوالعباس مبرد (متوفی ۲۸۵) در الکامل، بسیاری از مباحث بلاغی و بیانی را مطرح ساخته و احتمالاً نخستین کسی بوده است که درباره تشبیه با دقت و‌ به‌طور کامل بحث کرده و بسیاری از تشبیهات قرآنی را از نظر زیبایی بررسی نموده است. [۷۵] وی در تقسیمات تشبیه، [۷۶] [۷۷] [۷۸] [۷۹] کنایه ، [۸۰] استعاره [۸۱] و مجاز [۸۲] مباحث جدیدی عنوان کرده است.

← ابن درید ازدی
ابن دُرَید اَزدی (متوفی ۳۲۱) در جَمْهَرَة اللغة، با اشاره به مواردی از لغت، حدیث ، شعر و مَثَل، مبحثی با عنوان «باب الاستعارات» مطرح کرده است. [۸۳] [۸۴]

← ابوهلال حسن بن عبدالله عسکری
تألیف دیگری که نقطه عطفی در علم بیان به شمار می‌رود کتاب الصناعتین ابوهلال حسن بن عبدالله عسکری است. او مطالب علم بیان را جزو بلاغت، و بلاغت را شامل کلیه مباحث معانی، بیان و بدیع می‌داند [۸۵] و در باب هفتم کتاب خود، درباره تشبیه و فایده و وجوه و اقسام آن [۸۶] و در فصل «بدیع»، از استعاره، مجاز، کنایه و تعریض بحث می‌کند. [۸۷] [۸۸] وی از جاحظ و ابن معتز متأثر است. [۸۹]

← ابن رشیق قیروانی
از دیگر تألیفات ارزشمند مغرب اسلامی در باب بلاغت و بیان، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، تألیف ابن رشیق قیروانی (متوفی ۴۵۶) است که ادبیات مغرب اسلامی را تحت الشعاع قرار داد. [۹۰] مؤلف، برخی آرای بدیع خود را در این کتاب آورده است، از جمله مَجاز بودن تشبیه [۹۱] استعاره بودن تمثیل [۹۲] تمثیل در احادیث نبوی [۹۳] نقد اشعار عرب از نظر تشبیهات [۹۴] تفاوت تعریض و کنایه [۹۵] و بحث درباره اشاره و رمز [۹۶] ابن رشیق در ذکر اختلاف آرای پیشینیان در مسائل بیانی و بلاغی، و مقایسه آن‌ها با یکدیگر موفق بوده است. [۹۷]

← خفاجی
خفاجی (متوفی ۴۶۶)، ضمن بحث در حقیقت و سرّ فصاحت، [۹۸] مطالب بیانی را نیز مطرح کرده و از حُسن استعاره و کنایه، تمثیل و تشبیه سخن گفته است. [۹۹] [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳]

← عبد القادر جرجانی
در سده پنجم، یکی از برجسته ‌ترین شخصیت‌های بلاغت اسلامی عبدالقاهر جرجانی است. وی در دو کتاب ارزشمند خود، دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغه، ابتدا برای هر مسئله تعریف دقیق علمی و منطقی داده، و سپس مثال‌ها و شواهد آن را ذکر کرده است. در دلائل الاعجاز ـ که در بیان وجه اعجاز قرآن کریم است ـ پس از بحث در فصاحت و بلاغت و لفظ و معنا [۱۰۴] ، مباحثی مطرح کرده که بسیاری از آن‌ها پس از وی موضوع علم معانی قرار گرفت. او در این کتاب، بیان را با بلاغت، فصاحت و براعت مترادف ساخته [۱۰۵] و مطالبی آورده که پس از وی موضوع علم بیان شده است، مانند بحث از مجاز و کنایه [۱۰۶] مجاز حُکمی [۱۰۷] تعریض و کنایه [۱۰۸] عقلی و معنوی بودن فصاحت کنایه و استعاره [۱۰۹] و مطالبی درباره استعاره. اسرارالبلاغه ـ که از اصلیترین منابع علم بیان است ـ مشتمل بر اساسی‌ترین مباحث در زمینه تشبیه، حقیقت و مجاز، تمثیل و استعاره است. در این کتاب، برخی از مباحث علم بدیع نیز آمده است، مانند تجنیس و تطبیق [۱۱۰] جرجانی در این کتاب، مباحث جدیدی مطرح کرده است، مانند تفاوتِ تشبیه و تمثیل [۱۱۱] [۱۱۲] تفاوت استعاره و تمثیل [۱۱۳] و تفاوت مجاز عقلی و لغوی. [۱۱۴] [۱۱۵]

← ابن اثیر
از دیگر آثار مهم در تاریخ علم بیان، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر اثر ابن اثیر (متوفی ۶۳۷) است که بهترین کتابی است که بدون تأثّر از اندیشه‌های عبدالقاهر جرجانی پس از سده ششم تألیف شده است. [۱۱۶] ابن اثیر در این کتاب دیدگاه‌های تازه ای مطرح کرده است، از جمله مجاز بودن استعاره، [۱۱۷] مترادف بودن تمثیل و تشبیه، [۱۱۸] بحث از حقیقت و مجاز [۱۱۹] و بررسی آرای پیشینیان درباره استعاره و اقسام آن. [۱۲۰]

← ابن ابی الحدید
ابن ابی الحدید (متوفی ۶۵۶)، در کتابِ الفَلک الدائر علی المثل السائر، دیدگاه‌های بلاغی ابن اثیر را نقد کرده است، از جمله دیدگاه وی را در بحث حقیقت و مجاز و ترجیح میان آن دو. [۱۲۱]

← سکاکی
پس از عبدالقاهر جرجانی، که به مباحث بلاغی، از جمله بیان، نظمی ابتکاری بخشید، سکّاکی تحقیقات جرجانی و دیگر ادیبان را نظمی نوین داد و مفتاح العلوم را تألیف کرد. در این کتاب، برای نخستین بار، معانی و بیان در علوم بلاغی از یکدیگر جدا شده است. وی با تقسیم بندی‌های دقیق و منطقی ـ که آخرین تحقیق علمی و اصیل در علوم بلاغی کلاسیک است ـ طرحی نو درافکند و تأثیر مباحث او بر علم بیان، تاکنون باقی است.

