خاندان حکیم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



خاندان حکیم، از خاندان‌های علمی و سیاسی شیعی معروف در عراق معاصر است و نسب خاندان حکیم به حسن مثنی، پسر امام حسن (علیه‌السلام)، می‌رسد.
[۱] ابراهیم سراج، عدنان، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۱، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
[۲] عبدالحسن عامری، ثامر، موسوعة انساب العشائر العراقیة: السادة العلویون، ج۱، ص۱۲۰، ج۱، (بیروت) ۲۰۰۴.



سید علی حکیم

[ویرایش]

در قرن یازدهم هجری، جد بزرگ این خاندان به نام سیدعلی حکیم، پسر سید مراد بن سیدشاه اسداللّه، طبیب ویژه شاه‌عباس اول صفوی (متوفی ۱۰۳۸) بود.
سیدعلی به سبب دانش و فضیلتش مورد احترام همگان بود.
کتاب المجرّبات‌الطبیة اثر اوست.
[۳] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۱ـ۴۲۲، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۴] ابراهیم سراج، عدنان، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۱ـ۲۲، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.

در ۱۰۳۳، سیدعلی به همراه شاه‌عباس صفوی برای زیارت مرقد امیرمؤمنان(علیه‌السلام) به نجف رفت و با اصرار مردم آن‌جا برای طبابت در نجف سکونت گزید.
از این زمان به سیدعلی حکیم شهرت یافت و فرزندانش نیز به همین نام مشهور شدند.
[۵] ابراهیم سراج، عدنان، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ص۲۱ـ۲۲، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
[۶] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۱، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۷] محمدحسین حرزالدین، تاریخ النجف الاشرف، ج۲، ص۲۸۷ـ۲۸۸، هَذَّبه وزاد علیه عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم ۱۳۸۵ش.


سیدمهدی حکیم

[ویرایش]

بنابر منابع شرح حال
[۸] احمد حسینی اشکوری، الامام الحکیم السید محسن الطباطبائی، ج۱، ص۱۷، نجف ۱۳۸۴.
[۹] احمد حسینی اشکوری، الامام الحکیم السید محسن الطباطبائی، ج۱، ص۱۹، نجف ۱۳۸۴.
در پنجمین نسل از خاندان سیدعلی حکیم، عالم بزرگی به نام سیدمهدی حکیم ظهور کرد که از عالمان بزرگ نجف بود.
سیدمهدی حکیم تحصیلات حوزوی را در محضر استادانی مانند ملاعلی خویی، محمدکاظم خراسانی، شیخ محمدحسین کاظمی، میرزا حسن شیرازی، ملاحسینقلی همدانی و شیخ محمدطه نجف به اتمام رساند و به درجه اجتهاد رسید
[۱۰] عباس عبیری، سیدمحسن حکیم: مرزبان حوزه نور، ج۱، ص۳۰، تهران ۱۳۷۵ش.
[۱۱] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۲، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲
.

← مرجعیت


زمانی که شیخ موسی شراره عاملی، مرجع شیعیان در بنت‌جبیل لبنان، فوت کرد، اهالی آن‌جا‌ به‌طور مکرر از آیت‌اللّه محمدحسین کاظمی تقاضا کردند تا سیدمهدی حکیم به دیار آنان عزیمت کند، از این‌رو سیدمهدی به عنوان عالم دین، عازم آن دیار شد.
[۱۳] عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۳ـ ۲۴، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.

او در ۸ صفر ۱۳۱۲ دارفانی را وداع گفت و در بنت‌جبیل به خاک سپرده شد.

← آثار


مهم‌ترین آثار به جامانده از او عبارت‌اند از: تحفةالعابدین، در نصایح و مواعظ؛ معارف‌الاحکام در شرح شرایع‌الاسلام محقق‌ حلی؛ مبحث «حجیت قطع»، از منظومه الدُّرَةُ اَلمنظّمة اثر شیخ موسی شراره در اصول فقه؛ رسالة التعادل و التراجیح.

سیدمحمود حکیم

[ویرایش]

فرزند بزرگ سیدمهدی به نام سیدمحمود در ۱۲۹۸ در نجف به دنیا آمد.
وی تحصیلات حوزوی خود را در این شهر زیرنظر علمایی مانند شیخ محمد طه نجف، حاج‌ میرزا حسین خلیلی تهرانی، آخوند خراسانی، محمدسعید حبوبی، شیخ عبدالهادی شلیله، سیدمحمدکاظم طباطبایی‌ یزدی و شیخ احمد آل‌کاشف‌الغطاء به پایان رساند و از استادان معروف فقه و اصول در حوزه نجف‌اشرف شد.

← آثار


سیدمحمود حکیم در ۱۳۷۵ از دنیا رفت از او آثاری به شکل حاشیه و تعلیقه بر کتاب‌های درسی فقه و اصول برجای‌ماند.
پسرش سیدعبدالمجید عالم دین و از اساتید حوزه نجف بود که توسط عوامل بعثی در ۱۴ اسفند ۱۳۶۳ به شهادت رسید.
[۱۹] حرزالدین، محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، ج۳، ص۱۲۹ـ۱۳۰، پانویس ۱، قم ۱۴۰۵.
[۲۰] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۲ـ۴۲۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۲۱] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۹، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.


