حضرت اسحاق نبی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اسحاق معرب کلمه ی عبرانی "ایصحاق" به معنای ضاحک و خندان است. اِسْحاق‌ (ع‌)، پیامبر و نیای‌ قوم‌ بنی‌ اسرائیل‌ که‌ در قرآن‌ کریم‌ بارها از او یاد شده‌ است‌. اصل‌ نام‌ او در عبری‌ «یِصحاق‌» ( فعل‌ مضارع‌ ) به‌ معنی‌ «می‌خندد» است‌.


در منابع غیر اسلامی

[ویرایش]

بنابر روایت‌ عهد عتیق‌ خداوند ابراهیم‌ خلیل‌ (ع‌) را در ۹۹ سالگی‌ بشارت‌ رسانید که‌ همسرش‌ ساره‌ را برکت‌ داده‌ است‌ و از وی‌ پسری‌ به‌ او خواهد بخشید، پسری‌ که‌ او نیز برکت‌ خواهد یافت‌ و امت‌ها از وی‌ به‌ وجود خواهند آمد.
ابراهیم‌ (ع‌) از این‌ خبر خندید و با خود اندیشید که‌ چگونه‌ مردی‌ ۱۰۰ ساله‌ و زنی‌ ۹۰ ساله‌ صاحب‌ فرزندی‌ خواهند شد.
[۱] عهد عتیق‌،پيدايش‌،۱۷:۱۶،۱۷.

بار دیگر، فرستادگانی‌ که‌ از جانب‌ خداوند برای‌ هلاک‌ ساختن‌ قوم‌ لوط (سدوم‌) فرود آمده‌ بودند، به‌ هیأت‌ مردانی‌ بر ابراهیم‌ (ع‌) وارد شدند
[۲] عهد عتیق‌،پيدايش‌،۱۸:۱-۲، ۲۰به‌ بعد.
و به‌ او بشارت‌ دادند که‌ زوجه‌اش‌ ساره‌ صاحب‌ پسری‌ خواهد شد.
[۳] عهد عتیق‌،پيدايش‌،۱۸:۱۰.

این‌ بار نیز ساره‌ با شنیدن‌ آن‌ بشارت‌ خندید و به‌ سبب‌ پیری‌ و فرسودگی‌ خود و همسرش‌ این‌ امر را سخت‌ ناشدنی‌ دانست‌.
[۴] عهد عتیق‌،پیدایش،۱۸: ۱۲.

به‌ هر روی‌، آنچه‌ خواست‌ الهی‌ بود، تحقق‌ پذیرفت‌ و اسحاق‌ متولد شد.

← سن کودکی


در عهد عتیق‌ درباره دوره کودکی‌ اسحاق‌ سخن‌ بس‌ اندک‌ است‌؛ تنها اشاره‌ شده‌ است‌ که‌ ابراهیم‌ (ع‌) او را در ۸ روزگی‌ به‌ فرمان‌ خداوند ختنه‌ کرد و چون‌ رشد نمود، به‌ مناسبت‌ از شیر گرفتن‌ او جشنی‌ بزرگ‌ برپا داشت‌.
[۵] عهد عتیق‌،پیدایش،۲۱:۴.
[۶] عهد عتیق،پیدایش،‌۴: ۸.

با تولد اسحاق‌ ناسازگاری‌ ساره‌ با اسماعیل‌ فرزند مهتر ابراهیم‌ (ع‌) و مادرش‌ هاجر فزونی‌ یافت‌، چندانکه‌ ساره‌ ابراهیم‌ را واداشت‌ تا هاجر و فرزندش‌ اسماعیل‌ را از سرزمین‌ کنعان‌ دور سازد.
[۷] عهد عتیق‌،پیدایش،۲۱:۱۰.
[۸] عهد عتیق،پیدایش،ق‌۱۶:۴.
[۹] عهد عتیق‌،پیدایش،۲۱:۹.
[۱۰] عهد عتیق‌،پیدایش،باب‌ ۲۲ .


← دوران نوجوانی


درباره نوجوانی‌ اسحاق‌، به‌ امتحان‌ ذبح‌ فرزند اشاره‌ شده‌، و چنین‌ آمده‌ است‌ که‌ ابراهیم‌ (ع‌) مأمور شد تا یگانه‌ فرزند خود اسحاق‌ را به‌ قربانگاه‌ ببرد، اما از آن‌جا که‌ وی‌ توانست‌ ایثار و خشیت‌ خویش‌ را در برابر پروردگار به‌ اثبات‌ برساند، از ادامه کار معاف‌ شد و از جانب‌ خداوند فرمان‌ یافت‌ تا در عوض‌ اسحاق‌، قوچی‌ را که‌ در آن‌جا حاضر شده‌ بود، «برای‌ قربانی‌ سوختنی‌» بگذراند.
گفتنی‌ است‌ که‌ در منابع‌ اسلامی‌ غالباً اسماعیل‌ (ه م‌) به‌ عنوان‌ ذبیح‌ شناخته‌ شده‌ است‌.

← ازدواج


به‌ روایت‌ عهد عتیق‌ اسحاق‌ در ۳۷ سالگی‌ مادر خویش‌ را از دست‌ داد
[۱۱] عهد عتیق‌پیدایش‌، ۲۳:۱.
و در ۴۰ سالگی‌ ازدواج‌ کرد.
[۱۲] عهد عتیق‌،پیدایش،۲۵:۲۰.

او به‌ توصیه پدر و مساعدت‌ خادم‌ او، همسرش‌ را از بومیان‌ سرزمین‌ ناحور در ارام‌ نهرین‌ از قبیله‌ای‌ که‌ ابراهیم‌ (ع‌) بدان‌ تعلق‌ داشت‌، برگزید.
[۱۳] عهد عتیق‌،باب‌ ۲۴ .

بر پایه اشارات‌ سفر پیدایش‌، زوجه وی‌ رِفقه‌، دختر بتوئیل‌ ، پسرِ برادر ابراهیم‌ (ع‌)، بوده‌ است‌
[۱۴] عهد عتیق‌،باب‌ ۲۴.
ثمره این‌ پیوند پس‌ از ۲۰ سال‌ دو پسر تؤم‌ بود که‌ از هنگامی‌ که‌ در بطن‌ مادر خویش‌ پرورش‌ می‌یافتند، منازع‌ یکدیگر بوده‌اند.
فرزند نخست‌ را عیسو و دیگری‌ را که‌ به‌ دنبال‌ وی‌ به‌ دنیا آمده‌ بود، یعقوب‌ نام‌ نهادند.
با گذشت‌ زمان‌ عیسو صیادی‌ ماهر شد و محبوب‌ اسحاق‌ گردید و یعقوب‌ که‌ مورد علاقه رفقه‌ بود، به‌ «چادرنشینی‌» (شبانی‌) روی‌ آورد.
[۱۵] عهد عتیق‌،پيدايش‌، ۲۵: ۲۲، ۲۴، ۲۶- ۲۸.

به‌ روایت‌ تورات‌ ، زمانی‌ اسحاق‌ ناگزیر شد که‌ به‌ سبب‌ بروز خشک‌ سالی‌ راهی‌ِ سرزمین‌ جرار گردد.
وی‌ در بدو ورود خود به‌ جرار، از بیم‌ آنکه‌ مردم‌ آن‌ سرزمین‌ به‌ منظور تصاحب‌ زوجه‌اش‌ رفقه‌، او را به‌ قتل‌ رسانند، ناچار شد وی‌ را خواهر خود بخواند
[۱۶] عهد عتیق‌،پيدايش‌، باب۲۶.
؛ شایان‌ توجه‌ است‌ که‌ این‌ روایت‌ به‌ نوعی‌ دیگر درباره ابراهیم‌ (ع‌) در جرار نیز آمده‌ است‌.
[۱۷] عهد عتیق‌،۲۰: ۱،۲.

اسحاق‌ در جرار به‌ کشاورزی‌ پرداخت‌ و در این‌ کار ترقی‌ کرد و اموال‌ فراوانی‌ به‌ دست‌ آورد.
[۱۸] عهد عتیق‌،۲۶: ۱۲،۱۴.

