خالد بن برمک

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



خالد بن برمک از خاندان برمکیان که از خاندانی دولتمرد و غالباً ادب پیشه در دوره اول عباسیان، بویژه در زمان هارون الرشید بود.


خالد اولین فرد از خاندان برمکیان

[ویرایش]

اخبار و گزارش‌های موجود درباره نیای برمکیان ابهام آمیز و گوناگون است و گاه به راه افسانه رفته است.
[۱] لوسین بووا، برمکیان، ج۱، ص۳۵ـ۴۲، ترجمه عبدالحسین میکده، تهران ۱۳۵۲ ش.
خالد بن برمک اولین فرد از خاندان برمکیان است که درباره اش آگاهی‌های تاریخی مستند وجود دارد. گویا پدرِ خالد در بلخ، مقارن حکومت بنی امیه بر خراسان، فرد با نفوذی بوده است.
ابن اثیر، ذیل حوادث ۱۰۷ می‌گوید، به دستور حاکم اموی، اسدبن عبدالله قسری، بازسازی بلخ را به او سپردند تا امویان لشکر خود را از بروقان (بروکان) در دو فرسخی بلخ
[۳] ژوزف مارکوارت، ایرانشهر:بر مبنای جغرافیای موسی خورنی، ج۱، ص۱۸۱، ترجمه مریم میراحمدی، تهران ۱۳۷۳ ش.
بار دیگر به بلخ منتقل کنند.

سیر تاریخی زندگی خالد

[ویرایش]

فرزند برمک از دعات عباسیان در خراسان، دولتمرد و وزیر سفاح، منصور و مهدی عباسی بود. وی حدود ۹۰ به دنیا آمد.
[۴] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۱، ص۳۳۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
در برخی گزارش‌های تاریخی برای ساختن تباری عربی برای خالد آمده است که در ۸۶ همسر برمک در زمره اسیران عبد الله بن مسلم باهلی در آمد و از او باردار شد. اما در درستی این گفته تردید هست. سپردن بازسازی بلخ به برمکیان، نشان می‌دهد که ایشان بار دیگر خاندانی صاحب نفوذ در خراسان شدند و خالد در همین سال‌ها پیوند خود را با والیان اموی قطع کرد و در زمره داعیان ابراهیم امام عباسی و سردار ابومسلم، قَحطَبه بن شبیب، در آمد.
[۷] علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۴، ص۷۹، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۷۹.


← سال۱۲۹-۱۳۰


وی در نبردهای قحطبه در طوس و گرگان در ۱۲۹و۱۳۰ همراه ابو عدن عبدالملک بن یزید، عثمان بن نُهَیْک و خازم بن خُزیمه فرماندهی سپاه را به عهده داشت.
[۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳۸۹، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
سپس مسئولیت تقسیم غنائم سپاه قحطبه به وی سپرده شد.
[۹] احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۲۰، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران ۱۳۵۶ ش.
در ۱۳۰ در نبردهای قحطبه با نباته بن حنظلة کِلابی حاکم اموی، در گرگان، خالد بار دیگر فرمانده میسره سپاه و مسئول غنیمت‌ها شد.
[۱۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳۹۲، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
[۱۱] احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۲۰، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران ۱۳۵۶ ش.