سیدهاشم حکیم

[ویرایش]

دیگر فرزند سیدمهدی که سیدهاشم نام داشت، در ۱۳۰۹ در بنت‌جبیل به دنیا آمد.
تحصیلات حوزوی خود را در آن‌جا آغاز کرد، سپس برای ادامه تحصیل عازم نجف شد و زیر نظر استادان برادرش، سیدمحمود، پرورش یافت.
سیدهاشم حکیم پس از آن به بنت‌جبیل بازگشت و به عنوان عالم دینی آن دیار به خدمات دینی و اجتماعی پرداخت.
وی در ۲۸ بهمن ۱۳۳۴ در بنت‌جبیل از دنیا رفت.

← آثار


از او آثاری مانند: منتقی‌الاخبار، العقدالثمین و شذورالجواهر برجای مانده است.
دو پسر او سیدعلی و سید مهدی در بنت جبیل ماندند و به تدریس علوم دینی و وعظ و ارشاد مردم پرداختند
[۲۲] محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، ج۲، ص۱۹۲ـ۱۹۳، پانویس ۲، قم ۱۴۰۵.
[۲۳] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲
.

سیدمحسن حکیم

[ویرایش]

نامور‌ترین فرزند سیدمهدی و شاخص‌ترین فرد این خاندان، مرجع بزرگ تقلید شیعیان، سیدمحسن حکیم، است.
وی، در مقام مرجع تقلید شیعیان، به سیاست توجه ویژه‌ای داشت و معتقد بود اگر سیاست را به معنای اصلاح امور بندگان خدا و تلاش برای ارتقای سطح زندگی آن‌ها در نظر بگیریم، رجال دین باید با تمام توان در این زمینه فعالیت نمایند.
بر این اساس، وی در بسیاری از مسائل سیاسی روزگار خویش دخالت می‌کرد و فتوا می‌داد.
[۲۴] شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۱۱۳ـ۱۱۶، لندن ۲۰۰۰.
[۲۵] حسن علوی، الشیعة و الدولة القومیة فی‌العراق: ۱۹۱۴ـ ۱۹۹۰، ج۱، ص۳۵۱ـ۳۵۵، قم.


← فرزندان


فرزندان و نوادگان وی نیز به تبعیت از پدر، به ویژه با توجه به اوضاع سیاسی عراق، در صحنه سیاسی این کشور اثرگذار بوده‌اند.
برخورد خشونت‌آمیز و همراه با قتل فرزندان افراد این خاندان در تاریخ سیاسی عراق بی‌سابقه است.
سیدمحسن حکیم ده پسر و چهار دختر داشت.
اسامی پسران وی چنین است: سیدیوسف، سیدمحمدرضا، سیدمحمدمهدی، سیدکاظم، سیدمحمدباقر، سیدعبدالهادی، سیدعبدالصاحب، سیدعلاءالدین، سیدعبدالعزیز، سیدمحمدحسین.
[۲۶] عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۵، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
[۲۷] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۳ـ۴۲۴، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.

تأثیرگذار‌ترین شخصیت‌های سیاسی خاندان حکیم، در میان فرزندان سیدمحسن حکیم عبارت‌اند از:

سیدیوسف حکیم

[ویرایش]

در ۱۳۲۷/۱۲۸۸ش در نجف به دنیا آمد.
نزد پدرش و دیگر استادان حوزه درس خواند و سپس به تدریس و تألیف پرداخت.
وی از اعضای اصلی «جمعیة مُنْتدی النشر» بود که با هدف اصلاح نظام درسی حوزه علمیه نجف در ۱۳۵۴/ ۱۳۱۴ش تأسیس شد.
سیدیوسف عالمی باتقوا، فاضل و بهره‌مند از قریحه شعری بود.
[۲۸] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۵، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۲۹] علی بَهادلی، الحوزة العلمیة فی‌النجف: معالم‌ها و حرکت‌ها الاصلاحیة، ج۱، ص۳۱۲ـ۳۱۴، ۱۳۳۹ـ۱۴۰۱ه/ ۱۹۲۰ـ۱۹۸۰م، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۳۰] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۸۱، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.

وی پس از وفات پدرش از پذیرش پیشنهاد مرجعیت تقلید، با توجه به وجود استادان برجسته در حوزه نجف، امتناع کرد.
او در حرم امام علی (علیه‌السلام) و مسجد هندی اقامه جماعت می‌نمود، اما پس از سخت‌گیریهای حکومت بر حوزه علمیه نجف خانه‌نشینی اختیار کرد و عزلت گزید.
با این همه، حکومت بعثی عراق، برای مقابله با فعالیت‌های خاندان حکیم، او را نیز برای مدتی به زندان افکند.
فشارهای روحی ناشی از به شهادت‌رسیدن تعداد زیادی‌از برادران، برادرزادگان، عموزادگان و نیز دو فرزندش (سیدکمال‌الدین، از مدرّسان حوزه نجف، سید عبدالوهاب) توسط رژیم بعث عراق در ۱۳۶۲ش، سبب یماری وی در سال‌های آخر عمر شد.

← وفات


سیدیوسف حکیم در رجب ۱۴۱۱/ ۱۳۶۹ش وفات کرد.
برخی آثارش عبارت‌اند از: الخیارات، اَبحاثٌ فی التفسیر و بحث حول علم‌الاجمالی.
[۳۱] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۵، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۳۲] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۳۰، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
[۳۳] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۱۶، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
[۳۴] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۸۱ـ۵۸۲، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.


