جواد فومنی حائری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جواد فومنی حائری (متوفای ۱۳۴۳ش) از فعال‌ترین و پرکارترین روحانیان معاصر تهران بود.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

فومن از شهرهای قدیمی استان گیلان و در ۱۶۰ کیلومتری غرب شهرستان رشت واقع شده است. مناظر طبیعی، جنگل‌های انبوه و سرسبز، دشت‌های وسیع شالی کاری، چشمه سارهای کوهستانی روزدخانه‌های پرخروش و آب و هوای معتدل زیبایی و طراوت خاصی به این شهر داده است. فومن سال‌های متمادی مرکز حکومت حاکمان مقتدر غرب گیلان بود که قلمرو حاکمیت آن گاهی تا زنجان نیز می‌رسید. و در زمان فتحعلی شاه این شهر دار الضرب داشت که روی سکه‌های آن عبارت «فومن المبارک» حک شده بود. شهرک زیبای ماسوله و شهر عالم پرور شفت نیز از توابع این شهرستان به شمار می‌آیند و محدوده جغرافیایی آن از شرق به رشت و از جنوب به زنجان و رودبار و از غرب به شهرستان صومعه سرا و از شمال به تالاب بین المللی بندر انزلی متصل می‌باشد. علاوه بر صنایع دستی و برنج و چای ، کلوچه سنتی فومن بسیار معروف است و نیز از بدو پذیرش اسلام در اوایل قرن سوم هجری تا کنون صدها عالم دانشمند و فرزانه از این دیار برخاسته‌اند که به نام چند نفر از مفاخر بزرگ این سامان در دو قرن اخیر اشاره می‌شود.
آیت الله میرزا ابوالقاسم پسر شیخ حسن شفتی گیلانی (صاحب قوانین الاصول )، آیت‌الله سید محمد باقر شفتی (حجة الاسلام) عالم مبارز شهید شیخ علی فومنی از شهدای نهضت مشروطیت در سال ۱۳۲۷ق، عالم مبارز شیخ یوسف نجفی جیلانی نویسنده کتاب طومار عفت، عالم مبارز شیخ علی علم الهدی فومنی، عالم متقی شیخ محمد کاظم صادقی، روحانی شهید محمد حسین افتخاری، فقیه معاصر آیت‌الله حاج شیخ محمد تقی بهجت فومنی (دامت برکاته) و صدها فقیه، متکلم و مفسر و عارف.
[۱] دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، صادق احسان.
که نام اکثر آنان در کتب تراجم و رجال به روشنی به ثبت نرسیده است یا نام برخی از فرزانگان نامدارش به شهرهای دیگر منتسب کرده‌اند.
[۲] شناخت نامه حضرت فاطمه معصومه- علیهاالسّلام - و شهر قم به کوشش علی اکبر زمانی نژاد.
یکی از فرزانگان این دیار آیت‌الله حاج شیخ جواد فومنی حائری می‌باشند که با وجود بیش از دو دهه از مجاهدت خستگی ناپذیر و مبارزه با رژیم منحوس پهلوی متاسفانه برای همگان چهره‌ای گمنام و ناشناخته است.

تبار

[ویرایش]


← ملا احمد فومنی


ملا احمد فومنی (جد): سالهاست که شهر فومن به دو بخش و محله بالا و پایین تقسیم شده است. پایین محله این شهر که قبلا محل سکونت مردی از تبار خوبان به نام ملا احمد فومنی بود، به همین اسم شناخته می‌شد. ملا احمد فرزند ملا اسماعیل فومنی مردی متقی، زاهد، وارسته بود که در میان مردم آن دیار محبوبیت ویژه داشت و کرامات و امور خارق العاده‌ای از وی ظهور و بروز می‌کرد. او مردی خوش سلوک و صادق بود که از راه کشاورزی امرار معاش می‌کرد. و از لحاظ مالی وضع مناسبی داشت. مهم‌ترین سجایای اخلاقی آن مرد الهی، عشق و ارادت به اهل بیت پیامبر -صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم- به ویژه حضرت سید الشهدا بود. عشق او به حضرت حسین به علی -علیه‌السّلام -باعث شد با فروش همه اموال و دارایی موروثی، برای همیشه سکونت در جوار مرقد امام مظلومان را اختیار نماید. او که سال‌ها عشق به مولایش و همجواری با او را آرزو می‌کرد، بدین طریق به آرزوی دیرینه خود رسید. بعد از ورود به کربلای حسینی و رحل اقامت در محله «باب النجف» لقب حائری را برگزید و تا پایان عمر شریف، در آن سرزمین مقدس مشغول عبادت ، زیارت ، تهذیب نفس و سپری کردن اوقات عمر در پای مواعظ شیرین سخنوران نامدار و متقی شد و سرانجام پس از عمری خدمت و عبادت صادقانه درگذشت و در همان سرزمین مقدس به خاک سپرده شد. ملا احمد فومنی با علویه جلیله دختر کربلایی سید علی که از سادات اصیل فومن ساکن کربلا بود وصلت کرد. ثمره این پیوند فرزندی عالم و متقی به نام حاج شیخ جعفر فومنی حائری پدر بزرگوار مرحوم فومنی است.
[۳] مصاحبه نگارنده با حجةالاسلام مصطفی فومنی، فرزند آن مرحوم.


← جعفر فومنی حائری


آیت الله حاج شیخ جعفر فومنی حائری (۱۳۰۳-۱۳۵۷ ق): پدر مرحوم فومنی در سال ۱۳۰۳ قمری در شهر مقدس کربلا و در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. در بدو تولد، آب پاک فرات مخلوط به تربت مقدس حسینی را در کام این مولود مبارک ریخته و نرمی گوش او را به نشانه غلامی اربابشان امام حسین -علیه‌السّلام- سوراخ کردند تا بدین طریق او را در سلک خادمان واقعی مکتب اهل بیت -علیهم‌السّلام- درآورند و شاید به همین منظور نام جعفر را انتخاب کردند تا خدمت گزار و مروج احکام نورانی آن امام همام باشد.
جعفر پس از ایام طفولیت، برای یادگیری کتاب نورانی قرآن و خواندن و نوشتن به مکتب خانه‌های رایج آن زمان سپرده شد. به واسطه داشتن حافظه قوی و علاقه و پشتکار و جدیت با سرعت کار فراگیری قرآن را به اتمام رسانید و برای کسب دانش راهی حوزه علمیه کربلا شد و با طی مراحل مختلف تحصیل در درس اساتید نامدار شرکت کرد. اساتید وی عبارتند از: آیات عظام ۱. میرزا محمد تقی شیرازی (متوفای ۱۳۳۷ق)، ۲. سید اسماعیل صدر (متوفای ۱۳۳۸ق)، ۳. شیخ عبدالکریم حائری یزدی (متوفای ۱۳۳۵ق)، ۴. میرزا محمد کاظم خراسانی (متوفای ۱۳۲۹ق)، ۵. میرزا محمد علی مدرسی چهاردهی (متوفی ۱۳۳۴ق)، ۶. ملا عبدالله مازندرانی (متوفی ۱۳۳۰ق)
[۴] گلشن ابرار.