وی‌ گاه‌ رشک‌ همسایگان‌ را برمی‌انگیخت‌ و ناگزیر بود برای‌ اجتناب‌ از برخورد، در وادی‌های‌ اطراف‌ روزگار بگذراند
[۱۹] عهد عتیق‌،۲۶:۱۷.
از جمله‌ در بئر شبع‌ چاه‌ آبی‌ حفر کرد و مذبحی‌ نیز برای‌ عبادت‌، برپا نمود.
[۲۰] عهد عتیق‌،۲۶:۲۳.
[۲۱] عهد عتیق‌،۲۳: ‌۲۵.

آمدن‌ ابی‌ ملک‌، پادشاه‌ جرار به‌ بئر شبع‌ برای‌ بستن‌ پیمان‌ آشتی‌ با اسحاق‌،
[۲۲] عهد عتیق،‌۲۶:۱۶،۳۱.
نشان‌ می‌دهد که‌ او در این‌ منطقه‌ اقتداری‌ حاصل‌ کرده‌ بوده‌ است‌.

← وفات


بر پایه مطالب‌ سفر پیدایش‌، اسحاق‌ در اواخر عمر، در حالی‌ که‌ پیر و نابینا شده‌ بود، بر آن‌ شد تا یکی‌ از فرزندان‌ را وصی‌ خود سازد و این‌ جایگاه‌ در نهایت‌ نصیب‌ یعقوب‌ شد.
[۲۳] عهد عتیق‌،باب‌ ۲۷ .

اسحاق‌ پس‌ از این‌ وصیت‌، ۲۰ سال‌ دیگر زندگی‌ کرد و سرانجام‌ در ۱۸۰ سالگی‌ در حبرون‌ درگذشت‌.
[۲۴] ، عهد عتیق‌،۳۵:۲۸.

پسرانش‌ یعقوب‌ و عیسو، او را در مقبره پدرش‌، واقع‌ در مَکفیله‌ به‌ خاک‌ سپردند
[۲۵] عهد عتیق‌،۳۵:۲۹، ۴۹:۳۰-۳۱.
برای‌ دیگر گزارش‌ها از روایات‌ یهودی‌.
برای‌ نگاهی‌ گذرا بر جایگاه‌ اسحاق‌ در تعالیم‌ ویژه عهد جدید، نخست‌ باید یادآور شد که‌ برپایه اندیشه مطرح‌ شده‌ در برخی‌ رسائل‌ پولس‌، از آن‌ رو که‌ «فرزندان‌ جسم‌، فرزندان‌ خدا نیستند»، تأکید شده‌ است‌ که‌ اسحاق‌ «فرزند جسم‌» نبود.
[۲۶] عهد عتیق‌، ۴:۲۸، ۲۹.
[۲۷] سالم‌ ریاشی‌، رسالتی‌ الی‌ الیهود، ج۱، ص۱۴، بیروت‌، ۱۹۶۶م‌.

در مقایسه‌ دیده‌ می‌شود که‌ برپایه سفر پیدایش‌، اسحاق‌ می‌بایست‌ در «روز سوم‌» قربانی‌ می‌شد،
[۲۸] عهد عتیق، ‌۲۲:۴.
در حالی‌ که‌ عیسی‌ مسیح‌ نیز «روز سوم‌» به‌ حد کمال‌ رسید.
[۲۹] عهد جدید،۱۳:۳۲.

همچنین‌ اینکه‌ ابراهیم‌ (ع‌) هیزم‌ قربانی‌ِ سوختنی‌ را بر هم‌ گذاشت‌ و اسحاق‌ را بسته‌، بر فراز هیزم‌ نهاد،
[۳۰] عهد عتیق‌،۲۲:۹.
با بسته‌ شدن‌ عیسی‌ مسیح‌ (ع‌) بر صلیب‌ و حمل‌ صلیب‌ توسط وی‌
[۳۱] عهد جدید،متی‌، ۲۷:۲ .
[۳۲] عهد جدید، یوحنا، ۱۹: ۱۷- ۱۸ .
مقایسه‌ شده‌ است‌.
در آیین‌ مسیحیت‌ ازدواج‌ اسحاق‌ با رفقه‌ نیز رمز گونه‌ و کنایه‌آمیز تفسیر شده‌، و انتظار رفقه‌ برای‌ دیدار اسحاق‌
[۳۳] عهد عتیق‌،۲۴: ۶۴ - ۶۵.
رمز انتظار برای‌ ظهور مسیح‌ است‌.

در قرآن‌ و منابع‌ اسلامی‌

[ویرایش]

نام‌ اسحاق‌ ۱۷ بار در قرآن‌ کریم‌ ذکر شده‌ است‌.
قالب‌ «... ابراهیم‌ و اسماعیل‌ و اسحاق‌...» در ۵ آیه‌ از سوره‌های‌ مدنی‌ ، ضمن‌ موضوعاتی‌ کلی‌ همچون‌ وحی‌ و تنزیل‌ ، رسالت‌ پیامبران‌ ، عطف‌ به‌ ایمان‌ و یکتاپرستی‌ گذشتگان‌ و شهادت‌ و گواهی‌ خداوندی‌ در باره برخی‌ از انبیا جای‌ گرفته‌ است‌.
در دیگر آیات‌ که‌ همگی‌ از سوره‌های‌ مکی‌ هستند، افزون‌ بر یاد کرد نام‌ اسحاق‌ به‌ عنوان‌ عطیه‌ای‌ الهی‌، از وی‌ با صفات‌ «صالح‌» و «عابد» یاد شده‌ است‌
همچنین‌ اسحاق‌ از جمله‌ پیامبرانی‌ است‌ که‌ از برگزیدگان‌ بوده‌، و مورد هدایت‌ قرار گرفته‌، و خیروبرکت‌ خداوندبر وی‌ عرضه‌شده‌است‌.

← زمان تولد


هنگامی که فرشتگان الهی برای مجازات قوم لوط نازل شدند، نزد حضرت ابراهیم(ع) رفتند و او را به ولادت اسحاق بشارت دادند:
[۴۸] . ابوحمزه ثمالی، ثابت بن دینار؛ تفسیر القرآن الکریم،چاپ اول، ص۲۲۷.
«وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِکتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ.«و همسرش ایستاده بود، (از خوشحالی) خندید؛ پس او را بشارت به اسحاق دادیم...» به‌ تولد او در ۱۰۰، ۱۱۲ یا ۱۲۰ سالگی‌ ابراهیم‌ (ع‌) اشاره‌ دارند.
در این‌ زمان‌ ساره‌ ۹۰ سال‌ داشت‌ و اسماعیل‌ فرزند بزرگ‌ ابراهیم‌ (ع‌) ۱۴ یا ۱۳ ساله‌ بود.
[۵۰] علی‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌، ج۱، ص۴۶، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
[۵۱] فضل‌ طبرسی‌، مجمع‌ البیان‌، ج۶، ص۴۹۱، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/ ۱۹۸۸م‌.
[۵۲] ابن‌ کثیر، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۲۲۲، به‌ کوشش‌ خلیل‌ میس‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.


← دوران کودکی


در روایات‌ اسلامی‌ درباره زندگی‌ اسحاق‌، از تولد تا زمانی‌ که‌ کودکی‌ را پشت‌ سر می‌نهد، سخنی‌ به‌ میان‌ نیامده‌ است‌.