سیدمحمدمهدی حکیم

[ویرایش]

وی پسر سوم سیدمحسن بود. در ۱۳۱۴ش در نجف به دنیا آمد.
تحصیلات حوزوی را در حوزه علمیه نجف، زیرنظر استادانی مانند سیدمحمدباقر صدر، شیخ محمدتقی آل‌فقیه، از مراجع لبنان، شیخ حسین حلّی، محمدامین زین‌الدین و سیدابوالقاسم خویی به پایان رساند.
[۳۵] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۷، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۳۶] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۵ـ۴۲۶، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.

سیدمحمدمهدی به همراه شخصیت‌هایی مانند سیدمحمدباقر صدر، یکی از مؤسسان حزب‌الدعوة الاسلامیة در ۱۳۳۷ش بود.
[۳۷] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۶۳ـ۶۴، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۳۸] عادل ادیب و حسین موسوی، حزب الدعوه اسلامی عراق: پیشینه تاریخی و اندیشه سیاسی، ج۱، ص۱۱ـ۱۲، تهران ۱۳۸۳ش.

وی در ۱۳۴۲ش، به نمایندگی پدر خود، عازم بغداد شد.
او در تأسیس مدارس امام جواد (علیه‌السلام) در بغداد و کاظمیه و دانشکده اصول دین (کلیة اصول‌الدین) شرکت داشت و یکی از مدرسان این دانشکده بود.
وی همچنین از مؤسسان جماعت‌العلماء فی‌النجف الاشرف بود و از شخصیت‌های محوری آن به شمار می‌آمد.
[۳۹] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۷ـ۷۸، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۴۰] امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۳، ص۲۶۱، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.

سید محمدمهدی حکیم در جنبش اسلامی عراق در دهه ۱۳۴۰ش و مقابله با اقدامات دین‌ستیزانه حکومت‌های وقت نقش بسزایی ایفا نمود.
به همین دلیل حزب بعث حاکم، در ۱۳۴۸ش او را به ارتباط با کشورهای خارجی و تلاش برای براندازی دولت و همکاری با کرد‌ها در مبارزه با حکومت وقت متهم کرد و درصدد دستگیری وی برآمد.
بنابراین سیدمحمدمهدی مجبور شد عراق را ترک کند و به عربستان سعودی برود.
او از آن‌جا به اردن، ایران و پاکستان سفر کرد و در ۱۳۵۰ش عازم دبی شد.
[۴۱] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۸، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۴۲] شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۸۹، لندن ۲۰۰۰.

در آن‌جا فعالیت‌های خود را از سرگرفت و در تأسیس شورای اوقاف جعفری (مجلس الاوقاف الجعفری)، ساختن مدارس و مساجد مانند مسجد امام علی (علیه‌السلام)، و پایه‌گذاری جمعیت‌های خیریه مانند صندوق نیکوکاری و احسان (صندوق البروالاحسان) مشارکت فعال داشت
[۴۳] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۸، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۴۴] امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۳، ص۲۶۱، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶
.
او در عراق تحت تعقیب بود، از این‌رو در ۱۳۵۹ش برای مدت کوتاهی در دمشق اقامت گزید و پس از آن به لندن رفت.
در آن‌جا در ۱۳۶۱ش، جنبش گروه‌های اسلامی عراق (حرکة الافواج الاسلامیة العراقیة) را پایه‌گذاری نمود که هدف آن ایجاد هماهنگی بین گروه‌های مخالف حکومت حزب بعث در اروپا بود.

← فعالیت


علاوه بر آن، وی در تأسیس انجمن اسلامی جهانی اهل‌بیت (رابطة أهل‌البیت الاسلامیة العالمیة)، کانون اهل‌بیت (مرکز اهل‌البیت)، کمیته حمایت از آوارگان عراقی (لجنة رعایة المُهَجَّرین العراقیین)، و سازمان حقوق بشر در عراق (منظمة حقوق‌الانسان فی‌العراق) بسیار مؤثر بود.
[۴۵] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۸ـ۷۹، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۴۶] شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۹۰، لندن ۲۰۰۰.

انجمن اسلامی جهانی اهل‌بیت اولین همایش خود را در ۱۳۶۲ش در لندن برگزار کرد و سیدمحمدمهدی حکیم به دبیر کلی آن انتخاب شد.
این انجمن از جمعیت‌های اسلامی نقاط مختلف جهان تشکیل می‌شد.
سیدمحمدمهدی حکیم، همچنین کانون اهل‌بیت را در ۱۳۶۲ش و با همکاری سیدمحمد بحرالعلوم تأسیس کرد که به امور عراقی‌های ساکن در بریتانیا رسیدگی می‌نمود.
کمیته حمایت از آوارگان عراقی، برای آوارگان عراقی در ایران کمک‌های مالی فراهم می‌کرد.
سازمان حقوق بشر در عراق نیز موارد نقض حقوق بشر از سوی رژیم بعثی را افشا می‌کرد.
[۴۷] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۹، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.


