حجازذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حِجاز، سرزمینی در مغرب عربستان سعودی واقع در کرانه دریای سرخ، در بخش مرکزی جزیرة العرب است.
از احکام آن در باب جهاد سخن گفته‌اند.


حدود

[ویرایش]

درباره حدود حجاز اختلافاتی وجود دارد. [۱]
به طور کلی، حدود حجاز از شمال به جنوب به طول ۲۰۰، ۱ کیلومتر از مرزهای اردن و عربستان سعودی آغاز می‌شود و به موازات کرانه دریای سرخ تا منطقه عسیر در جنوب عربستان سعودی امتداد می‌یابد.
عریض‌ترین بخش آن در طول این مسیر ۴۵۰ کیلومتر و مساحت آن حدود ۴۵۴، ۴۳۶ کیلومتر مربع است. [۲]
مکه، مدینه، جُدَّه، طائف، تبوک و ینبُع از مهم‌ترین شهرهای حجازند. [۳]
حجاز همواره یکی از نواحی مهم جزیرة العرب بوده است.
این ناحیه در حدود قرن دوم مشتمل بر دوازده «دار» (قسمت) بود: مدینه؛ خیبر؛ فدک؛ دوالْمَروه؛ بَلِیّ؛ اَشْجع؛ مُزَینه؛ جُهینه؛ نفر، که قبیله هوازن در آن‌جا بودند؛ جُلّسلیم؛ جُل هلال؛ و ظهر حرّة لیلی. [۴] [۵]
در تقسیمات اداری عثمانیان، منظور از ولایت حجاز، منطقه مکه بوده است که به سه سنجق به نام‌های مکه، مدینه و جده تقسیم می‌شده و دارای پنج قضا (شهرستان) و بیست ناحیه بوده است. [۶] [۷]
در ۱۳۰۲ ش/۱۹۲۳ که عربستان سعودی به دو منطقه اداری بزرگ تقسیم شد، یکی از آن‌ها حجاز، نجد و ملحقات آن نام داشت که، به مرکزیت مکه، در نیمه غربی عربستان سعودی واقع بود و شامل مناطق هم مرز با اردن (قَریات، جوف و تبوک)، مدینه، مکه، طائف، غامِد، لیث، زهران (منطقه باحه کنونی)، قُنفذه و تمام مناطق مرتبط با حجاز بود. [۸]
در تقسیمات کشوری عربستان در ۱۳۷۱ ش/۱۹۹۲، کشور عربستان سعودی به سیزده منطقه اداری تقسیم شد که سرزمین حجاز در پنج منطقه آن (به ترتیب از شمال به نامهای تبوک، مدینه، مکه، باحه و عسیر) قرار گرفته است. [۹]

جمعیت

[ویرایش]

جمعیت حجاز در ۱۳۵۳ ش/۱۹۷۴ حدود ۰۰۰، ۶۵۷، ۲ تن (۳۳% جمعیت کشور) بود که این تعداد در ۱۳۶۴ ش/۱۹۸۵ به ۰۰۰، ۳۷۱، ۴ تن و در ۱۳۷۰ ش/۱۹۹۱ به ۰۰۰، ۴۶۳، ۵ تن (۳۲% جمعیت کشور) رسید.
در ۱۳۷۲ ش/ ۱۹۹۳ پرجمعیت ‌ترین شهرهای حجاز به ترتیب عبارت بودند از: جده (۰۰۰، ۰۴۶، ۲ تن) که پرجمعیت‌ترین شهر عربستان پس از ریاض بود، مکه (۶۹۷، ۹۶۵ تن)، مدینه (۰۰۰، ۶۰۸ تن)، طائف (۰۰۰، ۴۱۶ تن)، تبوک (۰۰۰، ۲۹۲ تن)، ینبع (۰۰۰، ۱۲۰ تن) و باحه (۰۰۰، ۱۱۶ تن). [۱۰]

موقعیت جغرافیایی

[ویرایش]

شهرهای حجاز با راه اصلی شمال غربی ـ جنوب شرقی باهم و با راه‌های شرقی ـ غربی به دیگر شهرهای عربستان سعودی مرتبط‌اند.
راه‌های دریایی نیز، به ویژه از طریق بندرهای جده و ینبُع فعال است و فرودگاه‌های جده و مدینه، بیشترین ارتباط هوایی حجاز را با دیگر نقاط دارند. [۱۱] [۱۲]

اقتصاد

[ویرایش]

در گذشته، موقعیت جغرافیایی حجاز نیز موجب فعالیت‌های هرچه بیش‌تر بازرگانی در داخل و خارج عربستان سعودی شده بود.
سواحل طولانی دریای سرخ در حجاز و هم‌مرزی حجاز با شام در شمال و یمن در جنوب، موقعیت بسیار مناسبی برای بازرگانان حجاز در داد و ستد با اغلب بازرگانان بلاد مجاور فراهم آورده بود.
کاروان‌های تجار که از یمن می‌آمدند پس از طی سرزمین حجاز راهی شمال می‌شدند و به سرزمین شام می‌رفتند و برخی نیز عازم مصر می‌شدند و معمولا از شهرهای مهمی چون صنعا، مأرَب، مکه و مدینه می‌گذشتند و کالاهای مورد نیاز هر منطقه را با خود حمل می‌کردند.
حجاز پیوسته پذیرای کشتی‌های بازرگانی حبشه، چین، هند و مصر بود. [۱۳] [۱۴]
این امر موجب شهرت بازرگانی مکه، مدینه، طائف و جده شده بود.
در منابع، مکه به سبب واقع شدن در مسیر کاروان‌های بازرگانی شام و یمن، محل داد و ستد کالاها معرفی شده که آب و نیازهای مالی کاروان‌ها را نیز برای ادامه سفر برآورده می‌ساخته است. [۱۵] [۱۶] [۱۷]
وجود کعبه در مکه نیز نقش بسیار مهمی در اقتصاد حجاز داشته است.
هزاران مسلمان از نقاط گوناگون جهان، گذشته از زیارت، به داد و ستد نیز پرداخته‌اند.
نزدیکی مکه به بندر جده موجب اهمیت بازرگانی جده نیز شده است. [۱۸]

کشاورزی

[ویرایش]

حجاز در گذشته، علاوه بر بازرگانی، کشاورزی نیز داشته، چنان که طائف یکی از حاصل‌خیزترین مناطق حجاز معرفی شده است. [۱۹] [۲۰]

کاروان‌سراهای قدیمی

[ویرایش]

مکان‌ها و آثار قدیمی مهم حجاز در مکه و مدینه قرار دارد.
این شهرها از قدیم بیشترین کاروان‌سراها را داشته‌اند که به ویژه از آغاز قرن پنجم، به دلیل کثرت حجاج و نیز افرادی که برای کسب علم بدان‌جا می‌رفتند، ساخته شده‌اند.
از جمله کاروان سراهای آن‌جاست: سِدْره که در سده دوم ایجاد و در سال ۴۰۰ وقف شد؛ دارالخیزران، نزدیک صفا، که در ۴۰۲ وقف گردید؛ فقاعیه، که در ۴۹۲ وقف بانوان گردید؛ قزوینی، در نزدیکی مسجدالحرام، که در ۵۲۹ وقف شد؛ دمشقیه، که با کمک تجار دمشق بنا و در ۵۲۹ وقف فقرای اهل شام و عراق گردید؛ مغاربه، که در ۵۶۲ به همت تجار مغرب وقف شد؛ حضارمه، که در ۵۷۰ با حمایت تجار حضرموت بنا گردید؛ و بخاریه، که بازرگانان بخارا آن را در ۵۷۶ بنا کردند [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] (برای اطلاع بیش‌تر به این منابع رجوع کنید [۲۸] [۲۹]).

