تارانچی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تارانْچی، گروهی از ترکان اویغور جدید ساکن در شمال غربی چین و آسیای مرکزی بودند.


معنای تارانچی

[ویرایش]

واژۀ تارانچی به معنای کشاورز برگرفته از واژۀ مغولی «تاری» است که در آن زبان به معنای شانه‌زدن است و به استعاره از آن معانی شخم‌زدن، کشاورز، رعیت و روستایی مستفاد می‌شود.
[۱] IA، ج۱۱، ص۷۶۸.


استعمال تارانچی بر اویغور‌ها

[ویرایش]

ظاهراً نخستین‌بار نام تارانچی در اواسط سده ۱۳ق/ ۱۹م برای این گروه از اویغور‌های جدید به‌کار رفته است. در آن زمان، حکومت چین گروهی متشکل از ۶ هزار خانوار از ترکی‌زبانان موسوم به کاشغری‌ها را در درۀ رود ایلی اسکان داد. این مهاجران کشاورز بودند و به همین سبب، چینی‌ها این عده را تارانچی یا کشاورز نامیدند.
[۲] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
۱۰۰‘۴ خانوار از آنان در کرانۀ راست رود ایلی، و ۹۰۰‘۱ خانوار در کرانۀ چپ آن مستقر شدند.
[۳] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۸۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.


تشکیل حکومت محلی تارانچی‌ها

[ویرایش]

از ۱۲۳۵ق/۱۸۲۰م به مدت ۴۰ سال ترکستان چین دستخوش ناآرامی‌هایی بود که ناشی از ناخرسندی مسلمانان ترکی‌زبان آن‌جا از حکومت چین بوده است.
[۴] Chu، Wen-Djang، ج۱، ص۸، The Moslem Rebellion in Northwest China، ۱۸۶۲-۱۸۷۷، Paris، ۱۹۶۶.
[۵] Yuan، Tsing، ج۱، ص۱۳۸-۱۳۹،» Yakub Beg) ۱۸۲۰-۱۸۷۷ (and the Moslem Rebellion in Chinese Turkestan «، Central Asiatic Journal، Wiesbaden، ۱۹۶۱، vol VI.
در۱۲۸۰ق/ ۱۸۶۳م، عصیان‌های مسلمانان در ترکستان چین رو به فزونی نهاد. این شورش‌ها در اندک زمانی مناطق شمالی و غربی چین را فرا گرفت
[۶] Frechtling، L E، ج۱، ص۴۷۲،» Anglo-Russian Rivalry in Eastern Turkistan، ۱۸۶۳-۱۸۸۱ «، Journal of the Royal Central Asian Society، New York، ۱۹۶۴، vol XXVI.
[۷] Chu، Wen-Djang، ج۱، ص۲۷، The Moslem Rebellion in Northwest China، ۱۸۶۲-۱۸۷۷، Paris، ۱۹۶۶.
[۸] بنیگسن، الکساندر و مری براکساپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ج۱، ص۱۹۸، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
[۹] Yuan، Tsing، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۹،» Yakub Beg) ۱۸۲۰-۱۸۷۷ (and the Moslem Rebellion in Chinese Turkestan «، Central Asiatic Journal، Wiesbaden، ۱۹۶۱، vol VI.
و در نتیجه، دو منطقه تحت دو رهبری مجزا، نخست در منطقۀ خوقند به رهبری بزرگْ خان، و دیگری در منطقۀ کولجا به رهبری قرقیزها تشکیل شد. این امر فرصتی برای تارانچی‌ها پدید آورد که با قیام برضد چینی‌ها به رهبری سلطان ابول اُغلان یک حکومت محلی تشکیل دهند.
[۱۰] Frechtling، L E، ج۱، ص۴۷۲،» Anglo-Russian Rivalry in Eastern Turkistan، ۱۸۶۳-۱۸۸۱ «، Journal of the Royal Central Asian Society، New York، ۱۹۶۴، vol XXVI.

دورۀ شکوفایی کوتاه‌مدت حکومت محلی تارانچی‌ها مصادف با به قدرت رسیدن یعقوب بیک در ۱۲۸۲ق/۱۸۶۵م بود که امیرنشین مستقل کولجا را بنیان نهاد. سرانجام، پس از ۷ سال
[۱۱] بنیگسن، الکساندر و مری براکساپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ج۱، ص۱۹۸، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
[۱۲] EI۲، ج۱۰، ص۲۲۱.
با تصرف ترکستان چین توسط نیروهای روسیه در ۱۲۸۸ق/۱۸۷۱م به حکومت یعقوب بیک پایان داده شد.
[۱۳] Chu، Wen-Djang، ج۱، ص۱۹، The Moslem Rebellion in Northwest China، ۱۸۶۲-۱۸۷۷، Paris، ۱۹۶۶.
[۱۴] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
[۱۵] تاریخ چین، از جنگ‌های تریاک تا جنگ فرانسه ـ چین، ج۱، ص۲۵۰، ۱۸۴۰-۱۸۸۵م، ترجمۀ شهرنوش پارسی‌پور، تهران، ۱۳۷۴ش.
در ۱۲ ربیع‌الاول ۱۲۹۸ق/ ۱۲ فوریۀ ۱۸۸۱م بنابر معاهدۀ سن پترزبورگ، ترکستان شرقی به چین واگذار شد و روس‌ها این سرزمین را تخلیه کردند. در این زمان، شمار تارانچی‌ها ۵۱ هزار تن تخمین زده می‌شد. از این شمار ۳۷۳‘۴۵ تن به روسیه مهاجرت کردند و در ناحیۀ سمیرچیه اسکان داده شدند.
[۱۶] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
[۱۷] EI۱، ج۸، ص۶۶۴.
[۱۸] Yuan، Tsing، ج۱، ص۱۶۲،» Yakub Beg) ۱۸۲۰-۱۸۷۷ (and the Moslem Rebellion in Chinese Turkestan «، Central Asiatic Journal، Wiesbaden، ۱۹۶۱، vol VI.
[۱۹] IA، ج۱۱، ص۷۶۸.