← خطیب
یک قرن پس از سکّاکی، محمد بن عبدالرحمان قزوینی معروف به خطیب (متوفی ۷۳۹)، باب سوم مفتاح العلوم را تلخیص کرد و جای برخی مطالب آن را تغییر داد، برای مثال بحث مجاز عقلی را از علم بیان [۱۲۲] به علم معانی منتقل کرد. [۱۲۳]پس از سکّاکی و خطیب قزوینی، بیشتر تألیفات علم بیان، بر پایه مفتاح العلوم و تلخیص آن بود؛ از مشهورترین این شروح، شرح تفتازانی بر آن است که به مطوّل شهرت دارد و از کتاب‌های مهم درسی بلاغی است. بعدها مطالب به انحای جدیدی نیز مطرح شد، از جمله در کتاب المنزع البدیع فی تجنیس اسالیب البدیع از ابومحمد قاسم سِجِلماسی (متوفی سده هشتم) که مطالب علم بیان و بلاغت را مشتمل بر ده موضوع دانسته، از جمله «تخییل» که شامل تشبیه، استعاره، تمثیل و مجاز است [۱۲۴] و «اشاره» که شامل کنایه، تعریض و تلویح است. [۱۲۵]

نقش مشرق اسلامی[ویرایش]

به تعبیر ابن خلدون ، مشرق اسلامی بیش از مغرب به علم بیان پرداخت، زیرا بیان، کمال علوم زبانی است و این کمال در تمدن مشرق بیش از مغرب است، و مؤلفان عجم همچون زمخشری در تفسیر کشّاف، بیشتر به مباحث «بیان» عنایت داشتند و دانشمندان مغرب بیش‌تر به «بدیع» پرداختند. [۱۲۶] حصری قیروانی نیز علاوه بر ذکر تعاریف بیان و مراد از آن [۱۲۷] بحث جالبی به عنوان « استعارات فقهی » مطرح کرده است. [۱۲۸]

فعالیت‌های دانشمندان ایرانی[ویرایش]

دانشمندان ایرانی در گسترش علم بیان سهم بسزایی داشته اند. عبدالقاهر جرجانی نخستین کسی بود که به تدوین علمی و اصیل مطالب علم بیان پرداخت.

← سده پنجم
در اواخر سده پنجم، محمد بن عمر رادویانی کتاب ترجمان البلاغه را تألیف کرد که نخستین اثرِ فارسی درباره علم بیان و بدیع و «اجناس بلاغت و اقسام صناعت و شناختن سخنان با پیرایه و معانی بلندپایه» است. [۱۲۹] اصول کلی کتاب مانند بدیع ابن معتز است، و در آن بیش‌تر به صنایع بدیعی پرداخته شده و مؤلف درباره استعاره، [۱۳۰] تشبیه و اقسام آن، [۱۳۱] کنایه و تعریض [۱۳۲] با استشهاد از سروده‌های فارسی بحث کرده است.

← سده ششم
در سده ششم، رشیدالدین وطواط ، حدایق السحر فی دقایق الشعر را متأثر از ترجمان البلاغه، به فارسی تألیف کرد [۱۳۳] و در آن علاوه بر صنایع بدیعی، از استعاره [۱۳۴]و تشبیهات [۱۳۵] با استشهاد از اشعار فارسی و تازی بحث کرد.

← سده هشتم
در اوایل سده هفتم، شمس الدین قیس رازی المعجم فی معاییر اشعارالعجم را در فنّ عروض، قافیه و نقد شعر تألیف کرد. در باب ششم این کتاب، دربارة بیان، و مباحثی همچون تشبیه و اقسام آن، [۱۳۶] استعاره و مجاز [۱۳۷]تمثیل [۱۳۸] و ارداف که همان کنایه است، بحث شده است. [۱۳۹]بیشتر این کتاب‌ها، تحت تأثیر دسته‌بندی‌ها و تقسیمات ادب عربی است و از این جهت، مؤلفان فارسی زبان کار تازه ای انجام نداده اند. [۱۴۰]از کتاب‌هایی که درباره تشبیه و استعاره در شعر فارسی نوشته شده، انیس العشّاق اثر شرف الدین رامی (متوفی ۷۹۵) است که شامل استعاره‌ها و تشبیهات شاعران است. [۱۴۱]

← سده نهم
در اواخر سده نهم، محمود گاوان، وزیر ایرانیِ دربار بهمنیانِ دکن ، بر مناظر الانشاء (کتابی به فارسی در زمینه ترسّل) مقدمه ای نوشت و ضمن آن، به علم بیان نیز پرداخت.

← سده دهم
در سده دهم، عصام الدین ابراهیم اسفراینی (متوفی ۹۴۴) درباره استعاره و حقیقت و مجاز رساله ای نوشت که دو بار به زبان عربی ترجمه شد. برخی از کتاب‌های دیگری که در این باره به فارسی تألیف شده عبارت‌اند از: بیان البدیع از میرزا ابوطالب فندرسکی، نواده میرفندرسکی و شاگرد محمدباقر مجلسی، مشتمل بر دو علم بیان و بدیع [۱۴۲] موهبت عُظمی و عَطیة کبری از سراج الدین اکبرآبادی متخلّص به آرزو (متوفی ۱۱۶۹)؛ تحفة السفر لنور البصر از بسملِ شیرازی؛ نخبة البیان از ملامهدی نراقی (متوفی ۱۲۰۹) و حدائق البلاغه اثر میرشمس الدین فقیر دهلوی (متوفی ۱۱۸۳) که چندین بار در شبه قاره هند به چاپ رسیده ولی متن فرانسوی آن ـ که اقتباس ژوزف گارسن دوتاسی است ـ علت اصلی شهرت آن است.

← سده یازدهم
برخی از فرهنگ‌هایی که در این باره مطالبی دارند عبارت‌اند از: ارمغان آصفی تألیف صاحب غنی که در آن استعاره‌ها و صور خیال شاعران فارسی گرد آمده است [۱۴۳] [۱۴۴] [۱۴۵] مصطلحات الشعراء تألیف اِمامْقُلی چگنی وارسته درباره استعاره‌ها و مجازهای شاعران. در این اثر، نظر مؤلف بیش‌تر گزینش استعاره‌های رایج در زبان شاعران سده هشتم تا دوازدهم بوده است. [۱۴۶] در سده یازدهم نیز محمدهادی، فرزند محمدصالح مازندرانی، کتاب فارسی انوارالبلاغه را تألیف کرد که تحت تأثیر مطوّل تفتازانی بود و برخی آن را ترجمه آن کتاب دانسته اند. [۱۴۷]

← دوره معاصر
در دوره معاصر نیز راجع به علم بیان، آثاری به فارسی پدید آمده که چارچوب آن‌ها بیان عربی است، از جمله: دُرَرالادب از حسام العلماء آق اِوْلی با ذکر مثال‌های فراوان از فارسی هنجار گفتار تألیف سیّدنصرالله تقوی درباره معانی ، بیان و بدیع فارسی . مؤلف ، علاوه بر ذکر مثال‌های معروف عربی ، کوشیده است که معادل فارسی ، از جمله ابیاتی از خود، نیز بیاورد. [۱۴۸] کتاب معانی و بیان از جلال الدین همائی که در آن برخی مباحث نوین ، مانند مَثَل و فرق آن با کنایه [۱۴۹] و کنایات فصیح فارسی [۱۵۰] مطرح شده است.

تألیفات در راستای تحول علم بیان[ویرایش]

در سال‌های اخیر، برخی نقّادان و ادیبان کوشیده‌اند تا در علم بیان تحولی پدید آورند؛ برخی از آنان عبارت‌اند از: امین الخولی که به مباحثی همچون زیبایی شناسی و ذوق و خیال در علوم بلاغی پرداخته و خواهان زدودن مسائل منطقی و فلسفی از مسائل بلاغی و بیانی شده است. [۱۵۱] احمد شایب، استاد دانشگاه قاهره، نیز علوم بلاغی را شامل اسلوب و فنون ادبی می‌داند و در اسلوب، از کلمه، صورت، جمله، فقره و عبارت بحث می‌کند. [۱۵۲] محمدرضا شفیعی کدکنی نیز در کتاب صور خیال در شعر فارسی، نظرهای تازه خود را مطرح کرده است.

فهرست منابع[ویرایش]