← سال۱۳۱-۱۳۲


در ۱۳۱ خالد در نبرد قحطبه با عامربن ضُباره در اصفهان از فرماندهان جناح راست لشکر بود.
[۱۳] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۴۰۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
و همو بود که جریان این نبرد را برای مهدی خلیفه عباسی شرح داد.
[۱۴] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۰، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
هنگامی که ابومسلم، قحطبه را به جنگ یزید بن عمر بن هُبَیره فزاری عامل مروان در عراقین فرستاد، خالد همراه او بود و با حسن تدبیر خود، با مشاهده حرکت حیوانات وحشی، نزدیکی سپاه دشمن را حدس زد و بموقع لشکر عباسی را از خطر آگاه کرد.
[۱۵] ابن قتیبه، کتاب عیون الاخبار، ج۱، ص۱۱۷، بیروت (بی تا).
[۱۶] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۸ ـ۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
[۱۷] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۲۰، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
در ۱۳۲، حُمیدبن قحطبه خالد را همراه مسیب بن زهیر به فتح دَیرقُنَّی به نهروان فرستاد.
[۱۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۴۱۹، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
خالد همراه خانواده اش در روز بیعت با اولین خلیفه عباسی، سفاح، حضور داشت
[۲۰] هندوشاه بن سنجر، تجارب السلف، ج۱، ص۱۰۲، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۵۷ ش.
و خلیفه با مشاهده فصاحت او، وی را اصلاً عرب پنداشت.
[۲۱] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
سفاح همچنان تقسیم غنایم، ریاست دیوان خراج
[۲۲] مطهر بن طاهر مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، ج۶، ص۱۰۴، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹ـ۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲.
را به نیابت از ابوالجهم و دیوان جُند را به او واگذارد و دیوان جیش نیز در مسئولیت وی بود.
[۲۳] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
[۲۴] ابن اثیر، ج۴، ص۳۴۴، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۲۵] ابن اثیر، ج۴، ص۳۴۰، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۲۶] هندوشاه بن سنجر، تجارب السلف، ج۱، ص۱۰۳، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۵۷ ش.
خالد نخستین کسی بود که اسناد پراکنده دیوانی را در دفاتر ثبت کرد
[۲۷] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
و بدین ترتیب، در دوره سفاح که به تمرکز و تشکل دیوان توجه خاص داشت، وی از امور سپاهیگری به عرصه دیوانی کشیده شد.
[۲۸] جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ج۱، ص۱۷۵ـ۱۷۷، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام، تهران ۱۳۶۹ ش.

پس از قتل ابوسلمه حفص بن سلیمان خلاّ ل در ۱۳۲، سفاح خالد را به وزارت منصوب کرد بی آن‌که وی را وزیر بنامند.
[۲۹] ابن طقطقی، الفخری فی الا´داب السلطانیة و الدول اسلامیة، ج۱، ص۱۸۴، گریفزولد۱۸۵۸.
[۳۰] مجمل التواریخ و القصص، چاپ بهار، ج۱، ص۳۲۵، تهران ۱۳۱۸ ش.
خود خلیفه نیز، به قدرت و نفوذ او در دستگاه خلافت اشاره کرده است.
[۳۱] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
خالد در دوره سفاح کاردانی خود را کاملاً در خدمت خلیفه نهاد و برای محدود کردن قدرت ابومسلم، پیشنهاد کرد که نفرات سپاه او را کاهش دهند.
[۳۲] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۶۳ـ۶۴، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.


← سال۱۳۶-۱۴۶


در۱۳۶، منصور خالد را از مسئولیت دیوان عزل کرد و ابو ایوب سلیمان موریانی را به جای او گمارد. ابوایوب که از نفوذ خالد در بیم بود، به صلاحدید ابوالقاسم اسراییل، برای دور ساختن وی از قدرت، زمینه فرستادن وی را به فارس فراهم کرد. او حتی در غیاب خالد خود را ایمن نیافت و به سعایت‌های خویش ادامه داد و در توطئه ای با یک صرّاف نصرانی، وی را به سوءاستفاده مالی متهم کرد. خالد پس از دو سال از فارس احضار و به پرداخت سه میلیون درهم محکوم شد. او برای تهیه پول، از خیزران مادر هارون، مبارک ترکی و صالح صاحب مصلی یاری خواست، اما توطئه موریانی آشکار شد و خلیفه از خالد درگذشت.
[۳۳] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۶۷ـ۶۸، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.


← سال۱۴۶-۱۵۸


در ۱۴۶، منصور کار ساختن بغداد را آغاز کرد و تصمیم گرفت که از مصالح ایوان کسری استفاده کند. خالد مخالفت کرد و منصور مخالفت او را به ایران دوستی وی نسبت داد، ولی در نیمه کار به سبب هزینه سنگینی که داشت تخریب بنا متوقف شد و چون خلیفه خواست کار تخریب را رها کند، خالد مانع شد؛ زیرا آن را از دید آیندگان گواهی بر ناتوانی خلیفه می‌دانست.
[۳۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۶۵ـ۶۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
[۳۵] محمد بن عبدوس جهشیاری، ج۱، ص۱۰۳، هندوشاه بن سنجر، کتاب الوزراء و الکتاب، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
[۳۶] محمد بن عبدوس جهشیاری، ج۱، ص۱۸۱ـ۱۸۲ هندوشاه بن سنجر، کتاب الوزراء و الکتاب، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
هنگامی که منصور تصمیم گرفت برادرش را به ولیعهدی برگزیند، خالد برای قانع کردن عیسی بن موسی، برادرزاده منصور و امیر کوفه، به کناره گیری از ولایتعهدی پا در میانی کرد و چون کوشش‌های او به جایی نرسید، با سه تن همراهانش گواهی داد که عیسی از ولیعهدی کناره گرفته است.
[۳۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۱۹ـ۲۰، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).


← سال۱۵۸-۱۶۳


در ۱۵۸، خالد، به توصیه عمارة بن غمزه، به حکومت موصل و آذربایجان رسید تا شورش کردان را سرکوب کند.
[۳۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۴ ـ ۵۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
در این مأموریت دو برادر او، حسن و سلیمان، نیز همراهیش می‌کردند.
[۴۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۴ ـ ۵۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).

در خلافت مهدی، خالد بر حکومت موصل ابقا شد.
[۴۱] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
مهدی خالد را به ری فرستاد تا از اوضاع آن سامان خبر دهد و پس از آگاهی از نابسامانی آن دیار، حَمّادبن عمرذُهَلی و سپس سالم فرغانی و آنگاه فراشه را بدان سو گسیل داشت. سالم و فراشه کشته شدند. خالد پس از روح بن حاتم بن ماهویه حاکم آن ناحیه شد و با اصفهبد وندیداد صلح کرد و کهستان را به او بازگذاشت.
[۴۳] ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۲۸۲، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۴۴] ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، ص۱۸۷، چاپ عباس اقبال، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۲۰ ش).
[۴۵] محمد بن حسن اولیاءالله، تاریخ رویان، ج۱، ص۶۶ـ۶۷، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۸ ش.
در این هنگام، خالد بر خزائنی که شاهان پیشین هنگام گریز در کوه‌های منطقه مخفی کرده بودند، دست یافت. اهالی نیز به یادگار فتوحاتش، تصویر او را بر سپرها و منجنیق‌های خود حک کردند.
[۴۶] ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۲۸۴، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
او همچنین دژ دولت کوچک مَصمُغان را در دماوند به تصرف آورد و آخرین حکمران مصمغان با همسر و دخترانش تسلیم او شد. خالد آنان را نزد خلیفه فرستاد که این دختران همسران مهدی و عباس بن محمد، برادر منصور، شدند. خالد هفت سال بر طبرستان حکم راند و دراین مدت یحیی جانشین او در ری بود.
[۴۷] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۹۸، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.

منابع، تاریخ دقیق فعالیت‌های خالد را در شمال ایران مشخص نکرده اند. وی در طبرستان «منصوره» و بازاری ساخت و قصری در خالدآباد بنا کرد. در تواریخ محلی، از این دوره حکومت او چندان به نیکی یاد نشده است.
[۴۸] ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۴، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۴۹] محمد بن حسن اولیاءالله، تاریخ رویان، ج۱، ص۶۰، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۸ ش.
[۵۰] ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، ص۱۸۷، چاپ عباس اقبال، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۲۰ ش).
همچنین خالد در خلافت مهدی به امارت فارس رسید. او مالیات درختان را از اهل فارس برداشت و با تقسیط دیون مالیات دهندگان از فشار بر آن‌ها کاست، اما لشکر بر او شورید. خالد رهبر آنان، شاکر کتبی، را گردن زد. شاکر خویشاوند فرج، خادم مهدی، بود و او نزد مهدی سعایت کرد. در نتیجه، باردیگر خالد زندانی و ملزم به پرداخت یک میلیون درهم شد اما با شفاعت خیزران، مادر هارون و همسر مهدی، آزاد شد.
[۵۱] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۱، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.


