شهید ثانیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



این عالم سترگ شیعه، در دهکده «جبع»، از توابع جبل عامل، در سیزده شوال، پا به عرصه هستی نهاد. وی در نه سالگی قرآن مجید را ختم کرد. سپس قسمتی از ادبیات عرب و فقه را نزد پدر دانشمندش، نورالدین علی، آموخت. در سال ۹۲۵ ق، در چهارده سالگی، به قریه «میسِ» جبل عامل رفت. هشت سال نزد شیخ عبدالعالی میسی کتابهای شرایع محقق حلی، ارشاد علامه حلی و قواعد شهید اول را خواند. در اواخر سال ۹۳۳ به دهکده «کرک نوح» رفت و از محضر سید بدرالدین حسن بن جعفر اعرجی (مؤلف کتاب محجه البیضاء) کتاب قواعد ابن میثم بحرانی و تهذیب را خواند. در سال ۹۳۷ ق به دمشق رفت و از محضر فیلسوف شمس الدین محمد بن مکی استفاده نمود.


سفرهای علمی[ویرایش]

او بـه منظور ادامه تحصیلات علمی، مسافرتهای متعددی به نقاط مختلف جهان اسلام آغاز نمود، یـعـنی آنگاه كه چندی در میس اقامت گزید، به كرك نوح رفت و نحو و اصول فقه را نزد سید جعفر کرکی، نویسنده كتاب المحجه البیضا فراگرفت، و در سال ۹۳۴ ه ق مجددا به جـبع بازگشت و تا سال ۹۳۷ ه ق در آنجاسرگرم مطالعه و تحقیق و مذاكرات علمی شد در هـمـین سال به دمشق مسافرت كردو قریب یك سال و اندی در آنجا به تحصیلات خود ادامه داد و نزد شیخ محمد بن مکی حکیم و فیلسوف بزرگوار، پاره ای از كتب طب و حكمت و هیات را قـرائت نـمـود و در مـحـضـر درس شیخ احمد جابر شركت جست و كتاب شاطبیه را كه در علم قرائت و تجوید است، بر او خواند.
او بـه سـال ۹۳۸ هـ ق دوبـاره به جبع بازگشت، ولی نتوانست توقف خود را كه موجب توقف علمی او می شد، چندان ادامه دهد، لذا مجددا آهنگ دمشق نمود تا ازآنجا به مصر برود البته مدتی كوتاه در دمشق درنـگ كـرد و كـتـاب صحیح مسلم و صحیح بخاری را در مدرسه سـلـیـمـیه نزد شمس الدین طولون قرائت كرد وسپس در نیمه ربیع الاول ۹۴۲ ه ق به صـوب مصر حركت نمود مدت مسافرت او از دمشق به مصر، حدود یك ماه به طول انجامید و در میان راه كرامات و خوارق عاداتی از وی مشاهده شد كه شاگردش ابن العودی آنها را بازگو كرده است در مصر نزدشانزده استاد برجسته و دانشمند به اندوختن ذخایر علمی در علوم عربی، اصول فقه،هندسه، معانی، بیان، عروض، منطق، تفسیر و سایر علوم دیگر سرگرم شد.
پـس از آن بـه صوب روم شرقی عزم سفر كرد و در هفدهم ربیع الاول ۹۴۹ ه ق از طریق دمشق و حلب وارد قسطنطنیه گردید این دانشمند بلند همت و سخت كوش به گوشه ای پناهنده گشت و در طی مـدت هیجده روز دست اندر كار نگارش رساله ای شد كه راجع به ده علم بود ده مبحث جالب آن را در آن رساله تحریر كرد و آن را نزد قاضی عسکر محمد بن محمد بن قاضی زاده رومی كـه خـود از دانشمندان برجسته آن دیار به شمار می رفت، فرستاد پس از ملاقات او با شهید ثانی، مـیـان آن دو در در مسائل مختلف مباحثات و مذاكرات علمی صورت گرفت و نوشته های شهید ثـانـی و نـیزمذاكرات علمی او، قاضی رومی را بر آن داشت كه صورت برنامه ای كه حاوی وظائف مـدارسی بود در اختیار او قرار داده و به او پیشنهاد كرد كه در انتخاب مدرسه دلخواه خود مختار اسـت و مـی تـواند افاضات علمی و تدریسی خود را در هرمدرسه ای كه مطابق سلیقه اوست اجرا نـمـایـد، و در ضـمـن با اصرار از او درخواست می كرد كه در شام یا حلب به انجام وظیفه تدریس بپردازد شهید ثانی پس از استخاره،اقامت در مدرسه نوریه واقع در بعلبك را انتخاب كرد و از سوی قاضی مزبور، اداره امور این مدرسه به وی، واگذار شد.
مدت توقف شهید ثانی در قسطنطنیه چهار ماه به طول انجامید و طبق معمول كه لحظه ای را به هـدر نـمـی داد، در طـول ایـن مـدت كـوتـاه با سید عبدالرحیم عباسی،نویسنده كتاب معاهد الـتـنصیص آشنایی پیدا كرد و با او مجالست و آمد و شد آغازنمود و از محضرش از لحاظ علمی استفاضه می كرد.
در یـازدهم رجب از طریق عراق به جبع بازگشت و در مسیر بازگشت خود به زیارت مراقد ائمه اطهار (ع) تـشـرف حاصل نمود و این مراجعت با نیمه صفر ۹۵۳ ه ق همزمان بود او سرانجام در بعلبک اقامت گزید.

