تقوا و دنیاطلبی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از عواملی که انسان را از دنیا طلبی حفظ می‌کند تقوا می‌باشد.


ترک دنیاطلبی

[ویرایش]

فریفته نشدن مردم به زندگی دنیا، از آثار تقواپیشگی و پارسایی آنان است:
وما علی الذین یتقون من حسابهم من شیء ولـکن ذکری لعلهم یتقون• وذر الذین اتخذوا دینهم لعبـا ولهوا وغرتهم الحیوة الدنیا...
و (اگر) افراد با تقوا (برای ارشاد و اندرز با آنها بنشینند)، چیزی از حسابگناه) آنها بر ایشان نیست ولی (این کار، باید تنها) برای یادآوری آنها باشد، شاید (بشنوند و) تقوی پیشه کنند! و رها کن کسانی را که آیین (فطری) خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته... .
یـایها الناس اتقوا ربکم... فلا تغرنکم الحیوة الدنیا ولا یغرنکم بالله الغرور.
ای مردم! تقوای الهی پیشه کنید ... پس مبادا زندگانی دنیا شما را بفریبد، و مبادا (شیطان) فریبکار شما را (به کرم) خدا مغرور سازد!

آیه فوق هشدار می‌دهد که زرق و برق زندگی دنیا شما را نفریبد سپس از فریب شیطان، سخن می‌گوید و نسبت به آن اعلام خطر می‌کند، زیرا مردم چند گروهند. بعضی آن قدر ضعیف و ناتوانند که تنها مشاهده زرق و برق دنیا برای فریب و غرورشان کافی است. اما بعضی که مقاومت بیشتری دارند، وسوسه‌های شیطان نیز باید به آن افزوده شود، و شیطان درون و برون دست به دست هم دهند تا آنها را بفریبند، تعبیرات آیه فوق هشداری است به همه این گروه‌ها.
ذکر این نکته نیز لازم است که غرور (بر وزن جسور) به معنی هر موجود فریبنده است، و اینکه آن را تفسیر به شیطان کرده‌اند، در حقیقت بیان مصداق واضح آن است، و الا هر انسان فریبنده، هر کتاب فریبنده، هر مقام وسوسه‌گر و هر موجودی، که انسان را گمراه سازد در مفهوم وسیع این کلمه داخل است، مگر اینکه مفهوم شیطان را چنان وسعت دهیم به گونه‌ای که همه اینها را شامل شود. لذا راغب در مفردات می‌گوید: غرور هر چیزی است که انسان را مغرور سازد و بفریبد، اعم از مال و مقام و شهوت و شیطان، و اینکه به شیطان تفسیر شده به خاطر این است که خبیث‌ترین فریبندگان است. و اینکه بعضی آن را به دنیا تفسیر کرده‌اند به خاطر فریبندگی دنیاست.

ترک دنیاطلبی در روایات

[ویرایش]

چنان که در نهج البلاغه می‌خوانیم، تغر و تضر و تمر: می‌فریبد و ضرر می‌زند و می‌گذرد!.
بدون شک بسیاری از مظاهر زندگی دنیا غرورآمیز و غفلت زا است، و گاه چنان انسان را به خویشتن مشغول می‌دارد که از هر چه غیر آن است غافل می‌سازد. به همین دلیل در بعضی از روایات اسلامی از امیرمؤمنان علی علیه‌السلام می‌خوانیم که وقتی از آن حضرت پرسیدند: ‌ای الناس اثبت رایا: چه کسی از همه مردم با فکرتر، و از نظر اندیشه ثابت‌تر است؟ فرمود: من لم یغره الناس من نفسه و لم تغره الدنیا بتشویقها: کسی که مردم فریبکار او را نفریبند، و تشویق‌های دنیا نیز او را فریب ندهد.
ولی با این حال در لابلای صحنه‌های مختلف همین دنیای فریبنده صحنه‌های گویایی است که ناپایداری جهان و تو خالی بودن زرق و برق‌های آن را به روشنترین وجهی بیان می‌کند، حوادثی که هر انسان هوشمندی را می‌تواند بیدار کند، بلکه ناهوشمندان را تیز هوشیار می‌سازد.
در حدیثی می‌خوانیم که امیرمؤمنان علی علیه‌السلام از کسی شنید که دنیا را مذمت می‌کند و آن را فریبنده می‌شمرد، علی علیه‌السلام رو به او کرد و فرمود:
ایها الذام للدنیا المغتر بغرورها، المخدوع باباطیلها، ا تغتر بالدنیا ثم تذمها؟ انت المتجرم علیها‌ام هی المتجرمة علیک؟ متی استهوتک؟ ‌ام متی غرتک؟ ا بمصارع آبائک من البلی‌ام بمضاجع امهاتک تحت الثری...؟ ! ان الدنیا دار صدق لمن صدقها، و دار عافیة لمن فهم عنها، و دار غنی لمن تزود منها، و دار موعظة لمن اتعظ بها، مسجد احباء الله، و مصلی ملائکة الله، و مهبط وحی الله، و متجر اولیاء الله...
ای کسی که نکوهش دنیا می‌کنی! در حالی که تو خود به غرور دنیا گرفتار شده‌ای، و فریفته باطل‌های آن هستی. تو خود مغرور به دنیا شده‌ای، سپس از آن مذمت می‌کنی؟ تو از جرم دنیا شکایت داری، یا دنیا باید از جرم تو شکایت کند؟ کی دنیا تو را گول زده؟، و چه موقع تو را فریب داده است؟! آیا به محل سقوط پدرانت در دامن فنا، و یا بخوابگاه مادرانت در زیر خاک تو را فریب داده است؟. .. اما بدان این دنیا جایگاه صدق و راستی است برای آن کسی که با آن به راستی رفتار کند، و خانه تندرستی است برای آن کس که از آن چیزی بفهمد، و سرای بی نیازی است برای آن کس که از آن توشه برگیرد، و محل اندرز است برای آنکه از آن اندرز گیرد، دنیا مسجد دوستان خداست، و نمازگاه فرشتگان پروردگار، و محل نزول وحی الهی و تجارتخانه اولیاء حق!.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. انعام/سوره۶، آیه۶۹.    
۲. انعام/سوره۶، آیه۷۰.    
۳. لقمان/سوره۳۱، آیه۳۳.    
۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۹۵.    
۵. نهج البلاغه، امیرمؤمنین، حکمت۴۱۵.    
۶. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، نور الثقلین، ج۴، ص۲۱۷.    
۷. نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین، حکمت۱۳۱.    
۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۹۶.    


منبع

[ویرایش]

مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۸، ص۳۴۵، برگرفته از مقاله «اجتناب از دنیاطلبی‌».    


رده‌های این صفحه : تقوا | دنیا | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار