ذاتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ذات، از اصطلاحات علم منطق بوده و به معنی شیء قائم به خود، یا حقیقت شیء یا ماهیت آن، می‌باشد.


توضیح اجمالی

[ویرایش]

ذات، از اصطلاحات علم منطق بوده و به معنی شیء قائم به خود، یا حقیقت شیء یا ماهیت آن، می‌باشد.

ذات در منطق و فلسفه

[ویرایش]

در منطق و فلسفه، ذات به چند معنا به کار رفته است:

← شیء قائم به خود


شیء قائم به خود؛ در مقابل «صفت» یعنی چیزی که قائم به خود نیست. ذات در این کاربرد شامل عَرَض نمی‌شود. بعضی دیگر ذات را به چیزی اطلاق کرده‌اند که عام باشد یا ماهیت بر آن صدق کند؛ مثل این سخن منطقیان که گفته‌اند: «ذات موضوع که مقصود از ذات موضوع چیزی است که بر افراد صدق کند»؛ به همین سبب، آن را موضوع و مقابل آن را محمول نامیده‌اند.

← حقیقت و ماهیت شیء


حقیقت و ماهیت شیء؛ به معنای آنچه شیئیت شیء به آن است (ما به الشیء هو هو). بدیهی است در این کاربرد، ذات بر غیر موجود اطلاق نمی‌شود. ذات در این کاربرد، شامل جوهر و عَرَض می‌شود.

← ماهیت به اعتبار وجود خارجی آن


ماهیت به اعتبار وجود خارجی آن؛ برخی از منطقیان آورده‌اند: «و ذات، که منسوب الیه لفظ [ذاتی] می‌باشد عبارت است از: ماهیت به شرط اقتران آن به عوارض و تشخصات؛ پس تغایر بین منسوب (ذاتی) و بین منسوب الیه (ذات) تغایر بین لا به‌ شرط و به‌ شرط شیء می‌باشد».
اطلاق لفظ ذات بر این معنا بیشتر از کاربرد قبلی (ماهیت به معنای شیئیت شیء، و ما به الشیء هو هو) است. ذات در این کاربرد، شامل جوهر و عَرَض می‌شود.

← افراد و مصادیق ماهیت


ذات به معنای افراد و مصادیق ماهیت بکار رفته است؛ ذات در این کاربرد، شامل جوهر و عَرَض می‌شود.

← جزء داخل شیء


جزء داخل شیء مقابل «صفت» به معنای امر خارج از شیء؛
ذات در چهار کاربرد اخیر، شامل جوهر و عَرَض می‌شود.

ذات در سایر علوم

[ویرایش]

ذات در سایر علوم هم به معانی مختلفی بکار رفته است.

← شیءِ مقوّمِ شیء دیگر


شیءِ مقوّمِ شیء دیگر؛ چه قائم به خود باشد، چه قائم به خود نباشد. ذاتِ قائم به خود مثل زید در عبارت «زید عالم است»، و ذاتِ غیر قائم به خود مثل: سواد که مقوّم شدید است، در جمله «رایت السواد الشدید؛ سیاهی شدیدی دیدم».

← جسم


ذات به معنای جسم هم بکار رفته است؛

← معنای مستقل در مفهومیت


معنای مستقل در مفهومیت؛ و مفهومی که بالذات ملحوظ است؛ مثل محکومٌ علیه و محکومٌ به، مقابل صفت یعنی چیزی که مستقل در مفهومیت نیست و آلت برای ملاحظه مفهوم دیگری است؛ مثل نِسَب حکمیه.

← موضوع در قضیه


موضوع در قضیه که مثل ذوات به وجهی ملحوظ می‌شود که چیز دیگری برای آن ثابت شود، مقابل صفت به معنای محمول قضیه که به وجهی ملحوظ می‌شود که برای چیز دیگری ثابت شود.

← اسم جامد


اسم جامد، مقابل صفت به معنای اسم مشتق. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن سهلان ساوی، عمر بن سهلان، البصائر النصیریه، ص۶۷.    
۲. ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (المنطق)، جزء ۲، ص۴۴۷.
۳. مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۳۷۶-۳۷۹.    
۴. مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۹۳.    
۵. مجتهدخراسانی(شهابی)، محمود، رهبر خرد، ص۳۶.
۶. مجتهدخراسانی(شهابی)، محمود، رهبر خرد، ص۸۱.
۷. لاهیجی، عبد‌الرزاق بن علی، شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام، ص۱۳۵
۸. صلبیا، جمیل، فرهنگ اصطلاحات منطقی، ص۱۱۷
۹. تهانوی، محمد‌علی بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، ص ۵۱۹-۵۲۴.
۱۰. شهاب‌الدین سهروردی، یحیی بن حبش، منطق التلویحات، ص ۷.
۱۱. ابن سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین، ص۲۸.    
۱۲. مشکوة الدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه تالیف صدرالدین شیرازی، ص۱۵۹-۱۶۶.    
۱۳. مشکوة الدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه تالیف صدرالدین شیرازی، ص۲۶۵.    


منبع

[ویرایش]

پایگاه مدیریت اطلاعات علوم اسلامی، برگرفته از مقاله «ذات»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۰/۲۸.    


رده‌های این صفحه : اصطلاحات منطقی




جعبه‌ابزار