← تاریخ شهادت


سید محمدمهدی حکیم سه بار از سوءقصد نجات یافت، اما در ۲۷ دی ۱۳۶۶ که به دعوت جبهه اسلامی ـ ملی سودان (الجبهة الاسلامیة القومیة) در این کشور حضور یافته بود، توسط عوامل بعثی به شهادت رسید.
[۴۸] شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۹۰، لندن ۲۰۰۰.
[۴۹] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۷، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۵۰] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۹ـ۸۰، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.


سیدمحمدباقر حکیم

[ویرایش]

او پنجمین فرزند سیدمحسن حکیم بود که در ۲۰ مرداد ۱۳۱۸ در شهر نجف متولد شد.
تحصیلات حوزوی‌ را نزد پدرش سیدمحسن حکیم، محمدحسین حکیم (متوفی آبان ۱۳۶۸)، سید محمدباقر صدر و آیت‌اللّه خویی گذراند و فلسفه و علوم قرآنی را‌ به‌طور تخصصی دنبال کرد و در فقه و اصول به درجه اجتهاد نایل شد.
[۵۱] عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۳، پانویس ۱۵، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
[۵۲] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۲ـ۴۳۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۵۳] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۰، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.

وی به همراه سیدمحمدمهدی حکیم، سیدمحمدباقر صدر و چندتن دیگر حزب‌الدعوة را در ۱۳۳۷ش تأسیس نمود.
[۵۴] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۶۳ـ۶۴، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۵۵] عادل ادیب و حسین موسوی، حزب الدعوه اسلامی عراق: پیشینه تاریخی و اندیشه سیاسی، ج۱، ص۱۱ـ۱۲، تهران ۱۳۸۳ش.

سید محمدباقر حکیم سپس به بغداد رفت و از ۱۳۴۳ش تا ۱۳۵۴ش به تدریس علوم قرآن و فقه در دانشکده اصول دین پرداخت. وی همچنین در تأسیس مدرسه علوم اسلامی (مدرسةالعلوم الاسلامیة) مشارکت داشت. سیدمحمدباقر مورد اعتماد پدرش بود و به نمایندگی او در بسیاری از فعالیت‌های اسلامی حضور یافت.
وی همچنین در زمان مرجعیت سیدمحمدباقر صدر، زیرنظر وی فعالیت نمود.
[۵۶] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۱، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۵۷] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.

در پی آن، رژیم بعثی چندین‌بار او را دستگیر و حتی در ۱۳۵۵ به حبس ابد محکوم نمود، اما با دستور عفو عمومی احمد حسن‌البکر در ۱۳۵۷، از زندان آزاد گردید.
به دنبال افزایش این فشار‌ها، وی در ۱۳۵۹ش‌ به‌طور مخفیانه عازم دمشق شد و پس از اندکی از طریق ترکیه راهی ایران شد.
[۵۸] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۱، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۵۹] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۶۰] محمد باقر حکیم، الاربعة عشر مناهج و رؤی، مقدمه، ص۳۲ـ۳۳، (قم) ۱۴۲۵الف.


← فعالیت در ایران


او در ایران، در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی فعالیت کرد و مسئولیت‌های متعددی را برعهده گرفت که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: دبیرکلی جماعةالعلماء المجاهدین فی العراق که در ۱۳۵۹ش تأسیس شد، سخنگویی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق (المجلس الاعلی للثورة الاسلامیة فی العراق) که در ۲۶ آبان ۱۳۶۱ پایه‌گذاری گردید، ریاست مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در ۱۳۶۵، مشارکت در تأسیس مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی (المجمع العالمی للتقریب بین‌المذاهب الاسلامیة) و تصدی ریاست آن، و قائم‌مقامی مجمع جهانی اهل‌بیت (المجمع‌العالمی لأهل‌البیت).
[۶۱] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۲، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
[۶۲] شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۵۶، لندن ۲۰۰۰.
[۶۳] محمد باقر حکیم، الاربعة عشر مناهج و رؤی، مقدمه، ص۳۴ـ ۳۶، (قم) ۱۴۲۵الف.

علاوه بر این، او تشکیلات نظامی وابسته به مجلس اعلی انقلاب اسلامی به نام سپاه بدر (فَیلَق بدر) را تأسیس کرد که در حدود سه‌هزار سرباز داشت و همه آنان عراقی‌های مهاجر به ایران بودند.
این سپاه در جنگ عراق با ایران، علیه نیروهای عراقی جنگید.
[۶۴] فرهاد ابراهیم، الطائفیة و السیاسة فی العالم العربی: نموذج الشیعة فی العراق، ج۱، ص۴۱۸، (قاهره) ۱۹۹۶.
[۶۵] شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۱۷۷، لندن ۲۰۰۰.
[۶۶] عادل رؤوف، عراق بلاقیادة: قراءة فی ازمة القیادة الاسلامیة الشیعیة فی العراق الحدیث، ج۱، ص۲۵۶، دمشق ۱۴۲۶/۲۰۰۵.

با آغاز قیام شیعیان جنوب عراق علیه رژیم بعثی در اسفند ۱۳۶۹، سپاه بدر برای حمایت از این قیام وارد خاک عراق شد، اما حکومت عراق این قیام را سرکوب نمود و سپاه مذکور کاری از پیش نبرد.
[۶۷] اسحاق نقاش، شیعةالعراق، ج۱، ص۳۸۴ـ۳۸۸، (قم) ۱۳۷۷ش.
[۶۸] شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۳۰ـ۳۳۱، لندن ۲۰۰۰.
[۶۹] شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۴۳ـ ۳۴۴، لندن ۲۰۰۰.
[۷۰] محمد عباسی، من زاخو الی کربلاء: قصة المؤامرة علی الثورة الشعبیة فی‌العراق، ج۱، ص۱۷ـ ۲۱، قاهره ۱۴۱۲/۱۹۹۲.

