خاندان وثوق

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



این خاندان نیز مانند خانواده‌های قوام، شکوه، ارفع‌قوامی‌ منسوب به میرزاهاشم از فرزندان میرزامحسن آشتیانی می‌باشند.‌ هاشم‌خان در دربار آقامحمدخان به فرماندهی سواران مازندران منصوب شد و فرزند او میرزاتقی‌خان قوام‌الدوله به مناصب بزرگ در زمان محمدشاه و ناصرالدین‌شاه منصوب گردید.
[۱] عاقلی، باقر، خاندانهای حکومتگر ایران، تهران، علم، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۱۹۱.




حسن وثوق‌الدوله

[ویرایش]

میرزاحسن‌خان فرزند ارشد میرزاابراهیم خان معتمدالسلطنه پسر میرزامحمد قوام‌الدوله، پسر میرزاتقی قوام‌الدوله، پسر آقاهاشم آشتیانی، پسر آقامحسن آشتیانی و خواهرزاده حاج میرزاعلی‌خان امین‌الدوله (صدراعظم مشهور مظفرالدین شاه قاجار بود).
[۲] عاقلی، باقر، مشاهیر رجال، تهران، گفتار، چاپ یکم، ۱۳۷۰، ص۱۵۷.
وی در فروردین ۱۲۵۴ش (ربیع‌الاول ۱۲۹۲ق) متولد شد. او از هفت سالگی به فراگرفتن درس فارسی و مقدمات عربی پرداخت و در جوانی در مدرسه مروی قسمتی از فلسفه را نزد شیخ علی نوری و قسمتی از فقه را نزد سید عبدالکریم لاهیجی فراگرفت و سپس به آموختن زبان فرانسه و تتبع در ادبیات فارسی پرداخت.
[۳] صفائی، ابراهیم، وثوق الدوله، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴، کتاب سرا، ص۱۰.



خانواده

[ویرایش]

وی از همسر اول خود یک پسر و هشت دختر داشت که عبارتنداز: افسر همسر دکتر امیراعلم، عشرت همسر امیراکرم قراگزلو، توران همسر یدالله عضدی، ملکه وثوق همسر نظام‌الدین امامی، قمر همسر دکتر جواد آشتیانی، منصوره همسر دکتر معاون، بتول همسر دکتر امینی، مهین همسر سابق دکتر طبا و بعداً همسر غلام اسفندیاری و پسرش علی وثوق که در نخست‌وزیری دکتر امینی مدتی معاون نخست‌وزیر بود.
[۴] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۵۷، لندن، پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۲۱۲.
وثوق‌الدوله در اواخر عمر با یک خانم جوان ازدواج کرد که از او نیز دو فرزند داشت.
[۵] الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۵۷، لندن، پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۲۱۳.



ورود به سیاست

[ویرایش]

در ۱۳۱۳ق از طرف ناصرالدینشاه وثوقالدوله لقب گرفت. (البته دو سال قبل یعنی در ۱۸۹۵م لقب «وثوقالملک» گرفته بود)
[۶] چرچیل، جورجپ، فرهنگ رجال قاجار، ترجمه غلامحسین میرزاصالح، تهران، زرین، ۱۳۶۹، چاپ اول، ص۲۰۸.
و در کنار پدر به استیفای آذربایجان پرداخت. در شعبان ۱۳۲۴ش و همگام با مشروطهخواهان به مجلس اول شورای ملی راه یافت و به نیابت ریاست
[۷] افشار، ایرج، اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی زاده، بی جا، جاویدان، ۱۳۵۹، ص۱۷۰.
و نیز ریاست کمیسیون مالیه و بودجه مجلس رسید. از این پس برادرش (قوام-حضور) با پدر همکاری میکرد و رفته رفته استیفای آذربایجان به قوام حضور (عبدالله وثوق) محول شد.
[۸] صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، بیجا، جاویدان، چاپ دوم، ۱۳۶۲، ص۴۱۵ - ۴۱۶.
در اینوقت وثوقالدوله کردستان و خمسه را هم ضمیمه آذربایجان کرده بود.
[۹] مستوفی، عبدالله، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه یا شرح زندگانی من، تهران، زوار، ۱۳۷۱، چاپ سوم، ج۲، ص۳۲۳.
اهمیت کمیسیون مالیه در مجلس اول از آن جهت بود که مامور جرح و تعدیل حقوقات مردم بود. پس از توپ بستن مجلس در ۱۳۲۶ق بدون شغل در تهران زندگی میکرد. در فتح تهران در ۱۳۲۷ق اول دفعه وزیر مالیه شد و تا ۱۳۳۵ق اغلب وزیر مالیه یا خارجه بود. در ۱۳۳۵ق به ریاست وزراء منصوب گردید و بعد از ده ماه منفصل گردید.
[۱۰] علوی، سیدابوالحسن، رجال عصر مشروطیت، بیجا، اساطیر، ۱۳۶۳، چاپ اول ص۱۲۶ - ۱۲۷.
از دیگر کارهای وثوق در این کمیسیون به همراه سایر اعضای آن، کاهش حقوق اعضای خاندان سلطنتی در شوال ۱۳۲۵ق (زمان محمدعلی شاه) بود.
[۱۱] طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، تهران، علم، ۱۳۷۳، چاپ دوم، ج۱، ص۱۲۱.
تحرکات خیابانی در زمان وزارت خارجه وثوق رخ داد.
[۱۲] مکی، حسین، تاریخ بیست ساله، ج۱، تهران، علمی، ۱۳۷۰، چاپ سوم، ص۵۶.