← ذبیح بودن


آغاز سخن‌ِ دوباره‌ درباره اسحاق‌ هنگامی‌ است‌ که‌ مسأله « ذبح‌ » مطرح‌ می‌شود؛ اگر چه‌ برپایه نظر مشهور میان‌ مسلمانان‌ ، فرزند ذبیح‌، اسماعیل‌ (ه م‌) بوده‌ است‌، اما در برخی‌ از روایات‌، ذبیح‌ بودن‌ اسحاق‌ نیز تأیید شده‌ است‌.
در روایات‌ موردنظر، این‌ قول‌ به‌ عنوان‌ دیدگاه‌ کسانی‌ از صحابه‌ و تابعین‌، چون‌ ابن‌ مسعود ، عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌ ، کعب‌ الاحبار ، مسروق‌ ، عمر بن‌ عبدالعزیز و دیگران‌ مطرح‌ شده‌ است‌.
[۵۳] احمدنحاس‌، اعراب‌ القرآن‌، ج۳، ص۴۳۱، به‌ کوشش‌ زهیر غازی‌ زاهد، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
[۵۴] طبری‌، تفسیر، ج۲۳، ص۵۱ به‌ بعد.
[۵۵] مجاهد، تفسیر، ج۱، ص۵۴۳، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ طاهر سورتی‌، اسلام‌آباد، ۱۳۹۶ق‌/۱۹۷۶م‌.
[۵۶] فرزدق‌، ج۲، ص۲۸۴.
[۵۷] محمد ابن‌ سلام‌ جمحی‌، طبقات‌ الشعراء، ج۱، ص۱۴۷، به‌ کوشش‌ یوزف‌ هل‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
[۵۹] احمد ابن‌ حنبل‌، مسند، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷، قاهره‌، ۱۳۱۳ق‌.

افزون‌ بر روایات‌ صریح‌، روایاتی‌ پراکنده‌ نیز به‌ عنوان‌ نقل‌هایی‌ موافق‌ با دیدگاه‌ یاد شده‌ دیده‌ می‌شود: مانند حکایتی‌ درباره نامه یعقوب‌ به‌ عزیز مصر .
[۶۰] علی‌ قمی‌، تفسیر، ج۱، ص۳۵۱-۳۵۲، بیروت‌، ۱۳۸۷ق‌.

روایت‌ ازرقی‌
[۶۲] محمد ازرقی‌، اخبار مکة، ج۲، ص۱۷۵، به‌ کوشش‌ رشدی‌ صالح‌ ملحس‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
درباره گوسفند فدیه‌ داده‌ شده‌ به‌ جای‌ اسحاق‌ و ذکر از خودگذشتگی‌ اسحاق‌ در امر ذبح‌.
[۶۳] احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۹۱، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.
[۶۴] احمد ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، ج۲، ص۴۴۰، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
[۶۵] محمد بلعمی‌، تاریخ‌، ج۱، ص۲۲۵، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
[۶۶] محمد حاکم‌ نیشابوری‌، المستدرک‌، ج۲، ص۵۵۶، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۳۴ق‌.
[۶۷] محمد حاکم‌ نیشابوری‌، المستدرک‌، ج۲، ص۵۵۹، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۳۴ق‌.
[۶۸] حسین‌ بغوی‌، معالم‌ التنزیل‌، ج۴، ص۵۶۷، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.

رأی‌ غالب‌ میان‌ مفسران‌ آن‌ است‌ که‌ اینگونه‌ روایات‌ تأثیر پذیرفته‌ از منابع‌ اسرائیلیات‌ بوده‌ است‌ و نمی‌توان‌ آن‌ها را به‌ عنوان‌ روایات‌ اصیل‌ تلقی‌ کرد.
[۶۹] احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۹۱-۹۲، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.
[۷۰] ابن‌ کثیر، البدایة، ج۱، ص۱۴۹.

اما ابن‌ بابویه‌ درباره تمییز ذبیح‌ بودن‌ اسماعیل‌ یا اسحاق‌، تشخیص‌ طرق‌ احادیث‌ وارده‌ درباره هر کدام‌ را پیشنهاد کرده‌ است‌
[۷۳] محمد ابن‌بابویه‌، الخصال‌، ج۱۱، ص۵۷ - ۵۸، به‌ کوشش‌ علی‌ اکبر غفاری‌، قم‌ ۱۴۰۳ق‌.


← ازدواج


بنابر اخبار و روایات‌ موجود در آثار اسلامی‌، اسحاق‌ در ۴۰ سالگی‌ با رفقه‌ دختر بتوئیل‌ بن‌ الیاس‌ ازدواج‌ کرد و در ۶۰ سالگی‌ از وی‌ صاحب‌ دو فرزند همزاد با نام‌های‌ عیسو و یعقوب‌ شد.
[۷۵] علی‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌، ج۱، ص۴۶-۴۷، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
[۷۶] محمد بلعمی‌، تاریخ‌، ج۱، ص۲۶۱، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
[۷۷] ابن‌ کثیر، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۲۲۲، به‌ کوشش‌ خلیل‌ میس‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.


← مقام نبوت


مطابق‌ منابع‌ اسلامی‌، وی‌ پس‌ از اسماعیل‌ نبوت‌ یافت‌ و از برادر مهین‌ اسم‌ اعظم‌ آموخت‌.
او که‌ به‌ فرمان‌ الهی‌ در شام‌ پیامبر بود، بر جای‌ برادر نشست‌ و پیروان‌ ابراهیم‌ و اسماعیل‌ بدو پیوستند.
[۷۸] محمد بلعمی‌، تاریخ‌، ج۱، ص۲۶۱، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
[۷۹] علی‌ مسعودی‌، اثبات‌ الوصیة، ج۱، ص۳۵-۳۶، نجف‌، کتابخانة حیدریه‌.
[۸۰] ناصرخسرو، دیوان‌، ص۱۸۶، به‌ کوشش‌ مجتبی‌ مینوی‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.


← وفات


در منابع‌ اسلامی‌ داستان‌ وصیت‌ اسحاق‌ و تعیین‌ یعقوب‌ به‌ عنوان‌ جانشین‌ در گزارشی‌ مفصل‌ و در جزئیات‌ نزدیک‌ به‌ داستان‌ عهد عتیق‌ آمده‌ است‌.
[۸۱] علی‌ مسعودی‌، اثبات‌ الوصیة، ج۱، ص۳۵-۳۶، نجف‌، کتابخانة حیدریه‌.
[۸۲] احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۱۰۱، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.

درباره سن‌ اسحاق‌ به‌ هنگام‌ درگذشت‌، آراء مختلفی‌ بیان‌ شده‌، ولی‌ گفتنی‌ است‌ که‌ برخی‌ سال‌ وفات‌ او را برای‌ بنی‌اسرائیل‌ مبدأ تاریخ‌ شمرده‌اند.
[۸۴] علی‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌، ج۱، ص۴۶-۴۷، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
[۸۵] علی‌ مسعودی‌، التنبیه‌ و الاشراف‌، ج۱، ص۲۰۸، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۸۹۳م‌.
[۸۶] احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۱۰۲، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.

در منابع‌ اسلامی‌ نیز خاک‌سپاری‌ وی‌ در آرامگاه‌ ابراهیم‌ (ع‌) و در کنار ساره‌ یاد شده‌، و درباره زیارت‌ برخی‌ کسان‌ از مقبره ابراهیم‌ ، اسحاق‌ و یعقوب‌ (ع‌) سخن‌ رفته‌ است‌.
[۸۸] محمد ازرقی‌، اخبار مکة، ج۱، ص۷۳، به‌ کوشش‌ رشدی‌ صالح‌ ملحس‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
[۸۹] ابراهیم‌اصطخری‌، مسالک‌ الممالک‌، ج۱، ص۵۷، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۲۷م‌.
[۹۰] منوچهر ستوده‌،حدود العالم‌، ج۱، ص۱۷۴، به‌ کوشش‌ تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
[۹۱] علی‌ هروی‌، الاشارات‌ الی‌ معرفة الزیارات‌، ج۱، ص۱۰، دمشق‌، ۱۹۵۳م‌.
[۹۲] علی‌ هروی‌، الاشارات‌ الی‌ معرفة الزیارات‌، ج۱، ص۳۰-۳۱، دمشق‌، ۱۹۵۳م‌.
[۹۳] یاقوت‌، بلدان‌، ج۲، ص۱۹۴- ۱۹۵.


