حسان بن ثابتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوالولید حسّان بن ثابت بن منذر (تیم الله) [۱] [۲] شاعر و صحابی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، از بزرگ‌ترین شاعران عرب قبل از ظهور اسلام و در آغاز عهد اسلامی است.


کنیه

[ویرایش]

کنیه‌هایش ابوالولید، ابوالحُسام، ابوعبدالرحمان و ابوالمضرّب بود. [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹] او را حُسام نیز نامیده‌اند. [۱۰] حسان یمنی ‌الاصل بود.

تولد

[ویرایش]

هفت یا هشت سال قبل از میلاد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) [۱۱] [۱۲]در یثرب به‌ دنیا آمد و در همان‌جا رشد یافت. [۱۳] [۱۴] او از قبیله خزرج و از طایفه بنی‌نجار، [۱۵] و از خویشاوندان پیامبر اکرم بود. [۱۶] [۱۷]

والدین

[ویرایش]

پدرش ثابت و جدّش مُنذِر بن حَرام، از اشراف و بزرگان قوم خزرج بودند. [۱۸] «ثابت بن منذر بن حرام»، با «مطلب» (عموی عبدالمطلب) دوست بود و او در سفری که به مکه برای عمره رفته بود با سخنانی که در خصوص شیبه (عبدالمطلب) (وی در مدینه ساکن بود) به مطلب گفت، سبب شد مطلب، شیبه را به مکه آورد. [۱۹] مادرش، فُرَیعة، دختر «خالد بن خنیس‌ بن لوذان» [۲۰] [۲۱] [۲۲] یا دختر «خنیس بن لوذان» خواهر خالد [۲۳] می‌باشد، از‌ همان قبیله بود که پس از هجرت پیامبراکرم به مدینه، اسلام آورد. [۲۴] [۲۵] [۲۶]حسّان را ابن‌فُرَیعه نیز خطاب می‌کردند. [۲۷] [۲۸]

دین حسان

[ویرایش]

حسّان یهودی بود، اما در شصت سالگی، با ورود پیامبر به مدینه، اسلام آورد. بنابراین، او هفت یا هشت ساله بوده است که پیامبر به دنیا آمدند. [۲۹] [۳۰]
حسان بن ثابت قبل از اسلام؛ در ایام جاهلیت، شاعر انصار بود. (قال ابو عبیدة: فضل حسان بن ثابت علی الشعراء بثلاث: کان شاعر الانصار فی الجاهلیة، و شاعر النبی صلّی اللَّه علیه و سلّم فی ایام النبوة، و شاعر الیمن کلها فی الاسلام.) [۳۱] پس از ورود پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مدینه، حسان همانند بسیاری دیگر از انصار به پیامبر ایمان آورد. او پس از این که اسلام آورد این اشعار را خواند.
«شهدت باذن الله ان محمد رسول الذی فوق السموات من عل...» .
«به اذن خداوند شهادت می‌دهم که محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرستاده آسمانی است که از جانب خداوند آمده است».
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود من هم با تو گواهی می‌دهم. [۳۲]

شاعر پیامبر

[ویرایش]

حسان شاعر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، [۳۳] [۳۴] از شاعران به اصطلاح «مُخَضْرم» است که هم در جاهلیت و هم در اسلام شعر گفته است. [۳۵] او از مشاهیر اصحاب آن حضرت بود و از جمله راویان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز محسوب می‌شود. پسرش عبدالرحمن و سعید بن مسیب و ابوسلمه بن عبدالرحمن و دیگران از او روایت نقل کرده‌اند. [۳۶] [۳۷]

شرکت نکردن در غزوات

[ویرایش]

حسّان اهل نبرد نبود و، به‌ سبب ترسی که بر وی عارض شد، در هیچ‌یک از غزوات شرکت نکرد. [۳۸] [۳۹] [۴۰]با وجود این، ظاهر خود را چون شیر می‌آراست و در اشعارش به وصف شجاعت خویش می‌پرداخت، چنان که باعث تبسّم پیامبر می‌شد. [۴۱] [۴۲] حسّان زبان گزنده‌ای داشت و با هجو مشرکان و دفاع از پیامبر، مورد احترام و مایه آرامش آن حضرت بود. [۴۳] [۴۴] [۴۵] نوشته‌اند که پیامبراکرم او را تأیید می‌کرد و می‌فرمود حسّان از عنایت فرشته وحی برخوردار است. [۴۶] [۴۷] [۴۸] [۴۹]وی در هجو مشرکان قریش، به دستور پیامبر انساب و اخبار آنان را نزد ابوبکر آموخت و بی‌آنکه به پیامبر و اعقاب ایشان خدشه‌ای وارد شود چنان اشعاری سرود که تحسین رسول خدا و همگان را برانگیخت و قریش را مبهوت ساخت. [۵۰] [۵۱] [۵۲]هنگامی که بنی‌تمیم در برابر پیامبراسلام موضع گرفتند و بر خود فخر و مباهات کردند، دفاع حسّان از رسول خدا چنان بود که همه آنان به اسلام گرویدند. [۵۳]