حصار شهرها

[ویرایش]

شهرهای حجاز، به ویژه مکه و مدینه، از قرن سوم تا سقوط دولت عثمانی، حصار داشتند.
از جمله این حصارها، حصار مکه بود که در زمان خلافت مقتدر باللّه عباسی (۲۹۵ـ۳۲۰) وجود داشت و در ۶۰۷ ملک مظفر، حاکم اربل، قسمتی از آن را تجدید بنا کرد.
حصار شهر مدینه زمانی بنا شد که قرامطه به مکه حمله می‌کردند و امیر شهر از مقتدر باللّه درخواست کرد حصاری به دور شهر بکشد.
این حصار در ۳۱۸ بنا شد و دروازه‌های آن عبارت بودند از: باب بقیع، باب شام، باب مصر، و باب جنوب که به جانب قبله بود. [۳۰] [۳۱] [۳۲] [۳۳] [۳۴]
شهر جده نیز حصاری داشت که قرن‌ها برپا بود.

چاه‌ها و چشمه‌ها

[ویرایش]

چاه‌ها و چشمه‌های حجاز شهرت بسیاری در جزیرة العرب داشته‌اند، از جمله چاه زمزم که از قدیم نزد اعراب جای‌گاه ویژه‌ای داشته است. [۳۵] [۳۶]
برخی دیگر از چاه‌های حجاز در مکه عبارت بوده‌اند از: عَجُول، بَذَّر، سَجْلَه یا بنی نوئل، طَوِی، جَفْر، خُمّ، رُمّ، سُنْبُله و سیره.
چاه‌های مدینه نیز اُنا، اُنس، اَهاب، حِلوَه، قُریصه، حاء، عُروه و چاه فاطمه بنت الحسین بودند. [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] [۴۶]
از جمله چشمه‌های معروف حجاز، الرشاد و خیف و شهداء بودند. [۴۷] [۴۸]

مرکز علمی

[ویرایش]

حجاز مرکز علمی جزیرة العرب از ابتدای ظهور اسلام بوده و همواره در حیات علمی و حفظ میراث اسلامی نقش اساسی داشته است و به ویژه در ایام حج که مسلمانان از همه سو به حجاز می‌آمدند، در مکه مجالس و مباحثات علمی برپا می‌شد، [۴۹] [۵۰] سپس عده زیادی از حجاج در همان‌جا مقیم می‌شدند و برخی دیگر پس از تکمیل مدارج علمی، به موطن خود باز می‌گشتند و علوم اسلامی را به آن‌جا انتقال می‌دادند.
جلسات علمی در مسجدالحرام و مسجدالنبی، نقش مهمی در فعالیت‌های علمی و فرهنگی سرزمین حجاز داشته است. [۵۱] [۵۲]

مدارس مشهور

[ویرایش]

برخی مدارس مشهور حجاز عبارت بوده‌اند از: ارسوفیه، که آن را عفیف عبداللّه بن محمد ارسوفیِ تاجر در ۵۷۱ تأسیس کرد؛ [۵۳] [۵۴] [۵۵] [۵۶] [۵۷] زنجبیلی، که در سال ۵۷۹ در مکه تأسیس شد و در کنار آن رباطی مخصوص طلاب بنا گردید که نزدیک مسجدالحرام بود؛ طاب الزمان؛ نهاوندی؛ ابن ابی زکریا؛ ابی حداد مهدوی؛ و مظفریه [۵۸] که ابن بطوطه در این مدرسه در جلسه درس فقیه زاهد، حاج ابوالحسن علی بن رزق اللّه انجری، حضور داشته است. [۵۹] [۶۰]
هدف از تأسیس این‌گونه مدارس در مکه و مدینه، اهتمام به علوم دینی و مطالعه و تفسیر قرآن کریم، بود. [۶۱]

پیشینه قبل از اسلام

[ویرایش]


← جای‌گاه


حجاز مهد اسلام و مهم‌ترین قسمت جزیرة العرب از لحاظ تاریخی است [۶۲] و به سبب وجود شهرهای مکه و مدینه در تقسیمات جغرافیایی جزیرة العرب و نیز در بسیاری از منابع جغرافیایی اسلامی جای‌گاه مهمی داشته است. [۶۳] [۶۴] [۶۵] [۶۶] [۶۷]
این سرزمین جزو اقلیم دوم به شمار می‌آمده [۶۸] و ابن فقیه [۶۹] آن را از معتبرترین مکان‌های جهان معرفی کرده است.

← وجه تسمیه


درباره وجه تسمیه حجاز گفته‌اند که چون این منطقه میان نجد و تهامه، حائل شده بدان حجاز می‌گویند. [۷۰] [۷۱] [۷۲] [۷۳]

← سبک زندگی


قبل از اسلام، زندگی در حجاز به دو شیوه بیابان‌گردی و شهرنشینی بود و چون بخش اعظم حجاز، مانند سایر جاهای جزیرة العرب، خشک و صحرایی بود [۷۴] زندگی بدوی نیز در آن‌جا متداول‌تر بود.
اغلب روستاها و شهرها در واحه‌های حاصل‌خیز یا در استراحت‌گاه‌ها و در مسیر کاروان‌ها تأسیس می‌شدند.
حجاز مسکن قبایل بدوی بزرگی از عَدنان، قَحطان و قُضاعه بود.

← قبایل


در مکه قبیله قریش، در طائف قبیله ثقیف، و در یثرب (مدینه) قبایل اوس و خزرج سکونت داشتند. [۷۵] [۷۶] [۷۷] [۷۸] [۷۹]
قبایلی از یهودیان نیز در شهرهای وادی قری، یثرب، خیبر، فدک، تیماء و اذرح اقامت داشتند؛ در یثرب، علاوه بر دو قبیله اصلی اوس و خزرج، سه قبیله یهودی بنی قَینُقاع، بنی نَضیر و بنی قُرَیظه معروف بودند.
در مکه نیز عده‌ای از رومیان، ایرانیان و حبشه‌ای‌های یهودی و مسیحی، که به بازرگانی اشتغال داشتند، زندگی می‌کردند. [۸۰] [۸۱]

← مرکزیت دینی


اهمیت حجاز به سبب مرکزیت دینی آن، یعنی شهر مکه و مسجدالحرام، بود؛ هر چند پیش از اسلام، بت‌پرستی در آن‌جا رواج بسیار داشت و در شهرهای حجاز معابد و بت‌های متعدد آن مورد احترام اعراب بود. [۸۲] [۸۳]

چشم طمع بیگانگان

[ویرایش]


← یونانیان و رومیان


موقعیت و اهمیت حجاز سبب شده بود که یونانیان و رومیان، پس از تصرف مصر و شام، در صدد تصرف آن باشند تا از این طریق به سهولت به یمن دست یابند.
آنان از راه خشکی و دریا اقداماتی کردند، ولی موفق نشدند؛ بنا بر این، جنگ دیگری را از طریق جنوب و حبشه، که هم‌پیمان روم شرقی بود، تدارک دیدند.
در ۵۲۵ میلادی حبشی‌ها یمن را تصرف کردند.

← ابرهه


در ۵۷۰ میلادی ابرهه اشرم، فرمانده حبشی، با لشکری بزرگ در صدد اشغال مکه برآمد تا با رفتن به شمال به هم‌پیمانان رومی خود برسد، ولی شکست خورد و این شکست موجب پراکندگی لشکریان حبشه و تضعیف نیروی آنان در یمن شد، به طوری که سیف بن ذی یزن آنان را از یمن بیرون راند.
در همین هنگام، مرکزیت حجاز میان عرب‌ها تقویت شد و مکه نیز اهمیت بیش‌تر و نیروی بسیار یافت. [۸۴] [۸۵]
قرآن به واقعه حمله ابرهه به مکه و درهم شکستن سپاه او تصریح کرده است. [۸۶]

پیشینه پس از اسلام

[ویرایش]


← جای‌گاه


پس از ظهور اسلام، حجاز از شأن و منزلت بیشتری برخوردار شد و دولت اسلامی که پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌و‌سلم، مؤسس آن بود، موجب وحدت شبه جزیره شد. [۸۷]

← دوره خلفا


پس از وفات پیامبر اکرم در آغاز سال یازدهم، اهتمام خلفا بیش‌تر مصروف گسترش حاکمیت اسلام در جزیرة العرب و نواحی دیگر شد.
پس از کشته شدن عثمان بن عفان در سال ۳۵ و انتقال خلافت به علی بن ابی طالب علیه‌السلام، و در پی آن، وقوع جنگ‌های جمل و صفّین و تعرض معاویه به قلمرو حکومت امام علی علیه‌السلام، آن حضرت مرکز خلافت را به کوفه منتقل کرد.
در همین اوان، بخش اعظمی از قبایل بزرگ مهاجرت کردند و شهرهایی نیز در سرزمین‌های فتح شده تأسیس گردید.

← دوره امویان


در سال ۴۱ خلافت به معاویة بن ابی سفیان رسید و او سرزمین شام را مرکز حکومت خود و دمشق را پایتخت دولت اسلامی کرد و حجاز با سه منطقه اداری، به نام‌های مکه و مدینه و طائف، به صورت ناحیه‌ای درآمد که با مرکز خلافت ارتباط مستقیم داشت. [۸۸]
انتقال مرکز سیاسی به شام در دوره امویان و سپس به بغداد در دوران عباسیان، از اهمیت حجاز و شهرهای مکه و مدینه نکاست. [۸۹]
در دوران امویان و عباسیان حجاز، که ایالتی تابع حکومت‌های مذکور بود، منزلت دینی خود را در میان مسلمانان جهان، که هر ساله برای حج به مکه و برای زیارت قبر رسول اکرم به مدینه می‌رفتند، حفظ کرد. [۹۰]
در دوره امویان، مدینه مرکز سرزمین حجاز بود و فقط در دوره خلافت عبداللّه بن زبیر (۶۴ـ۷۳) مکه مرکز حجاز گردید. [۹۱]
در این دوره، حجاز بسیاری از امتیازات مالی خود را که در زمان خلفا داشت، از دست داد و از درآمدهایی مثل خراج، جزیه و عُشر بازرگانان محروم شد.
ضمن آن‌که در روایت‌ها تأکید شده است که تمام سرزمین حجاز و سرزمین‌های عربیِ فتح شده به دست رسول اکرم، سرزمین عُشر بود و از آن خراج گرفته نمی‌شد.

← درصد مسلمانان


سرزمین حجاز تنها سرزمینی بود که تمام جمعیت آن مسلمان بود، زیرا حضرت رسول، به امر خدا یهودیانِ بنی قینقاع و بنی نضیر را از مدینه بیرون راند و دستور قتل بنی قریظه و اسارت زنان و فرزندان آن‌ها را، به علت مکرشان و پیمان شکنی در اثنای غزوه خندق، صادر کرد و عمر بن خطّاب نیز پس از آن یهودیان را از فدک و خیبر بیرون راند.
خلفای بنی امیه شدیدآ اوضاع حجاز را پی‌گیری می‌کردند و همیشه با آن‌جا رابطه مستقیم داشتند و هزینه تأسیساتی چون حفر چاه و احداث سدّ و جاده را می‌پرداختند و دولت مکلف به پرداخت هزینه لشکریان و حقوق والیان و قضات و کارگران و کارمندان بود [۹۲] (برای اطلاع بیش‌تر از اراضی عُشری به این منبع رجوع کنید [۹۳]).

← دوره عباسیان


در سال ۱۴۵، محمد بن عبداللّه معروف به نفس زکیه، از سادات بنی حسن، در مدینه بر منصور عباسی خروج کرد و بر مدینه و مکه و یمن مسلط شد، امّا پس از دو ماه و نیم در نبرد با سپاه منصور شکست خورد و کشته شد.
در پی این واقعه، منصور بر اهل حجاز سخت گرفت و آن‌ها را از دریافت اموال محروم کرد.
در سال ۱۶۹ حسین بن علی بن حسن، از سادات بنی حسن، در مدینه خروج کرد و سپس عازم مکه شد، زیرا اهالی آن طرفدار وی بودند اما با دسیسه منصور، حسین بن علی و برخی از علویان کشته شدند (شهید فخّ، حسین بن علی).
قساوت والیان عباسی در رفتار با آل علی مشهور است، منصور آن‌ها را از دریافت اموال محروم کرده بود و حجاز در فقر به سر می‌برد.
این فقر و عوامل دیگر، موجب بی رونقی و رکود علم و فرهنگ در این سرزمین شد، ولی علم حدیث و فقه چندان تحت تأثیر قرار نگرفت. [۹۴]
در سال ۳۰۱، علویان به رهبری محمد بن سلیمان، از نوادگان سلیمان بن داوود فرزند حسن مثنّی (فرزند امام حسن مجتبی علیه‌السلام)، در مکه مراسم حج و تجمع حجاج را مغتنم شمردند و به اماراتی که تحت تسلط عباسیان بود دست یافتند و محمد بن سلیمان خود را خلیفه مسلمانان اعلام کرد. [۹۵] [۹۶] [۹۷]

← حمله قرامطیان


با ضعف خلافت عباسیان، شورش در سرزمین حجاز آغاز شد.
قحطی و گرسنگی و نیز حمله قرامطه بحرین به کاروان‌های حجاج، موجب آزار اهالی حجاز شد.
در ۳۱۷ قرامطه بحرین به مکه تاختند و بسیاری را به قتل رساندند و حجرالاسود را به بحرین بردند و تا ۳۳۹ باز نگرداندند. [۹۸] [۹۹] [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳]
به علت حمله قرامطه به کاروان‌های حجاج، عراقی‌ها چند سال نتوانستند در مراسم حج حضور یابند، تا این‌که عباسیان بر قرامطه فایق آمدند و مجددآ در حجاز صاحب نفوذ شدند و در ۳۳۷ به نام خلیفه الراضی خطبه خوانده شد، [۱۰۴] [۱۰۵] ولی چون خلیفه قادر به ادامه حمایت از مناسک حج و حرمین شریفین نبود، اداره امور حجاز و حرمین را به والی مصر، محمد بن طُغج اخشیدی، که در مصر به نام خلفای عباسی حکومت می‌کرد، محول نمود. [۱۰۶] [۱۰۷] [۱۰۸] [۱۰۹] [۱۱۰]

