صلح حدیبیهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حُدَیبیه، پیمان صلحی که در سال ششم هجری بین حضرت محمد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم و مشرکان مکه امضا شد و در سوره فتح به آن اشاره شده است.

فهرست مندرجات
۱ - موقعیت جغرافیایی حدیبیه
۲ - سفر پیامبر و همراهان به سمت مکه
       ۲.۱ - تعداد همراهان این سفر
       ۲.۲ - وجود شترها در میان کاروان
       ۲.۳ - حمله احتمالی مشرکان مکه به کاروان مسلمانان
       ۲.۴ - استقرار در منطقه حدیبیه
       ۲.۵ - فرستادن نماینده هایی از سوی طرفین برای مذاکره
              ۲.۵.۱ - خدعه نمایندگان قریش برای حمله به مسلمانان
              ۲.۵.۲ - انتخاب عمر به عنوان نماینده ارسالی به سوی مکه
              ۲.۵.۳ - فرستادن عثمان به مکه از سوی پیامبر
       ۲.۶ - بیعت رضوان
       ۲.۷ - بستن صلح حدیبیه بین طرفین
       ۲.۸ - انعطاف پیامبر در صلح حدیبیه
۳ - مفاد صلح حدیبیه
۴ - نقض بند اول صلح حدیبیه از سوی قریشیان
۵ - لغو بند سوم صلح حدیبیه از سوی قریش
۶ - اقامت ده روزه مسلمانان در سرزمین حدیبیه
۷ - قربانی کردن شترها در سرزمین حدیبیه
۸ - سفر حج سال هفتم هجری
۹ - نزول سوره فتح بر پیامبر
       ۹.۱ - نظرات مفسران مبنی بر مصداق وعده فتح مبین
۱۰ - تقسیم غنایم جنگ
۱۱ - برکات صلح حدیبیه
۱۲ - کتابنامه
۱۳ - پانویس
۱۴ - منبع

موقعیت جغرافیایی حدیبیه[ویرایش]

به نوشته یاقوت حموی (ذیل مادّه)، حدیبیه ــکه اهل حجاز آن را به تشدید (حدیبیه) و عراقیان به تخفیف یاء می‌خوانندــ نام قریه‌ای در یک منزلی مکه و نُه منزلی مدینه است. [۱] به گفته وی، قسمتی از آن داخل حرم و قسمت دیگر خارج از حرم قرار دارد و نام آن برگرفته از اسم چاه حدیبیه یا درختی به نام حَدْباء است که در آن ناحیه قرار داشتند. [۲]

سفر پیامبر و همراهان به سمت مکه[ویرایش]

پیامبر اکرم پس از رؤیایی حاکی از ورود خودش و مسلمانان به مسجدالحرام و زیارت خانه خدا، اصحاب را برای عزیمت به مکه و ادای مراسم عمره فراخواند و چون از کینه‌توزی و جنگ‌افروزی قریش یا ممانعت آنان بیمناک بود، اعراب اطراف مدینه را نیز به همراهی در این سفر دعوت کرد. [۳] کاروان مسلمانان، متشکل از مهاجران و انصار و عربهایی که به آنان پیوستند، روز دوشنبه اول ذیقعده سال ششم مدینه را به سوی مکه ترک کرد. [۴] [۵]

← تعداد همراهان این سفر
درباره تعداد همراهان پیامبر در این سفر، اقوال گوناگونی وجود دارد که ظاهراً روایت جابربن عبداللّه انصاری، مبنی بر اینکه «ما اصحاب حدیبیه ۱۴۰۰ تن بودیم»، مشهورتر است. چهار زن نیز در این جمع حضور داشتند که یکی از آنان ام سلمه، همسر پیامبر، بود. [۶] پیامبر عبداللّه‌بن اُمّ مکتوم [۷] [۸] یا نُمَیلَةبن عبداللّه لیثی [۹] را به جانشینی خود در مدینه منصوب کرد.