شهرت و منزلت

[ویرایش]

شهرت‌ و منزلت‌ اسحاق‌ در میان‌ مسلمانان‌ به‌ پایه‌ای‌ است‌ که‌ به‌ موازات‌ رسانیدن‌ نسب‌ عرب‌ به‌ اسماعیل‌، گاه‌ نسب‌ برخی‌ از اقوام‌ غیرعرب‌ را به‌ طور نمادین‌ به‌ اسحاق‌ رسانده‌اند؛ مثلاً در سده‌های‌ نخستین‌، برخی‌ را تصور بر آن‌ بوده‌ است‌ که‌ ایرانیان‌ نسب‌ به‌ او می‌برده‌اند و گاه‌ چنین‌ پنداشته‌ می‌شده‌ که‌ نام‌ دیگر منوچهر - نیای‌ بزرگ‌ ایرانیان‌ - یعیش‌ بن‌ ویزک‌ است‌ و به‌ گمان‌ اینان‌ ویزک‌ تغییر یافته واژه اسحاق‌ بوده‌ است‌.
[۹۴] احمد ابن‌ فقیه‌، البلدان‌، ج۱، ص۱۹۷، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، قاهره‌، ۱۳۰۲ق‌/ ۱۸۸۵م‌.
[۹۵] احمد ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، ج۳ ص۴۰۹، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
[۹۶] علی‌ مسعودی‌، التنبیه‌ و الاشراف‌، ج۱، ص۱۰۸-۱۱۰، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۸۹۳م‌.

در این‌ باره‌ برخی‌ از معاصران‌ با نگاهی‌ زبان‌ شناسانه‌ تطور نام‌ اسحاق‌ (ایساک‌) به‌ ویزک‌ (ایزک‌) را بررسی‌ کرده‌اند.
علاوه‌ بر آن‌، برخی‌ می‌پنداشته‌اند که‌ فیلیپ‌ پدر اسکندر مقدونی‌ و نیز برخی‌ پادشاهان‌ روم‌ از نسل‌ اسحاق‌ بوده‌اند.
[۹۷] احمد ابن‌ عنبه‌، الفصول‌ الفخریة، ج۱، ص۲۱، به‌ کوشش‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
[۹۸] علی‌ ابن‌ حزم‌، جمهرة انساب‌ العرب‌، ج۱، ص۸، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.

گفتنی‌ است‌ که‌ نام‌ اسحاق‌ شاید به‌ سبب‌ اختصاص‌ فصی‌ از فصوص‌ الحکم‌ ابن‌عربی‌ به‌ «فص‌ حکمة حقیة فی‌ کلمة اسحاقیة»، به‌ برخی‌ منابع‌ عرفانی‌ راه‌ یافته‌ است‌.
[۹۹] محیی‌الدین‌ ابن‌عربی‌، فصوص‌ الحکم‌، ج۱، ص‌ ۸۴ -۹۰، به‌ کوشش‌ ابوالعلاء عفیفی‌، بیروت‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.

همچنین‌ اشاره‌های‌ نمادین‌، مانند دست‌ به‌ دست‌ شدن‌ پیراهنی‌ که‌ ابراهیم‌ آن‌ را به‌ اسحاق‌، و اسحاق‌ نیز به‌ نوبه خود به‌ یعقوب‌ سپرد و سپس‌ به‌ یوسف‌ رسید، در اندیشه سهروردی‌
[۱۰۰] محیی‌الدین‌ ابن‌عربی‌، فصوص‌ الحکم‌، ج۱، ص‌ ۴۴- ۴۵، به‌ کوشش‌ ابوالعلاء عفیفی‌، بیروت‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.
با سنت‌ خرقه‌ پوشانیدن‌ در میان‌ متصوفه‌ تطبیق‌ شده‌ است‌.
از اسحاق‌ در ادب‌ فارسی‌ یادکردهای‌ بسیاری‌ دیده‌ می‌شود.
[۱۰۱] ناصرخسرو، دیوان‌، ص۱۸۶، به‌ کوشش‌ مجتبی‌ مینوی‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
[۱۰۲] سنایی‌، حدیقة الحقیقة، ج۱، ص۶۲۳، به‌ کوشش‌ مدرس‌ رضوی‌، تهران‌، ۱۳۵۹ش‌.
[۱۰۳] محمد سلطان‌ ولد، دیوان‌، ج۱، ص۵۳۵، به‌ کوشش‌ سعید نفیسی‌، تهران‌، ۱۳۳۸ش‌.

حضرت اسحاق علاوه بر اینکه به عنوان نبی مثل سایر پیامبران به ایشان وحی می‌شد، دارای صحف نیز بود؛ و خدای تبارک خطاب به پیامبر اسلام(ص)می‌فرماید:«قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ مَاأُنْزِلَ عَلَینَا وَ مَاأُنْزِلَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ...» «بگو: به خدا ایمان آوردیم؛ و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق... نازل گردیده»"مَا أُنْزِلَ" به معنای صحف معنا شده که بر پیامبران الهی از جمله حضرت اسحاق نازل می‌شد.
[۱۰۷] . فیض کاشانی،تفسیر الصافی،چاپ دوم، ج۱، ص۱۹۲.


دین و آیین

[ویرایش]

دین و شریعت اسحاق نبی همان دین حضرت ابراهیم یعنی اسلام ذکر شده که قرآن می‌فرماید:«وَ وَصَّی بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَ یعْقُوبُ یابَنِی إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی لَکمُ الدِّینَ فَلَاتَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
«و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام (=تسلیم در برابر فرمان خد) از دنیا نروید!»مراد از "بَنِیهِ" چهار نفر هستند که عبارتند از: اسماعیل، اسحاق، مدین و مداین.
[۱۰۹] بلخی مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق احمد فرید، چاپ اول، ج۱، ص۷۹ و بی‌تا، ج۱، ص۱۲۱.
و منظور از "وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ" همان اخلاص در توحید، عبادت و خضوع قلب و جوارح برای خداوند است.
[۱۱۰] تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۱، ص۷۹.
چنان‌که وقتی حضرت یعقوب(ع) در آخرین لحظات عمر شریفش از فرزندان خود پرسید: «پس از من، چه چیز را می‌پرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.» پس دین اسحاق همان دین پدرش ابراهیم بود که به دین حنیف تفسیر شده است.
[۱۱۳] تفسیر الواحدی، تحقیق، صفوان عدنان،ج۱، ص۱۳۳.

دینی که اساس آن بر توحید بنا شده و به هرگونه شرک و عبادت غیر خدا دست رد می‌زند و برای بشریت واجب و نعمت بزرگ الهی لحاظ می‌شود.
[۱۱۴] مدرسی، من هدی القرآن، چاپ اول، ج‌۵، ص۲۰۱.


برخی از تکالیف و مسئولیتها

[ویرایش]

در قرآن کریم برخی از تکالیف شخصی و مسولیت‌های اجتماعی آن حضرت اینگونه بیان شده است:

← اقامه‌ی نماز و پرداخت زکات


خداوند برای هدایت بشر انبیائی را به عنوان ائمه و الگو فرستاد، تا پیروانشان به آن‌ها اقتدا کرده و در مسیر حق گام بردارند. لذا اعمال و رفتار آن‌ها بهترین الگوی عملی برای پیروانشان به شمار می‌رود:«وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یعْقُوبَ... وَ أَوْحَینَا إِلَیهِمْ... و إِقَامَ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءَ الزَّکاةِ...»«و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی (ابراهیم)بخشیدیم... و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آن‌ها وحی کردیم...»
اقامه‌ی نماز یعنی نماز را با حدود و شرایط آن انجام دادن و آن را در وقت معین بجای آوردن و بر آن مداومت داشتن است، و مراد از اداء زکات همان چیزی است که خداوند بر آن‌ها واجب نموده، تا آن را به فقراء، مساکین و مستحقین بپردازند.پرداخت زکات از افضل عبادات در امور مالی است، همان‌گونه که نماز از افضل عبادات بدنی است و از اینجا دانسته می‌شود این دو امر واجبی است که تمام امم پیشین به آن مامور شده بودند.
[۱۱۸] عبدالقادر،بیان المعانی، ج‌۴، ص۳۱۷.


← انذار و تبشیر قوم


از جمله وظایف انبیاء الهی، انذار و تبشیر امت است. پیامبران مامور شدند، در صورتی که مردم ایمان آورده و از رسولان الهی پیروی کردند، آن‌ها را به مغفرت و رضوان خداوند بشارت دهند؛ اما اگر راه کفر را پیشه کردند و در صدد تکذیب انبیاء بر آمدند، آن‌ها را از سخط و عقاب الهی بترسانند.
[۱۱۹] خطیب،التفسیر القرآنی للقرآن، بی‌تا، ج‌۳، ص۱۰۱۲.

