تالی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تالی یکی از اصطلاحات به‌کار رفته در علم منطق بوده و به معنای طرف دوم قضیه شرطیه است.


مفهوم شناسی

[ویرایش]

تالی در لغت به معنای از پی‌رونده و تبعیت‌کننده و در اصطلاح اهل منطق در مقابل «مقدم» و جزئی از قضیه شرطیه است که در جواب شرط می‌آید و وابسته به آن است؛ مانند: عبارت «خسوف واقع می‌شود» در قضیه شرطیه «اگر زمین بین خورشید و ماه واسطه شود، خسوف واقع می‌شود».

تعاریف دیگر تالی

[ویرایش]

۱. تالی آن بخش از قضیه شرطیه است که حرف جزا بر سر آن می‌آید؛ مانند: «فالنهار موجود» در قضیه شرطیه «ان کانت الشمس طالعة فالنهار موجود».
۲. طرف دوم قضیه شرطیه.

نکته

[ویرایش]

فرق‌گذاشتن میان مقدم و تالی در قضیه شرطیه متصل، حقیقی است، ولی در قضیه شرطیه منفصل، مسامحی است. به همین سبب در قضیه شرطیه منفصل، هر یک از دو جزء را می‌توان تالی یا مقدم نامید. این بدان سبب است که طبیعت اجزا در قضیه شرطیه متصل، این است که یک جزء، ملزوم و جزء دیگر، لازم آن است و همین امر، سبب تمایز طبعی و ترتب میان دو جزء می‌شود و همواره ملزوم بر لازم تقدم طبعی دارد، اما در قضیه شرطیه منفصل به تعاند و عدم ارتباط میان دو جزء و جدایی آنها حکم می‌شود و رابطه تلازم و ترتب وجود ندارد؛ بنابراین، هریک می‌تواند لازم یا ملزوم دیگری باشد. با این حال، به تبعیت از قضیه شرطیه متصل، جزء اول «مقدم» و جزء دوم را «تالی» می‌نامند.

مستندات مقاله

[ویرایش]

در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است:

مظفر، محمدرضا، المنطق.    
ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، دانش‌نامه علائی.    
حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید.    
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس.    

پانویس

[ویرایش]
 
۱. خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۷۰.    
۲. ابن‌سینا، حسین بن عبدالله، دانش‌نامه علائی، ص۴۵.    
۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید، ص۴۱.    
۴. مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۱۵۶.    
۵. مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۱۵۵.    
۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید، ص۴۱.    


منبع

[ویرایش]
پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «تالی»، تاریخ بازیابی۱۳۹۵/۱۲/۲.    
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۵۱.    


رده‌های این صفحه : اصطلاحات منطقی | قضیه شرطیه




جعبه ابزار