شیخ‌بهاءالدین‌زکریا ملتانی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بهاءالدین زکریا (مشهور به بهاءالحق)، عارف قرن ششم و هفتم، از مریدان شیخ شهاب الدین سهروردی و مروج طریقت سهروردیّه در هند است.

فهرست مندرجات

۱ - کنیه و لقب
۲ - زمان و محل تولد
۳ - آموختن قرآن و حدیث
۴ - جانشینی استاد
۵ - بازگشت به ملتان
       ۵.۱ - پیغام مشایخ ملتان
       ۵.۲ - پاسخ بهاءالدین
۶ - گسترش دین اسلام
       ۶.۱ - تبلیغ اسلام
۷ - مریدان
       ۷.۱ - فخرالدین عراقی
       ۷.۲ - میرحسینی هروی
       ۷.۳ - دیگر مریدان
۸ - تاثیر بر سیاست
       ۸.۱ - عنوان شیخ الاسلامی
       ۸.۲ - رفع حمله مغول
۹ - کشاورزی و تجارت
       ۹.۱ - احداث چاه و صدور محصولات
       ۹.۲ - تجارت با روم و چین
       ۹.۳ - مرکز خیریه
۱۰ - تفاوت با سلسه چشتیه
       ۱۰.۱ - پرهیز از ازدحام
       ۱۰.۲ - توانگری
       ۱۰.۳ - روزه مستحبی
       ۱۰.۴ - ممنوعیت سجده
       ۱۰.۵ - توصیه به شریعت
       ۱۰.۶ - دوستی با حکام
۱۱ - شرح حال و کرامات
۱۲ - تاریخ درگذشت
۱۳ - آرامگاه
       ۱۳.۱ - محل زائران
       ۱۳.۲ - اشعار روی دیوار
۱۴ - آثار
       ۱۴.۱ - رسالة الاوراد
       ۱۴.۲ - رساله بهاءالدین
       ۱۴.۳ - شروط اربعین
       ۱۴.۴ - اشعار
۱۵ - فهرست منابع
۱۶ - پانویس
۱۷ - منبع

کنیه و لقب

[ویرایش]

کنیه وی ابومحمد و لقبش بهاءالدین القریشی الاسدی است.

زمان و محل تولد

[ویرایش]

جدّ قریشی او، از مکه معظمه به خوارزم و سپس به مُلتان رفت.
بهاءالدین در کوت کَرُور (نزدیک ملتان) به دنیا آمد.
[۱] محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۴، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
[۲] داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، ج۱، ص۱۱۴، کانپور ۱۳۱۸.
[۳] رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۳۲، لکهنو ۱۹۱۴.

تاریخ ولادتش را غالباً ۵۶۶
[۴] داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، ج۱، ص۱۱۵، کانپور ۱۳۱۸.
[۵] عبدالحی حسنی، نزهه الخواطر و بهجه المسامع و النواظر، ج۱، ص۱۲۰، حیدرآباد دکن ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
[۶] عالم فقری، تذکره اولیائی پاکستان، ج۱، ص۶۹، لاهور ۱۳۰۷/۱۹۸۷.
و بعضاً ۵۷۸ نوشته‌اند.
[۷] محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۴، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
[۸] غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۱۹، کانپور ۱۳۳۲.


آموختن قرآن و حدیث

[ویرایش]

بهاءالدین پس از آن‌که در زادگاهش قرآن را آموخت، برای ادامه تحصیل به خراسان رفت و مدت پانزده سال نیز در آن‌جا به تدریس پرداخت، سپس به بخارا ، مکه و مدینه رفت.
در مدینه علم حدیث آموخت و اجازه روایت یافت و بعد از آن به بیت المقدس رفت و مقابر انبیا علیهم‌السلام را زیارت نمود و از آن‌جا راهی بغداد شد و به جمع مریدان شیخ شهاب الدین سهروردی پیوست.

جانشینی استاد

[ویرایش]

سهروردی پس از هفده روز تعلیم، او را خلیفه خود معرفی کرد و در برابر اعتراض مریدانش گفت که بهاءالدین به منزله هیزم خشک بود و آتش در هیزم خشک بهتر اثر می‌کند.

بازگشت به ملتان

[ویرایش]

پس از آن، بهاءالدین به دستور سهروردی به ملتان بازگشت.
[۹] حسن دهلوی، فوائدالفواد، ج۱، ص۴۳، لکهنو ۱۳۰۲.
[۱۰] عبدالرشید، تذکره شعرای پنجاب، ج۱، ص۹۰، لاهور ۱۹۸۱.
[۱۱] غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۱۹ـ۲۰، کانپور ۱۳۳۲.
[۱۲] محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۴ـ ۴۰۵، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.


← پیغام مشایخ ملتان


مشایخ سایر فِرق در ملتان برای او کاس‌های مملو از شیر فرستادند، کنایه از این‌که در این دیار گنجایش شیخ دیگری نیست.

← پاسخ بهاءالدین


بهاءالدین معنای هدیه را فهمید و گُلی بر کاسه نهاد و آن را بازپس فرستاد، یعنی که در این شهر جای او همچون گُل بر سر خواهد بود.
[۱۳] غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۲۰ـ۲۱، کانپور ۱۳۳۲.
[۱۴] رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۳۲، لکهنو ۱۹۱۴.
[۱۵] عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی، اخبارالاخیار فی اسرارالابرار، ج۱، ص۲۶، دهلی، ۱۱۱۱.


گسترش دین اسلام

[ویرایش]

او برای مقیمان و مسافران در ملتان خانقاهی بزرگ و باشکوه ساخت و در آن‌جا به مدت نیم قرن به تربیت مریدان پرداخت.
در این مدت با ارشاد او بسیاری از مردم هند به دین اسلام مشرف شدند
[۱۶] داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، ج۱، ص۱۱۵، کانپور ۱۳۱۸.
[۱۷] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
[۱۸] د، اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه.


← تبلیغ اسلام


بهاءالدین بسیاری از مریدانش را برای تبلیغ دین اسلام به سند و دهلی و افغانستان فرستاد و ایشان هر سال فعالیت‌های خود را به او گزارش می‌دادند.

مریدان

[ویرایش]

بدین ترتیب، طریقت سهروردیه در سند و پنجاب گسترش یافت و وی مریدانی از هرات و بخارا به خود جذب کرد.
[۱۹] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۳۷، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
[۲۰] د، اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه.


← فخرالدین عراقی


از جمله مریدان او، دامادش، فخرالدین عراقی • است که در مدح و رثای بهاءالدین اشعار بسیاری سروده است.
[۲۱] ابراهیم بن بزرگمهر عراقی، کلیات، ج۱، ص۷۵، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۶۸ ش.
[۲۲] ابراهیم بن بزرگمهر عراقی، کلیات، ج۱، ص۱۱۴، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۶۸ ش.
[۲۳] غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۱، ص۳۲، کانپور ۱۳۳۲.


← میرحسینی هروی


از دیگر مریدان او، میرحسینی هروی است که در کنزالرموز، شیخ بهاءالدین و فرزند و جانشین او، صدرالدین • عارف، را ستوده است.
[۲۴] عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۰۵، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش.
[۲۵] امیرحسین بن امیر عالم حسینی هروی، مثنوی‌های عرفانی امیر حسینی هروی: کنز الرموز، ج۱، ص۲۳ـ۲۴، زادالمسافرین، سی نامه، چاپ محمد ترابی، تهران ۱۳۷۱ ش.
[۲۶] محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۶، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.

البته برخی منابع
[۲۷] محمد اختر چیمه، «شمّ‌های از احوال و آثار امیر حسینی هروی»، ج۱، ص۷۰، معارف، دوره ۱۴، ش ۱ (فروردین ـ تیر ۱۳۷۶).
او را مرید رکن الدین عالم، نواده بهاءالدین، دانسته‌اند.

← دیگر مریدان


شیخ عثمان مرندی معروف به لعل شهباز قلندر، سیدجلال الدین بخاری ـ که طریقه جلالیه بدو منسوب است ـ و حسن افغان (متوفی ۶۸۹) که به دستور بهاءالدین، مأمور تبلیغ در میان افاغنه شد از دیگر مریدان او بودند.
[۲۸] غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۳۴ـ۳۵، کانپور ۱۳۳۲.
[۲۹] غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۴۶، کانپور ۱۳۳۲.
[۳۰] محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۵، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
[۳۱] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
[۳۲] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۷۰ـ ۷۱، راولپندی ۱۳۵۳ ش.


تاثیر بر سیاست

[ویرایش]

بهاءالدین بر سیاست آن روز هند نیز تأثیر بسیاری نهاد.

← عنوان شیخ الاسلامی


او ایلتُتْمِش (۶۰۷ـ۶۳۳) را در تحکیم حکومتش در ملتان یاری کرد و عنوان افتخاری شیخ الاسلام از او گرفت.

← رفع حمله مغول


همچنین در ۶۴۴ که مغولان ، ملتان را محاصره کردند و حاکم هرات نیز به آن‌ها پیوست، بهاءالدین مبلغ صدهزار دینار به مهاجمان داد و آنان را واداشت تا از محاصره شهر دست بردارند.
[۳۳] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.


کشاورزی و تجارت

[ویرایش]

بهاءالدین به کشاورزی و تجارت نیز اهتمام می‌ورزید.

← احداث چاه و صدور محصولات


برخی از نواحی ملتان را با احداث چاه و قنات آباد کرد و به کمک مریدان خود از راه‌های زمینی و دریایی محصولات کشور را به ممالک دیگر صادر می‌کرد.

← تجارت با روم و چین


او تجارت را بدان حد توسعه داد که کشتی‌های تجاریش به عربستان ، روم و چین می‌رفتند و عده زیادی از این راه امرار معاش می‌کردند.

← مرکز خیریه


او همچنین مرکز خیریّه‌ای دایر کرد که روزانه به مردم فقیر غذا می‌داد.
[۳۴] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۳۷ـ ۳۸، راولپندی ۱۳۵۳ ش.


تفاوت با سلسه چشتیه

[ویرایش]

بهاءالدین با مشایخ سلسله چِشْتیه • در ملتان میانه خوبی داشت و از احترام آن‌ها برخوردار بود، ولی بین تعالیم او و تعلیمات مشایخ سلسله چشتیه تفاوت‌هایی به چشم می‌خورد:

← پرهیز از ازدحام


۱) بهاءالدین ازدحام عوام را به گرد خود دوست نمی‌داشت و از او نقل کرده‌اند که مرا با عامه کاری نیست. بخصوص از ملاقات با قلندران اجتناب می‌کرد. با اینهمه، لعل شهباز قلندر را به مریدی پذیرفت؛

← توانگری


۲) شیخ بهاءالدین برخلاف چشتیه، متمول بود و خانقاه او انبار و خزانه داشت.
[۳۵] د، اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه.
[۳۶] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.


← روزه مستحبی


۳) او به پیروی از شهاب الدین سهروردی روزه مستحبی کم می‌گرفت ولی سایر عباداتش بسیار بود و برای پیروانش نیز روزه ماه رمضان را کافی می‌دانست
[۳۷] عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی، اخبارالاخیار فی اسرارالابرار، ج۱، ص۲۷، دهلی.


← ممنوعیت سجده


۴)برخلاف چشتیان که در میانشان سجده و زمین بوسی مرسوم بود، به هیچ‌کس اجازه نمی‌داد که حتی در برابرش خم شود و مریدانش هنگام ملاقات با او بدون هیچ آدابی عرض سلام می‌کردند
[۳۸] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.


← توصیه به شریعت


۵) بهاءالدین به جهت تقیّد به آداب شریعت در سماع زیاده روی نمی‌کرد و بیش‌تر ذکر ، نماز و خواندن قرآن را توصیه می‌نمود؛

← دوستی با حکام


۶) او برخلاف صوفیان چشتیه با امرا و حکّام روابط نزدیک داشت و معتقد بود که از این دوستی باید به نفع مردم بهره جست.
به همین دلیل، سلسله سهروردیه هند تا قرن هشتم به عنوان سفیر در دربار‌های خارجی حضور داشتند و همچنین در اداره امور داخلی فعّال بودند.
[۳۹] حسن دهلوی، فوائدالفواد، ج۱، ص۱۳۷، لکهنو ۱۳۰۲.
[۴۰] محمد اکرام، آب کوثر، ج۱، ص۲۵۸، لاهور ۱۹۹۰.
[۴۱] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۳۳، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
[۴۲] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۳۸، راولپندی ۱۳۵۳ ش.


شرح حال و کرامات

[ویرایش]

شرح مفصّل احوال، افکار و کرامات بهاءالدین، اول بار در خلاصه العارفین از زبان عرفای معاصرش ـ شیخ جلال الدین بخاری (متوفی ۶۹۰)، خواجه فریدالدین گنج شکر و خواجه نظام الدین اولیا ـ نقل شده است.
[۴۳] بهاءالدین زکریا ملتانی، خلاصه العارفین، ج۱، ص۱۱۴، در شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
[۴۴] بهاءالدین زکریا ملتانی، خلاصه العارفین، ج۱، ص۱۱۷، در شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، راولپندی ۱۳۵۳ ش.


تاریخ درگذشت

[ویرایش]

در این کتاب
[۴۵] بهاءالدین زکریا ملتانی، خلاصه العارفین، ج۱، ص۱۷۱، در شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
و همچنین برخی منابع دیگر تاریخ وفات او ۶۶۶ ثبت شده است.
[۴۶] محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۹، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
[۴۷] داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، ج۱، ص۱۱۵، کانپور ۱۳۱۸.
[۴۸] عبدالحی حسنی، نزهه الخواطر و بهجه المسامع و النواظر، ج۱، ص۱۲۱، حیدرآباد دکن ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
اما در منابع دیگر ۶۶۱ آمده و همین تاریخ نیز بر مقبره شیخ حک شده است.
[۴۹] رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۳۳، لکهنو ۱۹۱۴.
[۵۰] عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی، اخبارالاخیار فی اسرارالابرار، ج۱، ص۲۷، دهلی، ۱۱۱۱.
[۵۱] محمد اکرام، آب کوثر، ج۱، ص۲۶۱، لاهور ۱۹۹۰.
[۵۲] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۴۷، راولپندی ۱۳۵۳ ش.

گفته‌اند بر جنازه شیخ درویشی نماز خواند که به قولی، شیخ مصلح الدین سعدی (متوفی ۶۹۱) بوده است.
[۵۳] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۴۵، راولپندی ۱۳۵۳ ش.


آرامگاه

[ویرایش]

مقبره باشکوه بهاءالدین در ملتان، از بیرون به شکل شش ضلعی است و گنبدی مدور دارد.

← محل زائران


خانقاه این مقبره محل اقامت زائران است.

← اشعار روی دیوار


برروی دیوار‌های سمت چپ و راست داخل مقبره، اشعاری فارسی از سعدی و دیگر شعرا نوشته شده است.
[۵۴] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۴۶ـ۴۷، راولپندی ۱۳۵۳ ش.


آثار

[ویرایش]

با این‌که درباره او گفته‌اند که کتاب‌های زیادی در علم سلوک داشته است، تنها رساله الاوراد و رساله بهاءالدین زکریا ـ که هر دو به زبان فارسی است ـ از او به ما رسیده است.

← رسالة الاوراد


الاوراد مشتمل بر ۱۱۰ فصل است درباره نماز‌های واجب و مستحب ، آداب طهارت ظاهری و باطنی و مراسم دینی همراه با اذکار و اوراد آنها.
این کتاب در میان سلسله سهروردیه و سایر فرق صوفیه شهرت دارد.
[۵۵] رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۳۲ـ۳۳، لکهنو ۱۹۱۴.
[۵۶] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
[۵۷] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۹۰ـ۹۵، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
[۵۸] بهاءالدین زکریا ملتانی، الاوراد، ج۱، ص۱۴ـ۱۵، چاپ محمد میان صدیقی، اسلام آباد ۱۳۹۸/۱۹۷۸.

بر این کتاب علی بن احمد غوری از مریدان شاه رکن الدین عالم ملتانی (متوفی ۷۳۵) شرحی نوشته است به نام کنزالعباد فی شرح الاوراد.
[۵۹] عارف نوشاهی، فهرست نسخه‌های خطی فارسی موزه ملی پاکستان: کراچی، ج۱، ص۸۱۴، اسلام آباد ۱۳۶۲ ش.


← رساله بهاءالدین


نسخه خطی رساله بهاءالدین زکریا نیز کامل نیست و فقط سیزده صفحه دارد.
در این اثر، بهاءالدین دوستی دنیا را مهمترین عامل تباهی دل و تنها راه ترک آن را خلوت و عزلت دانسته است.
[۶۰] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۹۸، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
[۶۱] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۱۰۶، راولپندی ۱۳۵۳ ش.


← شروط اربعین


مؤلف انوار غوثیه، مخدوم حسن بخش، بخش‌هایی از کتابی به نام شروط اربعین فی جلوس المعتکفین را در کتابش آورده و آن را به بهاءالدین نسبت داده است، ولی نسخ‌های از شروط اربعین در دست نیست.
[۶۲] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۹۰، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
[۶۳] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۹۶، راولپندی ۱۳۵۳ ش.


← اشعار


آنگونه که از مآخذ برمی آید، او اشعار بسیاری سروده بوده که به مرور زمان از بین رفته است.
اشعاری نیز که بیش‌تر در قالب رباعی است، به بهاءالدین نسبت داده‌اند، از اشعاری که تذکره نویسان در انتسابش به بهاءالدین تردید ندارند و غالباً در تذکره عرفا ذکر شده، دو بیت است :
صفای دل ز فیض پیر کامل می‌شود پیدا/ چو دل آیینه می‌گردد، مقابل می‌شود پیدا// اگر تو کعبه می‌جویی، بیا تعمیر دلها کن/ که از طرف (طوف) دلی، صد حج کامل می‌شود پیدا.
[۶۴] شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۰، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
[۶۵] عبدالرشید، تذکره شعرای پنجاب، ج۱، ص۹۱، لاهور ۱۹۸۱.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) محمد اکرام، آب کوثر، لاهور ۱۹۹۰.
(۲) بهاءالدین زکریا ملتانی، الاوراد، چاپ محمد میان صدیقی، اسلام آباد ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
(۳) بهاءالدین زکریا ملتانی، خلاصه العارفین، در شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
(۴) عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۵) محمد اختر چیمه، «شمّ‌های از احوال و آثار امیر حسینی هروی»، معارف، دوره ۱۴، ش ۱ (فروردین ـ تیر ۱۳۷۶).
(۶) عبدالحی حسنی، نزهه الخواطر و بهجه المسامع و النواظر، حیدرآباد دکن ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
(۷) امیرحسین بن امیر عالم حسینی هروی، مثنوی‌های عرفانی امیر حسینی هروی: کنز الرموز، زادالمسافرین، سی نامه، چاپ محمد ترابی، تهران ۱۳۷۱ ش.
(۸) داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، کانپور ۱۳۱۸.
(۹) حسن دهلوی، فوائدالفواد، لکهنو ۱۳۰۲.
(۱۰) رحمان علی، تذکره علمای هند، لکهنو ۱۹۱۴.
(۱۱) عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۱۲) شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
(۱۳) عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی، اخبارالاخیار فی اسرارالابرار، دهلی، ۱۱۱۱.
(۱۴) عبدالرشید، تذکره شعرای پنجاب، لاهور ۱۹۸۱.
(۱۵) ابراهیم بن بزرگمهر عراقی، کلیات، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۶۸ ش.
(۱۶) غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، کانپور ۱۳۳۲.
(۱۷) محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
(۱۸) عالم فقری، تذکره اولیائی پاکستان، لاهور ۱۳۰۷/۱۹۸۷.
(۱۹) عارف نوشاهی، فهرست نسخه‌های خطی فارسی موزه ملی پاکستان: کراچی، اسلام آباد ۱۳۶۲ ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۴، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
۲. داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، ج۱، ص۱۱۴، کانپور ۱۳۱۸.
۳. رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۳۲، لکهنو ۱۹۱۴.
۴. داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، ج۱، ص۱۱۵، کانپور ۱۳۱۸.
۵. عبدالحی حسنی، نزهه الخواطر و بهجه المسامع و النواظر، ج۱، ص۱۲۰، حیدرآباد دکن ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
۶. عالم فقری، تذکره اولیائی پاکستان، ج۱، ص۶۹، لاهور ۱۳۰۷/۱۹۸۷.
۷. محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۴، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
۸. غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۱۹، کانپور ۱۳۳۲.
۹. حسن دهلوی، فوائدالفواد، ج۱، ص۴۳، لکهنو ۱۳۰۲.
۱۰. عبدالرشید، تذکره شعرای پنجاب، ج۱، ص۹۰، لاهور ۱۹۸۱.
۱۱. غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۱۹ـ۲۰، کانپور ۱۳۳۲.
۱۲. محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۴ـ ۴۰۵، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
۱۳. غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۲۰ـ۲۱، کانپور ۱۳۳۲.
۱۴. رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۳۲، لکهنو ۱۹۱۴.
۱۵. عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی، اخبارالاخیار فی اسرارالابرار، ج۱، ص۲۶، دهلی، ۱۱۱۱.
۱۶. داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، ج۱، ص۱۱۵، کانپور ۱۳۱۸.
۱۷. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۸. د، اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه.
۱۹. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۳۷، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۲۰. د، اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه.
۲۱. ابراهیم بن بزرگمهر عراقی، کلیات، ج۱، ص۷۵، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۲۲. ابراهیم بن بزرگمهر عراقی، کلیات، ج۱، ص۱۱۴، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۲۳. غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۱، ص۳۲، کانپور ۱۳۳۲.
۲۴. عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، ج۱، ص۵۰۵، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش.
۲۵. امیرحسین بن امیر عالم حسینی هروی، مثنوی‌های عرفانی امیر حسینی هروی: کنز الرموز، ج۱، ص۲۳ـ۲۴، زادالمسافرین، سی نامه، چاپ محمد ترابی، تهران ۱۳۷۱ ش.
۲۶. محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۶، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
۲۷. محمد اختر چیمه، «شمّ‌های از احوال و آثار امیر حسینی هروی»، ج۱، ص۷۰، معارف، دوره ۱۴، ش ۱ (فروردین ـ تیر ۱۳۷۶).
۲۸. غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۳۴ـ۳۵، کانپور ۱۳۳۲.
۲۹. غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیاء، ج۲، ص۴۶، کانپور ۱۳۳۲.
۳۰. محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۵، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
۳۱. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۲. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۷۰ـ ۷۱، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۳۳. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۴. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۳۷ـ ۳۸، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۳۵. د، اسلام، چاپ دوم، ذیل واژه.
۳۶. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۷. عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی، اخبارالاخیار فی اسرارالابرار، ج۱، ص۲۷، دهلی.
۳۸. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۹. حسن دهلوی، فوائدالفواد، ج۱، ص۱۳۷، لکهنو ۱۳۰۲.
۴۰. محمد اکرام، آب کوثر، ج۱، ص۲۵۸، لاهور ۱۹۹۰.
۴۱. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۳۳، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۴۲. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۳۸، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۴۳. بهاءالدین زکریا ملتانی، خلاصه العارفین، ج۱، ص۱۱۴، در شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۴۴. بهاءالدین زکریا ملتانی، خلاصه العارفین، ج۱، ص۱۱۷، در شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۴۵. بهاءالدین زکریا ملتانی، خلاصه العارفین، ج۱، ص۱۷۱، در شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۴۶. محمد قاسم بن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، ج۲، ص۴۰۹، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
۴۷. داراشکوه بابری، سفینه الاولیا، ج۱، ص۱۱۵، کانپور ۱۳۱۸.
۴۸. عبدالحی حسنی، نزهه الخواطر و بهجه المسامع و النواظر، ج۱، ص۱۲۱، حیدرآباد دکن ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
۴۹. رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۳۳، لکهنو ۱۹۱۴.
۵۰. عبدالحق بن سیف الدین عبدالحق دهلوی، اخبارالاخیار فی اسرارالابرار، ج۱، ص۲۷، دهلی، ۱۱۱۱.
۵۱. محمد اکرام، آب کوثر، ج۱، ص۲۶۱، لاهور ۱۹۹۰.
۵۲. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۴۷، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۵۳. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۴۵، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۵۴. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۴۶ـ۴۷، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۵۵. رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۳۲ـ۳۳، لکهنو ۱۹۱۴.
۵۶. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش.
۵۷. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۹۰ـ۹۵، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۵۸. بهاءالدین زکریا ملتانی، الاوراد، ج۱، ص۱۴ـ۱۵، چاپ محمد میان صدیقی، اسلام آباد ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
۵۹. عارف نوشاهی، فهرست نسخه‌های خطی فارسی موزه ملی پاکستان: کراچی، ج۱، ص۸۱۴، اسلام آباد ۱۳۶۲ ش.
۶۰. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۹۸، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۶۱. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۱۰۶، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۶۲. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۹۰، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۶۳. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۹۶، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۶۴. شمیم محمود زیدی، احوال و آثار شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۰، راولپندی ۱۳۵۳ ش.
۶۵. عبدالرشید، تذکره شعرای پنجاب، ج۱، ص۹۱، لاهور ۱۹۸۱.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بهاءالدین زکریا»، شماره۲۱۴۹.    






جعبه ابزار