← وجود شترها در میان کاروان
به فرمان پیامبر، مسلمانان سلاحی جز سلاح مسافر (شمشیر در نیام) نداشتند و برای اینکه نشان دهند قصدشان جنگ نیست، احرام بستند و هفتاد شتر قربانی را که با جُل پوشانده بودند، پیشاپیش کاروان راندند. [۱۰] [۱۱] گفته شده است شتر ابوجهل نیز، که پیامبر در جنگ بدر به غنیمت گرفته بود، به‌صورتی نمادین در میان دیگر قربانیها بوده است. [۱۲]

← حمله احتمالی مشرکان مکه به کاروان مسلمانان
در میانه راه، به پیامبر خبر رسید که مشرکان مکه از حرکت مسلمانان مطّلع شده و قسم خورده‌اند که مانع ورود آنان به مکه شوند. [۱۳] قریش جنگجویان خود را در بَلْدَح در خارج مکه مستقر کردند و خالدبن ولید را با دویست سوار تا کُراع‌الغَمیم به مقابله مسلمانان فرستادند. [۱۴] رسول خدا با شنیدن این خبر، فرمود: «وای بر قریش که جنگ آنان را نابود کرد» . [۱۵]
پیامبر، با راهنمایی چند تن از بنی‌اسلم، از بیراهه مسیر خود را به سوی مکه ادامه داد تا با جنگجویان قریش مواجه نشود. [۱۶] در این مسیر، مسلمانان برای اولین بار نماز خوف به‌جا آوردند، تا مراقب حملات احتمالی دشمن از اطراف باشند.

← استقرار در منطقه حدیبیه
هنگامی که قافله مسلمانان از راه ثَنِیةالمُرار به منطقه حدیبیه رسید، ناگهان شتر پیامبر (قَصواء) بر زمین نشست. مسلمانان به فرمان رسول خدا در همان ناحیه فرود آمدند. به معجزه پیامبر، چاه آب خشکی که در آنجا بود، پر آب شد و همه سیراب شدند و حتی چندبار باران بارید. [۱۷] [۱۸]

← فرستادن نماینده هایی از سوی طرفین برای مذاکره
پس از استقرار پیامبر در حدیبیه، بُدَیل‌بن وَرقاء خُزاعی و گروهی از قبیله خزاعه نزد رسول خدا آمدند. پیامبر اکرم به ایشان گفت که آنان قصد جنگ ندارند و فقط برای زیارت خانه خدا آمده‌اند. خزاعیها این سخن را به اطلاع قریش رساندند، اما قریش گفتند اگر هم محمد قصد جنگ ندارد، هرگز اجازه نمی‌دهیم به‌زور وارد مکه شود تا عربها ما را شماتت کنند. [۱۹]
پس از آن، نمایندگان قریش، همچون حُلَیس‌بن عَلْقَمه (سالار احابیش، از قبایل متحد قریش) و عروةبن مسعود ثقفی، یکی پس از دیگری به اردوی مسلمانان رفتند، اما میان طرفین توافقی حاصل نشد.
درواقع، سران قریش (از جمله ابوسفیان که در سال پنجم هجرت در جنگ احزاب موفقیتی در مقابل مسلمانان به دست نیاورده و در میان مردم عرب سرافکنده بودند) ورود مسلمانان به مکه را نوعی تحقیر خود و موجب طعن بیشتر اعراب می‌دانستند.

←← خدعه نمایندگان قریش برای حمله به مسلمانان
مشرکان در پی‌ بهانه‌ای بودند که به مسلمانان حمله و آنان را نابود کنند، به‌ویژه آنکه می‌دانستند ایشان جز شمشیر سلاح دیگری به همراه ندارند؛ اما تدابیر پیامبر مانع از موفقیت قریش گردید و عده‌ای از مشرکان به اسارت مسلمانان درآمدند و عده دیگر نیز گریختند.

←← انتخاب عمر به عنوان نماینده ارسالی به سوی مکه
پیامبر تصمیم گرفت نماینده دیگری به سوی قریش بفرستد؛ ابتدا عمربن خطّاب را برگزید، اما عمر گفت که در مکه اقوام قدرتمندی ندارد که از او حمایت کنند و قریش از عداوت زیاد وی با آنها مطّلع‌اند و ممکن است او را به قتل برسانند. بنابراین از رفتن به مکه اجتناب ورزید و عثمان‌بن عفان را به پیامبر پیشنهاد کرد، زیرا عثمان از بنی‌امیه بود و اقوام بانفوذی در میان سران قریش داشت. [۲۰] [۲۱]

←← فرستادن عثمان به مکه از سوی پیامبر
پیامبر عثمان را به مکه فرستاد و برای چندمین‌بار مکیان را از قصد خود (زیارت خانه خدا و بازگشت به مدینه) مطّلع کرد، که البته آنان نپذیرفتند. مشرکان اجازه بازگشت به عثمان ندادند و در پی آن، شایع شد که قریش وی را به قتل رسانده‌اند.

