فهرس التواریخ (کتاب)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



فهرس التواریخ اثر رضاقلی‌خان هدایت، در زمین تاریخ ایران و جهان اسلام، به صورت تاریخ عمومی است که به زبان فارسی روان و به دور از عبارت‌پردازی‌های مقلغ و پیچیده نگاشته شده است.
انگیز تالیف، اختلافاتی است که مؤلف، در نگارش تاریخ گذشتگان احساس کرده است و لذا به ذهنش خطور کرده که «وقایع دین و دولت و ملک و ملت و اصناف ملوک و ارباب سلوک از عرب و عجم و ترک و دیلم و رومی و هندی و سایر سلاطین اکناف و اطراف» را به قدر استحضار و اطلاع خویش گردآوری کرده و آن را به نام ناصرالدین شاه قاجار، به رشت تحریر درآورد.


ساختار

[ویرایش]

مقدم پربار مصحح در معرفی کتاب و مؤلف آن، آغازگر مباحث بوده و مطالب، با آنکه از رشته تاریخ عمومی است، ولی برخلاف روضة الصفا، حبیب السیر و جامع التواریخ، تاریخ را از هبوط آدم علیه‌السّلام آغاز نکرده، بلکه از سال اول هجری، حوادث تاریخی را به ترتیب سالها و به صورت سال به سال تعقیب کرده و به حوادث سال ۱۲۶۸ ق پایان داده است.
نحو نگارش قسمت اول کتاب، یعنی حوادث تاریخی از اول سال هجری تا حدود ۱۰۵۶ ق، بسیار کوتاه و شتابزده است ولی از سال مذکور، مطالب توسعه و تفصیل بیشتری مییابد، تا آنجا که در سالهای حکومت قاجاریه، کار به تفصیل تمام میانجامد.
به خوبی میتوان دریافت که قسمت دوم کتاب، در حقیقت تحریر نخست کتاب روضة الصفای ناصری است. آشنایان به تاریخ به خوبی میدانند که «میرخواند»، مورخ مشهور عصر تیموری، حوادث روزگار تاریخ ایران تا زمان خود (ده نهم از قرن نهم) را نوشته و فرزندزاده‌اش «خوندمیر»، جلد هفتم یعنی حوادث پایانی سلسل گورکانی و وقایع و جنگهای شاه اسماعیل را تا دوسه ماه به مرگ این پادشاه مانده، ضبط کرده و دفتر تاریخ را به پایان آورده است و رضاقلی خان هدایت، حوادث تاریخی را از آنجا که او به اتمام رسانده، آغاز کرده و تاریخ قراقویونلو، صفویان، افغانها، افشاریان، زندیان و قاجاریه را بر آن افزوده است و سخن را به شرح حال مشاهیر هر روزگار پایان داده و مجموع را در ده جلد به نام روضة الصفای ناصری اتمام بخشیده و در حقیقت، قسمت قاجاری این کتاب، همان مطالب روضة الصفای ناصری قسمت قاجاریه است.

گزارش محتوا

[ویرایش]


← مقدمه


مقدمه، بعد از ارائ شرح حال نسبتا جامعی که مؤلف در کتاب مجمع الصفا از خود به جا گذاشته، به نحو تصحیح کتاب و زحماتی که در این راه متحمل شده است، می‌پردازد. دراین باره بیان میدارد که توضیحاتی که خود مؤلف در حاشی نسخ خطی کتاب آورده بود را با رمز «ر. ه»، توضیحات هاشم محدث را با رمز «ها» و توضیحات خویش را بدون نام و نشان در زیر صفحات آورده است.
در پایان مقدمه، عکس صفح اول از نسخ خطی کتاب آورده شده است.

← متن کتاب


متن کتاب، بعد از حمد و ستایش خداوند، نعت رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و اصفیای برحقش علیه‌السّلام ، وقایع هر سال را از سال اول هجری، به صورت بسیار مختصر و کوتاه شروع می‌کند؛ به گونه‌ای که فقط، به یک و یا حداکثر دو واقعه در هر سال اشاره می‌شود:
سال اول: رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم از مکه به مدینه هجرت فرمود و عثمان بن مظنون صحابی و ابو امامه اسعد بن زرار انصاری درگذشتند.
سال دوم: که آن را «سنة الامر بالقتال» می‌خوانند، سال وقوع تحویل قبله، عقد میان علی علیه‌السّلام و فاطمه سلام‌الله‌علیهم و غزوه بدر است.
سال سوم: غزوه احد اتفاق افتاد و حمزه سیدالشهداء، عبدالله بن جحش اسدی، مصعب بن عمیر، ذکوان انصاری و حنظلة بن ابی عامر غسیل الملائکه در این سال به شهادت رسیدند.
و همین طور وقایع سالهای دیگر، یکی پس از دیگری، بسیار خلاصه و گزیده، بیان میشوند تا اینکه تاریخ سال ۱۰۵۷ مطرح میگردد. از این تاریخ به بعد شاهد تفصیل نسبتا بیشتری در بیان وقایع هستیم. به عنوان مثال در بیان وقایع سال هزار و صد و چهل و نهم آمده است که نادرشاه افشار خراسان را به پسر خود رضاقلی و آذربایجان، از حد قپلان کوه تا آرپه چائی و منتهای داغستان و گرجستان را به برادر خود ابراهیم خان سپرد و خود متوجه ترکستان شد. بعد از آن سفیری به روم فرستاده و با آنها قرارداد مصالحه امضا کرد. مرادخان بابا ابواب را به دربار آورده و او را در حوالی سیستان به قتل رساند. رضاقلی میرزا نیز بلخ را تصرف کرده، عازم بخارا شد و بعد از فتح آنجا، به فرمان نادرشاه، ابوالفیض را حاکم آنجا کرد.
وقایع مربوط به دوران قاجار از تفصیل و تشریح بیشتری برخوردارند. در بیان حوادث سال هزار و دویست و شصتم آمده است که در این سال محمدشاه قاجار به قصد شکار، عزم جاجرود و کرج کرد و در این سفر دستور داد تا آب رودخان کرج را برای آبادی بیشتر اطراف تهران و راحتی مردم آن، به سمت این شهر روانه کنند و مقرر شد مخارج آن را از خزان دولت بپردازند. در این سال آتش‌سوزی بزرگی در جنگل‌های گیلان رخ داده و در اصفهان، پس از درگذشت سید محمد باقر، ملقب به حجة الاسلام، فرزندش، سید اسدالله از عتبات عالیات مراجعت کرده و بر مسند پدر، به ارشاد و تربیت نفوس پرداخت.
در همین سال بود که نواب ملک قاسم میرزا از حکومت بروجرد معزول شده و نواب الله قلی میرزا، خواهرزاده شاه و نو نواب حسینقلی خان، به جای او به حکومت بروجرد رسیده و روان آن شهر میشود که ظاهرا در این سفر، به واسط ترغیب و تحریض ملازمان، به امور لهو و لعب پرداخته و این امر باعث میگردد که در نزد شاه متهم و بی عزت گردد.
قسمت اول که مؤلف در آغاز کتاب آورده و چنین نشان داده که از خود اوست، به حکم آنکه هیچگونه اشارتی به مؤلف اصلی آن نکرده، اقتباس بلکه انتحالی است از کتاب شاهد صادق تالیف میرزا محمد صادقبن محمدصالح آزادانی اصفهانی که در حدود ۱۰۵۶ ق در هندوستان نوشته شده و چون تاکنون چاپ و منتشر نشده، هدایت پنداشته است که هرگز کسی متوجه این اقتباس عجیب و مفصل نخواهد شد.
حتی آنجا که مؤلف اصلی کتاب در سال ۸۸۸ به نام و واقع وفات جدش اشاره میکند، مؤلف مطالب را به گونه‌ای بیان میدارد که گوئی خود بدین نکته پی برده است.

وضعیت کتاب

[ویرایش]

کتاب فاقد فهرست مطالب بوده ولی فهرست اسامی اشخاص، مکانها، ایلات و طوایفی که در کتاب ذکر شده‌اند، به همراه فهرست کتابها و رساله‌هایی که به عنوان منبع در تصحیح کتاب از آنها استفاده شده، در انتهای کتاب آمده است.
پاورقی‌ها به توضیحات و حواشی مؤلف، میرهاشم محدث و مصحح کتاب، دکترعبدالحسین نوائی اختصاص دارند.

منبع

[ویرایش]

نرم افزار تاریخ اسلامی ایران، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.



جعبه ابزار