حورالعین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حور (حوری)، تعبیری قرآنی در وصف دوشیزگان بهشتی است. حورالعین به معنی زنان بهشتى و از نعمت‌های بهشتی می‌باشد.


تعریف حور

[ویرایش]

حور (حوری)، تعبیری قرآنی در وصف دوشیزگان بهشتی. حور واژهای عربی و جمع حَوراء است.
[۱] ابن منظور، لسان العرب، ذیل «حور».
در فارسی این واژه به تنهایی یا به صورت مرکب (مثلا حورعین) و گاه با افزودن یای نسبت، غالباً به معنای مفرد به کار میرود. نیز با افزودن علامت جمع فارسی در آخر حور و حوری، واژههای حوران و حوریان ساخته می‌شود. همچنین واژه حور در اشعار و متون فارسی در ترکیب با واژگان دیگر (مثلا حورپیکر، حورزاد، حورسرشت، حورلقا، حورنژاد، حوروش، حوردیس) برای وصف زنان زیبارو به کار رفته است.

واژه شناسی حور

[ویرایش]

حور مشتق از حَوَر است که احتمالاً به معنای سفید از آرامی وارد زبان عربی شده است.
[۲] ابن فارس، مقاییس اللغه، ذیل «حور».
[۳] ابن منظور، لسان العرب، ذیل «حور».
هرچند برخی آن را مأخوذ از مصدر حَوْر به معنای رجوع
[۴] طوسی، ذیل دخان آیه۵۴.
[۵] حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ذیل «حور»، ج ۱ و ۲، تهران ۱۴۱۶.
یا از مادّه حیر (به معنای حیرت و شگفتی) گرفته‌اند
[۶] طبری، جامع،ذیل دخان آیه ۵۴.
که ظاهراً هر دو خطاست. با این‌که اصمعی از رابطه حَوَر با چشم اظهار بی اطلاعی کرده است، اما واژه‌شناسان عرب عموماً آن را به معنای تضاد شدید میان سپیدی و سیاهی در چشم به‌ویژه در چشم آهو و گاو، دانسته‌اند.
[۷] کتاب العین، خلیل بن احمد، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
[۸] اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاجاللغه و صحاح العربیه، ذیل «حور»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.
[۹] ابن فارس، مقاییس اللغه،ذیل «حور».
[۱۰] ابن منظور، لسان العرب ذیل «حور».
که حَوَر را نمایان شدن اندک سفیدی در چشم از میان سیاهی دانسته است،
[۱۱] حسین بن محمد راغب اصفهانی، ذیل حور، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت.
از اینرو برخی معتقدند که این ویژگی در انسانها وجود ندارد و کاربرد آن درباره زنان صرفاً از باب تشبیه است.
[۱۲] الصحاح: تاج اللغه و صحاحالعربیه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.
[۱۳] ابن فارس، مقاییس اللغه ذیل «حور».
ابن منظور (ذیل «حور») در بیانی جامع، حوراء را زنی وصف کرده که سفیدی چشمانش شفاف، سیاهیاش غلیظ، چشمانش کاملا گرد و پلکهایش نازک و ظریف است. به نظر برخی این واژه علاوه بر وصف چشم بر سپیدی تن نیز دلالت دارد.
[۱۴] خلیل بن احمد، کتاب العین، ذیل «حور»، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
[۱۵] ابن منظور، لسان العرب ،ذیل «حور».
[۱۶] طبری، جامع، ذیل دخان آیه۵۴.
[۱۷] طوسی، ذیل دخان آیه ۵۴.
[۱۸] محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل دخان آیه ۵۴،چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
در اشعار عربی نیز واژه حواریّات برای بیان سپیدی پوست و رنگ زنان شهرنشین، برخلاف زنانی که در صحرا زندگی می‌کنند به کار رفته است
[۱۹] ابن منظور، لسان العرب،ذیل «حور».
[۲۰] محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغه،ج ۵، ذیل «حور»، چاپ عبداهلد درویش، قاهره.
[۲۱] اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه، ذیل «حور»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.
[۲۲] ابن فارس، مقاییس اللغه، ذیل «حور».
واژه حور در اشعار کهن عربی نیز کاربرد داشته است. در همگی این اشعار وصف حور برای زنان به کار رفته و غالباً ناظر به سپیدی تن ایشان است.

واژه حور در قرآن

[ویرایش]

واژه حور چهار بار در قرآن آمده است که سه بار با صفت «عین» همراه است. عین جمع عَیناء به معنای زن فراخ چشم است.
[۲۶] ابن منظور، لسان العرب،ذیل «عین».
بنابراین «حورعین» ترکیبی از دو صفت است که به صورت اسم به کار رفته و به معنای «دوشیزگان سیم تن چشم درشتی» است که در زندگی پس از مرگ به همسری مؤمنان در خواهند آمد. آیه چهارم در سوره الرحمن،

← حور با وصف مقصورات فی الخیام


حور با عبارت «مَقصورات فیالخیام» همراه شده است. به گفته ابن منظور
[۲۸] ابن منظور، لسان العرب،ذیل «قصر».
قصر به معنای حبس بوده و معنای این عبارت «محبوس در خیمه‌ها» است. به نظر فراء
[۲۹] یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ذیل رحمن: ۷۲، چاپ عبدالفتاح اسماعیل شلبی، (قاهره ۱۹۷۲)، چاپ افست تهران.
منظور آن است که حوریان بهشتی وابسته به همسرانشان هستند و جز به آنان نظر ندارند.
[۳۰] طبری، جامع، ذیل رحمن آیه ۷۲.
[۳۱] طوسی، ذیل رحمن آیه ۷۲.
[۳۲] محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ذیل رحمن آیه۵۶، او، مفاتیح الغیب، چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.


← حور با وصف قاصرات الطرف


مؤید این معنا آیات دیگری است که در آن‌ها از حوریان بدون استفاده از واژه حور و با وصف «قاصِراتُ الطرفِ» به معنای زنانی که نگاهشان را از همسرانشان برنمی‌دارند، یاد شده است.
به عبارت دیگر مراد آن است که آنان تنها به همسرانشان چشم دارند و دل و دیده به آنان می‌سپارند و به کسان دیگر هیچ رغبتی ندارند
[۳۶] طبری، جامع البیان ،ذیل صافّات آیه ۴۸.
[۳۷] طبری، جامع البیان، ذیل ص آیه ۵۲.
[۳۸] طبری، جامع،ذیل رحمن آیه ۵۶.
[۳۹] طوسی ، التبیان ، ذیل صافّات، آیه ۴۸،.
[۴۰] طوسی،التبیان، ذیل ص، آیه ۵۲.
[۴۱] طوسی،التبیان، ذیل رحمن آیه ۵۶.
[۴۲] زمخشری، الکشاف، ذیل صافّات آیه ۴۸.
[۴۳] زمخشری، الکشاف، ذیل ص، آیه ۵۲.
[۴۴] زمخشری، الکشاف، ذیل رحمن آیه ۵۶.
[۴۵] طبرسی، مجمع البیان، ذیل صافّات، آیه ۴۸.
[۴۶] طبرسی، مجمع البیان، ذیل ص، آیه۵۲.
[۴۷] طبرسی، مجمع البیان، ذیل رحمن آیه ۵۶.
میبدی
[۴۸] احمد بن محمد میبدی، کشفالاسرار و عد هالابرار، ذیل صافّات آیه ۴۸، چاپ علیاصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ش.
این تعبیر را حاکی از نوعی حیا و دلبری در حوریان دانسته است.

← تشبیه حور به مرواریدهای پنهان


همچنین آنان به مرواریدهای پنهان تشبیه شده‌اند (کأمثالِ اللؤلؤِ المَکنونِ) که بیانگر پاکی و صفای حوریان است که همچون مروارید نهفته در صدف هیچ دستی به آنان نمی‌رسد.
[۵۰] طبری، جامع البیان، ذیل واقعه آیه۲۳.
چنانکه گفته شده پیش از همسرانشان در بهشت، هیچ انسان یا جنی آن‌ها را لمس نکرده است (لم یَطمِثهُنَّ أنسٌ قَبلَهم و لا جانٌ).
[۵۳] طوسی، ذیل رحمن آیه۵۶.
[۵۴] طوسی، التبیان، ذیل رحمن آیه ۷۴.
[۵۵] محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل رحمن آیه۵۶، چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
[۵۶] محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل رحمن آیه۷۴،چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.


← باکره بودن حوریان


باکره بودن حوریان در آیه ۳۶ سوره واقعه نیز تأکید شده است.
[۵۷] زمخشری، الکشاف، ذیل واقعه آیه۵۶.
[۵۸] طبرسی، ذیل واقعه آیه۵۶.
برخی مفسران از آیات ۵۶ و ۷۴ سوره رحمن چنین نتیجه‌گیری کرده‌اند که حوریان به دو نوع انسان و جن تقسیم می‌شوند.
[۵۹] طوسی، ذیل آیه۵۶.
[۶۰] طوسی، ذیل آیه۷۴.
[۶۱] طبرسی، ذیل آیه۵۶.
[۶۲] طبرسی، ذیل آیه۷۴..
همچنین از حوریان با اوصاف «همسال» (أتراب)، «شوهردوست» (عُرُب) و «نارپستان» (کَواعِب) یاد شده است. مفسران حوریان بهشتی را همسال با شوهرانشان، نه پیر و نه جوان، دانسته‌اند.
[۶۶] طبری، جامع، ذیل ص آیه۵۲.
[۶۷] طوسی، التبیان، ذیل ص آیه ۵۲.
[۶۸] زمخشری، الکشاف،ذیل ص آیه۵۲.
[۶۹] طبرسی، مجمع البیان، ذیل ص آیه۵۲.
[۷۰] طبرسی، مجمع البیان، ذیل واقعه آیه۳۷.


← حوریان با وصف همسرانی پاک


حوریان با وصف «أزواجٌ مُطَهَّره» (همسرانی پاک) نیز ستوده شده‌اند به عقیده مفسران این طهارت مطلق است و پاکی از هرگونه پلیدی و آلودگی، چه ظاهری و جسمی و چه باطنی و روانی نظیر کژخلقی، زشتخویی، دودلی و بدگمانی را شامل می‌شود.
[۷۴] طبری، جامع،ذیل بقره آیه ۲۵.
[۷۵] طبری، جامع،ذیل آل عمران آیه۱۵.
[۷۶] طبری، جامع،ذیل نساء آیه۵۷.
[۷۷] طوسی، ذیل بقره آیه ۲۵.
[۷۸] طوسی، ذیل آل عمران آیه۱۵.
[۷۹] طوسی، ذیل نساء آیه۵۷.
[۸۰] زمخشری، الکشاف،ذیل بقره آیه ۲۵.
[۸۱] زمخشری، الکشاف،ذیل آل عمران آیه۱۵.
[۸۲] زمخشری، الکشاف،ذیل نساء آیه۵۷.
[۸۳] طبرسی،مجمع البیان، ذیل بقره آیه ۲۵.
[۸۴] طبرسی،مجمع البیان، ذیل آل عمران آیه۱۵.
[۸۵] طبرسی،مجمع البیان، ذیل نساء آیه۵۷.


← حوریان با وصف بیض مکنون


همچنین حوریان به «بیضٌ مَکنونٌ» مانند شده‌اند. طبری
[۸۷] طبری، جامع،ذیل صافات ،آیه۴۹.
دیدگاههای گوناگون را در بیان مقصود از این تشبیه آورده است: برخی آن را بیان پوشیده بودن حوریان می‌دانند همچون پرندگان که تخم خود را زیر بال و پرشان می‌پوشانند تا از گرد و غبار و باد در امان باشند؛ یا ممکن است مراد از آن پرده نازک و سپیدرنگی باشد که درون تخم مرغان قرار دارد و از دسترس دیگران به دور است؛ بعضی نیز منظور آن را رنگ سفید متمایل به زرد حوریان دانسته‌اند.
[۸۸] طوسی، ذیل صافّات آیه ۴۹.
[۸۹] طبرسی، ذیل صافّات آیه ۴۹.
[۹۰] محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ، او، مفاتیح الغیب، ذیل صافّات آیه ۴۹، چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
ابن عباس این تعبیر را هم معنای «اللؤلؤ المَکنون» دانسته است
[۹۲] طبری، جامع،ذیل واقعه آیه ۲۳.
چنانکه در جای دیگر حوریان به یاقوت و مرجان مانند شده‌اند.

← اختلاف در خلقت حوریان


در این‌که حوریان همان زنان شایسته کردار دنیا هستند یا از نوعی دیگر خلق می‌شوند، اختلاف هست. از سویی در آیاتی از قرآن تأکید شده است که زندگی در بهشت شبیه زندگی در زمین خواهد بود و اعضای خانواده‌های مؤمن از جمله همسران با یکدیگر خواهند بود. بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که زنان یا حوریان بهشتی احتمالا همان همسران مردان در دنیا خواهند بود. از اینرو گروهی از مفسران بر این عقیده‌اند که حوریان همان زنان زمینی‌اند که با خلقتی نو به زنانی باکره و همسال با شوهران بهشتیشان بدل می‌شوند.
[۹۸] طبری، جامع،ذیل واقعه آیه ۳۵.
[۹۹] طبری، جامع،ذیل واقعه آیه ۳۷.
[۱۰۰] طبرسی،مجمع البیان، ذیل واقعه آیه ۳۵.
[۱۰۱] طبرسی، ذیل واقعه آیه ۳۷.
[۱۰۲] طوسی، ذیل رحمن آیه ۷۴.


←← خلقت حوریان با توجه به سوره واقعه


اما ظاهر آیات سوره واقعه آن است که زنان بهشتی دو دسته‌اند: نخست حورعین که پاداش سابقون و مؤمنان پیشتاز است و دوم همسرانی که از نو خلق می‌شوند که برای اصحاب‌الیمین در نظر گرفته شده‌اند. البته این تفکیک در آیات دیگر قرآن وجود ندارد و تنها تأکید شده است که این دست از نعمتهای بهشتی برای متقیان، کسانی که از بازخواست شدن نزد خدا هراس دارند و بنده‌های خالص خدا آماده شده است. برخی نیز معتقدند به جز زنان زمینی که با خلقتی جدید به زنان باکره تبدیل می‌شوند، حوریانی دیگر از نوعی متفاوت نیز در بهشت خلق می‌شوند.
[۱۱۱] حسین بن حسن حلیمی، کتاب المنهاج فی شعب الایمان، ج۱، ص۴۷۶ـ ۴۷۷، چاپ حلمی محمد فوده، (بیروت) ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
[۱۱۲] ابن قیّم جوزیه، حادی الارواح الی بلادالافراح، ج۱، ص۲۶۴ـ۲۶۶، چاپ سیدجمیلی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
البته تأکید شده است که زنان زمینی از نظر مقام و منزلت بسیار بالاتر از حوریان بهشتی قرار دارند.
[۱۱۳] سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۳۶۸، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴ـ ۱۴۰.
[۱۱۴] حسین بن حسن حلیمی، کتاب المنهاج فی شعب الایمان، ج۲، ص۱۷۶ـ ۱۷۷، چاپ حلمی محمد فوده، (بیروت) ۱۳۹۹/۱۹۷۹.


← حوریان در متون حدیثی اهل ‌سنت و شیعه


در متون حدیثی اهل‌سنّت و شیعه، گاه تعبیراتی مبالغه‌آمیز در وصف حوریان بهشتی روایت شده است، از جمله اینکه: حوریان بهشتی از قطرههای باران ابری در آسمان عرش
[۱۱۵] محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل رحمن آیه ۷۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
یا از تسبیح فرشتگان
[۱۱۶] احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان، ذیل واقعه آیه ۳۵، المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
یا در پاره‌ای روایات از زعفران
[۱۱۷] طبری، جامع، ذیل واقعه آیه۲۲.
آفریده شده‌اند.
در روایتی مادّه خلقت حوریان زعفران، مشک، عنبر و کافور است به گونه‌ای که از نوک انگشتان پاها تا رانها از زعفران، از رانها تا سینه‌ها از مشک، سینه‌ها تا گردن از عنبر و از گردن تا سر از کافور سپید و خوشبو خلق شده است
[۱۱۹] محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل واقعه آیه ۲۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۱۲۰] محمدعبدالرووف بن تاجالعارفین مُناوی، فیض القدیر: شرح الجامع الصغیر من احادیث البشیر النذیر، ج۳، ص۵۹۸، چاپ احمد عبدالسلام، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
بدن حوریان بی‌اندازه سفید و براق است و ظرافت اندامشان به اندازه‌ای است که حتی عصب ساقهای سیمین آنان از پس هفتاد جامه ابریشمین هویداست
[۱۲۱] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیحالبخاری، ج۴، ص۸۸، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
[۱۲۲] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۸، ص۱۴۷، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
[۱۲۳] محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۴، ص۸۳، ج ۳ و ۴، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
ابروانشان خطی سیاه بر بالای نور، پیشانیشان هلال ماه، و چهره‌های درخشانشان منعکس کننده نور الهی است
[۱۲۴] محمد بن احمد قرطبی، التذکر ه فی احوال الموتی و امور الآخره، ج۱، ص۱۵۰، چاپ فواز احمد زمرلی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
[۱۲۵] محمود بن احمد عینی، عمد هالقاری: شرح صحیح البخاری، ج۱۴، ص۹۵، چاپ عبدالهت محمود محمدعمر، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
آنان مزیّن به جواهرات و سنگهای قیمتی فراوان‌اند به طوری که اگر یک حوری دستبندش را نمایان سازد تمام دنیا نورانی می‌شود
[۱۲۶] محمد بن احمد قرطبی، التذکره فی احوال الموتی و امور الآخره، ج۱، ص۱۵۰، چاپ فواز احمد زمرلی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
اگر زنی بهشتی بر اهل دنیا ظاهر شود، نور و بوی او آسمان و زمین را فراخواهد گرفت و حتی روسری او از دنیا و آنچه در آن است، ارزشمندتر است
[۱۲۷] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج ۷، ص ۲۰۴، ج۳، ص۲۰۳،(چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
[۱۲۸] محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۳، ص۱۰۱، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
و اگر قطرهای از آب دهان او در دریا بریزد، آب آن شیرین می‌شود.
[۱۲۹] احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان، ذیل رحمن آیه ۷۲، المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲.


← تعداد حوریان بهشتی در آیات قرآن و روایات


در آیات قرآنی سخنی از تعداد حوریان بهشتی نیست، اما بنابر روایات به هر مؤمن دو،
[۱۳۰] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۸۶، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
[۱۳۱] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۸۸، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
[۱۳۲] مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، ج۸، ص۱۴۶ـ۱۴۷، بیروت: دارالفکر.
هفتاد و دو
[۱۳۳] محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۳، ص۱۰۶، ج ۳ و ۴، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
و حتی صدها و هزاران حوری
[۱۳۴] ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، ج۳، ص۲۱۷ـ۲۲۰، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
[۱۳۵] ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، ج۳، ص۲۷۹ـ۲۸۰، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
[۱۳۶] احمد بن حسین بیهقی، کتاب البعث و النشور، ج۱، ص۲۰۸، چاپ محمدسعید ابیانی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

وعده داده شده است. حوریان در بهشت‌ به‌طور دسته‌جمعی آواز می‌خوانند و احساسات خود را درباره همسرانشان بیان می‌کنند..
[۱۴۰] محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۴، ص۱۰۰، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
[۱۴۱] ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، ج۳، ص۲۸۲ـ۲۸۳، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
[۱۴۲] احمد بن حسین بیهقی، کتاب البعث و النشور، ج۱، ص۲۱۰ـ۲۱۲، چاپ محمدسعید ابیانی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۱۴۴] ابونعیم اصفهانی، صفه الجنه، ج۳، ص۲۰۵ـ۲۳۲، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
[۱۴۵] ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، ج۳، ص۲۷۸ـ۲۸۴، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
[۱۴۶] احمد بن حسین بیهقی، کتاب البعث و النشور، ج۱، ص۱۹۴ـ۲۱۲، چاپ محمدسعید ابیانی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۱۴۷] محمد بن احمد قرطبی، التذکره فی احوال الموتی و امور الآخره، ج۱، ص۱۴۶ـ۱۵۴، چاپ فواز احمد زمرلی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
[۱۴۸] ابن قیّم جوزیه، حادی الارواح الی بلادالافراح، ج۱، ص۲۵۷ـ۲۸۲، چاپ سیدجمیلی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
[۱۴۹] ابن قیّم جوزیه، حادی الارواح الی بلادالافراح، ج۱، ص۲۹۱ـ۲۹۴، چاپ سیدجمیلی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.


← حورعین پاداش اعمال


در روایات، حورعین پاداش پارهای از اعمال یاد شده است، از جمله: فروخوردن خشم، جهاد در راه خدا، رها کردن مال حرام،
[۱۵۰] احمد بن محمد برقی، کتاب المحاسن، ج۱، ص۶، چاپ جلالالدین محدث ارموی، تهران ۱۳۳۰ش.
چشم‌ندوختن به زن نامحرم،
[۱۵۱] ابن بابویه، کتاب مَن لایَحضُرُه الفقیه، ج۳، ص۴۷۳ـ۴۷۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۴۰۴.
و قرائت برخی از سوره‌های قرآن.

حور در پژوهش‌ خاورشناسان

[ویرایش]

در پژوهش‌های خاورشناسان در پژوهش‌های متعدد خود جملگی معتقدند که حور، وام واژهای غیر عربی است، هر چند درباره خاستگاه واژه و مفهوم حور اختلاف دارند. با این‌که در تورات (صحیفه اشعیاء نبی، ۱۹:۲۶؛ صحیفه حزقیال نبی، ۱:۳۷ـ۱۴؛ صحیفه دانیال نبی، ۱:۱۲ـ۳) اشاراتی به زندگی اخروی انسان‌ها شده و توضیحات مبسوط و کاملتری در این‌باره در متون ربّانی و تلمودی آمده است،
[۱۵۳] آبراهام کوهن، گنجینهای از تلمود، ج۱، ص۳۶۲ـ۳۹۱، ترجمه از متن انگلیسی از امیر فریدون گرگانی، تهران ۱۳۸۲ش.
با این حال در شمار نعمتهای بهشتی مفهومی نظیر حوری آنگونه که در تلقی اسلامی وجود دارد، دیده نمی‌شود. از اینرو خاورشناسان برمبنای پیش‌فرضهای خود درباره پیامبر اسلام و قرآن، برای خاستگاه و مفهوم این واژه گمانه‌زنیهایی کرده‌اند. به‌گمان کارا دو وو، آنچه که در قرآن در وصف دختران و پسران خوبروی بهشتی آمده ناشی از آن است که تصویر فرشتگان در نگاره (مینیاتور)ها و کاشیکاریهای کلیساهای مسیحی، که بهشت را به تصویر کشیده بودند، خوبرویان بهشتی پنداشته شده است.