← بیعت رضوان
در پی نشر این خبر، رسول خدا اصحاب را به بیعتِ معروف به بیعت رضوان فراخواند. به‌گفته برخی، مسلمانان بیعت کردند که فرار نکنند، نه آنکه تا پای مرگ مقاومت کنند. همه اصحاب حاضر در حدیبیه، به جز جَدّبن قَیس، با پیامبر بیعت کردند. [۲۲]

← بستن صلح حدیبیه بین طرفین
پس از مدتی معلوم شد که عثمان کشته نشده و در مکه محبوس بوده است. [۲۳] قریش نماینده‌ای به سوی مسلمانان فرستادند و به او تأکید کردند که کار را فیصله دهد و با مسلمانان پیمان صلحی ببندد که به‌موجب آن، مسلمانان در آن سال بدون زیارت خانه خدا به مدینه بازگردند و سال بعد وارد مکه شوند تا بدین صورت مکیان مورد شماتت سایر اعراب قرار نگیرند. این نماینده سهیل‌بن عمرو نام داشت و پیامبر با دیدن او گفت: «قریش با فرستادن این مرد، قصد صلح دارند». [۲۴] پس از توافق دو طرف در مورد آزادی اسرا، میان پیامبر و نماینده قریش پیمان صلحی به امضا رسید.

← انعطاف پیامبر در صلح حدیبیه
پیامبر چون به فواید این صلح آگاه بود، انعطاف زیادی نشان داد که موجب انتقاد و خشم برخی صحابه شد و حتی سخنان درشت و سؤالات طعنه‌آمیزی در مورد پیامبر از آنان شنیده می‌شد.
نمونه‌ای از انعطاف پیامبر، قبول درخواست سهیل‌بن عمرو بود مبنی بر حذف «بسم‌اللّه‌الرحمن‌الرحیم» از ابتدای صلح‌نامه و نوشتن «باسمک‌اللهم» به‌جای آن، و نیز حذف عنوان رسول‌اللّه بعد از نام آن حضرت و نوشتن «محمدبن عبداللّه» به‌جای آن.

مفاد صلح حدیبیه[ویرایش]

مُفاد صلح نامه حدیبیه چنین بود: ۱) ده سال میان طرفین صلح برقرار گردد تا مردم در امنیت و آرامش زندگی کنند. [۲۵] ۲)مسلمانان آن سال بدون زیارت خانه خدا به مدینه بازگردند و سال بعد برای به جا آوردن عمره وارد مکه شوند، مشروط بر اینکه جز سلاح مسافر، سلاحی به همراه نداشته باشند و بیش از سه روز در مکه اقامت نکنند، قریش نیز در این مدت شهر را ترک خواهند کرد. ۳)مسلمانان متعهد شدند افرادی را که از مکه به مدینه می‌گریزند، به مکه بازگردانند، اما طرف مقابل چنین تعهدی نسبت به فراریان مدینه نداشت. ۴)سایر قبایل در هم‌پیمانی با قریش و مسلمانان آزاد و مختار باشند. [۲۶] [۲۷] [۲۸] [۲۹]

نقض بند اول صلح حدیبیه از سوی قریشیان[ویرایش]

قریشیان، در کمتر از دو سال، بند اول صلح‌نامه را نقض کردند، زیرا طبق بند پایانی، قبیله بنی‌خزاعه با مسلمانان و قبیله بنی‌بکر با قریش هم‌پیمان شدند، اما در نبردی که در سال هشتم میان این دو قبیله رخ‌داد، مردانی از قریش به نفع بنی‌بکر، افرادی از بنی‌خزاعه را کشتند.
این به معنای نقض صلح حدیبیه بود و با اینکه ابوسفیان شخصآ برای عذرخواهی به مدینه رفت، عذرش پذیرفته نشد و در اندک مدتی، پیامبر با سپاهی انبوه، که در زمان صلح و گسترش اسلام گردآمده بودند، عازم فتح مکه شد . [۳۰]