صفات اخلاقی حسان

[ویرایش]

بسیاری از مورخان و سیره‌نویسان معتقدند وی ترسو بود. [۵۴] [۵۵] [۵۶] حکایتی که توسط مورخان بیان شده است نیز نشان‌گر ترس حسان می‌باشد. «در یکی از غزوات حسان به همراه زنان و کودکان در یکی از قلعه‌های مدینه پناه گرفته بودند. صفیه دختر عبدالمطلب، عمه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌گوید: «یکی از یهودیان بنی‌قریظه به کنار قلعه‌ای که ما در آن بودیم آمد و شروع به گردش به دور آن قلعه کرد تا بلکه راهی به داخل آن پیدا کند و کسی هم نبود که از ما دفاع کند؛ زیرا رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مسلمین در میدان جنگ بودند و نمی‌توانستند آن‌جا را رها کرده برای محافظت ما به شهر بیایند، از این‌رو من به حسان بن ثابت گفتم: این یهودی مشغول گردش در اطراف قلعه است و ممکن است جائی پیدا کند و به داخل قلعه بیاید، از جا برخیز و او را به قتل برسان حسان گفت: ‌ای دختر عبدالمطلب به خدا تو خود می‌دانی که من مرد این کار نیستم و کشتن او از عهده من خارج است. صفیه می‌گوید: این پاسخ را که من از حسان شنیدم کمرم را محکم بستم سپس عمودی به دست گرفته از قلعه به زیر آمدم آن یهودی را از پای درآوردم آن گاه به قلعه بازگشتم و به حسان گفتم: من او را کشتم اکنون تو برخیز و جامه و اسلحه‌اش را برگیر و اگر مرد نبود من خودم این کار را می‌کردم؟ حسان گفت: ‌ای دختر عبدالمطلب مرا به جامه و اسلحه او احتیاجی نیست، مرا به حال خود واگذار». [۵۷] [۵۸] [۵۹] برخی از مورخان این جریان را مربوط به سال سوم هجری و زمان غزوه احد می‌دانند. [۶۰] [۶۱] [۶۲] عده‌ای قائلند: او به خاطر ترسش در هیچ معرکه‌ای (جنگی) حاضر نشد، [۶۳] [۶۴] به نظر می‌رسد، این بیان چندان درست نباشد؛ چرا که اشعار وی در بعضی از غزوات (مثل غزوه خیبر، فتح مکه و...) [۶۵] [۶۶] [۶۷] نشان‌گر حضور او در آن جنگ می‌باشد. برخی علت ترسو بودن وی را ضربه شمشیری می‌دانند که صفوان بن معطل به او زده است. پیامبر به خاطر همین ضربه قصر بنی‌جدیله را در مدینه به او داد و «سیرین» کنیز قبطی (خواهر ماریه (ماریه قبطیه همسر رسول خدا بود)) را به او بخشید. (می‌نویسد: پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خواهر ماریه را به حسان بن ثابت شاعر بخشید که برای حسان پسرش عبدالرحمن را به دنیا آورد.) [۶۸] [۶۹]

عذرخواهی از پیامبر

[ویرایش]

در ماجرای اِفْک، (تهمت به عایشه) حسّان به خاطر بدگویی‌اش از عایشه به دستور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حد خورده است. [۷۰] [۷۱] البته برخی هم منکر این امر شده‌اند. [۷۲] [۷۳] همچنین در نقلی از عایشه آورده‌اند که او چیزی نگفته است. [۷۴]، اما او با سرودن مدحیه‌ای درباره عایشه و یادآوری سابقه خود در اسلام نزد پیامبر، از پیامبر و عایشه عذرخواهی نمود. [۷۵] [۷۶] [۷۷] [۷۸] خلیفه دوم نمی‌پسندید که حسّان در مسجد پیامبر شعر بخواند اما دیگر اصحاب پیامبر، از جمله زبیر بن عوام و عبداللّه‌ بن عباس، و همچنین عایشه، مردم را به تکریم وی و شنیدن اشعارش ترغیب می‌کردند. [۷۹] [۸۰]

پیوستن به عثمانیان

[ویرایش]

در جریان خون‌خواهی عثمان‌ بن عفان، حسّان به عثمانیان پیوست [۸۱] هر چند قصایدی که در حمایت از عثمان و هجو قاتلانش به حسان نسبت داده‌اند چندان معتبر نیست. [۸۲] [۸۳]شوقی‌ضیف [۸۴] این اشعار را برساخته امویان دانسته است تا ننگ هجو قریش را پاک کنند.

