سجودذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



نهادن پیشانی بر زمین را سجود گویند. از احکام آن به تفصیل در باب صلات سخن گفته‌اند.

فهرست مندرجات

۱ - تعریف سجود
       ۱.۱ - در لغت
       ۱.۲ - در اصطلاح شرع
              ۱.۲.۱ - ثمره اختلاف در اصطلاح شرع
۲ - اقسام
       ۲.۱ - جزئی از عبادت
       ۲.۲ - عبادت مستقل
              ۲.۲.۱ - واجب
              ۲.۲.۲ - مسحب
۳ - حکم تکلیفی
۴ - رکنیت
       ۴.۱ - افزایش دو سجده در نماز مستحب
۵ - واجبات
       ۵.۱ - نهادن اعضای هفتگانه بر زمین
       ۵.۲ - گذاشتن پیشانی بر سجده‌گاه
       ۵.۳ - پاک بودن محل سجده
       ۵.۴ - بلند نبودن جای پیشانی از جای ایستادن
       ۵.۵ - ذکر
       ۵.۶ - طمأنینه
       ۵.۷ - بقای اعضا بر زمین تا پایان ذکر
       ۵.۸ - نشستن و طمأنینه بین دو سجده
۶ - سجده گاه
       ۶.۱ - پنبه و کتان
       ۶.۲ - کاغذ
       ۶.۳ - استخراج شده از زمین
       ۶.۴ - زمین پخته شده
       ۶.۵ - خاکستر
       ۶.۶ - گیاهان داروئی
       ۶.۷ - افضلیت سجده بر زمین
       ۶.۸ - سجده بر ممنوعات در صورت اضطرار
              ۶.۸.۱ - تقدم لباس بر اشیاء دیگر
              ۶.۸.۲ - تقدم یا عدم آن در نبود لباس
       ۶.۹ - سجده بر ممنوع عمدا یا سهوا
۷ - استقرار سجده گاه
۸ - ناتوانی از سجود
       ۸.۱ - اقوال در صورت عدم امکان خم شدن
۹ - مستحبات
۱۰ - مکروهات
۱۱ - سجود برای غیر خدا
۱۲ - پانویس
۱۳ - منبع

تعریف سجود

[ویرایش]


← در لغت


سجود در لغت به معناى خضوع، خم شدن و سر فرود آوردن آمده است. [۱] [۲]

← در اصطلاح شرع


برخى گفته‌اند: سجود در اصطلاح شرع عبارت است از: نهادن پیشانى بر زمین یا آنچه از زمین مى‌روید و خوردنی و پوشیدنی نیست. بنابر این تعریف، سجود در شرع، معنایى ویژه پیدا کرده است و نتیجه آن ثبوت حقیقت شرعی براى سجود خواهد بود. [۳] [۴] [۵]
بعضى علاوه بر پیشانى، نهادن سایر اعضای هفت گانه (کف دو دست، دو زانو و سر انگشتان بزرگ دو پا) را بر زمین در تحقق مسماى سجود لازم دانسته‌اند. [۶]
در مقابل، برخى ثبوت حقیقت شرعى در لفظ سجود را نپذیرفته و بر این نظر که نهادن مواضع هفتگانه، حتى پیشانى بر زمین در تحقق مسماى سجود دخیل است، اشکال کرده و گفته‌اند: عرف، حتى عرف متشرعه کسى را که به جاى پیشانى، صورت خود را بر زمین مى‌گذارد و یا پیشانى را بر فرش و مانند آن مى‌نهد، سجده کننده به شمار مى‌آورد. [۷] [۸]
برخى دیگر گفته‌اند: گذاشتن پیشانى بر زمین بارزترین مصداق سجود به معناى لغوى آن است و شارع مقدس تنها خصوصیاتى را بدان افزوده و رعایت آنها را در سجود لازم دانسته است. [۹]

←← ثمره اختلاف در اصطلاح شرع


ثمره اختلاف یاد شده در جایى ظاهر مى‌شود که شارع مقدس در آن جا به مطلق سجود- بدون بیان قیود و شرایط آن- امر کند، مانند سجده تلاوت که بنابر قول به ثبوت حقیقت شرعى براى واژه سجود، رعایت ویژگیها و شرایط شرعى آن در تحقق سجود شرعى لازم خواهدبود. [۱۰]

اقسام

[ویرایش]


← جزئی از عبادت


سجده‌ای که جزء عبادت می‌باشد عبارت است از سجود نماز و نیز قضاى سجده فراموش شده در نماز.

← عبادت مستقل


سجده‌ای که عبادت مستقل می‌باشد سجده‌ایست که به سببى بر مکلف واجب یا مستحب شده است؛

←← واجب


واجب عبارت است از سجده تلاوت آیاتی که دارى سجده واجب‌اند و نیز سجده به جهت سهو در نماز

←← مسحب


و مستحب عبارت است از سجده تلاوت آیات داراى سجده مستحب و نیز سجده شکر. موضوع سخن در این نوشتار، سجود نماز است.

حکم تکلیفی

[ویرایش]

در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب، دو سجده واجب است و ترک یا زیاد کردن عمدی یکى از آن دو موجب بطلان نماز مى‌شود؛ لیکن ترک یا افزایش سهوی یکى از دو سجده بنابر قول مشهور، نماز را باطل نمى‌کند و در صورت ترک سهوى، چنانچه پیش از ورود به رکن بعدى (رکوع) متذکر شود، باید برگردد و آن را به جا آورد، و در صورت متذکر نشدن، واجب است پس از سلام نماز قضاى آن را به جا آورد. [۱۱] [۱۲] [۱۳]

رکنیت

[ویرایش]

دو سجده از ارکان نماز به شمار مى‌رود؛ از این رو، ترک یا زیاد کردن آن دو از روى عمد، سهو و یا جهل موجب بطلان نماز است. البته در صورت ترک از روى سهو و متذکر شدن پیش از دخول در رکن بعدى، واجب است برگردد، دو سجده را به جا آورد و نمازش صحیح است. اما اگر پس از آن متذکر گردد، بنابر قول مشهور نمازش باطل است. [۱۴] [۱۵] [۱۶]
برخى قدما میان دو رکعت اول و آخر نماز چهار رکعتى تفصیل داده و گفته‌اند: در دو رکعت نخست چنانچه پس از رکوع متذکر گردد نماز باطل است، اما در دو رکعت آخر بدون اعتنا به رکوعِ انجام گرفته، برمى‌گردد و دو سجده را به جا مى‌آورد؛ سپس بلند مى‌شود و رکعت بعدى را دوباره به جا مى‌آورد. [۱۷] [۱۸] [۱۹]
از برخى قدما جریان حکم یاد شده در دو رکعت آخر، در همه رکعتها نقل شده است. [۲۰]

← افزایش دو سجده در نماز مستحب


بطلان نماز به افزایش دو سجده از روى عمد یا سهو، اختصاص به نماز واجب دارد. در نماز مستحب، زیاد کردن دو سجده از روى سهو موجب بطلان نماز نمى‌شود؛ [۲۱] [۲۲] [۲۳]
هرچند برخى در عدم بطلان نماز به زیادى سهوى اشکال کرده‌اند. [۲۴]

واجبات

[ویرایش]

امورى در سجده واجب است که عبارتند از:

← نهادن اعضای هفتگانه بر زمین


نهادن هفت عضو از اعضای بدن بر زمین که بنابر قول مشهور عبارتند از: پیشانی؛ کف دو دست، سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پا. [۲۵]
برخى قدما مفصل دو کف دست (مچ) را جایگزین کف دو دست کرده‌اند. [۲۶] [۲۷]
در گذاشتن اعضاى یاد شده بر زمین، جز پیشانى مسماى آنها کفایت مى‌کند؛ در حدّى که از نظر عرف با نهادن آن بر زمین، سجده با آن عضو صدق نماید. بنابر این، گذاشتن همه عضو بر زمین واجب نیست. همچنین بنابر قول مشهور، در پیشانى، مسماى پیشانى کفایت مى‌کند. [۲۸] [۲۹] [۳۰]
برخى، گذاشتن پیشانى بر زمین به اندازه درهم را واجب دانسته‌اند. [۳۱] [۳۲] [۳۳]
نهادن پشت دست بر زمین کفایت نمى‌کند؛ بلکه واجب است کف دست بر زمین گذاشته شود. در پا، آیا نهادن دیگر انگشتان، جز انگشتان بزرگ، کفایت مى‌کند یا نه، اختلاف است. مشهور فقها قائل به وجوب گذاشتن خصوص دو انگشت بزرگ پا بر زمین شده‌اند. [۳۴] [۳۵] [۳۶]
برخى قدما نهادن همه انگشتان پا را بر زمین واجب دانسته‌اند. [۳۷] [۳۸]
آیا واجب است سر دو انگشت بزرگ پا بر زمین نهاده شود یا قسمت پشت و داخل آن نیز کفایت مى‌کند؟ مسئله اختلافى است. [۳۹] [۴۰] [۴۱]
اعتماد بر همه اعضاى هفتگانه؛ به معناى انداختن سنگینى بدن بر آنها واجب است. [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵]
لیکن برخى گفته‌اند: افزون بر مقدارى که سجده با آن تحقق مى‌یابد واجب نیست؛ هرچند احتیاط در اعتماد است. [۴۶]

← گذاشتن پیشانی بر سجده‌گاه


گذاشتن پیشانى بر چیزى که سجده بر آن صحیح است. [۴۷]

← پاک بودن محل سجده


پاک بودن محل سجده. [۴۸]

← بلند نبودن جای پیشانی از جای ایستادن


به قول مشهور، جاى پیشانى نمازگزار باید از جاى ایستادن او بلندتر از چهار انگشت بسته (یک خشت) نباشد. در اینکه حکم یاد شده در جهت پایین‌تر نبودن بیش از چهار انگشت بسته نیز جارى است یا نه، اختلاف مى‌باشد؛ چنان که در تعمیم حکم محل پیشانى نسبت به سایر اعضاى هفت گانه نیز اختلاف است. [۴۹] [۵۰]

← ذکر


در اینکه هر ذکری که در بردارنده ستایش خداوند متعال است، همچون تکبیر، تهلیل و تسبیح کفایت مى‌کند یا خصوص تسبیح (سبحان اللَّه) واجب است، اختلاف مى‌باشد؛ چنان که عنوان پیوند بنابر قول دوم، در کفایت مطلق تسبیح، یا وجوب تسبیح کبرى‌ (سُبْحانَ رَبىَ الأعلى‌ وَ بِحَمْدِهِ)، یا تخییر میان آن و سه بار تسبیح صغرى (سُبْحانَ اللَّهِ) و یا وجوب سه بار تسبیح کبرى‌، اختلاف است. در اینکه در تسبیح کبرى‌، آوردن «وَبِحَمْدِهِ» واجب است یا گفتن «سُبْحانَ رَبى الأعْلى‌» کفایت مى‌کند و افزودن آن استحباب دارد، اختلاف مى‌باشد. [۵۱] [۵۲] [۵۳] [۵۴]
البته در حال ضرورت، گفتن یک بار «سبحانَ اللَّه» کفایت مى‌کند. [۵۵]

← طمأنینه


واجب است بدن نماز گزار هنگام ذکر واجب سجده، آرام و بدون حرکت باشد. در وجوب طمأنینه هنگام گفتن ذکرهاى مستحب، اختلاف است؛ هر چند بر وجوب آن ادعاى اجماع شده است. [۵۶] [۵۷]
البته چنانچه استحباب ذکر، مطلق باشد- نه در خصوص نماز- آرام بودن بدن هنگام گفتن آن ذکر، واجب خواهد بود. [۵۸]
ترک عمدى طمأنینه در حال ذکرِ واجب، موجب بطلان نماز مى‌شود، بر خلاف ترک سهوى؛ لیکن در ترک سهوى چنانچه قبل از سر برداشتن از سجده متذکر شود، باید دوباره ذکر را با طمأنینه بگوید. [۵۹] [۶۰]
ظاهر کلام برخى قدما رکن بودن طمأنینه است. [۶۱]
لیکن به گفته برخى، مقصود از رکن بودن در کلام آنان، وجوب طمأنینه در قبال قول به عدم وجوب آن است، نه رکنى از ارکان نماز بودن، مانند رکوع که ترک آن مطلقا؛ از روى عمد یاسهو موجب بطلان نماز شود. [۶۲]
برخى گفته‌اند: اگر اصل سجود(مسماى آن) فاقد طمأنینه باشد، نماز باطل است؛ هرچند ترک آن از روى سهو باشد؛ اما اگر طمأنینه از روى سهو تنها در حال ذکر ترک شود نه در اصل (مسماى) سجود، نماز صحیح است. [۶۳] [۶۴]

← بقاى اعضا بر زمین تا پایان ذکر


بنابر این، چنانچه در حال ذکر و از روى عمد یکى از آنها را از زمین بردارد، نماز باطل مى‌شود و اگر از روى سهو باشد، باید آن عضو را بر زمین بگذارد و ذکر را دوباره بگوید. البته از زمین برداشتن اعضا جز پیشانى در غیر حال ذکر اشکال ندارد. [۶۵] [۶۶] [۶۷]

← نشستن و طمأنینه بین دو سجده


سر برداشتن از سجده نخست و راست نشستن با طمأنینه. ترک عمدى آن موجب بطلان نماز است. [۶۸] [۶۹]

سجده گاه

[ویرایش]

چیزى که بر آن سجده مى‌شود باید از جنس زمین باشد یا آنچه از زمین مى‌روید، به شرط آنکه خوردنی و پوشیدنی نباشد. بنابر این، در غیر حال ضرورت و تقیه سجده بر غیر زمین یا خوردنیها و پوشیدنیهاى روییده از زمین، صحیح نیست؛ [۷۰] [۷۱] [۷۲]

← پنبه و کتان


مگر پنبه و کتان که جواز سجده بر آن دو، اختلافى است و دیدگاه مشهور عدم صحت سجده بر آن دو است. قول مقابل مشهور، کراهت سجده بر آن دو است. [۷۳]

← کاغذ


فقها قائل به صحت سجده بر کاغذ شده‌اند؛ لیکن در اینکه سجده بر آن مطلقا صحیح است؛ هرچند از چیزى که سجده بر آن صحیح نیست ساخته شده باشد یا اینکه صحّت منوط به ساختن آن از گیاه است و یا علاوه بر آن، منوط به این است که گیاه خوردنى و پوشیدنى نباشد، در مسئله سه قول مطرح است. بنابر قول نخست، سجده بر کاغذ گرفته شده از غیر گیاه، همچون کاغذ تهیه شده از ابریشم صحیح است؛ لیکن بنابر قول دوم، صحیح نخواهد بود و لازم است مادّه کاغذ گیاه باشد؛ هرچند خوردنى یا پوشیدنى؛ مانند پنبه و کتان؛ اما بنابر قول سوم، سجده بر کاغذ گرفته شده از پنبه و کتان نیز صحیح نخواهد بود و تنها بر کاغذى صحیح است که مادّه آن گیاه غیر خوردنى و پوشیدنى باشد. [۷۴] [۷۵] [۷۶]

← استخراج شده از زمین


سجده بر آنچه از زمین استخراج شده، لیکن بر اثر استحاله و مانند آن، از مصداق زمین بودن خارج گشته، از قبیل معادن همچون طلا و نقره و قیر، صحیح نیست؛ لیکن در صحّت سجده بر بعضى مصادیق معدن به جهت اختلاف دیدگاهها در خروج آن از عنوان زمین، مانند سنگهای قیمتی نظیر عقیق و فیروزه، اختلاف است. دیدگاه مشهور عدم صحّت سجده بر چنین سنگهایى است؛ هرچند برخى قائل به صحت آن شده‌اند. [۷۷] [۷۸] [۷۹]

← زمین پخته شده


در اینکه زمین با پخته شدن، از مصداق زمین بودن خارج مى‌شود یا نه، اختلاف است. بنابر قول نخست، سجده بر سفال و آجر صحیح نخواهد بود؛ بر خلاف قول دوم که سجده بر آن محکوم به صحت است. [۸۰] [۸۱] [۸۲]
قول دوم به ظاهر کلمات مشهور متأخران نسبت داده شده است. [۸۳] [۸۴]
به قول مشهور، سجده بر سنگ آهک و نوره قبل از پخته شدن صحیح است. [۸۵]

← خاکستر


سجده بر خاکستر صحیح نیست؛ لیکن بر زغال اختلافى است؛ [۸۶] [۸۷] [۸۸]

← گیاهان داروئی


چنان که در صحّت سجده بر گیاهان دارویی اختلاف مى‌باشد. [۸۹] [۹۰] [۹۱]

← افضلیت سجده بر زمین


سجده بر زمین افضل از گیاه است؛ چنان که با فضلیت‌ترین زمینها تربت کربلا مى‌باشد. [۹۲]

← سجده بر ممنوعات در صورت اضطرار


اگر سجده بر آنچه سجده بر آن صحیح است امکان پذیر نباشد؛ خواه به جهت در دسترس نبودن یا تقیه و یا عوارضى دیگر، سجده بر آنچه ممنوع مى‌باشد، صحیح است. [۹۳]

←← تقدم لباس بر اشیاء دیگر


در این صورت با وجود لباس، لباس مقدم بر اشیاى دیگر است؛ لیکن در اینکه تقدم، شامل هر لباسى مى‌شود، هرچند از غیر پنبه یا کتان باشد یا آنکه اختصاص به لباس کتان و پنبه‌اى دارد، اختلاف است. بنابر قول دوم، در صورت در دسترس نبودن لباس کتان یا پنبه‌اى آیا سجده بر مطلق لباس مقدم بر دیگر اشیا است یا نه؟ اختلاف مى‌باشد.

←← تقدم یا عدم آن در نبود لباس


در صورت نبود مطلق لباس یا خصوص لباس کتان و پنبه‌اى- بنابر اختلاف دیدگاهها- آیا تمامى آنچه سجده بر آنها ممنوع است در عرض یکدیگر قرار دارند و هیچ یک بر دیگرى تقدم ندارد و در نتیجه سجده بر هر کدام از آنها صحیح است، یا آنکه‌ بعضى بر بعضى دیگر تقدم دارند؟ مسئله محل اختلاف است. بنابر قول دوم، در اینکه پشت دست بر دیگر اشیا مقدم است و در صورت عدم امکان آن، معادن مقدم است، یا نمازگزار میان سجده بر معدن و پشت دست مخیر است، یا آنکه پشت دست مقدم است و با عدم امکان سجده بر آن، تفاوتى میان معادن و سایر اشیا نیست و نمازگزار مى‌تواند بر هر کدام سجده کند، دیدگاهها متفاوت است. [۹۴] [۹۵] [۹۶]

← سجده بر ممنوع عمدا یا سهوا


اگر نمازگزار از روى عمد بر چیزى که سجده بر آن صحیح نیست سجده کند، نمازش باطل مى‌شود؛ لیکن چنانچه از روى سهو باشد، در صورتى که در حال سجده متذکر شود باید پیشانى خود را روى چیزى که سجده بر آن صحیح است قرار دهد؛ لیکن در اینکه واجب است سر خود را بدون آنکه آن را بردارد، بکشد و بر روى چیزى که سجده بر آن صحیح است بگذارد، یا اینکه مى‌تواند آن را بر دارد و دوباره بگذارد، اختلاف است. اگر پس از سر بر داشتن از سجده متذکر شود، نمازش صحیح است و نیازى به اعاده سجده نیست. [۹۷] [۹۸]

استقرار سجده گاه

[ویرایش]

سجده گاه باید استقرار داشته باشد؛ بدین معنا که پیشانى روى آن قرار گیرد و ثبات پیدا کند. بنابر این، سجده بر گل صحیح نیست. [۹۹]

ناتوانى از سجود

[ویرایش]

چنانچه نمازگزار از خم شدن کامل براى سجده ناتوان باشد، به اندازه توانایى خم مى‌شود و سجده گاه را بالا مى‌آورد و پیشانى را بر آن مى‌نهد؛ به گونه‌اى که پیشانى بر آن استقرار یابد. سایر اعضا را نیز در جاى خود قرار مى‌دهد. [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲]
برخى گفته‌اند: فرض این مسئله جایى است که امکان خم شدن به اندازه صدق عرفی سجود باشد؛ هرچند با مقدارى خم شدن و بالا آوردن محل سجده و نهادن پیشانى بر آن. [۱۰۳]
اگر نماز گزار هیچ نتواند خم شود، براى سجده با سر اشاره مى‌کند؛ بدین گونه که با پایین آوردن سر ذکر سجده را مى‌گوید و سپس سر را بلند مى‌کند و چنانچه از اشاره با سر نیز ناتوان باشد، به قول مشهور، با بستن و بازکردن چشم عمل سجده را انجام مى‌دهد.

← اقوال در صورت عدم امکان خم شدن


آیا در این فرض‌ (عدم امکان خم شدن) گذاشتن چیزى که سجده بر آن صحیح است، بر پیشانى واجب است یا نه؟ پنج قول وجود دارد:
۱. وجوب، بدون نیاز به اشاره با سر یا چشم.
۲. تخییر میان گذاشتن آن و اشاره کردن.
۳. وجوب هر دو.
۴. افضل بودن جمع بین هر دو.
۵. وجوب گذاشتن در صورت ناتوانى از اشاره. [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶]

مستحبات

[ویرایش]

۱. گفتن تکبیر هنگام رفتن از رکوع به سجده، پس از بلند شدن از سجده و هنگام رفتن براى سجده دوم.
۲. نهادن مرد، نخست دستها و زن، زانوها را بر زمین، هنگام رفتن به سجده پس از رکوع.
۳. بنابر مشهور، نهادن بینی بر چیزى که سجده بر آن صحیح است.
۴. روبه قبله قرار دادن انگشتان و چسبانیدن آنها- جز شصت- به هم و محاذى گوشها قرار دادن در حال سجده.
۵. نگاه کردن به نوک بینى در حال سجده.
۶. خواندن دعاى وارد شده قبل از ذکر سجده.
۷. تکرار ذکر سجده و ختم آن به عدد فرد، همچون سه، پنج و هفت و گفتن ذکر صلوات و طولانى کردن سجده.
۸. اختیار تسبیح کبرى‌ بر دیگر ذکرها.
۹. برابر قرار دادن محل پیشانى با محل دیگر اعضا.
۱۰. دعا کردن و درخواست حاجت، بویژه روزی حلال در حال سجده.
۱۱. نشستن به گونه تورّک پس از سجده.
۱۲. استغفار بین دو سجده هنگام نشستن و آرام گرفتن بدن.
۱۳. قرار دادن مرد آرنجها را همچون دو بال گشوده و چسباندن زن آنها را به پهلو و نیز چسباندن سایر اعضاى بدن.
۱۴. گذاشتن دستها بر روى رانها هنگام نشستن.
۱۵. به قول مشهور، نشستن بعد از سجده دومِ رکعت اول نماز دو رکعتى و سه رکعتى‌ و رکعت اول و سوم نماز چهار رکعتى.
۱۶. بلند کردن زانوها از زمین پیش از دستها هنگام برخاستن از سجده براى قیام.
۱۷. گفتن ذکر «بِحَولِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أقُومُ وَ أقْعُدُ» هنگام برخاستن جهت قیام. [۱۰۷] [۱۰۸]

مکروهات

[ویرایش]

۱. نشستن به گونه اقعاء.
۲. فوت کردن محل سجده.
۳. قرائت قرآن در سجده.
۴. بر نداشتن دستها از زمین هنگام نشستن بین دو سجده. [۱۰۹]

سجود براى غیر خدا

[ویرایش]

سجود براى غیر خداوند حرام است؛ خواه براى معصومان علیهم السّلام باشد یا اولیای الهی یا غیر ایشان. البته سجود نزد قبر معصومان علیهم السّلام براى خدا به قصد شکر گزارى بر توفیق یافتن به زیارت قبر ایشان جایز است. [۱۱۰] [۱۱۱]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، واژه «سجد» ص۲۲۳.    
۲. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، واژه «سجد» ج۳، ص۲۰۴.    
۳. حلی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، ج۱، ص۲۵۳.    
۴. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۲۹۶.    
۵. کاشف الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ج۳، ص۲۰۰.    
۶. عاملی، محمد بن مکی، ذکری‌ الشیعة فی أحکام الشریعة، ج۳، ص۴۶۵.    
۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۲۳-۱۲۴.    
۸. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۳۴۵.    
۹. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۵، ص۸۴.    
۱۰. سبزواری، عبدالاعلی، مهذب الأحکام فی بیان حلال و الحرام، ج۶، ص۴۱۶-۴۱۷.    
۱۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۲۷-۱۳۰.    
۱۲. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۵۴.    
۱۳. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۳۴۵-۳۴۶.    
۱۴. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۲۹۶-۲۹۷.    
۱۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۲۷-۱۳۰.    
۱۶. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۵۴.    
۱۷. طوسی، محمد بن حسن، الإقتصاد، ص۲۶۵-۲۶۶.    
۱۸. طوسی، ابن حمزه، الوسیلة، ص۱۰۰.    
۱۹. محقق کرکی، علی بن حسین، الجامع للشرائع، ص۸۳.    
۲۰. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۱، ص۱۱۹.    
۲۱. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۳، ص۳۱۶.    
۲۲. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۹، ص۷۳.    
۲۳. سبزواری، عبدالاعلی، مهذب الأحکام فی بیان حلال و الحرام، ج۸، ص۳۹۰-۳۹۲.    
۲۴. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۷، ص۵۸۴-۵۸۵.    
۲۵. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۸، ص۲۷۶.    
۲۶. شریف مرتضی، علی بن حسین، جمل العلم و العمل، ص۶۰.    
۲۷. حلی، این ادریس، السرائر، ج۱، ص۲۲۵.    
۲۸. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۸، ص۲۷۷-۲۷۸.    
۲۹. حسینی عاملی، جواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامه، ج۴، ص۷۸۰.
۳۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۴۲-۱۴۶.    
۳۱. صدوق، محمد بن علی، المقنع، ص۸۷.    
۳۲. حلی، ابن ادریس، السرائر، ج۱، ص۲۲۵.    
۳۳. عاملی، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۱، ص۱۸۰.    
۳۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۳۸-۱۴۱.    
۳۵. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۵، ص۱۲۰.    
۳۶. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۵، ص۱۲۸.    
۳۷. حلبی، ابوزهره، غنیة النزوع، ص۸۰.    
۳۸. حلبی، ابوصلاح، الکافی فی الفقه، ص۱۱۹.    
۳۹. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۴۱-۱۴۲.    
۴۰. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۶۱.    
۴۱. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۵، ص۱۲۶.    
۴۲. عاملی، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۱، ص۱۸۰.    
۴۳. محقق کرکی، علی بن حسین، رسائل، ج۱، ص۱۱۱.    
۴۴. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۸، ص۲۷۹.    
۴۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۴۷.    
۴۶. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۶۱.    
۴۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۴۸.    
۴۸. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۵۷.    
۴۹. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۵۰-۱۵۶.    
۵۰. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۳۵۱-۳۵۷.    
۵۱. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الأحکام، ج۳، ص۳۸۹-۳۹۳.    
۵۲. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الأحکام، ج۳، ص۴۰۹.    
۵۳. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۸۹-۹۰.    
۵۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۶۶.    
۵۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۹۷.    