← نظر تور آندرآ


به گمان تور آندرآ مفهوم دوشیزگان بهشتی از متنی مسیحی ـ سریانی از قرن چهارم میلادی الهام گرفته شده است؛ زیرا اوصاف و نعمتهایی که در این کتاب برای بهشت ذکر شده با بهشت قرآنی متناظر است و فقط به‌جای زنان سپیدروی درشت چشم از نعمت انگور سفید یاد شده است.
بنابر این دیدگاه، الفاظ کتاب (سرودهایی درباره بهشت) اثر افرام سوری در توصیف انگورهای بهشتی منشأ تکوین مفهوم حورعین در قرآن بوده است . اخیراً در کتابی با عنوان (قرائت آرامی ـ سریانی قرآن) (برلین ۲۰۰۰) با استناد به فقدان این مفهوم در سنّت یهودی ـ مسیحی و با بهرهگیری از متون سریانی و واژه ‌شناسی تطبیقی، تفسیر تعبیر «حورعین» به دوشیزگان بهشتی را ناشی از بدفهمی مفسران مسلمان و بدخوانی متن قرآن دانسته و ریشه‌ای سریانی برای این تعبیر به معنای «انگور سفید» پیشنهاد شده است. به عبارت دیگر، واژه حورعین از زبان و متون سریانی وارد قرآن شده و در زمان نزول قرآن نیز به معنای انگور سفید بوده است، اما بعدها در تاریخ تفسیر و حدیث بر اثر قرائت و فهم نادرست از قرآن، مفهومی جدید بر آن تحمیل شده است
[۱۵۴] مرتضی کریمینیا، «مسئله تأثیر زبانهای آرامی و سریانی در زبان قرآن»، ج۱، ص۴۵ـ۵۶، نشر دانش، سال۲۰، ش ۴ (زمستان ۱۳۸۲).


← ایران خاستگاه مفهوم حوری


از سوی دیگر، برخی خاورشناسان خاستگاه مفهوم حوری را ایرانی دانسته‌اند. نخستین‌بار، سیل چنین نظریه‌ای را طرح کرد، هر چند او به متنی ارجاع می‌داد که بسیار متأخر بود. به گفته برتلس ویژگی‌های حوران بهشتی قرآن کاملا با تعالیم زردشتی در باب دئنا مطابق است، اما وی ایرانی بودن اصل واژه را نمی‌پذیرد. در مقابل، برخی احتمال داده‌اند که حور مأخوذ از واژه پهلوی هوروست به معنای «خوبرسته، رشدیافته و تمامبالیده» باشد
[۱۵۵] کتاب مینوی خرد، واژهنامه، ص ۱۰۷
[۱۵۶] احمد تفضلی، واژهنامه مینویخرد، ج۱، ص۶۸، تهران ۱۳۴۸ش.
[۱۵۷] بررسی هادخت نسک، (از) مهشید میرفخرایی، تهران ۱۳۷۱ش.
(کتاب مینویخرد، ۲۱:۲۷). در متون پهلوی ارداویرافنامه (۱۸:۴ـ ۱۹) و هادُخت نسک (۲۳:۲) از دوشیزهای زیبا و خوشاندام سخن رفته است که بازوانی سپید و چهرهای تابان و سینه‌هایی برجسته دارد. در این متن سخن از انسانی پارسا و نیک‌آیین است که اعمال خیرش پس از مرگ چنین بر او نمودار می‌شود (کتاب مینوی خرد، ۱۲۳:۲ـ۱۵۷)
[۱۵۸] اوستا یشتها هادخت نسک، بررسی هادخت نسک، (از) مهشید میرفخرایی، تهران ۱۳۷۱ش.

البته برخلاف تلقی اسلامی از حوری، در این متون به زیبایی چشم اشاره‌ای نشده است. بیلی نیز این واژه را (عینآ با تلفظ هوری) در یک داستان و چند غزل به زبان سکایی ختن به معنای غلام جوان یافته است. جفری خاستگاهی دوگانه برای واژه حور در نظر گرفته است که اصل واژه در معنای سپیدی و کاربردش برای دوشیزگان سپیدتن در میان اعراب عربستان شمالی و به عاریت از جوامع مسیحی تداول یافته و سپس تحت تأثیر مفهوم ایرانی پیش گفته درباره حوریان بهشتی به کار رفته است.

احکام حورالعین

[ویرایش]

از آن به مناسبت در باب صلات سخن رفته است. در قرآن کریم و روایات، حورالعین از جمله نعمتهاى بهشتى براى مؤمنان شمرده شده است.
درخواست بهشت، حورالعین و پناه بردن به خداوند از جهنم در تعقیب نماز، مستحب و ترک آن مکروه است.
[۱۵۹] کشف الغطاء ج۳، ص۲۳۰.

قبل از درخواست حورالعین از خداوند، گفتن صد بار تکبیر، تحمید، تسبیح، تهلیل و صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السّلام، مستحب و مهر آنان دانسته شده است.
[۱۶۱] کشف الغطاء ج۳، ص۴۹۹.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن و کتاب مقدس عهد عتیق.
(۲) ابن بابویه، کتاب مَن لایَحضُرُه الفقیه، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۴۰۴.
(۳) ابن فارس، مقاییس اللغه.
(۴) ابن قیّم جوزیه، حادی الارواح الی بلادالافراح، چاپ سیدجمیلی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
(۵) ابن ماجه، سنن ابن ماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، (قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴)، چاپ افست (بیروت).
(۶) ابن منظور، لسان العرب.
(۷) ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
(۸) محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، ج ۵، چاپ عبداهلد درویش، قاهره.
(۹) اوستا، یسنا، گزارش پورداود، ج ۱، تهران ۱۳۵۶ش.
(۱۰) اوستا یشتها هادخت نسک، بررسی هادخت نسک، (از) مهشید میرفخرایی، تهران ۱۳۷۱ش.
(۱۱) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیحالبخاری، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
(۱۲) احمد بن محمد برقی، کتاب المحاسن، چاپ جلالالدین محدث ارموی، تهران ۱۳۳۰ش.
(۱۳) احمد بن حسین بیهقی، کتاب البعث و النشور، چاپ محمدسعید ابیانی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۱۴) محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج ۳ و ۴، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
(۱۵) احمد تفضلی، واژهنامه مینویخرد، تهران ۱۳۴۸ش.
(۱۶) احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان، المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
(۱۷) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاجاللغة و صحاح العربیة ، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.
(۱۸) حسین بن حسن حلیمی، کتاب المنهاج فی شعب الایمان، چاپ حلمی محمد فوده، (بیروت) ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۱۹) خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
(۲۰) دهخدا.
(۲۱) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت.
(۲۲) زمخشری، الکشاف.
(۲۳) سلیمان بن احمد طبرانی، المعجمالکبیر، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴ـ ۱۴۰.
(۲۴) طبرسی،مجمع البیان؛
(۲۵) طبری، جامع.
(۲۶) طوسی، التبیان؛
(۲۷) محمود بن احمد عینی، عمد هالقاری: شرح صحیح البخاری، چاپ عبداللّه محمود محمدعمر، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
(۲۸) محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیحالغیب، چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
(۲۹) یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ج ۳، چاپ عبدالفتاح اسماعیل شلبی، (قاهره ۱۹۷۲)، چاپ افست تهران.
(۳۰) فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری، تهران: سخن، ۱۳۸۱ش.
(۳۱) محمد بن احمد قرطبی، التذکر ه فی احوال الموتی و امور الآخرة، چاپ فواز احمد زمرلی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۳۲) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۳۳) مرتضی کریمینیا، «مسئله تأثیر زبانهای آرامی و سریانی در زبان قرآن»، نشر دانش، سال۲۰، ش ۴ (زمستان ۱۳۸۲).
(۳۴) آبراهام کوهن، گنجینهای از تلمود، ترجمه از متن انگلیسی از امیر فریدون گرگانی، تهران ۱۳۸۲ش.
(۳۵) ماهر جرّار، «'مصارعالعشاق، : دراسة فی احادیث الجهاد و 'الحور العین،»، الابحاث، سال ۴۱ (۱۹۹۳).
(۳۶) مجلسی، بحار الانوار.
(۳۷) مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، بیروت: دارالفکر.
(۳۸) حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱ و ۲، تهران ۱۴۱۶.
(۳۹) محمدعبدالرووف بن تاجالعارفین مُناوی، فیض القدیر: شرح الجامع الصغیر من احادیث البشیر النذیر، چاپ احمد عبدالسلام، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
(۴۰) احمد بن محمد میبدی، کشفالاسرار و عد هالابرار، چاپ علیاصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «حور».
۲. ابن فارس، مقاییس اللغه، ذیل «حور».
۳. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «حور».
۴. طوسی، ذیل دخان آیه۵۴.
۵. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ذیل «حور»، ج ۱ و ۲، تهران ۱۴۱۶.
۶. طبری، جامع،ذیل دخان آیه ۵۴.
۷. کتاب العین، خلیل بن احمد، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
۸. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاجاللغه و صحاح العربیه، ذیل «حور»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.
۹. ابن فارس، مقاییس اللغه،ذیل «حور».
۱۰. ابن منظور، لسان العرب ذیل «حور».
۱۱. حسین بن محمد راغب اصفهانی، ذیل حور، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت.
۱۲. الصحاح: تاج اللغه و صحاحالعربیه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.
۱۳. ابن فارس، مقاییس اللغه ذیل «حور».
۱۴. خلیل بن احمد، کتاب العین، ذیل «حور»، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
۱۵. ابن منظور، لسان العرب ،ذیل «حور».
۱۶. طبری، جامع، ذیل دخان آیه۵۴.
۱۷. طوسی، ذیل دخان آیه ۵۴.
۱۸. محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل دخان آیه ۵۴،چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
۱۹. ابن منظور، لسان العرب،ذیل «حور».
۲۰. محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغه،ج ۵، ذیل «حور»، چاپ عبداهلد درویش، قاهره.
۲۱. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه، ذیل «حور»، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت، چاپ افست تهران ۱۳۶۸ش.
۲۲. ابن فارس، مقاییس اللغه، ذیل «حور».
۲۳. دخان/سوره۴۴، آیه۵۴.    
۲۴. طور/سوره۵۲، آیه۲۰.    
۲۵. واقعه/سوره۵۶، آیه۲۲.    
۲۶. ابن منظور، لسان العرب،ذیل «عین».
۲۷. رحمن/سوره۵۵، آیه۷۲.    
۲۸. ابن منظور، لسان العرب،ذیل «قصر».
۲۹. یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ذیل رحمن: ۷۲، چاپ عبدالفتاح اسماعیل شلبی، (قاهره ۱۹۷۲)، چاپ افست تهران.
۳۰. طبری، جامع، ذیل رحمن آیه ۷۲.
۳۱. طوسی، ذیل رحمن آیه ۷۲.
۳۲. محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ذیل رحمن آیه۵۶، او، مفاتیح الغیب، چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
۳۳. صافّات/سوره۳۷، آیه۴۸.    
۳۴. ص/سوره۳۸، آیه۵۲.    
۳۵. رحمن/سوره۵۵، آیه۵۶.    
۳۶. طبری، جامع البیان ،ذیل صافّات آیه ۴۸.
۳۷. طبری، جامع البیان، ذیل ص آیه ۵۲.
۳۸. طبری، جامع،ذیل رحمن آیه ۵۶.
۳۹. طوسی ، التبیان ، ذیل صافّات، آیه ۴۸،.
۴۰. طوسی،التبیان، ذیل ص، آیه ۵۲.
۴۱. طوسی،التبیان، ذیل رحمن آیه ۵۶.
۴۲. زمخشری، الکشاف، ذیل صافّات آیه ۴۸.
۴۳. زمخشری، الکشاف، ذیل ص، آیه ۵۲.
۴۴. زمخشری، الکشاف، ذیل رحمن آیه ۵۶.
۴۵. طبرسی، مجمع البیان، ذیل صافّات، آیه ۴۸.
۴۶. طبرسی، مجمع البیان، ذیل ص، آیه۵۲.
۴۷. طبرسی، مجمع البیان، ذیل رحمن آیه ۵۶.
۴۸. احمد بن محمد میبدی، کشفالاسرار و عد هالابرار، ذیل صافّات آیه ۴۸، چاپ علیاصغر حکمت، تهران ۱۳۶۱ش.
۴۹. واقعه/سوره۵۶، آیه۲۳.    
۵۰. طبری، جامع البیان، ذیل واقعه آیه۲۳.
۵۱. رحمن/سوره۵۵، آیه۵۶.    
۵۲. رحمن/سوره۵۵، آیه۷۴.    
۵۳. طوسی، ذیل رحمن آیه۵۶.
۵۴. طوسی، التبیان، ذیل رحمن آیه ۷۴.
۵۵. محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل رحمن آیه۵۶، چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
۵۶. محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل رحمن آیه۷۴،چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
۵۷. زمخشری، الکشاف، ذیل واقعه آیه۵۶.
۵۸. طبرسی، ذیل واقعه آیه۵۶.
۵۹. طوسی، ذیل آیه۵۶.
۶۰. طوسی، ذیل آیه۷۴.
۶۱. طبرسی، ذیل آیه۵۶.
۶۲. طبرسی، ذیل آیه۷۴..
۶۳. ص/سوره۳۸، آیه۵۲.    
۶۴. واقعه/سوره۵۶، آیه۳۷.    
۶۵. نبأ/سوره۷۸، آیه۳۳.    
۶۶. طبری، جامع، ذیل ص آیه۵۲.
۶۷. طوسی، التبیان، ذیل ص آیه ۵۲.
۶۸. زمخشری، الکشاف،ذیل ص آیه۵۲.
۶۹. طبرسی، مجمع البیان، ذیل ص آیه۵۲.
۷۰. طبرسی، مجمع البیان، ذیل واقعه آیه۳۷.
۷۱. بقره/سوره۲، آیه۲۵.    
۷۲. آلعمران/سوره۳،آیه۱۵.    
۷۳. نساء/سوره۴، آیه۵۷.    
۷۴. طبری، جامع،ذیل بقره آیه ۲۵.
۷۵. طبری، جامع،ذیل آل عمران آیه۱۵.
۷۶. طبری، جامع،ذیل نساء آیه۵۷.
۷۷. طوسی، ذیل بقره آیه ۲۵.
۷۸. طوسی، ذیل آل عمران آیه۱۵.
۷۹. طوسی، ذیل نساء آیه۵۷.
۸۰. زمخشری، الکشاف،ذیل بقره آیه ۲۵.
۸۱. زمخشری، الکشاف،ذیل آل عمران آیه۱۵.
۸۲. زمخشری، الکشاف،ذیل نساء آیه۵۷.
۸۳. طبرسی،مجمع البیان، ذیل بقره آیه ۲۵.
۸۴. طبرسی،مجمع البیان، ذیل آل عمران آیه۱۵.
۸۵. طبرسی،مجمع البیان، ذیل نساء آیه۵۷.
۸۶. صافّات/سوره۳۷، آیه۴۹.    
۸۷. طبری، جامع،ذیل صافات ،آیه۴۹.
۸۸. طوسی، ذیل صافّات آیه ۴۹.
۸۹. طبرسی، ذیل صافّات آیه ۴۹.
۹۰. محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ، او، مفاتیح الغیب، ذیل صافّات آیه ۴۹، چاپ عماد زکی بارودی، قاهره ۲۰۰۳.
۹۱. واقعه/سوره۵۶، آیه۲۳.    
۹۲. طبری، جامع،ذیل واقعه آیه ۲۳.
۹۳. رحمن/سوره۵۵، آیه۵۸.    
۹۴. رعد/سوره۱۳، آیه۲۳.    
۹۵. یس/سوره۳۶، آیه۵۶.    
۹۶. غافر/سوره۴۰، آیه۸.    
۹۷. زخرف/سوره۴۳، آیه۷۰.    
۹۸. طبری، جامع،ذیل واقعه آیه ۳۵.
۹۹. طبری، جامع،ذیل واقعه آیه ۳۷.
۱۰۰. طبرسی،مجمع البیان، ذیل واقعه آیه ۳۵.
۱۰۱. طبرسی، ذیل واقعه آیه ۳۷.
۱۰۲. طوسی، ذیل رحمن آیه ۷۴.
۱۰۳. واقعه/سوره۵۶، آیه۷.    
۱۰۴. واقعه /سوره۵۶، آیه۴۰.    
۱۰۵. ص/سوره۳۸، آیه۴۹.    
۱۰۶. دخان/سوره۴۴، آیه۵۱.    
۱۰۷. طور/سوره۵۲، آیه۱۷.    
۱۰۸. نبأ/سوره۷۸، آیه۳۱.    
۱۰۹. رحمن/سوره۵۵، آیه۴۶.    
۱۱۰. صافّات/سوره۳۷، آیه۴۰.    
۱۱۱. حسین بن حسن حلیمی، کتاب المنهاج فی شعب الایمان، ج۱، ص۴۷۶ـ ۴۷۷، چاپ حلمی محمد فوده، (بیروت) ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۱۱۲. ابن قیّم جوزیه، حادی الارواح الی بلادالافراح، ج۱، ص۲۶۴ـ۲۶۶، چاپ سیدجمیلی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
۱۱۳. سلیمان بن احمد طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۳۶۸، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴ـ ۱۴۰.
۱۱۴. حسین بن حسن حلیمی، کتاب المنهاج فی شعب الایمان، ج۲، ص۱۷۶ـ ۱۷۷، چاپ حلمی محمد فوده، (بیروت) ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۱۱۵. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل رحمن آیه ۷۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۱۶. احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان، ذیل واقعه آیه ۳۵، المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
۱۱۷. طبری، جامع، ذیل واقعه آیه۲۲.
۱۱۸. مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۱۲۲.    