پیش از اسلام

[ویرایش]

پیش از اسلام، حسّان به دربار غسانیان و پادشاهان حیره رفت و آمد می‌کرد و با مدح آنان از ایشان صله می‌گرفت و این رویه تا پایان عمرش ادامه داشت. [۸۵] [۸۶] [۸۷] [۸۸]وی در اواخر عمر نابینا شد. [۸۹] حسّان، با بیش از صد سال زندگی، از معمّرینِ مخضرم به شمار می‌رود که تقریباً نیمی از عمر خود را پس از ورود پیامبر اسلام به مدینه گذراند، [۹۰] [۹۱]

دفاع پیامبر از حسان

[ویرایش]

حسان با سرودن اشعار خویش از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مسلمانان دفاع می‌کرد و با شاعران مخالف اسلام مقابله می‌کرد. در یک مورد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) (در جواب اعتراض عمر به شعر خواندن حسان) فرمود: «ای عمر دست از او بردار سوگند به خداوندی که جان من در دست قدرت او است، سخنان او از فرو رفتن تیر به جان کفار سخت‌تر و مشکل‌تر است. [۹۲]‌ در نقلی آمده است: «فضل حسان از دیگر شعرا این است که او شاعر انصار در جاهلیت، شاعر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در اسلام و در عصر اسلام، شاعر منحصر به فرد تمام مملکت یمن بود». [۹۳] [۹۴] علامه امینی به نقل از ابوعبیده می‌نویسد: تمام عربها اجماع کرده‌اند و بالاتفاق پذیرفته‌اند که حسان در بین شاعران شهرنشین (در مقابل شاعران بادیه) از همه تواناتر است. [۹۵]
به نظر می‌رسد، این سخن رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که در مورد او فرمود: «اللهم ایده بروح القدس» [۹۶] [۹۷] خدایا او را مورد تائید روح القدس قرار بده، به صورت مشروط بیان شده باشد؛ چرا که بسیاری از مورخان قائلند پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) درباره او فرمود: «ای حسان «تا وقتی که از ما دفاع کنی» موید به تائیدات روح القدس خواهی بود.» ؛ [۹۸] [۹۹] البته این دعا به صورت‌های مختلفی بیان شده است. در یک مورد از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده است که در مورد او فرمود: «االلهم ایده بروح القدس لمناضلته عن المسلمین»، [۱۰۰] [۱۰۱] خدایا حسان را با روح‌القدس مورد حمایت و تایید قرار بده، به خاطر حمایت او از مسلمانان. در نقلی دیگر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «ان اللّه یؤید حسان بروح القدس ما نافح عن رسول اللّه» [۱۰۲] [۱۰۳]‌ «خداوند حسان را مورد حمایت و تایید روح القدس قرار دهد تا زمانی که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پشتیبانی کند.»

← شعرخوانی در برابر دشمنان


بعضا پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از حسان می‌خواست که در برابر دشمنان شعر بگوید. [۱۰۴] [۱۰۵] به عنوان نمونه زمانی که قبیله بنی‌تمیم نزد رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمده بودند و قصد مفاخره داشتند، بنی‌تمیم گفتند ما با شاعر و خطیبمان نزد تو آمده‌ایم تا با شما مفاخره کنیم. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ابتدا در جواب آنها فرمودند: من نه برای شعر گفتن مبعوث شده‌ام و نه به فخرفروشی مامور شده‌ام؛ ولی حالا که آمده‌اید، بیایید. ابتدا زبرقان بن بدر [۱۰۶] [۱۰۷] و به نقلی عطارد بن حاجب [۱۰۸] سخنانی بیان کرد. ثابت بن قیس بن شماس به امر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به او جواب گفت؛ سپس شاعر ایشان زبرقان بن بدر در برتری قوم خویش اشعاری سرود، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دستور فرمود حسان بن ثابت بیاید و به اشعار او جواب دهد. حسان جواب اشعار او را با اشعاری داد. آنها اقرار کردند که خطیب رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از خطیب خودشان بهتر و شاعر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از شاعرشان ماهرتر است. [۱۰۹] آن‌گاه همه فرستادگان تمیم مسلمان شدند و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به آنها هدایایی داد. [۱۱۰] [۱۱۱]
برخی قائلند اشعار حسان پیش از اسلام برتر از اشعار او بعد از اسلام بوده است. [۱۱۲] [۱۱۳] طبق برخی از نقلها از خود او علت این امر را سوال کردند وی گفت: «در جاهلیت شعر قید و بندی نداشت و نیکویی شعر، افراط در بیان است و این افراط کذب است. اسلام هم از کذب منع کرده است». [۱۱۴] حسان در خصوص بسیاری از وقایع مهم صدر اسلام شعر سروده است. این اشعار به گونه‌ای است که بعضا به عنوان سند‌های تاریخی مورد توجه قرار گرفته‌اند. به عنوان نمونه او در فتح مکه، [۱۱۵] [۱۱۶] نبرد خیبر، [۱۱۷] [۱۱۸] نبرد احزاب، [۱۱۹] روز غدیر، [۱۲۰] [۱۲۱] درباره قتل کعب بن اشرف و سلام بن ابی حقیق [۱۲۲] [۱۲۳]و در رثای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) [۱۲۴] شعر سرود.

