ضلالت منافقان (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از مصادیق ضلالت‌پیشگان که در آیات قرآن بیان شده، منافقان هستند.


گمراه بودن منافقان

[ویرایش]

منافقان، گمراهانى هدایت ناپذير:
۱. «ومِنَ النّاسِ مَن يَقولُ ءامَنّا بِاللَّهِ وبِاليَومِ الأخِرِ وما هُم بِمُؤمِنين • اولكَ الَّذينَ اشتَرَوُا الضَّللَةَ بِالهُدى‌ فَما رَبِحَت تِجرَتُهُم وما كانوا مُهتَدين • مَثَلُهُم كَمَثَلِ الَّذِى استَوقَدَ نارًا فَلَمّا اضاءَت ما حَولَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنورِهِم وتَرَكَهُم فى ظُلُمتٍ لايُبصِرون؛گروهى از مردم كسانى هستند كه مى‌گويند: به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‌ايم. درحالى كه ايمان نياورده‌اند. آنان كسانى هستند كه گمراهى را با از دست دادن هدايت خريده‌اند؛ و اين تجارت آنها سودى نداده؛ و هدايت نيافته‌اند. آنان (منافقان‌) همانند كسانى هستند كه آتشى افروخته‌اند (تا از تاريكى وحشتناك رهايى يابند)، ولى همين كه آتش اطرافشان را روشن ساخت، خداوند روشنايى آنها را گرفته؛ و در تاريكيها رهايشان مى‌سازد، در حالى كه چيزى را نمى‌بينند.»
۲. «فَما لَكُم فِى المُنفِقينَ فِئَتَينِ واللَّهُ اركَسَهُم بِما كَسَبوا اتُريدونَ ان تَهدوا مَن اضَلَّ اللَّهُ ومَن يُضلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبيلا؛چرا درباره منافقين دو دسته شده‌ايد؟! بعضى جنگ با آنها را ممنوع و بعضى مجاز مى‌دانيد. در حالى‌كه خداوند بخاطر اعمالشان، افكار آنها را كاملًا وارونه كرده است. آيا شما مى‌خواهيد كسانى را كه خداوند بر اثر اعمال زشتشان گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، هرگز راهى براى هدايت او نخواهى يافت.»
۳. «انَّ المُنفِقينَ يُخدِعونَ اللَّهَ وهُوَ خدِعُهُم واذَا قاموا الَى الصَّلوةِ قاموا كُسالى‌ يُراءونَ النّاسَ ولا يَذكُرونَ اللَّهَ الّا قَليلا • مُذَبذَبينَ بَينَ ذلِكَ لا الى‌ هؤُلاءِ ولا الى‌ هؤُلاءِ ومَن يُضلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبيلا؛منافقان به گمان خود مى‌خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‌دهد؛ و هنگامى كه به نماز بر مى‌خيزند، با كسالت برمى‌خيزند؛ ودر برابر مردم ريا مى‌كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‌نمايند. آنها افراد بى‌هدفى هستند كه نه سوى اينها هستند، و نه سوى آنها. در واقع، نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران. و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى نجات او نخواهى يافت.»
۴. «والَّذينَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا ... • افَمَن اسَّسَ بُنينَهُ عَلى‌ تَقوى‌ مِنَ اللَّهِ ورِضونٍ خَيرٌ ام مَن اسَّسَ بُنينَهُ عَلى‌ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانهارَ بِهِ فى نارِ جَهَنَّمَ واللَّهُ لا يَهدِى القَومَ الظلِمين • لا يَزالُ بُنينُهُمُ الَّذى بَنَوا ريبَةً فى قُلوبِهِم الّا ان تَقَطَّعَ قُلوبُهُم واللَّهُ عَليمٌ حَكيم؛ (گروهى ديگر از منافقان) كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان رساندن (به اسلام) ... آيا كسى كه شالوده آن را بر تقوای الهی و خشنودى او بناكرده بهتر است، يا كسى كه شالوده آن را بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرو مى‌ريزد؟! و خداوند گروه ستمکاران راهدايت نمى‌كند. بنايى را كه آنها ساختند، همواره بصورت وسيله شك و ترديد، در دلهايشان باقى مى‌ماند؛ مگر اين‌كه دلهايشان پاره پاره شود و بميرند؛ (وگرنه، هرگز از دل آنها بيرون نمى‌رود)؛ و خداوند دانا و حكيم است. »
۵.«إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ‌ • سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ؛هنگامى‌كه منافقان نزد تو آيند مى‌گويند: ما شهادت مى‌دهيم كه به يقين تو پيامبر خدا هستى! خداوند مى‌داند كه تو پيامبر او هستى، ولى خداوند شهادت مى‌دهد كه منافقان دروغگو هستند (زيرا به گفته خود ايمان ندارند). براى آنها آمرزش بخواهى يا نخواهى بر ايشان تفاوت نمى‌كند، هرگز خداوند آنان را نمى‌بخشد؛ زيرا خداوند گروه فاسقان لجوج و منافق را هدايت نمى‌كند.»
۶. «... ولِيَقولَ الَّذينَ فى قُلوبِهِم مَرَضٌ والكافِرونَ ماذا ارادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشاءُ ...؛... و بيماردلان و كافران بگويند: خدا از اين سخن چه منظورى دارد؟! آرى اين گونه خداوند هركس را بخواهد گمراه مى‌سازد....» مقصود از «مرض» شك و نفاق است.

اراده شیطان در ضلالت منافقان

[ویرایش]

اراده شيطان، مبنى بر گمراهى عميق منافقان:
«الَم تَرَ الَى الَّذينَ يَزعُمونَ انَّهُم ءامَنوا ... ويُريدُ الشَّيطنُ ان يُضِلَّهُم ضَللًا بَعيدا • واذَا قيلَ لَهُم‌ ... رَايتَ المُنفِقينَ‌ ...؛ آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‌كنند ايمان آورده‌اند، ... امّا شيطان مى‌خواهد آنان را در گمراهى دورى بيفكند. و هنگامى كه به آنها گفته شود: ... منافقان را مى‌بينى....»

خریداران ضلالت

[ویرایش]

منافقان، خريداران گمراهی، در برابر از دست دادن هدايت:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ‌ • أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‌ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ؛ گروهى از مردم كسانى هستند كه مى‌گويند: به خدا و روز بازپسين ايمان آورده‌ايم. درحالى كه ايمان نياورده‌اند. آنان كسانى هستند كه گمراهى را با از دست دادن هدايت خريده‌اند؛ و اين تجارت آنها سودى نداده؛ و هدايت نيافته‌اند.»

برگشت به ضلالت

[ویرایش]

اعمال نارواى منافقان، عامل برگشت آنان به کفر و ضلالت:
«فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا • وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا ...؛چرا درباره منافقين دو دسته شده‌ايد؟! بعضى جنگ با آنها را ممنوع و بعضى مجاز مى‌دانيد. در حالى‌كه خداوند بخاطر اعمالشان، افكار آنها را كاملًا وارونه كرده است. آيا شما مى‌خواهيد كسانى را كه خداوند بر اثر اعمال زشتشان گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، هرگز راهى براى هدايت او نخواهى يافت. آنان آرزو مى‌كنند كه شما هم مانند ايشان كافر شويد....»

نشانه ضلالت منافقان

[ویرایش]

تحیّر و سرگردانى ميان كفر و ايمان، از نشانه‌هاى گمراهى منافقان:
«إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا • مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا؛منافقان به گمان خود مى‌خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‌دهد؛ و هنگامى كه به نماز بر مى‌خيزند، با كسالت برمى‌خيزند؛ ودر برابر مردم ريا مى‌كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‌نمايند. آنها افراد بى‌هدفى هستند كه نه سوى اينها هستند، و نه سوى آنها. در واقع، نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران. و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى نجات او نخواهى يافت.»

عوامل ضلالت منافقان‌

[ویرایش]
عوامل گمراهی منافقان عبارتند از:

← رياكارى‌


ریاکاری منافقان، باعث گمراهى آنان:
«إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا • مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا؛منافقان به گمان خود مى‌خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‌دهد؛ و هنگامى كه به نماز بر مى‌خيزند، با كسالت برمى‌خيزند؛ ودر برابر مردم ريا مى‌كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‌نمايند. آنها افراد بى‌هدفى هستند كه نه سوى اينها هستند، و نه سوى آنها. در واقع، نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران. و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى نجات او نخواهى يافت.»

← شک


شک و تردید منافقان بين كفر و ايمان، عامل گمراهى آنان:
«إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا • مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا؛منافقان به گمان خود مى‌خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‌دهد؛ و هنگامى كه به نماز بر مى‌خيزند، با كسالت برمى‌خيزند؛ ودر برابر مردم ريا مى‌كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‌نمايند. آنها افراد بى‌هدفى هستند كه نه سوى اينها هستند، و نه سوى آنها. در واقع، نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران. و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى نجات او نخواهى يافت.»

← شيطان‌


شیطان، عامل گمراهى منافقان:
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً • وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‌ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً؛ آيا نديدى كسانى را كه گمان مى‌كنند به آنچه از كتابهاى آسمانى كه بر تو و پيش از تو نازل شده، ايمان آورده‌اند، در حالى كه مى‌خواهند براى داوری نزد طاغوت و حكّام باطل بروند؟! با اين‌كه به آنها دستور داده شده كه به طاغوت كافر شوند. امّا شيطان مى‌خواهد آنان را در گمراهى دورى بيفكند. و هنگامى كه به آنها گفته شود: به سوى آنچه خداوند نازل كرده، و به سوى پيامبر بياييد، منافقان را مى‌بينى كه از قبول دعوت تو، به شدّت اعراض مى‌كنند.»