شیخ جعفر از دانش این اساتید فرزانه کمال بهره را برد و با اخذ اجازات از سوی آنان به مدارج والای علمی و مقامات والای معنوی نایل گردید و خود نیز از مدرسان برجسته کربلا شد و بارها سطوح مختلف را برای طلاب و فضلا تدریس کرد. او علاوه بر تحصیل و تدریس و تربیت و پرورش طلاب و فضلا، به تهذیب نفس پرداخت و در ردیف عالمان مهذب و وارسته بزرگ شهر مقدس کربلا به شمار آمد. وی در زهد و تقوی کم نظیر بود و سالهای متمادی در حرم مطهر و مقدس حضرت ابی عبدالله الحسین علیه‌السّلام صبح و ظهر و شب اقامه جماعت می‌کرد و صدها نفر از عالمان و مجتهدان وارسته و زایران حرم مطهر نمازهای خویش را به امامت ایشان اقامه می‌کردند. او نزد عموم مردم کربلا و علما و بزرگان شهر موقعیت و مقبولیت ویژه‌ای داشت و انجام عبادات و زیارات و مستحبات اهتمام ویژه‌ای میورزید. حضرت آیت‌الله بهجت پسر عمه آن بزرگوار و خود نیز مدتی از محضر علمی و اخلاقی آن عالم وارسته بهره برده است. در این باره می‌گوید:
«مرحوم شیخ جعفر (رحمت الله علیه) از جمله معدود افرادی بودند که گاهی بعضی از حقایق نهانی و اسرار باطنی از ایشان ظهور پیدا می‌کرد و معلوم بود چیزهایی می‌دانستند که در آن عهد بسیاری از مدعیان از آن بی خبر بودند. به خاطر دارم آخرین باری که ایشان را ملاقات کردم در کمال صحت و سلامت و بدون هیچ عارضه‌ای، خبر فوت خودشان را به من دادند و یک هفته بعد، از این نشئه دنیا رخت برستند. بالاتر از هر چیز دیگر که باید به عنوان یک اصل مهم در زندگی آن عالم ربانی از آن یاد کرد، خصوصیات اخلاقی ایشان است. در این زمینه بدون این که ریاضاتی را متحمل شده باشد. در مرتبه‌ای قرار داشت که ما با سال‌ها ریاضت نمی‌توانستیم به آن برسیم. در توصیف اخلاقیات ایشان باید گفت پس از یک عمر زندگانی با آن حیثیت و آوازه، در تمام کربلا دو نفر مخالف نداشت.
[۵] ستم ستیزان نستوه، آیت‌الله شیخ جواد فومنی حائری به روایت اسناد ساواک، ص۱۵.

آیت الله حاج شیخ جعفر فومنی حائری پس از ۵۴ سال زندگی زاهدانه در سال ۱۳۵۷ ق دعوت حق را اجابت نمود. نقل شده است که این عالم متقی در آخرین لحظات حیات یک باره اشاره فرمود که مرا بلند کنید. بی درنگ زیر بازوهایش را گرفتند و او را نشانیدند. نگاهی به پیش روی خود انداخت. دیگر نفسی باقی نمانده بود که سر خود را به حال تعظیم فرود آورد و جان به جانان تسلیم نمود. خبر ارتحال این شخصیت والا مقام از مناره‌های حرم مطهر در سطح شهر پخش شد و طی مراسم باشکوهی، پیکر پاکش در رواق مقدس پشت سر حرم مطهر امام حسین -علیه‌السّلام - در زاویه شرقی به خاک سپرده شد.
[۶] گنجینه دانشمندان، ج۶، ص۱۱۴.
[۷] مشاهیر گیلان، رضا مظفری، ج۱، ص۳۴.


تولد

[ویرایش]

جواد فومنی حائری در روز چهارشنبه ۲۷ جمادی الثانی ۱۳۳۰ قمری در خانواده‌ای متقی چشم به جهان گشود. پدرش آیت‌الله حاج شیخ جعفر فومنی حائری از عالمان مشهور کربلا و مادر بزرگوارش «سیده بانو» دختر سید عبدالکریم فومنی مقیم کربلا، بانویی پاکدامن، پاک سرشت، با تقوا و آشنا به مسایل اسلامی بود. این مادر گرانقدر همیشه آرزو داشت فرزندش نیز از افسران رشید و شجاع مکتب اسلام شود، لذا بعد از تولد طبق یک سنت مرسوم عربی، پس از اجرای مراسم و آداب اسلامی نرمی گوش راست فرزند دلبندش را سوراخ نمود که تا واپسین لحظات عمر غلام حلقه به گوش اجداد طاهرینش شود.

تحصیلات و اساتید

[ویرایش]

شیخ جواد در دوران خردسالی راهی مکتب خانه شیخ علی اکبر نائینی (خطاط) شد که از دیرباز خانه مسکونی اش مرکزی برای تعلیم و تربیت بود. وی تا سنین کهولت به همان روش سنتی مکتب داری می‌کرد. شیخ جواد آداب نماز ، تلاوت قرآن ، سواد خواندن و نوشتن، آشنایی با لغات، هنر خوش نویسی و کتابت را نزد این پیر فرزانه به خوبی آموخت و آن گاه برای فراگیری علوم الهی روانه حوزه علمیه کربلا شد. ده ساله بود که با اشتیاق فراوان لباس مقدس روحانیت به تن کرد. صرف، نحو، ادبیات عرب و مقداری از فقه و اصول را در محضر شریف پدر بزرگوارش فرا گرفت. و سطوح متوسط و عالیه را از محضر اساتید فرزانه‌ای مانند حاج شیخ نعمت الله دامغانی ، سید زین العابدین حائری کاشانی ، شیخ غلامحسین مرندی حائری ، حاج شیخ جعفر رشتی حائری ، میرزا ابراهیم اصطهباناتی ، حاج آقا حسین قمی که همگی از اساتید برجسته کربلا بودند، آموخت. سپس برای رسیدن به مقامات والای علمی در جلسات درسی پر فایده اساتید کم نظیر آن وقت شرکت و پایه‌های علمی خویش را استوار ساخت. اساتید درس خارج وی عبارتند از آیات عظام: حاج شیخ عبدالحسین رشتی ، آقا ضیاء الدین عراقی (متوفای ۱۳۶۱ ق)، سید ابوالحسن اصفهانی (متوفای ۱۳۶۵ ق)، میرزا محمد حسین نائینی (متوفای ۱۳۵۵ ق). او در سایه عنایت خدا و جدیت و پشتکار فوق العاده در ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد رسید و موفق به اخذ اجازات کم نظیری از اساتید نامبرده گردید. حاج شیخ جواد در سال ۱۳۵۷ قمری بعد از اتمام تحصیلات و کسب مقامات و مدارج علمی، به زادگاهش کربلا برگشت و هنوز چند ماهی از بازگشت وی نگذشته بود که با رحلت جانسوز پدر بزرگوارش روبه رو شد.

مهاجرت به تهران

[ویرایش]

شیخ جواد بعد از رحلت پدر برای صله ارحام و دیدن اقوام و بستگان عازم ایران گردید و در سال ۱۳۱۷ شمسی برای نشر احکام اسلامی و تربیت افراد با ایمان و سلحشور راهی تهران شد. و در منزل یکی از بستگان و خویشان خود رحلت اقامت افکند. ورود ایشان به تهران مصادف با آغاز جنگ جهانی دوم و اواخر حکومت ظالمانه رضا خان قلدر بود. اثر سخت گیری‌های رضا خان متروکه شدن مساجد و مدارس علمی، قدغن شدن محافل مذهبی و برنامه‌های دینی و ترویج فساد و بی دینی و رونق مرام‌های الحادی بود. خصوصا بعد از سقوط رضا خان و ضعف دولت مرکزی، مروجان مرام‌های الحادی به ویژه تودهای‌ها و کمونیست‌ها و بهایی‌ها سخت در جذب جوانان و انحراف آنان از باورهای دینی فعال بود. مرحوم فومنی وظیفه خود دانست که در مقابل برنامه‌های آنان از حریم دین دفاع نماید، لذا بعد از اقامت در خیابان خراسان تهران ضمن اقامه جماعت و سخنرانی و منابر سودمند، به نشر احکام و معارف نورانی اسلام و هدایت و ارشاد مردم پرداخت. بیانات و رفتار و کردار ایشان به سرعت مورد توجه مؤمنان و جوانان قرار گرفت. ابتدا به دلیل جو سیاسی آن زمان این برنامه‌ها در منازل به ویژه در منزل خود او اجرا می‌شد، ولی بعد از سقوط رضا خان، زمینه ساخت مسجد برای ایشان فراهم شد و تشکیل جلسات دینی و اقدامات تبلیغی در مسجد صورت پذیرفت.
[۸] ستم ستیزان نستوه، مرکز بررسی اسناد تاریخی گنجینه دانشمندان، ج۶، ص۱۱۴.
[۹] مشاهیر گیلان، رضا مظفری، ج۱، ص۳۴-۳۲.
[۱۰] اختران فروزان ری و طهران، ص۱۶۶.