(۱) عبدالحسین آق اِوْلی، دُرَرالادب: در فن معانی، بیان، بدیع، (شیراز ۱۳۳۴ ش).
(۲) حسن بن بشر آمِدی، الموازنة بین ابی تمّام و البُحتری، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، (بیروت، تاریخ مقدمه ۱۳۶۳/۱۹۴۴).
(۳) ابن ابی الاصبع، بدیع القرآن، چاپ حفنی محمدشرف، مصر ۱۳۷۷/۱۹۵۷.
(۴) ابن ابی الاصبع، تحریرالتحبیر، چاپ حفنی محمدشرف، قاهره ۱۳۸۳/۱۹۶۳.
(۵) ابن ابی الحدید، الفلک الدائر علی المثل السائر، چاپ احمد حوفی و بدوی طبانه، ریاض ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۶) ابن اثیر، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر، چاپ احمد حوفی و بدوی طبانه، ریاض ۱۴۰۳ـ۱۴۰۴/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۴.
(۷) ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، الجزءالاول من کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۸) ابن دُرَید، کتاب جمهرة اللغة، چاپ رمزی منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
(۹) ابن رشد، تلخیص کتاب ارسطوطالیس فی الجدل، چاپ محمد سلیم سالم، مصر ۱۹۸۰.
(۱۰) ابن رشد، تلخیص کتاب ارسطوطالیس فی الشعر، در ارسطو، فن الشعر، ترجمه و چاپ عبدالرحمان بدوی، قاهره ۱۹۵۳.
(۱۱) ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۲) ابن طباطبا، عیارالشعر، چاپ طه حاجری و محمد زغلول سلام، قاهره ۱۹۵۶.
(۱۳) ابن قتیبه، تأویل مشکل القرآن، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳.
(۱۴) ابن معتز، کتاب البدیع، چاپ کراتشکوفسکی، لندن ۱۹۳۵، چاپ افست بغداد ۱۹۶۷.
(۱۵) ابن منظور، لسان العرب، قم ۱۳۶۳ ش.
(۱۶) ابن ندیم، کتاب الفهرست، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش.
(۱۷) ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
(۱۸) معمر بن مثنّی ابوعبیده، مجازالقرآن، چاپ محمد فؤاد سزگین، قاهره ۱۹۸۸.
(۱۹) ارسطو، فن الشعر، ترجمه و چاپ عبدالرحمان بدوی، قاهره ۱۹۵۳.
(۲۰) عبدالله بن عیسی افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قمی ۱۴۰۱.
(۲۱) محمد بن طیّب باقلانی، اعجازالقرآن، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۹۷۷.
(۲۲) بَدْوی طبانه، البیان العربی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۲۳) بَدْوی طبانه، علم البیان، بیروت (تاریخ مقدمه ۱۳۸۱/۱۹۶۲).
(۲۴) نصرالله تقوی، هنجار گفتار: در فن معانی و بیان و بدیع فارسی، اصفهان ۱۳۶۳ ش.
(۲۵) عمرو بن بحر جاحظ، البیان و التبیین، چاپ حسن سندوبی، قاهره ۱۳۵۱/ ۱۹۳۲.
(۲۶) عمرو بن بحر جاحظ، کتاب الحیوان، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۸۵/ ۱۹۶۵)، چاپ افست بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۹.
(۲۷) عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، اسرارالبلاغة، چاپ عبدالمنعم خفاجی و عبدالعزیز شرف، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۲۸) عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل اعجاز، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
(۲۹) علی بن عبدالعزیز جرجانی، الوساطة بین المتنبّی و خصومه، چاپ احمد عارف زین، صیدا ۱۳۳۱.
(۳۰) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت (بی تا)، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش.
(۳۱) ابراهیم بن علی حُصری، زهرالا´داب و ثمرالالباب، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
(۳۲) حمد بن محمد خطّابی، بیان اعجازالقرآن، در ثلاث رسائل فی اعجازالقرآن، چاپ محمد خلف الله و محمد زغلول سلام، مصر (بی تا).
(۳۳) محمد بن عبدالرحمان خطیب قزوینی، الایضاح فی علوم البلاغة: المعانی و البیان و البدیع، بیروت (بی تا).
(۳۴) محمد بن عبدالرحمان خطیب قزوینی، التلخیص فی علوم البلاغه، مصر (بی تا).
(۳۵) عبدالله بن محمد خفاجی، سرّالفصاحة، چاپ عبدالمتعال صعیدی، مصر ۱۳۷۲/ ۱۹۵۳.
(۳۶) دائرة المعارف الاسلامیة، (بیروت، بی تا)، ذیل «البلاغة» (از امین خولی).
(۳۷) محمد بن عمر رادویانی، ترجمان البلاغه، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۹، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.
(۳۸) محمد بن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۳۹) علی بن عیسی رمّانی، النکت فی اعجاز القرآن، در ثلاث رسائل فی اعجازالقرآن، چاپ محمد خلف الله و محمد زغلول سلام، مصر (بی تا).
(۴۰) عبدالحسین زرین کوب، شعر بی دروغ، شعر بی نقاب، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۴۱) محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، چاپ مصطفی حسین احمد، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۴۲) قاسم بن محمد سِجِلماسی، المنزع البدیع فی تجنیس اسالیب البدیع، چاپ علال غازی، رباط ۱۴۰۱/۱۹۸۰.
(۴۳) یوسف بن ابی بکر سکّاکی، مفتاح العلوم، قاهره ۱۳۵۶/۱۹۳۷.
(۴۴) محمد بن حسین شریف رضی، تلخیص البیان فی مجازات القرآن، چاپ محمد عبدالغنی حسن، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
(۴۵) محمد بن حسین شریف رضی، المجازات النبویّة، چاپ طه محمد زینی، قاهره ۱۹۶۸، چاپ افست قم (بی تا).
(۴۶) محمد رضا شفیعی کدکنی، صور خیال در شعر فارسی، تهران ۱۳۶۶ ش.
(۴۷) محمد بن قیس شمس قیس، المعجم فی معاییر اشعار العجم، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی، چاپ مدرس رضوی، تهران ۱۳۶۰ ش.
(۴۸) شوقی ضیف، البلاغة تطور و تاریخ، قاهره ۱۹۸۷.
(۴۹) عبدالعزیز عتیق، علم البیان، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
(۵۰) حسن بن عبدالله عسکری، کتاب الصناعتین: الکتابة و الشعر، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، (قاهره) ۱۹۷۱.
(۵۱) محمد بن محمد فارابی، رسالة فی قوانین صناعة الشعراء، در ارسطو، فن الشعر، ترجمه و چاپ عبدالرحمان بدوی، قاهره ۱۹۵۳.
(۵۲) محمد بن عمر فخر رازی، نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز، چاپ احمد حجازی سقّا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۵۳) یحیی بن زیاد فراء، معانی القرآن، ج ۱، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمدعلی نجار، مصر ۱۹۵۵، چاپ افست تهران (بی تا).
(۵۴) قدامة بن جعفر، نقدالشعر، چاپ محمدعیسی منون، (قاهره) ۱۳۵۲/۱۹۳۴.
(۵۵) محمد هادی بن محمدصالح مازندرانی، انوار البلاغة: در فنون معانی، بیان و بدیع، چاپ محمدعلی غلامی نژاد تهران ۱۳۷۶ ش.
(۵۶) محمد بن یزید مبرّد، الکامل، چاپ محمد احمد دالی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
(۵۷) جلال الدین همائی، معانی و بیان، تهران ۱۳۷۰ ش.

پانویس[ویرایش]
 
