سلطان محمود غزنویذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سلطان محمود غزنوی در سال ۳۶۰ هجری قمری در «غزنین» یکی از شهرهای افغانستان که در دامنه سلسله کوههای سلیمان واقع شده است، به دنیا آمد او شصت و یک سال عمر کرد و در سال ۴۲۱ هجری قمری در همان بلاد وفات نمود.
[۱] اقبال آشتیانی عباس و دکتر عاقلی باقر، تاریخ ایران، نشر نامک، چاپ سعدی، نوبت چهارم، ۱۳۸۳، ص۲۳۱.



نسب شناسی

[ویرایش]

یکی از القاب معروف وی «غازی» است، که به جهت زادگاه وی او را بدین نام ملقب کردند. پدر محمود، ابومنصور ناصر الدوله «سبکتکین» نام داشت،
[۲] اقبال آشتیانی عباس و دکتر عاقلی باقر، تاریخ ایران، نشر نامک، چاپ سعدی، نوبت چهارم، ۱۳۸۳، ص۲۲۳.
که داماد «البتکین» است و مانند او از غلامان ترک نژاد بود. البتکین که اساس حقیقی دولت غزنوی از اوست، سبکتکین را در نیشابور از تجار برده فروش خریداری کرد و سپس او را به دامادی خود درآورد. در سال ۳۶۶ هجری سبکتکین جانشین البتکین گردید.
[۳] اقبال آشتیانی عباس و دکتر عاقلی باقر، تاریخ ایران، نشر نامک، چاپ سعدی، نوبت چهارم، ۱۳۸۳، ص۲۲۲.
سبکتکین به مدت نوزده سال سلطنت کرد.
[۴] اسدآبادی، سید جمال الدینt تاریخ ایران و تاریخ افغان، اعداد: سید هادی خسرو شاهی، چاپ الهادی، فم، بی تا، ص۶۹.


رسیدن به سلطنت

[ویرایش]

پدر سلطان محمود در سال ۳۸۷ در هنگام بازگشت از پایتخت خود (بلخ) به شهر غزنه، در راه فوت کرد و در این زمان محمود در خراسان به ادارۀ امور اشتغال داشت. وقتی جنازه سبکتکین به غزنه رسید، بنابر وصیت او، پسر کوچکش «اسماعیل»، حاکم گردید، لکن محمود این واقعه را نپسندید و با کمک عموی خود «بغراجق» و برادر دیگرش «نصر» به جنگ اسماعیل رفته و بر او ظفر یافت. و به این ترتیب به حکومت رسید.
[۵] تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۲۳.


اقدامات حکومتی

[ویرایش]

سلطان محمود پس از رسیدن به قدرت، سرداران معروف دولت سامانی را مغلوب کرد، سیستان را از «احمد صفاری» گرفت، سپس چون مردم خوارزم بر ابوالعباس مامون که داماد محمود بود شوریدند و او را کشتند به آنجا لشکر کشید و آن جا را فتح کرد.
[۶] قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، نشر آرون، چاپ حیدری، نوبت سوم، ۱۳۸۱، تهران، ص۴۸۱.

مردم سیستان که از جنایات «خلف بن احمد» به ستوه آمده بودند از سلطان محمود تقاضای کمک کردند و او هم که مترصد چنین فرصتی بود، به آنجا حمله کرده و خلف را در قلعه طاق سیستان محاصره کرد. خلف پس از چهار ماه مقاومت تسلیم شد و سیستان در ماه صفر سال ۳۹۳ به تصرف محمود درآمد.
[۷] تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۲۵.

و اما در مورد خوارزم که همان سرزمین «خبوه» است که در ماوراء النهر قرار دارد، سلطان محمود به بهانه انتقام خون ابوالعباس مامون بن محمد صاحب جرجانیه و نجات خواهر خویش که در تزویج فرزند ابوالعباس بود به آن منطقه حمله کرد و پس از جنگ در محل هزار اسب در نزدیکی جرجانیه سپاهیان خوارزمشاه را شکست سختی داد و در تاریخ پنجم صفر المظفر سال ۴۰۸ وارد آن ناحیه شد.
[۸] تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۲۷.


دین و مذهب

[ویرایش]

سلطان محمود در مذهب حنفی تعصب شدیدی داشت و به شدت اسماعیلیان و شیعیان را قتل عام می‌کرد، وی مردی آزمند و ثروت طلب بود و در جنگ‌های خود به غارت ثروتهای کشورها می‌پرداخت.
[۹] تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۳۲.