فعالیت‌ها و خدمات

[ویرایش]

آیت الله فومنی حائری از فعال‌ترین و پرکارترین روحانیان معاصر تهران بود. او مردی مجتهد، متعهد، پرشور، انقلابی، ظلم ستیز، شجاع ، درد آشنا، عامل به احکام اسلامی، آمر به معروف و ناهی از منکر بود که در اجرای برنامه‌های دینی و سیاسی از هیچ مقام مملکتی وحشت نداشت و در راستای انجام کارهای سیاسی و فرهنگی و مبارزاتی خود بارها دستگیر و زندانی گردید. در طول اقامت ۲۶ ساله معظم له در تهران (۱۳۱۷ تا ۱۳۴۳ شمسی) فعالیت‌ها و خدمات این عالم وارسته بسیار گسترده بود. مهم‌ترین فعالیت‌ها و خدمات وی بدین شرح است: ۱. تاسیس اتحادیه دینی، ۲. تاسیس مسجد نو شماره یک که بعدها به مسجد آیت‌الله فومنی معروف گردید، ۳. تاسیس مسجد نو شماره دو که بعدها به مسجد لرزاده معروف گردید، ۴. تاسیس دبستان ویژه دخترانه، ۵. تاسیس دبستان ویژه پسرانه، ۶. تاسیس کودکستان دینی، ۷. تاسیس شرکت تعاونی،
[۱۱] ستم ستیزان نستوه، آیت‌الله حاج شیخ جواد فومنی حائری به روایت اسناد ساواک، ۲۲-۱۸.
۸. سخنرانی‌های و مبارزات.

← تاسیس تشکل مذهبی اتحادیه دینی


مرحوم فومنی حائری بعد از اقامت در تهران و سقوط حکومت ظالمانه رضا خان، اقدامات فرهنگی را آغاز کرد و تا پایان عمر ادامه داد. سخنان ابتکاری و انقلابی و شورآفرین وی در اندک زمانی باعث جذب هزاران مشتاق مسلمان گردید. اشتیاق مردم مسلمان و نیروهای خلاق و فعال ضرورت تشکل بزرگی دینی را اقتضا می‌کرد. فقیه فومنی برای ساماندهی جمعیت مشتاق به اهداف دین تشکل اتحادیه دینی را تاسیس کرد که در بخش‌های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادی، سیاسی فعالیت گسترده‌ای داشت. افرادی فعال، خوش نام و کارآمد همانند شهید حاج اسماعیل طیب رضایی، مرحوم حاج احمد دیبایی، مرحوم حاج علی اصغر فخار زاده، مرحوم حاج محمود صالحی و... در این مجموعه فعالیت و به صورت هیئت امنا عمل می‌کردند. ساواک در گزارش‌های متعدد، بارها از این تشکل دینی یاد و اعضای اصلی آن را احضار و زندانی کرد. ساواک می‌خواست این مجموعه را تعطیل یا فعالیت آن‌ها را کم اثر کند، ولی در این هدف موفق نبود. مهم‌ترین فعالیت اتحادیه دینی در آن زمان عبارت بود از: ۱. تشکل محافل دینی به مناسبت‌های مختلف، مانند اعیاد و وفیات معصومین -علیهم‌السّلام- در این ایام مسجد آیت‌الله فومنی مهم‌ترین پایگاه فکری، فرهنگی شرق، جنوب و مرکز تهران بود.
۲. تبلیغات گسترده برای مشارکت مردم در این مجالس با محوریت مسجد آیت‌الله فومنی. ساواک در گزارشات خود آورده است: طرفداران متعصب آیت‌الله شیخ جواد فومنی و هرگاه ایشان سخنرانی می‌کند، فوق العاده در مسجد اجتماع می‌کنند. اجتماع مردم تهران در این مسجد و حضور روحانیان سرشناس و انقلابی آن را به صورت مهم‌ترین پایگاه مذهبی در تهران درآورده بود.
۳. تامین نیاز مالی مساجد و مدارس تحت پوشش آیت‌الله فومنی.
۴. دعوت از روحانیان، وعاظ و سخنرانان پرشور و انقلابی برای سخنرانی در مسجد به جرات می‌توان ادعا کرد که کمتر سخنران انقلابی هست که در این مسجد سخنرانی نکرده است مانند شهید نواب صفوی .
۵. حفاظت از اموال مساجد و مدارس دینی آیت‌الله فومنی، هوشیاری این جمعیت به گونه‌ای بود که ساواک هیچ وقت و با هیچ ترفندی موفق نشد بلندگوی نصب شده در وسط خیابان را که صدای سخنرانان را تا شعاع بسیار دوری پخش می‌کرد جمع یا سیم آن را قطع کند.
۶. حفاظت از سخنرانان انقلابی، ۷. عامل مهم اجرایی و بازوی توانمند آیت‌الله فومنی در اجرای دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر به طوری که این جمعیت با دستور آیت‌الله فومنی برای برچیدن مظاهر فساد بسیار خوب عمل می‌کرد، البته فعالیت این جمعیت دینی بعد از رحلت آیت‌الله فومنی کمتر شد. ردپای فعالیت این تشکل دینی در برخی مناسبت‌های سیاسی مانند برگزاری مجلس فاتحه برای شهادت شهید بزرگوار سید محمدرضا سعیدی و... دیده می‌شود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم اولویت این تشکل انجام کارهای فرهنگی است.
۸. تاسیس صندوق و شرکت تعاونی و جمع آوری اعانات مردمی.

← تاسیس مساجد


الف: تاسیس مسجد نو این مسجد در خیابان خراسان واقع شده است و در سابق به مسجد نو شماره اول شهرت داشت، زیرا بعدها مسجد دیگری در خیابان لرزاده توسط آیت‌الله فومنی تاسیس گردید که به آن مسجد نو دوم می‌گفتند. این مسجد نو که هم اکنون نیز به نام شهید آیت‌الله فومنی شهرت دارد، در سال ۱۳۲۰ شمسی به خاطر نیاز به مکان مناسبی که جوابگوی جمعیت زیاد حاضر در پای منابر شورانگیز و انقلابی آیت‌الله فومنی باشد، تاسیس گردید. زمین آن را مرحوم فخار زاده تامین کرد و با کمک اعضای اتحادیه دینی ساختمان مسجد به مساحت ۳۰۰ متر احداث گردید، البته بعد از رحلت آن بزرگوار و در اثر خیابان کشی مقداری از ساختمان مسجد قدیمی تخریب و مجددا با خریداری منازل اطراف در سال ۱۳۷۱ شمسی به مساحت ۱۳۰۰ متر مربع تجدید بنا گردید. پایگاه اصلی فعالیت‌های تبلیغی آیت‌الله فومنی همین مسجد بود، به گونه‌ای که نیروهای انقلابی و مذهبی برای استفاده از سخنان آن مرحوم خود را به این پایگاه عظیم مذهبی می‌رساندند.
هم اکنون در کنار این مسجد مرکز قرآنی «مؤسسه مهد قرآن کریم» توسط فرزندان آن مرحوم احداث گردیده و به آموزش جامع قرآن با شیوه‌های نوین و جذاب علمی اختصاص دارد و با بیش از هفتاد هزار عضو در کلیه استان‌ها و شهرستان‌ها کانون و کلاس‌های تعلیم قرآنی ایجاد نموده است. امامت نماز جماعت مسجد از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۷۱ شمسی به عهده فرزند ارشد مرحوم فومنی یعنی حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسین فومنی حائری بود و بعد از آن دو فرزند دیگر ایشان حجج الاسلام شیخ مرتضی و شیخ مصطفی فومنی حائری در سه وعده صبح، ظهر و شب اقامه جماعت را برعهده دارند.
ب: احداث مسجد شماره دوم: آیت‌الله فومنی حائری در سال ۱۳۳۸ش به دعوت اهالی خیابان لر زاده، مسجدی را در انتهای آن خیابان با کمک مردم خیر و مسلمان تاسیس کرد که در طبقه دوم دبستان پسرانه که مؤسس آن هم مرحوم فومنی بود احداث گردید، محلی مناسب برای تبلیغات اسلامی و تجمع مردم متدین و از طرفی مکان مناسبی برای سخنرانی دانش آموزان مدرسه بود. مجالس و محافل مذهبی و دینی در این مسجد مانند مسجد شماره اول مورد استقبال کم نظیر مشتاقان مذهبی قرار گرفت.

← تاسیس دبستان دخترانه


یکی از ابتکارات جالب مرحوم فومنی در عصر دین ستیزی رژیم طاغوت تاسیس مدرسه دخترانه بود که با برنامه‌های کامل دینی تحت نظارت مستقیم آن بزرگوار اداره می‌شد. این اقدام شجاعانه در سال ۱۳۲۶ شمسی سخت مورد اعتراض دولت وقت واقع شد و برخی عناصر مقدس نما هم به وی اعتراض نمودند، ولی تاسیس این مدرسه دخترانه که با برنامه دقیق مذهبی و حجاب کامل (با پوشیه) و آموزش قرآن و مفاتیح و سایر برنامه‌های دینی در کنار دروس متداول انجام می‌شد، مورد استقبال گسترده متدینین به ویژه علما و بزرگان واقع شد. جو مسموم حاکم و انحرافات و بدآموزی‌های رایج باعث شده بود بسیاری از خانواده‌ها فرزندان دختر خود را از تحصیل محروم نمایند، زیرا جز این راهی نبود. مرحوم فومنی برای رهایی دختران مسلمان از چنگال برنامه‌های ضد دینی، در آموزش و پرورش نوباوگان دخالت مستقیم کرد و با تاسیس مدرسه دخترانه بارقه امید را در دل مردم مسلمان زنده کرد. حاج شیخ حسین فومنی حائری درباره این مدرسه می‌گوید:
«یکی از شروط ثبت نام دانش آموزان دختر در این مدرسه پوشش کامل اسلامی شامل چادر مشکی با روبند بود. این شرط مورد مخالفت وزارت فرهنگ وقت قرار گرفت و وزیر فرهنگ در ملاقاتی که با آیت‌الله فومنی داشتند تقاضا کردند از این حرکت جلوگیری شود، اما آن مرحوم پاسخ دادند: اگر شما طی قانونی به مدارس اعلام کنید که دانش آموزان دختر با پوشش مناسب (لباس بلند، شلوار و روسری) به مدارس بروند. من هم از این شرایط چشم پوشی می‌کنم. نهایتا پیشنهاد مرحوم فومنی مقبول رژیم واقع نشد و ایشان نیز به همان رویه و برنامه خود اقدام به پذیرش و ثبت نام دختران می‌نمودند.»
مرحوم فومنی با استقامت به استحکام پایه‌های مدرسه دخترانه همت گمارد و با همکاری همسر گرامی خود که مسؤولیت مدرسه را به دوش گرفته بود، توانست در طول فعالیت خود، هزاران دختر و مادر مسلمان و با فضیلت تحویل جامعه دهد.
او خود در نامه‌ای هدف از تاسیس مدرسه دخترانه را چنین بیان می‌کند:
«. . در حدود ده سال است در تهران مشغول انجام وظیفه بوده و چنین تشخیص داده‌ام که اساس همه مفاسد فرهنگ است و هر جنایت و خرابکاری که در کار هست تماما از آن جا است و شکی نیست که پست فرهنگ یک موقعیت مهمی است که می‌توان بدان وسیله یک مملکت را به بدبختی انداخت و نیز ممکن است از این راه یک جامعه را به سعادت و نورانیت، سوق داد. با توجه به وضع فرهنگ در ممالک اسلامی، من همیشه دچار اضطراب عجیبی بودم و وقتم به ناراحتی می‌گذشت. شما ببینید چگونه انسان راحت باشد و مشاهده کند، یک چنین شاهرگ و سنگر حیاتی مسلمانان در اختیار تام دشمن باشد و جامعه به قدری سطحی و اغفال شده که به یک دعای سحر که از رادیو پخش می‌کنند! دلش آرام بگیرد و در صدد رفع بدبختی‌های خود نباشد... لذا ناچار تاسیس اتحادیه نموده، شروع به تهیه و سازمان مسجد و بالاخره پیشنمازی و منبر و سخنرانی‌ها و نشریه‌ها و همه این‌ها را مقدمه رسیدن به این هدف عالی دانسته و در مرتبه اول درصدد تاسیس دبستان برای دوشیزگان برآمدم.»
[۱۲] ستم ستیزان نستوه، ص۲۰.

حجة الاسلام حاج شیخ مرتضی فومنی حائری درباره برنامه‌های این مدرسه چنین می‌گوید:
«این مدرسه حدود ۳۰۰ نفر دانش آموز دختر ـ از مقطع اول ابتدایی تا مقطع هشتم آن زمان ـ را تحت پوشش داشت، وجود مدرسه دخترانه با حجاب کامل در خیابان خراسان باعث شد مردم این خیابان را به دارالمؤمنین و محله آن را محله حجاب بنامند و در میان مردم این نام‌ها شهرت یافت. دختران اغلب علما و بزرگان در این مدرسه تحصیل می‌کردند. شرایط ثبت نام دختران به این ترتیب بود: ۱. حجاب پوشیه، ۲. مدیران با حجاب کامل باشند، ۳. تدریس کتب معمول تحصیلی، ۴. تدریس قرآن ، مفاتیح و شرعیات. در پایان گواهی نامه و پایان نامه تحصیلی آنان مهر و امضاء مرحوم آیت‌الله والد بود و خودش با دقت و حساسیت فراوان این مدرسه را تحت نظارت داشت و مرتب برای رفع مشکلات و نواقص جهت سرکشی به مدرسه می‌آمد.»

← تاسیس اولین کودکستان تربیت دینی


در سال ۱۳۲۷ شمسی مرحوم آیت‌الله فومنی متوجه شد عده‌ای در تهران، کودکستان تاسیس نموده‌اند، ولی مربیان و آموزگاران آنان مردان و زنان یهودی و نصرانی‌اند و کودکان مسلمان تحت سرپرستی و تربیت آنان قرار می‌گیرند، لذا تصمیم گرفت کودکستانی تاسیس کنند. این تصمیم با همت و همیاری اعضای اتحادیه دینی با سرعت عملی شد و کودکستان مجهزی با شهریه ارزان و با یک دستگاه اتوبوس برای رفت و برگشت کودکان تاسیس گردید. که در کنار دبستان دخترانه قرار داشت و سال‌ها به فعالیت خود ادامه داد.

← تاسیس دبستان نو ویژه پسران


آیت الله فومنی با کمک اعضای اتحادیه دینی یک مدرسه پسرانه در انتهای خیابان لرزاده تاسیس نمود که بیش از ۳۰۰ نفر در آن تحصیل می‌کردند. در این مدرسه برنامه‌های آموزش و پرورش تدریس می‌شد و تعلیم فرزندان مسلمان تحت اشراف و زیر نظر دوستان مورد وثوق ایشان اداره می‌شد. آیت‌الله فومنی هیچ گاه برای تاسیس این مدارس از وزارت فرهنگ مجوز نگرفت و کلیه نیازهای مدارس را خود تامین می‌کرد. حتی گواهی تحصیلی را نیز خود صادر می‌نمود. این که مدرسه‌ای تحت پوشش دولت قرار نداشت، برای مؤمنان افتخارشمرده می‌شد و آن مرحوم نیز در سر در مدرسه با آویزان کردن تابلویی به این مساله اشاره کرده بود. تا زمانی که فومنی در قید حیات بود وزارت فرهنگ نتوانست ایشان را مجبور به اخذ مجوز نماید یا برنامه‌ها و مدیریت خود را بر مدارس آن مرحوم تحمیل نماید، اما پس از فوت ایشان، با فشار بر اولیای مدرسه به تدریج این مدارس را تحت نظارت وزارت فرهنگ درآورند، اما حضور آموزگاران و دست اندرکاران سابق مدارس که همگی از تربیت یافتگان مرحوم فومنی بودند، مانع نفوذ جو غیر اسلامی بر مدارس مزبور شد.
عبارت تابلو دبستان ملی نو ویژه پسران این بود «هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون» و عبارت تابلو سر در مدرسه دختران این جمله بود: «لا تقم فیه ابدا لمسجد اسس علی التقوی» و پرچمی که در اردوهای تفریحی زیارتی دانش آموزان از آن استفاده می‌شد، عبارت «ان الدین عند الله الاسلام» را داشت. این مدارس هم اکنون به نام شهید آیت‌الله فومنی حائری مشغول فعالیت می‌باشند.

← تاسیس شرکت تعاونی


آیت الله فومنی حائری به منظور تامین و نیازهای مالی احداث و توسعه اماکنی از قبیل مسجد، مدارس ویژه پسرانه و دخترانه، کودکستان، برپایی مجالس جشن، سوگواری و سایر مناسبت‌های دینی، دعوت از وعاظ و سخنرانان دینی، چاپ نشریه‌ها و کتب سودمند و تعلیم و تربیت دینی اطفال و... طی یک طرح ابتکاری و جالب در سال ۱۳۲۹ شمسی اقدام به تاسیس شرکت تعاونی «روزی دهشاهی» نمود که این طرح مورد استقبال مردم متدین مسلمان خیابان خراسان و خیاباهای اطراف قرار گرفت. به دنبال تاسیس این شرکت که با تبلیغ گسترده در سایر محلات تهران همراه بود، جلسه‌ای با حضور مؤمنان و اعضای اتحادیه دینی در حضور ایشان ترتیب یافت و مقرر شد هر یک از اعضا و علاقمندان به امور خیریه روزی دهشاهی (نیم ریال وجه رایج آن زمان) به صندوقی که در منزل و یا درب مغازه خود برای این منظور نصب کرده‌اند، بیندازند و سر هر ماه ماموری که انتخاب شده بود، صندوق‌ها را باز کند و قبض بدهد.
انعکاس و انتشار این طرح جالب در سطح منطقه و استقبال مردم از آن و افزایش توان مالی دست اندرکاران (اعضای اتحادیه دینی) که موجب گسترش فعالیت‌های دینی و سیاسی آیت‌الله فومنی شده بود، مورد توجه ساواک قرار گرفت، مبالغ جمع آوری شده نیز توسط اعضای اتحادیه دینی و تحت نظارت آیت‌الله فومنی برای تکمیل و گسترش مسجد نو و مدارس و سایر امورات مذهبی مصرف می‌گردید و از همین مبالغ مدرسه پسرانه نیز تاسیس شد. در حقیقت تاسیس شرکت تعاونی در گسترش فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و تشکیل بنیادهای اسلامی آیت‌الله فومنی نقش مؤثری داشت و او را به صورت عملی وارد کارزار مبارزه با رژیم پهلوی کرد.

فعالیت‌های سیاسی

[ویرایش]

در سال ۱۳۱۷ شمسی که آیت‌الله فومنی حائری در تهران رحل اقامت افکند، فضای عمومی کشور به خصوص اوضاع فرهنگی و سیاسی بسیار تاریک و خفقان آور بود. طرح‌های ضد دینی و استعماری رضا خان مانند کشف حجاب ، لباس متحد الشکل، خلع لباس روحانیت، تخریب مساجد و مدارس دینی، ممنوع شدن مجالس مذهبی و... به شدت در حال پیاده شدن بود. به همین دلیل روحانی مبارز آیت‌الله فومنی در منزل یکی از خویشان خود به نام حاج احمد دیبایی اقدام به سخنرانی انقلابی و پر شوری کرد که سخنان وی مورد استقبال گسترده مردم واقع شد. پس از سرنگونی حکومت رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ شمسی و به سلطنت رسیدن فرزندش فضای عمومی کشور تا حدودی شرایط برای انجام فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مساعد گردید و احزاب و گروه‌های گوناگونی در آن شرایط حساس سیاسی ظهور کردند. جریانات فدائیان اسلام ، آیت‌الله کاشانی ، نهضت ملی شدن صنعت نفت و... از مهم‌ترین اتفاقات مهم این دوران حساس بودند. و از طرفی نیز فعالیت گسترده گروه‌های ضد دینی همانند توده ای‌ها، بهایی‌ها در ابعاد گوناگون به شدت در جامعه رواج داشت. آیت‌الله فومنی حائری به هیچ حزب و گروه وابستگی نداشت گرچه از برخی جریانات مذهبی مانند فدائیان اسلام و مبارزات آیت‌الله کاشانی حمایت می‌کرد. مرحوم فومنی به صورت مستقل کار سیاسی می‌کرد و رسالت دینی خود را با هدف ارشاد توده‌های مردم برای آشنایی آنان با ماهیت گروه‌ها و احزاب کشور به انجام می‌رساند. او سعی داشت با سخنان روشنگرانه ضمن تقویت مبانی صحیح اعتقادی و اسلامی مردم، از باب امر به معروف و نهی از منکر با جریانات ضد اسلامی که به دلیل ضعف حکومت مرکزی به وجود آمده بود به مقابله پردازد. اولین کار سیاسی وی طبق مدارک موجود در ساواک از سال ۱۳۳۲ شمسی شروع شد. در این سال کودتای ننگین ۲۸ مرداد توسط رژیم طاغوت با همکاری مستقیم امریکا در ایران به وقوع پیوست. در این حادثه مهم که منجر به سقوط مصدق، منزوی شدن آیت‌الله کاشانی، ظهور و قیام فدائیان اسلام و... شد، دولت دست نشانده آمریکا با برقراری حکومت نظامی بر اوضاع سیاسی و فرهنگی کشور مسلط گردید و با ایجاد رعب و وحشت و سرکوب امکان هر نوع فعالیت، اعتراض و مخالفت را منتفی ساخت و در حقیقت هیچ کس توان اظهار نظر درباره اهداف پلید حکومت امریکایی در ایران را نداشت. و در اوج همین خفقان بود که ساواک در سال ۱۳۳۶ شمسی تاسیس گردید و همه فعالیت‌های نیروهای مذهبی را به شدت به کنترل درآورد. این فشار و خفقان در حالی از سوی رژیم اعمال می‌شد که عوامل بیگانه آزادانه مشغول ترویج فرهنگ منحط غرب، فساد و بی بند و باری و غارت بیت المال بودند و دولت امریکا و اسرائیل با در اختیار گرفتن ارکان مهم و مشاغل حساس و سپردن آنان به بهایی‌ها در عمل بر ایران زمامداری می‌کردند. در این دوران حساس، ندای افراد شجاعی مانند آیت‌الله فومنی بلند شد و اولین اعتراض رسمی وی در منابع ساواک در تاریخ ۱۸/۱۰/۱۳۳۲ به ثبت رسیده است. وی در این سخنان به مقام سلطنت و اقدامات غیر قانونی او که برخلاف قانون اساسی بود، اعتراض کرد.
اولین اسناد مربوط به ایشان که به دلیل سخنان صریح و بی پرده حساسیت ماموران حکومت نظامی را برانگیخت، حاکی از این است که ایشان تابع جریانات سیاسی نبود و برحسب تکلیف شرعی و رسالت دینی اقدام به مقابله با سیاست‌های جاری رژیم می‌نمود. بیانات وی در ابعاد مختلف سیاسی نظامی، فرهنگی، اقتصادی، داخلی، خارجی، گویای جامع نگری و روشن بینی ایشان نسبت به مسایل و مشکلات کشور است. افشاگری‌ها و روشنگری‌های مرحوم فومنی در مسجد نو چنان مورد استقبال مردم قرار گرفت که دستگاه امنیتی و اطلاعاتی رژیم مجبور شد برای اطلاع از مواضع، دیدگاه‌ها و حضور مردم در مسجد نو، اقدام به گماشتن منابع نفوذی و جمع آوری اخبار و گزارشات بنماید.
هر چه زمان می‌گذشت و مظاهر فساد و فحشا و بی دینی گسترش پیدا می‌کرد. لحن و سخنان مرحوم فومنی نیز صریح تر، رساتر و جسورانه تر می‌شد. بر این اساس، به دفعات توسط ماموران انتظامی و امنیتی رژیم تحت فشار و مورد آزار و اذیت قرار گرفت. ساواک بارها ایشان را احضار کرد تا تذکرات و تهدیداتش را به آن مرحوم اعلام نماید، اما وی با صلابت و قاطعیتی که داشت به احضاریه‌ها پاسخ مثبت نمی‌داد و با عزت نفس و قدرت به ماموران ساواک و شهربانی می‌گفت: «نمی‌آیم هر کس با من کار دارد یا به مسجد بیاید یا با شماره تلفن ۲۰۴۲۰ تماس بگیرد.»
[۱۶] ستم ستیزان نستوه، ص۶۵، گزارش مورخ ۱۱/۵/۱۳۳۸.
لحن کنایه‌ها و انتقادات و افشاگری‌های آیت‌الله فومنی در طی دوران پس از کودتای ۱۳۳۲ش منحصر به فرد بود و چون به مرور رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت، ساواک را حساس تر کرد و آنان با وی به گونه‌ای شدیدتر برخورد کردند، به طوری که از اواسط دهه ۱۳۳۰ش تا زمان فوت ایشان در سال ۱۳۴۳ش چهار بار او را دستگیر کردند. اولین دستگیری ایشان در تاریخ ۱۶/۱۰/۱۳۳۸ش و دومی در تاریخ ۲/۵/۱۳۳۹ش صورت گرفت که در هر دو مورد به واسطه اعتراض و وساطت حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی و سایر علما و بزرگان روحانیت از زندان رهایی یافت.

همراهی با امام خمینی

[ویرایش]

آیت الله فومنی انسانی با شهامت و مجاهدی نستوه بود و روحیه انقلابی داشت. انسان‌هایdarkzwnj; شجاع، آگاه و مبارز را نیز دوست می‌داشت و روحیه حق طلبی و انقلابی آنان را می‌ستود. به حضرت امام خمینی نیز به واسطه داشتن چنین روحیاتش عشق می‌ورزید و او را گرامی می‌داشت واقدامات او را در حفظ و صیانت از اسلام و کشور تایید می‌کرد و با همه وجود از او تمجید و از نهضت مقدس او حمایت می‌کرد. در سال ۱۳۴۲ش به حمایت از نهضت مقدس امام دو بار دستگیر و زندانی شد. اولین دستگیری ایشان در تاریخ ۲۳/۲/۱۳۴۲ بود که به حمایت از سخنان امام علیه کاپیتولاسیون صورت پذیرفت. وی ضمن سخنان تندی علیه رژیم، حضور امریکایی‌ها و در خطر افتادن استقلال ایران و حمایت از حرکت انقلابی امام بلافاصله همانند سایر روحانیان بیدار و پیرو خط امام دستگیر و زندانی و در تاریخ ۱۸/۴/۴۲ با فشار مردم و روحانیت آزاد شد. مردم خیابان خراسان به مناسبت آزادی وی گوسفندهایی را قربانی و اقدام به پخش شیرینی و شادی کردند. دومین دستگیری وی در تاریخ ۱۰/۱۱/۱۳۴۲ شمسی صورت پذیرفت. علت دستگیری وی به دنبال سخنرانی ایشان در جمع راهپیمایان تهران و تجمع آنان در مسجد وی بود. وی در آن سخنرانی با حمله به شاه به گفته‌های وی اعتراض کرد و گفت:
او مردی خوش سلوک و صادق بود که از راه کشاورزی امرار معاش می‌کرد. دیکتاتورها و قلدرها و اوباش‌ها به روحانیت نسبت می‌دهند که این‌ها سیاسی بوده و وابسته به حزب و جمعیتی هستند در صورتی که علما و روحانیت به هیچ یک از احزاب یا جمعیت‌ها احتیاجی ندارند تنها سلاح برنده آن‌ها دین و ایمان است که می‌تواند ریشه کاخ‌های ظلم و ستم را از بیخ برکند و یاغیان را برجای خود نشاند.»
او در غدیر سال ۱۳۴۳ش ـ تقریبا یک سال قبل از رحلت ـ مجلس جشنی را به نام حضرت امام خمینی ترتیب داد و ضمن تبریک عید غدیر به ایشان، می‌خواست ضمن حمایت از ایشان، عشق و ارادت خود را نسبت به آن، شخصیت عظیم الشان ابراز دارد. ضمنا امضای معظم له در پای اعلامیه‌های مربوط به نهضت اسلامی آمده است.

خصوصیات اخلاقی

[ویرایش]

وی خصوصیات اخلاقی فراوانی داشت که به برخی از آنان اشاره می‌شود.

← عشق به اهل بیت


معظم له به مناسبت‌های مختلف مذهبی در مسجد و در منزل به دو صورت جداگانه مجالس مذهبی منعقد می‌ساخت و از بهترین و مهم‌ترین وعاظ برای آگاهی مردم بهره می‌گرفت. خود نیز هر وقت به منبر می‌رفت، به رغم کسالت‌های متمادی و فشارهای حکومتی در پایان سخنرانی ذکر مصیبتی داشت و از خواندن زیارت عاشورا با صد سلام و صد لعن و خواندن زیارت جامعه کبیره و بسیاری از ادعیه‌ها در طول عمر مبارکش همواره بهره مند بود.

← سیر و سلوک


«مرحوم فومنی فقط یک مبارز محض نبود، بلکه اهل سیر و سلوک و عبادت بود. به نمازهای اول وقت، هم به جماعت در اول وقت اهمیت فراوان می‌داد، حتی در مواقعی که کسالت داشت نماز جماعت صبح، ظهر و شب وی ترک نشد. از خواندن نمازهای مستحبی احساس خستگی نمی‌کرد. به خواندن نماز جعفر طیار ، نماز اعرابی و سجده‌های طولانی مداومت داشت. هر سال ۱۵ روز به طبقه دوم منزل خود می‌رفت و برنامه‌های خاص عبادی خود را انجام می‌داد. در آن ایام بسیاری از مردم و حتی فرزندان معظم له گمان می‌کردند وی به مسافرت رفته است و از برنامه وی جز خانوادهاش کسی خبردار نبود.
فرزندش می‌گوید:
«سالی ایشان برای صله ارحام به فومن تشریف برد و در منزل یکی از اقوام به نام حاج مشفق اقامت داشت. ایشان صبح به سجده رفت. از آن طرف خانم حاج مشفق هر وقت برای ایشان چای یا میوه آورد، ایشان را در حال سجده دید. این سجده آن قدر طول کشید که موجب نگرانی آن خانم شد و برای اطلاع دادن به شوهرش به مزرعه رفت و گفت به گمانم ایشان در همان حال سجده از دنیا رفته است. وقتی برگشت و دید که ایشان در کمال صحت مشغول سجده است. ایشان هر وقت حوائج مهمی داشت، برای خود ختومات و اذکار مخصوصی داشت که آن‌ها را در اماکن مقدسی همچون حرم امام رضا -علیه‌السّلام -انجام می‌داد. یکی از آن اذکار مخصوص ذکر «یا علی» بود. وی در حرم امام رضا -علیه‌السّلام -بعد از دوازده هزار بار گفتن ذکر دست به درگاه الهی بر می‌دارد و می‌گوید: خدایا به برکت این ختم، حاجت مهم من این است، آن کس که سرمنشا این تباهی‌های جهان است، را به تیر غیب گرفتار بفرما» پس از ساعتی یکی از مریدان ایشان می‌گوید: حاجت شما روا شد، کندی رئیس جمهوری آمریکا کشته شد و ایشان بسیار خوشحال شد و با گذشت این همه سال هنوز مشخص نشده است که ضارب او چه کسی بوده است.»
[۱۷] مصاحبه نگارنده با حاج شیخ مصطفی فومنی حائری.


← احترام به والدین


حضرت آیت‌الله بهجت دامت برکاته درباره این روحانی والامقام می‌گوید:
«این بزرگوار خیلی برای پدرش احترام قائل بود. من بارها ایشان را در حرم امیرمؤمنان دیدم که در حق پدرش دعا می‌کرد و به نیابت از ایشان زیارت می‌کرد. پدرش مرحوم شیخ جعفر نیز چنین می‌کرد. در حالی که پدرشان در کمال صحت و سلامت بود و نیز وی چنین برنامه‌ای را در حرم حضرت معصومه -علیهاالسّلام -داشت.»
[۱۸] مصاحبه نگارنده با حاج شیخ مصطفی فومنی حائری.


← خواندن نماز عید فطر در بیابان‌های تهران


او مقید بود نماز عید فطر را با پای برهنه و در بیابان‌های اطراف تهران به جماعت بخوانند که آن وقت سرهنگ‌ها و افراد رده بالای شهربانی با ماشین‌های کذایی جمعیت را کنترل می‌کردند، زیرا سخنان ایشان ممکن بود مردم را علیه حکومت بشوراند.
[۱۹] مصاحبه نگارنده با حاج شیخ مصطفی فومنی حائری.


←← آیت الله پسندیده


«مرحوم حاج شیخ جواد فومنی مردی بود که در تمام ابعاد مختلف بسیار ممتاز بود. زمانی به قم آمده بودند که در منزل حضرت امام سخنرانی کنند، ولی در این جا روضه برقرار نبود، به منزل یکی از مراجع رفته بود که اتفاقا امام هم در آن مجلس حضور داشتند. وی در آن جا به ایراد سخنرانی می‌پردازد و علیه رژیم بیداد کرده بود که همان سخنان باعث مسرت و خوشحالی امام شد.»

←← حاج شیخ قاسم اسلامی


«در انجام کارهای تبلیغی و فرهنگی هیچ کس حرارت مرحوم حاج شیخ جواد را نداشت. واقعا فریادهای این مرد خدایی بود. عرق دینی فراوانی داشت وی سیاست باز نبود.»
[۲۰] مصاحبه نگارنده با حاج شیخ مصطفی فومنی حائری.


←← حاج شیخ حسین انصاریان


«مرحوم فومنی در کربلا درس خوانده و به درجه اجتهاد رسیده بود. او که فردی انقلابی بود، علاوه بر امامت نماز ، گاهی سخنرانی هم می‌کرد و در سخنان خود مطالب تندی علیه حکومت می‌گفت. وی مردی مبارز و ظلم ستیز بود. او بارها به زندان افتاده و شکنجه‌های بسیار را متحمل شده بود. چندی نگذشت که بر اثر کثرت فشارها دچار بیماری شد و سال بعد در ماه مبارک رمضان جای خالی منبر ایشان را من پر کردم و مانند او به اشاعه فرهنگ اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر پرداختم و چندی بعد، شیخ جواد فومنی از دنیا رفت. از قضا حسنعلی منصور (نخست وزیر وقت) را هم کشته بودند. دولت می‌دانست که در مراسم تشییع آقای فومنی انبوه کثیری از مردم شرکت خواهند کرد. مردم جنازه مرحوم فومنی را به مسجد آوردند. من بالای منبر رفتم و خواستم تا جنازه را نزدیک بیاورند. سپس بچه‌های او را کنار خود خواندم. قصد داشتم حق مرحوم را در آن اجتماع پر شکوه به جای آورم واز مبارزات و دلسوزی‌های او به طور مفصل برای مردم سخن بگویم. نیروهای کلانتری از چند منطقه آمده و به شدت آن محله را تحت محاصره قرار داده بودند. شدت هیجان مردم و تلاطم احساسات قلبی‌ام سبب شده بود رعب و وحشت از آن‌ها را به فراموشی بسپرم. بالای منبر با صدای رسا مبارزات مرحوم را شرح دادم و از رنج‌هایی که در این راه کشیده بود سخن گفتم. دستگیری‌ها، حبس‌های او را برشمردم و در آخر گفتم: آری تحمل آن همه فشار بر آن عزیز چنان گران آمده بود که عاقبت قالب تهی کرد، جان خود را نثار آرمانش نمود و ما اینک از برکات وجود پر فیضش محروم شدیم. جمعیت حاضر همه به هیجان آمده بود، همه بر سر و سینه می‌زدند و گریه و فغان می‌کردند. پس از سخنرانی، مردم جنازه را بر روی دست گرفتند و تا شاه عبدالعظیم پیاده تشییع کردند.»
[۲۱] خاطرات حاج شیخ حسین انصاریان، ص۵۷.
[۲۲] خاطرات حاج شیخ حسین انصاریان، ص۱۰۶.
[۲۳] خاطرات حاج شیخ حسین انصاریان، ص۱۱۶ - ۱۱۷.


←← حاج شیخ جعفر شجونی


«مرحوم آیت‌الله شیخ جواد فومنی نیز در شب‌های شنبه در مسجد نو واقع در خیابان خراسان، واقعا نهضتی برپا می‌کرد. تمام افراد مبارز و فدائیان اسلام که تربیت شده مرحوم نواب صفوی بودند، می‌آمدند. تعدادی از بازاری‌های متعهد که جز اتحادیه دینی بودند، شرکت می‌کردند. بعضی از مواقع پاسبان‌ها می‌آمدند که ایشان را بگیرند، ولی جمعیت مانع آن‌ها می‌شد. یک بار تیمسار بختیار مزاحم ایشان شد و عمامه او را برداشت و پرت کرد در باغچه و به ایشان توهین کرد.»
[۲۴] خاطرات حاج شیخ جعفر شجونی، ص۶۶.


فرزندان

[ویرایش]

مرحوم فومنی دارای شش فرزند چهار پسر و دو دختر بود که اسامی فرزندان مذکور ایشان عبارتند از:
۱. حاج شیخ حسین فومنی حائری : متولد ۱۳۲۰ش که چند بار در طول مبارزات دستگیر شد. او در سمت‌های مختلف فعالیت می‌کند.
۲. حاج شیخ مرتضی فومنی حائری: در موقع رحلت پدر ۶ ساله بود. و هم اکنون بعد از اتمام تحصیلات، در جایگاه پدر در مسجد آیت‌الله فومنی مشغول اقامه جماعت و ارشاد و هدایت مردم است.
۳. حاج شیخ مصطفی فومنی حائری ، در زمان رحلت پدر ۳ ساله بود و مدتی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود. هم اکنون ضمن اقامه جماعت، مسؤولیت مؤسسه مهد قرآن کشور را به عهده دارد.

رحلت

[ویرایش]

آیت الله فومنی در اثر بیماری و در بیمارستان فیروزآبادی تهران بستری گردید. شهید بزرگوار سید علی اندرزگو در ساعات و لحظات آخر عمر در کنارش بود، چنین گفته است:
«وقتی بشارت ترور حسن علی منصور را به او دادم بی نهایت مسرور شد و با وجود مریضی استقبال بی نهایت گرمی از من کردند و تا مدتی از خوشحالی اشک می‌ریختند، من چند روز برای مخفی شدن، به بهانه پرستار و همراه ایشان در بیمارستان خدمت ایشان بودم، و حال ایشان رو به بهبودی می‌رفت که فرمودند: به خانه‌ام تلفن بزن بگو تمام خانواده‌ام بیایند دیدنم، که امروز عصر چشم از دنیا خواهم بست. آن‌ها آمدند. ظهر ایشان نماز را خواندند. کمی بعد از روی تخت رو به قبله دراز شدند و خوابیدند و فرمودند: در اطاق را ببند و تا اطمینان حاصل نکردی من از دنیا نرفتم به کسی اطلاع نده، چشم‌ها را بسته و بعد از مدتی چشم هایشان را باز کردند و بلند شدند، سه بار رو به قبله: السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا امیرالمؤمنین، السلام علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی، السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، با دست گذاشتن بر سینه تعظیم فوق العاده زیادی می‌کردند به محض این که روی تخت خوابیدند چشم روی هم گذاشتند و از دنیا رفتند.»
[۲۵] یاران امام به روایت اسناد ساواک سردار سرفراز شهید حجةالاسلام سید علی اندرزگو، ص۶.
[۲۶] خداشناسان بیدار، به نقل از خاطرات مرحوم ابوترابی در دوران اسارت، ص۵.