پس از حمله نیروهای امریکایی به عراق و سرنگونی رژیم بعث در ۱۳۸۲ش، آیت‌اللّه محمدباقر حکیم در ۲۱ اردیبهشت همان سال به عراق بازگشت و در نجف اقامت گزید، اما در ۷ شهریور ۱۳۸۲ پس از امامت نماز جمعه و هنگام خروج از صحن نجف‌اشرف، در انفجار اتومبیل بمب‌گذاری شده به شهادت رسید
[۷۱] عمرو، یوسف، علماء عرفتهم، ج۱، ص۱۲۴، بیروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
[۷۲] محمد باقر حکیم، الاربعة عشر مناهج و رؤی، مقدمه، ص۴۲ـ۴۳، (قم) ۱۴۲۵الف
.

← آثار


محمدباقر حکیم آثار فراوانی برجای گذاشت که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: الحکم‌الاسلامی بین‌النظریة و التطبیق، النظریة الاسلامیة فی التحرک السیاسی، علوم‌القرآن، الوحدةالاسلامیة من منظور الثقلین، الکِفاح المسلح فی الاسلام.
[۷۳] صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۲ـ۸۳، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.

وی دولت و حکومت را اساساً منصبی الهی می‌دانست و بنابراین معتقد بود که حکومت مطلوب، باید آموزه‌های الهی را مد نظر قرار دهد.
[۷۴] محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، ج۱، ص۱۵۲ـ ۱۵۳، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.


← ترجیح حکومت اسلامی


محمدباقر حکیم معتقد بود که مردم باید در انتخاب نوع حکومت خود آزاد باشند و این آزادی به هیچ دلیلی نباید محدود یا نفی شود.
وی نوع حکومت جمهوری اسلامی را بر دیگر انواع حکومت ترجیح داده و معتقد بود که آن را باید فقیه عادل و آگاه اداره کند.
نقش مردم در این نوع حکومت، شناخت ولیّ فقیه و اطاعت از وی و نیز برقراری ارتباط با او از طریق نمایندگان است.
[۷۵] محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، ج۱، ص۳۰، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
[۷۶] محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، ج۱، ص۱۵۹، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
[۷۷] محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، ج۱، ص۱۷۸ـ ۱۷۹، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.

وی همچنین به تکثرگرایی سیاسی همراه با به رسمیت شناختن حکومت اسلامی، التزام به قوانین موجود، و اجتناب از اختلال در امنیت اجتماعی اعتقاد داشته و تکثرگرایی سیاسی را مشکلی برای جامعه اسلامی نمی‌دانسته است.
[۷۸] محمد باقر حکیم، الوحدة الاسلامیة من منظور الثقلین، ج۱، ص۲۰۸ـ۲۰۹، (قم) ۱۴۲۵ب.


← مرجعیت


محمدباقر حکیم در ۱۳۷۸ش نظریه تخصصی شدن مرجعیت دینی را مطرح نمود.
از دیدگاه وی، به دلیل تحولات سیاسی در جهان اسلام، سرکوب‌های سیاسی انجام شده، و مسئولیت‌های سنگین مراجع، باید مرجعیت دینی به سمت تخصصی‌شدن پیش رود و بر این اساس، بعضی از مراجع تنها به امر صدور فتوا و امور مرتبط با آن و عده‌ای دیگر تنها به امور سیاسی و اجتماعی بپردازند.
این تخصص‌گرایی باید به تدریج افزایش یابد و موضوعات دیگری را نیز شامل شود.
[۷۹] راسم نفیس، احمد، الشیعة فی العراق بین الجذور الراسخة و الواقع المتغیر: رویة شیعیة، ج۱، ص۸۵ـ۸۶، قاهره ۲۰۰۵.


سیدعبدالهادی حکیم

[ویرایش]

سیدعبدالهادی حکیم، فرزند سیدمحسن حکیم که در ۱۳۱۹ش در نجف به‌دنیا آمد.
تحصیلات خود را در بغداد و سپس قاهره ادامه داد و در رشته شریعت اسلامی در ۱۳۵۶ش دکتری گرفت و در دانشکده اصول دین بغداد و دانشکده فقه (کلیةالفقه) نجف به تدریس مشغول شد.
وی در ۱۴ اسفند ۱۳۶۳ توسط حکومت بعثی به شهادت رسید. آثاری از او بر جای مانده است.
[۸۰] حسن علوی، الشیعة و الدولة القومیة فی‌العراق: ۱۹۱۴ـ ۱۹۹۰، ج۱، ص۳۸۲ـ۳۸۳، قم.
[۸۱] امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۱، ص۹۲، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.
[۸۲] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۱، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.

دو فرزندش سیدحسن و سیدحسین نیز در‌ همان تاریخ دستگیر و شهید شدند.
[۸۳] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۸۱، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.


