غزوه بدر صغری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



غزوه «بدر صغری» یک سال پس از جنگ احد در ماه ذی قعده رخ داد ، پس از جنگ احد ابو سفیان گفته بود: وعده ما و شما سال دیگر در بدر!
چون موعد مزبور فرا رسید ابو سفیان با مشکلات زیادی رو به رو شد و نتوانست در موعد مقرر در بدر حضور یابد اما لشکر اسلام تا روز هشتم ماه ذی قعده، منتظر آمدن مشرکین مکه بودند. با حاظر نشدن مشرکین در وعده‌گاه، مسلمانان بدون درگیری منطقه را ترک کردند.


غزوه به خواست ابوسفیان

[ویرایش]

پس از جنگ احد چون ابو سفیان می‌خواست از مدینه به مکه بازگردد فریاد زد: وعده ما و شما سال دیگر در بدر!
چون موعد مزبور فرا رسید ابو سفیان با مشکلات زیادی که در پیش داشت آماده حرکت‌ به سوی بدر شد و به گفته برخی از مورخین برای آنکه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را از آمدن بدان سو بترساند و به وسیله‌ای این جنگ را به تاخیر‌اندازد به نعیم بن مسعود اشجعی که از مکه عازم مدینه بود گفت: امسال خشکسالی است نزد محمد برو تا شاید این جنگ را به تاخیر‌اندازی!
نعیم به مدینه آمد و خدمت پیغمبر اسلام رسید و آنچه توانست درباره اهمیت لشکر قریش و اسلحه و افراد سپاه فراوان آنها برای آن حضرت نقل کرد تا آن حضرت را به نحوی از حرکت‌به سوی بدر منصرف سازد، اما رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست من به جنگ او خواهم رفت اگر چه هیچکس با من نیاید و سپس پرچم جنگ را بسته و به دست علی (علیه‌السّلام) داد و با یک هزار و پانصد نفر از مسلمانان از مدینه خارج شد و ده ‌اسب نیز همراه داشتند.

منطقه بدر

[ویرایش]

و چون در بدر صغری (بدر صغری نام بازاری بوده که از آغاز ذی قعده تا هشتم آن ماه بازار مزبور در بدر تشکیل می‌شد و مانند بازارهای دیگر عرب در آن چند روز مرکز داد و ستد و سرودن اشعار و خطبه‌ها و اظهار فضل قبایل و افراد بوده است) گروه‌های زیادی از قبایل عرب برای داد و ستد و تجارت و سایر امور اجتماعی جمع می‌شدند مسلمانان اموال تجارتی و کالاهای زیادی نیز همراه خود برداشتند تا در صورت امکان آنها را به فروش رسانده و به وسیله آن تجارتی نیز بکنند.

تخلف ابوسفیان

[ویرایش]

ابو سفیان نیز با دو هزار نفر سرباز و پانصد اسب از مکه خارج شد و تا «مر الظهران‌» پیش رفت اما در آنجا سران لشکر را جمع کرده گفت:
باز گردید که امسال به واسطه خشکسالی مصلحت نیست ما جنگ کنیم، و جنگ در سالی باید باشد که حیوانات بتوانند از سبزی صحرا و برگ درختان بخورند و شما نیز از شیر آنها استفاده کنید.
به همین بهانه پس از چند روز گردش و خوشگذرانی و نوشیدن شراب آنها را به مکه بازگرداند و قریش که چنان دیدند به عنوان سرزنش آنها را «جیش السویق‌» یعنی لشکر سویق - نامیدند و گفتند: شما فقط برای خوردن سویق به این سفر رفتید.

انتظار لشکریان اسلام

[ویرایش]

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز با مسلمانان روز اول ذی قعده به بدر رسیدند و به انتظار آمدن ابو سفیان هشت روز آنجا ماندند و مسلمانان هر روز در بازار بدر حاضر می‌شدند و کالاهای تجارتی خود را فروخته و از این راه سود مالی فراوانی به دست آوردند و پس از هشت روز با تمام شدن بازار بدر آنها نیز به سوی مدینه بازگشتند و از نظر سیاسی هم مانند لشکریان فاتح در جنگ، به مدینه آمدند زیرا دشمن از ترس آنها در وعده‌گاه حاضر نشده بود. از این رو عظمت تازه‌ای در نظر عربها و قبایل اطراف پیدا کردند و آثار شکست احد را محو ساختند، و در برخی از تواریخ آمده که صفوان بن امیه پیش ابو سفیان رفت و زبان به ملامت و سرزنش او گشوده گفت:
با اینان وعده جنگ گذاردی و تخلف کردی و همین سبب دلیری و نیروی آنها می‌گردد.

آمادگی برای جنگ احزاب

[ویرایش]

و از این رو مشرکان قریش در صدد جنگ تازه‌ای بر آمده و به تهیه لشکر و اسلحه برای جنگ احزاب پرداختند، و به گفته برخی از مورخین پس از مراجعت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از بدر صغری شخصی به نام معبد بن ابی معبد خزاعی که در بدر حاضر بود و لشکر اسلام را مشاهده کرده بود کثرت سپاه مسلمانان را که در بدر بودند به اطلاع قریش رساند، و آنها را به فکر‌انداخت تا از قبایل اطراف و همدستان خود کمک بگیرند و از سران قریش و ثروتمندان و بلکه افراد معمولی نیز درخواست کمک مالی کنند و تا جایی که مقدور بود اسلحه و سرباز تهیه کرده و جنگ احزاب را با آن سپاه مجهز به راه‌اندازند.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «بدر صغری»، تاریخ بازیابی ۶/ ۷/ ۱۳۹۵.    






جعبه ابزار