← دوره آل بویه


حجاز مدت چندانی در دست اخشیدیان باقی نماند.
آل بویه پس از روی کار آمدن، کوشیدند نامشان در خطبه بغداد و دیگر سرزمین‌های اسلامی، بعد از نام خلیفه، ذکر شود.
این کشمکش‌ها در حجاز در ۳۴۲ به خوبی مشهود بود، چون هر یک از امیران حج مصر و عراق فقط نام امیرالاُمرای خود را به کار می‌بردند تا این‌که، پس از کشتارهای خونین، امیرالامرای بغداد پیروز شد و به نام آل بویه و خلیفه عباسی در منابر مکه خطبه خوانده شد.

← دوره فاطمیان


در ۳۵۸، پس از فتح مصر به دست فاطمیان، جعفر بن محمد بن حسن، از سادات حسنی، در مکه اعلام خودمختاری کرد و در خطبه جمعه از خلیفه فاطمی نام برده شد و در ۳۶۰ طاهر بن مسلم حسینی در مدینه اعلام استقلال کرد و به نام خلیفه فاطمی، معزلدین اللّه، خطبه خواند. [۱۱۱] [۱۱۲] [۱۱۳] [۱۱۴]
بدین ترتیب، شماری از علویان در دو شهر مقدّس مکه و مدینه به ولایت رسیدند و به سبب شرافت انتساب به رسول اکرم، حکام آن‌ها لقب شریف یافتند و خلفای فاطمی اموال و خلعت برای شرفای حجاز و خاندان آن‌ها و غلات و حبوبات برای اهالی مکه و مدینه و روستاهای مجاور آن‌ها فرستادند. [۱۱۵]

← کشمکش فاطمیان و عباسیان


نفوذ فاطمیان در حجاز پدیده جدیدی در تاریخ اسلام به وجود آورد که همان رقابت میان خلفای عباسی و فاطمی برای اقامه خطبه در منابر حرمین شریفین بود.
هر یک از آنان می‌کوشید نامش در منابر حرمین شریفین خوانده شود و به همین سبب همه ساله اموال و هدایا و خلعت برای حکام و اهالی آن‌جا ارسال می‌داشت که با قطع این کمک‌ها حاکمیت آن‌ها در حجاز به خطر می‌افتاد. [۱۱۶] [۱۱۷]
ارسال اموال و هدایا در تداوم روابط مذهبی و سیاسی حجاز برای هر یک از خلفای عباسی و فاطمی نقش مهمی داشت.
معزلدین اللّه همه ساله در موسم حج این اموال را ارسال می‌داشت و خطبا در منابر حرمین نام او را ذکر می‌کردند، ولی در زمان فرزندش، عزیز، که این کمک‌ها قطع شد خطبه به نام خلفای عباسی خوانده شد و عباسیان نیز فرصت را غنیمت شمردند و اموال بیشتری برای تضمین تملک مکه برای اهالی آن‌جا فرستادند و همین امر سبب شد که در ۳۶۷، خلیفه عزیز باللّه به ابن زیری صنهاجی، امیرالحاج مصر، دستور دهد حرمین را تصرف کند.
زمانی که حلقه محاصره بر اهالی مکه تنگ شد، آن‌ها مجددآ، به جای خلیفه عباسی، به نام خلیفه فاطمی خطبه خواندند. [۱۱۸] [۱۱۹] [۱۲۰] [۱۲۱] [۱۲۲]
مدینه به سبب داشتن زمین‌های کشاورزی از قطع کمک‌های خلیفه فاطمی چندان آسیب ندید، ولی به خلفای فاطمی وفادار بود تا این‌که طاهر بن مسلم حسینی، امیر مدینه، در ۳۸۱ فوت کرد و پسرش، حسن، جانشین وی شد و او نیز به تبعیت از فاطمیان ادامه داد. [۱۲۳] [۱۲۴]

← دوره ایوبیان


از ۵۶۷ نفوذ فاطمیان در مصر و حجاز رو به کاهش گذاشت.
در این سال، صلاح الدین ایوبی متوجه سرزمین حجاز شد و حملات خود را به حجاز و یمن، به فرماندهی برادرش تورانشاه، در ۵۶۹ آغاز کرد، تورانشاه بدون مواجه شدن با هیچ مقاومتی وارد مکه شد و شریف عیسی بن خلیفه از او استقبال کرد و متعهد شد پس از نام خلیفه به نام صلاح الدین خطبه بخواند. [۱۲۵] [۱۲۶] [۱۲۷] [۱۲۸]
حفاظت از اماکن مقدّس حجاز در برابر صلیبیان یکی از اقدامات مهم ایوبیان بود؛ در ۵۷۷، که حاکمِ صلیبیِ امارت کرک (واقع در مشرق بحر المیت)، به منظور توسعه قلمرو صلیبیان و حمله به اماکن مقدّس مسلمانان در حرمین شریفین و استیلا بر راه‌های دریایی حجاج، به حجاز حمله کرد [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] و در ۵۷۸ که ناوگان صلیبی‌ها از بندر عیذاب روانه سواحل حجاز شد، ایوبیان از اماکن مقدّس دفاع کردند. [۱۳۳] [۱۳۴]
صلیبیان علاوه بر ایجاد ناامنی حجاز، موجب اختلال در تجارت مسلمانان با مسیحیان و نیز ناامنی کاروان‌ها شده بودند.
البته آنان به هدف اصلی خود که اشغال مدینة النبی بود، نرسیدند و پس از شکست، اسیر شدند.
صلاح الدین پیوسته می‌کوشید دریای سرخ و سرزمین حجاز را از خطر صلیبیان محفوظ بدارد و اصرار داشت تجارت در دست مسلمانان باشد. [۱۳۵] [۱۳۶] [۱۳۷]
در ۶۲۲ حسن بن قَتاده که پیش از آن مدتی والی مکه بودــ با قبایل اطراف مکه و امیر مدینه متحد شد تا با ملک مسعود (جانشین حسن و نایب برگزیده حاکم یمن برای اداره مکه) مقابله کند، ولی موفق نشد و یاقوت مسعودی تا ۶۲۹ در مکه امارت کرد. [۱۳۸] [۱۳۹]

← دوره بنورسول


در نیمه نخست سده هفتم، دولت ایوبیان در یمن سقوط کرد و دولت بنورسول در آن‌جا بر سر کار آمد و امرای مدینه تحت فرمان سلاطین بنورسول قرار گرفتند.
خلافت عباسیان نیز در ۶۵۶ به دست مغولان سقوط کرد و بنورسول بر همه سرزمین حجاز حکم‌فرما شدند. [۱۴۰] [۱۴۱]

← دوره عثمانی‌ها


حجاز در اوایل سده دهم در قلمرو عثمانی‌ها قرار گرفت.
پیش از آن، حدود سه قرن (از اواسط قرن ششم تا نیمه اول قرن نهم) حکام مملوکی و چرکس‌های مصر آن را اداره می‌کردند. [۱۴۲] [۱۴۳]
از شکوفایی علمی و اقتصادی حجاز در این سه قرن، گزارش‌هایی در منابع دیده می‌شود. [۱۴۴] [۱۴۵]
عثمانی‌ها از آغاز ظهورشان، هر سال اموال و هدایایی به حرمین شریفین می‌فرستادند؛ مردم نام این کمک‌ها را صدقه رومیان گذاشته بودند. [۱۴۶]
این اموال و هدایا را، طی تشریفات و جشنی در استانبول، از شاه‌زادگان، وزرا، درباریان و ثروتمندان جمع‌آوری و با حراست خاصی به حجاز ارسال می‌کردند. [۱۴۷]
عثمانیان قضاتی به حرمین می‌فرستادند تا خطبه به نام خلیفه عثمانی خوانده شود و نام امیر مکه نیز پس از نام سلطان عثمانی ذکر می‌شد.
آن‌ها آرامش و امنیت حرمین شریفین را از طریق نیروهایی که سالیانه از اردوگاه‌های مصر فرستاده می‌شدند، تأمین می‌کردند. [۱۴۸]
حجاز در سال‌های ۱۲۱۸ تا ۱۲۲۱، درگیر شورش‌های وهابیان شد که به مکه و مدینه حمله بردند. [۱۴۹]
محمد علی پاشا، والی مصر، از سوی سلطان عثمانی مأمور سرکوب آنان شد و وهابیان را در ۱۲۳۳ مغلوب کرد. [۱۵۰] [۱۵۱] [۱۵۲] [۱۵۳]
حجاز تا ۱۲۶۱ از سوی مصر اداره می‌شد.
از آن پس، دولت عثمانی مستقیمآ به آن‌جا والی می‌فرستاد. [۱۵۴] [۱۵۵]
راه آهن حجاز نیز در همین دوره برای تسهیل رفت و آمد حجاج، از دمشق تا حجاز احداث شد.

← دوره آل سعود


در ۱۳۳۵، حسین بن علی، شریف مکه، حجاز را از تبعیت عثمانی آزاد کرد و مملکت مستقلی تشکیل داد که بریتانیای کبیر استقلال آن را تضمین کرد، در حالی که به عبدالعزیز سوم، ابن سعود، نیز همین وعده را داده بود.
ابن سعود به جنگ شریف حسین رفت و در ۱۳۴۳ به حجاز حمله برد و مکه و مدینه و جدّه را تصرف و کمی بعد سلطنت خود را بر حجاز و نجد اعلام کرد. [۱۵۶] [۱۵۷] [۱۵۸] [۱۵۹]
وی در ۱۳۱۱ ش/۱۹۳۲ خود را سلطان عربستان سعودی نامید. [۱۶۰]

احکام

[ویرایش]

بنا بر قول مشهور- بلکه ادعای اجماع شده که- سکونت کفار در سرزمین حجاز ممنوع است. [۱۶۱]
از برخی نقل شده که مراد از حجاز، خصوص مکه و مدینه است. [۱۶۲]
در جواز ورود کفار به حجاز به صورت عبوری یا برای فروختن آذوقه اختلاف است. [۱۶۳]
برخی، داخل شدن کفّار به حرم مکه را مطلقا جایز ندانسته‌اند؛ لیکن ورود آنان به غیر حرم از این سرزمین را با اذن امام جایز دانسته و گفته‌اند: اگر کافری بدون اذن امام وارد حجاز شود، تعزیر می‌گردد. [۱۶۴] [۱۶۵]