سیدعبدالصاحب حکیم

[ویرایش]

سیدعبدالصاحب حکیم، دیگر فرزند سیدمحسن حکیم که در ۱۳۲۱ش در نجف به‌دنیا آمد.
تحصیلات حوزوی را تحت نظر پدرش، سیدمحمدباقر حکیم، سیدمحمدباقر صدر و سپس سیدمحمد روحانی و سیدابوالقاسم خویی گذراند.
در سی‌سالگی به درجه اجتهاد رسید و به تدریس فقه و اصول و اخلاق پرداخت و تألیفاتی در این زمینه از خود برجای گذاشت.
از جمله دو کتاب مُنْتَقی الاصول و المرتَقی الی‌الفقه‌الارْقی که هر دو تقریرات درس استادش سیدمحمد روحانی‌ است و شرح کفایةالاصول .

← تاریخ شهادت


حکومت بعثی عراق، سیدعبدالصاحب حکیم را، در ۱۳۶۲ش به شهادت رساندند.
[۸۴] امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۱، ص۹۱، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.
[۸۵] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۲، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.


سیدعلاءالدین حکیم

[ویرایش]

سیدعلاءالدین حکیم، دیگر فرزند سیدمحسن، در ۱۳۲۵ش در نجف به دنیا آمد و تحصیلات حوزوی خود را در آن‌جا به پایان رساند و سپس به تدریس مشغول شد.
وی همچنین در اداره مدرسه دارالحکمه که پدرش آن را تأسیس کرده بود، فعالیت می‌نمود.
[۸۶] امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۱، ص۹۲، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.
[۸۷] راسم نفیس، احمد، الشیعة فی العراق بین الجذور الراسخة و الواقع المتغیر: رویة شیعیة، ج۱، ص۳۵ـ۳۶، قاهره ۲۰۰۵.

وی در ۱۳۶۲ش به شهادت رسید.
[۸۸] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۱۴، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.


سیدمحمدحسین حکیم

[ویرایش]

سیدمحمدحسین حکیم، یکی دیگر از فرزندان سیدمحسن حکیم بود.
وی در ۱۳۲۷ش در نجف به دنیا آمد و با تکمیل تحصیلات حوزوی، در حوزه نجف به تدریس پرداخت.
او در ۱۳۶۲ش به شهادت رسید.
[۸۹] راسم نفیس، احمد، الشیعة فی العراق بین الجذور الراسخة و الواقع المتغیر: رویة شیعیة، ج۱، ص۳۵ـ۳۶، قاهره ۲۰۰۵.
[۹۰] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۱۴، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.


سیدعبدالعزیز حکیم

[ویرایش]

سیدعبدالعزیز حکیم، دیگر فرزند سیدمحسن حکیم، که پس از شهادت برادرش سیدمحمدباقر به ریاست مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق برگزیده شد و اکنون از فعالان عرصه سیاست در عراق است.

سیدمحمدسعید حکیم

[ویرایش]

سیدمحمدسعید حکیم، از مراجع کنونی نجف، از اعضای این خاندان و نوه دختری سیدمحسن حکیم است.
وی نزد پدرش سیدمحمدعلی حکیم (داماد آیت‌اللّه حکیم و از علمای نجف و سایر بزرگان حوزه نجف از جمله سیدمحسن‌حکیم، سیدابوالقاسم خویی و شیخ حسین حلّی درس خواند و سپس به تدریس، تألیف و اقامه جماعت در حرم امام علی (علیه‌السلام) پرداخت.

← در زندان


وی مدت زیادی در زندان رژیم بعث عراق بود و پس از آزادی نیز تحت‌نظر حکومت قرار داشت.
برخی آثارش، علاوه بر رساله‌های فتوایی، عبارت‌اند از: المحکَّم فی اصول الفقه؛ اصول‌العقیدة و فاجعةالطف: ابعادُ‌ها، ثمرات‌ها، توقیت‌ها.
[۹۱] امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۹، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
[۹۲] عمرو، یوسف، علماء عرفتهم، ج۱، ص۱۴۳ـ۱۴۶، بیروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
[۹۳] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۱۷، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
[۹۴] غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۶۷، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.


شهدای خاندان حکیم

[ویرایش]

افزون بر شهدای مذکور در این مقاله، بیش از ۲۵ تن دیگر از اعضای این خاندان، از جمله چند زن ، شهید و شمار زیادی مفقودالاثر شده‌اند.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) آقابزرگ طهرانی، الذریعه.
(۲) عادل ادیب و حسین موسوی، حزب الدعوه اسلامی عراق: پیشینه تاریخی و اندیشه سیاسی، تهران ۱۳۸۳ش.
(۳) راسم نفیس، احمد، الشیعة فی العراق بین الجذور الراسخة و الواقع المتغیر: رویة شیعیة، قاهره ۲۰۰۵.
(۴) اسحاق نقاش، شیعةالعراق، (قم) ۱۳۷۷ش.
(۵) امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.
(۶) مامین، حسن، اعیان الشیعه.
(۷) امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
(۸) علی بَهادلی، الحوزة العلمیة فی‌النجف: معالم‌ها و حرکت‌ها الاصلاحیة، ۱۳۳۹ـ۱۴۰۱ه/ ۱۹۲۰ـ۱۹۸۰م، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
(۹) محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم ۱۴۰۵.
(۱۰) محمدحسین حرزالدین، تاریخ النجف الاشرف، هَذَّبه وزاد علیه عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم ۱۳۸۵ش.
(۱۱) احمد حسینی اشکوری، الامام الحکیم السید محسن الطباطبائی، نجف ۱۳۸۴.
(۱۲) محمدباقر حکیم، الاربعة عشر مناهج و رؤی، (قم) ۱۴۲۵الف.
(۱۳) محمدباقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
(۱۴) محمدباقر حکیم، الوحدة الاسلامیة من منظور الثقلین، (قم) ۱۴۲۵ب.
(۱۵) صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
(۱۶) عادل رؤوف، عراق بلاقیادة: قراءة فی ازمة القیادة الاسلامیة الشیعیة فی العراق الحدیث، دمشق ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
(۱۷) عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
(۱۸) ثامر عبدالحسن عامری، موسوعة انساب العشائر العراقیة: السادة العلویون، ج۱، (بیروت) ۲۰۰۴.
(۱۹) محمد عباسی، من زاخو الی کربلاء: قصة المؤامرة علی الثورة الشعبیة فی‌العراق، قاهره ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۲۰) عباس عبیری، سیدمحسن حکیم: مرزبان حوزه نور، تهران ۱۳۷۵ش.
(۲۱) شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، لندن ۲۰۰۰.
(۲۲) حسن علوی، الشیعة و الدولة القومیة فی‌العراق: ۱۹۱۴ـ ۱۹۹۰، قم.
(۲۳) عمرو، یوسف، علماء عرفتهم، بیروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
(۲۴) محمد غروی، مع علماء النجف الاشرف، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
(۲۵) فرهاد ابراهیم، الطائفیة و السیاسة فی العالم العربی: نموذج الشیعة فی العراق، (قاهره) ۱۹۹۶.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابراهیم سراج، عدنان، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۱، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۲. عبدالحسن عامری، ثامر، موسوعة انساب العشائر العراقیة: السادة العلویون، ج۱، ص۱۲۰، ج۱، (بیروت) ۲۰۰۴.
۳. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۱ـ۴۲۲، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۴. ابراهیم سراج، عدنان، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۱ـ۲۲، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۵. ابراهیم سراج، عدنان، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ص۲۱ـ۲۲، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۶. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۱، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۷. محمدحسین حرزالدین، تاریخ النجف الاشرف، ج۲، ص۲۸۷ـ۲۸۸، هَذَّبه وزاد علیه عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم ۱۳۸۵ش.
۸. احمد حسینی اشکوری، الامام الحکیم السید محسن الطباطبائی، ج۱، ص۱۷، نجف ۱۳۸۴.
۹. احمد حسینی اشکوری، الامام الحکیم السید محسن الطباطبائی، ج۱، ص۱۹، نجف ۱۳۸۴.
۱۰. عباس عبیری، سیدمحسن حکیم: مرزبان حوزه نور، ج۱، ص۳۰، تهران ۱۳۷۵ش.
۱۱. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۲، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲
۱۲. مامین، حسن، اعیان الشیعه، ج۱۰، ص۱۵۲.    
۱۳. عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۳ـ ۲۴، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۱۴. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۳، ص۴۵۰.    
۱۵. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱۱، ص۳۱.    
۱۶. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۱۳، ص۷۰۷۱.    
۱۷. آقابزرگ طهرانی، الذریعه، ج۲۱، ص۱۸۹.    
۱۸. مامین، حسن، اعیان‌ الشیعه، ج۱۰، ص۱۵۲.    
۱۹. حرزالدین، محمد، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، ج۳، ص۱۲۹ـ۱۳۰، پانویس ۱، قم ۱۴۰۵.
۲۰. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۲ـ۴۲۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۲۱. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۹، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۲۲. محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، ج۲، ص۱۹۲ـ۱۹۳، پانویس ۲، قم ۱۴۰۵.
۲۳. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲
۲۴. شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۱۱۳ـ۱۱۶، لندن ۲۰۰۰.
۲۵. حسن علوی، الشیعة و الدولة القومیة فی‌العراق: ۱۹۱۴ـ ۱۹۹۰، ج۱، ص۳۵۱ـ۳۵۵، قم.
۲۶. عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۵، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۲۷. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۳ـ۴۲۴، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۲۸. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۵، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۲۹. علی بَهادلی، الحوزة العلمیة فی‌النجف: معالم‌ها و حرکت‌ها الاصلاحیة، ج۱، ص۳۱۲ـ۳۱۴، ۱۳۳۹ـ۱۴۰۱ه/ ۱۹۲۰ـ۱۹۸۰م، بیروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۳۰. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۸۱، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
۳۱. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۵، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۳۲. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۳۰، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
۳۳. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۱۶، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
۳۴. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۸۱ـ۵۸۲، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
۳۵. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۷، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۳۶. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۵ـ۴۲۶، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۳۷. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۶۳ـ۶۴، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۳۸. عادل ادیب و حسین موسوی، حزب الدعوه اسلامی عراق: پیشینه تاریخی و اندیشه سیاسی، ج۱، ص۱۱ـ۱۲، تهران ۱۳۸۳ش.
