راه‌های کسب آزادی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



راه‌هاى كسب آزادی‌ با توجه به آیات قرآن عبارتند از:


استعانت‌

[ویرایش]

استمداد از خدا، زمينه‌ساز كسب آزادى:
«و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى‌ و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك قال سنقتّل أبناءهم و نستحيى نساءهم و انّا فوقهم قهرون‌• قال موسى‌ لقومه استعينوا باللَّه و اصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العقبة للمتّقين؛اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: آيا موسي و قومش را رها ميكني كه در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را رها سازند، گفت به زودي پسرانشان را ميكشيم و دخترانشان را زنده نگه ميداريم (تا خدمت ما كنند) و ما بر آنها كاملا مسلط هستيم.موسی به قوم خود گفت از خدا ياري جوئيد و صبر پيشه كنيد كه زمين از آن خدا است و آنرا به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) واگذار مي‌كند و سرانجام (نيك) براي پرهيزكاران است. »

بندگى خدا

[ویرایش]

پرستش خداى يگانه، زمينه‌ساز آزادى انسان از بندگی آفريدگان:
۱. «قل يأهل الكتب تعالوا إلى‌ كلمة سواء بيننا وبينكم ألّانعبد إلّااللَّه ولانشرك به شيا ولايتّخذ بعضنا بعضا أربابا مّن دون اللّه فإن تولّوا فقولوا اشهدوا بأنّا مسلمون‌• ما كان لبشر أن يؤتيه اللّه الكتب والحكم والنّبوّة ثمّ يقول للنّاس كونوا عبادا لّى من دون اللّه ولكن كونوا ربَّنيّين بما كنتم تعلّمون الكتب وبما كنتم تدرسون‌• ولايأمركم أن تتّخذوا الملئكة والنّبيّين أربابا أيأمركم بالكفر بعد إذ أنتم مّسلمون؛بگو: «اي اهل کتاب! بياييد به سوي سخني كه ميان ما و شما يكسان است، كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم، و بعضي از ما، بعض ديگر را - غير از خداي يگانه - به خدايي نپذيرد. هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم!»براي هيچ بشري سزاوار نيست كه خداوند، کتاب آسمانی و حکم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگويد: غير از خدا، مرا پرستش كنيد! بلكه (سزاوار مقام او، اين است كه بگويد:) مردمي الهي باشيد، آن گونه كه كتاب خدا را مي‌آموختيد و درس مي‌خوانديد! (و غير از خدا را پرستش نكنيد!) و نه اينكه به شما دستور دهد كه فرشتگان و پيامبران را، پروردگار خود انتخاب كنيد. آيا شما را، پس از آنكه مسلمان شديد، به كفر دعوت مي‌كند؟!»
۲. «اتّخذوا أحبارهم ورهبنهم أربابا مّن دون اللّه والمسيح ابن مريم ومآ أمروا إلّاليعبدوا إلها وحدا لآّ إله إلّاهو سبحنه عمَّا يشركون؛(آنها) دانشمندان و راهبان (تاركان دنيا) را معبودهائي در برابر خدا قرار دادند و (همچنين) مسیح فرزند مریم را، در حالي كه جز به عبادت معبود واحدي كه هيچ معبودي جز او نيست دستور نداشتند، پاك و منزه است از آنچه شريك وي قرار مي‌دهند.»
۳. «يصحبى السّجن ءأرباب مّتفرّقون خير أم اللّه الوحد القهّار• ما تعبدون من دونه إلّاأسمآء سمَّيتموهآ أنتم وءابآؤكم مَّآ أنزل اللَّه بها من سلطن إن الحكم إلّا للَّه أمر ألّا تعبدوا إلّاإيَّاه ذلك الدّين القيّم ولكنَّ أكثر النَّاس لايعلمون؛اي دوستان زنداني من آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداوند واحد قهار؟ اين معبودهائي را كه غير از خدا مي‌پرستيد چيزي جز اسمهاي (بي مسما) كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده‌ ايد نيست، خداوند هيچ دليلي براي آن نازل نكرده، حكم تنها از آن خداست، فرمان داده كه غير از او را نپرستيد، اينست آئين پا بر جا ولي اكثر مردم نمي‌دانند.»
۴. «ولقد بعثنا فى كلّ أمّة رّسولًا أن اعبدوا اللّه واجتنبوا الطَّغوت فمنهم مّن هدى اللّه ومنهم مّن حقّت عليه الضّللة ...؛ما در هر امتي رسولي فرستاديم كه خداي يكتا را بپرستيد، و از طاغوت اجتناب كنيد خداوند گروهي را هدایت كرد، و گروهي ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت....»