← شعر وی در روز عید غدیر


در این‌جا و به عنوان نمونه گوشه‌ای از شعر او را که در روز عید غدیر و با اجازه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سروده را ذکر می‌کنیم.
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اسمع بالنبی منادیا...
فقال له قم یا علی فانی رضیتک من بعدی اماما و‌هادیا [۱۲۵] [۱۲۶]
شیعیان همواره به این شعر حسان در خصوص ولایت علی (علیه‌السّلام) استناد کرده‌اند. [۱۲۷] دیوان اشعار او در بیروت، سال ۱۹۶۶ میلادی به چاپ رسیده است.

حسان پس از پیامبر

[ویرایش]

حسان در دوره عمر در مسجد شعر می‌خواند عمر به او اعتراض کرد. حسان در جواب او گفت: من این جا شعر خواندم در حالی که بهتر از تو (یعنی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ) در آن بود. [۱۲۸] [۱۲۹] سپس رو به ابوهریره نموده گفت: تو سخن رسول خدا را شنیدی که می‌گفت خداوندا حسان را به روح القدس مؤید فرما و دعایم را اجابت نما؟ ابوهریره او را تصدیق کرد. [۱۳۰] [۱۳۱] برخی معتقدند: حسان بعد از دوره پیامبر از شعر گفتن دست کشید. «تنها در رثای عثمان شعری سرود.» [۱۳۲] وی از جمله راویان حدیث از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شمرده شده است. [۱۳۳]

← از منحرفان علی


پس از به خلافت رسیدن علی (علیه‌السّلام)، عده‌ای از بیعت با آن حضرت امتناع ورزیدند، حسان بن ثابت از جمله آنان بود. شیخ مفید می‌نویسد: «گروهی از بیعت با علی (علیه‌السّلام) سرباز زدند مانند عبداللَّه پسر عمر بن خطاب، سعد وقاص، محمد بن مسلمه، حسان بن ثابت و اسامه بن زید، حضرت علی (علیه‌السّلام) پس از امتناع آنها از بیعت سخنرانی کرد. در بخشی از سخن حضرت آمده است:...از جانب سعد، و مسلمه و اسامه، و عبداللَّه، و حسان چیزهائی به من رسیده که آن را خوش ندارم و حق در میان من و ایشان حاکم است.» [۱۳۴]به هر حال حسان را از منحرفان و مخالفان علی (علیه‌السّلام) شمرده‌اند. [۱۳۵] علامه امینی در خصوص او می‌نویسد: «حسان از بینش ظاهری (نابینا شده بود) و باطنی محروم گردیده بود زمانی که امیرالمؤمنین قیس بن سعد بن عباده را از استان‌داری مصر عزل کرده بود و او به مدینه برگشته بود، حسان نزد او آمده قیس را سرزنش کرده به او گفت: عثمان را کشتی و گناهش بر گردن توماند و اکنون علی هم تو را از ولایت مصر عزل نمود و پاداش خوبی به تو نداد. قیس از سخنانش ناراحت شد و به او گفت: «ای کور دل و‌ای نابینا به خدا سوگند اگر از وقوع جنگ بین قبیله خود و اقوام تو نمی‌ترسیدم گردنت را می‌زدم»، سپس او را از خود راند. [۱۳۶]

وفات

[ویرایش]

تاریخ وفات وی بین سالهای ۴۰ تا ۵۴ نقل شده است. [۱۳۷] [۱۳۸] [۱۳۹]در این که حسان در چه سالی و در کجا از دنیا رفته است، اختلاف است طبق یک نقل وی قبل از سال ۴۰ هجری و در زمان خلافت علی (علیه‌السّلام)، [۱۴۰] [۱۴۱] در مدینه از دنیا رفت. [۱۴۲] و به قولی سال۵۰، [۱۴۳] و یا ۵۴ هجری [۱۴۴] [۱۴۵] مرد. در نقلی دیگر آمده است او در سال ۸۰ هجری، در شام از دنیا رفت. [۱۴۶] حسان در زمان مرگ ۱۲۰ سال داشت، شصت سال در جاهلیت و ۶۰ سال در اسلام [۱۴۷] و به قولی ۷۰ سال در جاهلیت و ۵۰ سال در اسلام زندگی کرد. [۱۴۸]

برترین شاعر عرب

[ویرایش]