شهرت علمی[ویرایش]

او پس از اقامت در بعلبک، در سایه شهرت علمی، مرجعیت یافت ودانشمندان فرزانه و فضلای آن دیـار، از دوردسـت ترین بلاد برای استفاضه علمی به محضر او روی می آوردند و از بركات علمی و اخـلاقـی او بـهره كافی می گرفتند وی دراین شهر، تدریس جامعی را آغاز كرد، به این معنی كه چـون نـسبت به مذاهب پنج گانه مذهب جعفری، حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی از لحاظ آگاهی علمی كـامـلا مـحیط و مسلطبود، بر اساس تمام این مذاهب پنجگانه تدریس می نمود و در حقیقت فقه مقارن وعقائد تطبیقی را تدریس می كرد و چنانكه سلف صالح او، یعنی شیخ طوسی (قدس سره) برای نخستین بار كتابی در زمینه فقه تطبیقی و حقوق تطبیقی اسلام تالیف كرده بود، شهید ثانی برای نخستین بار تدریس فقه تطبیقی را در شهر بعلبک بنیاد نهاد توده مردم نیز بر حسب مذهب خود، پاسخ استفتاآت خویش را از محضر او دریافت می كردند.

استادان[ویرایش]

۱ ـ پدر او، احمد عاملی جبعی (م ۹۲۵ ه ق) در میس.
۲ ـ شیخ علی بن عبدالعالی میسی (م ۹۳۸ ه ق) در میس.
۳ ـ شیخ محمد بن مکی حكیم و فیلسوف، در دمشق.
۴ ـ سید حسن بن جعفر کرکی، در كرك نوح.
۵ ـ شیخ احمد بن جابر، در دمشق.
۶ ـ شمس الدین طولون دمشقی حنفی، در دمشق.
۷ ـ شیخ ابوالحسن بکری.
۸ ـ شیخ شمس الدین ابواللطیف مقدسی، در بیت المقدس.
۹ ـ سید عبدالرحیم عباسی، در قسطنطنیه.
۱۰ ـ ملا حسن جرجانی.
۱۱ ـ ملا محمد استرآبادی.
۱۲ ـ ملا محمد علی گیلانی.
۱۳ ـ شهاب الدین بن نجار حنبلی.
۱۴ ـ زین الدین حری مالکی.
۱۵ ـ شیخ ناصر الدین طلاوی کفعمی.

شاگردان[ویرایش]

سید نورالدین علی بن حسین موسوی عاملی،
سید علی حسینی جزینی عاملی،
شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی،
علی بن زهره جبعی،
سید نورالدین کرکی،
شیخ عبدالنبی بن علی،
بهاءالدین محمد بن علی عودی جزینی.

آثار[ویرایش]

آثـار شـنـاخـتـه شـده ایـن عـالم بزرگوار و فقیه عالیقدر را بر حسب ترتیب موضوعی در زیر یاد می كنیم:

← كتب و رسالات فقهی
۱ ـ روض الجنان فی شرح ارشاد الاذهان، كه ظاهرا نخستین اثر علمی این بزرگوار است كه به تاریخ جمعه ۲۵ ذی القعده ۹۴۹ تالیف كرده است.
۲ ـ مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام كه تاریخ پایان كتاب دیات آن ۲ربیع الاول ۹۶۴ است. (در حق این كتاب گفته اند:لولا كتاب مسالك الافهامما اتضحت طریق شرائع الاسلام .كلا ولا كشف الحجاب مؤلفعـن مـشـكـلات غوامض الاحكام .)
۳ ـ الفوائد العملیه فی شرح النفلیه.
۴ ـ المقاصد العلیه فی شرح الالفیه، در ۱۹ ربیع الاول ۹۵۰.
۵ ـ نتایج الافکار فی حکم المقیمین فی الاسفار، در دوشنبه ۲۷ رمضان ۹۵۰.
۶ ـ رساله فی ارث الزوجه من العقار.
۷ ـ رساله فی احکام الحیوه، در سه شنبه ۲۵ ذی الحجه ۹۵۶.
۸ ـ رساله فی وجوب صلوه الجمعه.
۹ ـ رساله فی الحث علی صلوه الجمعه، این رساله، به جز رساله قبلی می باشد.
۱۰ ـ رساله فی تحریم طلاق الحائض الحامل المدخول بها، الحاضر زوجها.
۱۱ ـ رساله فی حكم طلاق الحائض الغائب عنها زوجها.
۱۲ ـ رساله فی تحقیق النیه.
۱۳ ـ مناسك الحج الكبیر.
۱۴ ـ مناسك الحج الصغیر.
۱۵ ـ رساله فی عدم جواز تقلید المیت.
۱۶ ـ الفتاوی المختصره، غالبا در مسائل مربوط به عبادات است.
۱۷ ـ رساله فی انفعال ما البئر.
۱۸ ـ رساله فیما اذا احدث المجنب حدثا صغیرا فی اثنا الغسل.
۱۹ ـ رساله فیما اذا تیقن الحدث و الطهاره و شك فی السابق منهما.
۲۰ ـ المسائل النجفیه (كه هنگام بازگشت از استانبول (قسطنطنیه) به نجف، به آنها پاسخ نوشته است).
۲۱ ـ مسائل جبل عامل، كه پس از مراجعت از مکه در جبل عامل پاسخ آنها رانگاشته است.
۲۲ ـ رساله فی عدم قبول الصلوه الا بالولایه.
۲۳ ـ الـرسـالـه الاسـطنبولیه فی الواجبات العینیه كه هم در فقه و واجبات علمی وهم در مسائل اعتقادی است، در ۱۲ صفر ۹۵۲ ه ق.
۲۴ ـ الروضة البهیه فی شرح اللمعة الدمشقیه، كه آن را در مدت ۶ ماه و ۶ روز، یا۱۵ ماه تالیف كرده است.
۲۵ ـ حاشیه المختصر النافع.
۲۶ ـ حاشیه ارشاد الاذهان.
۲۷ ـ حاشیه قواعد الاحکام.
۲۸ ـ حاشیه شرایع الاسلام.

← كتب درایه
۲۹ ـ البدایه فی علم الدرایه شهید ثانی در این علم شاید نخستین دانشمندشیعی باشد كه دست اندر كار تالیف مهم در این رشته باشد.
۳۰ ـ شرح البدایه فی علم الدرایه.

← كتب اصول فقه
تمهید القواعد الاصولیه لتفریع الاحکام الشرعیه این كتاب دارای ۱۰۰ قاعده اصولی و ۱۰۰ قاعده ادبی است كه در اول محرم ۹۵۸ ه ق تالیف كرده است.

← كتب مربوط به حدیث
۳۲ ـ غنیه القاصدین فی اصطلاحات المحدثین.
۳۳ ـ شرح حدیث الدنیا مزرعه الاخره.
۳۴ ـ كتاب فی الاحادیث مرحوم شیخ حر عاملی گوید: حدود هزار حدیث به خط شهید ثانی دیدم كه از مشیخه حسن بن محبوب انتخاب كرده بود.

← كتب ادعیه
۳۵ ـ رساله فی الادعیه.
۳۶ ـ رساله فی آداب الجمعه.

← كلام
۳۷ ـ حقائق الایمان یا تحقیق الاسلام و الایمان در شب دوشنبه، هشتم ذی القعده ۹۵۴ ه ق.

← تفسیر
۳۸ ـ رساله فی شرح بسمله.

← نحو
۳۹ ـ منظومه فی النحو.
۴۰ ـ شرح المنظومه فی النحو.

← اخلاق و عرفان دینی
۴۱ ـ منار القاصدین فی اسرار معالم الدین، در تعلیم و تربیت و اخلاق وعرفان.
۴۲ ـ منیة المرید فی ادب المفید و المستفید
۴۳ ـ مسکن الفؤاد عند فقد الاحبة و الاولاد (آرام بخش دل به هنگام از دست دادن دوستان و فرزندان)
۴۴ ـ تلخیص مسكن الفؤاد.
۴۵ ـ كشف الریبه عن احكام الغیبه.
۴۶ ـ التنبیهات العلیه علی وظائف الصلوه الغیبیه، یا اسرار الصلوه كه دراسرار عرفانی و نكات و آداب درونی و باطنی نماز می باشد و با استمداد از احادیث در ۹ ذی الحجه ۹۵۱ تحریر شده است.