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۲) ابن بطوطه، رحلة ابن بطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۳) ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۲/۱۹۶۳ (ـ۱۹۷۲.
(۴) ابن جبیر، رحلة ابن جبیر، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۵) ابن خرداذبه، المسالک و الممالک.
(۶) ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون.
(۷) ابن رسته، الاعلاق النفسیه.
(۸) ابن فقیه، اخبار البلدان.
(۹) ابن واصل، مُفَرِّج الکروب فی اخبار بنی ایوب، چاپ جمال الدین شیال، (قاهره ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
(۱۰) احمد ابراهیم شریف، دورالحجاز فی الحیاة السیاسیة العامة فی القرنین الاول و الثانی للهجرة، (قاهره ۱۹۶۸).
(۱۱) محمد بن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، چاپ عبدالملک دهیش، مکه ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
(۱۲) اصطخری، صور الاقالیم.
(۱۳) اطلس المملکة العربیة السعودیة، ریاض: وزارة التعلیم العالی، ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
(۱۴) محسن امین، تجدید کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، چاپ حسن امین، (بیروت) ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
(۱۵) محمد ظلی بن درویش اولیا چلبی، الرحلةالحجازیة، ترجمها عن الترکیة و قدم لها صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
(۱۶) عبدالباسط بدر، التاریخ الشامل للمدینة النورة، مدینه ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
(۱۷) بلاذری، فتوح البلدان (بیروت).
(۱۸) ابراهیم بیضون، الحجاز و الدولةالاسلامیة: دراسة فی اشکالیة العلاقة مع السلطة المرکزیة فی القرن الاول الهجری، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۱۹) تاریخ معاصر کشورهای عربی، ۱۹۱۷ـ۱۹۷۰، تهیه شده در فرهنگستان دانش های اتحاد شوروی، پژوهشگاه خاورشناسی، ترجمه محمدحسین شهری، ج ۱، (تهران) : آوا، ۱۳۶۰ ش.
(۲۰) خالد جابری، الحیاةالعلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی: ۶۴۸ـ۹۲۳ ه/ ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷ م، ریاض ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
(۲۱) مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه، ترجمه تقویم التواریخ: سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال ۱۰۸۵ هق، از مترجمی ناشناخته، چاپ میرهاشم محدث، تهران ۱۳۷۶ ش.
(۲۲) حدودالعالم، از مؤلف ناشناخته.
(۲۳) محمد خضری، الدولة العباسیة، قاهره ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
(۲۴) احمد بن زینی دحلان، خلاصة الکلام فی بیان امراء البلد الحرام، مصر ۱۳۰۵.
(۲۵) مدیحة احمد درویش، تاریخ الدولة السعودیة حتی الربع الاول من القرن العشرین، بیروت ۱۴۲۹/۲۰۰۸.
(۲۶) برهان الدین دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹.
(۲۷) محمد رضا، تاریخ الانسانیة و ابطالهامن بدء الخلیفة الی خاتم المرسلین، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۲۸) ابراهیم رفعت باشا، مرآةالحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
(۲۹) شمس الدین بن خالد سامی، قاموس الاعلام، چاپ مهران، استانبول ۱۳۰۶ـ۱۳۱۶/۱۸۸۹ـ۱۸۹۸.
(۳۰) احمد سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
(۳۱) علی بن عبداللّه سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۳۲) سیدامیر علی، مختصر تاریخ العرب و التمدن الاسلامی، ترجمة ریاض رأفت، قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
(۳۳) سیده اسماعیل کاشف، مصر فی عصرالاخشیدیین، (قاهره) ۱۹۸۹.
(۳۴) محمود شاکر، التاریخ الاسلامی، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۳۵) شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی: عصرالدول و الامارات، الجزیرةالعربیة، العراق، ایران، قاهره (۱۹۸۰).
(۳۶) ناصر صالح، «الجغرافیا السیاسیة للمملکة العربیة السعودیة»، در الموسوعة الجغرافیة للعالم الاسلامی، ریاض: جامعة الامام محمد بن سعودالاسلامیة، ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
(۳۷) صالح احمد علی، الحجاز فی صدر الاسلام: دراسات فی احواله العمرانیة و الادرایة، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۳۸) ایوب صبری پاشا، مرآة جزیرةالعرب، ترجمة و تعلیق احمد فؤاد متولّی و صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
(۳۹) احمد بن عبداللّه طبری، القری لقاصد ام القری، چاپ مصطفی سقا، بیروت (بی تا).
(۴۰) احمد بن عبدالحمید عباسی، کتاب عمدة الاخبار فی مدینة المختار، چاپ محمد طیب انصاری، (قاهره، بی تا).
(۴۱) عمرفاروق سیدرجب، المدن الحجازیة، (قاهره) ۱۹۸۱.
(۴۲) محمد عناقره، الحیاة الاقتصادیة فی الحجاز فی عصر دولةالممالیک: ۶۴۸ـ۹۲۳ ه/ ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷ م، ریاض ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
(۴۳) محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۴۴) همو، العقد الثمین فی تاریخ البلد الأمین، چاپ محمد عبدالقادر احمد عطا، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
(۴۵) قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الانشاء.
(۴۶) ولادیمیر باریسوویچ لوتسکی، تاریخ الاقطار العربیة الحدیث، ترجمه عفیفه بستانی، مسکو ۱۹۷۱.
(۴۷) سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۴۸) محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، (قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳).
(۴۹) حسین مدرسی طباطبائی، زمین در فقه اسلامی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۵۰) ابوبکر بن حسین مراغی، تحقیق النصرة بتلخیص معالم دارالهجرة، چاپ عبداللّه بن عبدالرحیم عسیلان، مدینه ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
(۵۱) مقدسی، البدء و التاریخ.
(۵۲) احمد بن علی مقریزی، السلوک لمعرفة دول الملوک، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
(۵۳) الموسوعة العربیة، دمشق، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
(۵۴) الموسوعةالعربیة العالمیة، ریاض: مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
(۵۵) ناجی معروف، المدارس الشرابیة ببغداد و واسط و مکة، بغداد ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
(۵۶) ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران۱۳۶۳ ش.
(۵۷) محمد بن احمد نهروالی، کتاب الاعلام باعلام بیت اللّه الحرام، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۵/۲۰۰۴.
(۵۸) عبداللّه ولیعی، «البنیة الجیولوجیة و التضاریس»، در الموسوعة الجغرافیة للعالم الاسلامی، قاهره ۱۴۲۵/۲۰۰۴.
(۵۹) یاقوت حموی، معجم البلدان.
(۶۰) یعقوبی، البلدان.
(۶۱) می یمانی، مهدالاسلام: البحث عن الهویة الحجازیة، ترجمه غاده حیدر، بیروت ۲۰۰۵.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. خالد جابری، الحیاةالعلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی: ۶۴۸ـ۹۲۳ ه/ ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷ م، ج۱، ص۳۶ـ۳۸، ریاض ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۲. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۱، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۳. عمرفاروق سیدرجب، المدن الحجازیة، ج۱، ص۴۳، (قاهره) ۱۹۸۱.
۴. یاقوت حموی، معجم البلدان، ذیل مادّه.    
۵. الموسوعةالعربیة العالمیة، ریاض: مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، ذیل مادّه، ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۶. شمس الدین بن خالد سامی، قاموس الاعلام، ذیل مادّه، چاپ مهران، استانبول ۱۳۰۶ـ۱۳۱۶/۱۸۸۹ـ۱۸۹۸.
۷. الموسوعةالعربیة العالمیة، ریاض: مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، ذیل مادّه، ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۸. ناصر صالح، «الجغرافیا السیاسیة للمملکة العربیة السعودیة»، ج۱، ص۱۷۱، در الموسوعة الجغرافیة للعالم الاسلامی، ریاض: جامعة الامام محمد بن سعودالاسلامیة، ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۹. اطلس المملکة العربیة السعودیة، ریاض: وزارة التعلیم العالی، ج۱، ص۱۴ـ۱۵، ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
۱۰. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۳، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۱۱. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۴، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۱۲. اطلس المملکة العربیة السعودیة، ریاض: وزارة التعلیم العالی، ج۱، ص۱۴۲ـ۱۴۳، ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
۱۳. احمد سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، ج۱، ص۳۹ـ۴۰، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۱۴. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۸۷، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۵. ابن جبیر، رحلة ابن جبیر، ج۱، ص۹۶ـ۱۰۱، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۶. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۸۸، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۷. محمد بن احمد نهروالی، کتاب الاعلام باعلام بیت اللّه الحرام، ج۱، ص۱۲، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۵/۲۰۰۴.
۱۸. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۸۸، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۹. ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، ج۱، ص۱۱۷، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران۱۳۶۳ ش.