حسّان را بر‌ترین شاعر در میان شهرنشینان عرب دانسته‌اند [۱۴۹] [۱۵۰] [۱۵۱] [۱۵۲] که شعرش موجب نشاط و طراوت می‌شد. [۱۵۳] وی در تمامی دوران زندگی خود ــچه قبل از اسلام و چه بعد از آن ــ این برتری را حفظ کرد، [۱۵۴] اما به‌ نظر اصمعی، [۱۵۵] شعر حسّان در دوره اسلامی رو به افول نهاد. حسّان اشعار برجسته بسیاری دارد [۱۵۶] و از بهترین اشعارش در دوره جاهلی، مدح ملوک غسان است. [۱۵۷] [۱۵۸] وی از اصحاب مُذَهَّبات (شاعرانی که اشعارشان با آب طلا نوشته می‌شد) به‌ شمار می‌رود. [۱۵۹] با وجود این، به ابیاتی که در بازار عکاظ در مقابل اعشی و خَنساء به نابغه ذبیانی عرضه نمود اعتنایی نشد و از نظر حُطَیئه نیز اشعارش استحکام لازم را نداشت. [۱۶۰] [۱۶۱] اشعار حسّان، به‌ سبب اشاره به حوادث تاریخی و سیره پیامبر و غزوه‌های ایشان، اهمیت فراوانی دارد و از مآخذ موثق تاریخ صدر اسلام است. [۱۶۲] [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۵]سروده او در غدیرخم اولین غدیریه تاریخ اسلام است. [۱۶۶] [۱۶۷] [۱۶۸]او همچنین، با دفاع از پیامبر، طلایه‌دار شعر سیاسی است و در مدح ایشان از روشی نو در الفاظ و تعبیرات استفاده کرده که پیش از او در شعر جاهلی سابقه نداشته است. به همین دلیل وی در مدح، شاعری صاحب سبک شناخته می‌شود. [۱۶۹] [۱۷۰]در اشعار او، علاوه بر مدح و فخر و هجا، رثا نیز وجود دارد. [۱۷۱]

نخستین بَدیعیه سرا

[ویرایش]

به‌نظر فروخ، [۱۷۲] حسّان به‌ سبب استفاده از صنایع بدیعی در مدحیات پیامبر، می‌تواند نخستین بَدیعیه سرا به شمار آید. حجم اشعاری که به وی نسبت داده شده برای هیچ شاعری روایت نشده است و احتمالاً بسیاری از این اشعار را قریشیان به او نسبت داده‌اند. [۱۷۳] [۱۷۴]همچنین به نظر می‌رسد که شعر او با اشعار فرزندش عبدالرحمان و برخی شاعران، به‌ویژه کعب‌ بن مالک انصاری و عبداللّه‌ بن رواحه، درآمیخته است. [۱۷۵] [۱۷۶] [۱۷۷] [۱۷۸] [۱۷۹] راویان بسیاری از جمله ابن‌حبیب (متوفی ۲۳۸) اشعار حسّان را روایت کرده و به جمع‌آوری دیوان وی و شرح آن پرداخته‌اند. [۱۸۰] [۱۸۱]