همچنین یکی از اعضای محکمه انقلابی شیخ فضلالله نوری، وثوقالدوله فراماسونر بوده است.
[۱۳] ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جستارهایی از تاریخ معاصر ایران، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۳، چاپ ششم، ج۲، ص۶۷.

کابینه او که کابینه هفتم از ابتدای جنگ و کابینه چهل و چهارم از ابتدای مشروطیت بود معروف به کابینه قرارداد بود.
[۱۴] هدایت، مهدیقلی، طلوع مشروطیت، امیر اسماعیلی، تهران، جام، ۱۳۶۳، اول، ص۲۱۰.
به گفته بهار کابینه وثوق دو سال خوب کار کرد. غائله گیلان و اصفهان و کاشان ختم شد. غائله تبریز هم میرفت حل شود که دولت سقوط کرد و دولت مشیرالدوله روی کار آمد. ضربت جدید در این دو سال و اختلاف جدید مربوط به عقاید افراد، راجع به قرارداد و هرج و مرج بعد از آن بود.
[۱۵] بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۶، سوم، ص۲۹.
در باب غائله گیلان ابتدا وثوقالدوله محسن صدر (صدرالاشراف) را که از اعضای کابینهاش بود مامور کرد تا میرزاکوچک خان جنگلی را با مذاکره به همراهی با دولت وادارد.
[۱۶] سید ضیاءالدین طباطبایی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۱، چاپ اول، ص۱۸۳.

عمده کاری که وثوقالدوله شروع کرد دستگیری افراد کمیته مجازات بود. کمیتهای که با انگیزههای شخصی و حس وطن-دوستی شروع به کشتن افراد مورد سوءظن خود میکردند. سرانجام با عزم وثوقالدوله در ۱۲۹۷ ش بساط یکساله این کمیته برچیده شد و غیر از دو نفر از عاملین که فرار کردند بقیه اعدام یا تبعید شدند.
[۱۷] مسعود انصاری، عبدالحسین، خاطرات سیاسی و اجتماعی (مروری بر پنجاه سال تاریخ)، تهران، علمی، ۱۳۷۴، چاپ اول، ص۱۸۱ - ۱۸۲.
از دیگر اقدامات او میتوان به دستگیری و مجازات یاغیان و گردنکشان و غارتگران اموال مردم و نیز اعزام نمایندگانی به کنفرانس صلح پاریس نام برد.
[۱۸] عاقلی، باقر، زندگینامه و شرح حال وزرای امورخارجه، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ۱۳۷۹، چاپ اول، ص۱۴۱- ۱۴۲.