لغو بند سوم صلح حدیبیه از سوی قریش[ویرایش]

بند مربوط به استرداد یک‌طرفه فراریان نیز به زودی و به درخواست قریش لغو شد. این بند اولین بندی بود که در همان ساعات اولیه انعقاد صلح به اجرا در آمده بود.
هرچند پیش از این و طبق آیه ۱۰ سوره ممتحنه، بازگرداندن زنان مؤمنی که از مکه به مدینه می‌گریختند، ممنوع شده بود. [۳۱]

اقامت ده روزه مسلمانان در سرزمین حدیبیه[ویرایش]

بنابر روایات مختلف، مسلمانان ده روز و اندی، و به قولی بیست روز، در سرزمین حدیبیه اقامت کردند.

قربانی کردن شترها در سرزمین حدیبیه[ویرایش]

رسول خدا در خارج از حرم خیمه زده بود، ولی در حرم نماز می‌گزارد. چون نوشتن صلح‌نامه پایان یافت و مردانی از مسلمانان و مشرکان بر آن گواهی دادند، پیامبر به همراهانش فرمان داد که به نشانه حج، شتران خود را قربانی کنند و سرهایشان را بتراشند.
بیشتر اصحاب، به‌دلیل ناخرسندی از به جا نیاوردن حج و چون صلح حدیبیه را نوعی شکست می‌دانستند، از فرمان پیامبر سرپیچی کردند، اما پس از آنکه رسول‌خدا به تنهایی اقدام به به‌جا آوردن این اعمال کرد، آنان نیز تبعیت کردند [۳۲] [۳۳] [۳۴] ، سپس رسول خدا و مسلمانان به مدینه بازگشتند. [۳۵]

سفر حج سال هفتم هجری[ویرایش]

طبق معاهده حدیبیه، سال بعد (سال هفتم) پیامبر و مسلمانان به مکه رفتند و سه روز در نبود قریش در آنجا اقامت کردند و اعمال عمره را به جای آوردند. این واقعه به عمرةالقضاء معروف است. [۳۶]

نزول سوره فتح بر پیامبر[ویرایش]

در راه بازگشت از حدیبیه به مدینه، سوره فتح بر پیامبر نازل شد که خدا در آن، صلح حدیبیه را «فتح مبین» نامیده و با اعلام رضایت از بیعت‌کنندگان، وعده پیروزیها و غنیمتهای فراوان به مسلمانان داده بود. [۳۷] [۳۸]

← نظرات مفسران مبنی بر مصداق وعده فتح مبین
به نظر غالب مفسران، این وعده راجع به فتح خیبر است که در سال هفتم اتفاق افتاد و غنایم زیادی نصیب مسلمانان گردید. اما برخی نیز آن را مربوط به فتح مکه دانسته‌اند.

تقسیم غنایم جنگ[ویرایش]

به‌دستور پیامبر، غنایم این جنگ تنها میان حاضران در حدیبیه تقسیم شد . [۳۹]

برکات صلح حدیبیه[ویرایش]

صلح حدیبیه، به شهادت تاریخ و طبق پیش‌بینیهای پیامبر و وعده‌های قرآنی، برکات زیادی برای مسلمانان در پی‌داشت.
به گفته مورخان، در صدر اسلام فتحی عظیم‌تر از فتح حدیبیه صورت نگرفت، زیرا در پرتو آن، آتش جنگ فرونشست و دعوت به اسلام رواج گرفت و اسلام در سراسر جزیرةالعرب گسترش یافت؛ به گونه‌ای که از آغاز پیمان صلح تا نقض آن ( ۲۲ ماه)، تعداد کسانی که به اسلام گرویدند، بیش از کل تعداد مسلمانان تا آن زمان بود، چنان‌که سپاه پیامبر در سال هشتم و در جریان فتح مکه به ده‌هزار تن رسید و بزرگان قریش، مانند ابوسفیان و عمروعاص و خالدبن ولید، در همین دوران به اسلام گرویدند.
در عین حال آرامش حاصل از صلح حدیبیه سبب شد که پیامبر علاوه بر تشدید فعالیتهای تبلیغی در شبه‌جزیره، به سرزمینهای خارجی هم توجه کند و در سال هفتم، پادشاهان و سران ممالک اطراف را نیز به اسلام دعوت نماید.
اما مهم‌ترین فایده این صلح، زمینه‌سازی برای فتح مکه بود که مدت کوتاهی پس از صلح حدیبیه به وقوع پیوست.