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) حسن‌ بن بشر آمدی، المؤتلف و المختلف فی اسماءالشعراء و کناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، در محمد بن عمران مرزبانی، معجم‌الشعراء، چاپ ف کرنکو، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
(۲) ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، چاپ علی‌محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
(۳) ابن‌سلام جمحی، طبقات فحول‌الشعراء، چاپ محمود محمد شاکر، (قاهره ۱۹۵۲).
(۴) ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ ـ۲۰۰۱.
(۵) ابن‌قتیبه، الشعر والشعراء، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۶ ـ۱۹۶۷.
(۶) ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، .
(۷) عبدالملک‌ بن قریب اصمعی، کتاب فحولة الشعراء، چاپ چارلز تورّی، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
(۸) عبدالحسین امینی، الغدیر فی الکتاب والسنة و الادب، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۲۲/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۲.
(۹) کارل بروکلمان، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، نقله الی‌العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ۱۹۷۴.
(۱۰) بطرس بستانی، ادباءالعرب، بیروت ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
(۱۱) حسّان‌ بن ثاببت، دیوان، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
(۱۲) فؤاد سزگین، تاریخ التراث‌العربی، ج۲، جزء۲، نقله الی‌العربیة محمود فهمی حجازی، (ریاض) ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۴۱۲.
(۱۳) سُلیم‌ بن قیس هلالی، کتاب سُلیم‌ بن قیس الهلالی، چاپ محمدباقر انصاری زنجانی، قم ۱۳۸۴ش.
(۱۴) شوقی ضیف، تاریخ الادب‌العربی، ج۲، قاهره ۱۹۷۲.
(۱۵) طبری، تاریخ (لیدن).
(۱۶) عمر فروّخ، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، بیروت ۱۹۸۴.
(۱۷) محمد بن محمد مفید، الارشاد، قم: مکتبة بصیرتی.
(۱۸) محمد بن محمد مفید، الجَمَل و النُصرة لسیدالعترة فی حرب البصرة، چاپ علی می‌رشریفی، قم ۱۳۷۴ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۲، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۲. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۳. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۰۳، چاپ محمود محمد شاکر، (قاهره ۱۹۵۲).
۴. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۵. ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۳۷۸، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ ۲۰۰۱.    
۶. ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۲، ص۵۵، چاپ علی‌محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.    
۷. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۱، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲.    
۸. کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ص۱۰۰۴، ترجمه مستوفی هروی، تهران، آموزش و انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲.
۹. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۶۲.    
۱۰. آمدی، حسن‌ بن بشر، المؤتلف و المختلف فی اسماءالشعراء و کناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، ج۱، ص۱۱۲، در محمد بن عمران مرزبانی، معجم‌الشعراء، چاپ ف کرنکو، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲.    
۱۱. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوه، ج۱، ص۹۰، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، علمی فرهنگی، ۱۳۶۱، اول.
۱۲. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۶۵.    
۱۳. بستانی، بطرس، ادباءالعرب، ج۱، ص۲۷۲، بیروت ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۴. کارل بروکلمان، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، ص۱۵۲، نقله الی‌العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ۱۹۷۴.
۱۵. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۱۶. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۱۵.    
۱۷. شوقی ضیف، تاریخ الادب‌العربی، ج۲، ص۷۷، قاهره ۱۹۷۲.
۱۸. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۱۶.    
۱۹. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۱، ص۷۰، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و‌اندیشه.
۲۰. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۸، ص۲۷۶.    
۲۱. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۱، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲، اول.    
۲۲. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۲۳. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۸، ص۲۷۶.    
۲۴. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۲۵. ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۲، ص۵۵.    
۲۶. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۸، ص۲۷۶.    
۲۷. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۲.    
۲۸. آمدی، حسن‌ بن بشر، المؤتلف و المختلف فی اسماءالشعراء و کناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، ج۱، ص۲۱۵، در محمد بن عمران مرزبانی، معجم‌الشعراء، چاپ ف کرنکو، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲.    
۲۹. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۳.    
۳۰. کارل بروکلمان، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، ص۱۵۲، نقله الی‌العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ۱۹۷۴.
۳۱. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۳۲. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۲، ص۴۰۷، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵.    
۳۳. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ص۴۰۸، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، عطارد، ۱۳۷۳.
۳۴. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۱، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲.    
۳۵. صدر، احمد، و دیگران، دایرة المعارف تشیع، ج۶، ص۲۷۸، تهران، نشر محبی، ۱۳۷۵، چهارم.
۳۶. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۱۹۶، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳، دوم.    
۳۷. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۳۸. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۳۹. ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۴۳۳، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ ۲۰۰۱.    
۴۰. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۶۵ـ۱۶۶.
۴۱. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۳۶.
۴۲. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۶۶ـ۱۶۷.
۴۳. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۱۸۱، چاپ محمود محمد شاکر، (قاهره ۱۹۵۲).
۴۴. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۳۰۵، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۶ ـ۱۹۶۷.
۴۵. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۴.    
۴۶. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۱۷.    
۴۷. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۵.    
۴۸. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۴۲.
۴۹. محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۱، ص۹۵، قم: مکتبة بصیرتی.
۵۰. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۱۷.    
۵۱. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۴.    
۵۲. حسّان‌ بن ثاببت، دیوان، ج۱، ص۱۷ـ۱۸، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
۵۳. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۴۶ـ۱۵۱.
۵۴. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، ج۵، ص۲۳۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲، اول.    
۵۵. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۵۶. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۸، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲.    
۵۷. طبری، محمد بن جری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۷۷.    
۵۸. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۲۲۸.    
۵۹. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۶۰. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج‌۱، ص۴۰۷، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، علمی فرهنگی، ۱۳۷۱، ششم.
۶۱. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۸، ص۴۰، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و‌اندیشه.
۶۲. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ص۲۰۸، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران دانشگاهی.
۶۳. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۶۴. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، ج۵، ص۲۳۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲، اول.    
۶۵. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۵۷، ترجمه سید‌هاشم رسولی محلاتی، تهران، اسلامیه، دوم، بی تا.
۶۶. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۸۳، ترجمه سید‌هاشم رسولی محلاتی، تهران، اسلامیه، دوم، بی تا.
۶۷. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۲۳۹، ترجمه سید‌هاشم رسولی محلاتی، قم، کتابچی، ۱۳۷۵.
۶۸. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۸، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲.    
۶۹. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۱، ص۱۲۳، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و‌اندیشه.
۷۰. طبری، محمد بن جری، تاریخ الطبری، ج‌۳، ص۱۱۰۸، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۷۵.    
۷۱. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص۵۳.    
۷۲. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۳، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۷۳. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۴۳۴، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۳.    
۷۴. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۷۵. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۵۶.
۷۶. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۶۱ـ۱۶۲.
۷۷. مفید، محمد بن محمد، الجَمَل و النُصرة لسیدالعترة فی حرب البصرة، ج۱، ص۲۱۷ـ۲۱۹، چاپ علی می‌رشریفی، قم ۱۳۷۴ش.
۷۸. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۵۷ـ۱۶۰.
۷۹. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۸.    
۸۰. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۸.    
۸۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (لیدن)، ج۱، ص۳۲۴۵.
۸۲. کارل بروکلمان، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، ص۱۵۳، ج۱، نقله الی‌العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ۱۹۷۴.
۸۳. مفید، محمد بن محمد، الجَمَل و النُصرة لسیدالعترة فی حرب البصرة، ج۱، ص۲۱۷ـ۲۱۹، چاپ علی می‌رشریفی، قم ۱۳۷۴ش.
۸۴. شوقی ضیف، تاریخ الادب‌العربی، ج۲، ص۸۱، قاهره ۱۹۷۲.
۸۵. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۱۸.    
۸۶. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۸۷. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۱۶۴ـ۱۶۵، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۶ ـ۱۹۶۷.
۸۸. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۳۰۵ـ۳۰۶، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۶ ـ۱۹۶۷.
۸۹. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۷.    
۹۰. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۹۱. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۳.    
۹۲. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۶۴.    
۹۳. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۳، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۹۴. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۹۵. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۶۲.    
۹۶. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۱۹۶، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳، دوم.    
۹۷. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۹۸. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ص۴۰۸، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، عطارد، ۱۳۷۳.
۹۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲۰، ص۴۳۳، ترجمه مترجمان، تهران، فراهانی، ۱۳۶۰.
۱۰۰. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۵، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲.    
۱۰۱. لکنوهی، میر حامد حسین، عبقات الانوار، ج۸، ص۳۲۲.    
۱۰۲. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۲، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۱۰۳. لکنوهی، میر حامد حسین، عبقات الانوار، ج۸، ص۳۲۳.    
۱۰۴. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ص۷۴۵، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر دانشگاهی، ۱۳۶۹، دوم.
۱۰۵. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۱، ص۲۷۹، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و‌اندیشه.
۱۰۶. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۵۶۲.    
۱۰۷. طبری، محمد بن جری، تاریخ الطبری، ج‌۳، ص۱۱۶.    
۱۰۸. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۱، ص۲۲۴.    
۱۰۹. طبری، محمد بن جری، تاریخ الطبری، ج‌۳، ص۱۱۹.    
۱۱۰. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۵۶۷.    
۱۱۱. طبری، محمد بن جری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۱۹.    
۱۱۲. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۶، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲.    
۱۱۳. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۳، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۱۱۴. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۳، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۱۱۵. سهیلی، عبدالرحمن، روض الانف، ج۷، ص۱۱۹، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۲، اول.    
۱۱۶. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۳، ص۱۰۹، ترجمه مترجمان، تهران بعثت.
۱۱۷. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۵۷، ترجمه سید‌هاشم رسولی محلاتی، تهران، اسلامیه، دوم، بی تا.
۱۱۸. سهیلی، عبدالرحمن، روض الانف، ج۶، ص۵۲۲، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۲، اول.    
۱۱۹. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۱۲۸.    
۱۲۰. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۱۷۷.    
۱۲۱. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۳۷.    
۱۲۲. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۸۳، ترجمه سید‌هاشم رسولی محلاتی، قم، کتابچی، ۱۳۷۵.
۱۲۳. طبری، محمد بن جری، تاریخ الطبری، ج‌۲، ص۴۹۷.    
۱۲۴. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج‌۲، ص۳۰۰، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و‌اندیشه.
۱۲۵. حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۲، بی جا، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه، ۱۴۱۱، اول.    
۱۲۶. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الجمل، ص۱۱۷، قم، مکتبة الداوری، بی تا.    
۱۲۷. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۳۷.    
۱۲۸. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۴۵، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲.    
۱۲۹. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۱۳۰. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۶۳.    
۱۳۱. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۱۳۲. صدر، احمد، و دیگران، دایرة المعارف تشیع، ج۶، ص۲۸۰، تهران، نشر محبی، ۱۳۷۵، چهارم.
۱۳۳. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۵۵، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵، اول.    
۱۳۴. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۲۴۳.    
۱۳۵. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ص۴۰۹، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران عطارد، ۱۳۷۳.
۱۳۶. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۶۵.    
۱۳۷. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۱۳۸. ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۳۸۰، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ ۲۰۰۱.    
۱۳۹. ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۴۳۴، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ ۲۰۰۱.    
۱۴۰. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ص۴۰۸، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، عطارد، ۱۳۷۳.
۱۴۱. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۱۴۲. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ص۴۰۸، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، عطارد، ۱۳۷۳.
۱۴۳. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۱۴۴. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۱۴۵. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ص۴۰۸، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، عطارد، ۱۳۷۳.
۱۴۶. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله‌، الاستیعاب، ج۱، ص۳۵۱، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲.    
۱۴۷. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۴۸۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹.    
۱۴۸. ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ص۴۰۸، ترجمه عزیزالله عطاردی، تهران، عطارد، ۱۳۷۳
۱۴۹. اصمعی، عبدالملک‌ بن قریب، فحولة الشعراء، ج۱، ص۱۱، چاپ چارلز تورّی، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.    
۱۵۰. اصمعی، عبدالملک‌ بن قریب، فحولة الشعراء، ج۱، ص۱۹، چاپ چارلز تورّی، بیروت ۱۴۰۰/۱۹۸۰.    
۱۵۱. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۱۵.    
۱۵۲. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۴، ص۳۵۳.    
۱۵۳. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۱۵۴. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۴، ص۱۳۶.
۱۵۵. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۱۵۶. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۲۰.    
۱۵۷. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۲۱۸.    
۱۵۸. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۲۹۶.    
۱۵۹. بستانی، بطرس، ادباءالعرب، ج۱، ص۲۷۵، بیروت ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۶۰. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی،، ج۹، ص۲۳۱.    
۱۶۱. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ، ج۹، ص۳۴۰.
۱۶۲. بستانی، بطرس، ادباءالعرب، ج۱، ص۲۷۸، بیروت ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۶۳. حسّان‌ بن ثاببت، دیوان، ج۱، ص۲۹ـ۳۰، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
۱۶۴. حسّان‌ بن ثاببت، دیوان، ج۱، ص۶۷ـ۶۸، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
۱۶۵. حسّان‌ ابن ثابت، دیوان حسان، ج۱، ص۸۵ـ۸۶، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
۱۶۶. عبدالحسین امینی، الغدیر فی الکتاب والسنة و الادب، ج۲، ص۶۵، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۲۲/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۲.
۱۶۷. هلالی، سُلیم‌ بن قیس، کتاب سُلیم‌ بن قیس الهلالی، ج۲، ص۸۲۸ـ۸۲۹، چاپ محمدباقر انصاری زنجانی، قم ۱۳۸۴ش.
۱۶۸. محمد بن محمد مفید، الجَمَل و النُصرة لسیدالعترة فی حرب البصرة، ج۱، ص۲۲۰ـ۲۲۲، چاپ علی می‌رشریفی، قم ۱۳۷۴ش.
۱۶۹. بستانی، بطرس، ادباءالعرب، ج۱، ص۲۷۸، بیروت ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۷۰. بستانی، بطرس، ادباءالعرب، ج۱، ص۲۸۱، بیروت ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۷۱. فؤاد سزگین، تاریخ التراث‌العربی، ج۲، جزء۲، ص۳۱۲، ج۲، جزء۲، نقله الی‌العربیة محمود فهمی حجازی، (ریاض) ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۴۱۲.
۱۷۲. فروّخ، عمر، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، ص۳۲۶، ج۱، بیروت ۱۹۸۴.
۱۷۳. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۱۷۹، چاپ محمود محمد شاکر، (قاهره ۱۹۵۲).
۱۷۴. جمحی، محمد بن‌ سلام، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۱۸۳، چاپ محمود محمد شاکر، (قاهره ۱۹۵۲).
۱۷۵. شوقی ضیف، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، ص۸۰، ج۲، قاهره ۱۹۷۲.
۱۷۶. ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، ج۱، ص۳۰۷ـ۳۰۸، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۶ ـ۱۹۶۷.
۱۷۷. حسّان‌ بن ثابت، دیوان، ج۱، ص۱۶۶، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
۱۷۸. حسّان‌ بن ثابت، دیوان، ج۱، ص۲۵۰، چاپ ولید عرفات، لندن ۱۹۷۱.
۱۷۹. حسّان‌ بن ثابت، دیوان، چاپ ولید عرفات، ج۱، ص۴۸۲، لندن ۱۹۷۱.
۱۸۰. کارل بروکلمان، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، ص۱۵۳ـ۱۵۵، ج۱، نقله الی‌العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ۱۹۷۴.
۱۸۱. فؤاد سزگین، تاریخ التراث‌العربی، ج۲، جزء۲، ص۳۱۴ـ۳۱۶، ج۲، جزء۲، نقله الی‌العربیة محمود فهمی حجازی، (ریاض) ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۴۱۲.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حسان بن ثابت»، شماره۶۱۱۰.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «حسان بن ثابت»، تاریخ بازیابی ۹۵/۶/۰۳.    


رده‌های این صفحه : تراجم | رجال | شاعران عرب | صحابه




جعبه‌ابزار