شیخ بهایی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بهاءالدین محمد بن حسین بن عبدالصمد حارثی، متخلص به بهائی و معروف به شیخ بهایی و بهاءالدین عاملی، فقیه، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه. وی از علمای جبل عامل است، نسب شیخ به حارث همدانی، صحابی جلیل‌القدر امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) می‌رسد.


خـاندان سـبز

[ویرایش]

پدر بزرگوار شیخ بهایی، عزالدین حسین بن عبدالصمد بن محمد بن علی بن حسین (۹۱۸ - ۹۸۴ ق.) از فقیهان و دانشوران بزرگ قرن دهم هجری است که در دانش فقه، اصول، حدیث، رجال، حکمت، کلام، ریاضی، تفسیر، شعر، تاریخ، لغت و بسیاری از علوم رایج آن عصر مهارت داشت. وی از شاگردان ممتاز شهید ثانی است که گاه در سفرها نیز همراه استاد بود. او پس از شهادت استاد به ایران آمد و در اصفهان به تدریس علوم اسلامی مشغول شد. شاه طهماسب صفوی از او درخواست کرد که به قزوین، پایتخت صفویان بیاید. او نیز پذیرفت و به عنوان «شیخ الاسلامِ» حکومت صفویه انتخاب شد. وی سال‌ها در هرات و مشهد به ارشاد و هدایت مردم اشتغال ورزید.
عزّالدین معتقد به وجوب عینی نماز جمعه بود و در دوران سکونتش در قزوین، مشهد و اصفهان نماز جمعه را اقامه می‌کرد. وی پس از سفر حج آهنگ بحرین نمود و تا آخر عمر در آنجا به تبلیغ فرهنگ اسلامی پرداخت و سرانجام در هشتم ربیع الاول ۹۸۴ ق. رحلت کرد و در روستای «مصلی» حومه «هجر» از نواحی بحرین به خاک سپرده شد.
پدر بزرگ شیخ بهایی، شیخ عبدالصمد (متوفای ۹۳۵ ق.) نیز از علمای بزرگ قرن دهم هجری است. وی استاد شهید ثانی بود. شمس الدین محمد (متوفای ۸۷۶ یا ۸۸۶ ق.) جدّ شیخ بهایی نیز از علمای بزرگ قرن نهم هجری است که مجموعه گران‌بهایی در فوائد رجالیه و شرح حال علما نوشت که علامه مجلسی بسیاری از مطالب آن را در آخر مجلّدات بحار الانوار آورده است.
[۳] زین‌الدین بن علی بن احمد عاملی، مشعل شریعت.
[۴] علی صادقی، از مجموعه دیدار با ابرار، ص۴۵.

نسبت خاندان شیخ بهایی به حارث همدانی، یار وفادار حضرت علی (علیه‌السّلام) می‌رسد. جبل عامل، زادگاه شیخ بهایی، زادگاه مجتهدان، دانشمندان و نویسندگان بزرگ شیعی مانند محقق ثانی (متوفای ۹۴۰ ق)، شهید اول (۷۳۴ - ۷۸۶ ق) و شهید ثانی (۹۱۱ - ۹۶۶ ق) است. ابوذر غفاری، نخستین مبلّغ شیعه در منطقه شام و لبنان است. وی در دورانی که از جانب عثمان در شام تبعید بود به تبلیغ فرهنگ تشیع در آن سامان پرداخت و بذر تشیع را در آن دیار افشاند. از آن هنگام تاکنون، جبل عامل مهدِ دانشوران پارسای شیعی بوده و هست.

زندگی‌نامه

[ویرایش]

مقداری از تحصیلات خود را در وطن فرا گرفت. در كودكی همراه پدرش شیخ حسین بن عبدالصمد كه از شاگردان شهید ثانی بوده، چون از حامیان دولت صفویه -که به تازگی شکل می‌گرفت- بود، با شهادت «شهید ثانی» احساس خطر نموده، از منطقه خود کوچ نمود و به ایران آمد. در زمان شاه طهماسب اول به اصفهان وارد شد و در آنجا نیز با تحصیل علوم مختلف ظرف مدت کوتاهی به مقبولیتی عام دست یافت و از سوی شاه عباس صفوی نهایت احترام را به خود اختصاص داد.

ولادت

[ویرایش]

بـهاالدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمس الدین محمد بن علی بن حسین بن مـحمد بن صالح حارثی همدانی عاملی جبعی، معروف به شیخ ‌بهایی، در صبحگاه ۱۷ ذیحجه سال ۹۵۳ ق (در اعیان الشیعه تاریخ تولد وی چنین آمده است: پنجشنبه، سیزده روز مانده به محرم ۹۵۳ ق.) در سال ۹۵۳ ه ق در بعلبک از توابع جبل عامل در روستای «جبع» (زادگاه شهید ثانی)، چشم به جهان گشود. محمد در دامان پاک خانواده‌ای روحانی تربیت یافت. لبنان کنونی در آن عصر مهدِ فرهنگ تشیع بود محمد دوران کودکی و نوجوانی را در آن سرزمین پاکان سپری کرد. خواندن و نوشتن، قرآن، احکام شرعی و نماز را نزد مادر، پدر، معلّمان پرهیزکار جبع و بعلبک فرا گرفت و با مِهر علی (علیه‌السّلام) و اولادش رشد یافت.

کـوچ سبز

[ویرایش]

محمد هنوز سیزده بهار بیش شکوفایی باغ‌های سیب جبل عامل را ندیده بود که آهنگ سفری دراز نمود. او در دوران جوانی می‌بایست همسری نیکو برای خود انتخاب نماید و از این‌رو با دقت لازم و به پیشنهاد پدرش، با خانواده‌ای اصیل که نور علم و ایمان در آن تابیده بود، وصلت کرد. تاریخ‌نویسان می‌گویند:
همسر شیخ بهاءالدین زنی پارسا، دانشمند، حدیث شناس، فقیه، محقق و مدرس بوده است. در آن روزگار که بسیاری از زنان بلکه اغلب مردان از سواد خواندن و نوشتن محروم بودند و یا تحصیل علم را برای زنان لازم نمی‌شمردند، همسر شیخ بهاءالدین استادی بلند پایه بود.
پدرش پس از شهادت شهید ثانی (متوفی ۹۶۶ ق) تصمیم گرفت مِهر از آب و خاک برکند و عازم مهدِ تازه شیعه، ایران شود.
[۸] سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۵۹.
پدرش علاقه خاصی به شهید ثانی داشت. شهید ثانی نیز زادگاهش «جبع» و سالیانی استاد وی بود. و در مسافرت‌های مصر و استانبول ایشان را به همراه داشت.
پس از شهادت استاد که به تحریک علمای سنّی و به دست کارگزاران حکومت عثمانی صورت گرفت، جبل عامل برای شیعیان و علمای شیعی ناامن می‌نمود و از آن سو حکومت نوپای صفوی با به رسمیت شناختن مذهب شیعه در کشور، بستر مهاجرت علمای شیعه از سراسر دنیا به ایران را فراهم نمود. بسیاری از دانشمندان بزرگ شیعی که از آزار ابرقدرت بزرگ آن عصر (امپراتوری عثمانی) به تنگ آمده بودند به ایران آمدند و حوزه‌های علمیه ایران را رونقی تازه بخشیدند. محقق کرکی (متوفی ۹۴۰ ق.) (محقق کرکی که به نام محقق ثانی نیز مشهور است از فقیهان بلند پایه‌ای است که به درخواست شاه سلیمان صفوی بین سال‌های ۹۱۶ تا ۹۲۹ ق. از حوزه علمیه نجف به قزوین آمد و در سال ۹۳۶ ق. از سوی شاه طهماسب ریاست علمای شیعه ایران را با عنوان «شیخ الاسلام» پذیرفت. «شیخ الاسلام» عنوانی همپایه «ولی فقیه» در آن عصر بود. پس از وفاتش منصب «شیخ الاسلام» به شاگردش شیخ علی منشار رسید و پس از رحلت او دامادش شیخ بهایی سومین مجتهد جبل عامل است که به عنوان شیخ الاسلام انتخاب شد.) شیخ لطف‌الله میسی (متوفی ۱۰۳۲ یا ۱۰۳۵ ق.) و شیخ علی منشار عاملی از‌ اندیشه‌وران جبل عامل هستند که به ایران هجرت کردند.
شاه طهماسب در سال ۹۶۲ ق. قزوین را پایتخت ایران قرار داد و قزوین در ایّام حکومت وی دوران اوج طلایی خود را می‌گذراند. در همین زمان علمای شیعه از سراسر جهان به قزوین آمدند و بدین‌سان حوزه علمیه قزوین تاسیس شد. چنین به نظر می‌رسد که بنیانگذار حوزه علمیه قزوین، محقق ثانی است. بعلاوه که وی را بنیانگذار حوزه علمیه اصفهان نامیده‌اند. حوزه علمیه اصفهان نیز پس از انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت از سوی شاه عباس در سال ۱۰۰۶ ق. رونق تازه‌ای یافت.
شیخ بهایی علوم اسلامی را در حوزه‌های علمیه قزوین و اصفهان فرا گرفت. او سالیان دراز به کشورهای اسلامی از محضر بسیاری از علما کسب فیض نمود.

← سفرها


شیخ بهایی مدت‌ها شیخ الاسلامِ هرات و در آن دیار پاسخگوی احکام شرعی مردم بود. وی پس از مدتی از این سمت کناره گرفت و به سفرهای علمی و تحقیقی پرداخت.
شیخ بهایی حدود ۳۰ سال از عمر خود را در سفر گذراند و به شهرها و کشورهای گوناگون سفر نمود.
۱- پس از دوران رشد و تحصیل، از اصفهان به عراق و حجاز رفت و عتبات عالیات را زیارت نموده و حج خانه خدا را نیز به انجام رساند.
۲- در سفری به مشهد مقدس همراه شاه عباس کبیر فاصله اصفهان تا مشهد رضوی را پیاده طی نمود.
۳- سفری به کشور مصر داشت و در آنجا کتاب معروف خود، کشکول را تالیف کرد.
۴- سفر به کشورهای روم و شام و بیت‌المقدس را پس از مراجعت از مصر در برنامه خویش داشت.
۵- از شام عازم حلب شد و در پایان عمر خویش به اصفهان برگشت و سالیانی چند در آن دیار ساکن شد.
متاسفانه جز چند یادداشت مختصر توسط بعضی اطرافیان و همراهان شیخ، سفرنامه‌ای از این سفرهای ۳۰ ساله به دست ما نرسیده است،
او مبلّغ نستوهِ تشیّع بود و رنج سفر را به جان خرید و برای زنده نگه داشتن فرهنگ شیعی زحمت فراوان متحمل شد. مشکلات سفر در آن دوران فراوان بود. خطر حمله دزدها، گرگ‌ها، گم کردن راه، تشنگی و در بیابان ماندن و ده‌ها خطر دیگر در برابر اراده پولادین او ناچیز می‌نمود. او دل به حجره مدرسه، دربار، مقام شیخ الاسلامی، ریاست علمای شیعه و مرجعیت مردم نبست و برای مبارزه با شبیخون دشمنان اسلام به فرهنگ تشیّع در کنج حجره سنگر نگرفت. بلکه میان توده مردم شتافت، با دردها آشنا شد و آنگاه به مداوای جامعه مریض اسلام پرداخت. او لحظه‌ای از تحصیل، تدریس، تبلیغ، عبادت و تالیف غافل نبود و برخی از کتاب‌هایش را در سفرها نوشت. قم، کرمانشاه، گنجه، تبریز، هرات و مشهد شهرهایی هستند که میزبان قلم او بودند.
این عالم وارسته در سفرها با علمای اهل سنت به گفتگو می‌نشست و فقیهان بلند پایه اهل سنت را گرامی می‌داشت، نزدشان زانوی ادب به زمین می‌زد و از دانش آن‌ها بهره می‌جست. در قدس با «ابن ابی‌اللطیف مقدسی»، در دمشق با «حافظ حسین کربلایی» و «حسن بورینی» و در حَلَب با «شیخ عمر عرضی» دیدار کرد.
[۱۰] آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۵، ص۸۷.


← عوامل سفر


وی پس از مدتی قصد سفر کرد و مسافرتی طولانی را آغاز نمود.
[۱۱] شیخ بهایی، کتاب الاثنا عشریه‌، ج۱، ص ۱۱، مقدمه و تحقیق محمد حسون، اشراف سیدمحمود المرعشی، چاپ اول، جمادی الآخره، منشورات مکتبة آیة‌الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۹.
یکی از عواملی که باعث این سفر شد، علاقه شیخ به سیاحت و دیدن و تجربه‌اندوزی بود. عامل دیگر که سهم مهمی در این سفرها داشت، حسادت اطرافیان بود که نمی‌توانستند موقعیت و احترام شیخ را در دربار صفوی تحمل کنند. شیخ بهایی از ایـن‌رو كـه به كشورهای مختلف مسافرت كرده و محضر اساتید متعدد در رشته‌های مختلف را درک كـرده، و بـه عـلاوه دارای اسـتـعداد و ذوقی سرشار بوده است، مردی جامع بوده و تالیفات مـتـنوعی دارد هم ادیب بوده و هم شاعر و هم فیلسوف و هم ریاضی‌دان و هم فقیه و هم مفسر از طب نیز بـی‌بهره نبوده است اولین كسی است كه یک دوره فقه غیر استدلالی به صورت رساله عملیه به زبان فارسی نوشت آن كتاب همان است كه به نام جامع عباسی معروف است شیخ بـهـایـی چون فقه رشته اختصاصی و تخصصی‌اش نبوده، از فقها طراز اول به شمار نمی‌رود، ولی شاگردان زیـادی تربیت كـرده اسـت ملا صدرای شیرازی و ملا محمد تقی مجلسی اول (پـدر مجلسی دوم، صاحب كتاب بحار الانوار) فاضل جواد صاحب آیات الاحکام از شاگردان اویند.

منصب شیخ‌الاسلام

[ویرایش]

منصب شیخ الاسلامی ایران پس از محقق کرکی به شیخ علی منشار پدر زن شـیخ بهایی كه دختر شیخ علی منشار، زن فاضله و فقیهه بوده است، رسید. وی منصب شیخ الاسلامی «بالاترین مقام علمی اسلامی و تنفیذ کلیه امور سلطنتی، شبیه به مرجعیت» دولت صفویه را عهده‌دار شد و از امکانات این دولت شیعی نهایت استفاده را برای ترویج تشیع نمود. شیخ بهایی پس از سال ۱۰۰۶ ق. شیخ الاسلام اصفهان بود. اصفهان در سال ۱۰۰۶ ق. از سوی شاه عباس کبیر پایتخت ایران شد. با انتخاب اصفهان به پایتختی، مهاجرت علمای شیعه از سراسر جهان اسلام به این شهر رونق گرفت. مدت زمانی بعد شیخ از مقام «شیخ الاسلام»‌ی استعفا داد و از سال ۱۰۱۲ ق. تا سال ۱۰۱۹ ق. به سفر رفت. سپس به اصفهان برگشت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به عنوان «شیخ الاسلام» ریاست علمای شیعه را بر عهده گرفت.

فرصت‌های ناب

[ویرایش]

عالمان شیعه همواره در طول تاریخ با پادشاهان ستمگر در نبرد بودند اما گاه مجبور می‌شدند برای حفظ اسلام و نجات مسلمانان با دربار شاه همکاری کنند. تلاش آن‌ها برای اصلاح فرهنگ، اقتصاد، سیاست، مدیریت و نظام حکومت‌ها بود. آن‌ها هیچ امیدی به پادشاه نداشتند بلکه فقط از او برای اصلاح کشور و رشد تشیّع کمک می‌گرفتند.
شیخ بهایی نیز از زمره‌ اندیشمندانی است که برای حفظ و گسترش فرهنگ تشیع به دربار شاهان رفت. وی بشدّت از آنان متنفّر بود. در یکی از سروده‌هایش آمده است:
نان و حلوا چیست، دانی‌ای پسر ••• قرب شاهان است، زین قرب الحذر
می‌برد هوش از سر و از دل قرار ••• الفرار از قرب شاهان، الفرار
فرّخ آن که رخش همّت را بتاخت ••• کام از این حلوا و نان، شیرین نساخت
حیف باشد از تو‌ای صاحب سلوک ••• کاین همه نازی به تعظیم ملوک
قرب شاهان آفت جان تو شد ••• پایبند راه ایمان تو شد
جرعه‌ای از نهر قرآن نوش کن ••• آیه لاتَرْکَنُوا را گوش کن («وَلا تَرْکَنُواالی الذّینَ ظَلَمُوا فَتَمَسّکُمُ النّارُ؛ به ستمگران تکیه نکنید که آتشی شما را فرا خواهد گرفت.»)
حکومت صفویه مذهب تشیّع را مذهب رسمی کشور اعلام کرد. فقیهان بلند آوازه شیعه برای استفاده از این موقعیت طلایی، به دربار صفویه راه یافتند تا بتوانند شاهان صفوی را برای گسترش تشیّع به خدمت بگیرند. فرصت‌های ناب پیش آمده در دوره صفویه،‌ اندیشه‌وران تیزبین شیعی را بر آن داشت که با تمام تنفّری که از پادشاهان خونریز صفوی داشتند برای ترویج فرهنگ اسلام راستین به دربار راه یابند و خدمت‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شایانی بنمایند. تشویق پادشاهان صفوی به بازسازی و احداث مساجد، مدارس علمیه، زیارتگاه‌ها، کاروانسراها و... از فعالیت‌های علمای شیعی است. با تلاش جانفرسای این‌ اندیشه‌وران، صفویه بستر مناسبی برای جریان یافتن رود پرتلاطم فرهنگ عاشورا گردید و حوزه‌های علمیه شیعه با تلاش آن‌ها جان گرفت و ایران میزبان فقیهان بزرگ جهان شد. کوشش بی‌امان فقیهان شیعه دستاوردهای بسیار گران‌بهایی در برداشت. همکاری مجتهدان شیعه با پادشاهان صفوی فقط و فقط برای ترویج دین بود.
امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) در این‌باره می‌فرماید:
«یک طایفه از علما، اینها گذشت کرده‌اند از یک مقاماتی و متّصل شده‌اند به سلاطین. با اینکه می‌دیدند که مردم مخالف‌اند (با سلاطین)، لیکن برای ترویج دیانت و ترویج تشیّع اسلامی، ترویج مذهب حق، اینها متصل شده‌اند به یک سلاطینی و این سلاطین را وادار کرده‌اند، خواهی نخواهی برای ترویج مذهب تشیّع.
اینها آخوند درباری نبودند. این اشتباهی است که بعضی نویسندگان ما می‌کنند.... اینها اغراض سیاسی داشتند. اغراض دینی داشتند. نباید تا یک کسی به گوشش خورد که مثلا علامه مجلسی (رضوان‌الله‌علیه) محقق ثانی (رضوان‌الله‌علیه)... شیخ بهایی (رضوان‌الله‌علیه) با اینها روابط داشتند و می‌رفتند سراغ اینها، همراهیشان می‌کردند، خیال کند که اینها مانده بودند برای جاه....
آن‌ها گذشت کردند، گذشت. یک مجاهده نفسانی کرده‌اند. برای اینکه مذهب را به‌وسیله آن‌ها، به دست آن‌ها ترویج کنند.»
شیخ بهایی با اینکه در دربار بود، زاهدانه می‌زیست. خانه‌اش پناهگاه فقیران و نیازمندان بود. او از قدرتی که در دربار داشت برای گشایش کار مردم استفاده می‌کرد. سیاست او هدایت کارگزاران حکومت صفوی بود. و در این راه تا‌ اندازه‌ای نیز موفق گشت.

جامعیت

[ویرایش]

جامعیت در علوم و فنون یکی از خصایص شیخ بهایی است. «مقدمه کتاب اثنا عشریه شیخ محمد حسون.» او در زمینه‌های گوناگون نظیر: تفسیر، حدیث، فقه، اصول، رجال، فلسفه، دعا، لغت، ریاضی، نجوم، شعر و ادب فارسی و چندین دانش دیگر بیش از ۸۰ تالیف دارد. تا آنجا که شاگردش (پدر علامه مجلسی) در مورد او می‌گوید: من به مانند او در کثرت علوم و وفور فضل و علو مرتبه ندیده‌ام.
[۱۵] سیدحسن صدر، شرح فقیه، به نقل از تکمله امل الآمل.


منزلت علمی و قلمی

[ویرایش]

فقیه ربانی و عارف صمدانی، شیخ بهاالدین محمد عاملی، یكی از بزرگان و مفاخر و نوابغ اواخر قـرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری می‌باشد كه در جامعیت و تنوع علوم و دانش، كمتر نظیری مـی‌تـوان بـر او پـیـدا نـمود او یكی از جامع‌ترین افراد روزگار خویش در وسعت معلومات و تنوع اطلاعات بوده است، از این نظر برجستگی مشخصی در میان فقها و دانشمندان كسب كرده است، و اگر او را نادره‌ای از نوادر و نابغه‌ای از نوابغ نامیده باشیم، راه مبالغه نپیموده‌ایم و خود با تواضع و فـروتـنی خاصی، به این حقیقت اعتراف دارد، آنجا كه می‌گوید: من در مباحثه و جدل، بر هر ذوفـنونی چیره شدم، ولی هرگز نتوانستم با كسی كه در یک فن استاد بود،حریف شوم.
او آنچنان بزرگوار بود که اهل تسنن او را سنی شمرده و صوفیه او را از بزرگان تصوف می‌پنداشتند.
[۱۶] عباس قمی، مشاهیر دانشمندان اسلام، ۱۳۵۱، ترجمه محمدجواد نجفی و محمدباقر کمره‌ای، تهران، اسلامیه.

شـیـخ بـهایی در زمینه‌های مختلف اطلاعات و آگاهی دارد و همین آگاهی و وسعت معلومات، نـوعـی جـاذبیت به آثار او بخشیده است كه از میان انبوه آثار گذشتگان، كتاب‌ها و تالیفات او را به‌صورت كتاب روز و مورد علاقه درآورده است فی‌المثل در كتاب اربعین كه یک كتاب حدیثی و فـقهی است، از مسائل ریاضی و هیات نیز استفاده كرده است، و مسائل آن‌ها را به صورت روشن و ملموس در اختیار خواننده قرار داده است.
وی مشرب عرفانی داشت و از برجسته‌ترین عرفای زمان خود بود. لذا با میرداماد و میر فندرسکی مناسباتی داشت. دیوان اشعار مثنوی وی به سبک مولاناست و غزلیاتش شباهت بسیاری با غزلیات حافظ دارد.
[۱۷] عبدالکریم گزی، تذکرة القبور، ص۶۰، م ۱۳۴۱، چاپ اول ثقفی اصفهان، ۱۴۰۵.


برخی آثار عمرانی

[ویرایش]

برخی از کتب این بزرگوار نظیر مفتاح الفلاح تا مدت‌ها مورد مراجعه و کتاب مرجع به شمار می‌آمده که علماء زیادی بر آن شرح و حاشیه نگاشته‌اند. در فنون مختلف نظیر مهندسی، رمل و اسطرلاب نیز مهارت ویژه‌ای داشت. از کارهای عمرانی فراوان وی می‌توان به اقدامات وی در مرقد امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)، مسجد امام اصفهان و منار جنبان، حمام گرم اصفهان و بسیاری بناهای به یاد ماندنی دیگر را نام برد، که هر یک از جمله عجائب آن دوران است.

اساتید

[ویرایش]

وی نزد استادان فرزانه‌ای به فراگیری منطق، فلسفه، ریاضیات، طب، نجوم و... پرداخت. استادان او عبارتند از:
۱ - عزّالدین حسین جبل عاملی، پدر بزرگوار شیخ.
۲ - ملاعبدالله بن شهاب‌الدین مدرّس یزدی: شیخ بهایی نزد این استاد وارسته به یادگیری منطق، فلسفه و کلام پرداخت. ملاعبدالله مدرس یزدی از علمای بزرگ عصر خویش بود. سیدعلیخان کبیر در کتاب «سلافة العصر» درباره‌اش می‌نویسد: عبدالله پسر حسین یزدی، استاد شیخ بهاءالدین، علامه روزگار خویش است. کسی در دانش و تقوا و فضیلت به او نرسد. وی کتاب‌هایی مفید مثل «شرح قواعد» درباره علم فقه و «شرح عجاله» و «شرح تهذیب» در علم منطق و... تالیف کرده است.
۳ - ملا علی مذهّب: شیخ بهایی دروس حساب، هندسه، جبر و مقابله و هیئت را نزد وی فراگرفت.
۴ - مولانا افضل قاضی: شیخ بهایی نزد وی به فراگیری ریاضیات پرداخت.
۵ - حکیم الدین (اعتمادالدین) محمود: شیخ بهایی کتاب «قانون» نوشته بوعلی سینا را که درباره طب است، از او فراگرفت.
۶ - محمد باقر یزدی.
۷ - احمد کچائی.
[۱۹] عباس قمی، فوائدالرضویه، ص۲۴۹.
[۲۰] عباس قمی، فوائدالرضویه، ص۵۰۶.

۸ - محمد بن عبداللطیف مقدسی، صحیح بخاری را نزد او آموخته است.

شاگردان

[ویرایش]

بـرای پـی بـردن بـه مـقام علمی و میزان دانش شیخ، كافی است بدانیم كه متجاوز از چهل تن از دانـشـمـنـدان و بزرگان قرن یازدهم هجری قمری از وی علم آموخته و بهره برده‌اند و بعضی از آنان، اشخاص زیر هستند:
۱. ملاصدرا شیرازی، معروف به ملاصدرا، فیلسوف معروف.
۲. ملامحمدمحسن بن مرتضی بن محمود، معروف به فیض کاشانی، صاحب تفسیر صافی.
۳. فیّاض لاهیجی.
۴. نظام‌الدین بن حسین ساوجی.
۵. سیدحسین (در اعیان الشیعه «سید حسن» آمده است.) بن حیدر کرکی.
۶. سیدماجد بحرانی.
۷. شیخ جواد بغدادی، مشهور به فاضل جواد، صاحب شرح خلاصه الحساب و زبدة فی الاصول.
۸. ملاخلیل غازی قزوینی.
۹. میرزا رفیع‌الدین طباطبایی نائینی.
۱۰. شیخ زین‌الدین عاملی، نوه شهید ثانی (در اعیان الشیعه آمده است که وی نوه «صاحب معالم» است.)
۱۱. شرف‌الدین محمد رویدشتی (در اعیان الشیعه «شریف‌الدین» آمده است.)
۱۲. شیخ محمد بن علی عاملی تبنینی.
۱۳. مظفرالدین علی، که کتابی درباره زندگی شیخ بهایی نوشته است.
۱۴. محمدتقی مجلسی، پدر علامه محمد باقر مجلسی.
۱۵. شیخ محمود بن حسام‌الدین جزائری.
۱۶. محقق سبزواری.
۱۷. ملاعزالدین فرهانی مشهور به علینقی کمره‌ای، شاعر معروف قرن یازدهم.
۱۸. عنایة‌الله علی کوهپایه‌ای معروف به قهپایی، نویسنده «مجمع‌الرجال»
۱۹.‌ هاشم بن احمد بن عصام‌الدین اتکانی.
۲۰. شیخ نجیب‌الدین علی بن محمد بن مکّی عاملی جیبلی جبعی.
۲۱. محمد صالح بن احمد مازندرانی.
۲۲. حسنعلی بن عبدالله شوشتری.
۲۳. شیخ زین‌الدین علی بن سلیمان بن درویش بن حاتم قدمی بحرانی.
۲۴. ملامحمدباقر بن محمد مؤمن خراسانی، معروف به محقق شیخ الاسلام.
۲۵. ملامحمدتقی بن مقصود علی مجلسی، صاحب روضة المتقین (م ۱۰۷۰).
۲۶. سیدعزالدین حسینی کرکی عاملی، مشهور به مجتهد مفتی اصفهانی.
۲۷. سلطان‌العلما سیدحسین حسینی مرعشی، نویسنده حاشیه بر روضه و حاشیه بر معالم.
[۲۳] عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار شیعه، ص۲۲۳.
[۲۵] سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۲۴.


تالیفات

[ویرایش]

او یـكـی از پـربـركـت‌تـرین علمای جهان اسلام از نظر تالیف و تنوع در آن بوده است برخی تعداد تـالیفات او را با توجه به رساله‌ها و تحشیه‌ها و تعلیقه‌ها، به عدد ۲۰۰ جلد رسانده‌اند، ولی تازه‌ترین تـحـقـیـق در این مورد، تلاش و كوشش دانشمند محترم، جناب آقای دكتر محمدباقر حجتی، از اسـاتـیـد محترم دانشگاه تهران است كه به كنفرانس دمشق (در مورد شیخ بهایی) ارائه داده‌اند و نـشـریـه الثقافة الاسلامیه در شماره پنجم آن را نشر داده است ایشان بر حسب تتبع و تفحص كـامـلـی كـه داشـتـه اسـت، تعداد آن‌ها را ۱۲۳ جلد اعلام می‌كند و بر حسب دسته‌بندی كه دارد، می‌نویسد.

← فقه


- اثنی عشریات خمس: ـ نماز ـ زکات ـ روزه ـ حج.
ـ پاسخ سؤال شاه عباس.
ـ پاسخ سؤالات شیخ صالح جابری.
ـ اجوبه مسائل جزائریه.
ـ احكام سجود و تلاوت.
ـ جامع عباسی.
ـ جواب مسائل شیخ جار.
ـ حاشیه بر ارشاد الاذهان علامه حلی.
ـ حاشیه بر قواعد علامه.
ـ حاشیه بر قواعد شهید اول.
ـ حاشیه بر احكام الشریعه علامه حلی.
ـ الحبل المتین.
ـ الحریریه.
ـ الذبیحیه.
ـ شرح فرائض نصیریه خواجه نصیرالدین طوسی.
ـ فرائض بهائیه (بخش ارث).
ـ قصر نماز در چهار مكان.
ـ مسح بر قدمین.
ـ مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین.
ـ رساله فی مباحث الكر.
ـ رساله فی القصر و التخییر فی السفر.
ـ شرح رساله فی الصوم.
ـ شرح من لایحضره الفقیه.
ـ رساله فی فقه الصلوه.
ـ رساله فی معرفه القبله.
ـ رساله فی فقه السجود.

← علوم قرآنی


ـ حاشیه انوار التنزیل قاضی بیضاوی.
ـ حل الحروف القرآنیه.
ـ حاشیه كشاف زمخشری.
ـ اساله خواجه.
ـ تفسیر عین الحیوه.
ـ العروه الوثقی.
ـ تفسیر آیه شریفه (فاغسلوا وجوهكم و ایدیكم الی الكعبین) كه در اربعین به تفصیل آمده است.
ـ تاویل الایات.
ـ اکسیر السعادتین (آیات الاحكام).

← حدیث


ـ حاشیه كتاب من لایحضره الفقیه.
ـ اربعین (كه ترجمه آن توسط نگارنده انجام پذیرفته است).

← ادعیه و مناجات


ـ حاشیه بر صحیفه سجادیه.
ـ الحدیقه الهلالیه.
ـ الحدیقه الاخلاقیه.
ـ شرع دعای صباح.
ـ مصباح العابدین.
ـ مفتاح الفلاح فی عمل الیوم و اللیله.

← اصول اعتقادات


ـ اثبات وجود القائم.
ـ اجوبه سید زین‌الدین.
ـ الاعتقادیه.
ـ مقارنه بین امامیه و زیدیه.
ـ وجوب شکر المنعم.

← اصول فقه


ـ زبدة الاصول.
ـ شرح عضدی.
ـ حاشیه زبدة الاصول.
ـ شرح حاشیه خطائی.
ـ الوجیزه.

← رجال و اجازات


ـ اجازه او به میرداماد
ـ اجازه او به مجدالدین.
ـ حاشیه خلاصه الاقوال علامه حلی.
ـ حاشیه رجال نجاشی.
ـ حاشیه معالم العلما ابن شهرآشوب مازندرانی.
ـ طبقات الرجال.
ـ الفوائد الرجالیه.
ـ الاجازات.

← ادبیات و علوم عربی


ـ اسرار البلاغه.
ـ تخمیس غزل خیالی بخارایی.
ـ تهذیب البیان.
ـ تعزیت نامه.
ـ حاشیه بر مطول تفتازانی.
ـ دیوان اشعار فارسی و عربی.
ـ ریاض الارواح.
ـ شیر و شکر.
ـ طوطی نامه (شامل ۲۵۰۰ بیت).
ـ فوائد صمدیه.
ـ قصیده در مدح پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله).
ـ كافیه.
ـ كشكول (۵ جلد).
ـ لغز الفوائد الصمدیه.
ـ لغز القانون.
ـ لغز کافیه.
ـ لغز كشاف.
ـ محاسن شعر سیف‌الدوله.
ـ المخلاه.
ـ مكتوب او به سیدمیرزا ابراهیم همدانی.
ـ سوانح سفر الحجاز، معروف به مثنوی نان و حلوا.
ـ نان و پنیر.
ـ وسیله الفوز و الامان فی مدح صاحب الزمان (عجل‌الله‌فرجه‌الشریف).
ـ پند اهل دانش به زبان گربه و موش.

← وقایع الایام


ـ توضیح المقاصد فی ما اتفق فی ایام السنه.

← ریاضیات


ـ اسطرلاب.
ـ انوار الکواکب.
ـ بحر الحساب.
ـ التحفه (اوزان شرعی).
ـ تحفه حاتمی.
ـ تحقیق جهت قبله.
ـ تشریح الافلاک.
ـ حاشیه تشریح الافلاک.
ـ حاشیه شرح التذکره خواجه نصیرالدین طوسی در هیات.
ـ حاشیه شرح قاضی‌زاده روحی.
ـ الحساب.
ـ حل اشكال عطارد و قمر.
ـ خلاصه الحساب و الهندسه.
ـ شرح صحیفه.
ـ صحیفه در اسطرلاب.
ـ استعلام.
ـ تقویم شمس با اسطرلاب.
ـ القبله، ماهیت و علامات آن.
ـ معرفه التقویم.
ـ جبر و مقابله.

← حكمت و فلسفه


ـ انكار جوهر الفرد. شیخ بهایی با استناد به ریاضی و هندسه با اقامه ۹ دلیل، جزء لایتجزّی
[۲۷] محمد معین، فرهنگ فارسی، ج۱، ص۱۳۷ - ۱۳۸.
(اتم: کوچک‌ترین جزء یک عنصر که با چشم دیده نمی‌شود و سابقاً آن را جزء لایتجزی می‌پنداشتند.) را ابطال کرده است.
[۳۲] سیدجعفر غضبان، فلاسفه شیعه، ص۴۲۹.

ـ الوجود الذهنی.
ـ وحدت وجود.

← علوم غریبه


ـ احکام النظر الی کتف الشاه.
ـ رساله جفر.
ـ جفر.
ـ فالنامه.
و چـنـد جـلد كتاب دیگر كه موضوعات آن‌ها مشخص نشده است، مانند: شرح حق المبین، الصراط المستقیم، القدسیه و.

بر بالِ خیال

[ویرایش]

شیخ بهایی از شاعران نامدار صفویه است. شعرهای او به‌ویژه شعرهایی که به سبک عراقی سروده، بسیار زیباست. وی در اشعارش به بهایی تخلّص می‌کرد. از وی اشعار بسیاری به زبان‌های فارسی و عربی به یادگار مانده است. از اشعار عربی اوست:
عُشّاق جَمالِک اِحْتَرَقُوا ••• فی بَحْرِ صِفاتِکَ قَدْ غَرِقُوا
فی بابِ نَوالِکَ قَدْ وَ قَفُوا ••• وَ بِغَیْرِ جَمالِکَ ما عَرَفُوا
نیرانُ الفُرْقَةِ تُحْرِقُهُمْ ••• اَمْواجُ الاَْدْمُعِ تُغْرِقُهُمْ
- شیفتگان جمالت سوختند و در دریای صفات تو غرق شدند
- در آسمان بخشایشت بست نشستند و جز جمال تو نشناختند
- شعله‌های جدایی آنان را می‌سوزاند و امواج اشک آنان را غرق می‌سازد
و نیز از اشعار اوست:
ایهاالقوم الذی فی المدرسه ••• کلّما حصلتموه وسوسه
ذکرکم ان کان فی غیرالحبیب ••• مالکم فی النشاة الاخره نصیب
-‌ای دانش پژوهانی که در مدرسه هستید تمام آموخته‌هایتان وسوسه است
- صحبت‌های شما اگر درباره غیر از دوست (خدا) باشد، بهره‌ای در جهان آخرت نخواهید برد.
حیف باشد از تو‌ای صاحب هنر ••• کاندرین ویرانه ریزی بال و پر
تا به کی‌ای هدهد شهر سبا ••• در غریبی مانده باشی بسته پا
جهد کن این بند از پا باز کن • •• بر فراز لامکان پرواز کن
تا به کی در چاه طبعی سرنگون ••• یوسفی، یوسف بیا از چه برون
تا عزیز مصر ربّانی شوی ••• وارهی از جسم و روحانی شوی

لقمه نانی که باشد شبهه ناک ••• گربه خاک کعبه ابراهیم پاک
گر به دست خود فشاند تخم آن ••• ور به گاو چرخ کردی شخم آن
ور مه نو در حصادش داس کرد ••• ور به سنگ کعبه‌اش دستاس کرد
ور به آب زمزمش کردی عجین ••• مریم آیین پیکری از حور عین
ور بخواندی بر خمیرش بی عدد ••• فاتحه با قل هوالله احد
ور بود از شاخ طوبی آتشش ••• ور شدی روح الامین هیزم کشش
ور تو برخوانی هزاران بسمله ••• بر سر آن لقمه پر ولوله
عاقبت خاصیتش ظاهر شود ••• نفس از آن لقمه تو را قاصر شود
در ره طاعت تو را بی جان کند ••• خانه دینِ تو را ویران کند
شیخ بهایی به اشعار حافظ و مولوی علاقه وافری داشت. دیوان اشعار حافظ و مولوی الهام گرفته از آیات و روایات است و مضامین عرفانی بلندی را در بر دارد. شیخ بهایی درباره مولوی چنین سروده است:
من نمی‌گویم آن عالی‌جناب ••• هست پیغمبر، ولی دارد کتاب
مثنوی معنوی مولوی ••• هست قرآنی، به لفظ پهلوی

حب وطن

[ویرایش]

پیامبر گرامی اسلام فرموده است: «حبّ الوطن من الایمان؛ علاقه به وطن جزء ایمان است.» شیخ بهایی تفسیری نو از این حدیث ارائه می‌کند که بسیار در خور تامل است. تقریباً همه افرادی که این حدیث را معنا کرده‌اند وطن را وطن جغرافیایی و زادگاه دانسته‌اند. برخی از روشنفکران نیز این حدیث را به چیزی در تایید ناسیونالیسم، وطن‌پرستی و ملّی‌گرایی تفسیر کرده‌اند. اما شیخ بهایی در تفسیری تازه از این حدیث چنین می‌سراید:
این وطن مصر و عراق و شام نیست ••• این وطن شهری است کو را نام نیست
زانکه از دنیاست این اوطان تمام ••• مدح دنیا کی کند خیرالانام
‌ای خوش آن کو یابد از توفیق بهر ••• کآورد رو سوی آن بی نام شهر
تو در این اوطان غریبی‌ای پسر ••• خو به غربت کرده‌ای، خاکت به سر
آنقدر در شهر تن، مانده‌ای اسیر ••• کان وطن یکباره رفتت از ضمیر
رو بتاب از جسم و جان را شاد کن ••• موطن اصلی خود را یاد کن
زین جهان تا آن جهان بسیار نیست ••• در میان جز یک نفس در کار نیست
تا به چندان شاهباز پر فتوح ••• بازمانی دور از اقلیم روح

وفات

[ویرایش]

نوشته‌اند: زمانی شیخ بهایی به همراه گروهی از شاگردانش برای خواندن فاتحه به قبرستان رفت. بر سر قبرها می‌نشست و فاتحه‌ای نثار گذشتگان می‌کرد، تا اینکه به قبر بابارکن الدین (وی یکی از عرفاست.) رسید. آوایی شنید که سخت او را تکان داد. از شاگردانش پرسید: شنیدید چه گفت؟ گفتند: نه.
شیخ بهایی پس از آن، حال دیگری داشت. همواره در حال دعا و گریه و زاری بود. گرچه او هیچ‌گاه از عبادت غافل نبود ولی اکنون بیش از پیش، به مناجات و دعا اهمیت می‌داد. مدتی بعد شاگردانش از او پرسیدند آن روز چه شنیدی؟ او گفت: به من گفتند آماده مرگ باشم.
در مـورد تـاریـخ وفـات شـیـخ بـهایی اقوال گوناگون وجود دارد بـه‌طـور كلی آنچه از این اقوال برمی‌آید، وفات شیخ در دوازدهم شوال سال ۱۰۳۰ یا ۱۰۳۱ هجری قمری اتفاق افتاده است و چون صاحب تاریخ عالم آرای عباسی كه نظرش معتبرتر از دیگران است، و همچنین كتاب تنبیهات كه تالیف خود را چند ماه بعد از آن واقعه نوشته است، سال ۱۰۳۰ را ذكر كرده‌اند، از این‌رو گفته كسانی كه وفات شیخ را در این سال نوشته‌اند، صحیح‌تر به نظر می‌رسد.
در ایـن صـورت وفات شیخ در دوازدهم ماه شوال سال ۱۰۳۰ ه ق در شهر اصفهان روی داده است، و بدن مطهر او را از اصفهان به مشهد مقدس انتقال داده بنابر وصیتش او را در خانه‌اش که نزدیک حرم امام رضا (علیه‌السّلام) قرار داشت، به خاک سپردند. نماز او را شاگرد بزرگوارش مجلسی اول اقامه کرد که در آن نزدیک به ۵۰ هزار نفر شرکت داشتند.
[۳۴] تفرشی، نقد الرجال، ج۴، ص۱۸۶، پاورقی، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، چاپ اول ۱۴۱۸.
اکنون آرامگاه شیخ بهایی در یکی از رواق‌های حرم مطهّر امام رضا (علیه‌السّلام) قرار دارد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. سیدعلی بروجردی، طرائف المقال، ج۲، ص۳۹۲، تحقیق سیدمهدی رجائی اول، ۱۴۱۰.    
۲. محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۴، ص۱۲۶ - ۱۲۹.    
۳. زین‌الدین بن علی بن احمد عاملی، مشعل شریعت.
۴. علی صادقی، از مجموعه دیدار با ابرار، ص۴۵.
۵. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۸، ص۱۷.    
۶. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۳۴، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت ۱۴۰۶.    
۷. رک:سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۳۴.    
۸. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۵۹.
۹. سیدحسن صدر، تکمله امل الآمل، ص۳۴۳، م ۱۳۵۴، تحقیق سیداحمد حسینی، چاپ خیام قم، ۱۴۰۶.    
۱۰. آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۵، ص۸۷.
۱۱. شیخ بهایی، کتاب الاثنا عشریه‌، ج۱، ص ۱۱، مقدمه و تحقیق محمد حسون، اشراف سیدمحمود المرعشی، چاپ اول، جمادی الآخره، منشورات مکتبة آیة‌الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۹.
۱۲. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۳۹، دار التعارف للمطبوعات، بیروت ۱۴۰۶.    
۱۳. هود/سوره۱۱، آیه۱۱۳.    
۱۴. روح‌الله خمینی، صحیفه نور، ج۱، ص۲۵۸.    
۱۵. سیدحسن صدر، شرح فقیه، به نقل از تکمله امل الآمل.
۱۶. عباس قمی، مشاهیر دانشمندان اسلام، ۱۳۵۱، ترجمه محمدجواد نجفی و محمدباقر کمره‌ای، تهران، اسلامیه.
۱۷. عبدالکریم گزی، تذکرة القبور، ص۶۰، م ۱۳۴۱، چاپ اول ثقفی اصفهان، ۱۴۰۵.
۱۸. محمدمحسن طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۱۵۳، دار الاضواء، بیروت لبنان، ۱۳۸۹ه. ق.    
۱۹. عباس قمی، فوائدالرضویه، ص۲۴۹.
۲۰. عباس قمی، فوائدالرضویه، ص۵۰۶.
۲۱. آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۵، ص۸۶ - ۸۷.    
۲۲. شیخ بهایی، کشکول شیخ بهایی، ترجمه ساعدی، ص۷.    
۲۳. عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار شیعه، ص۲۲۳.
۲۴. آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۵، ص۸۵ - ۸۶.    
۲۵. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۲۴.
۲۶. سوره مائده(۵)، آیه۶.    
۲۷. محمد معین، فرهنگ فارسی، ج۱، ص۱۳۷ - ۱۳۸.
۲۸. محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۳۰۸.    
۲۹. محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ج۳، ص۳۱۲.    
۳۰. محمد بن حسن حر عاملی، امل الامل، تحقیق سیداحمد حسینی، ج۱، ص۱۵۵ - ۱۵۶.    
۳۱. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۴۴ - ۲۴۵.    
۳۲. سیدجعفر غضبان، فلاسفه شیعه، ص۴۲۹.
۳۳. عباس قمی، سفینة البحار، ج۲، در ذیل کلمه وطن.    
۳۴. تفرشی، نقد الرجال، ج۴، ص۱۸۶، پاورقی، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، چاپ اول ۱۴۱۸.
۳۵. سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۹، ص۲۴۵.    
۳۶. عباس قمی، الکنی و الالقاب، ج۲، ص۱۰۱.    


منبع

[ویرایش]
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «بهاءالدین محمد عاملی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱۰/۱۷.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «بهاءالدین محمد عاملی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱۰/۱۷.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «بهاءالدین محمد بن حسین عاملی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱۰/۱۷.    


رده‌های این صفحه : مقالات اندیشه قم | مقالات پژوهه




جعبه ابزار