فوت ایشان مقارن با ایام لیلة القدر و شب ۲۳ ماه مبارک رمضان ۱۳۸۴ بود. در ایام بیماری و بستری شدن ایشان در بیمارستان، جمعیت زیادی از مردم، علماء، روحانیت انقلابی و مبارز برای ملاقات ایشان می‌رفتند و از خانواده ایشان نیز دلجویی می‌کردند. پیکر پاک آن مرحوم بعد از غسل از مسجد نو در خیابان خراسان با جمعیت انبوه با پای پیاده تا حرم حضرت عبدالعظیم حسنی تشییع و در مقبره علایی و در کنار شهید حاج اسماعیل رضایی دوست قدیمی او و از اعضای اتحادیه دینی به خاک سپرده شد.
فرزندش حجة الاسلام حاج شیخ مرتضی فومنی می‌گوید:
«آن مرحوم همچون مولایش علی -علیه‌السّلام- در مقابل دشمنان دین و کج اندیشان ثابت قدم و استوار به راه خود ادامه داد. با آن که شب قبل در تهران برف بسیار سنگینی باریده بود، ولی مردم و جمعیت زیادی با رفتن برف‌ها و باز کردن مسیر جنازه وی را به منزل آوردند و در منزل غسل دادند. آن گاه در روز ۲۳ رمضان از مسجد خودشان در خیابان خراسان با شرکت چندین هزار جمعیت روزه دار، علما و بزرگان، انقلابیون، جنازه ایشان را با پای پیاده به ری انتقال دادند. رحلت ایشان مصادف با ترور حسنعلی منصور نخست وزیر که موجبات خوشحالی مردم متدین مخصوصا نیروهای مبارز گردیده بود. مراسم تشییع پیکر آن مرحوم صحنه تظاهرات گسترده و اعتراض علیه رژیم مبدل گردید. در نزدیکی‌های شهر ری ماموران که از تعداد جمعیت تشییع کننده به وحشت افتاده بودند، مانع جمعیت شدند و متقابلا جمعیت عزادار هم با آنان درگیر شدند و زد و خورد و درگیری‌های خیابانی بین مردم و نیروهای امنیتی و انتظامی به وقوع پیوست. استقبال مردم تهران برای شرکت در تشییع جنازه ایشان آن چنان غیر منتظره و انبوه بود که رژیم نتوانست از حرکت اعتراض آمیز مردم و تظاهرات آنان جلوگیری به عمل آورد.»
آیت الله هاشمی رفسنجانی که خود در آن روز حضور داشت، می‌گوید:
«در این میان، موج خبر قتل نخست وزیر رژیم حسنعلی منصور، فضای سیاسی کشور را دگرگون ساخت و جوی تازه پدید آورد که گویی آمیزه‌ای بود از شادی، غرور، بهت، نگرانی، ابهام و نیز خشم و خشونتی جنون آسا، در همین فضای نوین، برحسب تصادفی، نیروهای وفادار نهضت، فرصت نمایشی با شکوه فراهم شد، با بهانه تجلیل از عالمی کهنسال و شیفته نهضت و حضرت امام، خیل عظیم هواداران نهضت در تهران در حالی که به مراسم تشییع جنازه آیت‌الله فومنی شتافتند که زخم نخست وزیر تیرخورده رژیم، دل‌های جریحه دارشان را مرهمی شده بود و در جرقه‌ای آشنا روزنه‌ای را چشم دوخته بودند که آینده‌ای روشن را در نگاه می‌نشاند.»
[۲۷] خاطرات دوران مبارزه، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ص۳۳.

حجة الاسلام والمسلمین مصطفی فومنی می‌گوید:
«مقبره والدمان در کنار قبر شهید اسماعیل رضایی بین حرم امام زاده طاهر و حرم حضرت عبدالعظیم حسنی است که به علت توسعه حرم و برداشتن دیوارها، این مقبره نیز داخل رواق حرم قرار دارد.
طبق وصیت ایشان می‌بایست جنازه اش در کنار قبر ابوالفتح رازی ... دفن شود، ولی آن روز از دفن جنازه در آن مکان‌ها ممانعت به عمل آوردند. و در مقبره علایی کنار قبر دوست دیرینه و یار وفادارش شهید رضایی دفن شد. مرحوم حاج احمد دیبایی برای ما نقل کرد که وقتی شهید رضایی را محاکمه می‌کردند مرحوم آیت‌الله فومنی در جلسات محاکمه آن مرحوم حضور یافت و او را به تحسین واداشت. وقتی خبر شهادت رضایی به مرحوم والد رسید، ایشان بلافاصله با عده‌ای از دوستان به شهر ری رفت تا در مراسم دفن آن مرحوم که قدغن بود شرکت کنند. بر جنازه او نماز خواند و موقع دفن شهید رضایی به دوستان خود گفت چقدر خوب است که من هم در جوار ایشان دفن شوم!
از حسن تصادف این اتفاق رخ داد و قبر آن دو مبارز در کنار هم قرار گرفت.» (از حجج اسلام حاج شیخ مصطفی و حاج شیخ مرتضی فومنی حائری که با اطلاعات خود موجب تکمیل این مقاله شدند، تشکر می‌کنم.)
آیت الله عمید زنجانی می‌گوید:
«مرحوم فومنی از انقلابیون بود. حتی تشییع جنازه ایشان یکی از حوادث انقلاب است که روی آن باید تامل بشود زیرا نیروهای انقلابی در این تشییع جنازه سنگ تمام گذاشتند. در دو تشییع جنازه مردم واقعا به بهانه تشییع جنازه یک تظاهرات انقلابی راه انداختند، یکی تشییع جنازه مرحوم فومنی و دیگری تشییع جنازه مرحوم کاشانی.
[۲۸] خاطرات حجةالاسلام و المسلمین عباسعلی عمید زنجانی، ص۲۱۰.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، صادق احسان.
۲. شناخت نامه حضرت فاطمه معصومه- علیهاالسّلام - و شهر قم به کوشش علی اکبر زمانی نژاد.
۳. مصاحبه نگارنده با حجةالاسلام مصطفی فومنی، فرزند آن مرحوم.
۴. گلشن ابرار.
۵. ستم ستیزان نستوه، آیت‌الله شیخ جواد فومنی حائری به روایت اسناد ساواک، ص۱۵.
۶. گنجینه دانشمندان، ج۶، ص۱۱۴.
۷. مشاهیر گیلان، رضا مظفری، ج۱، ص۳۴.
۸. ستم ستیزان نستوه، مرکز بررسی اسناد تاریخی گنجینه دانشمندان، ج۶، ص۱۱۴.
۹. مشاهیر گیلان، رضا مظفری، ج۱، ص۳۴-۳۲.
۱۰. اختران فروزان ری و طهران، ص۱۶۶.
۱۱. ستم ستیزان نستوه، آیت‌الله حاج شیخ جواد فومنی حائری به روایت اسناد ساواک، ۲۲-۱۸.
۱۲. ستم ستیزان نستوه، ص۲۰.
۱۳. زمر/سوره۳۹، آیه۹.    
۱۴. توبه/سوره۹، آیه۱۰۸.    
۱۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹.    
۱۶. ستم ستیزان نستوه، ص۶۵، گزارش مورخ ۱۱/۵/۱۳۳۸.
۱۷. مصاحبه نگارنده با حاج شیخ مصطفی فومنی حائری.
۱۸. مصاحبه نگارنده با حاج شیخ مصطفی فومنی حائری.
۱۹. مصاحبه نگارنده با حاج شیخ مصطفی فومنی حائری.
۲۰. مصاحبه نگارنده با حاج شیخ مصطفی فومنی حائری.
۲۱. خاطرات حاج شیخ حسین انصاریان، ص۵۷.
۲۲. خاطرات حاج شیخ حسین انصاریان، ص۱۰۶.
۲۳. خاطرات حاج شیخ حسین انصاریان، ص۱۱۶ - ۱۱۷.
۲۴. خاطرات حاج شیخ جعفر شجونی، ص۶۶.
۲۵. یاران امام به روایت اسناد ساواک سردار سرفراز شهید حجةالاسلام سید علی اندرزگو، ص۶.
۲۶. خداشناسان بیدار، به نقل از خاطرات مرحوم ابوترابی در دوران اسارت، ص۵.
۲۷. خاطرات دوران مبارزه، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ص۳۳.
۲۸. خاطرات حجةالاسلام و المسلمین عباسعلی عمید زنجانی، ص۲۱۰.


منبع

[ویرایش]

سایت فرهیختگان تمدن شیعه، برگرفته از مقاله«جواد فومنی حائری».    



جعبه ابزار