«...وَ أَوْحَینَا إِلَی... إِسْحَاقَ وَیعْقُوب.. رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ...» «ما به... اسحاق و یعقوب... وحی نمودیم؛ پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند...»
پس از جمله وظایف حضرت اسحاق و دیگر پیامبران این بود که مردم مؤمن را به بهشت و ثواب بشارت داده و کافران را از عقاب و آتش جهنم بیم دهند.

← انجام کارهای خیر


خداوند به پیامبران خود وحی کرد که کارهای خیر را انجام داده و در برپاداشتن شرایع دین اعم از عبادات و معاملات در میان مردم، تلاش کنند:
[۱۲۲] ابن عاشور،التحریر و التنویر، بی‌تا، ج‌۱۷، ص۸۰.

«وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یعْقُوبَ... وَ أَوْحَینَا إِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیرَاتِ...» «و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی (ابراهیم) بخشیدیم... و انجام کارهای نیک... را به آن‌ها وحی کردیم...»مراد از "فِعْلَ الْخَیرَاتِ" همان عمل به شرایع نبوت بود، که انجام این خیرات به وحی باطنی صورت می‌گرفت. بنابراین رسولان الهی که به وسیله ی روح‌القدس تایید می‌شدند، مأموریت یافتند که کارهای خیر از جمله اقامه‌ی نماز، و اداء زکات که همان انفاق مالی است، بجای آورند.

اوصاف

[ویرایش]

ویژگیهایی اسحاق:

← قدرت و بصیرت


قرآن خطاب به نبی مکرم اسلام می‌فرماید:«وَاذْکرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ وَ یعْقُوبَ أُولِی الْأَیدِی وَالْأَبْصَارِ» «و به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دست‌ها(ی نیرومند) و چشم‌ها(ی بینا)!»
مراد آیه صاحب قوه بودن این بزرگواران در عبادت،
بصیرت داشتن و فقیه بودن در دین و صاحب اعمال دینی و فکر علمی است.
[۱۳۰] طبرسی،تفسیر جوامع الجامع‌، ج۳، ص۱۹۹.
بنابراین انبیاء مذکور در آیه مدح شده اند؛ چون کلمه‌ی "ید و بصر" هنگامی قابل مدحند که دست و چشم انسان باشند و در راهی بکار گرفته شود که خداوند برای همان هدف آن‌ها را خلق کرده است. پس شخص با دست خود اعمال صالح را انجام داده و با آن به بندگان خدا خیر می‌رساند، و با چشم خود راه‌های عافیت و سلامت را از موارد هلاکت تشخیص داده و به حق می‌رساند. لذا آیه‌ی شریفه با کنایه می‌فهماند که نامبردگان از جمله حضرت اسحاق(ع) در اطاعت خدا و رساندن خیر به خلق خدا، همچنین بیناییشان در تشخیص اعتقاد و عمل حق بسیار قوی هستند.

← خلوص در ذکر سرای آخرت


اسحاقِ پیامبر از جمله انبیائی بود که دائما ذکر آخرت میکرد؛زیرا آل‌ابراهیم، هم دین را خوب فهمیدند و هم به فهمیده‌ها خوب عمل می‌کردند.
[۱۳۳] جوادی آملی،تسنیم، ج۶، ص۴۹۴.
بنابراین خداوند خطاب به پیامبر اسلام(ص) فرمود:
«وَاذْکرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْحَاقَ... إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِکرَی الدَّار «و به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق... را ما آن‌ها را با خلوص ویژه‌ای خالص کردیم، و آن یادآوری سرای آخرت بود!»
اخلاص به اخراج هر چیز زاید از شی اطلاق می‌شود که خداوند با لطف خود پیامبرانی را که در آیه ذکر شده، برای نعیم بهشت خالص نموده است و مراد از "ذِکرَی الدَّارِ" متذکر شدن سرای آخرت و زیاد به یاد آخرت بودن و زهد پیشه کردن در دنیا ست که به سبب همین خصلت، آن بزرگواران نزد خداوند از برگزیدگان و نیکان به شمار آمدند. بنابراین خداوند به آل ابراهیم"ذکری الدار" را جایزه داد؛ چون به یاد سرای اصیل و نهایی بودن جایزه ی خالصی است که بهره ی هر کس نمی‌شود و خدای سبحان بر اثر علم صائب و عمل صالح خاندان ابراهیم، آنان را به چنین فضیلتی مفتخر کرد.
[۱۳۷] جوادی آملی،تسنیم، ج۶، ص۴۹۴.


← اهل عبادت


بعد از آنکه حضرت ابراهیم از بت‌پرستان و بت‌هایشان دوری گزید، خداوند اسحاق و یعقوب را به او بخشید و هر یک را به عنوان پیامبری بزرگ برگزید و نسل آن حضرت را اینچنین گسترش داد.
[۱۳۸] خطیب،التفسیر القرآنی للقرآن، ج‌۹، ص۹۱.
عبادت کردن خداوند از جمله خصلت‌هایی است که در خانواده ی حضرت ابراهیم مورد توجه بود:
«وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یعْقُوبَ... وَکانُوا لَنَا عَابِدِینَ».«و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی(ابراهیم) بخشیدیم... و تنها ما را عبادت می‌کردند»"عَابِدِینَ" به کسانی گویند که مخلص در عبادت خداوند باشند؛
یعنی گفتار مردم در وجود این پیامبران تاثیری نداشته و آن‌ها را از عبادت خداوند باز نداشت؛ بلکه آن‌ها هر لحظه به یاد خداوند بوده و او را عبادت می‌کردند.
[۱۴۱] خطیب،التفسیر القرآنی للقرآن، ج‌۹، ص۹۲۰.


← الگوی هدایت


حضرت اسحاق از جمله پیامبرانی بود که خداوند وی را الگوی مناسب برای پیامبر اسلام(ص) معرفی کرده و خطاب به ایشان می‌فرماید:
«وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ... أُولَئِک الَّذِینَ هَدَی اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ...» «و اسحاق و یعقوب را به او (=ابراهیم) بخشیدیم؛... آن‌ها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن...»
در تفسیر این گفته اند که خداوند به پیامبر گرامی اسلام امر نمود که به ادله ای که انبیاء گذشته اقامه کرده اند،
[۱۴۳] التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۸۹.
و به صبر آن‌ها در برابر آزار و اذیت قوم و یا نوع تبلیغ آن‌ها و به هدایت توحیدی آن‌ها اقتدا نماید.در واقع این جمله تعریضی به مشرکین بود که محمد به پیامبری مبعوث نشد، مگر بر سنت پیامبران قبلی!
[۱۴۶] ابن عاشور،التحریر و التنویر، ج۶، ص۲۰۶.


← امام و اسوه‌ی دیگران


حضرت اسحاق همانند برخی دیگر از انبیاء که در آیات شریفه نام آن‌ها ذکر شده، در شمار ائمه ی هدایت قرار گرفته که قرآن در این مورد می‌فرماید:«...وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یهْدُون بِأَمْرِنَا...«...و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می‌کردند...»
واژه ی "یهْدُونَ بِأَمْرِنَا" این معنا را دربردارد که آن‌ها صلاحیت اسوه و الگو قرار گرفتن را دارند و در ابتدا خود هدایت شده، سپس امر هدایت امت بر عهده‌ی آن‌ها گذاشته شد؛
[۱۴۸] زمخشری،الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل‌، چاپ سوم‌، ج۲، ص۵۸۷.
همان کسانی که توسط روح‌القدس تایید می‌شدند.

امتیازات ویژه‌ی خداوند به اسحاق نبی(ع)

[ویرایش]

در قرآن کریم به برخی انبیاء الهی امتیازات ویژه‌ای بیان شده که حضرت اسحاق از جمله‌ی آن‌هاست که عبارتند از:

← برکت


خداوند متعال بعد از توصیف حضرت ابراهیم و صبر ایشان بر ذبح فرزند خویش اسماعیل نبی می‌فرماید:
«وَ بَارَکنَا عَلَیهِ وَ عَلَی إِسْحَاقَ...» «ما به او و اسحاق برکت دادیم...»
در تفسیر برکت گفته اند: خداوند به‌وسیله‌ی کثرت ذریه به آن‌ها برکت داد؛ به این معنا که آن بزرگوارن صاحب فرزند کثیری بودند و انبیاء الهی از نسل و اولاد آن‌ها بود؛
[۱۵۲] . ابن جوزی؛ زادالمسیر، تحقیق محمد بن عبدالرحمن، چاپ اول، ج۶، ص۳۰۶.
بنابراین خداوند برکت دین و دنیا را بر ابراهیم و اسحاق نازل نمود
[۱۵۳] . تفسیر النفسی، ج۶، ص۲۶.
که در آیات دیگر رحمت و برکت الهی را مشمول حال اسحاق و خانواده اش بیان نمودهو اینچنین نعمت خویش را بر این خاندان تمام کرده است.

← کتاب آسمانی و مقام قضاوت


بعضی از پیامبران الهی دارای کتاب بودند که در آن احکام و حلال و حرام خدا تبیین شده بود و برخی دیگر دارای حکم قضاوت بودند که بواسطه ی آن اقامه‌ی عدل می‌کردند.
[۱۵۶] خطیب، عبدالکریم؛ التفسیر القرآنی للقرآن، ج‌۴، ص۲۳۳.

«وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یعْقُوبَ... أُولَئِک الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکتَابَ وَ الْحُکمَ وَ النُّبُوَّةَ.
«و اسحاق و یعقوب را به او (=ابراهیم) بخشیدیم؛... آن‌ها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوت به آنان دادیم...»این آیه اشاره به انبیائی است که در آیات قبل ذکر شد.
مراد از "حُکم" مقام قضاوت در میان مردم است. لذا حکم که همان حکمت باشد، به معنای علم نافع و فقه در دین است که احکام قضاوت نیز بر آن مترتب می‌شود و بواسطه ی آن نزاع‌ها و اختلافات مردم حل و فصل می‌گردد.
[۱۶۰] زحیلی، وهبة بن مصطفی؛ التفسیر المنیر فی العقیدة، ج‌۷، ص۲۸۱


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن‌ کریم‌.
(۲) عهد جدید.
(۳) عهد عتیق‌.
(۴) محمد ابن‌بابویه‌، الخصال‌، به‌ کوشش‌ علی‌ اکبر غفاری‌، قم‌ ۱۴۰۳ق‌.
(۵) محمد ابن‌بابویه‌، من‌لایحضره‌ الفقیه‌، به‌ کوشش‌ علی‌ اکبر غفاری‌، قم‌، جماعة المدرسین‌.
(۶) علی‌ ابن‌ حزم‌، جمهرة انساب‌ العرب‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۷) محمد ابن‌ سلام‌ جمحی‌، طبقات‌ الشعراء، به‌ کوشش‌ یوزف‌ هل‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
(۸) احمد ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
(۹) محیی‌الدین‌ ابن‌عربی‌، فصوص‌ الحکم‌، به‌ کوشش‌ ابوالعلاء عفیفی‌، بیروت‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.
(۱۰) احمد ابن‌ عنبه‌، الفصول‌ الفخریة، به‌ کوشش‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
(۱۱) احمد ابن‌ فقیه‌، البلدان‌، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، قاهره‌، ۱۳۰۲ق‌/ ۱۸۸۵م‌.
(۱۲) عبدالله‌ ابن‌ قتیبه‌، المعارف‌، به‌کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌، ۱۳۸۸ق‌/ ۱۹۶۹م‌.
(۱۳) ابن‌ کثیر، البدایة.
(۱۴) ابن‌ کثیر، قصص‌ الانبیاء، به‌ کوشش‌ خلیل‌ میس‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
(۱۵) احمد ابن‌ حنبل‌، مسند، قاهره‌، ۱۳۱۳ق‌.
(۱۶) محمد ازرقی‌، اخبار مکة، به‌ کوشش‌ رشدی‌ صالح‌ ملحس‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۱۷) ابراهیم‌اصطخری‌، مسالک‌ الممالک‌، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۲۷م‌.
(۱۸) حسین‌ بغوی‌، معالم‌ التنزیل‌، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
(۱۹) محمد بلعمی‌، تاریخ‌، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
(۲۰) احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.
(۲۱) محمد حاکم‌ نیشابوری‌، المستدرک‌، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۳۴ق‌.
(۲۲) منوچهر ستوده‌، حدود العالم‌، به‌ کوشش‌ تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
(۲۳) سالم‌ ریاشی‌، رسالتی‌ الی‌ الیهود، بیروت‌، ۱۹۶۶م‌.
(۲۴) محمود زمخشری‌، الکشاف‌، قاهره‌، ۱۳۶۶ق‌/ ۱۹۴۷م‌.
(۲۵) محمد سلطان‌ ولد، دیوان‌، به‌ کوشش‌ سعید نفیسی‌، تهران‌، ۱۳۳۸ش‌.
(۲۶) سنایی‌، حدیقة الحقیقة، به‌ کوشش‌ مدرس‌ رضوی‌، تهران‌، ۱۳۵۹ش‌.
(۲۷) عمر سهروردی‌، عوارف‌ المعارف‌، به‌کوشش‌ قاسم‌ انصاری‌، تهران‌، ۱۳۶۴ش‌.
(۲۸) سیوطی‌، الدر المنثور، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۲۹) طبری‌، تفسیر.
(۳۰) فضل‌ طبرسی‌، مجمع‌ البیان‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/ ۱۹۸۸م‌.
(۳۱) جواد علی‌، المفصل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، بیروت‌، ۱۹۷۶م‌.
(۳۲) دیوان‌، بیروت‌، ۱۴۱۴ق‌/ ۱۹۹۴م‌.
(۳۳) علی‌ قمی‌، تفسیر، بیروت‌، ۱۳۸۷ق‌.
(۳۴) مجاهد، تفسیر، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ طاهر سورتی‌، اسلام‌آباد، ۱۳۹۶ق‌/۱۹۷۶م‌.
(۳۵) محمدباقر مجلسی‌، بحارالانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/ ۱۹۸۳م‌.
(۳۶) علی‌ مسعودی‌، اثبات‌ الوصیة، نجف‌، کتابخانة حیدریه‌.
(۳۷) علی‌ مسعودی‌، التنبیه‌ و الاشراف‌، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۸۹۳م‌.
(۳۸) علی‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
(۳۹) ناصرخسرو، دیوان‌، به‌ کوشش‌ مجتبی‌ مینوی‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
(۴۰) احمدنحاس‌، اعراب‌ القرآن‌، به‌ کوشش‌ زهیر غازی‌ زاهد، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
(۴۱) علی‌ هروی‌، الاشارات‌ الی‌ معرفة الزیارات‌، دمشق‌، ۱۹۵۳م‌.
(۴۲) یاقوت‌، بلدان‌.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. عهد عتیق‌،پيدايش‌،۱۷:۱۶،۱۷.
۲. عهد عتیق‌،پيدايش‌،۱۸:۱-۲، ۲۰به‌ بعد.
۳. عهد عتیق‌،پيدايش‌،۱۸:۱۰.
۴. عهد عتیق‌،پیدایش،۱۸: ۱۲.
۵. عهد عتیق‌،پیدایش،۲۱:۴.
۶. عهد عتیق،پیدایش،‌۴: ۸.
۷. عهد عتیق‌،پیدایش،۲۱:۱۰.
۸. عهد عتیق،پیدایش،ق‌۱۶:۴.
۹. عهد عتیق‌،پیدایش،۲۱:۹.
۱۰. عهد عتیق‌،پیدایش،باب‌ ۲۲ .
۱۱. عهد عتیق‌پیدایش‌، ۲۳:۱.
۱۲. عهد عتیق‌،پیدایش،۲۵:۲۰.
۱۳. عهد عتیق‌،باب‌ ۲۴ .
۱۴. عهد عتیق‌،باب‌ ۲۴.
۱۵. عهد عتیق‌،پيدايش‌، ۲۵: ۲۲، ۲۴، ۲۶- ۲۸.
۱۶. عهد عتیق‌،پيدايش‌، باب۲۶.
۱۷. عهد عتیق‌،۲۰: ۱،۲.
۱۸. عهد عتیق‌،۲۶: ۱۲،۱۴.
۱۹. عهد عتیق‌،۲۶:۱۷.
۲۰. عهد عتیق‌،۲۶:۲۳.
۲۱. عهد عتیق‌،۲۳: ‌۲۵.
۲۲. عهد عتیق،‌۲۶:۱۶،۳۱.
۲۳. عهد عتیق‌،باب‌ ۲۷ .
۲۴. ، عهد عتیق‌،۳۵:۲۸.
۲۵. عهد عتیق‌،۳۵:۲۹، ۴۹:۳۰-۳۱.
۲۶. عهد عتیق‌، ۴:۲۸، ۲۹.
۲۷. سالم‌ ریاشی‌، رسالتی‌ الی‌ الیهود، ج۱، ص۱۴، بیروت‌، ۱۹۶۶م‌.
۲۸. عهد عتیق، ‌۲۲:۴.
۲۹. عهد جدید،۱۳:۳۲.
۳۰. عهد عتیق‌،۲۲:۹.
۳۱. عهد جدید،متی‌، ۲۷:۲ .
۳۲. عهد جدید، یوحنا، ۱۹: ۱۷- ۱۸ .
۳۳. عهد عتیق‌،۲۴: ۶۴ - ۶۵.
۳۴. بقره‌/سوره۲، آیه۱۳۶.    
۳۵. نساء/سوره۴، آیه۱۶۳.    
۳۶. آل‌عمران‌/سوره۳، آیه۸۴.    
۳۷. بقره‌/سوره۲، آیه۱۳۳.    
۳۸. بقره‌/سوره۲، آیه۱۴۰.    
۳۹. ابراهیم‌/سوره۱۴، آیه۳۹.    
۴۰. مریم‌/سوره۱۹، آیه۴۹.    
۴۱. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۲.    
۴۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۳.    
۴۳. صافات‌/سوره۳۷، آیه۱۱۲    
۴۴. انعام‌/سوره۶، آیه۸۴.    
۴۵. ص‌/سوره۳۸، آیه۴۵.    
۴۶. ص‌/سوره۳۸، آیه۴۷.    
۴۷. صافات‌/سوره۳۷، آیه۱۱۳.    
۴۸. . ابوحمزه ثمالی، ثابت بن دینار؛ تفسیر القرآن الکریم،چاپ اول، ص۲۲۷.
۴۹. سوره هود(۱۱)،آیه۷۱    
۵۰. علی‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌، ج۱، ص۴۶، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
۵۱. فضل‌ طبرسی‌، مجمع‌ البیان‌، ج۶، ص۴۹۱، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/ ۱۹۸۸م‌.
۵۲. ابن‌ کثیر، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۲۲۲، به‌ کوشش‌ خلیل‌ میس‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
۵۳. احمدنحاس‌، اعراب‌ القرآن‌، ج۳، ص۴۳۱، به‌ کوشش‌ زهیر غازی‌ زاهد، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۵۴. طبری‌، تفسیر، ج۲۳، ص۵۱ به‌ بعد.
۵۵. مجاهد، تفسیر، ج۱، ص۵۴۳، به‌ کوشش‌ عبدالرحمان‌ طاهر سورتی‌، اسلام‌آباد، ۱۳۹۶ق‌/۱۹۷۶م‌.
۵۶. فرزدق‌، ج۲، ص۲۸۴.
۵۷. محمد ابن‌ سلام‌ جمحی‌، طبقات‌ الشعراء، ج۱، ص۱۴۷، به‌ کوشش‌ یوزف‌ هل‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
۵۸. عبدالله‌ ابن‌ قتیبه‌، المعارف‌، ج۱، ص۳۵، به‌کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌، ۱۳۸۸ق‌/ ۱۹۶۹م‌.    
۵۹. احمد ابن‌ حنبل‌، مسند، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷، قاهره‌، ۱۳۱۳ق‌.
۶۰. علی‌ قمی‌، تفسیر، ج۱، ص۳۵۱-۳۵۲، بیروت‌، ۱۳۸۷ق‌.
۶۱. محمود زمخشری‌، الکشاف‌، ج۴، ص۵۷، قاهره‌، ۱۳۶۶ق‌/ ۱۹۴۷م‌.    
۶۲. محمد ازرقی‌، اخبار مکة، ج۲، ص۱۷۵، به‌ کوشش‌ رشدی‌ صالح‌ ملحس‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۶۳. احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۹۱، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.
۶۴. احمد ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، ج۲، ص۴۴۰، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
۶۵. محمد بلعمی‌، تاریخ‌، ج۱، ص۲۲۵، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
۶۶. محمد حاکم‌ نیشابوری‌، المستدرک‌، ج۲، ص۵۵۶، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۳۴ق‌.
۶۷. محمد حاکم‌ نیشابوری‌، المستدرک‌، ج۲، ص۵۵۹، حیدرآباد دکن‌، ۱۳۳۴ق‌.