۱۱۹. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل واقعه آیه ۲۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۲۰. محمدعبدالرووف بن تاجالعارفین مُناوی، فیض القدیر: شرح الجامع الصغیر من احادیث البشیر النذیر، ج۳، ص۵۹۸، چاپ احمد عبدالسلام، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
۱۲۱. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیحالبخاری، ج۴، ص۸۸، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
۱۲۲. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۸، ص۱۴۷، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
۱۲۳. محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۴، ص۸۳، ج ۳ و ۴، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
۱۲۴. محمد بن احمد قرطبی، التذکر ه فی احوال الموتی و امور الآخره، ج۱، ص۱۵۰، چاپ فواز احمد زمرلی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۱۲۵. محمود بن احمد عینی، عمد هالقاری: شرح صحیح البخاری، ج۱۴، ص۹۵، چاپ عبدالهت محمود محمدعمر، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
۱۲۶. محمد بن احمد قرطبی، التذکره فی احوال الموتی و امور الآخره، ج۱، ص۱۵۰، چاپ فواز احمد زمرلی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۱۲۷. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج ۷، ص ۲۰۴، ج۳، ص۲۰۳،(چاپ محمد ذهنی افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
۱۲۸. محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۳، ص۱۰۱، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
۱۲۹. احمد بن محمد ثعلبی، الکشف و البیان، ذیل رحمن آیه ۷۲، المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
۱۳۰. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۸۶، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
۱۳۱. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۸۸، (چاپ محمد ذهنیافندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت.
۱۳۲. مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، ج۸، ص۱۴۶ـ۱۴۷، بیروت: دارالفکر.
۱۳۳. محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۳، ص۱۰۶، ج ۳ و ۴، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
۱۳۴. ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، ج۳، ص۲۱۷ـ۲۲۰، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
۱۳۵. ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، ج۳، ص۲۷۹ـ۲۸۰، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
۱۳۶. احمد بن حسین بیهقی، کتاب البعث و النشور، ج۱، ص۲۰۸، چاپ محمدسعید ابیانی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۳۷. مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۱۴۹۱۵۰.    
۱۳۸. مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۱۹۸.    
۱۳۹. مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۲۱۴.    
۱۴۰. محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۴، ص۱۰۰، چاپ عبدالرحمان محمدعثمان، بیروت ۱۴۰۳.
۱۴۱. ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، ج۳، ص۲۸۲ـ۲۸۳، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
۱۴۲. احمد بن حسین بیهقی، کتاب البعث و النشور، ج۱، ص۲۱۰ـ۲۱۲، چاپ محمدسعید ابیانی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۴۳. مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۱۹۴۱۹۵.    
۱۴۴. ابونعیم اصفهانی، صفه الجنه، ج۳، ص۲۰۵ـ۲۳۲، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
۱۴۵. ابونعیم اصفهانی، صفه الجنة، ج۳، ص۲۷۸ـ۲۸۴، چاپ علیرضا عبدالله، دمشق ۱۴۰۶ـ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶ـ۱۹۸۷.
۱۴۶. احمد بن حسین بیهقی، کتاب البعث و النشور، ج۱، ص۱۹۴ـ۲۱۲، چاپ محمدسعید ابیانی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۴۷. محمد بن احمد قرطبی، التذکره فی احوال الموتی و امور الآخره، ج۱، ص۱۴۶ـ۱۵۴، چاپ فواز احمد زمرلی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۱۴۸. ابن قیّم جوزیه، حادی الارواح الی بلادالافراح، ج۱، ص۲۵۷ـ۲۸۲، چاپ سیدجمیلی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
۱۴۹. ابن قیّم جوزیه، حادی الارواح الی بلادالافراح، ج۱، ص۲۹۱ـ۲۹۴، چاپ سیدجمیلی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
۱۵۰. احمد بن محمد برقی، کتاب المحاسن، ج۱، ص۶، چاپ جلالالدین محدث ارموی، تهران ۱۳۳۰ش.
۱۵۱. ابن بابویه، کتاب مَن لایَحضُرُه الفقیه، ج۳، ص۴۷۳ـ۴۷۴، چاپ علیاکبر غفاری، قم ۱۴۰۴.
۱۵۲. مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۱۹۱۱۹۲.    
۱۵۳. آبراهام کوهن، گنجینهای از تلمود، ج۱، ص۳۶۲ـ۳۹۱، ترجمه از متن انگلیسی از امیر فریدون گرگانی، تهران ۱۳۸۲ش.
۱۵۴. مرتضی کریمینیا، «مسئله تأثیر زبانهای آرامی و سریانی در زبان قرآن»، ج۱، ص۴۵ـ۵۶، نشر دانش، سال۲۰، ش ۴ (زمستان ۱۳۸۲).
۱۵۵. کتاب مینوی خرد، واژهنامه، ص ۱۰۷
۱۵۶. احمد تفضلی، واژهنامه مینویخرد، ج۱، ص۶۸، تهران ۱۳۴۸ش.
۱۵۷. بررسی هادخت نسک، (از) مهشید میرفخرایی، تهران ۱۳۷۱ش.
۱۵۸. اوستا یشتها هادخت نسک، بررسی هادخت نسک، (از) مهشید میرفخرایی، تهران ۱۳۷۱ش.
۱۵۹. کشف الغطاء ج۳، ص۲۳۰.
۱۶۰. وسائل الشیعة ج۶، ص۴۶۴.    
۱۶۱. کشف الغطاء ج۳، ص۴۹۹.
۱۶۲. وسائل الشیعة ج۷، ص۹۰.    


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حور»، شماره۶۶۲۶.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۳۸۶.    






جعبه ابزار