۱. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، ذیل «بین»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت (بی تا)، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ ش.
۲. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «بین»، قم ۱۳۶۳ ش.
۳. یوسف بن ابی بکر سکّاکی، ج۱، ص۷۷، مفتاح العلوم، قاهره ۱۳۵۶/۱۹۳۷.
۴. یوسف بن ابی بکر سکّاکی، ج۱، ص۱۵۶، مفتاح العلوم، قاهره ۱۳۵۶/۱۹۳۷.
۵. شوقی ضیف، البلاغة تطور و تاریخ، ج۱، ص۳۹، قاهره ۱۹۸۷.
۶. شوقی ضیف، البلاغة تطور و تاریخ، ج۱، ص۷۵، قاهره ۱۹۸۷.
۷. عبدالحسین زرین کوب، شعر بی دروغ، ج۱، ص۱۹۰، شعر بی نقاب، تهران ۱۳۷۲ ش.
۸. عبدالحسین زرین کوب، شعر بی دروغ، ج۱، ص۲۰۵ـ ۲۰۶، شعر بی نقاب، تهران ۱۳۷۲ ش.
۹. محمد رضا شفیعی کدکنی، صور خیال در شعر فارسی، ج۱، ص۴۱، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۰. ابن طباطبا، عیارالشعر، ج۱، ص۱۰ـ۱۲، چاپ طه حاجری و محمد زغلول سلام، قاهره ۱۹۵۶.
۱۱. ابن طباطبا، عیارالشعر، ج۱، ص۱۷ـ ۲۸، چاپ طه حاجری و محمد زغلول سلام، قاهره ۱۹۵۶.
۱۲. ابن طباطبا، عیارالشعر، ج۱، ص۸۹ـ۹۱، چاپ طه حاجری و محمد زغلول سلام، قاهره ۱۹۵۶.
۱۳. محمد بن عبدالرحمان خطیب قزوینی، الایضاح فی علوم البلاغة: المعانی و البیان و البدیع، ج۱، ص۱۴، بیروت (بی تا).
۱۴. ابن خلدون، مقدمة ابن خلدون، ج۱، ص۵۵۱ ۵۵۲، الجزءالاول من کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۱۵. ابن اثیر، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر، چاپ احمد حوفی و بدوی طبانه، ریاض ۱۴۰۳ـ۱۴۰۴/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۴ج ۱، ص ۴۵، ۵۱).
۱۶. یوسف بن ابی بکر سکّاکی، مفتاح العلوم، ج۱، ص۱۵۶ـ۱۵۷، قاهره ۱۳۵۶/۱۹۳۷.
۱۷. علی بن عیسی رمّانی، النکت فی اعجاز القرآن، ج۱، ص۷۴ـ۷۹، در ثلاث رسائل فی اعجازالقرآن، چاپ محمد خلف الله و محمد زغلول سلام، مصر (بی تا).
۱۸. علی بن عیسی رمّانی، النکت فی اعجاز القرآن، ج۱، ص۷۹ـ۸۷، در ثلاث رسائل فی اعجازالقرآن، چاپ محمد خلف الله و محمد زغلول سلام، مصر (بی تا).
۱۹. حمد بن محمد خطّابی، بیان اعجازالقرآن، ج۱، ص۲۰ـ۲۱، در ثلاث رسائل فی اعجازالقرآن، چاپ محمد خلف الله و محمد زغلول سلام، مصر (بی تا).
۲۰. حمد بن محمد خطّابی، بیان اعجازالقرآن، ج۱، ص۲۳ـ ۶۵، در ثلاث رسائل فی اعجازالقرآن، چاپ محمد خلف الله و محمد زغلول سلام، مصر (بی تا).
۲۱. محمد بن طیّب باقلانی، اعجازالقرآن، ج۱، ص۶۹ـ۷۷، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۹۷۷.
۲۲. محمد بن طیّب باقلانی، اعجازالقرآن، ج۱، ص۲۶۳ـ۲۶۶، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۹۷۷.
۲۳. محمد بن طیّب باقلانی، اعجازالقرآن، ج۱، ص۷۸ـ۸۰، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۹۷۷.
۲۴. محمد بن طیّب باقلانی، اعجازالقرآن، ج۱، ص۲۶۶ـ۲۶۹، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۹۷۷.
۲۵. محمد بن طیّب باقلانی، اعجازالقرآن، ج۱، ص۹۸، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۹۷۷.
۲۶. محمد بن حسین شریف رضی، تلخیص البیان فی مجازات القرآن، چاپ محمد عبدالغنی حسن، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶. ص ۱۹۶،
۲۷. محمد بن حسین شریف رضی، تلخیص البیان فی مجازات القرآن، چاپ محمد عبدالغنی حسن، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶. ص۲۴۹؛
۲۸. محمد بن حسین شریف رضی، تلخیص البیان فی مجازات القرآن، چاپ محمد عبدالغنی حسن، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶. ص۲۸۷).
۲۹. محمد بن عمر فخر رازی، نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز، ج۱، ص۵۸، چاپ احمد حجازی سقّا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۳۰. محمد بن عمر فخر رازی، نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز، ج۱، ص۱۹۲، چاپ احمد حجازی سقّا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۳۱. یحیی بن زیاد فراء، معانی القرآن، ج ۱، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمدعلی نجار، مصر ۱۹۵۵، چاپ افست تهران (بی تا)ج۱، ص ۱۴ـ۱۵).
۳۲. یحیی بن زیاد فراء، معانی القرآن، ج۱، ص۷۳، ج ۱، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمدعلی نجار، مصر ۱۹۵۵، چاپ افست تهران (بی تا).
۳۳. یحیی بن زیاد فراء، معانی القرآن، ج۲، ص۱۸۲، ج ۱، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمدعلی نجار، مصر ۱۹۵۵، چاپ افست تهران (بی تا).
۳۴. یحیی بن زیاد فراء، معانی القرآن، ج۱، ص۱۸ـ ۱۹، ج ۱، چاپ احمد یوسف نجاتی و محمدعلی نجار، مصر ۱۹۵۵، چاپ افست تهران (بی تا).
۳۵. ابن قتیبه، تأویل مشکل القرآن، ج۱، ص۱۰۳ـ۱۳۴، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳.
۳۶. ابن قتیبه، تأویل مشکل القرآن، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۸۴، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳.
۳۷. ابن قتیبه، تأویل مشکل القرآن، ج۱، ص۲۵۶ـ۲۷۴، چاپ احمد صقر، قاهره ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳.