۶۸. حسین‌ بغوی‌، معالم‌ التنزیل‌، ج۴، ص۵۶۷، بیروت‌، ۱۴۰۵ق‌/۱۹۸۵م‌.
۶۹. احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۹۱-۹۲، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.
۷۰. ابن‌ کثیر، البدایة، ج۱، ص۱۴۹.
۷۱. سیوطی‌، الدر المنثور، ج۷، ص۱۰۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.    
۷۲. محمد ابن‌بابویه‌، من‌لایحضره‌ الفقیه‌، ج۲، ص۲۳۰-۲۳۱، به‌ کوشش‌ علی‌ اکبر غفاری‌، قم‌، جماعة المدرسین‌.    
۷۳. محمد ابن‌بابویه‌، الخصال‌، ج۱۱، ص۵۷ - ۵۸، به‌ کوشش‌ علی‌ اکبر غفاری‌، قم‌ ۱۴۰۳ق‌.
۷۴. عبدالله‌ ابن‌ قتیبه‌، المعارف‌، ج۱، ص۳۸، به‌کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌، ۱۳۸۸ق‌/ ۱۹۶۹م‌.    
۷۵. علی‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌، ج۱، ص۴۶-۴۷، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
۷۶. محمد بلعمی‌، تاریخ‌، ج۱، ص۲۶۱، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
۷۷. ابن‌ کثیر، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۲۲۲، به‌ کوشش‌ خلیل‌ میس‌، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
۷۸. محمد بلعمی‌، تاریخ‌، ج۱، ص۲۶۱، به‌ کوشش‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌، ۱۳۵۳ش‌.
۷۹. علی‌ مسعودی‌، اثبات‌ الوصیة، ج۱، ص۳۵-۳۶، نجف‌، کتابخانة حیدریه‌.
۸۰. ناصرخسرو، دیوان‌، ص۱۸۶، به‌ کوشش‌ مجتبی‌ مینوی‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۸۱. علی‌ مسعودی‌، اثبات‌ الوصیة، ج۱، ص۳۵-۳۶، نجف‌، کتابخانة حیدریه‌.
۸۲. احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۱۰۱، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.
۸۳. عبدالله‌ ابن‌ قتیبه‌، المعارف‌، ج۱، ص۳۸، به‌کوشش‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌، ۱۳۸۸ق‌/ ۱۹۶۹م‌.    
۸۴. علی‌ مسعودی‌، مروج‌ الذهب‌، ج۱، ص۴۶-۴۷، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، قاهره‌، ۱۳۸۴ق‌/۱۹۶۴م‌.
۸۵. علی‌ مسعودی‌، التنبیه‌ و الاشراف‌، ج۱، ص۲۰۸، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۸۹۳م‌.
۸۶. احمد ثعلبی‌، قصص‌ الانبیاء، ج۱، ص۱۰۲، قاهره‌، ۱۳۷۴ق‌/۱۹۵۵م‌.
۸۷. محمدباقر مجلسی‌، بحارالانوار، ج۱۲، ص۱۱۳، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/ ۱۹۸۳م‌.    
۸۸. محمد ازرقی‌، اخبار مکة، ج۱، ص۷۳، به‌ کوشش‌ رشدی‌ صالح‌ ملحس‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۸۹. ابراهیم‌اصطخری‌، مسالک‌ الممالک‌، ج۱، ص۵۷، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۹۲۷م‌.
۹۰. منوچهر ستوده‌،حدود العالم‌، ج۱، ص۱۷۴، به‌ کوشش‌ تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۹۱. علی‌ هروی‌، الاشارات‌ الی‌ معرفة الزیارات‌، ج۱، ص۱۰، دمشق‌، ۱۹۵۳م‌.
۹۲. علی‌ هروی‌، الاشارات‌ الی‌ معرفة الزیارات‌، ج۱، ص۳۰-۳۱، دمشق‌، ۱۹۵۳م‌.
۹۳. یاقوت‌، بلدان‌، ج۲، ص۱۹۴- ۱۹۵.
۹۴. احمد ابن‌ فقیه‌، البلدان‌، ج۱، ص۱۹۷، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، قاهره‌، ۱۳۰۲ق‌/ ۱۸۸۵م‌.
۹۵. احمد ابن‌ عبدربه‌، العقد الفرید، ج۳ ص۴۰۹، به‌ کوشش‌ احمد امین‌ و دیگران‌، بیروت‌، ۱۴۰۲ق‌/۱۹۸۲م‌.
۹۶. علی‌ مسعودی‌، التنبیه‌ و الاشراف‌، ج۱، ص۱۰۸-۱۱۰، به‌ کوشش‌ دخویه‌، لیدن‌، ۱۸۹۳م‌.
۹۷. احمد ابن‌ عنبه‌، الفصول‌ الفخریة، ج۱، ص۲۱، به‌ کوشش‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی‌، تهران‌، ۱۳۶۳ش‌.
۹۸. علی‌ ابن‌ حزم‌، جمهرة انساب‌ العرب‌، ج۱، ص۸، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۹۹. محیی‌الدین‌ ابن‌عربی‌، فصوص‌ الحکم‌، ج۱، ص‌ ۸۴ -۹۰، به‌ کوشش‌ ابوالعلاء عفیفی‌، بیروت‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.
۱۰۰. محیی‌الدین‌ ابن‌عربی‌، فصوص‌ الحکم‌، ج۱، ص‌ ۴۴- ۴۵، به‌ کوشش‌ ابوالعلاء عفیفی‌، بیروت‌، ۱۴۰۰ق‌/۱۹۸۰م‌.
۱۰۱. ناصرخسرو، دیوان‌، ص۱۸۶، به‌ کوشش‌ مجتبی‌ مینوی‌، تهران‌، ۱۳۶۷ش‌.
۱۰۲. سنایی‌، حدیقة الحقیقة، ج۱، ص۶۲۳، به‌ کوشش‌ مدرس‌ رضوی‌، تهران‌، ۱۳۵۹ش‌.
۱۰۳. محمد سلطان‌ ولد، دیوان‌، ج۱، ص۵۳۵، به‌ کوشش‌ سعید نفیسی‌، تهران‌، ۱۳۳۸ش‌.
۱۰۴. سوره نساء(۴)،آیه۱۶۳    
۱۰۵. سوره عنکبوت(۲۹)،آیه(۱۶و۲۷)    
۱۰۶. سوره آل عمران(۳)،آیه۸۴    
۱۰۷. . فیض کاشانی،تفسیر الصافی،چاپ دوم، ج۱، ص۱۹۲.
۱۰۸. سوره بقره(۲)،آیه۱۳۲    
۱۰۹. بلخی مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق احمد فرید، چاپ اول، ج۱، ص۷۹ و بی‌تا، ج۱، ص۱۲۱.
۱۱۰. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۱، ص۷۹.
۱۱۱. سوره بقره(۲)،آیه۱۳۳    
۱۱۲. سوره یوسف(۱۲)،آیه۳۸    
۱۱۳. تفسیر الواحدی، تحقیق، صفوان عدنان،ج۱، ص۱۳۳.
۱۱۴. مدرسی، من هدی القرآن، چاپ اول، ج‌۵، ص۲۰۱.
۱۱۵. سوره انبیاء(۲۱)،آیه(۷۲-۷۳)    
۱۱۶. التبیان فی تفسیر القرآن، ج‌۷، ص۲۶۵    
۱۱۷. التبیان فی تفسیر القرآن، ج‌۷، ص۲۶۵    
۱۱۸. عبدالقادر،بیان المعانی، ج‌۴، ص۳۱۷.
۱۱۹. خطیب،التفسیر القرآنی للقرآن، بی‌تا، ج‌۳، ص۱۰۱۲.
۱۲۰. سوره نساء(۴)،آیه(۱۶۳-۱۶۵)    
۱۲۱. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۴۳.    
۱۲۲. ابن عاشور،التحریر و التنویر، بی‌تا، ج‌۱۷، ص۸۰.
۱۲۳. سوره انبیاء(۲۱)،آیه(۷۲-۷۳)    
۱۲۴. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۹۹    
۱۲۵. طباطبائی(علامه)،المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۴۷    
۱۲۶. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۴، ص۳۰۵.    
۱۲۷. سوره ص (۳۸)،آیه۴۵    
۱۲۸. قمی، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی، ج۲، ص۲۴۲    
۱۲۹. التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۵۷۱.    
۱۳۰. طبرسی،تفسیر جوامع الجامع‌، ج۳، ص۱۹۹.
۱۳۱. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۲۱۱    
۱۳۲. تفسیر صافی، ج۴، ص۳۰۵.    
۱۳۳. جوادی آملی،تسنیم، ج۶، ص۴۹۴.
۱۳۴. سوره ص (۳۸)،آیه(۴۶-۴۵)    
۱۳۵. التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۵۷۱    
۱۳۶. سوره ص (۳۸)،آیه(۴۷-۴۵)    
۱۳۷. جوادی آملی،تسنیم، ج۶، ص۴۹۴.
۱۳۸. خطیب،التفسیر القرآنی للقرآن، ج‌۹، ص۹۱.
۱۳۹. سوره انبیاء(۲۱)،آیه(۷۲-۷۳)    
۱۴۰. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۰۱    
۱۴۱. خطیب،التفسیر القرآنی للقرآن، ج‌۹، ص۹۲۰.
۱۴۲. سوره انعام(۶)،آیه(۸۴و۹۰)    
۱۴۳. التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۸۹.
۱۴۴. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۰۷    
۱۴۵. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۲۶۰.    
۱۴۶. ابن عاشور،التحریر و التنویر، ج۶، ص۲۰۶.
۱۴۷. سوره انبیاء(۲۱)،آیه(۷۲-۷۳)    
۱۴۸. زمخشری،الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل‌، چاپ سوم‌، ج۲، ص۵۸۷.
۱۴۹. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۶۲.    
۱۵۰. سوره صافات(۳۷)،آیه(۱۰۴-۱۱۲)    
۱۵۱. سوره صافات(۳۷)،آیه۱۱۳    
۱۵۲. . ابن جوزی؛ زادالمسیر، تحقیق محمد بن عبدالرحمن، چاپ اول، ج۶، ص۳۰۶.
۱۵۳. . تفسیر النفسی، ج۶، ص۲۶.
۱۵۴. سوره هود(۱۲)،آیه(۷۱-۷۳)    
۱۵۵. سوره یوسف(۱۲)،آیه۶    
۱۵۶. خطیب، عبدالکریم؛ التفسیر القرآنی للقرآن، ج‌۴، ص۲۳۳.
۱۵۷. سوره انعام(۶)،آیه(۸۴-۸۹)    
۱۵۸. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۹۶    
۱۵۹. تفسیر صافی، ج۲، ص۱۳۷    
۱۶۰. زحیلی، وهبة بن مصطفی؛ التفسیر المنیر فی العقیدة، ج‌۷، ص۲۸۱


منابع

[ویرایش]
دانشنامه موضوعی قرآن    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «اسحاق نبی».    
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «حضرت اسحاق نبی»، ج۸، ص۳۳۳۹.    






جعبه ابزار