← سال۱۶۳-۱۶۵


در ۱۶۳، مهدی فرزندش هارون را به غزای روم فرستاد. خالد و فرزندش یحیی عهده دار کتابت و مخارج سپاه شدند.
[۵۲] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۰۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
خالد باردیگر مهارت نظامی خود را در فتح سَمالو نشان داد.
[۵۳] محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۱۴۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
چون هارون از این غزا بازگشت، مهدی حکومت سرزمینهای غربی خلافت را، از انبار تا افریقیه، به او سپرد و خالد نیز در تمام امور کارگزار او شد.
[۵۴] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۰، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
خالد در ۱۶۳
[۵۵] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۱، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
یا ۱۶۵
[۵۶] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۱، ص۳۳۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
درگذشت و خلیفه مهدی بر وی نمازگزارد.
[۵۷] محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۱، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸


پانویس

[ویرایش]
 
۱. لوسین بووا، برمکیان، ج۱، ص۳۵ـ۴۲، ترجمه عبدالحسین میکده، تهران ۱۳۵۲ ش.
۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۹۸، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۳. ژوزف مارکوارت، ایرانشهر:بر مبنای جغرافیای موسی خورنی، ج۱، ص۱۸۱، ترجمه مریم میراحمدی، تهران ۱۳۷۳ ش.
۴. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۱، ص۳۳۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۰۵۱۰۶، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۰۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۷. علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۴، ص۷۹، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ـ۱۹۷۹.
۸. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳۸۹، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۹. احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۲۰، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران ۱۳۵۶ ش.
۱۰. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۳۹۲، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۱۱. احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۲۰، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران ۱۳۵۶ ش.
۱۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۱۸۳۱۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۱۳. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۴۰۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۱۴. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۰، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۱۵. ابن قتیبه، کتاب عیون الاخبار، ج۱، ص۱۱۷، بیروت (بی تا).
۱۶. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۸ ـ۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۱۷. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۲۰، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
۱۸. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۱۸، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۱۹. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۴۱۹، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۲۰. هندوشاه بن سنجر، تجارب السلف، ج۱، ص۱۰۲، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۵۷ ش.
۲۱. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۲۲. مطهر بن طاهر مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، ج۶، ص۱۰۴، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹ـ۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲.
۲۳. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۲۴. ابن اثیر، ج۴، ص۳۴۴، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۵. ابن اثیر، ج۴، ص۳۴۰، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۶. هندوشاه بن سنجر، تجارب السلف، ج۱، ص۱۰۳، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۵۷ ش.
۲۷. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۲۸. جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ج۱، ص۱۷۵ـ۱۷۷، ترجمه و نگارش علی جواهر کلام، تهران ۱۳۶۹ ش.
۲۹. ابن طقطقی، الفخری فی الا´داب السلطانیة و الدول اسلامیة، ج۱، ص۱۸۴، گریفزولد۱۸۵۸.
۳۰. مجمل التواریخ و القصص، چاپ بهار، ج۱، ص۳۲۵، تهران ۱۳۱۸ ش.
۳۱. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۵۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۳۲. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۶۳ـ۶۴، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۳۳. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۶۷ـ۶۸، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۳۴. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۶۵ـ۶۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۳۵. محمد بن عبدوس جهشیاری، ج۱، ص۱۰۳، هندوشاه بن سنجر، کتاب الوزراء و الکتاب، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۳۶. محمد بن عبدوس جهشیاری، ج۱، ص۱۸۱ـ۱۸۲ هندوشاه بن سنجر، کتاب الوزراء و الکتاب، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۳۷. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۱، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۳۸. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۱۹ـ۲۰، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۳۹. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۴ ـ ۵۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۴۰. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۴ ـ ۵۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۴۱. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۵۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۴۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۳۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۴۳. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۲۸۲، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۴۴. ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، ص۱۸۷، چاپ عباس اقبال، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۲۰ ش).
۴۵. محمد بن حسن اولیاءالله، تاریخ رویان، ج۱، ص۶۶ـ۶۷، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۸ ش.
۴۶. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۲۸۴، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۴۷. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۹۸، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۴۸. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۴، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۴۹. محمد بن حسن اولیاءالله، تاریخ رویان، ج۱، ص۶۰، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۸ ش.
۵۰. ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، ص۱۸۷، چاپ عباس اقبال، تهران (تاریخ مقدمه ۱۳۲۰ ش).
۵۱. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۱، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۵۲. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۰۹، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۵۳. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری :تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۱۴۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت (۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۲ـ۱۹۶۷).
۵۴. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۰، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۵۵. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۱، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۵۶. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۱، ص۳۳۲، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸ـ۱۹۷۷.
۵۷. محمد بن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ج۱، ص۱۱۱، چاپ عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «خاندان برمکیان»، شماره۱۰۴۴.    






جعبه ابزار