شهادت[ویرایش]

دو نـفـر از مردم جبع برای مرافعه و محاكمه به شهید ثانی مراجعه كردند او نیزطبق موازین دینی و ضوابط شرعی، دعوی را فیصله داد طبیعی است در مرافعات، هردو طرف منتفع نیستند، نـتـیجه به نفع یكی از طرفین و به ضرر دیگری فیصله یافت شخص محكوم از این داوری به خشم آمد و نزد قاضی صیدا رفت و از او سعایت كرد كه شهید ثانی رافضی و شیعه است قاضی جریان را بـه سـلـطـان سـلـیـم اطـلاع داد ازطرف او برای دستگیر كردن شهید، شخصی مامور شد در پـی گیری این ماموریت اووارد جبع شد، از مردم شهر سراغ شهید را می گرفت، به او گفتند كه در شهر نیست.
شـهـید ثانی اصولا به علت محیط ناسالم و جو آلوده مردم زمان، غالبا عزلت اختیار می كرد و فقط برای اقامه نماز صبح به مسجد می رفت و اكثر اوقات با حالتی آمیخته به بیم و هراس به سر می برد و خـویـشـتـن را از منافقان پنهان می كرد و غالبا به تنهایی سرگرم تحقیق و مطالعه و تالیف بود هـمزمان با ورود مامور كذایی، استاد درانگورستان خود سرگرم تالیف كتاب بوده است این مامور موفق به دستگیری او نشد،چون به خاطر شهید گذشت كه به سفر حج برود مقدمات سفر مکه را آماده ساخت ودر محملی كه با روپوش بود نشست تا كسی او را نبیند و نشناسد.
قـاضی صیدا به سلطان روم (عثمانی) نامه ای نوشت كه در بلاد شام (سوریه) مردی عالم زندگی می كند كه بدعت گزار و بیرون از مذاهب چهارگانه اهل سنت ودست اندر كار نشر و تبلیغ عقائد خـود می باشد سلطان سلیم شخصی به نام رستم پاشا را كه وزیر او بود، برای دستگیری شهید مامور ساخت و گفت باید او را زنده دستگیر كنی تا با دانشمندان استانبول (قسطنطنیه) مباحثه كند و از عقائد او تفتیش شود تا سرانجام از مذهب و آئین او مطلع گردند رستم پاشا به جبع آمد و از شـهیدپرس و جو كرد به او گفتند كه به سفر حج رفته است این مامور در اثنا راه مکه به شهید ثانی رسید و او را دستگیر كرد شهید ثانی به او گفت: به من مهلت ده تا سفر حج را به انجام رسانم و من فرار نمی كنم و مناسك حج را زیر نظر و مراقبت تو انجام می دهم پس از انجام مناسك به هر صورتی كه دلخواه توست با من عمل كن.
رسـتم پاشا راضی شد كه شهید ثانی مراسم حج را برگزار كند و پس از پایان مراسم حج، شهید را بـه روم (عـثـمـانـی) بـرد آنگاه كه او را وارد كشور عثمانی نمود، درراه به شخصی برخوردند آن شخص از مامور سؤال كرد كه این مرد كیست؟
گفت ازدانشمندان شیعه امامیه است كه بر حسب ماموریت او را نزد سلطان می برم آن شخص گفت: تو درباره این مرد در اثنا راه كوتاهی كرده و او را آزار رسـانـده ای،مـمـكـن اسـت در حضور سلطان از تو شكایت كند و دوستان و یاران او نیز به حـمـایـت ودفاع از وی برخیزند و برای تو موجبات ناراحتی و احیانا قتل فراهم كنند صلاح دراین است كه در همین جا سرش را از بدن جدا كنی و سر بریده او را نزد سلطان ببری این مرد فرومایه و پـسـت فـطـرت در كنار دریا استاد بزرگوار را شهید كرد آنگاه سربریده او را حضور سلطان آورد سلطان بر او برآشفت و سخت او را مورد توبیخ قرارداد و به وی گفت: من تو را مامور ساخته بودم كه او را زنده بیاوری، بنابراین به چه مجوزی او را كشتی؟
سـیـد عبدالرحیم عباسی كه با شهید ثانی سابقه دوستی و آشنایی داشت، با دیدن سر بریده شهید ثانی سخت متاثر گردید و سعی كرد تا سلطان را وادارد كه این مردپلید را به قصاص خود برساند بالاخره مساعی او مؤثر واقع شد و رستم پاشا به جرم این جرم بزرگ، محكوم به مرگ گردید.
مـدت سه روز جسد او بر روی زمین ماند و كسی او را دفن نكرد سرانجام جسد شریف او را به دریا افـكـندند خدای متعال غریق رحمتش فرماید و با امامان معصوم (ع) محشور فرماید كه در تحقق آرمانشان، خویشتن را قربانی ساخت وطعمه ماهیان دریا گردید. [۱]


پانویس[ویرایش]
 
۱. معجم رجال الحدیث، ج ۷، ص ۳۷۲ تا ۳۷۷ .



منبع[ویرایش]
پایگاه اندیشه قم تاریخ بازیابی ۱۳۹۴/۱۱/۱۱    








جعبه‌ابزار