۳۸. محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۱، مقدمة مصطفی حسین احمد، صن، چاپ مصطفی حسین احمد، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۹. محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۱، ص۷۹ـ۸۱، چاپ مصطفی حسین احمد، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۰. محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۱، ص۲۸۲ـ۲۸۳، چاپ مصطفی حسین احمد، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۱. محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف، ج۱، ص۶۵۴ـ۶۵۵، چاپ مصطفی حسین احمد، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۲. شوقی ضیف، البلاغة تطور و تاریخ، ج۱، ص۲۴۳، قاهره ۱۹۸۷.
۴۳. عبدالعزیز عتیق، علم البیان، ج۱، ص۲۸، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۴۴. ابن ابی الاصبع تحریرالتحبیر ،ص ۳۱ـ۳۲، چاپ حفنی محمدشرف ، قاهره ۱۳۸۳/۱۹۶۳
۴۵. ابن ابی الاصبع ، بدیع القرآن ،ص ۳۲۱ـ۳۲۳، چاپ حفنی محمدشرف ، مصر ۱۳۷۷/۱۹۵۷.
۴۶. ابن ندیم، کتاب الفهرست، ج۱، ص۳۱۰، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش.
۴۷. ابن ندیم، کتاب الفهرست، ج۱، ص۵۸ ـ۵۹، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش.
۴۸. ابن ندیم، کتاب الفهرست، ج۱، ص۶۱ـ۶۴، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش.
۴۹. محمد بن محمد فارابی، رسالة فی قوانین صناعة الشعراء، ج۱، ص۱۵۷ـ ۱۵۸، در ارسطو، فن الشعر، ترجمه و چاپ عبدالرحمان بدوی، قاهره ۱۹۵۳.
۵۰. ابن رشد، تلخیص کتاب ارسطوطالیس فی الشعر، ج۱، ص۲۰۱ـ۲۰۶، در ارسطو، فن الشعر، ترجمه و چاپ عبدالرحمان بدوی، قاهره ۱۹۵۳.
۵۱. ابن رشد، تلخیص کتاب ارسطوطالیس فی الشعر، ج۱، ص۲۲۲ـ ۲۲۷، در ارسطو، فن الشعر، ترجمه و چاپ عبدالرحمان بدوی، قاهره ۱۹۵۳.
۵۲. ابن رشد، تلخیص کتاب ارسطوطالیس فی الجدل، ج۱، ص۴۰۸، چاپ محمد سلیم سالم، مصر ۱۹۸۰.
۵۳. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۱۲ـ ۱۴، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۵۴. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۶۵ـ۷۰، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۵۵. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۹۲ـ۹۴، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۵۶. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۹۴ـ ۹۸، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۵۷. شوقی ضیف، البلاغة تطور و تاریخ، ج۱، ص۹۲، قاهره ۱۹۸۷.
۵۸. شوقی ضیف، البلاغة تطور و تاریخ، ج۱، ص۹۳، قاهره ۱۹۸۷.
۵۹. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۲۰، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۶۰. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۱۰۱، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۶۱. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۶۴ـ۶۵، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۶۲. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۶۸ـ۶۹، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۶۳. ابن وهب کاتب، کتاب نقد النثر (= البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۷۱ـ۷۲، منسوب به قدامة بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، قاهره ۱۹۴۱.
۶۴. علی بن عبدالعزیز جرجانی ، الوساطة بین المتنبّی و خصومه ،ص۳۵ـ۴۰، چاپ احمد عارف زین ، صیدا ۱۳۳۱ .
۶۵. علی بن عبدالعزیز جرجانی ، الوساطة بین المتنبّی و خصومه ،ص۱۴۵ـ ۱۴۸، چاپ احمد عارف زین ، صیدا ۱۳۳۱ .
۶۶. علی بن عبدالعزیز جرجانی ، الوساطة بین المتنبّی و خصومه ،ص۳۲۰ـ۳۲۳، چاپ احمد عارف زین ، صیدا ۱۳۳۱ .
۶۷. حسن بن بشر آمِدی، الموازنة بین ابی تمّام و البُحتری، ج۱، ص۲۲۸ـ۲۴۷، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، (بیروت، تاریخ مقدمه ۱۳۶۳/۱۹۴۴).
۶۸. عمرو بن بحر جاحظ، البیان و التبیین، چاپ حسن سندوبی، قاهره ۱۳۵۱/ ۱۹۳۲ ج۱، ص ۱۳۹، پانویس ۲، ص ۲۱۷
۶۹. عمرو بن بحر جاحظ، کتاب الحیوان، ج۵، ص ۲۷، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۸۵/ ۱۹۶۵)، چاپ افست بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۹.
۷۰. عمرو بن بحر جاحظ، کتاب الحیوان، ج۵، ص۱۳۳،چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر (تاریخ مقدمه ۱۳۸۵/ ۱۹۶۵)، چاپ افست بیروت ۱۳۸۸/۱۹۶۹.
۷۱. ابن معتز، کتاب البدیع، چاپ کراتشکوفسکی، لندن ۱۹۳۵، چاپ افست بغداد ۱۹۶۷ص ۵۸)
۷۲. ابن معتز، کتاب البدیع، ص۳ـ۲۴، چاپ کراتشکوفسکی، لندن ۱۹۳۵، چاپ افست بغداد ۱۹۶۷.
۷۳. ابن معتز، کتاب البدیع، چاپ کراتشکوفسکی، لندن ۱۹۳۵، چاپ افست بغداد ۱۹۶۷ ص۶۴ـ۶۵)
۷۴. ابن معتز، کتاب البدیع، چاپ کراتشکوفسکی، لندن ۱۹۳۵، چاپ افست بغداد ۱۹۶۷ ص۶۸ـ۷۴.
۷۵. بَدْوی طبانه، علم البیان، ج۱، ص۴۷، بیروت (تاریخ مقدمه ۱۳۸۱/۱۹۶۲).
۷۶. محمد بن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۹۲۲ـ ۹۴۲، چاپ محمد احمد دالی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۷۷. محمد بن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۹۴۸ـ۹۵۲، چاپ محمد احمد دالی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۷۸. محمد بن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۱۰۰۵ـ۱۰۱۲، چاپ محمد احمد دالی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۷۹. محمد بن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۱۰۳۶ـ۱۰۳۷، چاپ محمد احمد دالی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۸۰. محمد بن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۸۵۵ ـ ۸۵۸، چاپ محمد احمد دالی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۸۱. محمد بن یزید مبرّد، الکامل، ج۱، ص۳۷۱، چاپ محمد احمد دالی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۸۲. محمد بن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۹۹۴ـ ۹۹۵، چاپ محمد احمد دالی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۸۳. ابن دُرَید، کتاب جمهرة اللغة، ج۳، ص۱۲۵۵ـ۱۲۵۷، چاپ رمزی منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
۸۴. ابن دُرَید، کتاب جمهرة اللغة، ج۳، ص۱۳۱۲ـ۱۳۱۳، چاپ رمزی منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
۸۵. حسن بن عبدالله عسکری، کتاب الصناعتین: الکتابة و الشعر، ج۱، ص۱۲، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، (قاهره) ۱۹۷۱.
۸۶. حسن بن عبدالله عسکری، کتاب الصناعتین: الکتابة و الشعر، ج۱، ص۲۴۵ـ ۲۶۵، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، (قاهره) ۱۹۷۱.
۸۷. حسن بن عبدالله عسکری، کتاب الصناعتین: الکتابة و الشعر، ج۱، ص۲۷۴ـ ۳۱۵، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، (قاهره) ۱۹۷۱.
۸۸. حسن بن عبدالله عسکری، کتاب الصناعتین: الکتابة و الشعر، ج۱، ص۳۸۱ـ۳۸۴، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، (قاهره) ۱۹۷۱.
۸۹. حسن بن عبدالله عسکری، ج۱، ص۱۰ـ۱۱، ۴۲۶،کتاب الصناعتین: الکتابة و الشعر، چاپ علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهیم، (قاهره) ۱۹۷۱.
۹۰. ابن خلدون، مقدمة ابن خلدون، ج۱، ص۵۵۲، الجزءالاول من کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۹۱. ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱ ج۱، ص ۲۶۸)،
۹۲. ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱ ج۱، ص ۲۷۷ـ ۲۷۸)،
۹۳. ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱ ج۱، ص ۲۷۸ـ۲۷۹)،
۹۴. ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱ ج۱، ص ۲۹۰ـ۳۰۲)،
۹۵. ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱ ج۱، ص ۳۰۳ـ۳۰۴)
۹۶. ابن رشیق، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱ ص ۳۰۵ـ ۳۰۶).
۹۷. شوقی ضیف، البلاغة تطور و تاریخ، ج۱، ص۱۵۱ـ۱۵۲، قاهره ۱۹۸۷.
۹۸. عبدالله بن محمد خفاجی، سرّالفصاحة، ج۱، ص۳، چاپ عبدالمتعال صعیدی، مصر ۱۳۷۲/ ۱۹۵۳.
۹۹. عبدالله بن محمد خفاجی، سرّالفصاحة، ج۱، ص۱۳۴، چاپ عبدالمتعال صعیدی، مصر ۱۳۷۲/ ۱۹۵۳.
۱۰۰. عبدالله بن محمد خفاجی، سرّالفصاحة، ج۱، ص۱۹۲، چاپ عبدالمتعال صعیدی، مصر ۱۳۷۲/ ۱۹۵۳.
۱۰۱. عبدالله بن محمد خفاجی، سرّالفصاحة، ج۱، ص۲۷۳، چاپ عبدالمتعال صعیدی، مصر ۱۳۷۲/ ۱۹۵۳.
۱۰۲. عبدالله بن محمد خفاجی، سرّالفصاحة، چاپ عبدالمتعال صعیدی، مصر ۱۳۷۲/ ۱۹۵۳.
۱۰۳. عبدالله بن محمد خفاجی، سرّالفصاحة، ج۱، ص۳۲۴، چاپ عبدالمتعال صعیدی، مصر ۱۳۷۲/ ۱۹۵۳.
۱۰۴. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل اعجاز، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸ص۲۸ـ ۵۲)
۱۰۵. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل اعجاز، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸ ص۳۵)
۱۰۶. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل اعجاز، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸ ص۵۲ـ۵۴)،
۱۰۷. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل اعجاز، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸ ص۲۲۷ـ۲۳۵)،
۱۰۸. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل اعجاز، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸ ص۲۳۶ـ۲۴۲)،
۱۰۹. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل اعجاز، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸ ص۳۳۰ـ۳۳۱)
۱۱۰. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، اسرارالبلاغة، چاپ عبدالمنعم خفاجی و عبدالعزیز شرف، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱ ص۲۵ـ۳۶).
۱۱۱. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، اسرارالبلاغة، چاپ عبدالمنعم خفاجی و عبدالعزیز شرف، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱ ص۹۹ـ ۱۰۱؛
۱۱۲. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، اسرارالبلاغة، چاپ عبدالمنعم خفاجی و عبدالعزیز شرف، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱ص۱۹۸)،
۱۱۳. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، اسرارالبلاغة، چاپ عبدالمنعم خفاجی و عبدالعزیز شرف، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱ص۲۲۴ـ ۲۳۸)،
۱۱۴. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، اسرارالبلاغة، چاپ عبدالمنعم خفاجی و عبدالعزیز شرف، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱ص۳۲۹ـ ۳۴۰؛
۱۱۵. عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، اسرارالبلاغة، چاپ عبدالمنعم خفاجی و عبدالعزیز شرف، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱ ص۳۶۲ـ ۳۶۷).
۱۱۶. شوقی ضیف، البلاغة تطور و تاریخ، ج۱، ص۳۳۴ـ۳۳۵، قاهره ۱۹۸۷.
