زحف

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



زحف بمعنای نزدیک شدن تدریجی لشگر بسوی دشمن می باشد.


معنای لغوی زحف

[ویرایش]

زحف در لغت به این معانی آمده است: نزدیک شدن تدریجی‌ به چیزی (آهسته آهسته)
آنچنان که پاها به سوی زمین کشیده می‌شود و همانند حرکت کودکان قبل از آنکه راه بیفتند. نزدیک‌شدن قدم به قدم در خصوص جنگ، لشگری که به سوی دشمن می‌رود، انبوه سپاه و دفاع جمع آن نیز زحُوف است. .

معنای اصطلاحی زحف

[ویرایش]

در اصطلاح عبارت است از: حرکت و پیشروی یک مرتبه لشگر انبوه به سوی دشمن.
[۳] مروارید، علی اصغر، ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۳۰۲( قوامیس الجهاد).

الجیش یزحفون الی العدوّ یعنی لشکر بسوی دشمن حرکت می‌کند.
شیخ طوسی (رحمةالله‌علیه) می‌فرماید: «ازْحَفْتَ الْقَوْمَ اذا دَنَوْتَ لِقِتالِهِمْ» «وقتی به قومی برای جنگ با آنان نزدیک شدی، می‌گویند: ازْحَفْتَ الْقَوْمَ.»
ابن‌اثیر در نهایه می‌گوید: «فَر مِنَ الزَّحْفِ» «یعنی از جهاد و برخورد با دشمن در جنگ گریخت.»

حکم فرار از زحف

[ویرایش]


حرام بودن فرار از زحف

[ویرایش]

در اسلام فراراز زحف نکوهش شده و حرمت آن چون گناهان کبیره محسوب گشته‌است.
قرآن می‌فرماید:«یا ایُّهَاالَّذینَ آمَنُوا اذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْادْبارَ» «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که با انبوه کافران در میدان نبرد رو برو شدید به آنها پشت نکنید» « وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ الّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اوْ مُتَحَیِّزاً الی‌ فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْوایَهُ جَهَنَّمُ بِئْسَ‌الْمَصیر» «و هر کس در آن هنگام به آنان پشت کند- مگر در صورتی که هدفش کناره گیری از میدان برای حمله مجدّد و یا به قصد پیوستن به گروهی از مجاهدان بوده باشد- چنین کسی گرفتار غضب پروردگار خواهد شد و جایگاه او جهنّم و چه بد جایگاهی است.»
در آیه بالا فرار از زحف و رو به رو شدن با دشمن حرام شمرده شده و به آن وعده عذاب جهنم داده شده است. فقط دو مورد از مسأله فرار استثنا شده که در ظاهر شکل فرار دارد، اما در باطن شکل مبارزه و جهاد است، اوّل صورتی که از آن به متحرفاً لِقِتالٍ تعبیر شده است و منظورش آن است که جنگجویان به عنوان یک تاکتیک جنگی از برابر دشمن بگریزند و او را به دنبال خود بکشانند و ناگهان ضربه غافلگیرانه‌ای بر پیکر او وارد سازند یا به صورت جنگ و گریز دشمن را خسته کنند.
دوم آنکه جنگجویی خود را در میدان تنها ببیند و برای پیوستن به گروه جنگجویان عقب نشینی کند وپس از پیوستن به آنها حمله را آغاز نماید.

فرار از زحف موجب آتش جهنم

[ویرایش]

امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: «انَّ الرُّعْبَ وَ الخَوْفَ مِنْ جِهادِ الْمُسْتَحَقِ لِلْجِهادِ وَ الْمُتَوازِرینَ عَلَی‌الضَّلالِ ضَلالٌ فِی‌الدّینِ وَ سَلْبُ لِلدُّنْیا مَعَ الذُّلِ وَالصِّغارِ وَ فیهِ اسْتیجابُ النَّارِ بِالْفِرارِ مِنَ‌الزَّحْفِ عِنْدَ حَضْرَةِ الْقِتالِ»«ترس و وحشت از جهاد با کسانی که مستحق جهادند و از کسانی که در راه گمراهی همدیگر را یاری می‌کنند، موجب گمراهی در دین و از دست دادن دنیا با ذلت و خواری است و همچنین فرار از «زحف» هنگام نبرد موجب آتش جهنم است.»

علت حرام بودن فرار از زحف

[ویرایش]

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
«حَرَّمَ اللَّهُ تَعالَی الْفَرارَ مِنَ الزَّحْفِ لِما فیهِ مِنَ اْلوَهْنِ فِی الدّینِ وَ الْاسْتِخْفافِ بِالرُّسُلِ وَ الْائِمَةِ الْعادِلَةِ وَ تَرْکِ نُصْرَتِهِمْ عَلی اعْداءِ وَ الْعُقُوبَةِ لَهُمْ عَلی‌ انْکارِ ما دُعُوا الَیْهِ مِنَ الْاقْرارِ بِالرُّبُوبِیةِ وَ اظْهارِ الْعَدْلِ وَ تَرْکِ الْجَوْرِ وَ امانَةِ الْفَسادِ»
«خداوند به این دلیل فرار از جهاد را تحریم کرده که موجب سستی در دین و تحقیر برنامه‌ پیامبران و امامان و پیشوایان عادل می‌گردد و نیز سبب می‌شود که آنها نتوانند بر دشمنان اسلام پیروز شوند و دشمن را به خاطر مخالفت با دعوت به توحید پروردگار و اجرای عدالت و ترک ستمگری و از میان بردن فساد کیفر دهند.»

فرار از زحف از گناهان کبیره

[ویرایش]

امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود:
«الْفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ مِنَ الْکَبائِر» «فرار از جنگ از گناهان بزرگ است.»

مستثنیات فرار از زحف

[ویرایش]

در صورتی که مسلمانان نصف کافران یا بیشتر از نصف کافران باشند، زحف واجب و فرار از زحف حرام است، مگر در دو مورد:۱- کسی که برای موقعیت جنگی بهتری در میدان جا به جایی انجام می‌دهد، مثل رفتن به جای وسیعتر، رفتن در نزدیی آب، رفتن به جایی که پشت به خورشید باشد، تخلیه قسمتی از میدان برای تسلط بر موضعی سوق الجیشی در قسمت دیگررفتن برای آماده کردن مجدد سلاح و....۲- کسی که می‌رود تا افرادی را جهت کمک در جنگ بیاورد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۲۷۱.    
۲. جوهری، اسماعیل بن حماد، صحاح اللغة، ج۴، ص۱۳۶۷.    
۳. مروارید، علی اصغر، ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۳۰۲( قوامیس الجهاد).
۴. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان، ج۵، ص۹۱.    
۵. ابن اثیر، ابوسعادات، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ج۲، ص۲۹۷.    
۶. انفال/سوره۸، آیه۱۵.    
۷. انفال/سوره۸، آیه۱۶.    
۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۱۲.    
۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۱۲.    
۱۰. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص۳۸.    
۱۱. صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج۲، ص۴۸۱، باب ۲۳۳.    
۱۲. تمیمی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۷۰.    
۱۳. عاملی جبعی، علی بن احمد، الروضة البهیمة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۲، ص۳۹۱.    
۱۴. حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۱، ص۵۲۲.    


منبع

[ویرایش]

اصطلاحات نظامی در فقه اسلامی، ص۶۹-۷۲.    


رده‌های این صفحه : اصطلاحات فقهی | جهاد | فقه




جعبه ابزار