آمار تارانچیها

[ویرایش]

در سرشماری ۱۳۱۵ق/۱۸۹۷م، تارانچی‌ها در روسیه حدود ۶۶‌هزار تن برآورد شدند. این آمار سپس تا حدود ۸۳ هزار تن افزایش یافت، و در ۱۳۲۹ق/۱۹۱۱م از جمعیت ۲۵ هزار نفری شهر یارکند حدود ۱۶ هزار تن از آنان تارانچی بودند.
[۲۰] EI۱، ج۸، ص۶۶۴.
[۲۱] IA، ج۱۱، ص۷۶۸.
در اوایل سدۀ ۲۰م هنوز ۲۰۰‘۸ تن از تارانچی‌ها در چین‌ ساکن بودند.
[۲۲] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
پس‌ از ۱۳۰۰ق/۱۸۸۳م، تارانچی‌ها به دفعات به صورت دسته جمعی مجبور به مهاجرت شدند. در این مهاجرت‌ها گروهی از تارانچی‌ها در حوالی بایرام علی، واقع در جمهوری ترکمنستان امروزی مستقر شدند.
[۲۳] IA، ج۱۱، ص۷۶۸.

تارانچی‌ها ابتدا در روسیه‌ به‌ کشاورزی و باغداری می‌پرداختند، اما سپس در کارهای صنعتـی نیز مهارت یافتند و از آن‌ها در برپا ساختن بناهای آجری به عنوان معمارانی بی‌رقیب یاد شده است.
[۲۴] IA، ج۱۱، ص۷۶۸.
در ۱۳۰۰ش/۱۹۲۱م، بنابر توافقی که میان تارانچی‌ها و دیگر ترکی‌زبانان کاشغری در تاشکند حاصل شد، مقرر گردید که همۀ مردم ترکی‌زبان مهاجر از ترکستان چین به روسیه را اویغور بنامند.
[۲۵] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۷، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
با این‌همه، در سرشماری ۱۳۰۵ش/ ۱۹۲۶م که در شوروی سابق‌ صورت‌ گرفت، شمار تارانچی‌ها ۰۱۰‘ ۵۳ تن برآورد شد که ۸۰۳‘۵۱ تن، یعنی۷/۹۷٪ آن‌ها در قزاقستان ساکن بوده‌اند.
[۲۶] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۸۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
چینی‌ها در ۱۳۲۴ش/۱۹۴۵م، شمار تارانچی‌های ساکن منطقۀ سینکیانگ را ۲۹۶‘۷۹ تن برآورد کردند.
[۲۷] EI۲، ج۱۰، ص۲۲۱.

پس از انقلاب کمونیستی چین در ۱۳۲۸ش/ ۱۹۴۹م و چیرگی دوبارۀ چینی‌ها بر منطقۀ سینکیانگ، تارانچی‌ها در شمار اویغور درآمدند و در سرشماری‌ها به صورت مستقل از آنان نامی برده نشد.
[۲۸] EI۲، ج۱۰، ص۲۲۱.
در ۱۳۴۱ش/۱۹۶۲م در پی شورش‌های ترکی‌زبانان منطقۀ ایلی برضد چینی‌ها، بسیاری از مردم آن ناحیه قتل عام شدند. از این‌رو، در یک کوچ بزرگ و اجباری موج دیگری از مهاجرت ترکی‌زبانان منطقۀ ایلی به شوروی صورت گرفت. بنابر آمار منتشر شده از سوی شوروی‌ها بیش از ۱۰۰ هزار تن از مردم ناحیۀ ایلی به شوروی کوچیدند؛ اما چینی‌ها شمار مهاجران را ۶۰ هزار تن ذکر کرده‌اند.
[۲۹] بنیگسن، الکساندر و مری براکساپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ج۱، ص۱۹۹، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.


گویش تارانچی‌ها

[ویرایش]

تارانچی‌ها به یکی از گویش‌های ترکی شرقی موسوم به قارلقی گفت‌وگو می‌کنند. در زبان آن‌ها واژگان بسیاری از زبان‌های فارسی، عربی، چینی و مغولی به عاریت گرفته شده است.
[۳۰] نک‌ : EI۲، ج۱۰، ص۲۲۱.
تارانچی‌ها مسلمانِ سنی، و حنفی مذهب‌اند.
[۳۱] Akiner، Sh، ج۱، ص۳۸۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.