کتابنامه[ویرایش]

(۱) علاوه بر قرآن.
(۲) ابن‌اثیر.
(۳) ابن‌سعد (بیروت).
(۴) ابن‌هشام، السیرة النبویة، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
(۵) علی‌بن ابراهیم حلبی، السیرة الحلبیة، بیروت ( ۱۳۲۰)، چاپ افست.
(۶) طباطبایی.
(۷) فضل‌بن حسن طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم ۱۴۱۷.
(۸) فضل‌بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل‌اللّه یزدی طباطبائی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۹) طبری، تاریخ (بیروت).
(۱۰) طبری، جامع.
(۱۱) محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.
(۱۲) یاقوت حموی.
(۱۳) یعقوبی، تاریخ.


پانویس[ویرایش]
 
۱. یاقوت حموی، ذیل ماده.
۲. یاقوت حموی، ذیل ماده.
۳. السیرة النبویة ج۲، ص۷۷۶.
۴. محمدبن عمر واقدی ج۲، ص۵۷۳.
۵. ابن‌سعد ج۲، ص ۹۵.
۶. کتاب المغازی ج۲، ص ۵۷۴.
۷. کتاب المغازی ج۲، ص۵۷۳.
۸. ابن‌سعد ج۲، ص۹۵.
۹. السیرة النبویة ج۲، ص۷۷۶.
۱۰. السیرة النبویة ج۲، ص۷۷۶.
۱۱. ابن‌سعد ج۲، ص۹۵.
۱۲. کتاب المغازی ج۲، ص۵۷۳.
۱۳. السیرة النبویة ج۲، ص۷۷۷.
۱۴. ابن‌سعد ج۲، ص۹۵.
۱۵. السیرة النبویة ج۲، ص۷۷۷.
۱۶. السیرة النبویة ج۲، ص۷۷۷.
۱۷. السیرة النبویة ج۲، ص۷۷۸.
۱۸. ابن‌سعد ج۲، ص۹۶.
۱۹. السیرة النبویة ج۲، ص۷۷۹.
۲۰. السیرة النبویة ج۲، ص۷۸۲.
۲۱. ابن‌اثیر ج۲، ص۲۰۳.
۲۲. السیرة النبویة ج۲، ص۷۸۲.
۲۳. ابن‌اثیر ج۲، ص۲۰۳.
۲۴. السیرة النبویة ج۲، ص۷۸۳.
۲۵. تاریخ ج۲، ص۵۴۲.
۲۶. کتاب المغازی ج۲، ص۶۱۱ـ۶۱۲.
۲۷. السیرة النبویة ج۲، ص۷۸۴.
۲۸. ابن‌اثیر، ج۲، ص۲۰۴.
۲۹. تاریخ ج۲، ص۵۴۲.
۳۰. ابن‌اثیر ج۲، ص۲۳۹ـ۲۴۴.
۳۱. السیرة النبویة ج۲، ص۷۹۰ـ۷۹۱.
۳۲. کتاب المغازی ج۲، ص۶۱۳.
۳۳. تاریخ ج۲، ص۵۵.
۳۴. السیرة النبویة ج۲، ص۷۸۵.
۳۵. تاریخ ج۲، ص۵۵.
۳۶. ابن‌اثیر، ج۲، ص۲۲۷.
۳۷. کتاب المغازی ج۲، ص ۶۱۷ـ۶۲۳.
۳۸. السیرة النبویة ج۲، ص۷۸۶ـ۷۸۸.
۳۹. السیرة النبویة ج۲، ص۸۰۹ـ۸۱۰.


منبع[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، مقاله شماره۵۸۷۱.    






جعبه‌ابزار