جهاد

[ویرایش]

جهاد و مبارزه در راه خدا، راهى براى رسيدن به آزادى:
۱. «ألم تر الى الملأ من بنى اسرءيل من بعد موسى‌ اذ قالوا لنبىّ لهم ابعث لنا ملكا نقتل فى سبيل اللَّه قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال ألّا تقتلوا قالوا و ما لنا ألّا نقتل فى سبيل اللَّه و قد أخرجنا من ديرنا و أبنائنا فلمّا كتب عليهم القتال ...• فهزموهم باذن اللَّه و قتل داود جالوت و ءاتيه اللَّه الملك و الحكمة و علّمه ممّا يشاء و لو لادفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض ...؛ آيا مشاهده نكردي جمعي از بنی اسرائیل را بعد از موسي، كه به پيامبر خود گفتند: زمامدار (و فرماندهي) براي ما انتخاب كن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. پيامبر آنها گفت: شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچي كنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد! گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالي كه از خانه‌ ها و فرزندانمان رانده شده‌ ايم، (و شهرهاي ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شده‌اند)؟! اما هنگامي كه دستور پيكار به آنها داده شد...سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزيمت وا داشتند. و «داوود» (نوجوان نيرومند و شجاعي كه در لشكر طالوت بود)، جالوت را كشت، و خداوند، حکومت و دانش را به او بخشيد، و از آنچه مي‌خواست به او تعلیم داد. و اگر خداوند، بعضي از مردم را به وسيله بعضي ديگر دفع نمي‌كرد، زمين را فساد فرا مي‌گرفت....»
۲. «و ما لكم لاتقتلون فى سبيل اللَّه و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدن الّذين يقولون ربّنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها ...؛چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكاني كه (به دست ستمگران) تضعيف شده‌ اند پيكار نمي‌كنيد؟، همان افراد (ستمديده‌ اي) كه مي‌گويند خدايا ما را از اين شهر (مكه) كه اهلش ‌ ستمگرند بيرون ببر و براي ما از طرف خود سرپرست قرار بده....»
۳. «أذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا و انّ اللَّه على‌ نصرهم لقدير• الّذين أخرجوا من ديرهم بغير حقّ الّا أن يقولوا ربّنا اللَّه و لولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لهدّمت صومع و بيع و صلوت و مسجد ...؛به آنها كه جنگ بر آنان تحميل شده اجازه جهاد داده شده است، چرا كه مورد ستم قرار گرفته‌ اند و خدا قادر بر نصرت آنها است. همانها كه به ناحق از خانه و لانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اينكه مي‌گفتند پروردگار ما الله است، و اگر خداوند بعضي از آنها را بوسيله بعضي ديگر دفع نكند دیرها و صومعه‌ ها و معابد یهود و نصارا و مساجدي كه نام خدا در آن بسيار برده مي‌شود ويران مي‌گردد ....»

دعا

[ویرایش]
یکی ازراه‌های به دست آورد آزادی دعا کردن است.

← دعای حضرت موسی


دعاى موسی علیه‌السلام، زمينه‌ساز رهايى او از دست ستمگران:
«فخرج منها خائفا يترقّب قال ربّ نجّنى من القوم الظلمين‌• ... فلمّا جاءه و قصّ عليه القصص قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين؛موسي از شهر خارج شد در حالي كه ترسان بود، و هر لحظه در انتظار حادثه‌ اي، عرض كرد پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم رهائي بخش... هنگامي كه موسي نزد او (شعیب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد گفت نترس از قوم ظالم نجات يافتي!»

← دعای مستضعفان


دعاى مستضعفان دربند براى رهایی از ستم:
«... و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدن الّذين يقولون ربّنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها ...؛... همان افراد (ستمديده‌ اي) كه مي‌گويند خدايا ما را از اين شهر (مكه) كه اهلش ‌ ستمگرند بيرون ببر و براي ما از طرف خود سرپرست قرار بده ....»
احتمال دارد اين آيه درباره مسلمانان ستم‌ديده مکّه باشد كه دعاى آنان با فتح مكّه اجابت شد.

← دعای حضرت نوح


دعاى نوح علیه‌السلام، جهت رهايى خود و پيروانش از دست قوم خود:
«فافتح بينى و بينهم فتحا و نجّنى و من معى من المؤمنين‌• فأنجينه و من معه فى‌الفلك المشحون؛اكنون ميان من و اينها جدائي بيفكن (و داوري كن).ما، او و كساني را كه با او بودند در کشتی كه مملو (از انسان و انواع حیوانات) بود رهائي بخشيديم.»