او لشکرکشی‌های متعددی به هندوستان کرد و معابد و بت خانه‌های آنها را غارت نمود. همچنین به شهر «سومنات» که شهری معروف در کنارۀ غربی هند است حمله کرده و معبد بزرگ آن شهر را ویران ساخت.
[۱۰] قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، نشر آرون، چاپ حیدری، نوبت سوم، ۱۳۸۱، تهران، ص۴۸۱.
هر چند این نکته قابل ذکر است که برخی از مناطق هند برای اولین بار به دست یک فرد مسلمان فتح می‌شد.
سلطان محمود از سال ۳۹۲ تا ۴۱۶ هجری قمری چند مرتبه به نقاط مختلف هندوستان لشکرکشی کرد و در این ۲۴ سال ظاهرا به نیت جهاد با کفار هند و باطنا برای غارت سرمایه‌های آنان به جنگ پرداخته است. از آنجا که حمله به هند پس از سال پنجم جلوس وی بوده لذا تاریخ شروع سلطنت وی همان سال ۳۸۷ هجری قمری می‌باشد.
[۱۱] تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۲۷.


ادب و هنر

[ویرایش]

سلطان محمود نسبت به شعراء توجه خاصی داشت و در حضور خود مجالسی از آنها ترتیب می‌داد و می‌گویند که در دربار او چهار صد شاعر رفت و آمد داشته است.
[۱۲] قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، نشر آرون، چاپ حیدری، نوبت سوم، ۱۳۸۱، تهران، ص۴۸۱.

وی در سال ۴۲۰ هجری وارد ری شد و خزائن گرانبهای آنجا را به تصرف خود درآورد و کتابخانه بزرگ مجدالدوله را به عنوان اینکه از کتب ضاله نجوم و حکمت است به آتش کشید و دولت دیالمه ری را منقرض ساخت.
[۱۳] تاریخ ایران پس ار اسلام، ص۲۳۰.


مرگ

[ویرایش]

سلطان محمود در اواخر عمر به مرض سل مبتلا شد و روز به روز نحیف تر گردید. در سفر ری مرض وی شدت یافت و با این حال به خراسان آمد و در «بلخ»، مقیم شد و سپس در بهار سال ۴۲۱ به «غزنین» آمد و پس از چند روز ۲۳ ربیع الاول ۴۲۱، پس از ۶۱ سال زندگی فوت کرد.
[۱۴] تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۳۱.
بعد از مرگ وی پسرش «مسعود» بر عریکه قدرت تکیه زد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اقبال آشتیانی عباس و دکتر عاقلی باقر، تاریخ ایران، نشر نامک، چاپ سعدی، نوبت چهارم، ۱۳۸۳، ص۲۳۱.
۲. اقبال آشتیانی عباس و دکتر عاقلی باقر، تاریخ ایران، نشر نامک، چاپ سعدی، نوبت چهارم، ۱۳۸۳، ص۲۲۳.
۳. اقبال آشتیانی عباس و دکتر عاقلی باقر، تاریخ ایران، نشر نامک، چاپ سعدی، نوبت چهارم، ۱۳۸۳، ص۲۲۲.
۴. اسدآبادی، سید جمال الدینt تاریخ ایران و تاریخ افغان، اعداد: سید هادی خسرو شاهی، چاپ الهادی، فم، بی تا، ص۶۹.
۵. تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۲۳.
۶. قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، نشر آرون، چاپ حیدری، نوبت سوم، ۱۳۸۱، تهران، ص۴۸۱.
۷. تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۲۵.
۸. تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۲۷.
۹. تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۳۲.
۱۰. قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، نشر آرون، چاپ حیدری، نوبت سوم، ۱۳۸۱، تهران، ص۴۸۱.
۱۱. تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۲۷.
۱۲. قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، نشر آرون، چاپ حیدری، نوبت سوم، ۱۳۸۱، تهران، ص۴۸۱.
۱۳. تاریخ ایران پس ار اسلام، ص۲۳۰.
۱۴. تاریخ ایران پس از اسلام، ص۲۳۱.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «سلطان محمود غزنوی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۱/۲۱    






جعبه‌ابزار