جاسوسذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جاسُوس‌ به معنای لمس کردن رگ به کار می‌رود.


مغنای لغوی جاسوس

[ویرایش]

جاسوس از جَسَّ، یَجُسُّ در لغت به معنای لمس کردن رگ برای گرفتن نبض جهت تشخیص صحت یا سقم فرد به کار می‌رود. حسّ بدون نقطه نیز استعمال شده است.

معنای اصطلاحی جاسوس

[ویرایش]

در اصطلاح عبارت است از فردی که نوکر و مزدور بیگانه است و در لباس معمولی و عادی برای دست‌یابی به اخبار محرمانه و اطلاعات سرّی برای بیگانگان تلاش می‌کند.

حکم جاسوسی در بلاد

[ویرایش]

حکم چنین فردی در اغلب کشورها اعدام است.
[۱] الْاسْتِخْبارات، عبدالله علی السّلامة المحمد مناصرة، ص۲۷۶-۲۸۳، مؤسسه الرساله بیروت.


نحوه برخورد پیامبراکرم و امامان با جاسوس

[ویرایش]

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم (علیهم السلام) با جاسوس بشدّت برخورد و دربسیاری‌ از موارد دستور قتل آنان را صادر کردند.
برای نمونه موردی را که شیخ مفید در کتاب ارشاد ذکر کرده، می‌آوریم: امام حسن (علیه السلام) امر کردند جاسوسی را که از قبیله «بنی القین» بود و در قبیله بنی سلیمپنهان شده بیابند، پس او را گرفته و گردن زدند.
[۲] ارشاد، شیخ مفید، ص۱۸۸، چاپ عربی.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. الْاسْتِخْبارات، عبدالله علی السّلامة المحمد مناصرة، ص۲۷۶-۲۸۳، مؤسسه الرساله بیروت.
۲. ارشاد، شیخ مفید، ص۱۸۸، چاپ عربی.


منبع

[ویرایش]
اصطلاحات نظامی در فقه اسلامی، ص۴۱-۴۲.    


رده‌های این صفحه : حدود | فقه | فقه سیاسی | واژه شناسی




جعبه‌ابزار