← دعای بنی‌اسرائیل


دعاى ستم‌ديدگان بنی‌اسرائیل، زمينه آزادسازى وطن و فرزندان آنان:
«ألم تر الى الملأ من بنى اسرءيل من بعد موسى‌ اذ قالوا لنبىّ لهم ابعث لنا ملكا نقتل فى سبيل اللَّه قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال ألّا تقتلوا قالوا و ما لنا ألّا نقتل فى سبيل اللَّه و قد أخرجنا من ديرنا و أبنائنا ...• و لمّا برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربّنا أفرغ علينا صبرا و ثبّت أقدامنا و انصرنا على القوم الكفرين‌• فهزموهم باذن‌اللَّه ...؛آيا مشاهده نكردي جمعي از بني اسرائيل را بعد از موسي، كه به پيامبر خود گفتند: زمامدار (و فرماندهي) براي ما انتخاب كن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. پيامبر آنها گفت: شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچي كنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد! گفتند: چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالي كه از خانه‌ ها و فرزندانمان رانده شده‌ ايم، (و شهرهاي ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شده‌اند)؟! ... و هنگامي كه در برابر جالوت و سپاهيان او قرار گرفتند گفتند: پروردگارا! پيمانه شكيبايي و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاي ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز بگردان! سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزيمت وا داشتند.....»

صبر

[ویرایش]

صبر، زمينه‌ساز كسب آزادى:
«و قال الملأ من قوم فرعون أتذر موسى‌ و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك قال سنقتّل أبناءهم و نستحيى نساءهم و انّا فوقهم قهرون‌• قال موسى‌ لقومه استعينوا باللَّه و اصبروا ... و العقبة للمتّقين؛اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: آيا موسي و قومش را رها ميكني كه در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را رها سازند، گفت به زودي پسرانشان را ميكشيم و دخترانشان را زنده نگه ميداريم (تا خدمت ما كنند) و ما بر آنها كاملا مسلط هستيم.موسي به قوم خود گفت از خدا ياري جوئيد و صبر پيشه كنيد... و سرانجام (نيك) براي پرهيزكاران است. »

هجرت‌

[ویرایش]

هجرت، از راه‌هاى كسب آزادى و رها شدن از محيط‌هاى نامساعد:
۱. «انّ الّذين توفيهم الملئكة ظالمى أنفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين فى الأرض قالوا ألم تكن أرض اللَّه وسعة فتهاجروا فيها ...• و من يهاجر فى سبيل اللَّه يجد فى الأرض مرغما كثيرا و سعة ...؛كساني كه فرشتگان (قبض ارواح) روح آنها را گرفتند در حالي كه به خويشتن ستم كرده بودند و به آنها گفتند شما در چه حالي بوديد (و چرا با اينكه مسلمان بوديد در صف كفار جاي داشتيد!) گفتند ما در سرزمین خود تحت فشار بوديم، آنها (فرشتگان) گفتند مگر سرزمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد! ....و كسي كه در راه خدا هجرت كند نقاط امن فراوان و گسترده‌ اي در زمين مي‌يابد....»
۲. «والّذين هاجروا فى اللَّه من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدّنيا حسنة ...؛آنها كه مورد ستم واقع شدند سپس براي خدا هجرت كردند در اين دنيا جايگاه (و مقام) خوبي به آنها مي‌دهيم....»

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۷.    
۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۸.    
۳. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۴.    
۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷۹.    
۵. آل‌عمران/سوره۳، آیه۸۰.    
۶. توبه/سوره۹، آیه۳۱.    
۷. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۹.    
۸. یوسف/سوره۱۲، آیه۴۰.    
۹. نحل/سوره۱۶، آیه۳۶.    
۱۰. بقره/سوره۲، آیه۲۴۶.    
۱۱. بقره/سوره۲، آیه۲۵۱.    
۱۲. نساء/سوره۴، آیه۷۵.    
۱۳. حج/سوره۲۲، آیه۳۹.    
۱۴. حج/سوره۲۲، آیه۴۰.    
۱۵. قصص/سوره۲۸، آیه۲۱.    
۱۶. قصص/سوره۲۸، آیه۲۵.    
۱۷. نساء/سوره۴، آیه۷۵.    
۱۸. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۱۷.    
۱۹. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۱۸.    
۲۰. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۱۹.    
۲۱. بقره/سوره۲، آیه۲۴۶.    
۲۲. بقره/سوره۲، آیه۲۵۰.    
۲۳. بقره/سوره۲، آیه۲۵۱.    
۲۴. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۷.    
۲۵. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۸.    
۲۶. نساء/سوره۴، آیه۹۷.    
۲۷. نساء/سوره۴، آیه۱۰۰.    
۲۸. نحل/سوره۱۶، آیه۴۱.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۲۸۹، برگرفته از مقاله «راه‌های کسب آزادی».    


رده‌های این صفحه : آزادی | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار