تفسیر به‌ رأیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تفسیر با محوریت آراء و نگرش‌های غیر معتبر را تفسیر به رأی گویند.


زوایای بحث[ویرایش]


← آفت علم تفسیر
تفسیر به رأی به مثابه روشی نکوهیده در فهم و تبیین قرآن کریم از موضوعاتی است که دانشمندان، از زوایای گوناگون در علوم مختلف اسلامی به آن توجه کرده‌اند؛ در حوزه علوم قرآنی و تفسیرپژوهی مفسران از دیرباز پدیده تفسیر به رأی را از آفت‌های دانش تفسیر و فهم صحیح قرآن شمرده‌اند. مسائل مختلفی از علوم قرآنی نیز با مسئله تفسیر به رأی پیوند دارند؛ از جمله تفسیر و تأویل قرآن، روش‌ها و شرایط و آداب تفسیر، محکم و متشابه و ظهر و بطن قرآن. در مبحث تفسیر و تأویل، تفسیر به رأی از آن جهت مطرح است که اصولاً حدّ و مرز معقول و مقبول تفسیر و تأویل و تفاوت این دو چیست و عمل به رأی در کدام یک متصوّر است.

← ملاک اعتبار روش‌ها
در بحث ملاک اعتبار روش‌ها و گرایش‌های مختلف تفسیری نیز، بحث از تفسیر به رأی مناسب بلکه ضروری است.

← شرایط و آداب مفسر
در مسئله شرایط و آداب مفسّر نیز باید به ضرورت احتراز از تفسیر به رأی اشاره شود. در بحث مربوط به مصادر و منابع تفسیر نیز، آن‌جا که قول صحابی از مصادر معرفی می‌شود، جای این گفت‌وگو هست که آیا صحابیان به تفسیر به رأی مبتلا نشده‌اند و آیا مذمّت تفسیر به رأی که در روایات نبوی آمده، شامل حال آنان نشده است؟ این بحث با مسئله کلامی مربوط به عدالت صحابه نیز ارتباط نزدیکی دارد؛ همچنین تفسیر به رأی در باب فهم و تفسیر متشابهات و بطون آیات، اهمیت ویژه‌ای دارد.

حوزه‌های بحث[ویرایش]

این مسئله در دانش اصول فقه با بحث اجتهاد و مصادر فقهی و تشریعی مرتبط است و اصولیان به مناسبت بحث از میزان اعتبار اجتهاد و رأی و قیاس و استحسان در مسیر استنباط احکام شرعی، از تفسیر به رأی نیز بحث می‌کنند. مبحث اصولی حجیت ظواهر قرآن نیز با تفسیر به رأی مرتبط است و معمولا اخباریان مخالفان حجیت ظواهر قرآن شمرده می‌شوند و مستند آنان نیز بعضاً همین روایات نهی از تفسیر به رأی بوده است. [۱]
در مباحث جدید کلامی نیز آن‌جا که بر اساس مبانی فلسفی در فهم متون و قواعد آن (هرمنوتیک) و مکانیسم معرفت دینی به مثابه یکی از معرفت‌های بشری، از نقش اساسی پیش‌دانش‌ها و انتظارات در فهم متن کتاب الهی و شناخت معارف دین سخن گفته می‌شود، مسئله تفسیر به رأی و مذموم بودن آن اهمیت می‌یابد.
نکته مهم در بررسی تفسیر به رأی این است که بر خلاف آن‌چه از مفاد روایات اسلامی به دست می‌آید، در مصطلح بسیاری از عالمان اسلامی این موضوع دچار تحلیل‌ها و تبیین‌هایی بیگانه از مفاد روایی آن شده است که تقسیم تفسیر به رأی به دو قسم ممدوح و مذموم از این قبیل است.

پیشینه آثار[ویرایش]

درباره این موضوع جز چند تألیف و پژوهش کم حجم، اثری نگارش نیافته و بیشترین مباحث آن در منابع تفسیری، آثار علوم قرآنی، کتب روش‌های تفسیری و برخی دانش‌نامه‌ها آمده‌اند. [۲] [۳] [۴]

← آثار اهل سنت
در میان آثار اهل سنت با توجه به اصطلاح عام آن‌ها از تفسیر به رأی که شامل تفسیر اجتهادی نیز می‌شود آثار چندی عمدتاً در گزارش و نقد تفسیر به رأی نوشته شده‌اند؛ مانند التفسیر بالرأی قواعده و ضوابطه و اعلامه اثر زغلول، اثر المعنی النحوی فی تفسیر القرآن الکریم بالرأی از بشیرة جمیل و چند پژوهش دانشگاهی در سطح کارشناسی ارشد با عنوان‌های التفسیر بالرأی ما له و ما علیه [۵] [۶] اثر احمد عمر عبداللّه از دانشگاه اسلامی مدینه (سال ۱۴۰۱ ق.)، التفسیر بالرأی فی القرن الثانی الهجری [۷] [۸] تألیف عبدالرحمن بن صالح الشبل از دانشگاه قاهره (سال ۱۹۸۵ م.).

← آثار شیعی
در میان آثار شیعی نیز می‌توان از این آثار یادکرد که بعضاً با همان نگاه عام به مفهوم تفسیر به رأی شامل تفسیر اجتهادی است: کتاب‌چه‌ای به قلم ناصر مکارم شیرازی با نام تفسیر به رأی و هرج و مرج ادبی، تفسیر به رأی نوشته احمد حسنعلی تفتی (سال ۱۳۷۱ ش.) [۹] و چندین مقاله در این باره؛ از جمله التفسیر بالرأی، تاریخه، حدوده المشروعة و رأی الشیخ الطوسی فیه به قلم سید جعفر شهیدی، [۱۰] پژوهشی در روایات نکوهش‌گر تفسیر به رأی با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (قدس سره) به قلم محمد تقی دیاری، نقد و بررسی استدلال اهل سنت به آیات قرآن در اثبات اجتهاد به رأی تألیف محمد ابراهیم جناتی، معنی تفسیر به رأی قرآن از دیدگاه مقدس اردبیلی (قدس سره) اثر سید محمد علی ایازی، نگاهی به مسأله تفسیر به رأی از بهاءالدین خرمشاهی و تفسیر به رأی از منظر روایات نوشته محمد اسعدی است.

پیشینه[ویرایش]

سیر کلی در تاریخ تفسیر به رأی را در دو قسمت عصر نزول و پس از عصر نزول می‌توان گزارش کرد:

← در عصر نزول
تفسیر به رأی هم‌زاد فهم و تفسیر است و فهم و تفسیر قرآن از آغاز نزول آن مطرح بوده است، بنابر این آغاز طبیعی آن را می‌توان همان عصر نزول دانست.

←← محدود بودن
به لحاظ تاریخی مسئله تفسیر به رأی را در عصر نزول محدودتر از دوران‌های بعدی مشاهده می‌کنیم که عوامل آن عبارت‌اند از:
حضور شخص پیامبر (‌صلی‌الله‌علیه‌وآله) که محور و میزان مقبول و مورد اتفاق جامعه اسلامی بودند و ارتباط نزدیک مردم با ایشان با توجه به محدودیت جامعه آن روز، وجود قراینِ مربوط به نزول آیات، وحدت مذهبی و عدم شکل‌گیری فرقه‌ها و تعصبات فرقه‌ای و مذهبی گوناگون، محدودیت نیازها و پرسش‌های عمومی و اکتفای بیشتر مردم به فهم کلی آیات قرآن.

←← موارد بروز
گفتنی است که با وجود این عوامل، شواهدی چند بروز تفسیر به رأی را در برخی از ابعاد آن در عصر نزول، ثابت می‌کنند:
أ. روایات نهی از تفسیر به رأی، عمدتاً از پیامبر اکرم (‌صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل شده‌اند که این امر نشانه نگرانی آن حضرت از ابتلای برخی به تفسیر به رأی است.
ب. شواهدی تاریخی از وجود تفاسیر نادرست توسط برخی از معاصران پیامبر حکایت دارند، چنان که نگرش بی اساس عایشه در فهم آیه «والَّذینَ یُؤتونَ ما ءاتَوا...» [۱۱] که آن را به معنای اراده ارتکاب گناهان گرفته بود، [۱۲] می‌تواند نمونه‌ای از تفسیر به رأی باشد، گر چه با تبیین پیامبر اکرم (‌صلی‌الله‌علیه‌وآله)، اشتباه او آشکار شد.
ج. از آن‌جا که در عصر نزول، مدار تفسیر را بیانات و احادیث پیامبر اکرم (‌صلی‌الله‌علیه‌وآله) تشکیل می‌داد، نمونه‌ای از تفسیر به رأی را می‌توان، روایاتِ دروغین یا نادرستی دانست که در عصر ایشان مطرح شده بود، چنان که به فرموده حضرت علی (علیه‌السلام)، در عصر پیامبر اکرم (‌صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایاتی دروغین منتشر شد تا آن‌که ایشان در خطبه‌ای فرمودند: ای مردم! دروغ‌گویان در حدیث من فراوان شده‌اند، پس آن کس که به عمد بر من دروغ بندد جای‌گاهش را در آتش فراهم کند، [۱۳] [۱۴] بنابر این اجمالا می‌توان نشانه‌ها و زمینه‌های بروز تفسیر به رأی را در همان عصر نزول جست‌وجو کرد.

← پس از عصر نزول

←← رشد
پس از عصر نزول، فقدان هر یک از موانع چهارگانه تفسیر به رأی (حضور پیامبر (‌صلی‌الله‌علیه‌وآله)، وجود قراین، وحدت مذهبی و محدودیت نیازها)، موجب شیوع تدریجی این پدیده شد. برخی محققان پیدایش آن را به همین عصر و به طور خاص اواخر عهد صحابه و اوایل عهد تابعان رسانده‌اند، [۱۵] چنان که برخی نیز نهی از تفسیر به رأی را در روایات اهل بیت ناظر به رأی و قیاس در مذاهب اهل تسنن دانسته‌اند. [۱۶] [۱۷]

←← عوامل
می‌توان گفت پس از عصر نزول از یک سو با رحلت پیامبر اکرم و بی مهری جامعه اسلامی به اهل بیت پیامبر (‌صلی‌الله‌علیه‌وآله) که به کتاب الهی و اسرار آن آگاهی داشتند، مرجعی محوری و مورد اتفاق برای حل شبهات و پرسش‌های قرآنی مطرح نبود و طبعاً راه تفسیر به رأی باز شد.
از سوی دیگر، فاصله زمانی مردم از عصر نزول و ناآشنایی با قراین و فضای نزول آیات، امکان تفسیر انحرافی و ناپسند را فراهم می‌ساخت. از سوی سوم، اختلافات مذهبی و تعصّبات فرقه‌ای که پس از پیامبر پدید آمد، زمینه بیشتری برای تفسیر به رأی ایجاد کرد که در پی آن، اصحاب هر فرقه در پی توجیه آرا و عقاید خود با آیات قرآن و سازگار کردن آن دو با یکدیگر برآمدند و نهایتاً، مواجهه جامعه اسلامی با افکار و ایده‌های گوناگون، اوضاع تازه و احساس نیازهای نوظهور و ناتوانی از حل آن ها راه تفسیر به رأی را هموار ساخت.
عامل اخیر، در طول تاریخ اندیشه اسلامی، باعث بروز جنبه‌های مختلفی از تفسیر به رأی شده است که در عصر اخیر، انحرافی‌ترین و در عین حال فریبنده‌ترین شیوه در تفسیر و فهم قرآن پیشنهاد و توصیه شده است؛ برخی نظریه‌پردازان با تأثر از مبانی فلسفی و کلامی جدید در باب زبان دین و قواعد فهم متون (هرمنوتیک) و یأس کامل از نیل به تفسیر صحیح از راه‌های مقدس دینی و در عین حال، وجود پرسش‌های فراوان عصری، پیشنهاد می‌کنند که مفسّران، علوم و اندیشه‌های بیرون دینی را پیشاپیش اتخاذ کنند و از زاویه بینش‌ها و انتظارات و طرز تلقی‌های حاصل شده، دین و قرآن را بفهمند. صاحبان این روی‌کرد، همه فهم‌ها و تفاسیر محصول این روش را معتبر می‌شمارند و صرفاً فهم غیر روشمند و سطحی قرآن را تفسیر به رأی و نکوهیده می‌دانند. [۱۸]
بر اثر عوامل فوق، تفسیر به رأی در حوزه‌های فکری خاصی رخ نمود که هر یک به گونه‌ای قرآن را دستاویز گرایش‌های فکری خود کرد. در رأس این جریانات می‌توان از پیدایش خوارج، معتزله، اشاعره و باطنیه یاد کرد. وجه مشترک این جریانات، تأویل ناپسند و بی اساس آیات متشابه است. [۱۹]

فهرست منابع[ویرایش]

(۱۹). الذکری الالفیة للشیخ الطوسی، مشهد، دانشگاه، ۱۳۹۱ ق.
(۲۰). رسالة القرآن (فصلیة تعنی بالشئون القرآنیه)، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۲ ق.
(۲۳). علوم القرآن، محمد باقر حکیم، تهران، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۷ ق.
(۲۴). علوم القرآن عند المفسرین، مرکز الثقافة والمعارف القرآنیة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶ ق.
(۳۰). الکافی، الکلینی (م. ۳۲۹ ق.)، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۵ ش.
(۳۱). کتابنامه بزرگ قرآن کریم، محمد حسن بکائی، قبله، ۱۳۷۶ ش.
(۳۴). کفایة الاصول، محمد کاظم الخراسانی (م. ۱۳۲۹ ق.)، قم، آل البیت (علیهم‌السلام) لاحیاءالتراث، ۱۴۱۷ ق.
(۳۷). لسان العرب، ابن منظور (م. ۷۱۱ ق.)، قم، الادب الحوزه، ۱۴۰۵ ق.
(۵۰). المیزان، الطباطبایی (م. ۱۴۰۲ ق.)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
(۵۲). نهج البلاغه، صبحی صالح، تهران، دارالاسوة، ۱۴۱۵ ق.

پانویس[ویرایش]
 
۱. کفایة الاصول، ص ۲۸۱ - ۲۸۲.    
۲. المیزان، ج ۳، ص ۷۵ - ۷۸.    
۳. علوم القرآن، ص ۲۳۲ - ۳۴۲.    
۴. علوم القرآن عند المفسرین، ج ۳، ص ۲۴۹ - ۳۰۳.
۵. رسالة القرآن، ش ۸، ص ۲۰۴.
۶. کتابنامه بزرگ قرآن، ج ۵، ص ۱۹۲۰.
۷. رسالة القرآن، ش ۸، ص ۲۰۴.
۸. کتابنامه بزرگ قرآن، ج ۵، ص ۱۹۲۰.
۹. چکیده پایان‌نامه‌های علوم قرآنی، ج ۱، ص ۱۱۹.
۱۰. الذکری الالفیه، ج ۲، ص ۷۰۱ - ۷۲۰.
۱۱. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۶۰.    
۱۲. الاتقان، ج ۲، ص ۵۲۳.    
۱۳. الکافی، ج ۱، ص ۶۲.    
۱۴. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۰.
۱۵. الذکری الالفیه، ج ۲، ص ۷۱۵.
۱۶. علوم القرآن، ص ۲۳۵.    
۱۷. آداب الصلاه، ص ۲۰۰.
۱۸. صراط‌های مستقیم، ص ۲ - ۳.
۱۹. المیزان، ج ۳، ص ۴۱ - ۴۲.    


منبع[ویرایش]
دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله تفسیر به رأی، ج۸، ص۱۷۶.    


رده‌های این صفحه : قرآن شناسی | تفسیر | تفسیر به رای




جعبه‌ابزار