وثوق و قراداد

[ویرایش]

طرفداران احمدشاه می‌گفتند که شاه از نظر وطنپرستی مخالف این قرارداد بوده است.
[۱۹] اردلان، امانالله، خاطرات حاج عزالممالک اردلان، تهران، نامک، چاپ اول، ۱۳۷۲، ص۱۵۵.
وثوقالدوله از سرسپردگان انگلیس بود که با این قرارداد ایران را رسماً به تحتالحمایگی انگلیس درآورد.
[۲۰] نصیری، محمدرضا، اسناد و مکاتبات تاریخی ایران قاجاریه، تهران، کیهان، چاپ اول، ۱۳۷۲، ج۴، ص۱۴۶.
اسناد و مکاتبات تاریخی وی با سفرای دول دیگر بخصوص عثمانی در موضوعات مختلف موجود است.
وثوقالدوله در مقابل امضای این قرارداد رشوه و امتیازاتی نیز از دولت انگلیس برای خود میگیرد.
[۲۱] ناهیدی آذر، عبدالحسین، جنبش آزادیستان شیخ محمد خیابانی، تبریز، نشر اختر، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص۱۸۸.
امتیازاتی که به حق، امنیت و رفاه خود را از پیش به طور کامل در نظر گرفت و تضمین کرد.
[۲۲] شیخالاسلامی، محمدجواد، سیمای احمدشاه قاجار، تهران، گفتار، ۱۳۷۵، چاپ سوم، ج۱، ص۲۲۲.

وی در جریان این قرارداد عدهای از مخالفین را هم تبعید کرد. از جمله احتشامالسلطنه که در خاطراتش میگوید: «وثوق-الدوله رییسالوزراء و همکارانش یعنی عاقدین و حامیان قرارداد ۱۹۱۹ برای تبرئه خود سعی کردند مرا حامی‌سیاست آلمان و متهم به دوستی با آلمانها نمایند...» .
[۲۳] خاطرات احتشامالسلطنه، به کوشش سید محمدمهدی موسوی، تهران، زوار، چاپ اول، ۱۳۶۶، ص۴.

سرانجام تحت فشار افکار عمومی‌وثوقالدوله مجبور به استعفا شد و مشیرالدوله مامور تشکیل کابینه شد. مشیرالدوله بلافاصله قرارداد را ملغی اعلام کرد.
[۲۴] بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۶، سوم، ص۲۹ـ۳۰.
انگلیسیها نیز در صدد برآمدند طرح دیگری برای اجرای مطامع خود بریزند.
[۲۵] اقبال آشتیانی، عباس و عاقلی، باقر، تاریخ ایران پس از اسلام، تهران، نامک، ۱۳۷۸، چاپ اول، ص۷۴۹- ۷۵۰.

وثوقالدوله اولین زمامداری است که برای گذراندن قرارداد ۱۹۱۹ از مجلس، رسماً در انتخابات نمایندگان مجلس دخالت نمود و تمام وکلا را به میل و تصویب شخص خود انتخاب کرد.
[۲۶] بامداد، مهدی، رجال، تهران، زوار، ۱۳۶۳، چاپ سوم، ج۴، ص۱۸۶.

خاطره تلخ این قرارداد تا مدتها در اذهان ملت ایران باقی بود. از جمله کسانی که بعدها به مناسبتهای مختلف در نطقهای خود در مجلس از آن و عامل آن (وثوقالدوله) به شدت انتقاد میکرد دکتر مصدق بود.
[۲۷] مکی، حسین، خاطرات سیاسی حسین مکی، تهران، علمی، چاپ اول، ۱۳۷۴، ج۱، ص۲۹۹ - ۴۹۲.

بعد از مدرسه سپهسالار در تهران ساختمان مدور آجری نوسازی بود که به آن عمارت فرهنگستان میگفتند و رضاشاه نوآور و طالب تجدد لابد آن را ساخت تا ایران هم مثل فرانسه «آکادمی» داشته باشد و میرزاحسن خان وثوقالدوله اولین رییس این فرهنگستان بود که شاید خواسته بودند داستان قرارداد ۱۹۱۹ را به لطف آکادمی‌از پرونده او بزدایند.
[۲۸] طباطبایی، حسن، حکایتهایی از رجال عصر پهلوی، تهران، نشر آبی، ۱۳۸۲، چاپ اول، ص۱۴۲.