← عمل منافقان‌


اعمال نارواى منافقان، عامل گمراهى و واژگونه شدن فهم و درك آنان:
«فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا؛چرا درباره منافقين دو دسته شده‌ايد؟! بعضى جنگ با آنها را ممنوع و بعضى مجاز مى‌دانيد. در حالى‌كه خداوند بخاطر اعمالشان، افكار آنها را كاملًا وارونه كرده است. آيا شما مى‌خواهيد كسانى را كه خداوند بر اثر اعمال زشتشان گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، هرگز راهى براى هدايت او نخواهى يافت.»

← فسق‌


فسق، عامل گمراهى منافقان:
«إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ‌ • سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ؛هنگامى‌كه منافقان نزد تو آيند مى‌گويند: ما شهادت مى‌دهيم كه به يقين تو پيامبر خدا هستى! خداوند مى‌داند كه تو پيامبر او هستى، ولى خداوند شهادت مى‌دهد كه منافقان دروغگو هستند (زيرا به گفته خود ايمان ندارند). براى آنها آمرزش بخواهى يا نخواهى بر ايشان تفاوت نمى‌كند، هرگز خداوند آنان را نمى‌بخشد؛ زيرا خداوند گروه فاسقان لجوج و منافق را هدايت نمى‌كند.»

← كسالت‌


كسالت و تنبلی منافقان در به جا آوردن نماز، عامل گمراهى آنان:
«إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا • مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا؛منافقان به گمان خود مى‌خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‌دهد؛ و هنگامى كه به نماز بر مى‌خيزند، با كسالت برمى‌خيزند؛ ودر برابر مردم ريا مى‌كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‌نمايند. آنها افراد بى‌هدفى هستند كه نه سوى اينها هستند، و نه سوى آنها. در واقع، نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران. و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى نجات او نخواهى يافت.»»

← كمى ياد خدا


كمى یاد خدا، از سوى منافقان، سبب گمراهى آنان:
«إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا • مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا؛منافقان به گمان خود مى‌خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‌دهد؛ و هنگامى كه به نماز بر مى‌خيزند، با كسالت برمى‌خيزند؛ ودر برابر مردم ريا مى‌كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‌نمايند. آنها افراد بى‌هدفى هستند كه نه سوى اينها هستند، و نه سوى آنها. در واقع، نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران. و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى نجات او نخواهى يافت.»»

← مكر


مکر و خدعه منافقان با خدا، مايه گمراهى آنان:
«إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا • مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‌ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا؛منافقان به گمان خود مى‌خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى كه او آنها را فريب مى‌دهد؛ و هنگامى كه به نماز بر مى‌خيزند، با كسالت برمى‌خيزند؛ ودر برابر مردم ريا مى‌كنند؛ و خدا را جز اندكى ياد نمى‌نمايند. آنها افراد بى‌هدفى هستند كه نه سوى اينها هستند، و نه سوى آنها. در واقع، نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران. و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى نجات او نخواهى يافت.»

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بقره/سوره۲، آیه۸.    
۲. بقره/سوره۲، آیه۱۶.    
۳. بقره/سوره۲، آیه۱۷.    
۴. نساء/سوره۴، آیه۸۸.    
۵. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۶. نساء/سوره۴، آیه۱۴۳.    
۷. توبه/سوره۹، آیه۱۰۷.    
۸. توبه/سوره۹، آیه۱۰۹.    
۹. توبه/سوره۹، آیه۱۱۰.    
۱۰. منافقون/سوره۶۳، آیه۱.    
۱۱. منافقون/سوره۶۳، آیه۶.    
۱۲. مدّثر/سوره۷۴، آیه۳۱.    
۱۳. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۱۸۲.    
۱۴. نساء/سوره۴، آیه۶۰.    
۱۵. نساء/سوره۴، آیه۶۱.    
۱۶. بقره/سوره۲، آیه۸.    
۱۷. بقره/سوره۲، آیه۱۶.    
۱۸. نساء/سوره۴، آیه۸۸.    
۱۹. نساء/سوره۴، آیه۸۹.    
۲۰. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۲۱. نساء/سوره۴، آیه۱۴۳.    
۲۲. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۲۳. نساء/سوره۴، آیه۱۴۳.    
۲۴. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۲۵. نساء/سوره۴، آیه۱۴۳.    
۲۶. نساء/سوره۴، آیه۶۰.    
۲۷. نساء/سوره۴، آیه۶۱.    
۲۸. نساء/سوره۴، آیه۸۸.    
۲۹. منافقون/سوره۶۳، آیه۱.    
۳۰. منافقون/سوره۶۳، آیه۶.    
۳۱. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۳۲. نساء/سوره۴، آیه۱۴۳.    
۳۳. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۳۴. نساء/سوره۴، آیه۱۴۳.    
۳۵. نساء/سوره۴، آیه۱۴۲.    
۳۶. نساء/سوره۴، آیه۱۴۳.    


منبع

[ویرایش]


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱۹، ص۱۰۵، برگرفته از مقاله «مصادیق ضلالت‌پیشگان (منافقان)».    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳۱، ص۱۵۰، برگرفته از مقاله «ضلالت منافقان».    


رده‌های این صفحه : ضلالت | موضوعات قرآنی | نفاق




جعبه ابزار