تجری (اصول)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ــ تجرّى مخالفت عملى با حکم الزامی مولا به زعم شخص متجری است؛ بدون آنكه در واقع مخالفتى صورت گرفته باشد، مانند كسى كه آب را به گمان شراب بودن بنوشد، سپس معلوم گردد كه آن مايع، آب بوده است نه شراب. در اينكه تجرّى حرام است يا نه اختلاف است همچنین تجرّى موجب فسق است.
در اصول فقه مباحث زيادى دربارۀ عنوان تجری مطرح شده و این مسئله مورد اختلاف است، از جمله اينكه آيا تجرّى فعل قلبی است یا خارجی؟ و اينکه آيا قبح عقلی تجرّى مستلزم حرمت شرعى و استحقاق عقاب است يا نه؟‌
ــ تجری به مخالفت با تکلیف مقطوع، در فرض خطا بودن اعتقاد اطلاق می‌شود.


تعریف تجری

[ویرایش]


← تعریف لغوی


تجرّى به مفهوم لغوى عبارت است از جرأت بر مولا؛ خواه در واقع مخالفتى صورت گرفته باشد يا نه.
ــ تجرّی، در لغت به معنای اظهار جرات است. تجرّی بر مولا در عرف ، شامل معصیت نیز می‌شود، زیرا اظهار جرات بر مولا، با اقدام به خلاف آن چه که او به طور قطع به آن دستور داده، حاصل می‌شود، چه این قطع او موافق با واقع باشد چه نباشد. بنابراین، دامنه تجری در عرف، از تجری در اصول گسترده است و شامل تجری و معصیت اصطلاحی، هر دو، می‌شود.

← تعریف اصطلاحی


تجرّى در اصطلاح مخالفت عملى با حکم الزامی مولا به زعم شخص متجری است؛ بدون آنكه در واقع مخالفتى صورت گرفته باشد؛ مانند كسى كه آب را به گمان شراب بودن بنوشد، سپس معلوم گردد كه آن مايع، آب بوده است نه شراب.
ــ اما تجری در اصطلاح اصول عبارت است از اقدام به خلاف اوامر مولا در مواردی که نسبت به آنها قطع وجود دارد، به شرط آن که قطع مخالف واقع باشد. در حقیقت، تجری به معنای مخالفت با مولا در اعتقاد و نه در عمل می‌باشد؛ برای مثال، در مواردی که شخص به وجوب چیزی یا حرمت آن قطع دارد، ولی واجب را ترک می‌کند و یا حرام را مرتکب می‌گردد و سپس علم به مخالفت قطع خود با واقع پیدا کند، به او « متجرّی » می‌گویند و این عمل او را «تجرّی» می‌نامند.

تجری از نظر اصولیون

[ویرایش]

درمیان اصولی‌ها ، این بحث وجود دارد که آیا تجری، حرام و موجب استحقاق عقاب است یا خیر در این باره سه نظر وجود دارد:
۱. برخی هم چون مرحوم « آخوند خراسانی » معتقدند تجری حرام است و موجب استحقاق عقاب نیز می‌گردد؛ به عبارت دیگر، تجری هم قبح فعلی و هم قبح فاعلی دارد؛
۲. برخی دیگر همچون مرحوم « شیخ انصاری » اعتقاد دارند تجری حرام نیست و موجب استحقاق عقاب نمی‌گردد؛ به عبارت دیگر، فقط قبح فاعلی دارد؛
۳. «صاحب فصول» تجری را حرام می‌شمارد و آن را باعث استحقاق عقوبت می‌داند، مگر در جایی که شخص اعتقاد به تحریم آن چه که واجب توصلی است داشته باشد و آن را انجام دهد.

بررسی جوانحی یا جوارهی بودن فعل تجری

[ویرایش]

در این که آیا تجری، فعل قلب (جوانحی) است یا فعل خارجی (جوارحی) اختلاف وجود دارد:
برخی اعتقاد دارند عنوان تجری بر عزم و اراده شخص به مخالفت مولا صدق می‌کند.
و بعضی دیگر بر این باورند که به عمل و فعلی که در خارج، از شخص سر می‌زند، عنوان تجری صدق می‌نماید.

نکته

[ویرایش]

در این که تجری، بحث اصولی یا کلامی و یا فقهی است، اختلاف وجود دارد.
[۳] فرائد الاصول، انصاری، مرتضی بن محمد امین، ج۱، ص۱۲.
[۶] نهایة الاصول، بروجردی، حسین، ص (۴۱۸-۴۰۹).
[۹] الوصول الی کفایة الاصول، شیرازی، محمد، ج۳، ص۲۹۰.
[۱۳] کفایة الاصول، فاضل لنکرانی، محمد، ج۴، ص (۵۳-۵۰).


