علم رجالذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



كلمه رجال جمع رجل، واژه‌اي عربي به‌معناي مردان و به‌خصوص مردان بزرگ است و علم رجال در اصطلاح به دانش شناخت مردان مشهور علم و ادب و دولت، و بيان احوال آنها گفته مي‌شود. به‌بياني ديگر، به‌طور عام، دانش شناسايي گروهي از مردم كه در جهت خاصي مشتركند و اطلاع يافتن از احوال، انساب، آثار، و برخي خصوصيات ديگر آنها علم رجال ناميده مي‌شود. اما به‌طور خاص، در حوزه علوم دینی، علم رجال علمي است كه در زمينه شناسايي راویان حدیث از نظر نام و اوصافي كه در قبول يا ردّ گفته و روایت آنها دخالت دارد بحث مي‌كند.


تعریف علم رجال[ویرایش]
رجال دانشی است كه به معرفی راویان و صفاتی كه در پذیرش، یا عدم پذیرش راویان نقش دارد ـ نظیر ایمان و عدالت ـ می پردازد و از چگونگی توثیق و جرح راویان و راه های رفع تعارض میان جرح و تعدیل سخن به میان می آورد.

تعریف سند[ویرایش]

روایات معصومین همراه با سند به دست ما رسیده است. مقصود از سند سلسله ای از راویان است كه به ترتیب دوره های تاریخی هر یك از آنان آن روایت معصوم را برای دیگری نقل كرده است.

بررسی یک نمونه[ویرایش]
به عنوان مثال در کتاب کافی به چنین روایتی بر می خوریم:
محمد بن یحیی، عن محمد بن عبد الجبار، عن محمد بن اسماعیل، عن علیّ بن النعمان، عن ابن مسكان، عن ابی بصیر، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قال لی: یا أبا محمد ! انّ الله عزّ و جلّ لم یعط الانبیاء شیئاً إلا و قد اعطاه محمّداً صلی الله علیه و آله؛ ای ابابصیر خداوند عزوجل به پیامبران چیزی نداد مگر آن كه آن را به محمد صلی الله علیه و آله ارزانی داشت [۱] .
در این روایت كه مربوط به کتاب حجت و از جمله روایات مربوط به عقائد است، نام شش راوی برده شده كه به ترتیب روایت مزبور را از امام صادق علیه السلام نقل كرده اند. این شش تن عبارتند از: محمد بن یحیی، محمد بن عبدالجبار، محمّد بن اسماعیل، علیّ بن نعمان، ابن مسكان، ابوبصیر.
پیداست كه مرحوم کلینی ( م ۳۲۹ ) از محدثان سده چهارم تا عصر امام صادق علیه السلام ـ یعنی سال های ۱۱۴ تا ۱۴۸ هجری ـ امام صادق - علیه السلام - در سال ۱۱۴ هجری پس از شهادت امام باقر - علیه السلام - به امامت رسید و در سال ۱۴۸ هجری به شهادت رسید. [۲]
بنابر این قطعاً او این روایت را از طریق راویان پیش از خود شنیده، یا به یكی از طرق دیگر تحمل، دریافت كرده و برای ما نقل نموده است.
اگر او نام این راویان و سلسله سند را ذكر نمی كرد، ما راه تحقیق مناسبی برای دستیابی به اطمینانی آرام بخش كه صدور روایت از امام علیه السلام را اثبات كند، نداشتیم، مگر آن كه با خود می گفتیم كه کلینی از محدثان بزرگ و محتاط است و لابد خود از راویان پیشین شنیده كه برای ما نقل كرده است. افزون بر آن كه این اندیشه ما را به اطمینان كافی نمی رساند، محذور دیگری در برداشت و آن این كه شاید او در قضاوت درباره عدالت، وثاقت و ایمان راویان دچار اشتباه شده باشد. ذكر نام راویان و سلسله سند، این امكان را برای ما فراهم می سازد كه از منظر اجتهادی و مبانی نظری خود شرائط راویان را مورد بررسی قرار دهیم.

چگونگی بررسی صحت روایت[ویرایش]
حال می خواهیم بدانیم، اولاً: این شش راوی چه كسانی هستند ؟ و در چه عصری می زیسته و با چه كسانی معاصر بوده اند؟ آیا در حوزه عقیده به امامت ائمه علیهم السلام اعتقاد داشته اند ؟ آیا در حوزه اخلاق انسان های عادل، یا حداقل راستگو بوده اند ؟ تمام اینها پرسش هایی است كه ما برای دستیابی به صحت روایت به پاسخ آنها نیازمندیم. از سوی دیگر بیش از سیزده سده میان ما و آنها فاصله شده، چگونه می توانیم به این پاسخ ها دست یابیم. اینجاست كه علم رجال به كمك ما می شتابد و ضمن معرفی هویت راویان، به ما می گوید كه این راوی آیا جزء امامیه است یا نه ؟ آیا عادل است یا نه؟ آیا موثق است یا نه؟ از این رو علم رجال به منزله فرهنگ لغتی می ماند كه واژه های دشوار و ناشناخته متون را برای ما معرفی كرده و مبیّن می سازد. این بخش از وظیفه علم رجال بر عهده كتب و منابع رجالی گذاشته شده است.

کاربرد علم رجال[ویرایش]

پاره ای از مشكلات است كه صرفاً با مراجعه به این منابع حل نمی شود و می بایست مبانی آن قبلاً تبیین گردد. برخی از این مشكلات بدین شرح است: رجالیون برای تعدیل، توثیق، یا جرح راویان از چه الفاظی استفاده می كنند ؟ بر چه مبنایی می توان به توثیق راویان راه یافت ؟ آیا نصّامام معصوم لازم است ؟ آیا جزء اصحاب اجماع بودن برای وثاقت كافی است ؟ در مواردی كه میان دیدگاه های رجالیون تضاد وجود داشته باشد و اصطلاحاً در تعارض میان جرح و تعدیل چه باید كرد ؟ منابع رجالی شیعه و اهل سنت كدام است و چه تفاوت هایی میان آنها وجود دارد ؟
علم رجال به این پرسش ها نیز پاسخ می دهد. پس بخشی از مباحث علم رجال صرفاً نظری و بخش دیگر میدانی و كاربردی است. بخش میدانی و كاربردی را می بایست با مراجعه مستقیم به منابع رجالی دنبال كرد و آنچه معمولاً در كتاب های علم رجال طرح می شود، بخش نخست؛ یعنی مباحث نظری آن است كه در این فصل نیز همین مباحث طرح شده است.

موضوع و مسائل علم رجال[ویرایش]
موضوع علم رجال راویانحدیث و بررسی آن دسته از حالاتی است كه ـ نظیر ایمان، عدالت، وثاقت، ضبط ـ در پذیرش روایتشان، یا عدم پذیرش نقش دارد و سایر حالات آنان؛ نظیر شاعر بودن، تاجر بودن و داشتن پست های اجتماعی و..... مورد نظر این دانش نیست.

دسته بندی مسائل علم رجال[ویرایش]

مسائل علم رجال نیز شامل چند دسته است كه عبارتند از: ۱. الفاظ جرح و تعدیل و تعارض آنها؛ ۲. توثیقات خاص؛ ۳. توثیقات عام؛ ۴. شناخت منابع رجالی.

پانویس[ویرایش]
 
۱. - ثقة الاسلام کلینی،اصول کافی ج ۱ ص ۳۲۷     .
۲. علي نصيري - آشنايي با علوم حديث، ص ۲۰۵.


منبع[ویرایش]
اندیشه قم    


رده‌های این صفحه : علم رجال




جعبه‌ابزار