۱۱۷. ابن اثیر، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر، ج۱، ص۱۳۱، چاپ احمد حوفی و بدوی طبانه، ریاض ۱۴۰۳ـ۱۴۰۴/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۴.
۱۱۸. ابن اثیر، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر، ج۲، ص۱۲۳، چاپ احمد حوفی و بدوی طبانه، ریاض ۱۴۰۳ـ۱۴۰۴/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۴.
۱۱۹. ابن اثیر، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر، ج۱، ص۱۳۱ـ۱۳۷، چاپ احمد حوفی و بدوی طبانه، ریاض ۱۴۰۳ـ۱۴۰۴/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۴.
۱۲۰. ابن اثیر، المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر، ج۲، ص۷۵ـ۱۲۰، چاپ احمد حوفی و بدوی طبانه، ریاض ۱۴۰۳ـ۱۴۰۴/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۴.
۱۲۱. ابن ابی الحدید، الفلک الدائر علی المثل السائر، ج۱، ص۶۹ـ۸۳، چاپ احمد حوفی و بدوی طبانه، ریاض ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۲۲. یوسف بن ابی بکر سکّاکی، مفتاح العلوم، ج۱، ص۱۸۵، قاهره ۱۳۵۶/۱۹۳۷.
۱۲۳. محمد بن عبدالرحمان خطیب قزوینی، الایضاح فی علوم البلاغة: المعانی و البیان و البدیع، ج۱، ص۲۷، بیروت (بی تا).
۱۲۴. تفتازانی، ص۲۱۸ـ۲۶۱
۱۲۵. تفتازانی، ص۲۶۲ـ۲۷۰.
۱۲۶. ابن خلدون، مقدمة ابن خلدون، ج۱، ص۵۵۲، الجزءالاول من کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.    
۱۲۷. ابراهیم بن علی حُصری، زهرالاداب و ثمرالالباب، ج۱، ص۱۰۷ـ۱۱۰، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
۱۲۸. ابراهیم بن علی حُصری، زهرالا´داب و ثمرالالباب، ج۱، ص۳۷۶ـ۳۸۱، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
۱۲۹. محمد بن عمر رادویانی، ترجمان البلاغه، ج۱، ص۲، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۹، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۳۰. محمد بن عمر رادویانی، ترجمان البلاغه، ج۱، ص۴۰ـ۴۳، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۹، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۳۱. محمد بن عمر رادویانی، ترجمان البلاغه، ج۱، ص۴۴ـ۵۴، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۹، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۳۲. محمد بن عمر رادویانی، ترجمان البلاغه، ج۱، ص۹۹، چاپ احمد آتش، استانبول ۱۹۴۹، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۳۳. محمدبن محمد رشید وطواط ، حدایق السحر فی دقایق الشعر ،ص۱، چاپ عباس اقبال ، تهران ۱۳۶۲ ش
۱۳۴. محمدبن محمد رشید وطواط ، حدایق السحر فی دقایق الشعر ،ص ۲۸ـ۳۰، چاپ عباس اقبال ، تهران ۱۳۶۲ ش
۱۳۵. محمد بن محمد رشید وطواط، حدایق السحر فی دقایق الشعر، ج۱، ص۴۲ـ۵۰، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۳۶. محمد بن عمر فخر رازی، نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز، ج۱، ص۳۴۵ـ ۳۵۵، چاپ احمد حجازی سقّا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۱۳۷. محمد بن عمر فخر رازی، نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز،ص۳۶۵ـ ۳۶۸، چاپ احمد حجازی سقّا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۱۳۸. محمد بن عمر فخر رازی، نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز،ص۳۶۹ـ۳۷۰، چاپ احمد حجازی سقّا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۱۳۹. محمد بن عمر فخر رازی، نهایة الایجاز فی درایة الاعجاز، ج۱، ص۳۷۰ـ۳۷۱، چاپ احمد حجازی سقّا، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۱۴۰. محمد رضا شفیعی کدکنی، صور خیال در شعر فارسی، ج۱، ص۱۶۱، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۴۱. محمد رضا شفیعی کدکنی، صور خیال در شعر فارسی، ج۱، ص۱۶۱ـ۱۶۲، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۴۲. عبدالله بن عیسی افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج۵، ص۵۰۰، چاپ احمد حسینی، قمی ۱۴۰۱.
۱۴۳. محمد رضا شفیعی کدکنی، صور خیال در شعر فارسی، ج۱، ص۱۶۴ـ ۱۶۵، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۴۴. محمد رضا شفیعی کدکنی، صور خیال در شعر فارسی، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۴۵. محمد رضا شفیعی کدکنی، صور خیال در شعر فارسی، ج۱، ص۱۶۷، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۴۶. محمد رضا شفیعی کدکنی، صور خیال در شعر فارسی، ج۱، ص۱۶۷ـ ۱۶۸، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۴۷. محمدهادی بن محمدصالح مازندرانی ، انوار البلاغة : در فنون معانی ، بیان و بدیع ،ص ۱۹ـ۲۰، چاپ محمدعلی غلامی نژاد تهران ۱۳۷۶ ش.
۱۴۸. نصرالله تقوی، هنجار گفتار: در فن معانی و بیان و بدیع فارسی،ج۱،ص۱۵۱، اصفهان ۱۳۶۳ ش
۱۴۹. جلال الدین همائی، معانی و بیان، ج۱، ص۱۹۰ـ۱۹۳، تهران ۱۳۷۰ ش.
۱۵۰. جلال الدین همائی، معانی و بیان، ص ۱۹۵ـ۲۰۰،تهران ۱۳۷۰ ش.
۱۵۱. دائرة المعارف الاسلامیة، (بیروت، ذیل «البلاغة»، بی تا)، ذیل «البلاغة» (از امین خولی).
۱۵۲. بَدْوی طبانه، البیان العربی، ج۱، ص۳۰۶ـ۳۰۷، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


منبع[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بیان در علم بلاغت»، شماره۲۳۳۱.    


رده‌های این صفحه : علم بیان | بلاغت




جعبه‌ابزار