← فرق تجری و معصیت


با اين تعاريف، فرق تجرّى و معصیت حقيقى روشن شد. معصیت اقدام بر مخالفت مولا است كه برحسب واقع نيز مخالفت صورت گرفته باشد، مانند نوشيدن شراب با علم به شراب بودن آن.
البته تجرّى به مفهوم لغوى- كه عبارت است از جرأت بر مولا؛ خواه در واقع مخالفتى صورت گرفته باشد يا نه- اعم از معصیت است نه مباین با آن. از اين عنوان در اصول فقه، مبحث قطع سخن رفته است.

بررسی احکام تجری

[ویرایش]

در اينكه تجرّى حرام است يا نه اختلاف است. منشأ اختلاف اين است كه آيا از سوى شارع، قطع به حکم شرعی به‌طور مطلق، بر مکلّف، حجّت قرار داده شده است گرچه مخالفت با واقع باشد كه در نتيجه بر مخالفت قطع- هرچند مخالف با واقع- عقاب مى‌شود و يا تنها در صورت انطباق با واقع حجّت است؟
بنابر تعريف عدالت به ملکۀ نفسانی- كه صاحب خود را بر ملازمت تقوا وادار مى‌كند- تجرّى موجب فسق است؛ زيرا كاشف از فقدان چنين ملكه‌اى در متجرّی است؛ هرچند قائل به حرمت تجرّى و استحقاق عقاب بر آن نباشيم.

مباحث کاربردی عنوان تجرّى

[ویرایش]

در اصول فقه مباحث زيادى دربارۀ تجرّى مطرح و محل بحث و اختلاف است، از جمله اينكه آيا تجرّى عنوانى است منطبق بر ارادۀ متجرّی كه در نتيجه از افعال قلبی- به معناى عزم بر گناه و تصميم بر مخالفت با مولا همراه با عملى كه گناه بودن آن از نظر متجرّی قطعى است- به شمار مى‌رود يا عنوان منطبق بر فعل خارجی است كه در نتيجه از افعال جوارحی محسوب شده و به معناى ارتكاب عملى، با اعتقاد به مخالفت آن با مولا است؟ قبح تجرّى بنابر اوّل، فاعلى و بنابر دوم، فعلى است و نيز اين بحث كه آيا قبح عقلی تجرّى مستلزم حرمت شرعى و استحقاق عقاب است يا نه؟

پانویس

[ویرایش]
 
۱. انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایة، جخمینی، روح الله، ۱، ص۴۳.    
۲. تهذیب الاصول، خمینی، روح الله، ج۲، ص۱۰.    
۳. فرائد الاصول، انصاری، مرتضی بن محمد امین، ج۱، ص۱۲.
۴. کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۲۵۹.    
۵. آراؤنا فی اصول الفقه، طباطبایی قمی، تقی، ج۱، ص۱۷۴.    
۶. نهایة الاصول، بروجردی، حسین، ص (۴۱۸-۴۰۹).
۷. فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۳، ص۴۲.    
۸. المحکم فی اصول الفقه، حکیم، محمد سعید، ج۳، ص۲۵.    
۹. الوصول الی کفایة الاصول، شیرازی، محمد، ج۳، ص۲۹۰.
۱۰. المحصول فی علم الاصول، سبحانی تبریزی، جعفر، ج۲، ص۲۰۸.    
۱۱. اصطلاحات الاصول، مشکینی، علی، ص۹۴.    
۱۲. محاضرات فی اصول الفقه، خویی، ابوالقاسم، ص۳۷۷.    
۱۳. کفایة الاصول، فاضل لنکرانی، محمد، ج۴، ص (۵۳-۵۰).
۱۴. دروس فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ج۲، ص۴۲.    
۱۵. الحلقة الثالثة فی اسلوبها الثانی، ایروانی، باقر، ج۱، ص۱۳۳.    
۱۶. فرائد الاصول، انصاری، شیخ مرتضی، ج۱، ص۳۷ و ۳۸.    
۱۷. القواعد و الفوائد، شهید اول، ج۱، ص۱۰۷ و ۱۰۸.    
۱۸. محاضرات فی اصول الفقه (مسلسل ۴۴)، خوئی، ابوالقاسم، ج۲، ص۳۷۷.    
۱۹. کفایة الاصول، آخوند خراسانی، ج۱، ص۱۸۷.    
۲۰. حقائق الاصول، حکیم، طباطبایی، سید محسن، ج۱، ص۴۳۸.    
۲۱. مصباح الاصول، خویی، سید ابوالقاسم، ج۱، ص۱۹.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۲۸۳، برگرفته از مقاله «تجری».    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۲، ص۳۵۸.    


رده‌های این صفحه : اصطلاحات اصولی | اصول فقه | تجری




جعبه ابزار