منابع

[ویرایش]

(۱) بنیگسن، الکساندر و مری براکساپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
(۲) تاریخ چین، از جنگ‌های تریاک تا جنگ فرانسه ـ چین، ۱۸۴۰-۱۸۸۵م، ترجمۀ شهرنوش پارسی‌پور، تهران، ۱۳۷۴ش.
(۳) Akiner، Sh، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
(۴) Chu، Wen-Djang، The Moslem Rebellion in Northwest China، ۱۸۶۲-۱۸۷۷، Paris، ۱۹۶۶.
(۵) EI۱.
(۶) EI۲.
(۷) Frechtling، L E،» Anglo-Russian Rivalry in Eastern Turkistan، ۱۸۶۳-۱۸۸۱ «، Journal of the Royal Central Asian Society، New York، ۱۹۶۴، vol XXVI.
(۸) IA.
(۹) Yuan، Tsing،» Yakub Beg) ۱۸۲۰-۱۸۷۷ (and the Moslem Rebellion in Chinese Turkestan «، Central Asiatic Journal، Wiesbaden، ۱۹۶۱، vol VI.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. IA، ج۱۱، ص۷۶۸.
۲. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
۳. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۸۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
۴. Chu، Wen-Djang، ج۱، ص۸، The Moslem Rebellion in Northwest China، ۱۸۶۲-۱۸۷۷، Paris، ۱۹۶۶.
۵. Yuan، Tsing، ج۱، ص۱۳۸-۱۳۹،» Yakub Beg) ۱۸۲۰-۱۸۷۷ (and the Moslem Rebellion in Chinese Turkestan «، Central Asiatic Journal، Wiesbaden، ۱۹۶۱، vol VI.
۶. Frechtling، L E، ج۱، ص۴۷۲،» Anglo-Russian Rivalry in Eastern Turkistan، ۱۸۶۳-۱۸۸۱ «، Journal of the Royal Central Asian Society، New York، ۱۹۶۴، vol XXVI.
۷. Chu، Wen-Djang، ج۱، ص۲۷، The Moslem Rebellion in Northwest China، ۱۸۶۲-۱۸۷۷، Paris، ۱۹۶۶.
۸. بنیگسن، الکساندر و مری براکساپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ج۱، ص۱۹۸، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۹. Yuan، Tsing، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۹،» Yakub Beg) ۱۸۲۰-۱۸۷۷ (and the Moslem Rebellion in Chinese Turkestan «، Central Asiatic Journal، Wiesbaden، ۱۹۶۱، vol VI.
۱۰. Frechtling، L E، ج۱، ص۴۷۲،» Anglo-Russian Rivalry in Eastern Turkistan، ۱۸۶۳-۱۸۸۱ «، Journal of the Royal Central Asian Society، New York، ۱۹۶۴، vol XXVI.
۱۱. بنیگسن، الکساندر و مری براکساپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ج۱، ص۱۹۸، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۱۲. EI۲، ج۱۰، ص۲۲۱.
۱۳. Chu، Wen-Djang، ج۱، ص۱۹، The Moslem Rebellion in Northwest China، ۱۸۶۲-۱۸۷۷، Paris، ۱۹۶۶.
۱۴. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
۱۵. تاریخ چین، از جنگ‌های تریاک تا جنگ فرانسه ـ چین، ج۱، ص۲۵۰، ۱۸۴۰-۱۸۸۵م، ترجمۀ شهرنوش پارسی‌پور، تهران، ۱۳۷۴ش.
۱۶. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
۱۷. EI۱، ج۸، ص۶۶۴.
۱۸. Yuan، Tsing، ج۱، ص۱۶۲،» Yakub Beg) ۱۸۲۰-۱۸۷۷ (and the Moslem Rebellion in Chinese Turkestan «، Central Asiatic Journal، Wiesbaden، ۱۹۶۱، vol VI.
۱۹. IA، ج۱۱، ص۷۶۸.
۲۰. EI۱، ج۸، ص۶۶۴.
۲۱. IA، ج۱۱، ص۷۶۸.
۲۲. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۵، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
۲۳. IA، ج۱۱، ص۷۶۸.
۲۴. IA، ج۱۱، ص۷۶۸.
۲۵. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۴۷، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
۲۶. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۸۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.
۲۷. EI۲، ج۱۰، ص۲۲۱.
۲۸. EI۲، ج۱۰، ص۲۲۱.
۲۹. بنیگسن، الکساندر و مری براکساپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ج۱، ص۱۹۹، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ۱۳۷۰ش.
۳۰. نک‌ : EI۲، ج۱۰، ص۲۲۱.
۳۱. Akiner، Sh، ج۱، ص۳۸۰، Islamic Peoples of the Soviet Union، London، ۱۹۸۳.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «تاراچی»، شماره۵۶۹۱.    






جعبه‌ابزار