۵۶. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۴۹۰.    
۵۷. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۱۴۳-۱۴۴.    
۵۸. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۴۹۰-۴۹۱.    
۵۹. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الأحکام، ج۳، ص۴۰۹.    
۶۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۷۷.    
۶۱. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۱، ص۳۵۹.    
۶۲. صیمری، مفلح، تلخیص الخلاف و خلاصة الاختلاف، ج۱، ص۱۲۳.    
۶۳. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۵، ص۱۵۸.    
۶۴. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۵، ص۹۴.    
۶۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۶۴.    
۶۶. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۵۶.    
۶۷. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۳۵۰-۳۵۱.    
۶۸. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۸، ص۲۹۰.    
۶۹. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۶۸-۱۶۹.    
۷۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۷، ص۲۴۵.    
۷۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۸، ص۴۱۱-۴۱۲.    
۷۲. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۱۲۹-۱۳۰.    
۷۳. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۷، ص۲۴۹.    
۷۴. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۷، ص۲۴۷-۲۴۹.    
۷۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۸، ص۴۳۰-۴۳۲.    
۷۶. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۱۳۴.    
۷۷. تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۴۳۵-۴۳۶.    
۷۸. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۸، ص۴۱۲.    
۷۹. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۱۳۹.    
۸۰. سبزواری، محمدباقر، ذخیرة المعاد فی شرح الارشاد، ج۲، ص۲۴۱.    
۸۱. حسینی عاملی، جواد، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامه، ج۶ ص۳۴۲-۳۴۵.
۸۲. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۱۴۸.    
۸۳. نراقی، احمد، مستندالشیعة، ج۵، ص۲۵۱.    
۸۴. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۷، ص۲۶۲.    
۸۵. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۴، ص۲۹۹-۳۰۰.    
۸۶. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۵، ص۲۵۲.    
۸۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۸، ص۴۱۶.    
۸۸. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۱۴۶.    
۸۹. عاملی جبعی، زین الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج۱، ص۵۵۶.    
۹۰. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۳۹۰.    
۹۱. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۱۵۲.    
۹۲. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۷، ص۲۵۹-۲۶۰.    
۹۳. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۷، ص۲۵۱.    
۹۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۸، ص۴۳۷-۴۴۳    
۹۵. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۳۹۴-۳۹۵.    
۹۶. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۱۶۷-۱۷۲.    
۹۷. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۶۳.    
۹۸. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۵، ص۱۳۵.    
۹۹. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۵.    
۱۰۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۶۵.    
۱۰۱. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۶۶.    
۱۰۲. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۳۸۰-۳۸۱.    
۱۰۳. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۵، ص۱۵۳-۱۵۴.    
۱۰۴. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۴۸۱-۴۸۳.    
۱۰۵. خویی، ابوالقاسم، مستند العروة (الصلاة)، ج۴، ص۲۲۱-۲۳۲.    
۱۰۶. سبزواری، عبدالاعلی، مهذب الأحکام فی بیان حلال و الحرام، ج۶، ص۲۲۹-۲۳۴.    
۱۰۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۶۹-۱۸۹.    
۱۰۸. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۷۳-۵۷۵.    
۱۰۹. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۷۵-۵۷۶.    
۱۱۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۲۴-۱۲۷.    
۱۱۱. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی‌، ج۲، ص۵۸۷.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۴، ص۴۰۰-۴۰۹.    


رده‌های این صفحه : سجده | فقه | نماز




جعبه‌ابزار