۲۰. سیدامیر علی، مختصر تاریخ العرب و التمدن الاسلامی، ج۱، ص۲، ترجمة ریاض رأفت، قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
۲۱. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۵۲۷، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۲. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۵۲۹، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۳. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۵۳۲، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۴. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۵۳۵، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۵. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۲۸۱ـ۲۸۳، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۶. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۳، ص۹۹، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۷. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۱۴۱ـ۱۴۷، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۸. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۵۲۷ـ۵۳۷، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۹. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۲۸۰ـ۲۸۶، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۳۰. ابوبکر بن حسین مراغی، تحقیق النصرة بتلخیص معالم دارالهجرة، ج۱، ص۲۴۱، چاپ عبداللّه بن عبدالرحیم عسیلان، مدینه ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
۳۱. علی بن عبداللّه سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، ج۲، ص۷۶۶ـ ۷۷۰، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۳۲. احمد بن عبدالحمید عباسی، کتاب عمدة الاخبار فی مدینة المختار، ج۱، ص۳۴۸ـ۳۴۹، چاپ محمد طیب انصاری، (قاهره، بی تا).
۳۳. ابراهیم رفعت باشا، مرآةالحرمین، ج۱، ص۴۰۷ـ ۴۱۳، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
۳۴. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۱۸۰ـ۱۸۱، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۳۵. احمد بن عبداللّه طبری، القری لقاصد ام القری، ج۱، ص۴۸۵، چاپ مصطفی سقا، بیروت (بی تا).
۳۶. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۵، ص۲۹۶، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۳۷. محمد بن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۲، ص۸۳۶ـ۸۴۶، چاپ عبدالملک دهیش، مکه ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۳۸. بلاذری، فتوح البلدان (بیروت)، ج۱، ص۶۴ـ۶۸.
۳۹. علی بن عبداللّه سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، ج۳، ص۹۵۰، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۴۰. علی بن عبداللّه سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، ج۳، ص۹۵۲، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۴۱. علی بن عبداللّه سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، ج۳، ص۹۶۱، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۴۲. علی بن عبداللّه سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، ج۳، ص۹۶۶، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۴۳. علی بن عبداللّه سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، ج۴، ص۱۱۳۹ـ۱۱۴۰، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۴۴. احمد بن عبدالحمید عباسی، کتاب عمدة الاخبار فی مدینة المختار، ج۱، ص۲۴۷ـ۲۴۸، چاپ محمد طیب انصاری، (قاهره، بی تا).
۴۵. احمد بن عبدالحمید عباسی، کتاب عمدة الاخبار فی مدینة المختار، ج۱، ص۲۵۶، چاپ محمد طیب انصاری، (قاهره، بی تا).
۴۶. احمد بن عبدالحمید عباسی، کتاب عمدة الاخبار فی مدینة المختار، ج۱، ص۲۶۳، چاپ محمد طیب انصاری، (قاهره، بی تا).
۴۷. محمد بن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۲، ص۸۵۴، چاپ عبدالملک دهیش، مکه ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۴۸. احمد بن عبدالحمید عباسی، کتاب عمدة الاخبار فی مدینة المختار، ج۱، ص۳۸۷ـ۳۸۸، چاپ محمد طیب انصاری، (قاهره، بی تا).
۴۹. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۱۸۵ـ۱۸۷، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۵۰. احمد سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، ج۱، ص۷۹ـ۸۱، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۵۱. شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی: عصرالدول و الامارات، ج۵، ص۵۲ـ۶۷، الجزیرةالعربیة، العراق، ایران، قاهره (۱۹۸۰).
۵۲. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۱۸۶، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۵۳. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۵۲۶ ـ ۵۲۷، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۵۴. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۱، ص۵۳۶، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۵۵. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۵، ص۶۸، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۵۶. ناجی معروف، المدارس الشرابیة ببغداد و واسط و مکة، ج۱، ص۳۰۷ـ ۳۰۸، بغداد ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۵۷. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۱۹۰، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۵۸. ناجی معروف، المدارس الشرابیة ببغداد و واسط و مکة، ج۱، ص۳۰۸ـ۳۱۱، بغداد ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۵۹. ابن بطوطه، رحلة ابن بطوطة، ج۱، ص۱۶۶ـ۱۶۷، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۰. ناجی معروف، المدارس الشرابیة ببغداد و واسط و مکة، ج۱، ص۳۱۱، بغداد ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
۶۱. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۱۹۶، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۶۲. ابراهیم رفعت باشا، مرآةالحرمین، ج۱، ص۱۴۵، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
۶۳. یعقوبی، البلدان، ج۱، ص۳۱۱ـ۳۱۷.
۶۴. ابن خرداذبه، المسالک و الممالک، ج۱، ص۱۲۸.
۶۵. اصطخری، صور الاقالیم، ج۱، ص۱۴.
۶۶. مقدسی، البدء و التاریخ، ج۱، ص۶۸.
۶۷. حدودالعالم، از مؤلف ناشناخته، ج۱، ص۱۹۵.
۶۸. ابن رسته، الاعلاق النفسیه، ج۱، ص۹۶.
۶۹. ابن فقیه، اخبار البلدان، ج۱، ص۳.
۷۰. یاقوت حموی، معجم البلدان، ذیل ماده.
۷۱. قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الانشاء، ج۴، ص۲۴۶.
۷۲. می یمانی، مهدالاسلام: البحث عن الهویة الحجازیة، ج۱، ص۱۷، ترجمه غاده حیدر، بیروت ۲۰۰۵.
۷۳. خالد جابری، الحیاةالعلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی: ۶۴۸ـ۹۲۳ ه/ ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷ م، ج۱، ص۳۳ـ۳۶، ریاض ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۷۴. برهان الدین دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، ج۱، ص۳۹، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹.
۷۵. برهان الدین دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، ج۱، ص۷۴، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹.
۷۶. برهان الدین دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، ج۱، ص۷۷، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹.
۷۷. برهان الدین دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، ج۱، ص۷۹، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹.
۷۸. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۴، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۷۹. احمد ابراهیم شریف، دورالحجاز فی الحیاة السیاسیة العامة فی القرنین الاول و الثانی للهجرة، ج۱، ص۹ـ۱۳، (قاهره ۱۹۶۸).
۸۰. برهان الدین دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، ج۱، ص۷۶، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹.
۸۱. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۴، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۸۲. احمد ابراهیم شریف، دورالحجاز فی الحیاة السیاسیة العامة فی القرنین الاول و الثانی للهجرة، ج۱، ص۱۴ـ۲۷، (قاهره ۱۹۶۸).
۸۳. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۴، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۸۴. برهان الدین دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، ج۲، ص۴۲ـ۴۴، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹.
۸۵. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۵، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۸۶. فیل/سوره۱۰۵، آیه۱.    
۸۷. صالح احمد علی، الحجاز فی صدر الاسلام: دراسات فی احواله العمرانیة و الادرایة، ج۱، ص۷ـ۸، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۸۸. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۵، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۸۹. ابراهیم بیضون، الحجاز و الدولةالاسلامیة: دراسة فی اشکالیة العلاقة مع السلطة المرکزیة فی القرن الاول الهجری، ج۱، ص۱۱ـ ۱۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۹۰. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۲۳، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۹۱. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۵، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۹۲. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۵، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۹۳. حسین مدرسی طباطبائی، زمین در فقه اسلامی، ج۱، ص۸۷ـ۸۹، تهران ۱۳۶۲ ش.
۹۴. الموسوعة العربیة، دمشق، ج۸، ص۶۵، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
۹۵. قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الانشاء، ج۴، ص۲۶۷ـ ۲۶۸.
۹۶. محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، ج۱، ص۱۹، (قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳).
۹۷. احمد بن زینی دحلان، خلاصة الکلام فی بیان امراء البلد الحرام، ج۱، ص۱۵، مصر ۱۳۰۵.
۹۸. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۲۰۷۲۰۸.    
۹۹. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص۱۲۸ـ۱۲۹.
۱۰۰. قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الانشاء، ج۴، ص۲۶۸.
۱۰۱. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۲، ص۳۴۶ـ۳۴۷، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۰۲. محمد خضری، الدولة العباسیة، ج۱، ص۳۳۱، قاهره ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۱۰۳. احمد سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، ج۱، ص۱۶۸ـ۱۷۳، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۱۰۴. ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۳، ص۲۹۷، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۲/۱۹۶۳ (ـ۱۹۷۲.
۱۰۵. احمد بن زینی دحلان، خلاصة الکلام فی بیان امراء البلد الحرام، ج۱، ص۱۴ـ۱۶، مصر ۱۳۰۵.
۱۰۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۳۲۸.    
۱۰۷. محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، ج۱، ص۲۰، (قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳).
۱۰۸. احمد سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، ج۱، ص۱۷۳ـ۱۷۴، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۱۰۹. محمد خضری، الدولة العباسیة، ج۱، ص۳۴۳، قاهره ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۱۱۰. سیده اسماعیل کاشف، مصر فی عصرالاخشیدیین، ج۱، ص۹۱، (قاهره) ۱۹۸۹.
۱۱۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۱۲.    
۱۱۲. سیده اسماعیل کاشف، مصر فی عصرالاخشیدیین، ج۱، ص۹۶ـ۹۷، (قاهره) ۱۹۸۹.
۱۱۳. محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، ج۱، ص۲۴ـ ۲۸، (قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳).
۱۱۴. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۲، ص۳۵۰ـ۳۵۲، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۱۵. محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، ج۱، ص۲۴ـ۲۵، (قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳).
۱۱۶. احمد سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، ج۱، ص۱۹۳ـ۱۹۴، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۱۱۷. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۳۰ـ۳۱، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۱۸. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۶۹۴.    
۱۱۹. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص۱۳۰.
۱۲۰. احمد بن زینی دحلان، خلاصة الکلام فی بیان امراء البلد الحرام، ج۱، ص۱۶، مصر ۱۳۰۵.
۱۲۱. محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، ج۱، ص۲۴، (قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳).
۱۲۲. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۳۱ـ۳۲، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲۳. محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، ج۱، ص۲۵، (قاهره ۱۳۹۳/۱۹۷۳).
۱۲۴. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۳۲، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱۱، ص۳۶۸۳۷۱.    
۱۲۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱۱، ص۳۹۶.    
۱۲۷. ابن جبیر، رحلة ابن جبیر، ج۱، ص۲۵۷، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۲۸. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۲، ص۳۶۶ـ۳۶۷، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۲۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱۱، ص۴۷۰.    
۱۳۰. ابن واصل، مُفَرِّج الکروب فی اخبار بنی ایوب، ج۲، ص۱۰۱ـ۱۰۲، چاپ جمال الدین شیال، (قاهره ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۳۱. ابن واصل، مُفَرِّج الکروب فی اخبار بنی ایوب، ج۲، ص۱۲۷، چاپ جمال الدین شیال، (قاهره ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۳۲. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۴۴ـ ۴۵، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۳۳. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱۱، ص۴۹۰۴۹۱.    
۱۳۴. احمد بن علی مقریزی، السلوک لمعرفة دول الملوک، ج۱، ص۱۸۹ـ۱۹۰، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۱۳۵. ابن جبیر، رحلة ابن جبیر، ج۱، ص۲۶۰، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۳۶. ابن واصل، مُفَرِّج الکروب فی اخبار بنی ایوب، ج۲، ص۱۲۸ـ۱۳۰، چاپ جمال الدین شیال، (قاهره ۱۳۷۷/۱۹۵۷).
۱۳۷. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۴۷، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۳۸. محمد بن احمد فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، ج۲، ص۳۱۵ـ۳۱۶، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۳۹. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۵۹، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴۰. احمد سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، ج۱، ص۲۳۸ـ۲۳۹، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۱۴۱. سلیمان عبدالغنی مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ج۱، ص۶۲، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴۲. ایوب صبری پاشا، مرآة جزیرةالعرب، ج۱، ص۶۰ـ۶۱، ترجمة و تعلیق احمد فؤاد متولّی و صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۱۴۳. خالد جابری، الحیاةالعلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی: ۶۴۸ـ۹۲۳ ه/ ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷ م، ج۱، ص۴۶ـ۶۲، ریاض ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۱۴۴. خالد جابری، الحیاةالعلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی: ۶۴۸ـ۹۲۳ ه/ ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷ م، ریاض ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۱۴۵. محمد عناقره، الحیاة الاقتصادیة فی الحجاز فی عصر دولةالممالیک: ۶۴۸ـ۹۲۳ ه/ ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷ م، ریاض ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
۱۴۶. محمد ظلی بن درویش اولیا چلبی، الرحلةالحجازیة، ج۱، ص۳۶، ترجمها عن الترکیة و قدم لها صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۱۴۷. محمد ظلی بن درویش اولیا چلبی، الرحلةالحجازیة، ج۱، ص۳۷، ترجمها عن الترکیة و قدم لها صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۱۴۸. محمد ظلی بن درویش اولیا چلبی، الرحلةالحجازیة، ج۱، ص۴۰، ترجمها عن الترکیة و قدم لها صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
۱۴۹. ولادیمیر باریسوویچ لوتسکی، تاریخ الاقطار العربیة الحدیث، ج۱، ص۹۹، ترجمه عفیفه بستانی، مسکو ۱۹۷۱.
۱۵۰. محسن امین، تجدید کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، ج۱، ص۴۵، چاپ حسن امین، (بیروت) ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
۱۵۱. ولادیمیر باریسوویچ لوتسکی، تاریخ الاقطار العربیة الحدیث، ج۱، ص۱۰۳، ترجمه عفیفه بستانی، مسکو ۱۹۷۱.
۱۵۲. مدیحة احمد درویش، ج۱، ص۴۹، تاریخ الدولة السعودیة حتی الربع الاول من القرن العشرین، بیروت ۱۴۲۹/۲۰۰۸.
۱۵۳. مدیحة احمد درویش، ج۱، ص۵۲، تاریخ الدولة السعودیة حتی الربع الاول من القرن العشرین، بیروت ۱۴۲۹/۲۰۰۸.
۱۵۴. محمود شاکر، التاریخ الاسلامی، ج۸، ص۲۴۸، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
۱۵۵. عبدالباسط بدر، التاریخ الشامل للمدینة النورة، ج۲، ص۴۷۸، مدینه ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۱۵۶. محسن امین، تجدید کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، ج۱، ص۴۸ـ۴۹، چاپ حسن امین، (بیروت) ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
۱۵۷. محسن امین، تجدید کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، ج۱، ص۵۲، چاپ حسن امین، (بیروت) ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
۱۵۸. مدیحة احمد درویش، تاریخ الدولة السعودیة حتی الربع الاول من القرن العشرین، ج۱، ص۹۰، بیروت ۱۴۲۹/۲۰۰۸.
۱۵۹. مدیحة احمد درویش، تاریخ الدولة السعودیة حتی الربع الاول من القرن العشرین، ج۱، ص۱۱۱، بیروت ۱۴۲۹/۲۰۰۸.
۱۶۰. تاریخ معاصر کشورهای عربی، ۱۹۱۷ـ۱۹۷۰، ج۱، ص۲۶۶، تهیه شده در فرهنگستان دانش های اتحاد شوروی، پژوهشگاه خاورشناسی، ترجمه محمدحسین شهری، ج ۱، (تهران) : آوا، ۱۳۶۰ ش.
۱۶۱. جواهر الکلام ج۲۱، ص۲۸۹.    
۱۶۲. جواهر الکلام ج۲۱، ص۲۹۰.    
۱۶۳. جواهر الکلام ج۲۱، ص۲۹۰.    
۱۶۴. المبسوط ج۲، ص۴۷-۴۸.    
۱۶۵. تحریر الاحکام ج۲، ص۲۱۲-۲۱۳.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حجاز»، شماره۵۸۲۴.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۲۱۵-۲۱۶.    


رده‌های این صفحه : جغرافیای اسلامی | عربستان




جعبه‌ابزار