رحم (خویشاوند نسبی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



رَحِم به فتح راء وکسر حاء، به معنای خویشاوند نسبى است. از احکام آن در باب‌هاى طهارت، زکات، جهاد، هبه، نکاح، ارث و شهادات سخن گفته‌اند.


وجوب صله رحم

[ویرایش]

صله رحم واجب است و قطع آن حرام، بلکه از گناهان کبیره است.

ریختن خاک بر قبر رَحِم

[ویرایش]

ریختن خاک بر قبر پس از دفن میت در آن بر خویشان نسبى او مکروه است.

حداد رَحِم میت

[ویرایش]

ترک زینت (حداد) بر نزدیکان نسبىِ میت- مانند فرزند، پدر و مادر، برادر و خواهر- به مدّت سه روز مستحب است.

ملکیت رَحِم

[ویرایش]

پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، فرزند و نوه در صورتى که برده باشند، به ملک فرد در نمى‌آیند، همچنین خواهر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر به ملک مرد در نمى‌آیند. به بردگى گرفتن غیر افراد یاد شده از خویشان مکروه است.

کشتن رَحِم باغی

[ویرایش]

کشتن باغی از خویشاوندان هنگام نبرد با باغیان، بنابر تصریح برخى مکروه است.

پرداخت زکات فطره و صدقات به رَحِم

[ویرایش]

در پرداخت زکات فطره و نیز صدقات به مستحقان، مستحب است خویشان مستحق بر دیگران مقدم داشته شوند.
[۱۱] العروة الوثقى‌ تکملة، ج۲، ص۲۷۵.
هبه کردن به ارحام مستحب است،
[۱۲] العروة الوثقى‌ تکملة، ج۲، ص۱۶۸.
لیکن نسبت به پدر و مادر، پس از هبه، فرزند نمى‌تواند از هبه خود برگردد و در جواز انصراف نسبت به سایر خویشان اختلاف است. مشهور، قائل به عدم جواز آن‌اند.

نفقه دادن به رَحِم

[ویرایش]

نفقه دادن به خویشان، جز پدر و مادر و فرزند مستحب است و در آنان با وجود شرایط واجب خواهد بود.
[۱۴] الکافى فى الفقه، ص۱۷۷.


حضانت کودک توسط رَحِم

[ویرایش]

حضانت کودک بر عهده پدر و مادر و با فقدان آن دو، بر عهده دیگر ارحام است.

ارث بردن رَحِم

[ویرایش]

خویشاوندان در ارث بردن از میت به ترتیب زیر به سه طبقه تقسیم مى‌شوند.
۱. فرزند، پدر و مادر میت.
۲. پدر بزرگ، مادر بزرگ، برادر و خواهر میت و فرزندان آنان.
۳. عمو، عمه، دایى و خاله میت و فرزندان ایشان.
با وجود طبقه پیشین، طبقه بعدى ارث نمى‌برد. چنان که در یک طبقه نیز با وجود نزدیک‌تر به میت، دورتر ارث نمى‌برد؛ از این رو، با وجود برادر و خواهر میت فرزندانشان ارث نخواهند برد.

شهادت رَحِم بر علیه دیگری

[ویرایش]

گواهى دادن ارحام به نفع یا زیان یکدیگر با وجود شرایط آن پذیرفته است، جز شهادت فرزند علیه پدر که بنابر مشهور پذیرفته نیست، بلکه بر این قول ادعاى اجماع شده است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. نضد القواعد الفقهیة، ج۱، ص۲۸۳-۲۸۴.    
۲. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۸.    
۳. جواهر الکلام، ج۴، ص۳۳۴.    
۴. جواهر الکلام، ج۳۲، ص۲۸۴-۲۸۵.    
۵. تکملة العروة الوثقی، ج۱، ص۶۷.    
۶. جواهر الکلام، ج۲۴، ص۱۴۱.    
۷. جواهر الکلام، ج۲۴، ص۱۴۵-۱۴۷.    
۸. منهاج الصالحین (خویی)، ج۲، ص۶۷.    
۹. منتهی المطلب، ج۲، ص۹۹۰.    
۱۰. العروة الوثقی، ج۴، ص۱۳۴.    
۱۱. العروة الوثقى‌ تکملة، ج۲، ص۲۷۵.
۱۲. العروة الوثقى‌ تکملة، ج۲، ص۱۶۸.
۱۳. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۱۸۳-۱۸۴.    
۱۴. الکافى فى الفقه، ص۱۷۷.
۱۵. جواهر الکلام، ج۳۱، ص۳۶۶-۳۷۱.    
۱۶. جواهر الکلام، ج۳۱، ص۲۹۵-۲۹۷.    
۱۷. جواهر الکلام ج۳۹، ص۷-۱۰.    
۱۸. جواهر الکلام ج۴۱، ص۷۴.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۷۶-۷۸.    


رده‌های این صفحه : خویشاوندان | فقه




جعبه ابزار