در تاریخ ایران فقط دو برادر به مقام نخست وزیری رسیدند و آن دو وثوقالدوله و قوامالسلطنه بودند. حتی در زمانی در یک کابینه هم وزارت داشتند.
[۲۹] شعبانی، علی، هزارفامیل، تهران، زرین، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص۱۴۳.



عبدالله وثوق

[ویرایش]

معروف به معتمدالسلطنه فرزند ابراهیمخان معتمدالسلطنه و برادر صلبی وثوقالدوله و قوامالسلطنه است. مادر وی سلطنت-خانم دختر بدیعالدوله میرزاعمادالدوله همدانی بود. او در ۱۲۶۲ش تولد یافت و تحصیلات خود را نزد معلمین خصوصی فراگرفت و چند سالی نیز در اروپا در امور مالی تحصیل و مطالعه کرد. بعد از ورود به تهران وارد خدمت دولت شد و در وزارت مالیه اشتغال ورزید ولی چون استعداد و هوش دو برادر دیگر خود را نداشت نتوانست ترقی کند. مدتی معاون وزارت مالیه بود
[۳۰] غنی، سیروس، ایران برآمدن رضاخان، ترجمه حسن کامشاد، تهران، نیلوفر، چاپ اول، ۱۳۷۷، ص۲۵۱.
و چندی نیز کفالت آن وزارتخانه را عهدهدار شد. در دوره چهارم از اردبیل به وکالت مجلس رسید و در ادوار پنجم و ششم نیز وکیل بود. قوامالسلطنه در۱۳۲۶ که انتخابات دوره پانزدهم را انجام داد برادر خود عبدالله را از زابل وکیل کرد. وثوق در ۷۵ سالگی در تهران درگذشت و در مقبره خانوادگی در قم در ایوان اتابک مدفون گردید. ماژور مسعودخان کیهان و سرلشگر فولادوند دامادهای وثوق بودند.
[۳۱] انتخابات مجلس پنجم به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۴، ج۱، چاپ اول، ص۳۰۹ - ۳۱۰.
وی همچنین یکی از امضاکنندگان استیضاح از کابینه مستوفی بود که در ۲۹/۱۰/۱۳۰۶ توسط آقای فاطمی‌تقدیم مجلس شد.
[۳۲] اطلاعات ۸۰ سال، ج۱، ص۴۷ (روزنامه اطلاعات مورخ ۲۹/۱۰/۱۳۰۶).



علی وثوق

[ویرایش]

علی وثوق فرزند حسن وثوقالدوله و برادرزن علی امینی بود. وی پیش از جنگ جهانی دوم دوره اقتصاد را در آلمان گذرانده و در وزارت دارایی به کار اشتغال داشت. در هنگام نخستوزیری دکتر علی امینی وی چندی معاون نخستوزیر بود.
[۳۳] دکتر علی امینی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۴، ج۱، چاپ اول، ص۴۲۸.
قابل ذکر است که نورالدین الموتی پس از خروج از حزب توده از طرف علی امینی مدتی به عنوان قیم فرزندان وثوقالدوله انتخاب شد و به خاطر درصد معینی که از اموال میگرفت ثروت قابل توجهی به دست آورد.
[۳۴] رشیدیانها به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۹، ج۱، چاپ اول، ص۳۵۶.

در بررسی تاریخ خاندان پهلوی به شخص دیگری بر میخوریم که با نام وثوق میباشد ولی در منابع ذکر نشده که وی با این خاندان (وثوق) ارتباط دارد ولی از آنجا که وی از اهالی آشتیان است خلاصهای از زندگی او را در زیر آوردیم. یکی از علل ابهام این است که به نام اجداد این شخص اشاره نشده است.


احمد وثوق

[ویرایش]

فرزند مرتضی آشتیانی معروف به وثوقلشکر، در ۱۲۷۸ش در آشتیان تولد یافت. پس از تحصیلات مقدماتی و اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل عازم فرانسه گردیده و دانشکده افسری سنسیر را به اتمام رسانید و در ۱۳۰۴ش خدمت خود را با درجه ستوان دومی‌در ارتش ایران آغاز کرد. مراحل ترقی را پس از طی دوره دانشگاه جنگ طی نمود و در ۱۳۲۱ش به درجه سرهنگی رسید. مشاغل مهم وی از این به بعد معاونت لشکر دوم و فرماندهی آمادگاه تعلیماتی مرکز و بالاخره فرماندهی لشکر شرق (خراسان) است. در ۱۳۲۶ش با احراز درجه سرتیپی به ریاست رکن سوم ستاد ارتش و معاونت دانشگاه جنگ رسید و در ۱۳۳۰ش درجه سرلشکری گرفت و به معاونت وزارت جنگ منصوب شد و مدتی نیز در غیاب سپهبد نقدی وزیر جنگ وقت کفالت آن وزارتخانه را عهدهدار بود. سپس به فرماندهی ژاندارمری کل کشور منصوب شد و پس از چند ماه مجدداً به معاونت وزارت دفاع ملی گمارده شد.
[۳۵] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی‌معاصر ایران، تهران، نشر علم و گفتار، ۱۳۸۰، چاپ اول، ص۱۶۹۱.
در مرداد ۱۳۳۱ و در کابینه دکتر محمد مصدق به کفالت وزارت دفاع ملی رسید که انتخاب او مورد اعتراض برخی از نزدیکان مصدق نیز واقع شد.
[۳۶] عاقلی، باقر، خاندانهای حکومتگر ایران، تهران، علم، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۲۲۶.
مدتی نیز ریاست دانشگاه جنگ را بر عهده گرفت و در کابینه سپهبد زاهدی به معاونت وزارت جنگ برگزیده شد. سپس به آمریکا با سمت ریاست میسیون نظامی‌رفت. در کابینههای حسین علاء، دکتر اقبال و مهندس شریف امامی‌عهده دار وزارت جنگ گردید و در ۱۳۳۷ش به درجه سپهبدی نائل آمد. در اسفند ۱۳۳۹ش در ترمیم کابینه شریفامامی‌کنار رفت. سپهبد وثوق در ۱۳۵۴ د ر۷۶ سالگی درگذشت. وی در اواخر عمر داستانی از زندگی خود را تحت عنوان «خاطراتی از پنجاه سال تاریخ معاصر» انتشار داد. هنگام محاکمه ارتشبد عبدالله هدایت پای وثوق نیز به دادگاه کشیده شد و او هم محاکمه و چند ماهی زندانی شد.
[۳۷] پایگاه‌های انقلاب اسلامی، مساجد به روایت اسناد ساواک کتاب اول مسجد جلیلی تهران، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۸، چاپ اول، ص۳۰۴.
وی داماد سرلشکر عبدالرضا افخم ابراهیمی‌بوده است.
[۳۸] انتخابات مجلس پنجم به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۴، ج۱، چاپ اول، ص۳۱۲.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. عاقلی، باقر، خاندانهای حکومتگر ایران، تهران، علم، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۱۹۱.
۲. عاقلی، باقر، مشاهیر رجال، تهران، گفتار، چاپ یکم، ۱۳۷۰، ص۱۵۷.
۳. صفائی، ابراهیم، وثوق الدوله، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴، کتاب سرا، ص۱۰.
۴. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۵۷، لندن، پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۲۱۲.
۵. الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۵۷، لندن، پکا، ۱۳۷۴، ج۱، ص۲۱۳.
۶. چرچیل، جورجپ، فرهنگ رجال قاجار، ترجمه غلامحسین میرزاصالح، تهران، زرین، ۱۳۶۹، چاپ اول، ص۲۰۸.
۷. افشار، ایرج، اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی زاده، بی جا، جاویدان، ۱۳۵۹، ص۱۷۰.
۸. صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، بیجا، جاویدان، چاپ دوم، ۱۳۶۲، ص۴۱۵ - ۴۱۶.
۹. مستوفی، عبدالله، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه یا شرح زندگانی من، تهران، زوار، ۱۳۷۱، چاپ سوم، ج۲، ص۳۲۳.
۱۰. علوی، سیدابوالحسن، رجال عصر مشروطیت، بیجا، اساطیر، ۱۳۶۳، چاپ اول ص۱۲۶ - ۱۲۷.
۱۱. طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، تهران، علم، ۱۳۷۳، چاپ دوم، ج۱، ص۱۲۱.
۱۲. مکی، حسین، تاریخ بیست ساله، ج۱، تهران، علمی، ۱۳۷۰، چاپ سوم، ص۵۶.
۱۳. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جستارهایی از تاریخ معاصر ایران، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۳، چاپ ششم، ج۲، ص۶۷.
۱۴. هدایت، مهدیقلی، طلوع مشروطیت، امیر اسماعیلی، تهران، جام، ۱۳۶۳، اول، ص۲۱۰.
۱۵. بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۶، سوم، ص۲۹.
۱۶. سید ضیاءالدین طباطبایی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۱، چاپ اول، ص۱۸۳.
۱۷. مسعود انصاری، عبدالحسین، خاطرات سیاسی و اجتماعی (مروری بر پنجاه سال تاریخ)، تهران، علمی، ۱۳۷۴، چاپ اول، ص۱۸۱ - ۱۸۲.
۱۸. عاقلی، باقر، زندگینامه و شرح حال وزرای امورخارجه، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ۱۳۷۹، چاپ اول، ص۱۴۱- ۱۴۲.
۱۹. اردلان، امانالله، خاطرات حاج عزالممالک اردلان، تهران، نامک، چاپ اول، ۱۳۷۲، ص۱۵۵.
۲۰. نصیری، محمدرضا، اسناد و مکاتبات تاریخی ایران قاجاریه، تهران، کیهان، چاپ اول، ۱۳۷۲، ج۴، ص۱۴۶.
۲۱. ناهیدی آذر، عبدالحسین، جنبش آزادیستان شیخ محمد خیابانی، تبریز، نشر اختر، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص۱۸۸.
۲۲. شیخالاسلامی، محمدجواد، سیمای احمدشاه قاجار، تهران، گفتار، ۱۳۷۵، چاپ سوم، ج۱، ص۲۲۲.
۲۳. خاطرات احتشامالسلطنه، به کوشش سید محمدمهدی موسوی، تهران، زوار، چاپ اول، ۱۳۶۶، ص۴.
۲۴. بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ج۱، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۶، سوم، ص۲۹ـ۳۰.
۲۵. اقبال آشتیانی، عباس و عاقلی، باقر، تاریخ ایران پس از اسلام، تهران، نامک، ۱۳۷۸، چاپ اول، ص۷۴۹- ۷۵۰.
۲۶. بامداد، مهدی، رجال، تهران، زوار، ۱۳۶۳، چاپ سوم، ج۴، ص۱۸۶.
۲۷. مکی، حسین، خاطرات سیاسی حسین مکی، تهران، علمی، چاپ اول، ۱۳۷۴، ج۱، ص۲۹۹ - ۴۹۲.
۲۸. طباطبایی، حسن، حکایتهایی از رجال عصر پهلوی، تهران، نشر آبی، ۱۳۸۲، چاپ اول، ص۱۴۲.
۲۹. شعبانی، علی، هزارفامیل، تهران، زرین، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص۱۴۳.
۳۰. غنی، سیروس، ایران برآمدن رضاخان، ترجمه حسن کامشاد، تهران، نیلوفر، چاپ اول، ۱۳۷۷، ص۲۵۱.
۳۱. انتخابات مجلس پنجم به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۴، ج۱، چاپ اول، ص۳۰۹ - ۳۱۰.
۳۲. اطلاعات ۸۰ سال، ج۱، ص۴۷ (روزنامه اطلاعات مورخ ۲۹/۱۰/۱۳۰۶).
۳۳. دکتر علی امینی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۴، ج۱، چاپ اول، ص۴۲۸.
۳۴. رشیدیانها به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۹، ج۱، چاپ اول، ص۳۵۶.
۳۵. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی‌معاصر ایران، تهران، نشر علم و گفتار، ۱۳۸۰، چاپ اول، ص۱۶۹۱.
۳۶. عاقلی، باقر، خاندانهای حکومتگر ایران، تهران، علم، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۲۲۶.
۳۷. پایگاه‌های انقلاب اسلامی، مساجد به روایت اسناد ساواک کتاب اول مسجد جلیلی تهران، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۸، چاپ اول، ص۳۰۴.
۳۸. انتخابات مجلس پنجم به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۴، ج۱، چاپ اول، ص۳۱۲.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته شده از مقاله «خاندان وثوق»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۳/۳۰.    






جعبه ابزار