۳۹. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۷ـ۷۸، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۴۰. امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۳، ص۲۶۱، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.
۴۱. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۸، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۴۲. شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۸۹، لندن ۲۰۰۰.
۴۳. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۸، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۴۴. امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۳، ص۲۶۱، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶
۴۵. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۸ـ۷۹، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۴۶. شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۹۰، لندن ۲۰۰۰.
۴۷. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۹، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۴۸. شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۹۰، لندن ۲۰۰۰.
۴۹. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۷، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۵۰. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۷۹ـ۸۰، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۵۱. عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، ج۱، ص۲۳، پانویس ۱۵، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۵۲. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۲ـ۴۳۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۵۳. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۰، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۵۴. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۶۳ـ۶۴، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۵۵. عادل ادیب و حسین موسوی، حزب الدعوه اسلامی عراق: پیشینه تاریخی و اندیشه سیاسی، ج۱، ص۱۱ـ۱۲، تهران ۱۳۸۳ش.
۵۶. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۱، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۵۷. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۵۸. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۱، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۵۹. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۳، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۶۰. محمد باقر حکیم، الاربعة عشر مناهج و رؤی، مقدمه، ص۳۲ـ۳۳، (قم) ۱۴۲۵الف.
۶۱. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۲، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۶۲. شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۵۶، لندن ۲۰۰۰.
۶۳. محمد باقر حکیم، الاربعة عشر مناهج و رؤی، مقدمه، ص۳۴ـ ۳۶، (قم) ۱۴۲۵الف.
۶۴. فرهاد ابراهیم، الطائفیة و السیاسة فی العالم العربی: نموذج الشیعة فی العراق، ج۱، ص۴۱۸، (قاهره) ۱۹۹۶.
۶۵. شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۱۷۷، لندن ۲۰۰۰.
۶۶. عادل رؤوف، عراق بلاقیادة: قراءة فی ازمة القیادة الاسلامیة الشیعیة فی العراق الحدیث، ج۱، ص۲۵۶، دمشق ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۶۷. اسحاق نقاش، شیعةالعراق، ج۱، ص۳۸۴ـ۳۸۸، (قم) ۱۳۷۷ش.
۶۸. شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۳۰ـ۳۳۱، لندن ۲۰۰۰.
۶۹. شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، ج۱، ص۳۴۳ـ ۳۴۴، لندن ۲۰۰۰.
۷۰. محمد عباسی، من زاخو الی کربلاء: قصة المؤامرة علی الثورة الشعبیة فی‌العراق، ج۱، ص۱۷ـ ۲۱، قاهره ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۷۱. عمرو، یوسف، علماء عرفتهم، ج۱، ص۱۲۴، بیروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
۷۲. محمد باقر حکیم، الاربعة عشر مناهج و رؤی، مقدمه، ص۴۲ـ۴۳، (قم) ۱۴۲۵الف
۷۳. صلاح خرسان، حزب الدعوة الاسلامیة: حقائق و وثائق، ج۱، ص۸۲ـ۸۳، فصول من تجربة الحرکة الاسلامیة فی العراق خلال ۴۰ عاماً، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۷۴. محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، ج۱، ص۱۵۲ـ ۱۵۳، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
۷۵. محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، ج۱، ص۳۰، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
۷۶. محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، ج۱، ص۱۵۹، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
۷۷. محمد باقر حکیم، الحکم الاسلامی بین النظرّیة و التطبیق، ج۱، ص۱۷۸ـ ۱۷۹، (قم) ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
۷۸. محمد باقر حکیم، الوحدة الاسلامیة من منظور الثقلین، ج۱، ص۲۰۸ـ۲۰۹، (قم) ۱۴۲۵ب.
۷۹. راسم نفیس، احمد، الشیعة فی العراق بین الجذور الراسخة و الواقع المتغیر: رویة شیعیة، ج۱، ص۸۵ـ۸۶، قاهره ۲۰۰۵.
۸۰. حسن علوی، الشیعة و الدولة القومیة فی‌العراق: ۱۹۱۴ـ ۱۹۹۰، ج۱، ص۳۸۲ـ۳۸۳، قم.
۸۱. امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۱، ص۹۲، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.
۸۲. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۱، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۸۳. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۸۱، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
۸۴. امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۱، ص۹۱، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.
۸۵. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۳۲، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۸۶. امین، حسن، مستدرکات اعیان‌الشیعة، ج۱، ص۹۲، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۶/ ۱۹۸۷ـ۱۹۹۶.
۸۷. راسم نفیس، احمد، الشیعة فی العراق بین الجذور الراسخة و الواقع المتغیر: رویة شیعیة، ج۱، ص۳۵ـ۳۶، قاهره ۲۰۰۵.
۸۸. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۱۴، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
۸۹. راسم نفیس، احمد، الشیعة فی العراق بین الجذور الراسخة و الواقع المتغیر: رویة شیعیة، ج۱، ص۳۵ـ۳۶، قاهره ۲۰۰۵.
۹۰. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۱۴، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
۹۱. امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، ج۱، ص۴۲۹، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
۹۲. عمرو، یوسف، علماء عرفتهم، ج۱، ص۱۴۳ـ۱۴۶، بیروت ۱۴۲۷/۲۰۰۶.
۹۳. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۱۷، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.
۹۴. غروی، محمد، مع علماء النجف الاشرف، ج۲، ص۵۶۷، بیروت ۱۴۲۰ /۱۹۹۹.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «خاندان حکیم»، شماره۶۳۹۸.    






جعبه ابزار